نویسندۀ بینا و توانا، محترم ساپی صاحب!
بعد ازعرض سلام محمدی و تمنیات نیک
با کمال مسرت، توضیحات فاضلانه و عالمانۀ تان را در مورد واهیات یک موجود آدم نما، مطالعه نمودم.
تحریرهمچو مطالب مبین شهامت فرهنگی آن عزیز گرامی است، چنانکه تذکرملفوف تان، در مورد هراس وطنداران، از هتاکی شخص متذکره، به ارتباط توهین شخصیت شهید سردار صاحب محمد داؤد خان، شهامت شخص شخیص جناب عالی را ممهور و مستند میسازد.
این آدم در مسلک اهانت و هتاکی و افتراء، قباله روباه دکتور را در بغل دارد، نه تنها با وقاحت و دیده درایی تمام، پدرموحومم را مورد اهانت قرار داده و او را کمونست قلمداد نمود، که کار یک انسان مهذب و با فرهنگ نیست، ولی بد تر و وقیحتر آنکه تمام باشندگان ولایت لغمان و ننگرهار و اقوام بزرگ قوم پشتون را از خیبر تا حومۀ پیشاور و چهار سده و رود اتک ، دو رویه و منافق و پنجابی قلمداد نمود.
آنچه مایۀ تأثر نهایت فراوان من گشت، سکوت و اغماض ذواتی است که درین ویب سایت از علم و دانش و فلسفه و انسان دوستی و بشر خواهی و اخلاق و محاسن معنوی پف میکنند و رساله ها مینویسند، اما، به فحوای کلام: (شتر دیدی ندیدی؟)
این نوابغ علم و دانش و معرفت و معلمان اخلاق و آدمیت و نفرت از تبعیضات، با تمام اشکال و ابعاد آن، چشمان خود ها را، کور و گوش ها را کر انداختند، که گویا (شترندیده) اند.
همچو منافقت، انسان را در قسمت کرامت انسانی همچو ذوات نگاره گر و بی تفاوت مشتبه میسازد.
با تذکر مزید اینکه، خدا شاهد است که این قلم، واهیات متذکره را عنوانی یک چوکرۀ ستمی خدای په جاتش نخواندم، زیرا همچو مهملات به ارتباط مصاحبت با پادشاه مخلوع یا مستعفی را، در طول سالیان متمادی بارها خوانده بودم.
شاه علاوه از تدبر شخصی و تجارب سالیان متمادی دور سلطنت، ذواتی مانند داکتر یوسف خان، داکتر ولید حقوقی و داکتر عبدالصمد حامد، جناب احسان مایار صاحب و ده های دیگر، در کنار خود داشت.
در جایکه آب زلال وجود داشته باشد ضرورت به تیمم کلوخ و دیوار خشت خام نمی ماند.
با عرض تشکر مجدد