تاریخ امروز:

 نظرات نشر شده

تاریخ

2024-03-31T22:00:00Z

اسم

الله محمد

محل سکونت

آلمان

تبصره

​دوست بسیار گرامی ام مومند صاحب گل!

با زهم عرض ادب و مانند شما تمنیات نیک.

 1-"زیرا در نزد من مقام شما بالاتر از حافظ است."

تشکر از این مقام، که بنده مسلم به مقام  بالای فکری، عرفانی و  هنری  آن مرحومی نه تنها رسیده نمی توانم،  بلکه نامبرده  در اجتماع بشری انقدر مقام بالا دارد که مقام بنده را نزد شما  عرق ریزان شرم و خجالت می نماید.   اما مسلم مقام بنده فعلاٌ بالا است، زیرا زنده هستم، که هدف شما محترم همین خواهد بود، زیرا اگر بنده این مقام را نمی داشتم، حالا سمرقند و بخارا هم در این دریچه ما مقامی نمی توانست بگیرید، مخصوصاٌ زیبا رویان شیراز و سمرقند و بخارا و خود مرحوم حافظ صاحب. 

شما محترم از مقام بالای فکری تان می نویسید:

2-"قبلاً در یک کامنت خود متذکر شده بودم که سید رفعت حسینی، در ویب سایت افغان جرمن تقریباً، تمام شعراء عارف دوران خود را به شمول سنایی، مستند به کلام شان متهم به «زن ستیزی» کرد و احد من الناس حاضر به رد گفتار و ادعای او نشد، زیرا مجالی در رد گفتارش دیده نمیشد."

بنده موضوع را خوب به خاطر دارم، چنانچه در یکی از کامنت های خود با یکی از دوستان  بنام عبد الاحمد نوشتم ذیلا نوشتم، زیرا خود حسینی در تبصره ها حصه نمی گرفت:

محترم عبد الاحمد:

 2-"از مدتیست که آقای رفعت حسینی بر شعرای متقدم می تازد و آن به خاطر دو نکتۀ ذیل: ـ یکی مدح کردن پادشاهان و زورآوران"

 

بنده نوشتم:

"آن متفکرین در اثار خود ممکن 2-4 فیصد از پادشاهان را مدح کرده باشند،  و انها زنده نیستند که انرا برای ما باز کنند. بقیه تماماٌ اثار شان حکمت، فلسفه، اخلاق و روانشناسی در سطح بالا میباشد. اگر هم مدیحه سرایی نموده اند آزاد بوده اند و به اختیار خود به هر دلیلی بوده انرا نموده اند،"

محترم عبد الاحمد:

 3-"ـ مذمت کردن زن". 

 بنده نوشتم که:

" ... غیر ممکن است که انها زن ستیز بوده باشند زیرا مادر  خود شان، خاله، عمه، مادر کلان شان زن  بوده نه مرد، زن خود شان، خواهر زن شان، مادر زن شان  زن بوده نه مرد، دختر خود شان، نواسه دختری خودشان و غیره اطرافیان زن شان، خلاصه اینکه چطور زن ستیز شده می توانند در صورتیکه می دانند که بدون زن اجتماع انسانی وجود نخواهد داشت. اینکه در بعضی اشعار شان راجع به زن اظهاری نموده اند حتماٌ دلیلی خاص خود را داشته که حالا مشکل است آن مشخصه را پیدا نمود اما مشکل نیست انرا دانست. احتمال دارد با زنش مشاجره نموده باشد همان روز و ان شعر را راجع به زن نوشته اما نخواسته بنویسد زن من چنین است و یا هم کدام زن دیگری کدام شیطنت نموده باشد که نفرین وی را بر انداخته باشد و غیره." 

 به نظر بنده ما باید در تمام موارد تعادل را تا حد زیاد کوشش نماییم مراعات نماییم و از  یک دو سه  فیصد صد فیصد درست نه نماییم، زیرا نظام عالم و اجتماعی بشری بدون تعادل درست دوران نموده نمی تواند.   

 بیدل منم آن گوهر دریای تحمل

کز لنگر من شورش توفان گله دارد

کشور

http://www.arianafghanistan.com/FotoGallary/CountryIcons/DE.png
ساخته شده در 01.04.2024 12:09 توسط  
آخرین اصلاح در 01.04.2024 14:16 توسط 1073741823