جناب محترم الله محمدخان گرامی سلام.
به گمان اغلب، جناب محترم الرافعی، از دور، با یک شیوهٔ ادبی رمانتیک، در سپتمبر ۱۹۲۳ میلادی، چنین چیزی نوشته بود:
"ليت النيل في أفغانستان، وليت أمان الله في مصر؛
فإن أفغانستان ينقصها النيل وتملك الرجل، وإن مصر تملك النيل وينقصها الرجل"
من فکر میکنم که، جناب محترم الرافعی در آن زمان، خواسته بود، جهت بیداری بیشتر مردم مصر، "حاصل خیزی دریای نیل و حاصل خیزی نظریات امیر امان الله خان را، که در آنزمان هنوز به حیث امیر تشریف داشتند، یعنی هنوز پادشاه نشده بودند، با یک دید رمانتیک همردیف نموده، در عین حال به زبان کنایه، به پادشاهٔ مصر (فواد اول) گوشزد نماید، که به نظر الرافعی، فواد اول به اصطلاح "چندان پادشاهی نیست"، در عین زمان حسرت آنرا خورده است، که ایکاش "بجای فواد اول، امیر امان الله خان پادشاهٔ مصر می بود، در ضمن شاید به نظر الرافعی، البته در سال ۱۹۲۳ میلادی، امکان آن هم وجود داشته بوده باشد، که، شاید، پس از خلافت عثمانی، امیر امان الله خان چانس "امیرالمومنین شدن و چانس خلیفه شدن" را نیز دارا بوده است: در آنصورت، از دید ادبی و رمانتیک الرافعی، چنین یک تبادلهٔ دریای حاصلخیز نیل، با یک خلیفهٔ احتمالی، واره دار جلوه نموده باشد.
جناب محترم الله محمد خان گرامی!
من دو روز قبل، این موضوع را در یک بحث اجتماعی بخاطری یاد آور شدم، تا آنکه ما به اصطلاح ملتفت شهرت جهانی زعمای گرامی خود در سطح جهان شویم، بطور مثال، حالا زمانیکه یکی از زعمای گرامی ما در سطح جهانی تا به این حد خواستن خواه دارد، که مردم یک کشور دور، مانند کشور مصر، حتی حاصل خیز ترین دریا های شانرا "با یک زعیم گرامی ما تبادله می کنند"، خدا میداند که بالای بقیه زعمای گرامی ما در سطح بین المللی و جهانی، به اصطلاح "چی حال باشد" و ما خبر نباشیم؟"
با تقدیم احترامات قلبی
حسیب الله