تاریخ امروز:
  
  
  
  
شمارش= 285
  
06.07.2022متحده ایالاتhttp://www.arianafghanistan.com/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

​استناد بر گفتار ببرک کارمل و به قول مردم  ببرک کارغل

ښاغلی داکتر صاحب احسان خان لمر، در یک نوشته جدید خود عنوانی شاغلی جهانی، به ارتباط عدم موجودیت مرامنامه و اسناد مکتوبه حرکت مشروطه خواهان، به اختناق سیاسی در دوران سلطنت اشاره نموده  و طور مثال گفتار ببرک را در تالار ولسی جرګه  چنین مورد استناد قرار داده مینویسند: (کارمل (ببرک کارمل-مومند) وکیل شهر کابل (وکیل یک حوزه شهر کابل، نه تمام مردم کابل-مومند) از مشروطه خواهان اول ....نقل قولی نمود که  اعتراضات شدید ..... بعمل آمد و ..نظم بر هم خورد...)

طبق معمول و مرسوم، استناد به ګفتار و سخنانی کسانی به عمل میآید، که در جامعه صاحب یک وزن قابل قدر سیاسی، اجتماعی و علمی باشد، مانند مرحومان، شهید میوندوال، استاد پژواک، شهید محمد موسی شفیق، نجیب الله خان توروایانا،  استاد ابراهیم  صفا و غیره، نه بر ګفتار کسانیکه، تاریخ کشور بر ایشان لعنت میفرستد مانند ببرک، احمد شاه مسعود کولابی، ارشد الشیاطین بحران الدین ربانی، ګل بیدین حکمت عار، ملعون سیاف، دوستم جنایتکار وغیره. 

از اتکاء ښاغلی داکتر صاحب لمر، بر ګفتار ببرک کارل، انتباهات ذیل در ذهن تداعی میکند:

یک- جایګاه و مقام خاص (کارغل) در نظر ښاغلی لمر به حیث یک مبارز بزرګ ملی. 

دو- توجیه اینکه ببرک کارغل از  هم فکران و حامیان حرکت مشروطه خواهان بود. 

 سه- ببرک کارغل یک مبازر و آدم متهوری بوده که در دوره اختناق و استبداد خاندانی، به نقل قولی از مشروطه خواهان و عثمان خان پروانی پرداخت.

به نظر نګارنده این سطور عکس العمل متذکره وکلاء علیه قوله کشی ببرک در حقیقت، نفرت و انزجار عمیق شان نسبت به ببرک کارغل به حیث یک شخص ملحد و بی خداست، مردم افغانستان از حزب خلق و پرچم و رهبران شان مانند ببرک کارغل به مثابه ایادی دولت شوروی و عناصر بی دین و ضد معتقدات اسلامی نفرت داشتند، روی همین دلیل بود که یک عده وکلاء در تالار ولسی جرګه ببرک کارغل را لت و کوبی سختی دادند.

اګر به فرض محال ببرک کارغل صدای (الله و اکبر) را در تالار ولسی جرګه بلند میکرد، وکلای ولسی جرګه په پیروی از ببرک نعره های (الله و اکبر) را بلند میکردند؟

این خیال است و محال است و جنون

اکنون مطالب و امثلۀ  را به ارتباط استبداد در آن دوره به عرض میرسانم؛ پاد شاه افغانستان، جنت مکان اعلیحضرت محمد ظاهر شاه، دو ترورست معروف کشور، سید اسمعیل بلخی و قوماندان نمک حرام، خواجه نعیم را که پلان ترور کردن پاد شاه  و صدر اعظم وقت شاه محمود خان غازی را در نظر داشتند، نه تنها اعدام نکرد بلکه در دوره دهه دیمکراسی ایشان را نزد خود پذیرفت و مورد تفقد قرار داد،

سید اسمعیل بلخی بعد از آن، هر سال در قصر ګلخانه ، به مناسبت میلاد النبی بیانیه میداد.

هم چنان در روز های ګرفتن رأی اعتماد سردار نوراحمد اعتمادی، وکیل کدام حوضه شهر هرات که تخلصش به احتمال قوی (رحمتیان) بود نظام شاهی و سلطنتی افغانستان را  تحت زعامت اعلیحضرت محمد ظاهرشاه نورالله و مرقده، (نظام فرسوده) قلمداد کرد، که نه سردار عبدالرشید و نه دوست پارلمانی، مرحوم شاغاسی رحیم خان پنجشیری بر وی اعتراض کرد و نه جریان مجلس مختل شد.

اینکه در وقت وزارت معارف سردار نعیم خان کتب و متون درسی دوره امانی حریق شد و یا هم  اینکه در نتیجه غل و زنجیر کشیدن ذوات انقلابی و مخالف نظام، عامل فقدان و یا مانع نشر آثار مکتوبه مشروطه خواهان اول شده باشد، با در نظر داشت فقدان مرامنامه در کتاب سید مسعود پوهنیار، که خود فرزند برومند میر سید قاسم خان، هم رزم و هم سنګر مولوی محمد سرور آصف، به حیث بنیان ګذاران جنبش مشروطیتبودند، دلیل مقنعی شمرده نمیشود.

استبداد امیر عبدالرحمن خان و غازی نادر خان، بقاء کشور را تضمین نمود.

دیمکراسی صادراتی جهان غرب و منصوب ساختن حامد کرزی بچه خوانده جورج بش یا بوش، به حیث مشر دولت در کشور، تباهی افغانستان را ممهور ساخت.

استبداد نادر خانی، ملیون بار، بهتر از بی ناموسی های بچه سقو و جرنیلان و کرنیلان خود مختارش بود.

مردم با ناموس کشور، استبداد را نسبت به بی ناموسی ترجیح میدهند.

با عرض حرمت

  
05.07.2022متحده ایالاتhttp://www.arianafghanistan.com/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

​ارجمند، دپلوم انجنیر صاحب قیس جان کبیر

بعد از عرض سلام مسنونه

من کاملاً مستشعرم که اصلاح اغلاط املایی و انشایی در مضامین سایت تان نه تنها وظیفه شما نیست بلکه عملاً ناممکن است.

تذکر اسم مبارک شما، در معروضه ام خدمت استاد معروفی، مبتنی بر جدی گرفتن اشتباه کلمه (قراء) درین سایت وزین، از جانب آن اخوی ارجمند بود.

هم چنان، باری جناب شما در یک ایمیل و تذکر دوستانه، عنوانی این قلم، استعمال کلمه (عقده کشایی) را نادرست تلقی فرموده و شکل درست کلمه را (عقده گشایی) سفارش فرمودید. این جانب که طبیعتاً آدم شکاکی هستم یا استم، موضوع را درین سایت عزیز به استحضار استاد معروفی رسانیدم و ایشان به نفع طرز تحریر من رأی داده و طرز نوشتن (عقده گشایی) را بدعت ایرانیان قلمداد فرمودند.  متکی بر سلسه تساند ثقافتی، این قلم  از طریق ایمیل به آن اخوی، طرز نادرست کلمه (اولاد ها) را خاطر نشان نمودم که باید (اولاد) نوشته میشد و در نتیجه شما نوشته خود را به ارتباط کلمه فوق الذکر اصلاح فرمودید.

قابل تذکر میدانم که این جانب هر نوع اعتراض و انتقاد و تصحیح یا تصحیحات دوستانه را  از جانب هرکسی و هر سایتی که باشد خیر مقدم میگویم و لی به هرنوع اعتراض و تصحیح خصمانه از جانب کسانیکه در زیر نقاب اختفاء هویت و شخصیت در تاریکی سنگ اندازی میکنند به دیده نفرت نگریسته، پا فشاری بر اشتباه محتمل خود را،مؤکد و مرجه میدانم. 

اخوی گرامی شاغلی کبیر!

گرچه معروفی عزیز با انشاء کلمات ترکیبی (توق و مزاق) به توضیح مفهوم کلمه (توق) پرداخته اند ولی اینجانب با درکی که از این کلمه دارم در قسمت شأن نزول این کلمه درک و توضیح خود را به عرض میرسانم، البته استاد سخن، معروفی گرامی در صورت لزوم به تصحیح آن خواهند پرداخات.

مردم مشرقی به شمول افغان ها و هم وطنان ماوراء خط تحملیلی و استعماری دیورند، بر خلاف باشندگان فهیم سمت کندهار بزرگ، کلمه (ټوکه) را قسماْ معرب ساخته و  (ټوقه ) تلفظ  میکنند، چون دری زبانان بصورت عموم و دری زبانان حومه جلال آباد و ولایت لغمان، قادر به تلفظ کلمه حرف (ټ) نیستند آن را به حرف (ت ) تلفظ میکنند، سر انجام دری زبانان سمت مشرقی کلمه درست (توکه) را، با حذف حرف (ه) در آخر، (توق) ساختند. امثله مماثلی نیز در مورد، قابل تعجب دانسته نمیشود، که میتوان این را اشکال اصطلاحی، کلمات مکتوبه داننست.

امیدوارم توضیحاتم در زمینه، قناعت شما را فراهم ساخته باشد.

ښه چاری، پر مخ دی ګلونه 

  
05.07.2022USAhttp://www.arianafghanistan.com/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

خلیل الله معروفی  04/07/2022

با "یاسین خواندن" کار ُملک ما ساخته نمیشود!!! طنزی از طنزهای روزگار.....و خدا کند، که "یاسین خواندن"ها و "قصیده پُخته کردن"ها و "دم و دعاء" ها و "تعویذبستن" ها و "شویست دادن" ها و " ُکف و ُچف و پُف و تُف"ها کار مملکت هردم شهید ما را سربراه بسازند!!! آمین یا رب العالمین!!!"

Finally, an excellent article with such a deep, broad and extensive analysis of current affairs in Afghanistan that the author has beautifully managed to fit an ocean of concept into a small lake. The last sentance quoted above, however, is mostly beyond the territory of the Mullahs, but the domain of so-called birth-right genetic superiors of Afghanistan who are the perminant enforcers of backwardness. Sadly a  few top notch intellectuals selfishly claiming the ownership too!!!

  
04.07.2022متحده ایالاتhttp://www.arianafghanistan.com/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

​دوست گرانقدر معروفی گرامی

بعد از عرض سلام و تمنیات نیک و ښه راغلاست.

امروز تصحیحات املایی تان را در مورد نارسایی های املایی مقاله شاغلی ملک ستیز که نمیدام با کیها در ستیزند و با کیها در صلح و صفاء، برایم دلچسپ و آموزنده بود، مرحبا و حبذا به صلاحیت مسلکی تان در موارد دستور زبان و فقه اللغه.

من یکی دوبار مصاحبه های شاغلی ستیز را  شنیده ام، بعضاً در گفتار خود اصطلاحات نادرست ایرانی ، مانند نشست و امثالهم را نیز بکار میبرند، یکی از دوستان برایم گفت که شاغلی ستیز رهبر یک شاخه منشعب شده یک جریان چپی است.

البته اشتباهات املایی مشکلی است که حتی نوسندگان چیره دست و دارای تألیفات متعدد نیز از آن ناحیه در امان نیستند ولی اشتباهات متعدد در یک مقله شخصی که هم داکتر است، هم سیاستمدار  و هم رهبر یک جریان سیاسی، قابل توجیه نیست.

بخاطر دارم  چند سال قبل یکی از بزرگواران درین سایت مهذب ،کلمه (قرا) را اشتباهاً به شکل (قراء) نوشتند و شاغلی دپلوم انجنیر صاحب قیس جان کبیر از آن (دندوره) ساخت، ولی طوریکه ملاحظه میگردد، انجنیر صاحب کبیر اغلاط املایی لاتعد و لا تحصی را در یک مضمون منتشره سایت خود نادیده میگیرد در حالیکه صاحب قاموس کبیر نیز میباشند. هم چنان استعمال کلمات و اصطلاحات ایرانی در مضامین منتشره آن سایت به دیده اغماض دیده میشود، یکی از اصطلاحات نهایت مبتذل و احمقانه ایرانی نام (موشک) برای (راکت) است که یک نویسنده سایت مذکور آن را در مقاله خود بکار برده است.

بکار بردن یک اصطلاح محلی (توق) در مقاله تان برایم خیلی جالب بود، من به این باورم که این اصطلاح شیرین میان دری زبانان جلال آبد و لغمان مروج است، زیرا این اصطلاح را در قطغن و هرات و کابل نشنیده ام، بهتر است که انجنیر صاحب کبیر، آن را در قاموس کبیر خود جای دهد.

به امید نوشته های بیشتر تنویری و آموزشی شما.

خدای مو مل سه

  
04.07.2022ویاناhttp://www.arianafghanistan.com/FotoGallary/CountryIcons/AT.png
د افغان ملت لوږیساتلو باندی دا خیټور نجسی ږیری عربستان ته د حج لپاره وړل شوی دی او دا خیټور نجسی ږیری بیا ددروغو فریبی اعلانونه کوی چی دا حج ته تللی کسان د افغانستان ټولو ولایتونو څخه دی !
اوس به دا فریبکاره قدیانی  خیټوری نجسی ږیری مکه معظمه هم چټله کړی !!!

افغان ملت ته دا ټوله بدبختی د خودخواه بی ځایه مغرور محمد داؤد خان له خوا د وطنفروشوکمونیستانو په کومک رامینځ ته شوی دی او ددی بدبختی پایان نامعلوم دی  ، خدای پاک دی دا ټول رنګا رنګ وطنفروشان ( کمونیستان ، تنظیمونه او طالبان ) تباه او برباد کړی ددی ورځی په انتظار !!!!!
  
04.07.2022 جرمنیhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

تبصره ای بر نوشتۀ داکتر صاحب "ملک ستیز"

با نام هموطن گرامیم، آقای داکتر "ملک ستیز"، از مدتی ست، که آشنا هستم و ایشان را از روی مصاحباتشان با سرشناسان و از تماشای کتابخانۀ مفشن و مطنطن ایشان، میشناسم. و نیز میدانم، که ایشان در سیاست و بالخاصه "سیاست بین المللی"، دستی و دسترسی دارند. نوشتۀ مختصر ایشان در صفحۀ امروز ــ ۴ جولای ۲۰۲۲ ــ پورتال پرآوازۀ "افغان جرمن آنلاین" از نظرم گذشت. بر خود متن مقالۀ شان تبصره نمیکنم، چون برداشت سیاسی هرکسی مربوط  به طرز فکر و اندوختۀ دانش و درکش از امور است. اما در نوشتۀ ایشان به چند اشتباه زبانی برخوردم، که با "املاء" سر و کار دارد؛ و این کاری نیست، که بر مشرب "هر سر و بُل خیال" بتوان استوارش ساخت!!! و آن چند نکته ازین قرارند:

ــ نام رهبر طالبان "هبةالله" است، که با املای دری/فارسی "هبت الله" نوشته میشود. "هبة" و یا "هبت" کلمۀ عربی و در معنای "هدیه" و یا "تحفه" است. پس "هبةالله" یا "هبت الله" به معنای "هدیۀ خداوندی" ست. داکتر صاحب محترم "ملک ستیز" مگر در تمام مقالۀ خود این نام را در هیئتِ "هیبت الله" مینگارند، که غلط محض و نوعی "برداشت عوامگرایانه" از این لغت میباشد!!!

ــ کلمۀ "طالب" و جمع دری/فارسیش، "طالبان"، آنقدر جلیّ و نمایان و خالی از تعقید و غلط فهمی ست، که حتی «کور هم میفهمد، که دلده شور است!!!». مگر داکتر صاحب "ملک ستیز" این کلمۀ مشهور و معلوم و مشهود را در هیئت "تالبان" مینگارند؛ گوئی از نگاه ایشان "طالب" را باید به صورت "تالب" بنگاریم!!!

ــ جناب داکتر صاحب "ملک ستیز" کلمۀ "طرفه گوئی" را به کار گرفته اند ولی از سیاق کلامشان معلوم است، که مرادشان از "طفره گوئی" ست. باید به عرض جنابشان برسد، که کلمات "طرفه" و "طفره" هردو لغات عربی و موجود و معلوم و مأنوس در زبانهای ما هستند، ولی با معانیِّ کاملاً متفاوت:

ــ "طرفه"(به ضم اول) به معنای "بکر و عجیب و خوشایند" است

ــ مگر "طفره"(به فتح اول) از نگاه صرف عربی "اسم مرّه" و به معنای "یک بار خیززدن" است، ولی از نگاه تداول لغوی میتواند در معنای "شیرغلت" و یا "تیر آمدن" استعمال" گردد!!!

از طرز خرام نوشتۀ داکتر صاحب "ملک ستیز" معلوم میشود، که مراد ایشان "طفره گوئی" میباشد؛ چون ترکیب "طرفه گوئی" اصلاً معنای معقولی را تمثیل کرده نمیتواند!!!

ــ کلمۀ "تزویز" همینطور و با حرف "زاء" نوشته میشود. مگر جناب داکتر "ملک ستیز" این کلمۀ مشهور را در هیئت "تذویر" مینگارند. به استحضار ایشان برسد، که کلمۀ عربی "تزویر" در معنای "فریب دادن" و "منافقت" و "ریاکاری" ست. در حالی، که در زبان عربی کلمه ای به شکل و هیئت "تذویر" هنوز زاده نشده است!!!

البته در نوشتۀ این وطندار بس گرامیِّ ما اشتباهات خُرد و ریزۀ دیگر نیز از نگاه "املاء" موجود است، که از پرداختن بدانها صرف نظر میکنم.

وطندار گرانقدرم، جناب داکتر صاحب "ملک ستیز"، به حیث یک انسان آگاه و فهیم و با معلومات وسیع، باید بدانند و از صمیم قلب درک کنند، که "سخن نغز"، هم "متن نغز" میخواهد و هم "قالب نغز" و پیراسته از اشتباهات!!!

درد دلی بود با وطندار ارجمندم جناب "ملک ستیز" و آرزومندم، که از "بی پرده گوئی"ِ من آزرده نشوند!!!

با محبت فراوان او په درناوی

(خلیل الله معروفی ــ جرمنی ــ ۴ جولای ۲۰۲۲)


  
03.07.2022ویرجینیاhttp://www.arianafghanistan.com/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

دوستان گرانقدر و محترمم جناب کلیوال، جناب بارز و جناب معروفی!

به اجازۀ شما باز هم همان نوشتۀ امتنانم را به دوستان با اضافه کردن جمله ای از نوشتۀ دوست دانشمندم جناب معروفی که مینویسند:... تمام "زندگی" در واقع در دو کلمه خلاصه میشود؛ "آمد و رفت" که یک واقعیت بوده و بدان باور دارم، به شما عزیزان بزرگوار نیز تکرار تقدیم میکنم.

همسرم مرحومه حفیظه در کندهار افغانستان، زمانیکه پدرش مرحوم امیرالدین شنسب فابریکۀ تولید برق باباولی را اعمار مینمود، به دنیا آمده و به افغان بودن و مسلمان زاد شدنش میبالید، لیک سرنوشتش چنان رقم زده شده یود که در دیار بیگانگان و دور از وطن و زادگاهش در ویرجینیا منزل ابدی خود را کسب کند. روانش شاد و جنت مکانش.

طوریکه در پیامم یاد نموده بودم مرحومه حفیظه با رهنمائی قران و تفسیر کابلی آن جهان و ماحول خودرا ترتیب و زندگی خودرا تزئین نموده بود و سعی مینمود به روشنی آن در زندگی رفتار نماید.

در یکی از یادداشت وی از بین تفسیر این آیه را دیدم که میگوید: "کسانیکه واقعاً پرهیزگارند از اظهار دعوی بزرگی و خوبی خود شرم میکنند و خوب می فهمند که هنوز هم گرفتار ضعف اند.( التغابن آیۀ 64)

مرحومه با درک عمیق این آیه خوش نداشت که خودرا در محیط زندگی خود مطرح کند و این رازی بود که مورد احترام و محبت اطرافیان خود قرار داشت.

  
03.07.2022 جرمنیhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

 اقتباس مطالب از وبسایتها

در جهان مطبوعات ــ چه کلاسیک و چه اینک انترنتی ــ اقتباس مطالب، یک عمل مُجاز، مشروع ، متداول و عام  است. این امر مانند "نقل قول از منابع مختلف" است، که در آثار مکتوب و مطبوع تمام عالم رائج میباشد. این عمل در واقع به نفع هردو جانب تمام میشود؛ هم به نفع وبسایت "اقتباس کننده" و هم به نفع وبسایت "اقتباس عنه". از همین خاطر هیچ ضرورت و ابرامی وجود ندارد، که وبسایت "اقتباس کننده" از وبسایت "اقتباس عنه" ابراز سپاس و امتنان بکند. در عمل بعضاً دیده میشود، که مثلاً وبسایتهای محترم و معزّزی چون "آریانا افغانستان آنلاین" و یا  "افغان جرمن آنلاین" در آخر مقاله و مطلب اقتباسیِّ خود، ابراز امتنان میکنند. مثال میدهم تا موضوع عملاً و کاملاً روشن گردد:

پورتال محترم "افغان جرمن آنلاین" یکی از مقالات منتشرۀ "روزنامۀ هشت صبح" را، که به قلم دپلومات سابق، آقای "داکتر داوود مرادیان" نوشته شده است، تحت عنوان «هدف دهلی نو از برقراری روابط حسنه با طالبان»، در صفحۀ اول جولای ۲۰۲۲ خود اقتباس کرده و در آخر مقاله این جمله را نوشته است:

«با سپاس از روزنامۀ هشت صبح»

اگر من متصدی یا "کدام کاره" ای در پورتال محترم "افغان جرمن آنلاین" میبودم، در عوض جملۀ نامتداول، نامأنوس و نامطبوعِ «با سپاس از روزنامۀ هشت صبح»، صاف و ساده مینوشتم:

«اقتباس از روزنامۀ هشت صبح» ــ  خیر و خلاص!!!

مشورتی بود، دوستانه، که امیدوارم مورد توجه همه وبسایتهای انترنتی قرار گیرد!!!

خلیل الله معروفی ــ جرمنی ــ صبح مردان و کلۀ ملاذان ۳ جولای ۲۰۲۲)


  
02.07.2022 جرمنیhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

 پیام تسلیت خدمت جناب "مایار صاحب بزرگوار"

نسبت گرفتاریهای بی حد و حصر شخصی زمینه ای پیدا نمیشد، تا از کمپیوتر خبر بگیرم. حدوداً ده روز از دنیا و مافیها بیخبر مانده بودم. اینک، که فرصت به اصطلاح "سرخاریدن" میسر گشته است، کمپیوتر را چالان کرده و یکسره و یک آن اولتر صفحۀ مناظرات وبسایت معزّز "آریانا افغانستان آنلاین" را باز کرده و نظرات ارائه شده را از نظر گذشتاندم. همین، که خبر المناک رحلت "اندیوال زندگانی" و همسر گرامی شما را خواندم، تا اعماق وجودم لرزیدم. اما چاره ای نیست؛ مردم فهیم المان همیشه میگویند، که:

  !!!Der Tod ist Teil des Lebens 

«مرگ جزءِ زندگی ست!!!»

 و این حقیقتی ست، که هرگز و به هیچ صورت نمیتوان نادیده اش گرفت. و من میگویم، که انسان همیشه با دو پدیده سر و کار دارد؛ یکی پدیدۀ "داد و گرفت" و دیگری پدیدۀ "آمد و رفت".

اصلاً فلسفۀ "زندگی و زندگانی" نیز بر همین دو پدیده استوار گشته است. انسان با خود و محیط و ماحول خود مُدام در "داد و گرفت" است. و از طرف دگر "آمدن" بدون "رفتن" معنائی ندارد. انسان ذاتاً به دنیا می آید تا پس برود!!! تمام "زندگی" در واقع در دو کلمه خلاصه میشود؛ "آمد و رفت"!!!

اگر "رفتن" نمیبود، "امدن" هم اصلاً مفهومی نمیداشت!!!

خواستم با این الفاظ آشفته و سرگردان، درد دل بکنم و به دوست و برادر عالیقدرم، جناب انجنیر صاحب "احسان الله مایار"، ابراز غمشریکی نمایم.

از بارگاهِ خداوند عالمیان در حالی، که برای شما و خانوادۀ جلیل و عزیز شما نسبت این ضایعۀ بزرگ و المناک، تسلیت گفته و برای همۀ تان صبر جمیل آرزو میکنم، برای آن مرحومۀ مغفورۀ متوفا ــ همسر گرامی و باوفای شما ــ مراتب جزیل اخروی استدعاء دارم؛

 خداوند بزرگ فردوس برین و جنات نعیم را مأوایشان بگرداناد!!!

آمین یا رب العالمین

خلیل الله معروفی ــ جرمنی ــ ساعت ۱۰ صبح دوم جولای ۲۰۲۲

  
02.07.2022کلیفورنیاhttp://www.arianafghanistan.com/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

جرگه، لویه یا کوچنی، نشست یا ایستاده پا، اجماع یا شورا، علما یا عوام، منتخب و یا منتصب، آن چه فعلاً در شهر کابل پایتخت افغانستان  جریان دارد ریخته شده در قالب تنگنای عقیدوی حکومت بر سر اقتدار است، و در آن خلاف شایعات گوناگون زنده جانی به نام آخند زاده ملا هیبت الله در مقام رهبری این تنظیم سخنرانی کرد، اگر حکومت سرپرست این اجماع را وسیله قرار داده به خواسته های مشروع و مدنی زن و مرد افغانستاان وقعی قائل شود و پهلوی مردمی خود را با آوردن اصلاحات لازم نشان دهد باز هم توقع بیشتری از این  جریان و با شناخت عمیق از فرهنگ و افکار، باور ها و سطح فهم و دانش اکثریت شان نمی رود. .

گلایه های دعوت نه شدن از چوتاران، قلدران و داره ماران چپاولگر مفسد بیست سال پیش در این اجلاس به نام سیاست گران و رهبران قوم بی حد اضافه خواهی دیده درایانه است، نامعقول و تعجب آور. یگانه امتنان از طالب عجالتاً رهایی گریبان ملت از چنگال این قماش است که اگر این اجماع برای عدالت خواهی پیشنهاد مؤاخذه و محکمۀ این قماش و ضبط جایداد منقول و غیر منقول و ذخایر بانکی شان را نماید. کدام سیاست گر ؟ همان هایی که این وطن را برای منافع خود و باداران شان به بربادی کشاندند..

البته عدم شرکت زنان در این اجماع مظهر بیگانگی این نظام به معرفت و اصول شریعت اسلام است..

حد اقل اگر این اجماع وسیلۀ باز کشایی مکاتب متوسطه و عالی دختران شده وانگیزۀ تجدید نظر برنوعیت حجاب و شرائط زندگی اجتماعی طبقۀ اناث گردد غنیمت است.

سوء استفاده ای خکمرانان هر دوره در پنجاه سال اخیر از لویه جرگه ها بحث مطول علیحده است


  
01.07.2022پاریس فرانسهhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/France.png

محترم انجنیر صاحب مایار سلام و عرض تسلیت!

کمی درک تان می کنم انسان دور از وطن با داشتن همه چیز به طفل یتیم و بی کسی میماند و در چنین وضع موجودیت یک همسر فهیم و مهربان که خوشبختانه نسیب شما شده بود، مسلما موجودیت شان تا حدودی از غم های دیگر تان می کاست و حال در نبود آن غم و رنج بیشتر را به دوش می کشید. در چنین وضعیت چه باید کرد؟

از دید من تنها پناه بردن به ادبیات و نوشتن است که می توان غم و رنج را به انرژی مثبت مبدل کرد و خوب است که شما در این عرصه همواره فعال بوده اید و چه بهتر که بخاطر دوست داشتن کشور و مردم خود بیشتر از پیشتر در این زمینه فعالتر شوید. 

با عرض احترام

نعیم بارز

  
01.07.2022متحده ایالاتhttp://www.arianafghanistan.com/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

​ملا محق افغان جرمنی چه در افشانی میکند؟

یکی دو سال قبل شخصی بنام محق، در سایت هتاک  افغان جرمن که شاغلی احسان خان لمر، به ناحق و خلاف واقعیت آن را سایت مردمی میداند، مانند سمارق  سبز کرد و  اداره  سایت مذکور فوراً او را یکی از ستارگان ثلاثه معرفی نمود و به قول مردم ما (خواجه صاحب بالا بنشین) نام و فوتوی او را در ردیف اول و نفر سوم  آرشیف نویسندگان بعد از عطایی صاحب و داکتر صاحب کاظم ، جای داد، و این در حالیست که سایت مذکور به مشرب دیکتاتوری نظام های یک حزبی، اسماء یک عده همکارانی را که از ابتدای  تأسیس افغان جرمن به السنه وطنی تحت قیادت و رهبری عملی جنت مکان نوری صاحب، از دل و جان همکاری نمودند، از سایت خارج و یا هم در کدام گاوصندوق مقفل نمودند، که این نه تنها یک عمل مردمی و مرسوم و معمول  مطبوعاتی نبود، بلکه به اعمال دیکتاتوری و ظالمانه همکاران سردار صاحب شباهت داشت.

باز هم به مقوله مردم خود استناد میکنم که :(نو آمد به بازار، کهنه شد دل آزار)  

ملا محق افغان جرمنی در  نوشته متشتت و پریشان خود، دو روز قبل به ارتباط مجلس مجوزه و دائر شده اسلامی امارت، به تفلسف معمول خود پرداخته و از قرداد اجتماعی روسو و یکی دو فلاسفه دیگر گپ میزند.

گویند از شتر یا اشتر پرسیدند که گردنت چرا کج است، اشتر جواب داد که کمی از شعورت کار بگیر که کجایم راست است که تو از کجی گردنم میپرسی؟

افغانستان و جامعه ما امروز به همان اشتر بیچاره ، که هیچ عضو بدنش راست نیست شباهت عام و تام و کلی دارد، ولی ملا محق با شنیدن چند جمله فلاسفه برای درمان درد های ناسور و التیام نا پذیر کشور  و جامعه ما، مانند اطباء یونانی از تخیلات قراردا اجتماعی، معجون معروف فلاسفه میسازد.

ملا محق افغان جرمنی مینویسد:« به اساس نظریه قرارداد اجتماعی، فرد به مثابه واحد اساسی در اجتماع از مساوات مطلق و حقوق یکسان با بقیه برخوردار است.» 

در جمله فوق کلمات (مساوات مطلق و حقوق یکسان) به جز، دیدن خواب پریشان چیزی دیگری نیست، مساوات مطلق ملا محق افغان جرمنی در هیچیک یک از ادوار تاریخ و در هیچ جامعه تحقق نپذیرفته و به جز یک حکم و فتوای جزمی و دگمی چیز دیگری شمرده نمیشود.

برخلاف ادعای ملا محق افغان جرمنی، روسو میگوید که فرد در فطرت خود آزاد و  بی آلایش  خلق گردیده و جامعه او را گمراه و ملوث میسازد.

روسو در جای دیگر به ارتباط دیمکراسی و عدالت سیاسی و اجتماعی میگوید که :« این برخلاف مقتضای طبیعت بشر است و آزادی و عدالت اجتماعی است که مطابق به اصل دیمکراسی اکثریت فرمان دهد و اقلیت فرمان برد، روسو علاوه میکند که متأسفانه برای رفع این نقیصه  عدالت اجتماعی، فورمولی بهتری نداریم.»

طوریکه فوقاً توضیح گردید، آنچه ملا محق ستاره افغان جرمن و به نظر نویسنده این سطور «کرمک شبتاب افغان جرمن» ادعا میکند، بی خبری از واقعیت های جامعه شناسی بوده، بنیان علمی و منطقی ندارد.

همین اکنون یک بیت فلسفی علامه داکتر اقبال به یادم آمد که به مثابه حسن ختام  به عرض برسد:

نه مختارم توان گفتن نه مجبور

چو خاک زنده ام در انقلابم

تذکر: آنچه از نظربات روسو تذکر دادم، مربوط میگردد به شست سال قبل، مفاهیم همان است که روسو گفته ولی جملات از من است

با عرض حرمت

 

  
30.06.2022ویانا

​خنځیر جاسوس هیبت خنځیرالله د خنځیرانو ستر لارښود دی او علاوه پردی غلام   قدیانی  هیبت خنځیرالله د خنځیرانو راشیدینو ستره بیلګه دی او په وحشی  خنځیرانو ددی ستر خنځیرالله اطاعت فرض دی  پدی باره کښی باید ددوی روزل شوو ( امریکا ، انګلیس او قدیانی پنجابی پاکستان  ) باندی فشار راوستۍ شی چی  دوی  دوباره اصلی قدیانی ټاټوبی ته واستول شی او هلته خنځیری قدیانی ارمانونه په ځای کړۍ شی او د افغانستان  خاوره  ددی خنځیرانو په وسیله نوره پلیته نشی !!!!!

  
30.06.2022کاناډاhttp://www.arianafghanistan.com/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

​محترم ورور مایار صاحب. خورجانه دی الله جنت مکانه و ګرزوی، تاسو او ټولی درنې کورنۍ ته تسلیت عرض کوم او جمیل صبر درته غواړم.

 انا لله و انا الیه راجعون.

  
30.06.2022ویرجینیاhttp://www.arianafghanistan.com/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

دوستان گرانقدر ومحترمم جناب داود مومند، جناب انجنیر فرید، جناب الله محمد، جناب عدالباری جهانی، جناب پوهاند محمد بشیر دودیال و جناب ف. هیرمند!

همسرم مرحومه حفیظه در کندهار افغانستان، زمانیکه پدرش مرحوم امیرالدین شنسب فابریکۀ تولید برق باباولی را اعمار مینمود، به دنیا آمده و به افغان بودن و مسلمان زاد شدنش میبالید، لیک سرنوشتش چنان رقم زده شده یود که در دیار بیگانگان و دور از وطن و زادگاهش در ویرجینیا منزل ابدی خود را کسب کند. روانش شاد و جنت مکانش.

طوریکه در پیامم یاد نموده بودم مرحومه حفیظه با رهنمائی قران و تفسیر کابلی آن جهان و ماحول خودرا ترتیب و زندگی خودرا تزئین نموده بود و سعی مینمود به روشنی آن در زندگی رفتار نماید.

در یکی از یادداشت وی از بین تفسیر این آیه را دیدم که میگوید: "کسانیکه واقعاً پرهیزگارند از اظهار دعوی بزرگی و خوبی خود شرم میکنند و خوب می فهمند که هنوز هم گرفتار ضعف اند.( التغابن آیۀ 64)

مرحومه با درک عمیق این آیه خوش نداشت که خودرا در محیط زندگی خود مطرح کند و این رازی بود که مورد احترام و محبت اطرافیان خود قرار داشت.

با پذیرفتن کمبودی های که خود دارم از هر یک شما عزیزان و اظهار همدردی تان ممنون بوده و به نام خانواده ام دست محبت و برادری خودرا پیش نموده با سپاس عمیق فشرده تشکر میکنم. خدا نگهدار تان

  
25.06.2022متحده ایالاتhttp://www.arianafghanistan.com/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

​گرامی ام استاد جهانی

بعد از عرض سلام و تمنیات نیک

مایه مسرت است که جنابتان با وجود مصروفیت های پر بار تحقیقی و ادبی، تراوشات این خامه شکسته را از نظر تان میگذرانید.

در زبان درباری و معتبر و معزز دری، دو فردی مشعر بر این است:

خشت اول چون نهد معمار کج

تا سراپا میرود دیوار کج 

من به این باورم که سنگ انحراف تداخل احساسات کاذب و نقض اصل بیطرفی در موضوعات تاریخی و تحقیقی از طرف میر غلام محمد غبار گذاشته شده و دنباله روان غبار بر همان کنجاره نشخوار میزنند. شاغلی سیستانی مینویسد که جلد دوم تاریخ غبار بمنظور انتقام کشی از خاندان نادر خان نگاشته شده است. مطابق به نظر و استنتاج واقع بینانه مؤرخ سیستانی، پنجاه فیصد کتاب دو جلدی غبار  که عناصر چپی و ستمی از آن کتاب مقدس ساخته اند در حقیقت به اصطلاح انگریزی (گاربج) است.

هم چنان نظر غبار که در طول   1500 سال نام افغانستان خراسان بوده، امروز موجب یک افتراق بزرگ ملی گشته و مهاجرین افغان نمای کولابی و مجنون تأسیس یک دولت بنام «خراسان » در شمال کشور، عرایضی به بادران جهانی خود تقدیم میدارند که توسط طیاره های بی پیلوت و ب  52 و درون به این خواب و تخیل پریشان شان جامه عمل بپوشاند.

شما از غلام نبی خان چرخی، چوکره ستالین یاد آوری نموده اید، غبار در تاریخ خود راجع به کشتن موصوف توسط نادر خان بزرگ، به چنان افسانه پردازی پرداخته که یک متعلم صنف هفتم صداقت غبار را مورد سؤال قرار خواهد داد. غبار این جریان را طوری تحریر نموده که گویا غبار در همانجا با کمره و آلات ضبط صوت و ویدیو، حضور داشته است. احمقانی نیز وجود دارد که مانند ظلم کربلا توسط یزید بالای اولاده حضرت علی، به ضجه و گریه و ناله شروع میکنند که نادر خان چه آدم ظالمی بوده است که همچو وطنپرست بزرگی را به جهنم فرستاده است.

شما باید روایت کذایی غبار را در مورد مرحوم خان وردک در کتاب دو جلدی اش خوانده باشید، مرحوم خان وردک یک انسان عدیم الاهلیت بود و ضرورت به وصی داشت، ولی غبار با ساختن یک افسانه که باید آن را از زمره تراوشات امعاء غبار دانست، حکم انگلیس بودن نادر خان را صادر کرده است. بدتر اینکه یک آدم خود خواه ، بد بین و متعصب و غبار پرست، که مالک  یک سایت است و خود را عقل کل میداند، حتی بر این جیفه غبار مهر صحت گذاشته است، این قضاوت یک روشنفکر تاریک فکر جامعه منور ماست.

چند روز قبل ضمن مضمونی ابراز تعجب خود را برملاء ساختم که چگونه یک شخصیت اکادمیک مانند داکتر صاحب کاظم به روایت غبار به مثابه کشف رمز استناد نموده است، آن رمز هم روایت غبار است که زمانیکه بچه سقو چای فروش بعد از بندی گری خود در نتیجه دزدی پس به کشور برگشت در یکی از قرا، یک ملا به او گفت که زیر آن درخت چهار میل تفنگ و یک هزار رپیه است، آن را بردار و حکومت امان الله را سرنگون بساز. یعنی دولت معظم برتانیه برای سقوط رژیم امانی، یگانه قهرمانی را که برای این مأمول انتخاب نمود همانا بچه سقو چای فروش در بازار پیشاور بودو آنهم توسط چهار میل تفنگ و  یک هزار رپیه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

البته من احساس نیک شما را در مورد تحقیقاتی که در آن اصل مبارک بیطرفی به تمسخر گرفته میشود، درک میکنم ، ولی باز هم پیشنهاد میکنم در صورت امکان و داشتن وقت آن را از نظر تان بگذرانید.

با عرض تشکر و امتنان، کور ودان بچه برخوردار.

ارادتمند شما

  
25.06.2022فرانسهhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/France.png

​عالیقدر جناب احسان الله مایار گرامی!  

با تأسف از وفات المناک همسر تان مطلع شدم "انا لله و انا الیه راجعون" خداوند متعال مرحومه را غریق رحمت بفرماید و بهشت برین نصیب شان کند، میدانم که برای شما بزرگوار نبود همسفر زندگی تان خلای جبران ناپذیری خواهد بود، بالخصوص برای ما افغان ها که کلید چرخش فامیل بدست بانوی فامیل می باشد. اما این مسیری است که همه از آن عبور کردنی اند. برای شما آگاه و محقق ارزشمند وطن تسلیت عرض میکنم و عمر درازی برای شما و سایر اعضای فامیل ارجمند تان تمنی می نمایم ، الله پاک دگر هر غمی را از شما بدور داشته باشد، اینجانب خود را از جایگاه یک دوست تان در این غم بزرگ شریک و سوگوار میدانم.

با حرمت ف، هیرمند

  
24.06.2022کابلhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/Germany.png


بسم الله الرحمن الرحیم

انا لله وانا الیه راجعون

معزز او مهربان ورور ښاغلی مایار صاحب،  السلام علیکم!

په خواشنی سره می د ورېندارې د وفات خبر ترلاسه کړ. په دی مناسبت زما تاثرات او د خواشینی مراتب قبول کړئ.  تاسو او د کورنی نورو متعلقینو ، ټولو نورو دوستانو، ورڼو او ورېرونو ته جمیل صبر او عظیم اجر غواړم.

په درناوی

پوهاند محمد بشیر دودیال


  
24.06.2022امریکا ویرجینیاhttp://www.arianafghanistan.com/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

​بازګشت همه به سوی اوست. بدین وسیله مراتب تسلیت خو و فامیلم را برای برادر بزرګوارم محترم احسان الله مایار، که سالهای عمر عزیز خودرا وقف خدمت به کشور عزیز نموده ، عرض میدارم. از بارګاه خداوند متعال برای خانم و رفیق زندګی مایارصاحب جنت فردوس و برای مایارصاحب و فامیل محترم شان اجر جزیل و صبر جمیل را آرزو دارم. انّالله و انّا الیه راجعون. 

  
24.06.2022آلمانhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

 متن، شعر و جملات پیامک تسلیت کوتاه و بلند
در طبع جهان اگر وفایی بودی
نوبت به تو خود نیامدی از دگران خیام  

 مایار صاحب بزرگوار و  گرامی،
بدینوسیله در گذشت خانم عزیز و مهربان  شما محترم را برایتان تسلیت عرض نموده از بارگاه ایزد متعال برای مرحومه جنت برین و برای شما و بقیه فامیل محترم تان صبر جمیل خواهانم. میدانم که برایتان بی اندازه سنگین است این غم بزرگ ، اما این را هم همه ما میدانیم که چی سرنوشت در اخیر انتظار ما است. شکر خداوند که فکر میکنم در درجات بالای عمر خود  رسیده بوده باشند. 


  
24.06.2022آلمانhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

جناب بزرگوار مایار صاحب گرامی،

مشیت الهی بـر ایـن تعلق گرفـته کـه بهار فرحناک زندگی را خـزانـی ماتمزده بـه انتظار بنشیند و این، بارزترین تفسیر فلسفـه آفـرینش درفـراخـنای بـی کران هـستی و یـگانه راز جـاودانگی اوسـت. درگذشت همسر، همسفر و حفیظ زندگی شما، گرامیتان حفیظه جان مایار را به شما و خانواده محترمتان تسلیت عرض نموده برایشان از درگاه خداوند متعال مغفرت، برای شما و سایر بازماندگان صبر جمیل و اجر جزیل خواهانم .
 
فرید


  
24.06.2022متحده ایالاتhttp://www.arianafghanistan.com/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

​وفات جانکاه و المناک میرمن مایار

همین اکنون از طریق این سایت وزین و مهذبف از وفات جنت مکان خلد آشیان، مرحومه مغفوره، همسر برادر و دوست والاگهر و بزرگوارم جناب احسان الله خان مایار صاحب اطلاع یافتم که موجب تأسف و تأثر فراوانم گردید.

باور بفرمائید  که من الفاظ و کلمات شایسته ای که بیانگر اندوه و احساس من باشد یافته نمیتوانم، پدر مرحومم با والی صاحب ،جناب محمد اسمعیل خان مایار، پدر بزرگوار احسان الله خان مایار روابط برادرانه داشت، من هرګز محبت ها و نوازش های والی صاحب مرحوم را فراموش کرده نمیتوانم. لذا این روابط ریشه عمیق و نا ګسستنی دارد.

من بدین وسیله به حیث یک برادر کوچک مایار صاحب مراتب اندو ه و تعزیت خود را خدمت برادر بزګوارم مایار و خانواده بزرګ و جلیل القدر مایار ابراز داشته، از بارګاه ایزدی  برای همسر مرحومه شان جنات نعیم و فردوس برین مسئلت مینمایم.

با عرض حرمت

  
24.06.2022آلمانhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

​مایار صاحب گرامی،

ضایعهء تلخ از دست دادن خانم محترم تان را از ته قلب به شما عزیز  تسلیت گفته برای ایشان رحمت و غفران الهی و برای شما گرامی آرزوی شکیبایی دارم - کاری که خیلی خیلی سخت است، اماچه کاری می توان کرد؛ وقتی خدا بخواهد کاری کند؟! 

  
24.06.2022ویانا

​دا فریبکاره د پنجابی پاکستان قدیانان او بی سواده وحشیان  د افغان ملت د تعلیم او ابادی ستر دوښمنان دی او دا ځناوران وحشیان همیش درواغ وائی او دی  پلیتانو ته ددرواغو خپرونو  د پنجابی پاکستان مشاورینو له خوا ورته هدایت کیږی او پنجابی پاکستان غواړی چی ددی پلیتو تنظیمونو او طالبانو په وسیله ددوی داسی غپا ګانو په وسیله افغان ملت کاملآ جاهل معرفی کړۍ شی ( ددی خائینو حلقو سره خائین کمونیستان هم ګډ شوی دی ) ، افغان ملت ته د ا ټولی بدبختی دشهید محمد داؤد خان کمونیستی کودتا راوستی دی خدای پاک ددا ټول  کودتا چیان  او ددوی پلویان تباه کړی أمین!!!!!  

  
23.06.2022امریکا ویرجینیاhttp://www.arianafghanistan.com/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

​محترم داود مومند سلام و احترامات. مضمون شما را که در باره کتاب و یا سلسله مضامین اخیر محترم داکترصاحب عبدالله کاظم نګاشته بودید مطالعه نمودم. چون بنده ازین قبیل مضامین و کُتب را که صرفاً بخاطر محکوم نمودن یک شخص و اشخاص، بصورت مطلق یک طرفه و یک جانبه نګاشته شده باشند معمولاً نمیخوانم و مضامین اخیر  داکتر صاحب را هم، به همین دلیل، به استثنای یک پراګراف از کدام قسمت آن نخوانده ام، چیزی ګفته نمیتوانم. ولی اګر صرفاً داشتن روابط با یک قدرت بزرګ و آن هم همسایه و یا ارتباط داشتن با سفیر و یا سفرای آن دلیل خیانت و جاسوسی باشد غلام نبی خان چرخی که با شش صد عساکر روسی و توپ و طیاره و همراهی جنرال پریماکوف و آقابکوف کی جی بی بر خاک افغانستان حمله ور شد و در جنګ های اشغال مزار شریف و تاشقرغان بیش از چهارنیم هزار افغان ملکی و نظامی را شهید ساختند چه بود؟ آیا اتحاد شوروی کدام دوست دیرینه و خویش و قوم افغانها بود که ما از عساکر و اسلحه آنها برای سرکوب نمودن مردم خود استفاده مینمودیم؟

وقتی اعلیحضرتا امان الله خان به قندهار ګریخت؛ نماینده اتحاد شوروی به قندهار آمد و  با امان الله خان مجالسی را دایر نمودند و میخواستند که قوای شوروی را از راه هرات داخل افغانستان نمایند ولی از طالع بد امان الله خان ، هرات را عبدالرحیم خان صافی ګرفته بود ور نه افغانستان صد سال قبل مانند تاجکستان و سایر ممالک اسیای میانه اشغال میشد. و بالاخره نماینده شوروی ها یک دستګاه مخابره را به امان الله خان داد و خودش همر اه صدیق خان چرخی پرواز نمود. دلیل دوستی امان الله خان با اتحاد شوروی، بخاطر نجات کشور بود؟ آیای شوروی کدام قدرت بیګانه واستعماری نبود. این ها را همه به استناد اسناد معتبر و ارشیف شوروی ها نګاشته ام هیچ کسی آنرا رد ننموند حتی تبصره ای هم نکردند یا شاید قابل تبصره نمیدانستند!

وقتی امان الله خان، در آخرین روزهای قدرت خود، از حکومت ستالین، برای سرکوب نمودن مردم شورشی شینوار و مشرقی، همراهان بچه سقاو در شمالی و مردم جنوبی درخواست ۱۲۰۰ بمب خوشه ای، ۱۲۰۰ بمب آتش افروز و ۶۰۰ بمب کیمیاوی با طیاره ها و پیلوت های اتحاد شوروی را مینمود؛: اینرا مردم کشی نه بلکه نجات کشور مینامیم و دوستی با انګلیس را خیانت؟ 

اعلیحضرت امان الله خان تا سال ۱۹۴۶ برای بدست ګرفتن تخت و تاج کابل به هر وسیله غیر مشروع متوسل شد و تا اخیر از کمک های جرمنی، ایتالیا و اتحاد شوروی استفاده مینمود. آیا متوسل شدن به کمک اتحاد شوروی صرفاً وطن پرستی بود؟ و اتحاد شوروی یا جرمنی و ایتالیا کشورهای بیګانه و استعماری نبودند؟ اینرا تبصره نمیکنیم که در صورت رسیدن این کمک ها و به  راه رسیدن امان الله خان به قدرت چندین صد هزار مردم بیګناه کشور تلف میشدند به هر صورت.

اینکه مینویسند که نادرشاه را انګلیس ها از روز اول در افغانستان غرص نمود و امان الله خان را سرنګون ساخت و بعد ازآن بچه سقاو را به قدرت رساند و وقتی بچه سقاو مرتکب جنایات شد و مردم را بستوه آوردند انګلیس ها نادرشاه را، بحیث ناجی کشور، پیش کشید؛ فرضیه هایست که به تنها به خواب های پریشان میمانند و اصلاً ارزش رد نمودن را ندارند. بارها ګفته ام که هرچه بګوییم و هر چه مستند بنویسیم چون مرغ محققین ما یک لنګ دارد به هیچ صورت موثر واقع نمیشود.  در خاتمه باید بنویسم که اعلیحضرت امان الله خان یک وطنپرست و یک شاه ترقی دوست بود؛ ولی سلطنت ده ساله او داستان اشتبهات اوست و بزرګترین دست آورد این ترقی پسندی او شورش های مشرقی، شمالی، و جنوبی  و به قدرت رسیدن بچه سقاو  است. باز هم میګویم که مردم افغانستان استقلال و نجات خودرا مدیون شمشیر و تدبیر اعلیحضرت محمدنادرشاه هستند. شما بسلامت باشید.

  
21.06.2022USAhttp://www.arianafghanistan.com/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

​ ټوکه وایی چی لیونی څا په کلی کښی نه پریښودل، ده به ویل چی آس می د خان صاحب د آس پر اوخور باندی وتړی.

 دوحه کې د طالبانو د سیاسي دفتر مشر سهیل شاهین بي بي سي ته وویل "موږ د سفرونو د استثنا هر کلی کوو، خو د طالبانو پر دوو مهمو غړو د ملګرو ملتونو د سفرونو بندیزونه د منلو نه دي او باید بېرته لیرې شي."

دا خبره نو وچه بیشرمی ده، په ټول نړی کښی یو هیواد حتی پاکستان پشمول څوک نشته چی د لنډغر طالبانو  امارت په رسمیت وپیژنی، دوی د پیل پر غوږ بیده دی، د لیونیانو د سفرونه بندیز نه منی.

دا بی مخی او سپین سترګی شاهین ولی  نه وایی چه پر افغانستان باندی د دوی لیونی چارواکی شیخان څنګه لوی ناورین او ماتم جوړ کړیدی. 

  
21.06.2022آلمانhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png
جناب محترم عباسی صاحب!
سلام و احترامات حضور تان تقدیم است. سؤال شما مبنی بر اینکه: «آیا واقعاً توافق نامۀ دوحه یگانه عامل سقوط جمهوریت بود؟» یک سؤال معقول است. اما عنوان حکومت "سقوط یافته" مکمل ذکر نشده است. نام مکمل "جمهوری اسلامی افغانستان" که در طول بیست سال علاوه از نا لایقی و دست نشاندگی توسط قدرت اشغالی، قهرمان فساد در ادارۀ کشور نیز شناخته می شده است.  رهبران قراردادی استخدام شده از جانب قدرت بزرگ اشغالگر را "گروپ مسلح افراطی دینی" برسمیت نمی شناخت. صرفنظر از فعالیت های مخفی احتمالی قدرت بزرگ در هر دو جانب حقایق و واقعیت های زیادی را ممکن از انظار عامه پوشیده نگه داشته باشند که در تشخیص نسبی نزدیک به حقیقت باید غیر مؤثر نبوده باشد. وقتی در طی سالها حس بی اعتمادی نسبت به عاملین و اعمال آنها وجود داشته است، حال باید دقت شود که در تشخیص به اظهارات مستخدمین،  قیمت زیاد داده نشود. سرنوشت این "جمهوریت غیر جمهوری" در همان لحظات رقم خورد که قدرت بزرگ تصمیم گرفت تا پای عسکر خود را ازین کشور بکشد. وقتی "جمهوری فاسد" محتاج ادامه کمک های همه جانبه بوده و اقلاً سه ماه قبل نل های سابق کمک ،خشکانده شد، یک امر طبیعی است، که توافق "دوحه" فقط راه بیرون رفت "قدرت بزرگ" را هموار ساخته است، نه اینکه مسائل حل شود. مردم ما  بیست سال در تحت حاکمیت "جمهوری اسلامی" که باز هم بر دولت "دینی" تکیه کرده بود و هم از "مقابلۀ طالب" علیه آن صدمه دیده و رنج کشیده اند، حال تلاش محسوس است که اذهان عامه با افسانه ها و اظهارات مستخدمان معاشخور و مرموز مصروف نگهداشته شود. والسلام. یوسفی از آلمان.


  
19.06.2022ویرجینیاhttp://www.arianafghanistan.com/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

​دوست عزیز و گزامی ام عباسی-

نوشتۀ تان در فبال معاهدۀ دوحه تحلیل به جا و درست بوده که قابل تائید است. میخواهم چندسطری در باره بنگارم که شاید درد مارا کم و بیش واضخ دارد. سال ها قبل من به زبان عامیانۀ وطنی ما چند سطری نوشته بودم که عنوان آن ":مستر باش تا تو کسی باشی"  در سایت افغان جرمن نشر شد و فعلاَ نظر به ملحوظاتی کوته قفلی شده و به دسترس خواننده نیست. نمیدانم چرا مردمان ما  در برابر خارجی های سفید نژاد یک کمپلکس دارند که ازآن رهائی ندارند. ما مردم چنان تحت تاثیر این مفکوره "خارجی ها غلط نمیکنتد " غرق هستیم که با هر امکان از تاثیر آن رهائی نداریم. من باور دارم که حماقت از باور دور باعث این همه بدبختی ها  دامنگیر جامعۀ ما افغان ها شده که در نهایت بعد از اخراج عساکر بیگانه شاید به نفع مردم ما اتمام یابد. حمله و اشغال افغانستان  در سال 2001 و زد و بند طالب و سرازیر شدن جوی دولار به یک مملکت فقیر آسیائی و حکومت های شتر گاو پلنگی و در نهایت  باردیگر کنار آمدن و به قدرت رساندن همان طالب در افغانستان نسبتاُ آباد دال بر قدرت اکمال حماقت میزند یا نه؟ من باور دارم که بلی!. باور کنید زمانیکه خلیلزاد را در برابر ملا در در دوحه دیدم یا خود گفتم حال امزیکا قدرت ملا را درک خواهد کرد که ده بار آنها را کنار جوی مالامال از آب زلال  ببرند و تشنه پس بیآورند. با مجبت

  
19.06.2022USAhttp://www.arianafghanistan.com/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

​ معظم عباسی صاحب بحضور شماشما احترام و عرض دارم. گرچه در این اواخر برخی از تحلیلهایم در آریانا-افغانستان چندان نشر نمی شود. مگر بازهم اینک لینک ویدویی کنفرانس علیزی و همراهان او.

https://m.facebook.com/watch/?v=590015255821529&extid=NS-UNK-UNK-UNK-AN_GK0T-GK1C&ref=sharing

نظر شما کاملأ درست است که توافقنامه دوحه که جز از برنامه سقوط ساختار متمم و متضاد "حکومت"  فاسد مشترک عبدالله عبدالله و اشرف غنی که امریکائیها از عملکرد آن به تنگ آمده بودند. تصویر آنچی که در کنفرانس متذکره بحث گردیده است اساسأ در "نظام" ویا "حکومت" در افغانستان بشکل واقعی آن وجود نداشته بود.

۱- دوره استعمار کهن گذشته، سخنان مصنوعی چوکیداران خارجی در افغانستان مدار اعتبار نیست. حکومت ملی مدافع نوامیس، سپر مطمین اعاده حقوق اتباع هیچ کشوری توسط قوای نظامی خارجی در حالت اشغال ساخته نمی شود.

۲- لجاجتعبدالله عبدالله و اشرف غنی، برای تشکیل و اعلان و سوگند دو رئیس جمهور در یک روز برای افغانستان دوسال قبل در ۲۰۱۹ میلادی معلوم بود که پلان سقود این "دولت" زیر کار است.

۳- با حضور قوای نظامی امریکا- ناتو در افغانستان توسط عمال آنان "ساختارهای" خیالی فراوان نامگذاری شده بود،  "قوای مسلح " خیالی، مکاتب خیالی، مدافعین خیالی بنام اعاده حقوق زنان و کودکان، حقوق بشر خیالی.

۴- دفاع مستقلانه از از مادر وطن همت، صداقت، فداکاری و اراده قاطع را نیاز ادرد.  افغانستان دفاع مستقلانه را بعد از خروج قوای نظامی شوروی تجربه کرده بودند. با اعلان خروج قوای نظامی امریکا- ناتو از افغانستان شاریدن "قوای مسلح " خیالی کشور آغاز گردیده دست پاچگی"قوای مسلح " خیالی در تغیر وتبدیل هر روزه مقامات در "قوای مسلح " خیالی هویدا بود ، هنوز هم آخرین قطعات  امریکا- ناتو  از افغانستان خارج نگردیده بود،  در میدان هوایی خواجه رواش کابل که ساختار های خس پوشک"قوای مسلح " خیالی از هم پاشیده بود، و رئیس جمهور سر قوماندان "قوای مسلح " خیالی با چپلک هایش فرار نموده است..

  
18.06.2022ویانا

منافقت کښی ساختګیو خرڅ شوو تش په نامه مجاهدو تنظیمونو او طالبانو په ډیره لوړه درجه کښی قرار لری او ددوی هر حرکت په فتنو او درواغواو دوه مخه ټګماریو کښی ډیر واضح لیدل کیږی ولو چی دا مضر مکروبونه هڅی کوی چی دوی خپله چټلی د جهاد ، ږیرو او قدیانی آیاتونو کښی پټ کړی بیا هم افغانانو دداسی مضرو مکروبونو چټلی څیری ډیری ښی پیژندلی دی او ددوی زوال لپاره به متحد راپورته کیږی !!!!!

  
18.06.2022آلمانhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

دانشمند و ژورنالست  محترم جناب هروی صاحب!

با عرض سلام و احترام و آرزومندی سلامتی شما محترم از بارگاه خداوند متعال.  از اینکه به تقاضای بنده نظر تان را در ارتباط کشور اظهار نموده اید بسیار زیاد تشکر.

قبل از اینکه بالای نظر شما محترم تبصره نمایم، باید تذکر دهم که تمایل بعضی منسوبین  حکومات گذشته در اثر دعوت حکومت فعلی به وضاعت این موضوع را اشکارا می سازد که به کدام سویه در حق کشور و مردم بی سویه گی از طرف حکومات گذشته صورت گرفته است.   مخصوصاٌ بعد از 2009 انکشاف سیاسی و نظامی قضیه افغانستان معلوم بود که به کدام جهت در حرکت  است، اما دید دور نمای رهبران افغانستان نه تنها کور بود، بلکه اصلاٌ این دید وجود نداشت. بعد از 2014 موضوع کاملاٌ برای بنده اشکارا بود،  که در سال 2018 با شروع مذاکرات دوحه در تبصره های بنده می توان انرا در ارشیف های این صفحات مطالعه نمود و پشنهاداتی داده ام  که غرض حل مسالمت امیز  قضیه کشور که ملیارد ها دالر هر گاه مادی انرا نسجش کنیم ارزش داشت. محترم اشرف غنی غرض چند روز به قدرت بودن افغانستان را به این حالت فعلی در آورده است ، در غیر آن می بایست با درایت که وجود نداشت ، با یک توافق تاریخی حکومت را به حرکت طالبان تحت یک سلسله شرایط قابل قبول انتقال میداد. هیچ چیز غیر ممکن نیست هر گاه انسان برای بدست اوردن ان تلاش نماید و اهداف روشن داشته باشد.


به هر صورت گذشته را نمی توان دو باره احیا نمود، فلهذا باید بالای اینده تمرکز نمود، زیرا همین اکنون دو باره کشور ضرورت به  یک درایت سیاسی بسیار بزرگ   دارد، زیرا قضیه کشور چنانچه شما هم تذکر داده اید جنبعه بین المللی و یا جهانی و یا عمومی دارد. این ما هستیم که باید  به جامعه بین المللی جهت غرض حل قضیه کشور  بدهیم نه بر عکس، فلهذا چنانچه طرف تایید شما محترم هم قرار گرفته باید قدرتمندان  بعد از ده ماه به این نتیجه برسند تا مشکل را پیدا نموده و انرا حل نمایند. 

امارات اسلامی افغانستان ضرورت اشد به تغیر مناسب، مبتنی بر اساسات دین مبین ما و حکمت بالای کلام خداوند در قران کریم و فرهنگ غنی ما،  استراتیژی تغیرات اساسی را در سیاست داخلی دارند.طرح این استراتیژی در ساحات سیاسی،  اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، تعلیم و تربیه می تواند در مدت کمتر از یک ماه اعلان گردیده که بزرگترین چال شطرنج در مناسبات داخلی و خارجی کشور نه اینکه خواهد بود بلکه میباشد.

 امارات اسلامی به فرموده شما باید کلید  گنج اصلی کشور را بدست  بگیرد تا درهای بسته باز گردد  یعنی:"  در افغانستان قحط الرجال نیست وفرزندان صدیقی چه در داخل و چه در خارج کشور دارد که باید شناسائی شوند و ...با در نظر داشت کفایت و لیاقت و وطن دوستی، موقع داده شوند تا راه های  بیرون رفت وطن را از چنین بحران انسانی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی تشخیص و عملی نمایند. زیرا قبولی و پذیر ش یکیدگر متضمن تفا هم  بین جناح های مختلف و در نهایت اتحاد بین آنها برای مقابله ی متحدانه با نا ملایمات و حصول ترقی و تعالی کشور خواهد بود. این است بُعد داخلی معضله ی افغانستان."


با در نظر داشت پشنهاد بالایی غرض نجات همه، بنده پشنهاد زیر شما را بی اندازه جالب و در سطح بالا یافته ام که حیثیت کشور را با در نظر داشت نکات بالایی واقعاٌ در سطح بسیار بالای بین المللی بلند برده کمکی هم به جامعه جهانی با منابع که داریم شده می توانیم:

 " چون قضیه ی افغانستان اکنون یک قضیه  ی منطقه یی  و جهان است، راه حل آن هم تنها به افغانستان تعلق نمی گیرد ...  بُعد خارجی آن هم معادل بُعد داخل اهمیت دارد و موثر است. تشکیل کنفرانس  منطقه یی تحت نظر ملل متحد به شمول پنج عضو دایمی شورای امنیت ملل متحد، کنفرانس اسلامی، پیمان ناتو و اتحادیه ی اروپا، سازمان امنیت و همکاری منطقه یی کشور های منطقه و نمایندگان کشور های ذیدخل در قضیه ی افغانستان در چهل سال گذشته و سایر سازمان های موثر درین قضیه، می تواند به صلح و ثبات و تضمین بیطرفی افغانستان با چنین موقعیت ستراتیژیک و مهم این حلقه ی اتصال آسیای میانه و جنوب آسیا، و همچنان جلو گیری از تبدیل این قلمرو به پایگاه تند روی و دهشت افگی و کشت و قاچاق مواد مخدر به جهان،  بیانجامد. با در نظر داشت ده ها کنفرانس بین المللی که از چندین دهه به اینطرف در رابطه به افغانستان دایر گردیده،  یکی دیگر با چنان گستردگی اعضا و آجندا، خواهد توانست افغانستان و منطقه و جهان را مصئون و با ثبات بسازد ."

امید است رهبری امارات اسلامی فرصت دسترسی به "آلماس" نجات بالایی برای همه را پیدا نماید و یا کسی انرا به انها نشان دهد و کلمه به کلمه انرا مانند یک کتاب بزرگ نجات تلقی و تول و ترازو نماید تا ما بتوانیم بعد از به جریان انداختن این بند بزرگ آب، کشتزارهای جهان را با منابع خود ابیاری نماییم و دیگراز هر نگاه ، دست گدایی به کس دراز نه نماییم و بتوانیم ما جهان را کمک نماییم با منابع مختلف که داریم و دیگر به وزیر خارجه آلمان و دیگر جهانیان موقع اینرا مساعد نسازیم  که بالای ما حرف زده بتوانند. نقص خود را که رفع نماییم نقص، تا نقص  دیگران هم رفع گردد، بدون اینکه ارزشهای ملی و اسلامی خود را کم نماییم بر عکس انرا زیاد هم می نماییم.  

صرفهء کوشش ندارد یاد عمر رفته ام

فرصت از کف می رود تا دست می ساییم ما

بیدل

 

  
17.06.2022امریکاhttp://www.arianafghanistan.com/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

عالقدیر محترم جناب الله محمد
باالمقابل احترامات را تقدیم میدارم و از توجه و حسن نظر تان در مورد مقاله ی من با عنوان «گذرگاه صعب العبور صلح» جهانی سپاس.
همانطوری که در خاتمه ی آن مقاله نوشته بودم به اشارات عوامل مشکلات سر راه صلح و ثبات در افغانستان  بسنده شد. ولی توجه دقیق شما در رد یابی و کاوش ریشه های معضلاتی که از تقریبا پنجاه سال به اینطرف همه دار و ندار افغانستان را چون سیلاب ویرانگر غیر قابل پیشگیری با خود برد، از حوصله ی یک مقاله بیرون و ایجاب یک بر رسی همه جانبه و عمیق میکند تا باشد که نسل های آینده ازآن بیاموزند. زیرا با کمال احترام به تمام سیاستگران و مشاورین و همکاران شان  تعدادی بوده اند که رویداد های گذشته را یا مرور نکرده اند و یا اگر مرور هم کرده اند به نکات و رویداد ها و نتایج چنان رویداد های توجه شده که سبب استحکام قدرت و دوام آن  بوده است.
 جناب الله محمد شما به نکته ی اساسی اشاره نموده اید آنجا که می گوئید:
«گره اساسی اصل قضیهء افغانستان بدست قدرتمندان آن چی در گذشته و چی در حال میباشد، که بایست نه تنها در سطح ملی بلکه منطقه یی و بین المللی خطوط اساسی و درست را نظر به نبض اجتماع  ما  و اجتماع بین الملل نظم داده، و در ساحات مختلف اشخاص ورزیده درست را با خود همراه ساخته تا استراتیژی های معقول را طراحی و پیاده نمایند.»  من با این نظر شما کاملا موافق هستم و شکی نیست که افغانستان مغز های متفکر، نه مثل متفکر دوم جهان که مزید بر علت شد وخرمنی بر این مشکلات افزود، دارد. تلاش برای آوردن چند معامله گر و فاسد و فاسق گذشته که  به اصطلاح بد نام عام و خاص اند با تضمین بر گشتاندن املاک و دارائی های منقول و غیر منقول شان، نه اینکه دردی را دوا نمی کند، و مشروعیت و ثباتی را به ارمغان نمی آورد، بلکه هم بر مشکلات موجود و هم بر  بی اعتباری طالبان می افزاید زیرا ملت شانس و فرصت دیگری  را به آنها اعتبار نمی کند. این ها کسانی هستند که در پنجاه سال گذشته چندین بار فرصت داشتند تا صداقت و ایمانداری و وطن دوستی شان را به اثبات برسانند ولی بر عکس آنرا ثابت ساختند.
شما نظر م را در رابطه با راه حل جویا شدید. گرچه در موقفی با عدم تعلقات سیاسی و سایر تعلقاتی که امروز مورد نظر است قرار ندارم تا انتظار داشته باشم نظرم شنیده و یا تحت غور قرار گیرد، ولی این وجیبه ی هر قلم به دست در شرایط کنونی است آنجه به صلاح و خیر مملکت و مردم خویش می پندارد با دیگران شریک بسازد و گامی در جهت توضیح مسایل و روشنگری بر داشته باشد. زیرا معتقدم که:

آهن سردی که می کوبیم بی تاثیر  نیست.

به هر صورت در افغانستان قحط الرجال نیست وفرزندان صدیقی چه در داخل و چه در خارج کشور دارد که باید شناسائی شوند و بدون تعلقات قومی، نژادی، زبانی، مذهبی، تنظیمی و حزبی، سمتی و منطقه ئی فقط با در نظر داشت کفایت و لیاقت و وطن دوستی، موقع داده شوند تا راه های  بیرون رفت وطن را از چنین بحران انسانی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی تشخیص و عملی نمایند. زیرا قبولی و پذیر ش یکیدگر متضمن تفا هم  بین جناح های مختلف و در نهایت اتحاد بین آنها برای مقابله ی متحدانه با نا ملایمات و حصول ترقی و تعالی کشور خواهد بود. این است بُعد داخلی معضله ی افغانستان.
و در بُعد خارجی و جهانی. چون قضیه ی افغانستان اکنون یک قضیه  ی منطقه یی  و جهان است، راه حل آن هم تنها به افغانستان تعلق نمی گیرد و همان طوری در مقاله ام نیز یاد آور شدم بُعد خارجی آن هم معادل بُعد داخل اهمیت دارد و موثر است. تشکیل کنفرانس  منطقه یی تحت نظر ملل متحد به شمول پنج عضو دایمی شورای امنیت ملل متحد، کنفرانس اسلامی، پیمان ناتو و اتحادیه ی اروپا، سازمان امنیت و همکاری منطقه یی کشور های منطقه و نمایندگان کشور های ذیدخل در قضیه ی افغانستان در چهل سال گذشته و سایر سازمان های موثر درین قضیه، می تواند به صلح و ثبات و تضمین بیطرفی افغانستان با چنین موقعیت ستراتیژیک و مهم این حلقه ی اتصال آسیای میانه و جنوب آسیا، و همچنان جلو گیری از تبدیل این قلمرو به پایگاه تند روی و دهشت افگی و کشت و قاچاق مواد مخدر به جهان،  بیانجامد. با در نظر داشت ده ها کنفرانس بین المللی که از چندین دهه به اینطرف در رابطه به افغانستان دایر گردیده،  یکی دیگر با چنان گستردگی اعضا و آجندا، خواهد توانست افغانستان و منطقه و جهان را مصئون و با ثبات بسازد . 

با تجدید احترام  


  
17.06.2022آلمانhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

دانشمند محترم جناب هروی صاحب!

با عرض سلام و احترام به شما محترم و آرزوی سلامتی تان از بارگاه ایرد متعال صحتمندی شما را آرزومندم. مقالهء شما "گذرگاه صعب العبور صلح" از مطالهء بنده گذشت که نکات مهمی را در آن تذکر داده اید که به صورت فشرده علاقه گرفتم با شما محترم تبادله افکار داشته باشم. شما در اخیر مقالهء تان می نویسید که:

"البته هر یک از این فکتور ها و عوامل میتواند موضوع جداگانه ای برای تحقیق و بر رسی ژرف باشد و درین مختصر صرف با تذکر از آنها بسنده میکنیم تا توضیح شده باشد که دوام جنگ، بی امنیتی و بی ثباتی افغانستان یک مشکل تنها مربوط به افغانستان نه بلکه یک مشکل منطقه ئی و بین المللی است. "

به نظر بنده   گره اساسی اصل قضیهء افغانستان بدست قدرتمندان آن چی در گذشته و چی در حال میباشد، که بایست نه تنها در سطح ملی بلکه منطقوی و بین المللی خطوط اساسی و درست را نظر به نبض اجتماع  ما  و اجتماع بین الملل نظم داده، و در ساحات مختلف اشخاص ورزیده درست را با خود همراه ساخته تا استراتیژی های معقول را طراحی و پیاده نمایند.  متاسفانه تا جاییکه دیده می شود در سطوح مختلف ملی و بین المللی  چشم درست دید وجود  نداشته که یرای همه جوانب مشکل بی جای خلق نموده و به فرموده شما   حرف و مشوره   هیچ کسی را هم قبول ندارند، که خود باعث ایجاد مشکلات شده است.

دست انداختن به خس و خاشاک نه تنها برای امارات اسلامی مفید واقع نمی گردد بلکه آهسته آهسته به فرموده شما:"  فرار دادن چنین افرادی توسط طالبان از اقدامات معدود مورد تائید و تمجید طالبان از طرف مردم افغانستان بود ولی دوباره خواستن و استقبال از اینها اعتبار اندکی هم اگر نزد مردم داشتند، از آنها سلب خواهد شد. طالبان می خواهند همه شمول بودن چنین جرگه را و هم چنان حکومت بر آمده از این جرگه را  "همه شمول" که خواست جامعه ی جهانی هم هست، به نمایش به گذارند. "


به نظر بنده چنانچه در بالا تذکر داده ام یعنی "در ساحات مختلف اشخاص ورزیده درست را با خود همراه ساخته تا استراتیژی های معقول را طراحی و پیاده نمایند."

بنده کاملاٌ مطمین هستم که همچو اشخاص نه تنها امارات اسلامی را از این حالت به نفع صد فیصد طالبان بیرون خواهد آورد بلکه شرایط به رسمیت شناختن حکومت فعلی را هم سریع ساخته و مشکل حلقهء مشکل زا را به فرموده محترم داکتر تره کی هم به نفع همان حلقه  حل می نماید. باید با همه جناح ها ی داخل امارات اسلامی  نشست و به سطح بسیار بالای اسلامی و شرعیت اسلامی با هم صحبت نمود تا مشکل اساسی را درک و راه حل منطقی انرا یکجا با هم پیدا نماییم . بنده کاملاٌ مطمین هستم که مشکل فعلی کشور در سطح ملی و بین المللی نبود تفکرات باز اما منظم به نفع همه در کشور میباشد که باید امارات اسلامی هر چی زودتر متوجه این موضوع ساخته شده و اقدامات لازمه را هم نمایند، زیرا  فکر مشروعیت بخشیدن از طریق لویه جرگه و غیره مشکل را زیاتر می سازد کمتر نی. البته امید است کمتر است بسازد اگر دایر گردد. اما ما ضرورت به از بین بردن مشکل در سطح ملی و بین المللی داریم  نه کم نمودن ان . با پیدا نمودن مشکل اساسی راه حل های مشکل هم پیدا شده و حل می گردد. 


به هر صورت با در نظر داشت مقاله شما محترم هر گاه شما محترم هم نظر تان را برای بیرون رفت از معضله فعلی بنویسید خوش می شوم، زیرا وظیفه همه ما است تا از فکر و سنجش منطقی استفاده نموده ولو ممکن صدای ما شنیده نشود اما صدا باید نمود. 

در سن و سالی که بنده قرار دارم نصف نفوس کره زمین را مانند اولاد خود که همین اکنون در سنین چهل و کمی بالا باشند دانسته که به همین ترتیب هم اکثریت طالبان مانند اولاد بنده بوده و سنین بزرگتر شان هم مانند دوستان که اگر کلمه برادران را استفاده نه نمایم که اعتراض بی موجب دوستان بلند نگردد، بوده و حاضر هستم مردانه وارد وارد میدان گردیده همه را با همکاری همه نجات بخشیم، انهم بدون دغدغه و کدام وظیفه رسمی. فقط حاضر هستم در ساحات سیاست داخلی مخصوصاٌ انکشاف اقتصادی، تعلیم و تربیه، اداری و غیره به اساس اصول فرهنگ غنی اسلامی ما ، استراتیژی های بسیار محکم جنبه عملی داشته باشد   در ساحات مختلف با در نظر داشت تمام فکتور های ذیدخل داده تا هیچ نوع مشکلی خلق نه نماید و به همین ترتیب در سیاست خارجی. 

بنده زمانی  آلما ن آمدم  وزیر خارجه فعلی آلمان نو  تولد شده بود و کنون همین وزیر خارجه آلمان از امارات اسلامی در پاکستان انتقاد نموده.  اضافه از نصف آلمان و اروپا مانند اولاد بنده است و اگر بگویم خودم اروپا هستم غلط نگفته ام و امارات اسلامی تقاضای شناخت خود را از اروپا دارد .حالا باید متوجه گردند که چی گنجهای کشور ما دارد در حالیکه زمانی وزیر خارجه کشور ما با وزیران خارجه اروپا در یک میز مذاکره بنشینند مثل اینست که دو دانه چوپ با هم روبرو نشسته اند و می خواهند  مشکلی را حل نمایند با در نظر داشت اینکه طرفین بسیار فاصله دارند تا همدیگر  را درک نموده بتوانند  مخصوصاٌ از نگاه اجتماع و اقتصاد و غیره. ما باید ارزشهای معنوی کشور خود را فعال ساخته بتوانیم که در سر تا سر افغانستان و جهان زندگی دارند و نه اینکه نا توانا  ن و ناکامان سیاست چهل سال مخصوصاٌ بیست سال گذشته را  و چپاولگران را در کشور  و از انها با افتخار پزیرایی هم نموده و در پای خود تشیه بزنیم. بنده این چند جمله را به اساس وظیفه وجدانی، انسانی، اسلامی خود نوشته ام و ضرورت هم به هیچ نوع مقام و نفع مالی ندارم فقط صحتم خوب باشد تمام جهان را دارم و واقعاٌ هم دارم. از تعلقات آزاد شده ام و مشکل جهان و مشکل کشور ما بند  بودن به همین تعلقات زودگذر است و قرا کریک سر تاسر و فرهنگ اسلامی ما در همین مدت چهاده صد سال برای رهای از همین تعلقات مختلفه وظیفه دارند و داشتند که متاسفانه از ان با درک نه نمودن درست ان سو استفاده صورت گرفته است . ما باید خود ما خود را نجات دهیم و بیگانه ما را نجات داده نمی تواند و خود ما با اتحاد و اتفاق اینکار را نموده می توانیم.

نبودم شمع تا از سوختن حاصل کنم رنگی

درین محفل بامید چه یارب چشم وا کنم

بیدل

  
17.06.2022USAhttp://www.arianafghanistan.com/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

د طالبانو د اسلامی امارت تر واکمنی لاندی افغانستان ؟

"د افغانستان لپاره د ملګرو ملتونو د سرمنشي ځانګړې استازې دیبورا لاینز وايي په افغانستان کې تر ټولو غوره لار سیاسي ښکېلتیا ده. هغې د ملګرو ملتونو د استازي په توګه په خپله وروستۍ وینا کې له افغان مېرمنو او نجونو د کار او زدکړې حق تروړلو ته په اشارې سره ویلي، زړه یې په دې ډېر درد کوي چې خپلې افغان خویندې په اوسني بدحالت کې پرېږدي." 

د طالبانو واکمنان تر یو میلیون څخه لازیات نجونی مکتب نه پریږدی، په لکونو میرمنی کار ته نه پریږدی. د پخوانی دولت تر نیم میلیون څخه زیات کارکوونکی له کاره ایستل شویدی، متقاعدینوته تنخواه نه ورکول کیږی،    

ډیرو محترمو لوستونکی، هیله کوم دا لاندنی ویډیو لینک خلاص کړی، د طالبانو د واکمنی ناورین وګوری.

https://m.facebook.com/story.php?story_fbid=532417158350399&id=100022526106369

د طالبانو د اسلامی امارت  تر واکمنی لاندی، د ګران هیواد افغانستان په دننه کښی د هیوادوالو، ټول تابعیتی او بشری حقوق ترپښو لاندی دی. په لسو میاشتو کښی د ۲۰۲۱ د اګست د میاشتی څخه راپدی خوا د طالبانو د راتګ سره سم د افغانستان څخه  تر یونیم میلیون څخه زیات هیوادوال، هیواد پریښودلو ته اړشویدی. دافغانستان د څو لسیزو د پردیو او د دوی د مزدورانو د جګړو له کبله نږدی تر لس میلیون ډیر افغانان د هیواد څخه بهر ژوند کوی. مګر د طالبانو اوسنی واکمنان وایی چی له تېرو دوو اونیو راهیسې دجمهوري نظام يو شمېر چارواکي لکه: فاروق وردګ، صديق چکري او امان الله غالب، حسنمبارک، حکیم نورزی د طالبانو په بلنه هېواد ته را ستانه شوي دي، چی کره شمیر یی سلو تنو ته هم نه رسیږی. كه چیږی هیواد ته د راستنیدونکو نومان ته وګوری، هیڅ یو وطنپال افغان چی غل نه ؤ، او یا لاسونو یی د بیګناه هیوادوالو په وینو ککړ نه وی را ستانه شوی ندی، یواځی د پخوانیو فاسد دولت یو څو تنه مفسدین او غله لوړپوری چارواکی راغلی دی چی د غلاؤ مالونه، جایدادونه یی په هیواد کښی بند پاته دی، یا بهرنی استخباراتو د جاسوسی لپاره ورلیږلی دی. د طالبانو د بهرنیو د چارو سرپرست وزیر ملا امیرخان متقی وردک ولایت ته تللی دی وایی، چی افغانستان د بهرنیو هیوادو سره هیڅ مشکل نه لری. د افغانستان ولس او نړیوال وایی چی د طالبانو د اسلامی امارت سره ټول افغانان او نړیوال په زرهاؤ مشکلاتونه لری. 


  
17.06.2022ویانا/FotoGallary/CountryIcons/AT.png

دا واقعیت دی چی صادق مسلمانان د انسانی رفتارونو خاوندان دی اما په افغانستان کښی د قاتلو غلامو کمونیستانو له خیانت څخه وروسته د تنظیمونو او طالبانو تر نام اجنبیو دا فاسدی غیری اسلامی تربیه شوی مکروبونه راپیدا کړل چی داسی تخریبکارو نه یوازی اسلام مقدس دین جهان کښی بدنامه کړ بلکه افغان ملت ئی له هری خوا د بدبختی سره مخامخ کړۍ دی او د افغانستان خاوری تمامیت او ازادی کاملآ په سوالیه کښی اچول شوۍ دی ، پاک رب د ا فغان ملت ته ددی روحیه او طاقت ورکړی چی ځانونه ددی وحشیانو له پنجو خلاص کړی او افغان ملت په وحدت سره ددی مضرو مکروبونو محوه کیدو لپاره راپورته شی !!!!!!

  
17.06.2022متحده ایالاتhttp://www.arianafghanistan.com/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

​هموطن مستعار نویس شاغلی یونسی!

شما در سایت افغان جرمن تحریر فرموده اید:

«دوست گرامی آقای یونس، حیف وقت گران بها شما، مومند هیچکاره است، یک انسان جنجالی است, فکر نکنم که یک دوست هم داشته باشد.

قرار معلومات بنده، در امریکا هم هر روز مصروف محکمه است. یک نوشته از او سراغ کرده نمیتوانید که جنبه علمی...نوشته شده باشد.

لذا ...نوشته و نظریات وی بی معنی و بی مفهوم است.»

هم وطن مستعار نویس شاغلی یونسی! توجه جنابتان را به نکات ذیل معطوف میدارم:

یک- من با پیشنهاد تان عنوانی دوست و عزیز تان هموطن محمد یونس کاملاً موافقم، بهتر است شاغلی محمد یونس خان وقت گران بهاء را شان با دانشمندان نخبه و عالم و فاضل سایت افغان جرمن، چون سیستانی صاحب، استاد کاظم صاحب، استاد فارانی صاحب، استاد قیس کبیر صاحب و دیگر استادان آن سایت سپری نمایند، تا با آدم بیسواد و یا کم سوادی مانند این قلم. تشکر از این توصیه و ارشاد تان به دوست گرامی تان.

دو- نوشته اید.. مومند فکر نکنم که یک دوست هم داشته باشد!!!

مستعار نویس محترم یونسی! فرموده میتوانید که داشتن دوست و یا نداشتن دوست که به حریم شخصی یک انسان تعلق و ارتباط میپذیرد، به جناب شما که تظاهر به علم و دانش و سلوک مینائید، چه تعلق دارد؟

همینقدر عرض کرده میتوانم  که بزرگان و نویسندگان و استادان  سایت وزین، مهذب و انسانی آریانا افغانستان ، به شمول جنت مکان، خلد آشیان نوری صاحب از زمره بهترین دوستان معنوی من به شمار میروند.

سه- ادعا فرموده اید که قرار معلومات شما ( که خود را بنده میدانید) مومند در امریکا هم هر روز مصروف محکمه است.!!!!!

شاغلی مستعار نویس یونسی، وجداناً و شرافتمندانه خدا را حاضر و ناظر دیده، توضیح کنید که این ادعای شما متکی بر کدام مدارک، اسناد، شواهد و روایات است؟

میدانید که اتهام با در نظر  داشت، دساتیر فقهی  و قوانین موضوعه مدنی  عمل جرمیست؟

جای تأسف است که مجریان سایت افغان جرمن با نشر همچو افتراء، در حقیقت با ادعای شما همنوایی نشان داده که عملی است مخالف اخلاق مطبوعاتی و اخلاق انسانی!!!!!!

چهار- هم وطن محمد یونس از من دو سؤال مشخص مطرح فرمودند و از من در مورد توضیح خواستند. این قلم خواهش شان را گرامی دانسته، لبیک گفتم و مضمونی تحت عنوان «پاسخ و توضیحی به سؤال هم وطن محمد یونس»  نوشته و درین سایت مهذب بدست نشر سپردم.

از ادعای کلام شما که از علم صحبت میکنید مستفاد میگردد  که شا هم مانند دانشمندان سایت افغان جرمن دانشمند متبحر و بزرگی هستید یا استید.

التجاء مینمایم مضمون مذکور را جمله به جمله و پاراگراف به پاراگراف علماً مورد تجزیه و تحلیل قرار داده تا نقیصه غیر علمی بودن آن مرفوع و موجب تنویرم گردد.

با عرص تشکر

  
16.06.2022متحده ایالاتhttp://www.arianafghanistan.com/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

​دوست گرامی استاد معروفی

بعد از عرض سلام و ابراز ارادت

تصحیح طریق نوشتن شعر استاد پژواک را که از طرف یک هم وطن مستعار نویسی که خود را از بازماندگان فقید غبار میداند و متأسفانه از حدود اربعه خانه غبار آگهی ندارد برایم جالب بود.

کاش این هموطن از رهنمایی تان ابراز امتنان مینمود، که ننمود. چنانکه خلیفه چهارم اسلام فرموده اند:«ما علمنی حرفاً فهوه مولایی» خدا کند درست نوشته باشم.

دلیل عرض این پیام به خدمت شما یک هدف تنویری دارد، و آن اینکه چرا استاد پژواک در فرد اول از مایع یعنی شراب صحبت میکند اما در بیت دوم ار ذره خاک اد آوری میفرمایند.

مثلا چرا استاد پژواک در مراع دوم ننوشتند که:

چنان، که قطرۀ آبی، وطنپرستان را

بدین صورت در هرد بیت از مایع صحبت میشد و همگونی پیدا میکرد.

استاد پژواک انسان بسیار دانشمند و شاعری بود بسیار توانا، حتماً منطقی در زمینه نهفته است که از درک آن عاجزم و از استاد گرامی خود معروفی عزیز، طلب تنویر و استمداد مینمایم.

کور ودان او خورا مننه  


  
16.06.2022آلمانhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

​توضیحاتی که لزوم ارائه آن، البته با صحبت هایی که در خصوص داکتر صاحب سید خلیل الله هاشمیان مرحوم در جریان است، دیده می شود:

مرحوم داکتر صاحب هاشمیان، قسمیکه بیشترین خوانندگان محترم سایت های اینترنتی افغانستان آزاد - آزاد افغانستان، افغان - جرمن آنلاین و آریانا افغانستان آنلاین خبر دارند، با کسانی نسبتا" زیادی، از داکتر صاحب سید عبدالله کاظم گرفته تا  آقای قیس کبیر و محترم سید حسین موسوی و جناب معروفی صاحب محترم و غیره وطنداران در بسا موارد اختلاف نظر داشتند و به بحث و گفت و گو پرداخته اند.

در میان ذوات محترمی که یاد شد، نویسنده همین سطور هم بود، که نه تنها با وی، بلکه با بسیاری اشخاص دیگری، همانطور که آن مرحوم عادت داشتند، متاسفانه از روی عادت "بد"، به بحث و مناظره پرداخت ام. 

خوشوقتم که این عادت با شنیدن سخن یک کودک چهار ساله افغان، با قصه ای که از کودکستان خود و توصیه مربی اش برایم نمود، زمانی که بحث من و پدرش روی یکی از مسائل در خانه شان سخت داغ شده بود و صدای ما کمی بلند، دست از سرم برداشت. 

او بود که مرا متوجه به نرمی، به موقع و در حد لوزم صحبت نمودن کرد - که منت دارش هستم و همیشه یادش و خودش برایم گرامی خواهد بود. 

آره، با ایشان بحث های داشتم که در برخی مواقع و  موارد این بحث ها فراتر از حدود اعتدال رفته اند. 

تعین مرز محق بودن ما دو نفر و اینکه کدام یک از ما بیشتر و کدام یک کمتر مقصر بوده ایم، حال نه دردی را دوا می کند و نه لزومی دارد. 

واقعیت این است که گناه یک طرفه نبود، ولی در هر حال چون گفت و گو میان ما رفته بود، و  تنها به ما دو نفر مربوط می شد - بعد از آن که باد های سرد فرو نشست و هر دو به اصطلاح سر عقل آمدیم - با قدمی که اول من برداشتم و معذرتی که از ایشان خواستم و ایشان لطف کرده معذرت مرا پذیرفتند وخود نیز از آنچه میان گذشته بود پوزش خواستند مشکل ما حل شد. 

بعد از آن، تا امروز، من، نه تنها از ایشان کینه ای در دل ندارم، که به فهم ایشان در حد یک انسان احترام هم گذاشته ام - در حد یک انسان، زیرا هیچ انسانی کامل نیست. هر کدام اگر شئی را از یک بعد به درستی دیده ایم، از بعد یا ابعاد دیگر می توان گفت که احتمالا" آنگونه که لازم است، ندیده باشیم. 

بعد از شنیدن خبر فوت شان، در یادداشت های روزانه ام نسبت وفات شان اظهار تالم و تاسف نموده ام‌؛ همانگونه در مورد مرحوم استاد اسحق گارگر، که غنیمتی بزرگی بودند در عرصه فرهنگ و زبان و ادب و ادبیات کشور - و مرد حلیم و خیراندیش. 

روح هر دو شاد! 

یاد آوری این نکته هم، البته برای برداشتن پرده از روی ابهام، لازم است. چون چند روز، یا هفته دو هفته بعد از اینکه جناب شان متقابلا" از من معذرت خواستند، طی نوشته ای از جناب معروفی صاحب نیز برای آنچه میان شان اتفاق افتاده بود معذرت خواستند که جناب معروفی صاحب آن را نپذیرفتند. 

اگر آقای قیس کبیر این مساله را کمی مشرح تر می نوشتند، به یقین من این یادداشت را نمی نوشتم. 

براستی خوشحالم از اینکه رنجش ها میان ما دو نفر، قبل از آنکه ایشان فوت کنند، حل شد. 

از ایشان چیزی نمی توانم بگویم، ولی من از این بابت بی حد احساس آرامش می کنم. البته نه به آن حدی از رفتن شان احساس غم می کنم. 

  
16.06.2022USAhttp://www.arianafghanistan.com/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

بنابر مقاومت مسلحانه درکشور قوای اشغال خارج ساخته شده است؟

درطی پنج دهه اخیردرافغانستان جنگهای بیگانگان، در نتیجه رقابتهای بین المللی و منطقوی، بشکل نیابتی آن توسط پاکستان، ایران، ترکیه وعربستان با استفاده از افغانها بحیث مواد سوخت جنگ با هردوطرف منازعه برای ویرانی کشور بپیش برده شده است.  

با موجودیت هزاران سند انکارناپذیر درباره ورود و خروج تجاوز قوتهای نظامی خارجی برحریم مقدس افغانستان، حقایق جنگ و عملکرد دولتها بوضاحت نشان دهنده آنست، که درهنگام حضور قوای نظامی متجاوز خارجی حکومت مستقل قانونی و ملی در کشور وجود نداشته است.  قوتهای نظامی خارجی  درافغانستان بزور اسلحه با تانک، توپ، و طیارات غول پیکر جنگی بنابر تصامیم دولتهای مقتدر شان بکمک اجبران داخلی برای پیشبرد اهداف خود وارد افغانستان گردیده آنان را حمایت کرده اند.

زلمی خلیلزاد نماینده با صلاحیت ایالات متحده امریکا در امور افغانستان بارها با صراحت اظهار داشته که قوای نظامی امریکا و ناتو براساس تصمیم دولت افغانستان با این کشور نیامده است، خروج آن از افغانستان نیز با خود امربکا و ناتو تعلق دارد. امربکا و ناتو با اجازه هیچکس درمورد قوایش نیاز ندارد.   

حلقات راسیستهای چپ و راست ایتنیکی و مذهبی درافغانستان، درمورد حواث جنگهای پنج دهه اخیر درکشور، درباره ورود و خروج تجاوزات قوتهای نظامی خارجی برای فریب  مردم مظلوم و بیدفاع افغانستان با تبلیغات بی اساس عادت کرده اند. مبلغین راسیزم برای دفاعیه های بی اساس تبلیغات جعلی خود را مبنی بر تراوشات ذهنی رهبران منحرف چپ، راست اعم از رهبران تنظمهای "جهادی"و طالبان، این تفاله های استخبارات خارجی همانند پهلوانان خیالی درافغانستان پهلوانان خیالی اند، سالهاست برای گمراهی اذهان عامه  مردم میهن ما تبلیغات جنگهای بیگانگان و ویرانی افغانستان را بدون اسناد و واقعیتهای عینی  جنگ بنام "جهاد"، فتح، با استفاده از روشهای های لاف و پتاق درپیش  گرفته اند.

جنگ درافغانستان در طی پنج دهه اخیر درنتیجه ادامه جنگهای نیابتی دشمنان کشور بحمایت مستقیم خارجیها پنج بار رژیمهای را در کشور تغییر، خارجیها هر پنج بار  حکمرانان گماشته خود را در کشور بر ارکه  قدرت توظیف نمودند، بیش از چهار دهه میگذرد که جنگ و خونریزی درافغانستان بحمایت ادامه دارد.    

۱-  درهنگام ورود قوای نظامی اتحاد شوروی طی سالهای ۱۹۸۰میلادی درافغانستان، ببرک کارمل "رهبر" دولت چپ سوار تانکهای شوروی مدعی بود که قوای نظامی دوستان شوروی ما برای "کمک" انترنالیستی با مردم  کشور به افغانستان آمده اند.

تصمیم خروج قوای نظامی اتحاد شوروی ازافغانستان بعد از ده سال جنگ ومقابله با امریکا، غرب و اعراب بکمک پاکستان، ایران، و ترکیه و چین درافغانستان نیز براساس تفاهمات رهبران وقت شوروی و امریکا مخائیل گرباچوف، رونالد ریکن صورت گرفته است. اثرات "جهاد"، و موقف رهبران تنظیم های "جهادی" افغان درمعادله جنگ و خروج قوای نظامی اتحاد شوروی ازافغانستان در عصه بین المللی آنقدر ضعیف و بی حساب بودند، که درطول چهار سال مذاکرات دولت وقت افغانستان با پاکستان در ژنیو هیچ نماینده از تنظیمهای "جهاد" افغان مقیم پاکستان و ایران حضور نداشتند.

بعد از خروج قوای نظامی اتحاد شوروی طی دو سال ۱۹۸۸ و ۱۹۸۹۰ میلادی   ازافغانستان درجبهات جنگهای جلال آباد اردو مستقیمأ اردو نظامی پاکستان بجز چند دسته کوچی که با مواشی باربری شترها، خرها خود را برای انتقال چور اموال مردم و غنایم جنگی با خود آورده بودند، قوتهای نظامی اردو پاکستانی با توپخانه  صقیل شان با قوتهای مسلح مستقل آبدیده جنگ افغانستان در جنگ جلال آباد با دشمن میجنگیدند.   

۲-  براساس امضا توافق مواد معاهده صلح ژنیو ماه اپریل ۱۹۸۸میلادی در بین افغانستان-پاکستان با تظمین جانب امریکا واتحاد شوروی تحت نظر سازمان ملل متحد،  قوای نظامی اتحاد شوروی ازافغانستان خارج گردید، قوماندانان واقعی مجاهدین افغان، با افغانان مصلح جنگ و خوریزی را درافغانستان حرام اعلان کردند. در بهار ۱۹۹۲میلادی مردم افغانستان درحالیکه انتظار ورود حکومت بیطرف را درافغانستان داشتند، دولت وقت در کشور با تمامی قوتهای مسلح افغانستان امر آتش قطعی  را داده بود، همه سلاحهای تقیل در سلاحکوتها، وسایط وماشینهای محاربوی را پارک، امر ممنوعیت پروازهای طیارات جنگی قوایی مجهز هوایی افغانستان را صادر نموده بودند. دولت داکتر نجیب الله همه آمادگی لازم را انتقال مسالمت امیز قدرت سیاسی با حکومت مؤقت بیطرف را گرفته بودند. مگر رهبران تنظیمهای "جهادی" با اشاره دشمنان کشور از فیصله های صلح اطاعت نکردند، درحالیکه از طرف قوتهای مسلح کشورهیچگونه مقاومت مسلحانه در برابر تنظیمهای "جهادی"  وجود نداشت، شرارت پیشه گان و غارتگران  تنظمیهای "جهادی" بمجرد ورود، باچپاولگری ادامه دادند، که تمامی جنایات رهبران تنظیمهای "جهادی" معلوم است.

۳- ورود بار نخست طالبان درافغانستان درخزان ۱۹۹۵میلادی در قندهار توسط پاکستان با اشتراک نصرالله بابر وزیر داخله حکومت بیظیر بهوتو صورت گرفته است. طالبان در روز ۲۶ سپتمبر ۱۹۹۶ وارد کابل شدند، دراولین اقدام نصرالله بابر وزیر داخله حکومت بیظیر بهوتو داکتر نجیب الله و برادرش را بقتل رساندند، طالبان اجساد مرده را با پایه ترافیک در چاراهی آریانا حلق آویز نمودند. حکومت برهان الدین ربانی تمام سلاحهای و مهمات قوای مسلح کشور را بشمال کشور بدره پنجشیر انتقال داده بودند، حتی اثاثیه ارگ شاهی را نیز باخود برده بودند ارگ خالی به نصرالله و ملاربانی رها کرده بودند. طالبان با اشتراک القاعده تحت نظر استخبارات نظامی آی. اس. آی. تا حمله قوای نظامی امریکا-ناتو از افغانستان بحیث محل مصؤن تریننگ جنگجویان القاعده استفاده نمودند. در جریان   حمله قوای نظامی امریکا-ناتو در افغانستان، مشاورین استخبارات نظامی آی. اس. آی. پاکستانجنگجویان القاعده و قوماندان طالبان از صحنه های جنگ مصؤن خارج گردید. هدایات مکرر برهان الدین ربانی با قوماندان جمعیت "اسلامی" که همرکاب حمله قوای نظامی امریکا-ناتو درافغانستان بودند که برادران "مجاهد" عرب با مصؤون انتقال شود.

قوماندان جمعیت "اسلامی" و ملیشه های گلمجم عبدالرشید دوستم در صفوف طالبان صرف دهاقین تهی دست را که برای بدست آوردن یک لقمه نان با لشکر جنگجویان طالب پیوسته بودند، بنابر صبغه تعصبات قومی همه آنانرا بقتل عام رساندند.

 غربیها با آنکه در پروسه استفاده از وسایل افراطیون مذهبی "اسلامی" در جنگ مقابله با دشمنان خود در جنگهای شرقمیانه سابقه طولانی تجارب را هم دارند، مگر استفاده از وسایل افراطیون مذهبی "اسلامی" مانند طالبان تحت نظر پاکستان در جنگ یک پروسه مغلق است. نگهداری وسایل افراطیون مذهبی حیثت نگهداری مار را دارد. از امکان بدور نیست که مار گاهی هم صاحب خود را میگزند، زهر پاشی میکند. امریکا وغرب این تجربه ناکام را در مورد نقش اسامه بن الادن و القاعده بچشم سردیدند. لاف و پوف "جهاد"، فتح طالبان و مبلغین آنها عده از سران آنها را کنار بگذارید.

انتقال قواندانان طالبان بعد از سرنکونی حکمرانی ایشان از افغانستان به زندان گوانتانامو جزیره کیوبا، مرکز تربیتی زندان میدان هوایی بگرام کابل از یکطرف بهانه ادامه جنگ و خونریزی درافغانستان بود، از جانب دیگر امریکا و غرب با درس تلخ که از نقش اسامه بن الادن و القاعده  گرفته بودند، برای تجدید تربیت طالبان صورت گرفته است. تا طالبان درآینده رسوایی های حکمرانی دور اول خود را تکرار نکنند، مشکل اساسی مرفوع شود. نقش رهبری پاکستان تحت نظر امریکا بتوانند درانسجام شورای کویته، ادغام افراد گروه مولوی محمدنبی محمدی، با افراد گروهی جلال الدین حقانی، پیشبرد امور دفتر قطر  را در نظر داشتند، یک پروسه کاملأ رهبری شده است.

۴- دوره بیست ساله حکمرانی حامد کرزی و اشرف غنی با حضور قوای نظامی امریکا و ناتو در افغانستان، بدون شک از بی پرده ترین رسوایی های تاریخ درجهان، فاسدترین دوره نوع دولتداری درافغانستان با میلبونها اسناد انکار ناپذیر بشمار میرود در تمامی عرصه های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی در افغانستان موجود است.

کثافات مستند دوره بیست ساله حکمرانی حامد کرزی و اشرف غنی درحضور قوای نظامی امریکاو ناتو بنام دیموکراسی آنقدر، رسوا، وسیع و گندیده است که شرح تفصلی آن در کتب، فلمهای ویدویی و سینمایی موجود است، نیاز با تحریر دواره آن نیست.    

 ۵- ورود مجدد طالبان در روز پانزدهم ماه اگست ۲۰۲۱میلادی درافغانستان، تبلیغات مذاکرات "صلح" ، "دولت" مخلوع افغانستان با طالبان در دوحه،  "جهاد"، "شکست امریکا" و "فتح" افغانستان توسط طالبان افسانهای استخباراتی است، که با پلان رقابتی امریکا و کشورهای غربی درآسیا مرکزی مرتبط است.    

رهبران تنظمهای "جهادی" و طالبان میگویند که قشون سرخ اتحاد شوروی، قوای نظامی امریکا و ناتو را شکست داده است، برهان الدین ربانی یکی از رهبران تنظیم چور وچپاول      درافغانستان هنوز یک قدم فراتر رفت، ادعا نمود که دیوار برلین را هم ما چپه کردیم.

نه خیر آقایان!

متجاوزین نظامی خارجی با دستهای گل درافغانستان نیامده بودند. ورود و خروج قوتهای نظامی خارجی درافغانستان بنابر تصامیم خارجیها صورت گرفته است. تبلیغات "جهاد"،   "دیموکراسی،  "شکست"، "مقاومت"، "فتح" وغیره القاب تصادفی نیست، این القاب روی پوش جنگ استخباراتی بیگانه اند که توسط مبلغین آن صورت میگیرد.

قوتها نظامی خارجی درافغانستان این روشها را برای تطبیق اهداف شان، نفوذ و استحکام عمال ایشان بکار می برند. قوای نظامی خارجی بکمک اجیران داخلی شان از افغانستان بحیث سرزمین بیصاحب برای مقابله جنگ از جغرافیای افغانستان بحیث میدان جنگ کار گرفته است. خارجیها تا هنوزهم جنگ و رقابت خود را درکشورما خانمه نداده اند، آنان اکنون جنگ و خونریزی درافغانستان را درتحت طالب ومخالفین طالب ادامه میدهند.    

  
16.06.2022متحده ایالاتhttp://www.arianafghanistan.com/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

​مکثی بر نوشته شاغلی محترم  دپلوم انجنیر قیس جان کبیر!

الیوم مضمونی را به قلم شاغلی کبیر در مورد استاد هاشمیان در سایت خودش مطالعه نمودم، در اخیر مضمون خود مینویسند.

یک- قبل از وفات ایشان، شاهد کشمکش های تحقیر آمیز، غیر ضروری و بی معنی بر ضد هاشمیان صاحب بودیم.

دو- کسانیکه با شد ومد از کار روایی های وی مینویسند ولی خود نتوانستند حتی موقع تحقیر از وی دفاع کنند، نوشته های شان اعتبار ندارد. 

مکث و تبصره این جانب در دو مورد متذکره مالک محترم سایت افغان جرمن.

یک- شاغلی کبیر توضیح نمیکند که این کشمکش های تحقیر آمیز علیه استاد هاشمیان قبل از وفات شان در کدام سایت ها صورت پذیرفت؟

دو- آیا محترم کبیر به خاطر دارند که بیشترین توهین ها و تحقیر های ضد کرامت انسانی علیه استاد هاشمیان در سایت افغان جرمن صورت گرفت و ایشان به حیث مالک سایت مذکور ،هرگز  حاضر نشد که از این دشنام ها علیه آن انسان وطندوست جلوگیری کند.

تبصره در مورد دوم انتقاد شان!

شاغلی کبیر شهامت این را ندارند که پوست کنده بگوید، کسانیکه امروز به شد ومد در باره استاد هاشمیان مینویسند و در گذشته از وی دفاع نکرده و نوشته های شان قابل اعتبار نیست، کیانند.

اولین نوشته در سایت وزین دعوت از محترم طارق جان بزگر که مالک آن سایت است بود.

دومین نوشته از این جانب محمد داؤد مومند در سایت انسانی آریانا افغانستان تحت عنوان «یاذی از بابای مبارزان ملی داکتر صاحب هاشمیان» است.

سومین نوشته از خودت شاغلی کبیر از خودت است که باید قبل از همه نشر میشد.

پس لطفاً توضیح بفرامائید که نوشته با (شد و مد ) را کی نوشته است؟

تا جائکه من ملاحظه میکنم منظورت محمد داؤد مومند است.

آغای  ګلم قیس جان کبیر!

سالهای قبل که  مغفور استاد نوری صاحب ، در حقیقت ټولواک سایت افغان جرمن بودند و شما  به جز مالک بی واک و بی اختیار یک چیزی دیگری نبودید،نوشته انتقادی بسیار  شدید الحنی عنوانی استاد هاشمیان نوشت و استاد هاشمیان را متهم به تخریب کنفرانس نیویارک که حدود یک هزار افغان از سراسر دنیا در آن اشتراک کرده بود، ساخت.

من در دفاع استاد هاشمیان ، مضمونی در یازده صفحه ، تحت عنوان (دفاع از حقانیت، عرایضم خدمت نوری صاحب) به سایت افغان جرمن فرستادم که مرحوم نوری صاحب از نشر آن اباء ورزیدند،

استاد نوری ګرامی و مهربان با ما نیست و من آرزو ندارم آن دفاعیه  مدلل و مستدل خود را اکنون بدست نشر بسپارم. ولی بسیار علاقه من استم  یا هستم که برای مستند ساختن گفتار و ادعای خود، یک کاپی آن مقاله را  به شاغلی محترم کبیر بفرستم.

چون حوصله تایپ کردن آن را ندارم که توسط ایمیل برایت بفرستم، لطفاً آدرس منزل تان را برایم توسط ایمیل بفرستید تا توسط پست برای تان ارسال نمایم.

لطفاً از افتراء بپرهیزید و سر خود را به گریبان تان داخل نموده که بیشترین تخریب علیه استاد هاشمیان  توسط سایت افغان جرمن صورت گرفته است. 

که څوک تله د انصاف به لاس کی ورکا

خپل ټټو او د بل آس به برابر کا  !!!!!!!!!

منتظر آدرس فزیکی تان- شما ایمیل مرا دارید

  
15.06.2022متحده ایالاتhttp://www.arianafghanistan.com/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

​هموطن محمد یونس 

عنوانی این جانب نوشته اید:«شما با توضیحات تان خود را قانع ساختید که به جواب پرداخته اید»

هم چنان مطالب بیربط دیگر!!!

آغای گلم محمد یونس مستعار نام!

اگر شما به درک محتویات مضمون توضیحی مدلل من، مؤفق نگردید و یا اصلاً نمیخواهید که بفهمید ، مشکل شماست.

این پاراگراف جدید تان درین سایت وزین مستلزم یک مضمون توضیحی دیگر است، متآسفانه شما به کج بحثی و طفره رویی عادت داشته استاد مشرب سفسطه استید.

بیش از این نمیخواهم با شما طرف شوم، لطفا به اصطلاح معروف مردم ما دست از سرکل ما برداشته و به وقت من ارزش و احترام قائل شوید.

الله یاور

  
15.06.2022متحده ایالاتhttp://www.arianafghanistan.com/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

​اظهار سپاس فراوان از جناب دپلوم انجنیر صاحب فهیم

از روزی که به سلسله تلاش متداوم انجنیر صاحب صاحب فهیم، در قسمت منکشف ساختن این سایت وزین، ورژن جدید را جاگزین ساختند، نظر به غباوت خداداد خود، توان خانه پری کردن فورمه جدید را برای ارسال نظر در دریچه نظریات نداشم.

همین اکنون و تقریباً نیم ساعت قبل انجنیر صاحب فهیم از طریق تیلفون لطف فرموده و مرا راهنمایی نموده، قادر ساختند تا فورمه متذکره را خانه پری نموده و نظر خود را به دریچه مناظرات بفرستم .

من  درک کرده میتوانم که انجنیر صاحب فهیم به کدام سویه و اندازه مصروف سایت و کار و بار زندگانی خود هستند، مع الوسف لطف و مهربانی فرمودند و مشکل بزرگ مرا درین قسمت حل کردند

بدین وسیله بهترین مراتب شکران و امتنان خود را خدمت شان ابراز نموده مؤفقیت های مزید شان را در قسمت انکشاف این سایت انسانی وزین و خدمت بزرگ ملی ملتجی ام.

با عرض حرمت

  
15.06.2022امریکا http://www.arianafghanistan.com/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

آقای مومند:

1. شما در مورد آقای سیستانی سوالی را مطرح را کرده اید. به شما باید یاد آور شوم که من کمترین شناخت با آقای سیستانی ندارم. من میر اکبر خیبر، ببرک کارمل، اناهیتا، نورمحمد تره کی، محمود سوما، نور محمد پنجوائی، نجیب الله، دستگیر پنجشیری، وکیل، خلیل، اسماعیل  و صد ها دیگر مزدوران روس را می شناختم، اما شخصی را به اسم سیستانی نه نمی شناختم  نه می فهمیدم که کی است و در کجا کار میکند. حتا اسم سیستانی را هم نشنیده بودم. من دو ماه قبل از کودتای مزدوران شوروی از افغانستان خارج شدم. اینکه آقای سیستانی چه کار میکرد و چه نوشته کمترین آگاهی ندارم. من هیچ زمانی از نوشته های دیگران تقلید نمی کنم. چون شما با آقای سیستانی شناخت دارید و از گذشته وی آگاه هستید، جناب شما همان سوال را با  آقای سیستانی مطرح نمائید.

2.  شما با توضیحات تان خود را قانع ساختید که به جواب پرداخته اید. من زیاد جناب شما را زحمت نمیدهم. صرف یک سوال دیگر دارم. اگر عقد معاهدۀ آب هیرمند توسط "فرزند نابغۀ کشور" مرحوم محمد موسی شفیق قابل تائید بود، چرا در آن وقت شما به آن اعتراض کردید. استاد پژواک، استاد صاعد، استاد احسان تره کی در صدد مخالفت برآمدند و چند باری با پرچمیان مانند و خلقیان مشترکاً مجلس کردند. خوب به یاد دارم که در منزل آقای احسان تره کی همین افراد به شمول مرحوم میوندوال و یک عده افغان ملتی ها، پرچمیان و خلقی ها  جمع شده بودند و معاهدۀ هیرمند را مورد انتقاد شدید قرار دادند. نمیدانم که شما در آن مجلس تشریف داشتید یا نه، اما خوب میدانم که همیش با معاهدۀ آب هیرمند توسط مرحوم شفیق اعتراض می کردید. لاکن امروز عقیده شما تغییر کرده که من به آن کاری ندارم. 


  
15.06.2022 جرمنیhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

"هزار خم نکند مست، میپرستان را"

وطندار بسیار عزیزم، محترم "امین غبار" و یا "آمین غبار"!

لطف کرده شعر معروف و برازنده و طنخواهانۀ استاد مرحوم "عبدالرحمان پژواک" را درست بنویسید و روح بزرگ آن بزرگوار را معذّب نسازید!!!

شعر "استاد پژواک" اینطور است:

هزار خُـــم نکند مست، میپرستان را

چنان، که ذرۀ خاکی، وطنپرستان را

جناب "امین غبار" یا "آمین غبار"!

ــ جناب شما مصراع اول را از حالت "شعر" بیرون کشیده به سلک "نثر" و در هیئت یک "جمله" درآورده اید!!!

ــ و در مصراع دوم کلمۀ مشهور "ذرّه" را به صورت "زره" نوشته اید، در حالی، که این دو لغت از زمین تا آسمان فرق دارند. لطف کرده شرح ذیل را بخوانید:

ــ "ذَرَّه"(به فتح هردو حرف اول و تشدید حرف دوم و "های غیر ملفوظ") کلمۀ عربی ست و مراد از آن معمولاً همان جزء بسیار کوچک هر شیئ است. و اگر دقیقاً به حساب "صرف عربی" سخن بگوئیم:

ــ "ذرّه" از نگاهِ صرفی، "اسم مرّه" از کلمۀ "ذَرّ" است و "ذَرّ" در عربی "مورچه" را گویند. پس "ذرّه" لغتاً معنای "یک مورچه" و یا "یک دانه مورچه" را میدهد. این، که بعداً مفهوم و مدلول این کلمه از حالت "خاصّ" بیرون آمده و هیئت "عامّ" را به خود گرفته است، حساب دیگری دارد!!!

به حساب فزیک، "ذرّه" را به جای "اتوم" نیز میگذارند؛ چنان، که "فزیک اتومی" را "فزیک ذروی" نیز نامند؛ و همچنان، وقتی "انرژی ذروی" و "بم ذروی" میگوئیم، مراد ما از "انرژی اتومی" و "بم اتومی" میباشد!!!

ــ مگر "زِرِه"(به کسر هردو حرف اول و به تخفیف حرف دوم و "های ملفوظ") کلمۀ دری ست و مراد از آن، همان "لباس فولادی ست، که رزماوران قدیم در وقت جنگ میپوشیدند". کلمۀ "زره" نیز از حالت خاصّ قدیمی بیرون آمده و شکل عامّ امروزی را به خود گرفته است، چنان، که "زرهپوش" و "عرادۀ زرهدار" و "زرهِ تانک" و "زرهِ موتر" میگوئیم و ایرانیان "زرهدار" را "زرهی" گویند!!!

شرحی بود بر بیت مشهور استاد فقید "پژواک"، که به تحلیل لغوی نیز انجامید و امیدوارم، که توجهِ خوانندگان عزیز مناظرات صفحۀ محبوب "آریانا افغانستان آنلاین" را جلب کرده باشد!!!

با محبت فراوان او په درناوی

(خلیل معروفی ــ جرمنی ــ ۱۵ جوان ۲۰۲۲)


  
15.06.2022آلمانhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

ادارهء  محترم آریانا افغانستان !

با عرض ادب.

قسمیکه به شما معلوم است بنده را کس "موظف کنترول صحفه نشرات شما" نه نموده و چنین طرز نوشتن خارج چوکات یعنی هر نوع چوکات ادبی و غیره است.

قابل تذکر است که بنده به صورت قطع "عمداٌ و آگاهانه" اسم آن محترم را نمی نویسم بلکه متوجه نبوده ام ،  که بدینوسیله معذرت خود را از وی  ابراز میدارم. 

دل اگاه نا یاب است "بیدل" که اندرین دوران

نشسته پنبهء غفلت به جای مغز در سر ها 



  
14.06.2022USAhttp://www.arianafghanistan.com/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

​ناشر محترم آریانا افغانستان !

من اخرین دو جواب خود را  در برابر ادعاهای آقای پامیر و آقای الله محمد مؤظف کنترول نشرات صفحه شما غرض نشر بشما فرستاده ام، مگر هردو جوابم تاکنون نشر نشده است. 

اولأ پامیر  و الله محمد هردو عمدأ و آگاهانه اسم ام را برای تمخسر غلط نوشته میکنند، آنها همچنان اتهامات ناروا را علیه من ادعا دارند. ثانیأ پامیر مثل توپ پس لکد علیه من ادعا لجاجت را نموده بودند. 

ابراز نظرات من هیچگاهی خارج از چوکات و بدون ارائیه اسناد ادعاهای طرف مقابل نبوده است، عدم نشر جوابات من در برابر ادعاهی مدعیان تخطی از  اصول نشراتی نشرات مستقل و بیطرف است. 

لطفأ شما مطابق پالیسی نشراتی تان که در مقدمات صفحه شما موجود است، بحیث یک نشریه آزاد، مستقل و بیطرف اعلام گردیده است، مطابق پالیسی شما مانند  مدعیان آقای پامیر و آقای الله محمد برای من نیز مساویانه اجازه نشر بدهید تا نظرم را خوانندگان  محترم شما بخوانند و قضاوت نمایند.

 باحترام 

 اخترمحمد یوسفی

  
14.06.2022هالند http://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

​آقای مومند.

بسیار خود را کلان جلوه ندهید یک طفل هم می‌داند که نوشته شما است.

دوما" از اینکه  چه خویشاوندی با مرحوم غبار دارم به ناحیه چهار مراجعه نمایید اسناد همه آنجا موجود است.

سوم : چه کاره هستی کا این سؤالات را از من میکنی؟

چهارم: این بدین معنی نیست که خودت شاگرد استاد پژواک بودی هم مانند او هستی.

هزار خم مست نکند می پرستان را

چنانکه زره خاک وطنپرستان را

پژواک  

  
14.06.2022آلمانhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

​جناب محترم داکتر صاحب مومند!

بعد از عرض سلام و احترام به شما دوست گرامی ام از بار گاه ایزد متعال صحت شما را خواهان بوده از اینکه باز هم زمینه مساعد گردید تا چند سطر با شما تبادله نمایم، خوشوقتم. مقالهء "یادی از بابای مبارزان ملی، داکتر صاحب هاشمیان" شما محترم قبلاٌ از مطالعه بنده گذشت بود و چون امروز تبصره شما را در ارتباط نامیرده و محترم مرحوم پوهاند فضل ربی پژواک و وی خواندم خاطرات زیادی را برایم در ذهنم روشن نمود که کنون به تحریری ان می پردازم. در مقالهء شما امده که: 

"استاد هاشمیان در حق گویی و حقیقت پرستی و ترد گویی و جرئت و شهامت نظیر نداشت. موصوف مانند بسیاری سادات، آدم تند مزاج بود، و اګر کسی میخواست با وی در مقام مشاجره برخیزد، استاد معاند خود چنان بی آب و بی پرده مییساخت که از ....خوردن خود نادم و پشیمان میگشت."

واقعاٌ مردی این مر د خدا زمانی برایم ثابت گردید که بنده را تعداد زیادی از دوستان در تبصرهء که در افغان جرمن داشتم معاصره نموده بودند و بنده واقعاٌ تنها به جواب هر یک شان که همه پر از توهین و اتهام و غیره اخلاق غیر ادبی بود، می پرداختم. یکی ان که می رفت دیگرش می امد و چون بنده کاملاٌ مطمین بودم که حق به جانب هستم و علم و دانش دوستان بنده را درک نموده نمی تواند به این حالت مواجعه هستم. بسیار در یک حالت بد قرار داشتم که دفعتاٌ یک نوشته ای از محترم پوهاند صاحب داکتر هاشمیان در ارتیاط بحث ها وارد میدان شد. نامبرده به تایید نظریات بنده پرداخته و همهء دوستان مشاجره را سخت نوشته و از بنده تقاضا نمود تا دیگر در صحفه افغان جرمن نه نوشته و ویب سایت های دیگر خوش خواهند شد تا انسانی مانند شما انجا بنویسد. بنده متاسفانه موفق به پیدا کردن ان نوشته امروز نشدم اما انرا پیدا خواهم نمود از ارشیف انجا. البته تاریخ ان برایم معلوم نیست اما جواب که در ارتباط نوشته محترم مرحوم هاشمیان نوشته ام نزدم بود که قسمتی از آن را اینجا نشر می نمایم:

"باور کنید که هر دو تبصره زیر دوستان علم و معرفت را که خواندم اشکایم امد که هنوز هستند انسانانی که  به انسان و انسانیت و هموطن  خود ولو هر کی و هر چی باشد ارزش انسانی قایل هستند. از پوهاند   گرفته تا شاگرد صنف اول در جانم چسپیده اند که چرا خدای نا خواسته بالای این و ان می نویسم و کوتاه و دراز. من فقد به موضوعاتی که علاقه بگیرم حق تبصرهء که به خواننده داده شده از آن استفاده کرده تجزیه و تحلیل فکری می کنم. من این را نوشته ام که بالای تبصره ام به قسم بحث تبصره شود تا بلاخره مانند چال رفتن در شطرنج به یک نتیجه ولو مساوی باشد رسید. این شیوه از زمان های قدیم در یونان قدیم بین انسانان مخصوصاٌ فلوسفان معمول بود سقراط و افلاطون توسط همین شیوه ها بود که به نتایج جالب شناخت هستی رسیده اند. حتی اگر غلط نه فهمیده باشم بودایی ها هم از این شیوه بحث استفاده می کنند. من متیقن هستم که علمای اسلام مانند البیرونی ابو سینا و غیره فیلوسفان آهین و دین ما هم از این شیوه استفاده میکنند. نه اینکه شیوه های بالایی مختص به یک محل است بلکه این را منطق انسانی که در جوهر انسان در خلقت گذاشته شده از خود بیرون می کشد. این همه پیشرف علوم از همین سر چشمه می گیرد."

با اظها تشکر از فهم و درک عالی پوهاند داکتر سید خلیل الله هاشمیان که واقعاٌ تصمیم داشتم دیگر ننویسم و وقت گرانبهای خود را به مصروفیت های دیگری که دارم بدهم در صورت لزوم مضامینی که طرف علاقه ام واقع خواهد   شد در این پورتال تبصره خواهم کرد.  باز هم یک جهان از شما  انسان مهربان تشکر که نا امیدی و تاثر من را به امید و خوشی مبدل ساختید در این صبح صادق. با عرض سلام و احترام 

 به غیر از ناله سامانی ندارد خانهء وحشت

کمان حلقهء زنجیر ما تیرش صدا باشد

 ندارد هیچکس اگاهی از سعی گداز من

همان بیرنگ میسوزد نفس در هر کجا باشد"

به هر صورت نمی دانم که دفاع محترم مرحوم هاشمیان از بنده قبل از 2017 بوده و یا بعد آن اما انرا حتما پیدا خواهم نمود تا معلوم گردد و موضوع ان هم و ان اشخاص با چیزی های که گفته اند اما اینک یک جواب دیگر بنده برای ان مرحومی در سال 2017:

"استاد محترم داکتر صاحب هاشمیان!

 بعد از عرض سلام و آرزوی سلامتی شما محترم اجازه بفرمایید که  ...

 مضمون تان تحت عنوان "بیدل شناس نیستم، اما بیدل دوست استم" از مطالعه ام گذشت. تشکر از اینکه به من افتخار "لقب" استادی را یاد آوری می کنید. استادی واقعاٌ کاری مشکلی است به این مفهوم که باید شاگردان و یا هم صحبتان را طوری متقاعد و موضوع را برایشان تفهیم نمود که که هم درک نمایند و هم لذت ببرند. من در زندگی استادان خوبی داشتم و دارم و افتخار می کنم که شما را به حیث یکی از این استادان قبول کرده ام."

اینک قسمتی از نوشته محترم پوهاند مرحوم هاشمیان که در مقالهء ذکر شده بالایی  که  در  جنوری 2017 نوشته اند:

"از آنجائیکه هموطن محترم ما شاغلی صالح محمد فطرت از جناب استاد  الله محمد خان تقاضای معنی کردن ابیات بیدل را کردند و آن استاد گرانمایه این سنت نیک را هفتۀ گذشته با مهارتی که خاصۀ خودشان است افتتاح نمودند، به اجازۀ استاد محترم  الله محمد خان و به پیروی از ایشان این سنت را به حیث یک شاگرد این دبستان دوام میدهم  ..."

ضمناٌ زمانی در ارشیف محترم افغان جرمن سرچ و یا تحقیق می نمودم چشمم به نوشته زیرا محترم پوهاند داکتر هاشمیان افتاد که انرا خالی از دلچسپی برای شما محترم ندانسته که بفرستم:

" به ارتباط ملاقات آقای کسنجر با مرحوم محمدداودخان رئیس جمهورکه جناب آقای فوادارسلا بسیارخوب ترجمه کرده است، روش تحلیل و تدقیق دانشمند محترم الله محمد خان را از مواردی که تحت تبصره قرار داده اند، واقعبینانه و مطابق به معیارهای علم منطق یافتم.
با عرض احترام - سیدخلیل الله هاشمیان - 14 دسامبر 2016"

قابل یاد آوری است که محترم مرحوم استاد هاشمیان را شخصی نمی شناختم و از طریق صحفه افغان جرمن با وی اشنایی پیدا نمودم اما مرحوم پوهاند فضل ربی پژواک را بسیار زیاد می شناختم، زیرا فرزند بزرگش دوستم بوده و همواره در خانه شان بودم  که واقعآ یک انسان مهربان و دانشمند بزرگی بودن و به فامیل ما هم احترام بسیاز زیاد داشتند که خاطرات بسیار زیاد خوش از ایشان دارم.

نازم نام شیرینی که هر گه بر زبان آید

چو بند نیشکر جوشد به هم چسبیدن لب ها 

 بیدل

  
14.06.2022 متحده ایالاتhttp://www.arianafghanistan.com/FotoGallary/CountryIcons/USA.png
 به شخصی که خود را بنام امین غبار معرفی میکند
شما نوشته اید:
-------------------------------------
دروغگو حافظه ندارد.
اسم: بسم الله خان

با احترام عین الدین از کابل
در اصل
مومند
به هر رنگی که خواهی جامه میپوش   
-------------------------------------
هموطن شاغلی غبار
با کمال تأسف باید بگویم که این ادعای خودت مانند بسیاری ادعاهای میر غلام محمد غبار، دروغ، افتراء ، بهتان و کذب محض است. ارشاد خداوندی است: لعنت الله علی الکاذبین.
باید اخلاقاً از افتراء و اتهام ناشی از سوء ظن تان معذرت بخواهید.
من شاگرد شخصیت با شهامت و با ایمان ملی پوهاند فضل ربی پژواک استم که به حیث یک مسلمان جز از ذات خداوند از هیچکسی ترس نداشت.
پژواک صاحب در برابر جمعیت بزرگ محصلین و استادان پوهنتون فرمود که حکومت میخواهد (منظورش حکومت سردارنوراحمد اعتمادی بود) که از من شاه شجاع بسازد ولی من شاه شجاع نیستم و متعا قباً از وظیه انتخابی ریاست پوهنتون استعفاء داد.
قابل تذکر است که پوهاند صاحب پژواک اولین رئیس انتخابی پوهنتون بود.
هم چنان در قسمت ترد ګویی، میراث خور شجاعت و شهامت و تهور داکتر صاحب هاشمیان استم. نوشته هایم در آرشیف که تمام چیز نویسان سایت افغان جرمن را با شدید ترین وجه ممکنه کشت و مات داده ام، مدارک مبرهن دلاوری و جسارت من است. سایت افغان جرمن از ترس و جبن حاضر نیست، که نوشته های مرا بدست نشر بسپارد، یکی از وابستگان آن سایت در مورد من نوشت که  که من آدم شورشی هستم.
من اګر از میر غلام محمد غبار و غبار پرستان، ترس و واهمه ندارم، امین جان غبار کی و چی باشد که از او بترسم، آین ممکن است که شاهین از زاغچه بترسد؟؟؟ استغفرالله.
شاغلی غبار! نمیدانم جناب شما چرا در طول سالیان متمادی خاموش بودید و هرگز مانند شاغلی نجیب سخی سال ها قبل به دفاع از فقید غبار نپرداختید،چنین به نظر میرسد که خودت با غبار هیچگونه قرابت نداشته و قرابت تان با فقید غبار ساختگی به نظر میرسد، لذا برای ثبوت ارتباطت با فقید غبار، لطفاً به سؤالات ذیل جواب بدهید:
یک- خانه فقید غبار در کدام قسمت کابل واقع، و مشخصات موقعیت خانه اش چه بود؟
دو- کدام پسرغبار با دختر کدام شخصیت معروف کندهار وصلت کرده بود؟
سه – پسر کلان غبار چه نامداشت و خانه که به کرایه داده بود در کدام منطقه کابل موقعیت داشت و مشخصات موقعیت خانه اش چگونه بود؟
چهار- دختر غبار که در پوهنتون مشهور بود چه نامداشت؟
چون خودم از تمام مطالب مطروحه فوق اطلاع دارم، دروغ گفته نمیتوانید.
تشکر


  
13.06.2022کابلhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/Germany.png

آمین صائب گرامی،
 
تفاوت اسم من جزء طنز بود، زیرا در اول چالش مستعار نویسی را ذکر کرده بودم.
به هر صورت من با جناب مومند صاحب هیچ ارتباطی ندارم. سوء ظن شما بیمورد است.
 
با احترام


  
13.06.2022آلمانhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

​جناب محترم سدید صاحب گرامی!

مقاله شما تحت عنوان "حکومت همه شمول: آره، یا نه؟"  از مطالعه بنده گذشت.  مقاله واقعاٌ واقیبینانه نوشته شده است.

بنده تبصره شما را در اینجا قبل از مقاله خوانده و یک تبصره در ان نموده ام  اما جواب و یا پشنهاد که از شما تقاضا نموده ام در مقاله تان انرا یافتم یعنی:

" حکومت همه شمول، آره! اما به شرطی که اعضای آن از میان افراد لیبرال دموکرات، سوسیال دموکرات یا مشروط خواهان یعنی افرادی معقول و معتدل و مترقی و طرفدار توسعه و حامی حقوق بشر و آزادی و  مخالف یکجا شدن دین و حکومت می باشند و پایه و اساس فکر شان بر بن یاد آزادی فرد ی در کشور قرار دارد و در صدد برآوردن ساختن نیاز های کشور )مردم( به تناسب دستاورد های بشری در کرهء خاکی ما، با حفظ شرف و استقالل مردم و کشور باشند، و به انتخابات عمومی و وجود پارلمان باور داشته باشند، چرا؟ "

البته موضوع دین و حکومت هم مشکل نیست که یک راه حل معقول برای ان پیدا نمود که وجود هم دارد که نه سیخ بسوزد و نه کباب.

برای بنده بسیار جالب است که شما چنین پشنهادی نموده اید و بنده فکر میکنم که انکشاف هم به همین جهت خواهد رفت و باور نمایید که حتما بحث های بالای مقاله محترم داکتر تره کی را تعقیب نموده باشید که هم به عین ترتیب نامبرده خواهان راه حل هستند. 

نیامد کوشش بی حاصل گردون به کار من

مگر از خاک بردارد مرا سعی غبار من


بیدل

  
13.06.2022هالندhttp://winse2016/FotoGallary/CountryIcons/NL.PNG
"دروغگو حافظه ندارد "
"اسم: بسم الله جان"
 محل سکونت:  کابل
در ختم
" با احترام عین الدین از کابل"
در اصل
" مومند"
»به هر رنگی که خواهی جامه می‌پوش، من از طرز خرامت می‌شناسم«
 
جناب محترم فرق آمین و امین را فکر کنم اگر خود را زحمت بدهم شاید کرده بتوانم، تشکر از درس عالمانه استاد گرامی.
اگر با تخنیک جدید آشنا باشید، که در موقع نوشتن یک لغت، سیستم خود بطور پشنهادی همان لغت و یا نظیر آنرا می نویسد، که اگر توجه نکنید همان لغت را درج می نماید،  روزانه همچو اشتباهات به میلیون ها مرتبه در جهان تخنیک مدرن رخ می‌دهد،  که مانند بعضی ها کسی فضل فروشی نمی کند، مطلب را مهم تر می دانند و نه زیر و زبر را و به رخ کسی نمی کشد.
در جهان امروزی بیسواد به کسانی گفته می‌شود، که  آشنایی با تخنیک پیشرفته ندارد‌.
 
نمی دانم که چرا مثال از دیگران را برایم می نویسد و  پای دیگران را بی مورد در قضیه دخول می نمایید.
از اینکه کی دست کی را بوسیده،  به من ارتباط ندارد. من بطور مشخص از مرحوم استاد هاشمیان یادآوری نمودم، که از همچو  یک شخص عاقل و دانشمند انتظار آنرا نداشتم.


  
13.06.2022آلمانhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

​ دوستان گرامی

با عرض ادب!

1-"تشکر از جناب سید هاشم سدید هموطن منصف، که با وسعت نظر، ماهیت کارنامه های جنایتکارانه گروه های "سیاسی" پنج دهه اخیر درافغانستان را در نوشته خویش منصانه بر حسب منافع ملی کشور،  مکلفیتها و وظایف فرزندان سرزمین افغانستان را برای حال آینده کشور را توضح دادند، این بوده چهره واقعی تصویر میهن نه چرندیات روستاه تره کی."

شکر خداوند که بالای آب خس پیدا شد برای نجات منطق دوستان که بدون درک  منصفانهء مقالهء  انتقادی محترم داکتر تره کی به آن دست پرتاپ می نمایند با در نظر داشت اینکه این حق مسلم هر کس برای نجاتش میباشد.

 2-". ارزیابی دقیق حوادث  "سیاسی" پنج دهه اخیر و نقش گروه های "سیاسی" افغان درآن واضح نشان میدهد، که اثرات تراکم و تسلسل پرابلم های گذشته، و نقش مداخلات بیرونی درافغانستان باهم مرتبط و هویدا است."

این چیز نو نیست بلکه در همین مدت تشنج همه اینرا می دانند و علت های تشنجات در سطح ملی و بین المللی همین بوده است. 

3-"درطی اخیر سالهای وقتی با کوه های خاکستر جنگ درافغانستان مینگریم، ناگزیرمیشویم که در برابر چرندیات از نویسندگان راسیزم و یاوه سرایان  چمچه آنان، براساس رسالت و  مسؤلیت کنونی اتباع در برابر حال و آینده کشور خاصتأ با مدعیان متعرض که بار تمامی ملامتهای را بر یک گروه خاص یکجانبه، نادرست و ناکافی میدانیم."

فکر نمی کنم با چنین اظهارات بتوانید خالیگاه های فکری خود را پنهان نمایید، زیرا اینرا همه باید بدانند و می دانند که در حوادث کشور زیاد گروه ها حصه داشته اند و اینکه شروع ان از کجا بوده هنوز هم بحث های وجود دارد و علت اینکه امارات اسلامی افغانستان عفو عمومی اعلان نموده است علت خاص خود را دارد تا بتوانند در کشور ارامش اجتماعی را بر اورده بسازند. ضمناٌ مقاله محترم داکتر تره کی  به صورت قطع ان چیزی که شما ادعا می نماید در ان اصلاٌ وجود ندارد و اگر وجود داشته باشد لطفاٌ انرا اینجا تحریری دارید یعنی کجا آن راسیزم دارد. ضمنآٌ چون شما یاوه فکر می کنید همه چیز را یاوه هم می بینید.

4-"ببینید استادی "بزرگوار" در فرانسه نشسته مبنی بر افکار راسیستی طالبان را ناجی میگوید، مشکلات کنونی کشور را ناشی از حلقه کوچک بیخبر از واقعیتهای میدانند، وقتی نویسنده تصویرحقیقی توطیه های استخبارات بیرونی و عمال داخلی آنرا برملا میسازد، استاد خطاکار خاموش است، شاگردان مدافع استاد چرند نویس آستین را برای جفنگ برمیزنند. "

اینکه شما قبول ندارید که در اثر مقاومت مسلحانه در کشور قوای اشغال خارج ساخته شده است موضوع علهده میباشد اما واقعیت این است که حلقه چی کوچک و چی بزرگ بایست متوجه ساخته شود که بدین صورت در سطح ملی و بین المللی نمی توان سیاست نمود و محترم داکتر تره کی به نظر بنده وظیفه وجدانی خود را در سن و سالی که هستند انجام داده و شاگردان وی هم چیزی که شما می نویسید نه فرموده اند بلکه واقعیت های دیگری را ذکر نموده اند زیرا در  جریان سالیان دراز ما یکی دو واقعیت نداریم. با وجودیکه بنده شاگرد شان نیستم اما اگر شما در   چرند و جفنگ تان بنده را هم شامل می سازید برایتان یک رتبه  تفرع  قایل خواهم شد.

 5-"ناگزیر میشویم باید گفت، آیا استاد"بزرگوار" و شاگردان وفادار او این حقیقت را می پزیرند، که حکومت چپ و سازمان سیاسی آن سی سال پیش از بین رفته است. "

تاریخ هیچگاه از بین نمی رود با وجودیکه بنده نه شاگرد و نه وفادار کسی هستم غیر از حق. 

6-" در طی بیش از سی سال گذشته ناجیها استاد و شاگردان درافغانستان حکمرانی دارند،"

شکر خداوند که محترم سدید یک تبصره نمو ده است، به اصطلاح شما را چقدر شیرک ساخته است هر چی از دهن تان خارج شد می نویسید مثل همیشه. 

7-"که آقای وثیق رئیس سرپرست امنیت ملی طالبان این ناجیهای روستا تره کی در میدان هوایی کابل از ورود صدیق چکری، فاروق وردک، وغیره خاینین ملی استقبال میکنند. "

قدرت بدست شان است و سیاست هم می کنند. نمیدانم اسناد تان چی بدرد می خورد که از ان استفاده نشود. 

8-"این وطنفروشان  گذشته ازچپاول دارایهای ملی در داخل کشور"

منظور تان حتماٌ از دارایی های مالیه دهندهگان غرب بوده است، مسلم که این نقطه تان صد فیصد طرف تایید بنده است.

"بیدل" از طور کلامم بی تامل نگذری

سکته خیز افتاده چون موج گهر   تقدیر من

  
13.06.2022بلژیکhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

​آقای یوسفی !

تأسف میکنم که شما از خر *** و لجاجت پاهین نمیشوید. در مناقشه یی که میان من و *** جریان دارد، بی جهت پای استاد بزرګوار عثمان تره کی را میکشانید. با متورم جلوه دادن خطای  های دوره های بعد از ذلت و خیانت حزب پرچم - خلق ، تلاش میکنید روی جنایات  هولناک  ***  پرده بپوشانید.

مردم هوشیار تر ازان شده است که فریب بازارتیزی، *** را بخورد که به دلیل خیانت و جنایت به امید معجزه و ترحم مردم زندګی میکنند.

پامیر

  
13.06.2022آلمانhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

​دوست گرامی محترم اقای سدید!

با عرض ادب.

قبل از همه باید تذکر دهم که بنده از کسی در این نوشته دفاع نمی کنم و اگر هم می کنم دفاع از صلح و ارامش برای مردم افغانستان میباشد. 

برای اینکه بالای مطلب اصلی آمده باشیم با تایید فرموده زیر شما به نوشته خود ادامه می دهم:

 "خون را با خون نمی شویند." معنی این سخن کوتاه این است، که تداوم سلسله انتقام کشی های خونین جزء ریخته شدن خون بیشتر نتیجه ای ندارد. باید این سلسله با گفت و گوی سازنده و کنار آمدن برای ختم دشمنی، به گونه دیگر و برای همیش قطع گردد."

با زهم با تایید فرموده حضرت عیسی، بدون در نظر داشت یک باریکی در ان ، شما در ادامه معقول می نویسید که:

" ملت هایی هستند و بودند، که در اثر جنگ های داخلی، خواه خود خواسته بودند و خواه به تحریک بیگانه ها بوده است، طی جنگ های ممتد و متعددی خون های زیادی برادران خود را ریخته اند. در این گونه برخورد ها میلیون ها انسان کشته شده اند و سالیان درازی این جنگ های خودخواهانه و مخرب ادامه داشته است، اما بالاخره همین مردمان به این نقطه رسیده اند و به این نکته پی برده اند که راه حل این دشمنی ها و کشت و کشتار جنگ و زورگویی و" منیت" ها نیست، باید نشست و گپ زد و راهی پیدا کرد که هم کشور آرام شود و هم مردم. "

شما در دو اقتباس بالایی به دو نقطه بسیار مهم در ارتباط اوضاع جاری کشور اشاره داشته اید و بعد می نویسید که:" ملت ها را مردمان صلح دوست، مصلح، باسواد، آنانی که میان انسان ها تفاوتی از نظر انسانی و حقوقی قائل نیستند و همه را به یک چشم می بینند، حق حاکمیت را از آن مردم می دانند، مردم پاک نفس و منقطقی و متخصص، کسانی که قوانین و نظم جهان را می دانند و خود را مکلف می دانند در چهارچوکات قوانین بین الملل با جهان در ارتباط دوستانه و داد و ستد برار باشند و نکوشند باور های  زورگونانه و شخصی و ظاهرا" ملی خود را چه در درون کشور و چه در بیرون کشور هرومرو بر دیگران تحمیل کنند، مردمانی که صداقت داشته باشند، آباد می سازند. "

با در نظر داشت سه نقطه مهم از نوشته شما محترم که بنده انرا در بالا اقتباس نموده ام به نظر بندبا اظهارات زیر شما در تصادم واقه می گردد یعنی شما می نویسید که:

" در وجود طالب آن خصوصیات لازمی که در بالا برای افراد لازم برای اداره و آبادی یک کشور ردیف شد، دیده نمی شود، گذشته از خشونت و سخت گیری و جنایات آن. حمایت از طالب عین همان کاری است که حامیان مسعود و نجیب و کلبدین و امین و افرادی از این سنخ می کنند. اینها هیچ کدام قابل حمایت نیستند!"

با در نظر داشت اینکه فعلاٌ قدرت دولتی بدست طالبان و یا هم امارات اسلامی افغانستان بوده و شما در وجود انها خصوصیات لازم اداره و آبادی کشور را نمی بینید تا زمانیکه دیگران با سواد و متخصص غیر طالب به کمک رسیده ، پس شما چی پشنهادی در زمینه دارید.

البته با در نظر داشت جمله مهم اول تان که "خون را با خون نمی شویند" و فرموده دوم تان که: " دوم اینکه اما بالاخره همین مردمان به این نقطه رسیده اند و به این نکته پی برده اند که راه حل این دشمنی ها و کشت و کشتار جنگ و زورگویی و" منیت" ها نیست، باید نشست و گپ زد و راهی پیدا کرد که هم کشور آرام شود و هم مردم." 

از توجه محترمانه تان قبلاٌ تشکر و ضمناٌ در اینجا قابل تذکر می دانم که نوشته محترم داکتر تره کی که بنده از آن برداشت نموده ام و در اینجا هنوز هم است به عین مطلب اشاره می نماید که توجه شما را جلب نموده است که اگر لازم بدانید برایتان انرا اقتباس خواهم نمود. 

ندارد هستی ام مستقبل و ماضی

چو دریا هر طرف در خاک می غلتد کنار من

بیدل

  
13.06.2022کابلhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/Germany.png
جناب محترم امین صائب غبار، که این بار اسم خویش را آمین نوشته اید. امین یا رب العالمین که استفاده از نام مستعار هم به گفتۀ دوستان ایرانی ما چالش های را با خود دارد.

و اما.... دست بوسیدن، پا بوسیدن، چشم بوسیدن، دهان بوسیدن مثلاً بریژنیف با اریش هونیکر از المان شرق..و..و.

خلاصه بوسیدن، مالیدن یکعمل کاملاً نامناسبی است که در کلتور افغانی ما و یا گفته میتوانم به صورت عموم در کلتور شرقی ها رشتۀ عمیق چاپلوسی، گردن پتی و بوت پاکی پر از ریا و نیرنگ را دارد.  برخلاف اگر روزش رسید امین صائب، چنان یک خنجر را از پشت در قبرغه تان فرو برند که فغان تان تا ملکوت برآید و باز خواهید گفت، خدایش کجاست.

اشاره میکنم به عملیات دستبوسی حفیظ الله امین با دستان پدر معنوی اش نورمحمد ترکی، ویدیو ها در یوتوب موجود است. دیدیم زمانی که روزش فرا رسید، چنان بالشت را همکیشانش در دهن کثیفش فشردند که بیرق سرخ انقلاب هفتم ثور به لته ای زرد مبدل گردید.

چون عمل دست بوسی یک عمل است که انسان را همچنین مانند سگرت محتاط میسازد، همان است که در هرکجایکه هستید و به هر طرفی که میروید، در ذهن مبارک تان فقط یک چیز را می پرورانید که کدام دست را اولتر ببوسید. اشاره میکنم به تاریخنگار مشهور ما جناب استاد اعظم سیستانی که از زمان عضویتش در شورای انقلابی ببرک کارمل به این مرض محتاط شده و سالها بعد و فرسنگ ها دور از کشورش به دستان مبارک جناب عبدالباری جهانی صائب در سویدن حمله ور گردیده تا دستانش  را ببوسد و بر جمالش بمالد. 

شما حتماً نوشته های سیستانی را با جهانی صائب در کشمکش های قلمی که چند ماه قبل در دریچۀ نظردهی افغان جرمن جریان داشت، خوانده اید که استاد اعظم سیستانی به جهانی صائب چه چیز ها نوشت. یعنی خنجر قلم درآورد و در قبرغۀ جناب جهانی صائب فرو برد.

سخنان نچندان آموزندۀ خود را با این چند مصراع از یک شعر پایان بخشیده به شما و همه دوستان در انترنت روز خوش آرزو میکنم.

بوسه گاهی نمادی از ننگ است
ضد اخلاق و دین و فرهنگ است
بوسه بر دست حاکم منفور
یا به دستان واعظ مغرور؛
زشت و مصداق بدترین کار است
مایه ی ذلت و دل آزار است
پاچه خواری که اوج بیعاری است
بی گمان بدتر از زناکاری است
پس شود لعنت خدا مشمول
بر دل و جان فاعل و مفعول


برخلاف:

هر که خلوت نموده با یارش
می شود بوسه اولین کارش
بوسه باید زنی در آن هنگام
بر سراپای یار گل اندام
بوسه یعنی من از تو دلشادم
از غم و درد و غصه آزادم
بوسه یعنی دلم مکدر نیست
در کنارت نیاز دیگر نیست
آنچه مافوق گنج و الماس است
بوسه از روی عشق و احساس است


با احترام
عین الدین خان، کابل


  
13.06.2022بلژیکhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

​آقای اختری !

من پیام قبلی خود را به شما با یک توصیه اخلاقی و خیر خواهانه به پایان رسانیدم. عکس العمل شما عقده مندانه و بیمار ګونه بود.تراوشات قلم شما نمایندګی از فکر سالم تان نمیکند.  لازم میدانم که آخرین توصیه را به آدرس تان ارسال کنم و آن اینست که با تحقیر و اتک حرمت دیګران انسان بزرګ جلوه نمیکند. بخصوص آنکه شخص تفاله باقی مانده از یک دوره سیاه جنایت و خیانت در کشور باشد.

به امید روزی که عدالت به سراغ همه ما بیاید.

پامیر

  
13.06.2022USAhttp://www.arianafghanistan.com/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

هموطنان گرامی و خوانندگان ارجمند!

تشکر از جناب سید هاشم سدید هموطن منصف، که با وسعت نظر، ماهیت کارنامه های جنایتکارانه گروه های "سیاسی" پنج دهه اخیر درافغانستان را در نوشته خویش منصانه بر حسب منافع ملی کشور،  مکلفیتها و وظایف فرزندان سرزمین افغانستان را برای حال آینده کشور را توضح دادند، این بوده چهره واقعی تصویر میهن نه چرندیات روستاه تره کی.

هرافغان که خود را با غم و اندوه مردم رنجدیده افغانستان صادقانه شریک بدانند، از خیانت و اعمال جنایی گروهی خرابکار "سیاسی"  ولو که همان فرد با آن گروه های "سیاسی"  هم منسوب باشد، دفاع نمی کند. ارزیابی دقیق حوادث  "سیاسی" پنج دهه اخیر و نقش گروه های "سیاسی" افغان درآن واضح نشان میدهد، که اثرات تراکم و تسلسل پرابلم های گذشته، و نقش مداخلات بیرونی درافغانستان باهم مرتبط و هویدا است. نقاط نظر ما برای برأیت مجرمین گروه های "سیاسی" از اعمال خیانت و جنایی آن گروهی خرابکار نیست.  

درطی اخیر سالهای وقتی با کوه های خاکستر جنگ درافغانستان مینگریم، ناگزیرمیشویم که در برابر چرندیات از نویسندگان راسیزم و یاوه سرایان  چمچه آنان، براساس رسالت و  مسؤلیت کنونی اتباع در برابر حال و آینده کشور خاصتأ با مدعیان متعرض که بار تمامی ملامتهای را بر یک گروه خاص یکجانبه، نادرست و ناکافی میدانیم.

ببینید استادی "بزرگوار" در فرانسه نشسته مبنی بر افکار راسیستی طالبان را ناجی میگوید، مشکلات کنونی کشور را ناشی از حلقه کوچک بیخبر از واقعیتهای میدانند، وقتی نویسنده تصویرحقیقی توطیه های استخبارات بیرونی و عمال داخلی آنرا برملا میسازد، استاد خطاکار خاموش است، شاگردان مدافع استاد چرند نویس آستین را برای جفنگ برمیزنند.   

ناگزیر میشویم باید گفت، آیا استاد"بزرگوار" و شاگردان وفادار او این حقیقت را می پزیرند، که حکومت چپ و سازمان سیاسی آن سی سال پیش از بین رفته است.  در طی بیش از سی سال گذشته ناجیها استاد و شاگردان درافغانستان حکمرانی دارند، امروز مردم مظلوم و بیدفاع  افغانستان از فقر دستنگی دلبدان خود را میفروشند. آیا مدافعین تنظیمای "جهادی" و طالبان زاده  تنظیمای "جهادی" خجالت نمی کشند، که آقای وثیق رئیس سرپرست امنیت ملی طالبان این ناجیهای روستا تره کی در میدان هوایی کابل از ورود صدیق چکری، فاروق وردک، وغیره خاینین ملی استقبال میکنند. این وطنفروشان  گذشته ازچپاول دارایهای ملی در داخل کشور، حتی کاروان سرای حجاج افغانستان در عربستان سعودی را که صدهای سال قبل توسط یک افغان تاجر فداکار از پول شخصی خویش برای حجاج افغانستان خریداری نموده بود، توسط ورود صدیق چکری داماد برهان الدین ربانی فروخته است.


  
13.06.2022آلمانhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

​1- در نوشته قبلی اغلاطی وجود دارد، مانند "جزء"، که باید جز نوشته می شد یا "گلبدین" که با یک "ب" نوشته می شود و نه با دو "ب"؛ و حتما" دو سه تای دیگر، که قابل پوزش و اصلاح است...

نوشته مرور نشده بود، چون باید به وقت پیش داکتر می رفتم. وقتی بر گشتم بعد از مطالعهء مقاله ناب محترم معروفی صاحب، آن یاداشت را از سر خواندم و متوجه اغلاطی که نباید بوجود می آمدند، شدم. 

2- و اما جناب معروفی صاحب در جایی از مقالهء شان می پرسند که چرا ایرانیان چنین خصلتی دارند که هر چیز و هر کسی را به خود منسوب می سازند؟

قصه به مانند آفتاب روشن است: کسانی که به نسبت  عقب ماندگی و خود را در برابر دستاورد های دیگران کوچک احساس کردن (چنین احساسی از یکی دو قرن بیشتر، بخصوص بعد آمدن پهلوی ها بر سر قدرت) احساس حقارت می کنند، برای رفع این حقارت، تا می توانند کوشش می کنند که خود را بزرگ و توانا و دانا نشان بدهند؛ و، در باب تاریخ و افتخارات کشور، هزار سخن ناروا می زنند و کار شرم آور می کنند. 

زمانی در یکی از کتاب های نویسنده شهیر بلژیکی، مرحوم موریس مترلینگ، متوجه شدم که مترجم، وقتی به  کلمه فرس، نام یکی از نیمه خدایان یونانی  می رسد، نوشته می کند - این تعبیر به هیچ وجه از نویسنده کتاب نیست- که کلمه فارس از همین نام گرفته شده و به مرور زمان از فرس به فارس تغییر هیئت یافته است؛ و هم هخامنشیان اولاده همین نیمه خدا، که در واقع زاده‌ یکی از رب النوع های ششگانه یونان (خدایان مرد) یا یکی‌از ربه النوع های شش گانه (خدایان زن) آن کشور بوده اند. 

اینها همه گزافه گویی ها، یا بهتر بگویم مال دیگران را از خود خواندن و خود را به مفاخر دیگران منسوب نمودن و مفاخر دیگران از خود دانستن و... ، نشانه های احساس حقارت در ایرانیان است؛ وقتی خود را در برابر پیشرفت های دیگران می بینند. 

در هند تفکرات خداشناسانه، همان گونه که عرفای شرق و غرب امروز بدان نتایج رسیده اند، بیشتر از یک صد و بیست و پنج قرن - دوازده هزار و پنجصد سال قبل، به همین گونه، و حتی بهتر وجود داشته است. تفکرات دینی - فلسفی "ودیک" و کتاب "ودا" هزار ها سال قبل از تفکرات زردشت و بیشتر از هفت هزار سال از کتاب دینی - فلسفی مصری ها، که نامش به اثر صعف حافظه همین لحظه به خاطرم نیست، وجود داشته است. همین طور بیشتر از تفکرات دیگر در افغانستان امروزی و ایران و یونان و فلسطین و مصر از تفکر ودیک متاثرند، اما ایرانیان این حقایق را عمدا" کاملا" نادیده می گیرند. اینطور نیست که این واقعیت را نمی دانند؛ می دانند، اما دروغ گو و پر رو بودند و هستند. دروغگو بودند. در قدیم هم. اگر نمی بودند، شاهان شان از دروغ به خدا پناه نمی بردند.!

دروغ های این ها حد و مرز ندارد. در چهار حمله به یونان، در هر چهار حمله شکست خوردند، تنها در یکی فقط یک سال در یونان ماندند و بعد از یک سال با خفت بیرون انداخته شدند، اما به هیچ وجه حاضر نیستند این شکست ها را به پذیرند. همیشه از پیروزی خود و شکست یونانیان می نویسند و سخن می زنند. 

علت همه "بزرگ نمایی ها و بررگ پنداری" ها فقط و فقط در احساس حقارت و خود را در واقعیت کوچک یافتن در برابر دیگران است. در قدیم در برابر هند و چین و مصر و یونان و سوریه و عراق و اردن و امروز در برابر آمریکا و روسیه و اروپا و یگر کشور های صنعتی و ثروتمند و مترقی، خصوصا" انگلیس و روسیه! 

عجیب نیست که تفکر دینی در همه مردمان، خاصتا" در اعراب، ناروا و مطرود است، اما وقتی به زردشت و زردشتیان می رسند، دین زردشت با همه خرافات آن، دارای همه خوبی هاست‌؛ خوبی هایی که نه در انسان پیدا می شود و نه در فرشته ها و حتی در آفریدگار هستی؟ و... قصه دراز است، اما می دانم حوصله خواندن، بعصی اوقات ته می کشد. از طرفی نان حاضر است و احترام نه نه هم، چون زحمت زیاد کشیده لازم. 

با احترامات فائقه 


  
13.06.2022آلمانhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

جناب محترم دوکتور یوسفی صاحب!

با عرض ادب. 

 1-"اگر ممکن می بود من حق امتیاز مالکیت بر اشعار تمام شاعران چون بیدل، سعدی،مولانا وغیره و غیره را برای شما می بخشیدم،"

مالکیت اشعار همین اکنون رایگان در اختیار تما م بشریت قرار دارد و هستند زیاد کسانی که از آن کتاب درست نموده و به فروش می رسانند و از عواید ان زندگی می نمایند و در این عصر از طریق انترنت به اصطلاح رایگان در اختیار همه قرار دارد. با وجود آن هم بسیار تشکر که لطف   نموده و حق امتیاز انرا برای بنده اعطا می نمودید، یعنی در واقعیت شما این "امکان" را دارید و این مربوط به بنده می گردد که با آن چی کنم.  

2-"تا از عواید فروش ابیات آنها ممکن می توانستید، راحت زندگی کنید."

ممکن باور نه نماید همین اکنون از هر نگاه بنده به سویه ملیاردر ها زندگی دارم اما نه ملیاردر و نه ملیونر هستم، زندگی به مادیات نیست، صحتم خوب باشد راحت هستم.فعلاٌ به فضل خداودند با بهترین دوستم خالق  پاک و هستی  کاملاٌ راحت و ارام  هستم و خود را مصروف شمایان رایگان ساخته ام.  از ناحیه بنده تشویش نداشته باشید، اما قسمیکه نوشتم از این امتیاز و اعتماد تان تشکر. . 

3-"حال از شما می پرسم که مشکل روانی شما با من و برادرم چیست؟"

بنده نه خودت را می شناسم و نه برادرت را و هر دوی تان را به حیث دو انسان خوب اینجا شناخته ام و دوست هم دارم. مشکل بنده در منطق نوشته های شما است که در اینجا برای خواندن برای خواننده تقدیم می نمایید و به اساس قواعد این نشریه که هر خواننده حق تبصره را بالای ان دارد ،و بنده از این امتیاز استفاده می نمایم  که بالایش تبصره می نمایم و برای شما که قادر به رد استدلال ها در همان نقطه معینه بحث نمی گردید ، مشکل خلق گردیده و حالا سوال می کنید که "مشکل روانی" بنده چیست، یعنی هر انچه شما می نویسید باید قبول گردد، در غیر آن بنده به مشکل روانی مواجه هستم. اگر بنویسم که مشکل روانی بنده شما هستید درست نوشته ام. شما برای بنده از نظر انسانی ارزش بسیار بالا دارید اما از نظر فهم تان به اساس نوشته های تان با شما بر خورد صورت می گیرد. شما باید خوش هم باشید که نوشته های شما از زوایای دیگری مورد نقد قرار می گیرد که برای همه ما باید اموزنده باشد چنانچه در مسله عمیق فلسفی "واقعیت و حقیقت" بعد از توضحیات که بنده ارایه داشتم طرف قبول شما هم قرار گرفت. 

4-"شما که حال در نقش مستنطق ، قاضی محکمۀ بدون مقر و آدرس، اما با ادعای  حامع الکمالات تبارز می کنید، صورت دعوای تانرا در رابطه با جرم صریح که سهم مشخص جرم ما معلوم باشد، ارائه کنید."

اولاٌ اینکه هر گاه استدلال بنده  در تبصره هایم "نقش مستنطق" تعبیر گردد، کاملاٌ غیر منطقی است. بنده تا کنون به یاد ندارم که از شما کدام سوالی نموده باشم که فکر میکنم وظیفه یک مستنطق باید چنین باشد. فهمید نمی شود که چرا چنین نوشته می شود. ممکن هدف تان از "مشکل روانی" که بنده را در بالا تحت سوال قرار داده ، اید چنین طرز نوشته های شما باشد، که از روان شما خارج می گردد، و فکر می نمایید که دیگران را  نوشته تان به "مشکل روانی" مواجه نماید، با این طرز فکر  برادرانه برایتان اظهار میدارم  اشتباه می نمایید. میدانم قصدی نیست اما پر از غرور بی جای علمی. "مشکل روانی" اساسی بنده نادانی دانایان در نقاط معین کلیدی نوشته های شان  است. قسمیکه نوشتم قاضی هم از طرفین در محکمه سوال نموده و به اساس دوسیه تصمیم می گیرد یعنی بنده از شما سوالی نه نموده ام که قاضی شده بتوانم بلکه مستقیماٌ به اساس استدلال و معلومات های دست داشته در مورد نوشته های دوستان موضیع گرفته به بحث ادامه داده می شود. 

5-"بخاطر احترام به خوانندگان، بشما گوشزد می کنیم که من هر متنی را که می نویسم در مجموع مفهومی را افاده می کند."

شکر خداوند که گوش طوی الکترونیکی ندادید. گوشزد بی موجب شما را گوشم ثبت فکرم نموده و فوراٌ انرا از دیگر گوشم خارج نموده و علت این گوشزد را بعد از تحلیل در بحر فکرم ناراحتی فکری شما دانسته و شما را حق به جانب به گوشزد دادن دانسته،  یعنی گوشزد شما مستحق نمره عالی گردید که بدین وسیله تبریک عرض می گردد و    فراغت تان را از "پوهنتون گوشزد" به همه تبریک عرض داشته امید است دیگران هم از ان مستفید گردند و یا هم اینکه احتیاط نمایند تا از ان مستفید نگردند.

6-"وقتی جملات را تجزیه می کنید، دیگر هدف را تخریب، چرا؟"

بنده هم به خاطر احترام خواننده:

خواننده می داند ، هر گاه متن شما را خوانده باشد ، که در ان چی است. یک "متن" را جملات که در ان استعمال گردیده مفهم می دهد، یعنی هر "جمله" هم در شکم خود یک مفهوم را با "کلمات" که   در جمله استفاده  می گردد ، ارایه می دار د و برای اینکه خواننده واضحتر منطق جمله را درک نموده و انرا با استدلال که بنده بالای ان دارم مقایسه نموده بتواند باید تجزیه نمایم. معمولاٌ تا جاییکه به خاطر دارم متن فارسی و یا دری را در مکتب مخصوصاٌ در صنف بالا معلم در هر جمله با قلم سبز و یا سرخ اصلاح می نمود و در اخیر نمره ارایه می دارد. این یک قاعده عمومی در تعلیم و تربیه جهانی می باشد.

خواننده احمق نیست که قبلاٌ با خواندن تمام متن هدفی را که نویسنده می خواهد تفیهم نماید با تجزیه نمودن جملات متن درکش را از دست دهد . بحث کنونی شما در ارتباط مقالهء یک نویسندهء این صحفه که انتقادی بالای طالبان نوشته شده بود نه طرفدارانه و بنده انرا هم غرض بهبود وضع کشور تایید نموده بودم، بروز نمود. 

7-"ختم مکالمه با شما"

تشکر. 

8-"با احترام"

تشکر از احترام تان و با تقدیم احترامات "صاحب امتیاز تان"و معذرت بنده هر گاه چیزی در نوشته که فکر کنم تمام ان در گوش و چشم فکر تان خوش نخورد. 

بار سر دوشم نه جوانیست نه پیری

خم گشتهء فکر خودم از بس که گرانم

بیدل  

  
13.06.2022آلمانhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

​1- قصه های آموزنده و عبرت آموز تنها برای هدایت مردم به سوی  انتخاب راه نیک و  ترویج فرهنگ ادراک خوب و بد و چه باید کرد ها و چه باید نکردن ها به سود فرد و جمع است؛ مانند ضر ب المثل ها که ما به آن "متل" می گفتیم و هنوز هم بین مردم عوام همین کلمه در بسیاری نقاط کشور مورد استعمال دارد. مانند: "خون را با خون نمی شویند." معنی این سخن کوتاه این است، که تداوم سلسله انتقام کشی های خونین جزء ریخته شدن خون بیشتر نتیجه ای ندارد. باید این سلسله با گفت و گوی سازنده و کنار آمدن برای ختم دشمنی، به گونه دیگر و برای همیش قطع گرد. 

2- قصهء حضرت عیسی آنطور که من استنباط نموده ام، مانند نود و نه اشاره نود و نه در صد مردم، برای ختم غائله و نشاندن شر است، نه بالا بردن خشم مردم، که منتج به مرگ آن موجود بی پناه شود. 

پند دیگر و از همه مهمتر وی این است که انسان را متوجه خود و اعمال اش می سازد که: تویی که با چنین قصاوتی برای سنگسار این زن آماده شده ای (به پندار اینکه بد کاره و گنهکار است)، آیا سری به یخن خود کرده ای و مطمئن هستی که از تو هیچ گناهی سر نزده است؟

به زندگی نامه سیاف و دار و دسته اش، مزاری و دار و دسته اش، تره کی و امین و کارمل و نجیب و دارو دسته شان و ربانی و کلببدین و جنایات سیاف - مسعود در افشار و کارنامه های طالب اگر دقیق شویم، شاید در مقدار صد و نود فرق میان کرده های شان وجود داشته باشد، اما در ماهیت هیچ تفاوتی میان آنها از نظر خشونت و درنده خویی و خودسری و قلدری و بی احترامی به حق و حقوق مردم و خدمت و تعلق یا ارتباط به/با بیگانه ای وجود ندارد. به این دلیل فرقی هم نباید میان رهبر و پیرو و هوادار آن  و این وجود نداشته باشد. پنجه ها جدا بودند ولی همه یک دست را به وجود آورده بودند و یک کار را می کردند. 

3- ملت هایی هستند و بودند، که در اثر جنگ های داخلی، خواه خود خواسته بودند و خواه به تحریک بیگانه ها بوده است، طی جنگ های ممتد و متعددی خون های زیادی برادران خود را ریخته اند. در این گونه برخورد ها میلیون ها انسان کشته شده اند و سالیان درازی این جنگ های خودخواهانه و مخرب ادامه داشته است، اما بالاخره همین مردمان به این نقطه رسیده اند و به این نکته پی برده اند که راه حل این دشمنی ها و کشت و کشتار جنگ و زورگویی و" منیت" ها نیست، باید نشست و گپ زد و راهی پیدا کرد که هم کشور آرام شود و هم مردم. 

سیل بین ها هم، خواه روشنفکر و باسواد و خواه مردم امی و عوام با عقلی که داشتند این کارشیوه را تایید کردند و غائله را پایان بخشیدند. 

ملت ها را مردمان صلح دوست، مصلح، باسواد، آنانی که میان انسان ها تفاوتی از نظر انسانی و حقوقی قائل نیستند و همه را به یک چشم می بینند، حق حاکمیت را از آن مردم می دانند، مردم پاک نفس و منقطقی و متخصص، کسانی که قوانین و نظم جهان را می دانند و خود را مکلف می دانند در چهارچوکات قوانین بین الملل با جهان در ارتباط دوستانه و داد و ستد برار باشند و نکوشند باور های  زورگونانه و شخصی و ظاهرا" ملی خود را چه در درون کشور و چه در بیرون کشور هرومرو بر دیگران تحمیل کنند، مردمانی که صداقت داشته باشند، آباد می سازند. 

آباد ساختن یک کشور تخصص و دانش و کار می خواهد، با دم و دعا، کاری نه تا امروز پیش رفته است و نه در آینده کاری پیش خواهد رفت. 

در وجود طالب آن خصوصیات لازمی که در بالا برای افراد لازم برای اداره و آبادی یک کشور ردیف شد، دیده نمی شود، گذشته از خشونت و سخت گیری و جنایات آن. حمایت از طالب عین همان کاری است که حامیان مسعود و نجیب و کلبدین و امین و افرادی از این سنخ می کنند. اینها هیچ کدام قابل حمایت نیستند!  وقتی ما از طالب دفاع می کنیم باید به پیروان دیگر هم حق بدهیم که رهبران و از تفکرات شان دفاع کنند! عدالت، در عین بی عدالتی، یعنی همین. 

  
13.06.2022آلمانhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

​آقای الله محمد و یا محمد الله و هم  محمد  که خود گفته اید با تمام نامهای مستعار  ممکن دیگر!

اگر ممکن می بود من حق امتیاز مالکیت بر اشعار تمام شاعران چون بیدل، سعدی،مولانا وغیره و غیره را برای شما می بخشیدم، تا از عواید فروش ابیات آنها ممکن می توانستید، راحت زندگی کنید.

حال از شما می پرسم که مشکل روانی شما با من و برادرم چیست؟

شما که حال در نقش مستنطق ، قاضی محکمۀ بدون مقر و آدرس، اما با ادعای  حامع الکمالات تبارز می کنید، صورت دعوای تانرا در رابطه با جرم صریح که سهم مشخص جرم ما معلوم باشد، ارائه کنید.

بخاطر احترام به خوانندگان، بشما گوشزد می کنیم که من هر متنی را که می نویسم در مجموع مفهومی را افاده می کند. وقتی جملات را تجزیه می کنید، دیگر هدف را تخریب، چرا؟

ختم مکالمه با شما

با احترام

یوسفی

  
13.06.2022USAhttp://www.arianafghanistan.com/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

​آقای پامیر!

با وجود برخورد ادبی و جوابات دربربرشما مستند مبنی اصول حقیقت یابی، شاگرد استاد حقوق معنی جوابات را ندانسته است، بازهم نظرات و صدور قرار های قضایی همانند پهلوان سریال  آب را در غربال انتقال میدهد عقده پرانی میکند، شاگرد بی خبر از حقایق تاریخ در بلژیک نشسته با توصیف استادش غرق شده است. مگر با تأسفاستادش خود را داکتر حقوق میگوید، درطی سی سال  در فرانسه  خالص چرند مینوسد. بیایم برای یک لحظه تصور کنید، که در رویدادهای افغانستان خارجی هیچ "نقش" و دخالت نداشته و ندارد. چشمهای خود را پت کنیم، حرف چرند شما را بپذیریم. مخالفین حزب دموکراتیک خلق افغانستان ملائکاهای آسمان بودند، تمام جرایم و جنایت  در افغانستان را حزب دموکراتیک خلق افغانستان انجام داده است. شما چه کردید، چرا دولت نساختید، جنایتکاران محکمه نکردید.  حالا شاکرد بلژیک و استاد در فرانسه نشسته چرند می نویسند.

  
12.06.2022هالندhttp://winse2016/FotoGallary/CountryIcons/NL.PNG

​جناب مومند سلام

یادنامه شما را در مورد مرحوم استاد هاشمیان مطالعه نمودم.

ما افغانها زنده خوب و مرده خراب نداریم، تا وقتیکه ایشان در قید حیات بودند همه با وی مشکلات داشتند، که از جناب معروفی می توان یاد کرد که حتی جناب هاشمیان در نوشته خویش از همه معذرت خواست ، ولی جناب معروفی نوشتند که وی را نمی بخشد، دلیل آنرا از جناب معروفی سوال کنید.

مرحوم هاشمیان نظر بگفته خودش در زمان طالبان قندهار رفته بود و چشم های ملا عمر را بوسیده بود. آیا بوسیدن چشمان دشمن مردم برای یک دانشمند جائز است

  
12.06.2022بلژیکhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

​آقای یوسفی !

نزدیک به نیم قرن است که افغانستان در آتشی که حزب دیموکراتیک خلق افغانستان افروخته است میسوزد. انحراف ذهن مردم از شناخت مسئولین فاجعه و دادن بُعد عمومی به ریشه های مصیبت کار شعبده بازان سیاسی است نه یک شخص واقعبین و منصف. مسئولین فاجعه معلوم است. خیانت به وطن و مردم که ابتکار آنرا رفقای شما بدوش داشت سر آغاز بدبختی های بعدی است که طی آن بنام مجاهد،  طالب و دیموکرات  سر بلند کردند و ریکاد های جدیدی از خیانت و جنایت قایم نمودند.

شما نباید مسئولیت اینهمه جفا در حق مردم و وطن را به  مداخله خارجی محول کنید : این مشتی از وطن فروشان و خائنین بریده از مردم است که محموله مداخله خارجی خود را قرار داد و راه کشای تجاوز خارجیان ګردید. اګر به حساب خاینین رسیدګی نشود ، تکرار سناریو های پنجاه سال اخیر در آینده نیز به انتظار ما خواهد بود.

آقای یوسفی ! زیاد مطلعه کن و کم آنهم در رابطه به مسلک خود ( اګر  مسلکی وجود داشته باشد ) بنویس. وقت مردم را به قلم جنګی بی هوده ضایع مکن.

  
12.06.2022آلمانhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

​هموطنان گرامی و خوانندگان ارجمند!

قسمیکه معلوم می گردد موضوع "دخالت بی جای" حل گردید و حالا  هموطنان و خواننده گان  متهم  می گردد که:

1-" عده زیادی ازعناصر مدعی با اصول سیاسی و نقش گروهای سیاسی درافغانستان آشنایی درست کامل ندارد، "

 اصول جمع "اصل" است که معنی "اساس" را می دهد  و "سیاسی" هم چیزی که مربوط به "سیاست" یعنی ادارهء یک کشور باشد یعنی اساس حکومت داری. ترجمه جمله یک می شود "اساسات سیاست" که بسیاری هموطنان و خواننده گان حالا انرا باید با آن  آشنایی درست و کامل پیدا نموده باشند    و گروه های سیاسی هم ضرورت به ترجمه ندارد.  

2-" چنین مدعیان ناحق اساسأ تفاوت در بین نقش ومسؤلیت گروهی سیاسی و افراد که در آن عضویت داشته بوده باشد نمی کنند."

زمانی صحبت از "گروه سیاسی" می گردد "افراد" که در آن عضویت داشته باشند منطقاٌ هم مربوط به گروه می گردد.

 3-"بحث پرابلم های راسیزم اینینکی، راسیزم مذهبی درافغانستان چه در مورد  طالبان باشد یا گروهی دیگری چوکات بحث علمی را با خود داشته باشد تا حقایق مؤثر و معتبر را دربر گیرد. مگر عده از افراد بنابر استفاده از شیوه های خصومتگرایی بشکل کوچه و بازار شر و شور را برپا میکنند،"

این چه شوریست که در دور قمر میبینم
همه آفاق پر از فتنه و شر میبینم


پند حافظ بشنو خواجه برو نیکی کن
که من این پند به از گنج و گوهر میبینم

 4-"فضای بحث علمی و سالم را برای حقیقت بابی درست آن اخلال میکنند."

کار درست نمی کنند. 

5-"مدعیان افتخارات "انقلاب"، "جهاد"، "مقاومت" و غیره باید بدانند که آتش جنگ درافغانستان در نتیجه توطیهای دشمنان بیرونی و عمال داخلی در گرفته اند. این لینک مستند را درست بشوید. باز لاف افتخارات را چیغ بزنیم."

لینک شنیده شد و زور قالب ندارد و سیاست بعضاٌ زور گویی است متاسفانه که این خواننده مسلم مخالف ان میباشد. 

6-"مداخله گران نظامی خارجی اهداف خود را درافغانستان به  پیشبرده اند. تجاوز تجاوز که توسط هرکی باشد، مداخله گران بیرونی وعمال داخلی آنان یکی بر دیگری کدام برتری خاص را ندارند، که دهان عده ناحق با توصیفهای جعلی دشمنان میهن قف مینماید."

برتری ندارند و "قف" کردن حق و نا حق ندارد ، که قف کرد قف می کند چنانچه در نمبر شش قف نموده اگر نی ما کجا و فکر قف کجا. 

در مرکز تسلیم است اقبال بلندیها

سر در فلکم اما از آبله دستاری


بیدل

 


  
12.06.2022USAhttp://www.arianafghanistan.com/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

هموطنان گرامی و خوانندگان ارجمند!

مشکل اساسی در سد راه افغانستان وافغانها کاملأ روشن است. عده زیادی ازعناصر مدعی با اصول سیاسی و نقش گروهای سیاسی درافغانستان آشنایی درست کامل ندارد، ویا میخواهند که از درعقده کشایی بدون ارائیه اسناد د منطق تبارز کنند. چنین مدعیان ناحق اساسأ تفاوت در بین نقش ومسؤلیت گروهی سیاسی و افراد که در آن عضویت داشته بوده باشد نمی کنند. بحث پرابلم های راسیزم اینینکی، راسیزم مذهبی درافغانستان چه در مورد  طالبان باشد یا گروهی دیگری چوکات بحث علمی را با خود داشته باشد تا حقایق مؤثر و معتبر را دربر گیرد. مگر عده از افراد بنابر استفاده از شیوه های خصومتگرایی بشکل کوچه و بازار شر و شور را برپا میکنند،  فضای بحث علمی و سالم را برای حقیقت بابی درست آن اخلال میکنند. بحثهای علمی براساس استناد صورت میگیرد، نه با طعنه ها.

آقای پامیر!

جالب است افغان که مدعی اند حقوق خواننده، شاگرد استاد بوده،  "جهاد" فی سبیل الله کرده، مگر تا هنوزهم علل جنگ و ویرانی افغانستان درطی پنج دهه درک نکرده است.   چنین افراد بدون اینکه خود دراعمار کشور سهیم شوند، در راه اتحاد ملی هموطنان تلاش بخرچ بدهند، خود را خود در بلژیک قاضی  می سازند، قرار قضایی صادرمیکند. آنان تلاش دارند تا حق حرف زدن، حق انتخاب راه سیاسی را هم از دیگران بگیرند.    

علل داخلی رویدادهای پنج اخیر شعله ور ساختن آتش جنگ درافغانستان در نتیجه تراکم مجموعه پرابلهای اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی قرنها در کشور بوده، علل اساسی رویدادهای پنج اخیر با یک حادثه ویا عملکرد یک گروهی خاص تعلق ندارد.

رویدادهای پنج اخیر درافغانستان بیشتر در نتیجه توطیه ها و رقابتهای بین المللی با  مداخلات کشورهای همسایه که با افغانستان دشمنی داشته شعله ور گردیده است.  شاگرد بودن با استاد، و یا قربانی دادن در راه "انقلاب"، "جهاد"، "مقاومت"  وغیره سند ثبوت حقانیت ادعاها این افراد مدعی آن نیست.

 نتایج تمامی مداخله گران نظامی خارجی گذشته و نقش عمال داخلی آنان درافغانستان روشن و ثبت تاریخ کشور است. هیچ متجاوز نظامی بیرونی با دسته های گل گلاب وارد افغانستان نشده است. همه متجاوزین نظامی بیرونی با زور اسحله،  توپ، تانک، وطیاره های غول پیکر بکمک عمال داخلی ایشان وارد خاک افغانستان شده است. نتایج تمامی مداخله گران نظامی خارجی و نقش عمال داخلی آنان درافغانستان روشن است.

 

 

 مدعیان افتخارات "انقلاب"، "جهاد"، "مقاومت" و غیره باید بدانند که آتش جنگ درافغانستان در نتیجه توطیهای دشمنان بیرونی و عمال داخلی در گرفته اند.

این لینک مستند را درست بشوید. باز لاف افتخارات را چیغ بزنیم.

https://m.facebook.com/groups/1010772535925726/permalink/1724984647837841/

مداخله گران نظامی خارجی اهداف خود را درافغانستان به  پیشبرده اند. تجاوز تجاوز که توسط هرکی باشد، مداخله گران بیرونی وعمال داخلی آنان یکی بر دیگری کدام برتری خاص را ندارند، که دهان عده ناحق با توصیفهای جعلی دشمنان میهن قف مینماید.


  
12.06.2022آلمانhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

​آقای پامیر!

من یک هفته به مسافرت کاری برای مصارف زنده گی روزمره بوده ام. همین امروز  افتخارات شما  را خواندم. این حق شماست که چه فکر می کنید. آنچه که نوشته شده است، وجود دارد. نیازمندی به ندامت از  نوشته احساس   نمی کنم. در جواب با همچو اشخاص چون شما، فقط می گویم که والسلام. و ختم.

  
11.06.2022بلژیکhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

​اداره سایت آریانا - افغانستان

به دلیل نامعلوم جواب من به آدرس یوسفی تا حال که ده ساعت از ارسال آن میګذرد از نشر باز مانده است. آیا این به مفهوم سانسور پیش از نشر است ؟ 

آیا سایت آریانا  افغانستان به دفاع از دشمنان شناخته شده مردم افغانستان موضع ګرفته است ؟

آیا سایت آریانا افغانستان برداشت ابتدایی از آزادی مطبوعات دارد ؟ یا در جاده یکطرفه میدواند ؟

به امید دریافت جواب شما

پامیر

  
11.06.2022آلمانhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

​دوستان گرامی!

با عرض سلام و احترام تبصرهء اخیر محترم محمد اختر یوسفی صاحب با وجودیکه به محترم آقای پامیر نوشته شده اما قسمیکه خواهی دید بنده را هم وادر به نوشتن نموده که حسب اتی توجه شما را به آن جلب می نمایم:

1-" چیزی را که من نخست با اسناد در رد نظرات مقاله روستا تره کی در مورد طالبان نوشته بودم، به الله محمد خان هیچ ارتباط  نداشت،"

اولاٌ اینکه هر چیز از خود سلسله دارد یعنی بعد از عدد 1 عدد 2 است و به همین ترتیب ادامه پیدا می کند که می توان نتیجه گرفت که در انکشافات روانی و مخصوصاٌ اجتماعی و سیاسی هم به چنین نتیجه گیری ها دست پیدا نمود. حالا توجه خواننده را به جمله اول که در بالا نوشته شده می خواهم.

دانشمند محترم داکتر تره کی یک مقاله نوشت یعنی نمبر اول و بعد بنده یک تبصره مثب بالای ان نمودم  یعنی نمبر دوم که به تعقیب آن چندی بعد محترم محمد اختر یوسفی یک تبصره نموده یعنی نمبر سوم  که در آن نظز منفی راجع به مقاله ارایه نمودند. برای بنده این به این معنا بود که نظر که به حیث نمبر دوم داده بودم از نگاه نامبرده درست نبوده و چون ما در یک فوروم می نویسیم بنده را دعوت به نوشتن نمود تا برای خواننده نظر مثبت خود را که بالای مقاله داده بودم دفاع نمایم و نظر منفی محترم محمد اختر یوسفی را رد نمایم. 


در اینجا واضع می گردد که موضوع به بنده ارتباط حتی فوق العاده پیدا نموده بود در حالیکه محترم محمد اختر یوسفی این را نمی خواهد ببنیتد و یا دیده نمی تواند که در هر دو صورت حالت نورمال فکری را نشان نمی دهد، این موضوع  به اساس نظریه 1و 2و 3و 4و ... که در بالا توضیع داده شده  یک موضوع فوق العاده مهم در فلسفه و روانشانسی میباشد. طیارات مسافر بری و تیلیفون های امروزی هم به اساس یک سیستم منظم توسط بشر خلق گردیده است و به همین سیستم ادامه پیدا می کند. اینجا  بحث ها هم به اساس یک سیستم انکشاف خود را پیدا نموده یعنی به فرموده مولانا خام میباشد، پخته می گردد و می سوزد. خام بودم پخته شدم سوختم یعنی بعضی از ما در مرحله خامی باقی می ماند بعضی پخته می گردد و بعضی هم می سوزد اما زمانی دیگ خام خود را پخته فکر کند و حتی سوخته،  روزگار سوختگان به روز رحمان جهود می کشد چنانچه تاریخ گویای ان است و خواهد بود.  

 2-"مگر وی نیز مانند شما بدون استناد با شیوه شانتاژ مداخله نمود. "

 محترم اختر یوسفی شیوه شانتاژ را مساعد  سا خته یعنی خودش بالای خودش "شانتاژ بازی" نموده اما متوجه نیست  و ضمناٌ قسمیکه تذکر رفت بنده مداخله نه نموده ام، زیرا بنده در موضوع داخل شده بودم و انهم قبل از  آن محترم که نامبرده بعد از بنده امده تا دیگ فکر خود را بالای "اچاق" بنده پخته نماید، زیرا موضوع از اینجا شکل عامه را به خود گرفته است.  

3-"اکنون هم ضرورت نیست که شما برای دفاع دوستان "نیکنام"  تان رندانه آستین بربزنید."

در اینجا محترم محمد اختر یوسفی کاملاٌ اشتباه فکر نموده، اگر فکر نموده باشد که منظور محترم آقای پامیر از "نیکنام" بنده باشم، زیرا محترم آقای پامیر، به یقین فکر میکنم، که منظورش از "نیکنام"  محترم آقای داکتر تره کی میباشد . محترم داکتر تره کی حتماٌ نخواسته خود را خسته نموده و با محترم اختر یوسفی سر به سر نماید، زیرا نامبرده اصلاٌ فکر میکنم ضرورت انرا  ندیده است.

بهانه جوی خیالم واعظ این چه جنون است

به حرف و صوت مسوزان دماغ خستهء ما را 

بیدل


  
11.06.2022آلمانhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

"... بسیار خوب، ولی اولین سنگ را کسی بزند، که گناهی نکرده باشد..."؛ چه کسی این سخن را زده است، همه می دانیم. 

به راستی گاهی یکی از ما ها سر به یخن خویش فرو برده ایم که ما در زندگی کم یا زیاد خود چقدر پاک و منزه زیسته ایم؟ از گپ و سخن های دیگر بگذریم، از که تا مه به گروپی، حرکتی، حزب یا دولتی ارتباط داشته ایم که اگر نیک و دقیق و عاری از حس خودخواهی و خودپرستی و گریز از حقیقت به آن گروپ و حرکت و... و کرده های نابخشودنی آنها، بخصوص طی چهل _ پنجاه سال گذشه  بنگریم، و به کارنامه های خود و مسوولان امور که در واقع ما کمر آنها را بسته بودیم و موقع هر کار ناپسند و ناصواب را به آنها داده بودیم، متوجه شویم، خواهیم دید که ما هم چندان که باید ادعا کرد، در کار های ناموجهه (یا کار های خراب و گناه آلودی طی این مدت اتفاق افتاده است) بی گناه نبوده ایم. 

مخاطبان عیسی، اگر آنها را با مردمان دوران خود، با خود، مقایسه کنیم فکر کنم صد بار نسبت به ما ها خانه آبادی خواهند شنید‌؛ زیرا آنها حداقل همین انصاف و احساس را داشتند که به حرف حق بدون جر و بحث تن دادند و سر ها را به زیر افگندن و راه های شان را گرفتند و پی کار خویش رفتند. 

  
11.06.2022بلژیکhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

مخاطب آقای اکبر یوسفی است :

آقای یوسفی ! شما در تبصره تان از دوکتور محمد عثمان تره کی یاد کرده اید. خوب است بدانید که

من افتخار شاګردی محترم دوکتور عثمان تره کی را در سال۱۹۶۴ م در پوهنخی حقوق داشتم. اما  با جناب الله محمد آشنائی ندارم. اینجانب هرچند ګاهی از طریق دنیای مجازی از نوشته های این دو ارجمند و سائر قلم بدستان فیض میبرم. با نوشته های دوکتور تره کی که اکثراً با استدلال قوی اکادمیک مسیر فکرخواننده را به سوی مقصد معینی میکشاند و درب مشاجره و بازار تیزی را به روی همه میبندد، از سالیان دراز به این سو آشنا استم. اما مثل اینکه آقای ااکبر یوسفی را جبر حوادث به میدان قلم جنگی پرتاب کرده باشد. وی غالباً با نقل قول از یک دانشمند که از صفحات انترنت کاپی میکند بی آنکه مناسبت آنرا با آنچه مینویسد بداند، به صحبت آغاز مینماید. یوسفی در نقدی که زیر عنوان طالبان نوشته است، از آسمان و ریسمان ګز کرده است. نوشته را دو بار مرور کردم بی آنکه بدانم نویسنده چه میخواهد بګوید. نوشته واقعن تراوش فکر یک بیمار است.

از قهر حوادث صحبت کردم. این بدان معنا است که اعضای شکست خورده حزب دیموکراتیک افغانستان چه در داخل افغانستان و چه در بیرون کشور خود را در یک محیط  خفقان آور دشمن  در انزوا احساس میکنند. راه آسان خروج از انزوا را دست انداختن بیجا به یخن این و آن تشخیص کرده اند. تا مگر از سر و صدا و غوغای ایجاد شده  یک بار دیگر بر سر زبان ها بیافتند و به نام و نشانی برسند.

من یکی از قربانیان دوره حاکمیت خونریز کمونیست ها استم.  این مطلب را باید به عرض برسانم که از همان آوانیکه در جهاد فی سبیل الله علیه عمال شوروی ۵ تن از اعضای فامیل خود را از دست دادم، به خداوند  ج تعهد سپردم که تا پایان زندگی در سنگر مقابله علیه دشمن دین و ناموس ملی استوار بمانم.

جنگ فکری و عقیدوی علیه بقایای لشکر شکست خورده حزب دیموکراتیک خلق در داخل و خارج برایم یک وجیبه اخلاقی شده است. جنګ فکری و عقیدوی با یوسفی و امثال وی تا پاک کاری کامل دامان وطن از لوث و کثافت باقی مانده از ظلم، بی عدالتی  و افغان کشی کمونیست ادامه خواهد داشت.

په آرزوی اعاده عافیت محترم یوسفی

پامیر

 


  
11.06.2022USAhttp://www.arianafghanistan.com/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

​ 

آقای پامیر !

در پیام شما هرچه مهربانی درروی کره زمین موجود بود، در وصف سوابق سیاسی ام درج نمودید، بیشتر از آن لطف تانرا نکنید، که بار سوابق سیاسی خراب مرا بیشتر سنکین می سازد.

چیزی را که من نخست با اسناد در رد نظرات مقاله روستا تره کی در مورد طالبان نوشته بودم، به الله محمد خان هیچ ارتباط  نداشت، مگر وی نیز مانند شما بدون استناد با شیوه شانتاژ مداخله نمود. اکنون هم ضرورت نیست که شما برای دفاع دوستان "نیکنام"  تان رندانه آستین بربزنید.

پوشانیدن سوابق سیاسی خراب را جنایتکاران نیاز دارند.

اولأ با اطلاع شما برسانم، که جناب شما در بلژیک راجع صحت و سوابق خراب سیاسی ام زیاد تشویش نکنید، صحتم کاملا خوب است.  باور کنید، که اکنون درامریکا هم داکتر طب خودم همان رفیق سیاسی وقت فعالیت سیاسی جوانی از افغانستان است. اگر در دوسیه اطلاعاتی شما و دوستان "نیکنام" شما همین اطلاع کمبود باشد، تلیفون داکتر رفیق نازنین ام را برای شما ارسال میکنم. در مهاجرت هم مانند افغانستان شرافتمدانه کار میکنم،  بفضل خداوند هیچ پریشانی ندارم، محتیاج کمک سوسیال دولتها نیستم، درطلفیت از پدر مرحوم دهقان ام آموخته ام، اگربمیرم از دشمن کمک طلب نمبکنم. میتوانید درامریکا هم از دوستان "نیکنام" تان بپرسید.

سوابق سیاسی گذشته من درعمل چه خوب ویا خراب بوده باشد، خامخا از طرف شما و دوستان "نیکنام" تان در یاداشتهای تان جای ثبت باشد. هرگاه بازهم سوابق سیاسی خراب جناینکار سیاسی مثل من از قید قلم شما باقیمانده باشد، قابل تشویش نیست، خداوند شما و دوستان "نیکنام" تانرا از سرما کم نکند، باز درمحاکم  شما را بحیث شاهد با خود میبریم.  

   خوبی و بدی سوابق سیاسی فرد بمراجع حقوقی و قانونی ارتباط دارد، نه با قضاوت افراد وحلقات که از در دشمنی رندانه مطرح میکند. چهل سال با طعنهدهی کوچگی گذشت، شما این نصایح شانتار تانرا  کم و زیاد خواندن باشد، برای خود وهمقطاران "نیکنام" خود بگوئید. من در زندگی خویش مطابق استعداد تجارب را فراگرفته نموده، با رهنمایی راه یافتن انصاف دشمنانه هیچ نیاز ندارم.

تشکر.


  
10.06.2022بلژیکhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

​آقای یوسفی !

 راه منصفانه کسب شهرت  و پوشانیدن سوابق سیاسی خراب ګذشته ، براه انداختن مناقشه قلمی با شخصیت های نیکنام نیست.

قلم بیچاره را وسیله تراوش افکار سرګردان و پریشان خود نسازید. زیاد مطالعه کنید و کمتر آنهم روی ضرورت اشد ، بنویسید.

به آرزوی اعاده صحت تان

پامیر

  
10.06.2022آلمانhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

ادارهء محترم آریانا افغانستان!

بعد از عرض ادب. 

احترامانه به عرض میرسانم اینکه:

بنده هیچگاه هدف تخریب کس و یا مقالهء کسی را ندارم بلکه نظر خود را به اساس بر داشت های خود ابراز میدارم. ضمناٌ در صورتیکه لازم بدانم مقاله هم می نویسم اما نظریات بنده در موارد مختلفه خود می تواند جنبه مقاله را هم داشته باشد، زیرا هدف از مقاله و یا تبصره تبادله افکار است. اسناد اعتراضات بنده معمولاٌ منطق و استدلال ها در ارتباط موضوع که بالای ان تبصره می نمایم میباشد. جای خوشبختی برایم است که به حیث سند تصدیق ژورنالست محترم اغای هروی را در همین صحفه در ارتباط نوشته های خود اخذ نموده ام. قابل تذکر است که بنده رسام هم هستم و برای اینکه رسامی های بنده درک شود یک قطعه از رسامی های دیگران را هم نشان می دهم تا رسامی های بنده درک شده بتواند، زیرا رسامی ادبیات کار هر کس هم نیست. 

 بنده هیچ وقت مداخله بی مورد نمی کنم و حوصله و وقت انرا هم  ندارم بلکه وظیفه خود میدانم تا افکار نا سالم را اصلاح نمایم در غیر آن افکار ناقص افکار جامعه را می تواند ناقص نماید. هر گاه  مقاله های دوستان ارزش داشته باشد بنده به صورت قطع قادر به ان نخواهم شد که انرا بی ارزش نمایم. 

امید است مشکل نویسندگان را توسط نوشته کوتاه که فعلاٌ رفتنی یک فاتحه هستم و وقت کم است رفع نموده باشم در غیر ان فردا انشالله به حساب و کتاب مقاله نویسان  هر گاه چیزی  از نگاه بنده واقعی نباشد و علاقه بگیرم بنویسم ،  رسیده گی خواهم نمود. 

 از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود

زنهار ازین بیابان و ین راه بی نهایت

 

حافظ صاحب

  
10.06.2022USAhttp://www.arianafghanistan.com/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

​ 

با اداره ناشر وهیأت تحریر آریانا افغانستان آنلاین !

من یقیین دارم که شما اهداف نشراتی آریانا افغانستان آنلاین را که مؤسیس آن مرحوم ولی احمد نورصاحب بزرگوار اساس گذاشته بودند، اطلاع دارید. طوریکه درطی بیش یکسال اخیر بارها دیده شده است، چه درهنگام مریضی مرحوم نوری صاحب وچه بعد از درگذشت آن شخصیت معظم، اگثریت مقالات نویسندگان در ویب سایت آریانا افغانستان آنلاین توسط شخص بنام الله محمد، ممکن هویت حقیقی ویا مصنوعی باشد، مقالات نویسندگان را پارچه پارچه ماده وار میسازد، مفاهیم را عمدأ تخریب و پراگنده میمایند.    

شخص مؤظف نا موهوم محمدالله نام هیچوقت درمورد موضوعات که خودش انتقاد و اعتراض دارد، مقاله نمی نویسد، تا جهات علمی موضوعات روشن شود، برای رد اعتراضات خویش نیز اسناد را علیه مقالات ارأئیه نمی دارد. فقط جنبه تخریب مفاهم را بدون ابراز نظراصلاحی می نویسند، جالب است که وی در اخیر تخریب نامه خود یک و یا دو بیت از اشعار حضرت بیدل را نیز علاوه میکند.

یادی بزله گو شرین کلام بخیر، درچنین حالات بازاری، خودش رسام نبود، مگر رسمهای دیگران را اصلاح میکرد: 

معلم رسم ما خودش رسام نبود، مگر مدعی بود که رسم های شاگردان را درست اصلاح نموده است.       

چنین مداخلات بیمورد متحدالمال در این اواخر در برابر بسیاری از مقالات نویسندگان و ابرازکنندگان نظرات در نشرات آریانا افغانستان آنلاین نه تنها وسیله تخریب و بی ارزش ساختن مقالات  و نظرات نویسندگان است، بلکه صریحأ مخالف اصول نشراتی نیز می باشد. امیدواریم  که اداره و هیأت محترم نشراتی آریانا افغانستان آنلاین این نقیصه را هرچه زودتر برطرف نمایند.

با احترام

اخترمحمد یوسفی


  
09.06.2022آلمانhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

​جناب محترم عبدالقیوم  میرزاد!

 با عرض سلام و احترام به شما محترم مقالهء "بازی موش و پشک امریکا در افغانستان" از مطالعه بنده گذشت.

1-"همزمان با بقدرت رسیدن رژیم  اسلامی  شیعه مخالف امریکا در ایران  " 1979" که منتج به بروز اختلال  در دسترسی امریکا به خلیج فارس گردید".

به نظر بنده باید برای خواننده تذکر می رفت که چطور این "اختلال" در "دسترسی" صورت گرفته، زیرا امریکا اصلاٌ بعد انقلاب اسلامی غرض امنیت تنگه ترمز و در مجموع خلیچ فارس تا جاییکه قانون ابحار اجازه میداد، در منطقه قوای نظامی غرض امنیت شریان انرژی جهان به خصوص غرب فرستاده

2-"در آستانه کودتای ثور 1۳۵۷ در افغانستان  ...و تجاوز نظامی اتحاد شوروی به افغانستان در سال 1۹۷۹ کشور ما را در متن سیاست خارجی ایالات  متحده امریکا ومتحدین غربی اش قرار دادو امریکا و متحدینش را به بازنگری سیاست هایشان در قبال افغانستان ملزم ساخت."

نقاط زیاد اینجا قابل تبصره میباشد اما کلمهء "بازنگری" یعنی تجدید نظر فکر میکنم درست نیست، زیرا همزمان با کودتای ثور مقاومت داخلی به دلایل خاص اجتماعی و بین المللی اغاز گردید. استعمال کلمات امپریالیزم جهانی، پورژوا، طبقه کارگر و غیره کافی است که موضوع بر جسته گردد. یعنی تا دیروز که دو نفر از یک کوچه از مقابل هم با یک سلام مسالمت امیز می گذشتند حالا دفعتاٌ یکی از طرفین به دشنام دادن طرف دیگر شروع نموده و غرب هم بعد از تجاوز نظامی به انواع مختلف متهم می گردید یعنی ما ر را کودتا بیدار نمود. ضمناٌ جملهء بالا این پیغام را هم دارد که همه اجتماع موافقت با کودتا نشان میداد و با  و امریکا و متحدین ارام می نشستند تا میوه های کودتا را بچینند. 


در ادامه جمله نمره دوم نویسنده می نویسد که: 

3-"آنها مشترکآ سرمایه گزاری های بزرگی نظامی و لوژستیکی و سیاسی را برای سبوتاژ و ناکام سازی سیاست های اتحاد شوروی در جنوب آسیا، در داخل افغانستان ودر ماورای سرحدات کشور ما هزینه کردند که همه این سرمایه گزاری ها و فعل وانفعاالت به نابودی کامل مادی و معنوی کشور ما انجامید و نتایج خونبار آن تا هنوز بر حیات کشور ما سایه افگنده که حتی موجودیت افغانستان را منحیث یک کشور مستقل به مخاطره انداخته است."

به نظر بنده نویسنده انکشافات بین المللی را با فکر بالایی کاملاٌ نا دیده می گیرد یعنی کودتای ثور و تجاوز شوروی و هدف انرا به جملهء سر مایه گذاری حساب نمی آورد. الف سرمایه گذاری نمود و "ب" را در موقعیت سر مایه گذاری آورد. 

4-"در سایه این حوادث خونبار پاکستان  ...حمایت بی قید وشرط امریکا وغرب را بدست آورده وکمک های میلیاردی از سراسر جهان برایش سرازیر گردید، آنها توانستند با تبلیغات زهر آگین ضد افغانی، تحریک و شوراندن مردم بر علیه حکومت افغانستان با استفاده ازاین کمک های جهانی حدود بیش از سه میلیون افغان را به حیث مهاجر در آن کشور بکشانند و از آنها بطور مستمر در گروپ های چریکی و گروپ های مسلح مخالف دولتی استفاده کنند"

اینکه کی این امکانات را مساعد ساخت باید از چشم دور نیانداخت که فوق العاده نقطه مهم است. ضمناٌ مردم را پاکستان بر علیه حکومت افغانستان نشوراند بلکه با قلع و قم مردم، مردم بر علیه حکومت بر خواستند به فرموده مرحوم نوری صاحب که مایه تعجب وی بود فقط صنف "ندافان" را غرض نگرفتن، بقیه کی را که نبردند و از بین نبردند. 


5-"  متآسفانه بنابر نبود مدیران مجرب سیاسی واداری در افغانستان ونا توانی اداره دولت افغانستان از ارزیابی قضایای پشت پرده تا سال 201۴نتوانستند راه های برون رفت بحران ها را نشانی کنند"

غرب مخصوصاٌ بعد از 2009 متقاعد به این بود که میدان جنگ  را می بازد و بر عکس مخالفین مسلح متقاعد به این بود و انهم نظر به تاریخ و سیاست منطقه که چی پس و چی پیش برنده است و این موضوع را کساینکه دقیق تاریخ و اجتماع کشور را می  شناختند،   که تفصیل ان اینجا گنجایش ندارد. غرب در همین سال در اثر فشار داخلی کشور های خود که هر روز جسد اولاد های عسکر شان به کشور شان انتقال داده می شد، اعلان خروج خود را نمودند.

 6-"بعد از سال 201۴ دولت افغانستان برا اقدامات مشهودی از جانب اداره ی احیای روحیه و مورال وطندوستی مردم، احیای سمبول های ملی، باورمندی به همبستگی ملی برای حفظ تمامیت ارضی و حاکمیت ملی، آشتی ملی و اجماع منطقویی با همسایگان و کشور های منطقه بمنظور همنوایی و اشتراک مساعی، احترام به منافع جانبین و حق خود ارادیت در کلیه امور رویدست گرفته شد".

یعنی بعد از انتخابات "جان کیری" کشور بدست اژدهار افتاد .

اما بعد از اقدامات نمبر 6 :

 7-"متا سفانه این اقدامات از طرف گروپ تجزیه طلب شورای نظاری، جمعیتی، دوستمی وحمایت گران خارجی شان و در بسا حاالت با تخویف و تهدید مستقیم امریکایان مواجه گردید".

یعنی جادو گری صورت گرفت و  اژدهار به موش تبدیل گردید. 

ادامه:

8-"چون دشمنان مردم افغانستان با دور زدن دولت جمهوری منتخب افغانستان باطالبان قسم خورده تروریست درب مذاکره و مفاهمه را باز کرده گام بگام به همان پیمانه که این گروه تروریست را صاحب اعتبار و اتوریته میساخت، دولت افغانستان را بی اعتبار و مورال رزمی قوای مسلح کشور را تضعیف میکرد. "

مقاومت مسلح طالبان مخصوصاٌ از سال 2004 به بعد در برابر اشغال که روز به روز جنگ  شدت پیدا می نمود و بمباران هوایی صورت می گرفت و هر دو طرف تلفات می دادند تا بلاخره در 2009 اعلان خروج در میدان انداخته شد می بایست هم تذکر داد ه می شد. صرف نظر از اینکه قوای اشغال  با  مشکل بین المللی هم با مصارف هنگفت روبرو بود . دشمن واقعی مردم افغانستان کسانی بودند در ان مقطع که غرض حفظ قدرت شان از واقعیت های انکشاف سیاسی و اجتماعی چشم پوشی می نمودند، زیرا غرق در عیش و نوش و فساد با پولهای مالیه دهنده گان غرب بودند. 

خلاصه اینکه در مقاله نقاط زیاد دیگر هم وجود دارد که کاملاٌ دور از واقعیت ها بوده که تکلیف تبصرهء ان اصلاٌ لزوم ندارد، مخصوصاٌ اینکه در جریان همین بیست سال مقاومت در برابر اشغال و حکومت های  پر از فساد در تمام کشور در دهات و ولسوالی ها طالبان نفوذ پیدا نموده و قسمت های زیادی کشور تحت کنترول شان بوده و در اخیر هم قوای نظامی حکومت در اثر مذاکره در قدم اول به تسلیمی وادار می شدند، زیرا نمی خواستند به خاطر صد دالر خود را به کشتن برای ارگ ملیاردر   بنمایند.

مستان بخروشید که من نیز به تکلیف

پیغام دماغی به شنیدن برسانم

بیدل 

  
08.06.2022 جرمنیhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

 چه زیباست که از دوست میشنوی!!!

"تبادل نظر" اگر هیچ حُسن دیگری نداشته باشد، این حُسن را دارد، که آدم از حال و احوال دوستان خبر میشود؛ و تبصرۀ زیبای دوست ارجمندم، جناب "جان محمد جان"، نه تنها این مژده را در بر داشت، بلکه به کنهِ مسأله هم اشارت فاضلانه ای دارد.

من، که سالهای دور و دراز هجرت و غربت را بیشتر به کاوش و مطالعۀ زبان عامیانۀ کابلی به مصرف رسانده ام، دریافته ام، که زبان عامیانه، دستور و گرامر خاص خود را دارد، که از بسا جهات با "دستور مکتبی" فرق دارد. بسیار دلم میخواهد، که رساله ای در مورد "دستور زبان عامیانۀ کابلی" بنگارم، اما نمیدانم اولتر کدام کار را بکنم. هر روز موضوع تازه ای سر میزند، و موضوعات کهنه را از سر راه آدم دور میکند و همان ضرب المثل معروف و ثقۀ کابلی را مصداق میدهد، که:

«نو امد ده بازار، کهنه شد دلازار!!!»

در هر صورت مسرتم از خواندن کامنت آن عزیز، حد و حصر نمیشناسد.

در زبان المانی مثلی دارند، که گوید:

«همه راهها به روم ختم میشود!!!»

در هر حال "نتیجۀ کار" مهم است، از هر راهی، که اختیار کنیم. اگر نتیجه درست باشد، خود به خود "راه" را نیز موجَّه میگرداند.

قسمی، که در صدر آن مقاله آورده ام، ازین باب زیاد سخن بر زبان خواهد آمد و به گفتۀ بزرگان:

این هنوز اول آثار جهان افروز است

باش تا خیمه زند، دولت نیسان و ایار

با محبت فراوان و آرزوی سلامت آن دوست عزیز

خلیل معروفی ــ جرمنی ــ ۸ جون ۲۰۲۲


  
08.06.2022 متحده ایالاتhttp://www.arianafghanistan.com/FotoGallary/CountryIcons/USA.png
توضیحی به یک خویشاوند غبار، شاغلی امین غبار

قبل ازهمه باید به عرض برسانم که نسبت غباوت خود به ارتباط کمپوتر موفق نشده ام که فورمه ابراز نظریات را خانه پری نموده و امکان ابراز نظر در دریچه نظریات برایم میسر شود. جناب انجنیر صاحب فهیم از روی لطف و مهربانی ابراز فرموده اند که از طریق سکایپ مشکل بیسوادی و غباوت مرا در زمینه حل خواهند فرمود. یکی از دلایلی که به عوض دریچه مناظرات، توضیحات ذیل را در قسمت تحلیل ها، خدمت جناب امین غبار به عرض میرسانم همین مشکل فوق الذکر است.

جناب امین غبار در هردو سایت یعنی سایت افغان جرمن و سایت وزین و انسانی آریانا افغانستان عنوانی این جانب چنین نوشته اند:

جناب مومند مقالات چند قسمتی شما تخت عنوان (اهانت و تخریب شخصیت های..) بر علیه یک افغان وطندوست و دانشمند نتوانست از محبوبیت وی چیزی کاسته شود.)

پاسخ- جناب محترم شاغلی امین غبار! 

نخست، ندانستم حضرت عالی از طریق داشتن کدام علم غیب به همچو نتیجه رسیده اید؟
محتملاً از طریق استخاره و الهام در حالت خواب یا اغماء؟

ثانیاً، کدام یک از ذواتیکه مورد اهانت غبار قرار گرفته اند، وطندوستر و دانشمند ترازغبار نبوده اند؟

داوی صاحب، علامه حبیبی صاحب، علامه سلجوقی صاحب، داکتر صاحب توروایانا و یا دیگران؟
متاسفانه همچو ادعای هوایی شما، فاقد هرگونه بنیان علمی و منطقی است. نه من و نه شما در حال حاضر دسترسی به مکانیزمی داریم، که نتائج همچو نوشته ها را مورد ارزیابی قرار بدهیم.
شاغی امین غبار شما فرموده اید:«میدانم  که سرمنشه خصومت شما در مقابل غبار، بیان حقیقت هاست که شنیدن و هضم آن برای جناب دشوار است. از جمله آقای (گل محمد مومند) است. قضاوت در مورد همچو افراد جنجال بر انگیز را وگذار به تاریخ  میشویم نه مانند جناب مومند که از شکم پر و از امریکا شریف به خود اجازه قضاوت را میدهد... 

این تذکر نه بخاطر اینکه من جز «شکل درست جزء است- مومند» فامیل شریف غبار هستم، بلکه حقیقت باید بیان شود .»
جناب امین غبار! توجه شما را به ارتباط پاراگراف فوق الذکر تان به نکات ذیل معطوف میدارم:

یک- بیان حقایق نظر به معتقدات اشخاص فرق میکند، یک عده مردم به شمول خودم دوره دهه انسانی قانون اساسی را بهترین دوره حیات معاصر میدانند، اما چپگرایان به شمول پدر کلان یا خویشاوند تان غبار و عناصر ستمی آن را دیمکراسی قلابی تلقی میکنند، در زمینه ده ها و صد ها مثال ارائه شده میتواند.

همانطوریکه نوشته های من در مورد غبار در نظر تان خلاف حقیقت است، همانګونه نظریات غبار در بسا موارد به شمول قضاوت هایش در مورد رجال کشور از نادرخان بزرګ ګرفته تا سردار داؤد خان و رجال مملکتی، در نظر بسیاری مردم به شمول خودم، جعل و افتراست. نظریات غبار نه نصوص فرقانی است و نه احادیث نبوی که بدون چون و چرا پذیرفته شود.

شاغلی نجیب سخی که مانند شما خویشاوند غبار و مهمتمر اینکه شاگرد و پیرو صادق و درجه یک غبار است، اخیراً در موازات تفکر غبار و غبار دوستان و ذواتی مانند سید مخدوم رهین، داکتر جاوید، غلام حضرت کوشان، قوی کوشان و امثال شان که همه از مریدان فقید غبارند، مضمونی جنجال بر انگیز، تحت عنوان «پشتون ها و پاکستان» به رشته تحریر کشیده است، که محترمه میرمن ملالی نظام روی احساس و شعور ملی به رد آن پرداخته است، اگر شاگرد وفا شعار غبار به این سویه جنجال بر انگیز باشد از پیر و استادش غبار چه توقع میتوان داشت؟
فرموده میتوانید که این مضمون جنجال برانگیزهم فکرتان، چقدر با نظریات فقید غبار هم آهنگی دارد؟

شما از شخصی بنام (گل محمد مومند) نام برده و او را شخص جنجال بر انگیز قلمداد نموده اید.
شخص معروف و مقتدری به این نام در تاریخ معاصر کشور وجود ندارد، معلوم میشود که جناب عالی حتی از محتویات کتاب غبار هم آگهی ندارید، لطفاً کتاب خویشاوند یا پدرکلان تان را یکبار دیگر مطالعه نموده خود را با سواد و با معلومات بسازید، بیندیش بینداز.
آغای گلم جناب غبار! نقل قولی است از زعیم بزرگ پشتون تبار، خان عبدالغفار خان در خطابه غازی ستدیوم که :( غلبیل کوزی ته وویل تا کی دوه سوری دی) متعجم که جناب! شخصیت جنجال بر انگیز میرغلام محمد غبار و کتاب جنجال برانگیزش را فراموش نموده اند، به قول شاغلی سیستانی غبار نه تنها  با نوشتن جلد دوم کتابش تمام حامیان شخصیت های علمی، سیاسی و ملی کشور که مورد اهانت و نیش زدن غبار قرار گرفته اند سخت متنفر و متأذی ساخت، بلکه صدمه بزرگی به حیثیت خود نیز وارد ساخت.
باز هم به قول سیستانی، ادعای غلط و نادرست تاریخی غبار و فرهنگ (دو روی یک سکه)، که نام تاریخی افغانستان برای یکنیم هزار سال خراسان بود و اینکار امروز توسط مزدوران و سگ های قلاده به گردن ایران و تاجکستان و ستمی ها و کولابی های مهاجر موجب افتراق بزرگ ملی گشته است، فراموش فرموده اید!!!!

هم چنان در نوشته جناب یک تضاد بزرگ منطقی وجود دارد، بدین مفهوم که طبق ادعای خود تان، آنچه نوشته اید نه بخاطر اینکه جز [جزء] فامیل شریف غبار استید، اما در عین حال عکس العمل مرا در برابر غبار مبتنی بر علایق قومی و خویشاوندی میسازید.
متکی بر نوشته استاد گرامی ام خلیلی الله معروفی، به قول (عوام الناس فهیم و فخیم کابلی)  ضرب المثل (کور خود و بینای مردم) در مورد منطق دوگانه و متضاد تان وفق میکند.
اینکه نوشته اید:«..نه مانند جناب مومند که از شکم پر و از امریکا شریف به خود اجازه قضاوت را میدهد...) خدا شاهد است این گفتار تان را به اندازۀ طفلانه و سفیهانه و بازاری یافتم که اصلاً قابل تبصره نمیباشد، این نوشته شما به همان سویه سفیهانه است که نوشته خویشاوند یا پدر کلان تان فقید غبار در مورد (دیوانه وردکی معروف به خان وردک)
جناب در پاراگراف دیگر نوشته اید:«خیلی زیرکانه دیگران را به توپ میدهید»

خداوند همه بزرگان کشور را که به ابدیت پیوسته اند از شر (توپ) غبار حفظ کرد، و باور دارم شاغلی سیستانی را نیز خداوند از شر (توپ امین جان غبار) حفظ خواهد نمود.
نوشته اید:90 فیصد نوشته شما نقل قولهاست.

 بدین صورت باقی میماند ده فیصد از اینجانب، که به نظر شما انگیزه انتقامی دارد. ولی نفرمودید که نود فیصد نقل قول های دیگران هم تهمت و افتراء و گرفتن انتقام از غبار است؟ و یا متکی بر کدام انگیزه دیگری مانند حق گویی و حق گرایی است؟
در پاراگراف اخیر تان نوشته اید :« من نوشته های شما و دیگر همکاران شما را در مقابل جناب سیستانی بار ها مطالعه کردم [کرده ام] که نمایندگی از ارتباطات خوب نمیکند.»

جناب امین جان غبار! شما با همچو ادعای تان، مجدداً در گفتار تان دوچار تضاد منطقی شده اید، بدین مفهوم: از یک طرف ادعا نموده اید که هدف تحریر نوشته هایم، انتقام گرفتن از میر غلام محمد غبار است، ولی از جانب دیگر از ارتباطات نه چندان خوبم با شاغلی سیستانی صحبت میکنید و گویا وانمود میسازید که هدف نوشته هایم تخریب شخصیت شاغلی سیستانی است!!!

شاغلی امین جان غبار! هر نوشته وجدانی و متکی بر حقیقت برایم قابل اعتبار است ولو از زبان یا قلم هرکه باشد، سیستانی، غبار، داکتر حسن کاکړ و یا دیګران.

در اخیراز توجه تان به نوشته هایم متشکرم. 


  
08.06.2022کليفورنياhttp://www.arianafghanistan.com/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

سلامها و احتراماتم را خدمت جناب محترم معروفى صاحب و ساير خواننده گان محترم آريانا افغانستان آنلاين تقديم ميکنم.

محترم معروفى صاحب! مقالۀ جالب و سودمند تان را در مورد کلمات "کمياب" و "کميافت" خواندم. برايم بسيار آموزنده بود. در مورد اين که چرا در لهجۀ عاميانۀ درى ما به جاى "کمياب" از ترکيب "کميافت" استفاده ميکنيم، خواستم بگويم که شايد يک دليلش اين هم باشد که در زبان عوام،  ريشۀ امريۀ فعل "يافتن"، يعنى "ياب"، وجود ندارد. مثلاً، در زبان رسمى درى در زمان حال يا جارى، ما ميگوييم، "مييابم". اما همين جمله را در لهجۀ عاميانۀ درى "مييافم" ميگوييم. مثال ديگر در قالب يک سناريو: 

الف: ببخشين، امى خانۀ فلانى خان ده کجاس؟
ب: رو به رو برين، از مسجد تير شوين، ده کوچۀ اول دست راس دور بخورين، خانۀ سوم، خانۀ فلانى خان اس.
الف: (با کمى ترديد) تشکر، زنده باشين. لطف کدين.
ب: مه همرايت بروم؟
الف: نى، تشکر، مييافمش، انشاءالله. خانه آباد! 
ب: قابل تشکر نيس. بامان خدا! 

با احترام

  
07.06.2022آلمانhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

​جناب محترم استاد عالیقدر معروفی صاحب عزیز !

با عرض سلام و احترامات بنده به شما چهرهء افسانوی که مس ادبیات را به طلای ادبیات مبدل می نمایید یعنی در ادبیات کیمیاگری می نمایید و اصل یک کلمه را که در اصل فرضاٌ عربی باشد انرا به انگلیسی و یا لاتین و سانسکرت تبدیل نموده و انهم با منطق بسیار بالا. یعنی در واقعیت به فرموده خود شما این قدرت   زبان است که کلمات و مفاهیم  و معانی را می سازد.

به هر صورت یک جهان تشکر از اصلاح بنده در ارتباط شعر با مفهم و بسیار بالای بیدل صاحب که سیر سیل زمان را برای ما ترسیم می نماید که اگر امروز سیل ما را نبرد فردا  این سیل طوفانی زمان می برد و باید هوشیار بود و از هر لحظه زندگی در صورت امکان لذت ارامش را در خود جاری نمود یعنی به فرموده مرحوم حافظ صاحب از قال و قیل مدرسه حال دلم گرفت که  مرحوم احمد ظاهر هم انرا به اوج زیبایی  به فریاد آورده است.  

 یاد ایامی که در صحرای پر شور جنون

همچو موج سیل نقش پای من فریاد داشت

بیدل 

 

  
07.06.2022آلمانhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

​جناب محترم محمد اختر یوسفی صاحب!

با عرض سلام و احترام  و آرزوی سلامتی شما محترم.

از اینکه زحمت کشیده اید و به تفصیل برایم درد دل تان را نوشته اید بسیار زیاد تشکر. 

 1-"متأسفانه جناب شما نوشته خامه مرا  دوباره تکرار نشر فرمودید. من جوابات سوالات جناب شما را در ګذشته درهمین موارد چندین بار نوشته بودم،"
ممکن کسی دیگری منظور شما باشد.

 2-" با تعقیب ردپای من و برادرم محترم داکتر محمد اکبر یوسفی توسط شما این را درک نموده ام که شناخت من بیچاره هم برای جناب شما عاری از دلچسپی نخواهد بود."
بنده رد پای کسی را علاقه ندارم تعقیب نمایم اما محترم داکتر صاحب را در میدانهای دارلمعلمین که برای فوتبال بچه های کوچه های اطراف ان می رفتیم حتما دیده ام، زیرا نامبرده چنیدی قبل ذکری از ان نمودند. 

3-"باورکنید که من هیچوقت به چیزیکه شخصأ خودم مستندأ باور نداشته باشم، آنرا نمی نویسم."
بنده با شما در بحث بالای یک مقالهء یک دوست و نویسنده این صحفه روبرو شدم ، مسلهء بالا مربوط خود شما است.

4-"من مثل شما مصحح ومستنطق چهره دست مطبوعاتی برای هرنوع نوشته نیستم. "
بنده مستنطق   نیستم اما مصحح از نگاه خودم درست و ضمناٌ چهره دست مطبوعاتی قابل سوال است، زیرا با مطبوعاتیان مشکل دارم. 

5-"با نویسندگان محترم هموطن عزیزم کدام دشمنی، شخصی و سیاسی ندارم."
بسیار خوب، قسمیکه معلوم می گردد ادم ملایم هم هستید که یک خوصویت خوب است. 
 
6-"صوفی و فالبین هم نیستم، که در مورد نوشته های دیگران پیشگویی نمایم. "
مشکل اساسی تان فکر می کنم همین است. 

7-"گذشته کاری بنده درکشورعزیز از دست رفته ما فقط یک معلم عادی و بیچاره بودم. "
نمی دانم چند ساله هستید اما فکر می کنیم بعد از سپری شدن بقیه سن تمام جهان از دست ما میرود. خداوند شما را بیچاره نه نماید شغل معلمی بسیار شغل خوبی است.   

8-" درنزد شما نویسندگان متبحر و مستنطقین جسور جرم تلقی نشود."
 اینجا شما اشتباه نوشته اید. فاصلهء درک شما از بنده بسیار زیاد است. این را باید باور نمایید بدون خواندن نماز و اگر لازم می دانید فقط دو رکعت کافی است. معمولا چنین اظهارات را سخت تر جواب می دهم، زیرا خصوصویات خوب را در خود نهفته ندارد و صدق هم ندارد. 

9-"من مانند سایر درد رسیده گان هموطنم گاهی با خواندن و شنیدن برخی مقالات و مطالب تحلیلی ادعاهای نادرست عده از نویسندگان و مبصرین محترم افغان "

شما لطفاٌ در آینده همان ادعای نا درست را با استدلال تا ن برای خواننده تان تحریر بدارید و یا اینکه مستقیماٌ طرف را مخاطب قرار داده و اگر طرف علاقه داشت جواب خواهد داد و هر گاه کسانی دیگری علاقه گرفت تبصره خواهد نمود در غیر آن  مسله به خواب خواهد رفت. اینقدر ساده است ، ما نباید انرا مغلق بسازیم. 

10-"که دراوج بحران ویرانی میهن عزیز ما دلایل نادرست که در نزد خود شان دارند، مطرح مینمایند، بنظر بنده نظرات نادرست خاصتأ دراوج آتش بحران جنگ درمیهن به ضرر کشور زخمی ما است."
دلیل که از نظر خودت نا درست است ممکن است از نظر یک خواننده دیگر درست باشد. به همین علت است که در تاریخ بشر سیستم قضایی ایجاد گردیده است. ما و شما "ناف" فهم جهان نیستیم. 

11-" در مورد دفاع نظرات خودم همیشه حاضرهستم تا درحضور اهل خبره منصف از نظرات خودم دفاع کنم."
فکر میکنم به نظر شما کسی منصف خواهد بود که از نظر شما دفاع نماید در غیر ان با تقابل با بنده کافی خواهد بود از نظرات تان دفاع نمایید و انقدر هر دو به جزییات خواهیم رفت در بحث تا یکی ما قناعت کنیم، فلهذا باید از اول احتیاط نمود اشتباه نه نمود. تیر که خطا خورد دو باره آوردن آن در کمان نا ممکن است حتی برای اهل خبره منصف. 
 

12-"ایکاش با دور بینای دید شما که درجهان امروزی آنقدر انصاف میبود، که ملتهای کوچک ومظلومین بیدفاع مانند افغانستان این فرصت را هم میداشتند، که مهاجمین، اشغالگران را با اجیران جنایتکار داخلی و خارجی ایشان محکمه کرده میتوانستند."

با وجودیکه اکثر شان وجدان ندارند اما باز هم وجدان شان محکمه شان خواهد نمود. 

 13-"سالهاست که درمورد جنایات جنگی درافغانستان هیچ نوع اجرأت صورت نگرفته است."

افسوس. 

14-"من واقعأ متعجب میشوم که جناب شما ازیکطرف تمامی نوشته های همه نویسندگان میخوانید ابراز نظر مینمائید، اما اسناد متعبرمطبوعات جهان را نادیده میگیرید، "

تعجب نکنید و ضمناٌ بنده هیچ چیز را نا دیده نمی گیرم. فهمیده نمی شود که این حکم به کدام دلیل صادر می گردد. 

15-"یا آنها را بزودی فراموش میکنید."

حکم دیگری که مصدق نیست. 

16-"درمورد ایجاد گروهی طالبان توسط امریکا، با پول عربستان سعودی، بکمک پاکستان اسناد معتبر در مطبوعات وجود دارد."

این اصلاٌ موضوع بحث نبود و شما انرا در میدان انداختید و بنده نوشتم همه اسناد تان را نگاه داری نمایید. 

17-"یکی از اسناد معتبر اظهارات هیلری کلنتن وزیر خارجه امریکا دراستماعیه قانون گذران امریکایی در فلم ویدیویی زنده موجود است."

بفرمایید با اسناد تان یک کار مفید نمایید. 

 18-" لطفأ اسناد لینک را دقیق بشنوید و مطالب را هم دقیق بخوانید."

تمام انها را قبلاٌ همزمان با نشر شان خوانده ام و شنیده ام و انهم دقیق درک نموده ام.  سرعت فکر بنده اضافه تر از سرعت نور است و همه چیز را اکترونهای مغزم فوراٌ ثبت می نماید و "دلیت" هم غیر ممکن است که گردد مگر در زیر خاک. 

 19-"با ابراز امتنان مخلص شما "

لالا در اینجا ده نمره از بنده اخذ نمودید که خود را مخلص بنده می گویید. بسیار تشکر. بنده نوکر همه دوستان هستم و لذت بالاتر از این ندارم تا دوستان را خدمتی نمایم.  خدا واحد و شاهد است که زمانی می نویسم من نیستم بلکه علمای جهان در ساحات مختلف هستند که می نویسند جمع شهادتنامه فکری بنده که از طرف خالق هستی برایم اعطا گردیده است.  

در طریق جستجو هر نقش پایم قبله ایست

غرقهء این بحر را هر موج محراب دعاست


بیدل

 


  
07.06.2022USAhttp://www.arianafghanistan.com/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

نویسنده توانا، جناب بیدل شناس محترم الله محمدخان را مجددأ سلام، احترام و عرض ادب دارم!

هموطن عزیز تحلیلگر پرکار ناظر نشرات بیرونی مرزی کشور از توجه فراوان شما ممنونم، متأسفانه جناب شما نوشته خامه مرا  دوباره تکرار نشر فرمودید. من جوابات سوالات جناب شما را در ګذشته درهمین موارد چندین بار نوشته بودم، ایکاش مصروفیتهای کاری تأمین معشیتی بنده کمی کمتر می بود، تا شب و روز جواب همه سوالات شما را مکررأ نوشته کرده می توانستم، از برکت نوشتهای پر ارزش اشعارحضرت بیدل شما مستفید می شدم. با وجود سرگردانیهایم کاری که در زندگی خودم دارم، ناګزیرم تا برسم  اخرین پیام واحترام بحضورمبارک شما بیدل شناس عزیز مطالب ذیل را نیز بعرض برسانم.

 با تعقیب ردپای من و برادرم محترم داکتر محمد اکبر یوسفی توسط شما این را درک نموده ام که شناخت من بیچاره هم برای جناب شما عاری از دلچسپی نخواهد بود. باورکنید که من هیچوقت به چیزیکه شخصأ خودم مستندأ باور نداشته باشم، آنرا نمی نویسم. من مثل شما مصحح ومستنطق چهره دست مطبوعاتی برای هرنوع نوشته نیستم. با نویسندگان محترم هموطن عزیزم کدام دشمنی، شخصی و سیاسی ندارم. کدام شخص فعال سیاسی درحلقات سیاسی حزبی و ساختارهای قومی و مذهبی درداخل و خارج از افغانستان هیچ نوع ارتباط شخصی و سازمانی ندارم. صوفی و فالبین هم نیستم، که در مورد نوشته های دیگران پیشگویی نمایم. گذشته کاری بنده درکشورعزیز از دست رفته ما فقط یک معلم عادی و بیچاره بودم. درحاکمیتهای متعدد درکشورکه نام خدا از برکت کودتاهای پی درپی مانند باران شخرد بهاری می بارید، درکدام مقام دولتی ملکی ونظامی مقرر نبوده ام. تا سال ۱۹۹۲ میلادی قبل آغاز سلطنت حضرت صاحب صبغت الله پیر پاچا ساز افغانستان درداخل کشور بودم. بسیاری ازحوادث پنج دهه اخیرافغانستان بشمول کودتای سردار محمد داوود خان را شخصأ باچشم سردیدم. خدا نکند ابراز نظرهیچکاره مثل من درګذشته کشور زادگاه ام درکدام مقام دولتی، عضو رهبری کدام حزب و یا تنظیم نبوده ام، درنزد شما نویسندگان متبحر و مستنطقین جسور جرم تلقی نشود.    

من مانند سایر درد رسیده گان هموطنم گاهی با خواندن و شنیدن برخی مقالات و مطالب تحلیلی ادعاهای نادرست عده از نویسندگان و مبصرین محترم افغان که دراوج بحران ویرانی میهن عزیز ما دلایل نادرست که در نزد خود شان دارند، مطرح مینمایند، بنظر بنده نظرات نادرست خاصتأ دراوج آتش بحران جنگ درمیهن به ضرر کشور زخمی ما است. من گاهی که فرصت داشته باشم، نظرات رد آنانرا براساس چشم دید خودم، ویا به اثر مطالعه اطلاعات مطبوعات معتبر بین المللی می نویسم. با رد نظرات خویش گاهی هم مجبور می شوم که استدلال مستند خویش را دوبار پیشکش کنم، در مورد دفاع نظرات خودم همیشه حاضرهستم تا درحضور اهل خبره منصف از نظرات خودم دفاع کنم. در گذشته طی سالهای دوری از میهن گاهی تعداد از نوشته خامه ام در رد اتهامات نادرست نویسندگان و مبصرین با عکسها مستند، درنشریه افغان-جرمن آنلاین، بعدأ بکمک مرحوم ولی احمد خان نوری صاحب معظم، درنشریه آریانا افغانستان و درجریده دعوت که خارج نشرات دارند نیز نشر شده است.

https://dawatmedia24.com/%d8%a7%d8%ac%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b9%d9%8a-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b3%d9%8a/144234/

ایکاش با دور بینای دید شما که درجهان امروزی آنقدر انصاف میبود، که ملتهای کوچک ومظلومین بیدفاع مانند افغانستان این فرصت را هم میداشتند، که مهاجمین، اشغالگران را با اجیران جنایتکار داخلی و خارجی ایشان محکمه کرده میتوانستند. پیرامون عدم رسیدگی هزاران جنایت جنگی درافغانستان تذکر دو مثال برجسته مستند آن کافیست. جنایت قتل فجعانه بیش سه هزار در دشت لیلی توسط رشید دوستم درسال ۲۰۰۱ میلادی، قتل صدها هموطن بیگناه توسط شبکه حقانی درانفجار چاراهی زنبق شهر کابل، این حوادث توسط مستنطقین محکمه هاگ ثبت گردیده است. مجرمین آن جنایات زنده درحمایت و مصؤنبت کامل خارجیها در نزدیکی مقرپولیس بین المللی انترپول قرار دارند، سالهاست که درمورد جنایات جنگی درافغانستان هیچ نوع اجرأت صورت نگرفته است.

من واقعأ متعجب میشوم که جناب شما ازیکطرف تمامی نوشته های همه نویسندگان میخوانید ابراز نظر مینمائید، اما اسناد متعبرمطبوعات جهان را نادیده میگیرید، یا آنها را بزودی فراموش میکنید. درمورد ایجاد گروهی طالبان توسط امریکا، با پول عربستان سعودی، بکمک پاکستان اسناد معتبر در مطبوعات وجود دارد. یکی از اسناد معتبر اظهارات هیلری کلنتن وزیر خارجه امریکا دراستماعیه قانون گذران امریکایی در فلم ویدیویی زنده موجود است. چنین اسناد در چندین مقاله قبلی ام نشر شده است.    لطفأ اسناد لینک را دقیق بشنوید و مطالب را هم دقیق بخوانید.

https://www.youtube.com/watch?v=X2CE0fyz4ys

https://www.bing.com/videos/search?q=Hillary+Clinton+on+Talibab+in+US+Congress&docid=608031459523448660&mid=287FEEB5460BD279CB78287FEEB5460BD279CB78&view=detail&FORM=VIRE

 با ابراز امتنان مخلص شما اخترمحمد یوسفی


  
06.06.2022هالند

جناب مومند!

مقالات چند قسمتی شما تحت عنوان"  اهانت و تخریب شخصیت های بزرگ ملی و علمی توسط غبار "  بر علیه یک افغان وطن دوست و دانشمند، نتوانست از محبوبیت و حیثیت وی چیزی کاسته گردد.
می دانم که سرمنشه خصومت شما در مقابل غبار ، بیان حقیقت ها است که شنیدن و هضم آن برای جناب دشوار است. از جمله آقای "گل محمد مومند" است، قضاوت را در مورد همچو افراد  جنجال برانگیز  را  واگذار به تاریخ میشویم، نه مانند جناب مومند که از شکم پر و از امریکا شریف به خود اجازه قضاوت را میدهد.
"وقتی دیگران را قضاوت میکنی
آنها را نه، بلکه خودت را تعریف میکنی."..!

جناب مومند تا به حالا یک نفر هم از درافشانی های شما تمجید و توصیف نکرد!
حالا از خود باید سوال کنید که چرا؟
عنوان باید برعکس باشد.  " اهانت و تخریب شخصیت های بزرگ ملی و علمی توسط مومند"
این تذکر نه به خاطر اینکه من جز فامیل شریف غبار هستم، بلکه حقیقت باید بیان شود و شما کدام تحقیقات علمی هم در زمنیه ندارید.

خیلی زیرکانه دیگران را به "دم توپ" می دهید. 90 فیصد نوشته شما نقل قولها است و قصداً می خواهید که هر تاخت و تازی که شود، بالای دیگران شود و نه بالای شما .  فرض مثال بالای جناب سیستانی شود! من نوشته های شما و دیگر همفکران شما را در مقابل جناب سیستانی بارها مطالعه کردم که نمایندگی از ارتباطات خوب نمی کند.

وظیفه ما نیست که خطای دیگران را جستجو کنیم و دیگران را قضاوت کنیم.
تمام نیروی خویش را باید برای قضاوت در کار خود صرف کنیم

  
06.06.2022آلمانhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

دوستان گرامی!

با عرض ادب. 

مقالهء "تحریک طالبان" اثر محترم دوکتور یوسفی از مطالعه بنده گذشت، چون اثر در ارتباط مقالهء "حلقه کوچک افراطی بی خبر از واقعیت های جهان تحریک طالبان را به جنگ با دنیا تشویق میکند." اثر محترم تره کی،  نوشته شده و بنده بالای مقالهء دومی تبصرهء ای داشته ام ،فلهذا علاقه گرفتم بالای مقالهء نویسنده او ل الذکر یک تبصره داشته باشم ، که دیده شود در اخیر  چه نتیجه  و یا تخم خواهد داد:

1-"مرور کوتاه برعنوان منتشرۀ، "دوکتور م، عثمان تره کی"، می تواند طرح سو لات متعددی را مسبب شود، نمی توان دقیق فهمید که نویسنده از این چنین برداشتها، از وضعیت کنونی، چه اهدافی را، زیر نظر داشته باشد و چه می خواهد بگوید، وقتی اظهارات او با حقایق مطابقت کامل نشان ندهد". 

بنده منبعد دوکتور یوسفی را نویسنده "الف" و داکتر تره کی را "ب" نامیده به تبصرهء خود ادامه میدهم. بنده که هر دو مقاله را مطالعه نموده ام هدف محترم "ب" را اصلاح ادارهء رهبری در کشور درک نموده ام. اینکه نویسنده "الف" می نویسد که اظهارات "ب" با حقایق "مطابقت کامل" نشان نمی دهد این خبر را اطلاع می دهد که با حقایق مطابقت های زیادی دارد که "الف" انرا کامل می سازد. "الف" بدون اینکه به خواننده بعد از جملهء بالایی خود در مقاله اش عنوان "مقالهء اولی"  مضمون "ب" را تذکر دهد، می نویسد:

"در مقالۀ اولی خود این عنوان  طولانی را تعقیب می کند، که تحریف از "منشاء" حرکت "طالبان" و هم چنان از تمام انکشافات عمیق و وسیع بعدی محسوس است، که از نقش های بازیگران اصلی داخلی و خارجی، در بحران افغانستان چشم پوشی می کند."

هیچ معلوم نیست کدام عنوان طولانی را تعقیب می کند و بعد شروع می کند به حمله بالای "ب". 

2-"این انحراف ناشی از چه تمایل خواهد بود؟"

به نظر بنده "ب" در مقاله خواسته سران امارات اسلامی را در پرتو انکشافات که نامبرده در همین مدت نو و ده ماه نموده، متوجه نماید و نخواسته از هسته موضوع خارج گردد و هستهء قدرت را هدف قرار داده، یعنی به سویه یک ا کادیمیک   واقعی یک مقالهء  علمی   نوشته.  

3-"دو تمایل انحرافی در اندیشۀ این شخص محسوس است، "راسیزم دینی" و "راسیزم قبیلوی" و یا "نسبی"ُ که بطور محسوس بر افکار او تسلط نشان می دهد."

هر گاه بنده خود را در بین "الف" و "ب" جیم یعنی "ج" نام بگذارم، "ج" فکر می کند که "الف" در اثر مطالعات زیاد در قسمت "راسیزم" همه چیز را در قید"راسیزم" داخل نموده تا خواننده را تبدیل به "راسیزم عمومی یعنی بین المللی " نماید. 

4-"چنین محسوس است که ممکن آقای "تره کی" به نتائج تحقیقات جدید در بارۀ "نژادها"، رابطه میان "ادیان" و "سیاست" و حتی به روابط "اجتماع" و "دولت" هم توجه و باور نداشته باشد. "

کسانیکه تحقیقات جدید می کنند  و هر انچه انها نتیجه گیرند کتاب اسمانی شده نمی تواند، فلهذا نباید "چنین محسوس"  برای "الف" باشد تا رفع مشکل احساس وی   شده باشد.  

5-"برخالف سابق "منشاء" همه انسان ها را از "قارۀ فعلی افریقا" یافته اند."

   منشاء همه انسان ها اسمان است، هر گاه خواسته باشیم از موضوع خارج شویم، زیرا بدون نور چیزی به وجود نمی اید.

قسمیکه در فقرهء اول تذکر داده شد "الف" در شروع مقالهء خود می نویسد که:" در مقالۀ اولی خود این عنوان  طولانی را تعقیب می کند،" اما ذکری از عنوان هم نمی برد و حالا در فقره  ششم انرا تذکر می دهد که:"

6-"حال به این عنوان »تره کی« با دقت توجه نمایند:  "حلقه کوچک افراطی بی خبر از واقعیت های جهان تحریک طالبان را به جنگ با دنیا تشویق میکند." نویسنده در تحت این عنوان طویل که یک برداشت شخصی او خواهد بود، بدون ثبوت تلاش  دارد، تا یک "تشکل" "جدید" و "مستقلی" را در تحت عنوان: "تحریک اسلامی  طالبان"، معرفی کند."

برداشت ها همیشه شخصی میباشد یعنی هر کس از جریانات اوضاع یک برداشت می داشته باشد نظر به فهم و دانش خود. این برداشت های شخصی می تواند در سطح ملی و یا هم بین المللی تطابقت های خود را داشته باشد. همین است که اینجا مقالات و نظریات نوشته می شود یعنی هر کس نظر خود را با دیگران شریک می سازد چنانچه همین اکنون الف و ب و جیم این کار را می کند تا دال و زال و قاف و میم انرا بخواند. 

به هر صورت بعد از اینکه "الف" از موضوع خارج شده و موضوع را به جنگ جهانی دوم  و توازن قوا ارتباط داده و به تاریخچه  پیدایش طالبان تماس می گیرد، افکار "ب" را منحرف تلقی نموده، وی " را در هاونگ فکر خود انداخته و کوشش دارد به نا حق و ظالمانه "ب" را  نزد خواننده  کوبیده و درد و رنج   را  در هاونگ خالی نماید. بعد از تذگر افکار مارشال آلمانی و چند پرواز زمینی و هوایی دیگر می نویسد که:" 

 7-"شخصی که از سالها قبل، در موضعگیری های "سیاسی" او "نوسانات" غیر عادی دیده شده است، حال مدعی چنین یک نتیجگیری بی اساس و مبتذل می گردد و سرنوشت جهان را در قدرت یک "حلقۀ کوچک افراطی بی خبر از واقعیت های جهان تحریک طالبان را به جنگ با دنیا تشویق میکند"، می سپارد. "

بنده از زمانیکه "ب" در اینجا می نویسد که حتی محترمه خانم ملالی نظام به خاظر اینکه "ب" مقاومت طالبان" را در برابر اشغال "مقاومت مسلح" می نامید با وی مشاجره داشت، مقالات وی را مطالعه می نمایم که چنین "نوسانات" را متوجه نگردیده ام. در اینجا باید "الف" یک مثالی از این "نوسانات" میداد تا خواننده منطق این نوسانات را در صورت ضرورت درک می توانست. نظر به شرایط انکشاف فعلی سیاست داخلی و خارجی کشور "ب" وظیفتاٌ به نظر بنده چنین نوشته است و نه اینکه کسی را با جنگ با دنیا که کاملاٌ غیر واقعی هم است تشویق نماید. بر عکس اگر "الف" دقیق "ب" را می خواند،  منظور "ب" این بوده که حلقات وجود دارد در ردیف طالبان که چنین فکر می کند.  

"الف" بعد دو باره توضیحات راجع به انکشاف طالبان نموده و خواننده را گرد جهان برده دو صحفه را پر نموده می نویسد که:" 

8-"حال به این پیشگوئی های تخیلی"روستا تره کی" " توجه کنید:  "اگر طالبان با تعامالت درون گروهی خود نتوانند جلو زیاده روی و دیکتاد یک مشت اشخاصی را که با صدور فتوا های جنجال برانگیز چانس بدست آمده صلح و ثبات را در افغانستان زیر سوال میبرند بگیرند و وحدت سازمانی خود را حفظ کنند، تحریک طالبان معروض به انشعاب خواهد شد. از بطن انشعاب یک جریان  اسلامی و اعتدالی سر بلند خواهد کرد."

در اینجا به نظر بنده "ب" خواسته هر گاه حالت درونی سیاست داخلی کشور اینطور باشد، جلو همچو تمایل گرفته شود نه زیاد و نه کم . هر گاه "ب" که دوستش انشتاین طرفدار تخیل و یا فانتازی است کمی توجه نماید برای "ب" در اینجا نمره کامیابی داده است یعنی در اخیر "ب" کامیاب "الف" مشروط و "جیم" هم از نظر "الف" مسلم ناکام مطلق.

 

در قسمت های اخیر داستان تخیلی خود  "الف" نتیجه ذیل را می گیرد:

9-"زیرا این شخص "فرضیه هائی را" در ذهن می پذیرد، که با حقایق مناسبات بین المللی و توازن قوای بین المللی مطابقت نشان نمی دهد، فقط یک گمان می تواند صدق کند که ممکن کدام دستگاه استخباراتی، چنین یک نقشۀ عمل طرح کرده باشد و توسط این شخص به عنوان نظر او  اعلان کند."

یعنی "ب" باید فرضیه های که "الف" طراحی می نماید بپذیرد در غیر آن حتی متهم به دستگاه استخباراتی هم خواهد شد. توبه خدایا توبه از این حال و روز این مردم ما و انهم گویا فهمیده های ان. 

پختگی دیگ سخن را باز می دارد ز جوش

تا خموشی نیست "بیدل" مدعا خام است و بس 

 


  
06.06.2022 جرمنیhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

 گداز درد طوفان کرد، دست از ما بشو "بیدل"

مناظرۀ جالب دو وطندار گرانقدرم، هریک محترم "الله محمد خان" و محترم "اختر یوسفی" را در همین صفحۀ محبوب و معزإز "آریانا افغانستان آنلاین" میخوانم و خوشوقت میشوم، که هردو جانب به رستۀ خود استدلال میکنند. بر استدلال دو طرف مکث نمیکنم و فقط به حیث ثالث بالخیر، سخنان دو طرف را باهم تول و ترازو میکنم. کامنتهای هردو طرف جالب هستند و هرکدام مزایای خود را دارند. مگر کامنتهای جناب "الله محمد خان" عزیز ازین سبب برایم جالب و پرحلاوت هستند، که در هر موردی دست به دامان شعر بزرگان میبرند؛ و آنقدر اشعار نهمار و بی شماری را، که جنابشان از بر دارند و فی البدیهه بر زبان قلمشان جاری میشود، از کمتر کسی دیده ام. مرحبا بدین حافظۀ  شعری!!!

"الله محمد خان عزیز" ضمن کامنت اخیر خود، بیتی از حضرت ابوالمعانی "بیدل" را آورده اند و این بیت را از برکت آهنگهای سرتاج موسیقی افغانستان ــ مرحوم استاد محمد حسین سراهنگ ــ چنین به خاطر دارم:

گداز درد طوفان کرد، دست از ما بشو "بیدل"

نبُرد این سیل اگر امروز، فردا میبرد ما را!!!

در نقل جناب "الله محمد خان عزیز"، کلمۀ "اگـــــر" از تایپ افتاده است؛ همین و بس!!!

در غیر آن محبت فراوان به هردو طرف ارجمند و به همه هموطنان عزیزالقدرم

خلیل الله معروفی ــ جرمنی ــ ۶ جون ۲۰۲۲

  
05.06.2022امریکا

 

تبارز عقده کشایی نویسندگان بسود ملت نیست!

مبلغین متعدد هر چند تبلیغات خود را در قالب کلمات ذهنی وعقدتی خویش پیرامون "کودتا ها"، "جهاد" وغیره حوادث در افغانستان میکیاژ نمایند، مگر حقایق حوادث را نمی تواندعوض کنند.

درعمق بحرانات ویران کننده جاری درافغانستان عده از نویسندګان افغان درخارج از کشورسرگرم پخش داستانهای مطالب خواه درست ویا نادرست بدون ارتباط بوضع بحرانات و راه های حل بحرانات در داخل کشور هستند، پخش چنین نوشتها و تحلیلهای نادرست و نامرتبط اذهان عمومی جامعه را از مسیر جلوگیری بحرانات مخرب منحرف می سازند. واقعیت امراینست که اثرات تبلیغاتی نوشته های این نویسندگان محترم کمک کننده تشیدید بحرانات جنګ در کشوربوده، عدم اتحاد جامعه افغانی را بوجود آورده، چنین تبلیغات برای جلوگیری از بحرانات جنگ و خونریزی در کشور اثر گذاری مثبت ندارد.

نهضت ها و حوادث سیاسی جوامع بشری که از بطن انبوه توده ها درچوکات رفا و حفظ منافع ملی جوامع عرض وجود نکرده باشند، اثرات مثبت را برای منافع عامه جامعه ندارد. سردسته های قیامها ولو هرنام نهضت، انقلاب، جهاد وغیره بر آن بگذارند، منفعت چنین حوادث برای طبقات جامعه نمیرسد. خونریزی درحوادث معیار خوشبختی یک جامعه نیست، بلکه خونریزی دربسیاری موارد انوع بدبختی اجتماعی را باخود همرای دارد. حوادث پنج دهه اخیر درافغانستان کشور را به قهقرای سوق داده است.

عده از نویسندگان و شعرای محترم افغان اکنون با مطالعه تاریخ گذشته، در دربار شاهان سرمگرم دریافت ناجیان "حقوق بشر"،  "نهضت مشروطیت"، "انقلاب"،  "جهاد"  وغیره هستند، مگر این محترمان متوجه حقایق و اسناد، وقوع چنین نهضتهای و حوادث در کشور نیستند.

بعد از جنگ دوم جهانی که شکست فاشیزم را با خود همرا داشت، اشکال رقابتهای بین المللی برای بدست اهداف شان جنگهای نبابتی را در پیش گرفتند. جنگهای نیابتی که در پنج دهه اخیر در افغانستان بوقوع پیوسته اند، کشور را به تباهی کامل کشانیده است. بنأ توصیف و تبلیغ چنین نهضتها، انقلابات، جهاد و غیره بدون حفظ منافع افغانستان بوده به سود تداوم جنگ و بربادی کشور است.

اول- "نهضت مشروطیت":

"مشروطیت" درافغانستان پدیده نو ظهوری دربار شاهان بوده، "نهضت مشروطیت" نهضت توده ها در افغانستان نبوده و با فعالتهای توده های کشور ارتباط ندارد.  اشاعیه اندیشه "مشروطیت" هنگامیکه از محافل دربار در بیرون صرف با نخبگان نزدیک با دربار رخنه کرده بود، قبل رسیدن با توده ، نخبگان درباری توسط شاهان وقت قلع و قم گردیده است.

الف – تعریف و تخریت "نهضت" دوره امانی را که اکنون عده از نویسندگان افغان با خاندان یحیی خان و نامگذاری دشمنی محمد نادرخان با شاه امان الله خان پیوند داده اند، مغایر اسناد واقعی تاریخی اند، بیشتر ساخته و بافته زرادخانهای دشمنان افغانستان است، که افکار عامه را از حوادث جاری دشمنان در کشور منحرف می سازند.

ب- "نهضت مشروطیت" درافغانستان با فعالیتهای سیدجمال الدین ارتباط نمیگیرد. درست که سیدجمال الدین درافغانستان تولد یافته بود، مگر فعالیتهای سیدجمال الدین بیشتر یک حرکت مذهبی ضد استعماری انگلیس بوده، که در خارج ازافغانستان شکل گرفته است.

 

دوم – کودتاه ها و تحولات پنجاه سال اخیر:

حوادث کودتاها پی در پی بعد از سال ۱۹۷۳ میلادی الی اگست ۲۰۲۱ میلادی در افغانستان  مجموعه توطیه های دشمنان داخلی و خارجی بکمک همسایه با افغانستان که کشور ما دشمنی داشته اند، بیشتر در نتیجه رقابتهای بین المللی درجنگهای نیابتی عرض اندام کرده اند. حوادث که بعد از ۱۹۷۳ میلادی در کشور صورت گرفته است، در قدم نخست اتحاد ملی افغانها از پاشید، در مجوع مسیر خود را در جهت ویرانی و خونریری درکشور ادامه است. تبلیغات و توصیف نامه های جانبدارانه نویسندگان آن حوادث خونین گذشته هر چند در قالب کلمات تحریک احساسات عوامفریبانه نوشته شده باشد، بازهم بیشتر در اشکال عقده کشایی راسیستی بوده، فاقد ارزشهای اتحاد ملی برای نجات میهن از بحران جنگهای بیگانگان است.

درعقب بسیاری حوادث سازمانیافته پنج دهه اخیر درافغانستان مستقیمأ پاکستان و ایران وحمایتگران بین المللی جنگ قرار داشتند، وتاهنوز هم قرار دارند. تعداد از نویسندگان افغان براساس عقده های راسیزم ایتنیکی و مذهبی حادثه ۲۴ حوت سال ۱۳۵۷ شمسی هرات را بگونه افتخار در آن شاخ و برگ میدهند، مگر درعقب حادث بلواگران حوت سال ۱۳۵۷ شمسی هرات ایرانیان مستقیمأ دست داشتند، در نتیجه آن حادثه در هردوطرف افغانها کشته شدند، تا اکنون عاملین آن رویداد ازحمایت ایرانیان برخور دار هستند.    

در طی بیست وهشت سال ظهور طالبان و کار مشترک آنها با تندروان " مذهبی"  بشمول  تروریستان القاعده، اسناد انکارناپذیر کافی وجود دارد، که طالبان حقله کوچک بیخبر از واقعیتها نیستند، بلکه طالبان و "رهبران" مخالف طالبان که بعد از سقوط اگست ۲۰۲۱ میلادی در تاجکستان، ترکیه، تهران و سایر کشورها جهان بسر میبرند، هر دوطرف جنگ از میان دشمنان افغانستان حامیان کمک کننده خارجی خود را دارند، که برای منافع خود و باداران خارجی خویش اهداف ادامه جنگ، غارت و یرانی در افغانستان را ادامه میدهند. 

افغانها با مردمان جهان بخوبی این حقیقت میداند که طالبان پروژه جنگی استخبارات بیگانه است. طالبان پدیده جدید نا آشنا برای مردم نیستند که چنین قلم فرستایی طرز دید افکار راسیستی حقایق را در مورد جنایات طالبان و استخبارات بیگانه در افغانستان بپوشانند.

از تکبر و خودخواهی های بیجا باید بگذریم که کی حق دارد  و یا کی حق اعترض را ندارد، منطق و دلایل همدیگر را با وسعت نظر بنگرم، تا بحیث فرزندان سرزمین مشترک متحد کشور خود را از چنگال استخبارات بیگانه بکشیم. اصطلاح معجزه برای توجه آنانیکه ذکر شده که حقایق تلخ ویرانی افغانستان را با طرز افکار راسیستی ماست مالی میکنند، افکار یک ملت مظلوم و بیدفاع را بیراهه میبرند. هیچ منطق سیاسی و نظامی این تحول، سقود، شکست را قبول ندارد، که قوایمسلح تعلیم یافته سیصدوپنجاه هزاره نفری نظامی دولتی افغانستان بدون کمک و پلانهای پس پرده استخبارات خارجی در کوتاه ترین مدت در برابر چند موترسایکل سوار با  کلاشینکوفهای زنگ زده، ولایت پی ولایت، فرقهای اردو، جزوتامهای پولیس بدون کوچکترین مقاومت سقوط کنند..


  
05.06.2022آلمانhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

​جناب محترم محمد اختر یوسفی!

تشکر از احترام تان با تقدیم سلام و عرض ادب.

1-"در طی بیست وهشت سال ظهور طالبان و کار مشترک آنها با تندروان " مذهبی" بشمول تروریستان القاعده، اسناد انکارناپذیر کافی وجود دارد، "

اسناد را نزد تان خوب نگاه داری نمایید تا در فرست مساعد در محاکم ملی و یا بین المللی ارایه بدارید.  البته کوشش نمایید تا اسناد دیگران را مخصوصاٌ بعد از سقوط مرحوم داود خان را هم جمع آوری نمایید. 

2-"که طالبان حقله کوچک بیخبر از واقعیتها نیستند،"

شما محترم باید  با بدست داشتن اسناد همه را بهتر بدانید. 

3-"بلکه طالبان و "رهبران" مخالف طالبان که بعد از سقوط اگست ۲۰۲۱ میلادی در تاجکستان، ترکیه، تهران و سایر کشورها جهان بسر میبرند، هر دوطرف جنگ  از میان دشمنان افغانستان حامیان کمک کننده خارجی دارند، "

سیاست و دپلوماسی افغانستان در جریان همین چهل و چند سال خود به خود به انواع مختلف گره های مختلفه را خورده و هدف مقالهء طرف بحث  هم رهبری معقول سیاست و دپلوماسی کشور را  در نظر داشته چنانچه نویسنده ان می نویسد:" در حالیکه امروز جهاد منتفی است و طالبان با دنیا مدرن با مقتضیات نو سر و کار دارند. دیروز احساسات و جذبات راه را به سوی هدف هموار میکرد، امروز واقعبینی،  عقلانیت  و تخصص رهکشای مشکلات است. ". این واقعبینی و عقلانیت بر خورد معقول در مناسبات بین المللی با همسایه گان و جهان دور را باید در نظر داشته تا کشور به طرف استقلالیت سیاسی، اقتصادی و غیره سوق داده شده بتواند که همزمان رفع تشنجات داخلی را هم در بر بگیرد.  نویسنده در اینجا به صورت اشکارا وسعت تفکرات اصلاحی خود را اظهار نموده است برای خواننده خود. توجه گردد به "دنیای مدرن"، "مقتضیات نو"، "عقلانیت"، "واقعبینی"، "تخصص راه گشای مشکلات"

 4-"   افغانها با مردمان جهان بخوبی این حقیقت میداند که طالبان پروژه جنگی استخبارات بیگانه است. طالبان پدیده جدید نا آشنا برای مردم نیستند که چنین قلم فرستایی طرز دید افکار راسیستی حقایق را در مورد جنایات طالبان و استخبارات بیگانه در افغانستان بپوشانند."

هر گاه چنین است که همه حقیقت را می دانند چنانچه شما می نویسید پس لازم ندارد هر روز در اینجا  مکرر انرا تکرار نمایید و قلم فرسایی نمایید و ضمناٌ در مقالهء مورد بحث افکار راسیستی معلوم نیست که در کجا وجود دارد. 

5-"از تکبر و خودخواهی های بیجا باید بگذریم که کی حق دارد  و یا کی حق اعترض را ندارد،"

 تکبر و خود خواهی کس نه نموده و حق اعتراض را هم کس تقسیم نه نموده یعنی جمله اساس ندارد.   

6-"منطق و دلایل همدیگر را با وسعت نظر بنگرم، "

حتما، هر گاه منطق و دلایل معقول وجود داشته باشد. 

7-"تا بحیث فرزندان سرزمین مشترک متحد کشور خود را از چنگال استخبارات بیگانه بکشیم."

عجب.

 8-"اصطلاح معجزه برای توجه آنانیکه ذکر شده که حقایق تلخ ویرانی افغانستان را با طرز افکار راسیستی ماست مالی میکنند،"

 عجب افکار راسیستی مانند   "طالبان با دنیا مدرن با مقتضیات نو سر و کار دارند. دیروز احساسات و جذبات راه را به سوی هدف هموار میکرد، امروز واقعبینی،  عقلانیت  و تخصص رهکشای مشکلات است."

9-"افکار یک ملت مظلوم و بیدفاع را بیراهه میبرند. "
  ملت که در نقطه چهارم نوشته شده که همه چیز را میداند  یعنی "  افغانها با مردمان جهان بخوبی این حقیقت را میداند "، افکارش را هم کس به بیراهه برده  نمی تواند به شمول شما محترم با افکار تان. 

 10"بلی نوشته ام در قالب اعتراض بوده است نه امر."

نوشته متاسفانه اصلاٌ قالب نداشت در غیر ان بنده چیزی نمی نوشتم. 

11-"شما بحیث شخصیت بیدل شناس یقیننأ با از برکت اشعار حضرت بیدل از ما مردم عوام کم سواد بهتر میدانند ،که چگونه جلو انحرافات فکری را نقد کنید."

خوب شد که کم سوادی تان را اعتراف نموده اید و همه  را سبک ساختید. بنده کوشش اعظمی خود را می کنم که عادلانه چگونکی   نقد خود را نظم دهم ، زیرا افکار هر شخص نزدش با دلایل که دارد محترم باید باشد. 

 فکر می کنم کافی در موضوع بحث شده، خواهشمندم اضافه از این خود و بنده و خواننده گان را به زحمت نباید ساخت.  تشکر از توجه و رفع مشکل برای هر دوی ما.


گداز درد توفان کرد، دست از ما بشو "بیدل"

نبرد این سیل امروز، فردا می برد ما را

  
05.06.2022امریکا

​جناب محترم الله محمدخان را احترام عرض میدارم!

بلی !

در طی بیست وهشت سال ظهور طالبان و کار مشترک آنها با تندروان " مذهبی" بشمول تروریستان القاعده، اسناد انکارناپذیر کافی وجود دارد، که طالبان حقله کوچک بیخبر از واقعیتها نیستند، بلکه طالبان و "رهبران" مخالف طالبان که بعد از سقوط اگست ۲۰۲۱ میلادی در تاجکستان، ترکیه، تهران و سایر کشورها جهان بسر میبرند، هر دوطرف جنگ  از میان دشمنان افغانستان حامیان کمک کننده خارجی دارند، که برای منافع خو و باداران خارجی خویش اهداف ادامه جنگ، غارت و یرانی در افغانستان را ادامه میدهند.  افغانها با مردمان جهان بخوبی این حقیقت میداند که طالبان پروژه جنگی استخبارات بیگانه است. طالبان پدیده جدید نا آشنا برای مردم نیستند که چنین قلم فرستایی طرز دید افکار راسیستی حقایق را در مورد جنایات طالبان و استخبارات بیگانه در افغانستان بپوشانند.

از تکبر و خودخواهی های بیجا باید بگذریم که کی حق دارد  و یا کی حق اعترض را ندارد، منطق و دلایل همدیگر را با وسعت نظر بنگرم، تا بحیث فرزندان سرزمین مشترک متحد کشور خود را از چنگال استخبارات بیگانه بکشیم.  اصطلاح معجزه برای توجه آنانیکه ذکر شده که حقایق تلخ ویرانی افغانستان را با طرز افکار راسیستی ماست مالی میکنند، افکار یک ملت مظلوم و بیدفاع را بیراهه میبرند.  هیچ منطق سیاسی و نظامی این تحول، سقود، شکست را قبول ندارد، که قوایمسلح تعلیم یافته سیصدوپنجاه هزاره نفری نظامی دولتی افغانستان بدون کمک و پلانهای پس پرده استخبارات خارجی در کوتاه ترین مدت در برابر چند موترسایکل سوار با  کلاشینکوفهای زنگ زده، ولایت پی ولایت، فرقهای اردو، جزوتامهای پولیس بدون کوچکترین مقاومت سقوط کنند.

بلی نوشته ام در قالب اعتراض بوده است نه امر. شما بحیث شخصیت بیدل شناس یقیننأ با از برکت اشعار حضرت بیدل از ما مردم عوام کم سواد بهتر میدانند ، که چگونه جلو انحرافات فکری را نقد کنید.

با عرض ادب

یوسفی

  
04.06.2022آلمانhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

​دوستان گرامی!

با عرض ادب.

1-"از طالبان اجیر ملایک نسازید،"

جملهء بالایی که در ارتباط مقالهء  یک نویسنده این صحفه نوشته شده است، از چندین نگاه  بسیار جالب میباشد. اول اینکه در مقاله  که بنده  انرا هم خوانده و هم تبصره  نموده ام چنین برداشت  را نمی توان نمود که کس از کس ملایک ساخته باشد.    دوم اینکه نویسنده اجازه ندارد  دستور صادر نماید که کس چی بسازد و چی نسازد، زیرا هر کس آزاد است نظر خود را ابراز بدارد.  سوم اینکه ملایک و یا فرشتگان  معنی این را میدهد که پاکیزه از همه صفات بد بوده که در مقاله همچو چیزی را نمی توان سراغ نمود، بر عکس  در مقاله  انتقاد  به نفع کشور صورت گرفته ، اگر کس انتقاد پذیر باشد. 

2-"درساختار گروهی طالبان حلقه رهبری معقول نیز وجود ندارد که بتوانند جلو حلقه کوچک افراطی را بگیرد."

مقاله به صورت عموم یک موضوع عمومی را نظر به شرایط به وجود آمدهء کشور طراحی نموده و نویسنده آن کوشش نموده تا خواننده و مجریان امور را از نگاه خود و با معلومات های که داشته  متوجه بسازد.  

3-"آنچه مبرهن است، طالبان گروهی سیاسی خودجوش جامعه افغانی نیستند، "

با در نظر داشت شرایط چهل و چند سال انکشافات سیاسی سلسله وار کشور، هیچ گروهی خود جوش نبود ه و بوده هم نمی توانست، اما واقعیت این است که چی در مرحله اول و چی دوم  به قدرت امدن طالبان ، اشتباهات دیگران در  سطح ملی و بین المللی  طالبان را "جوش" د اده  و هدف مقاله هم این بود و است  تا چای سیاه و یا سبز همرای هیل در "چای جوش"  انداخته شده تا همه از آن در یک فضای خوب خالی از هر نوع مشکلات   چای صلح و ارامش اجتماعی  را نوش جان  نمایند و یا نموده بتوانند. 

4-"که متوقع معجزه از جریان افراطی و ناآگاه برای آینده افغانستان بود. "

یعنی از جریان های اگاه توقع "معجزه" میرود. و ضمناٌ به این معنی جمله هم می تواند تعبیر گردد که  زمان  "معجزه" هنوز به پایان نرسیده و رسیدن دو بارهء انها به قدرت  خود یک "معجزه" است.  

5-" ما نباید غرق شعارهای راسیزم مذهبی طالبان شوم."

"ما" از نگاه گرامر  چرا؟ در صورتیکه در اخیر "شوم" اظهار می گردد. سر و اخیر جمله با هم مطابقت ندارد ، یعنی تمام تبصره با هم مطابقت با مقاله ندارد. 

6-"این مهم نیست که طالبان در شعارهای خود چه را تبلیغ میکنند، آنچه مهم است عمل آنهاست."

بلی، عمل همیشه معیار نظر است، در غیر آن حتی پیغامبر ما گفتار بی عمل را درست ندانسته است. 

7-"غرب برای پر کردن خلا قدرت بعد از خروج قوای امریکا ناتو از طالبان درافغانستان  بحیث وسیله احتیاج دارد. "

یعنی بیست سال مقاومت مسلح و تلفات در برابر اشغال  برای پر کردن خلای قدرت برای ناتو و امریکا بوده   که جمله در مجموع فقط از "احتیاج" غرب صحبت دارد. مشکل است انکشافات یک هفته را پیشگویی نمود اما غرب از بیست سال را می تواند پیش بینی و پیش گویی نماید.  عجب غرب بی مذهب با مذهب مسیح "ع" که ما تا کنون از این قدرتش اطلاع نداشیم که اگر چنین باشد حساب همه معلوم است.  

8-"با کالاهای سفید، بیرق سفید کفن،لاف و پوف با شعارهای شکست امریکا و فتح طالبان  فریب نخورید. "

  شاگردان این صحفه شدند قرضدار این نصحیت معلم شان.

9-"غرب به قوای نظامی خود را در اورپا برای مقابله با روسیه نیاز داشتند، طالبان را برای پر کردن خلا استخدام نموده است ."

 یعنی از  ملک ما قوای نظامی خود را  به ملک اروپا آورده  و ملک ما را هم به مالک آن تسلیم نموده، به این معنی که غرب معجزه می کند که به این اسانی سیاست می کند و جهان را می چرخاند و دیگران خو اب هستند. 

معنیم یکسر گهر سرمایهء گنج غناست

نیست زان جنسی که گویی از کسان دزدیده ام 

بیدل

  
03.06.2022امریکا

 هموطن عزیز و شرافتمند، 

اخبار کردارهای دشمنان داخلی و بیرونی افغانستان را آنچه واقعی هست بصورت حقیقی ببنید، به تبلیغات مغزشویی آگانه استخبارات دشمن و مبلغین آن باور نکنید!

توطیه های ادامه جنگ نیابتی دشمنان بیرونی علیه مردم افغانستان عمق وسیع دارد. این بازی عملیاتهای تحت نام  "میانجیگری" طالبان، کردار حلقه کوچک افراطی بی خبر از واقعیتها نیست، بلکه عمق توطیه های استخبارات آی. اس. آی. نظامی پاکستان  علیه افغانستان است. رهبری گروهی طالبان ملا هیبت الله خوا زنده یا مرده مانند ملا عمر توسط جنرالان استخبارات نظامی  آی. اس. آی. پاکستان در زیر نام "جهاد" به پیش برده می شود. "طالبان پاکستانی " ساخته و بافته استخبارات آی. اس. آی پاکستان است. حکومت مشترک جدید مسلم لیگ شهباز شریف و پسر حرامی بینظیر بهوتو و آصف زرداری از حزب مردم پاکستان دشمنان سرسخت موجودیت افغانستان مستقل هستند. حکومت جدید پاکستان در اقدام نخست خود به بهانه حضور  "طالبان پاکستانی " در افغانستان  ولایت خوست و کنر افغانستان وحشیانه بمبارد کردند

نقش سراج الدین حقانی وزیر داخله سرپرست دوست نزدیک حمید فیض کورد کماندر پشاور پاکستان در زیر نام "میانجگیری" توطیه است، که برای هماهنگی پلانهای تروریستی استخبارات آی. اس. آی. پاکستانی در افغانستان بوده،  آی. اس. آی. پاکستان  آگاهانه میخواهند اراضی افغانستان را  باز مانند سالهای ۱۹۹۶-۲۰۰۱ میلادی برای تروریزم کاربگیرند.

«تحریک طالبان پاکستان» آتش بس با دولت پاکستان اعلام کرده است. این توافق به دنبال مذاکرات دو روزه با بزرگان قبایل و با میانجیگری حکومت طالبان در کابل بدست آمده است. آنها گفتند که در گفتگوهای صلح میان نمایندگان این گروه با دولت پاکستان پیشرفت‌هایی حاصل شده، هر چند که مشخص نشده شرایط حل وفصل چه خواهد بود.

حملات طالبان پاکستانی به سربازان پاکستان در مناطق مرزی از زمان به قدرت رسیدن طالبان در افغانستان افزایش یافته است.

طالبان پاکستانی سال‌ها قبل از این که به مناطق مرزی جنوب شرق افغانستان رانده شوند، مسئول حملات مرگباردر این منطقه بودند.


  
03.06.2022جرمنیhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

  خواهش اصلاح املائی دو کلمه

 از ادارۀ محترم وبسایت معزّز "آریانا افغانستان آنلاین" خواهش میکنم، که کلمات "موفق" و "موافق" را همینطور و "بدون همزه" بنویسند!!!

  
03.06.2022امریکا

حلقه کوچک افراطی بی خبر از واقعیت های جهان تحریک طالبان را به جنگ با دنیا تشویق میکند؟

از طالبان اجیر ملایک نسازید، درساختار گروهی طالبان حلقه رهبری معقول نیز وجود ندارد که بتوانند جلو حلقه کوچک افراطی را بگیرد. آنچه مبرهن است، طالبان گروهی سیاسی خودجوش جامعه افغانی نیستند، که متوقع معجزه از جریان افراطی و ناآگاه برای آینده افغانستان بود.  

طالبان را دشمنان افغانستان برای پیشبرد اهداف خود بحیث وسیله در سال ۱۹۹۴ میلادی ایجاد کردند. ما نباید غرق شعارهای راسیزم مذهبی طالبان شوم. این مهم نیست که طالبان در شعارهای خود چه را تبلیغ میکنند، آنچه مهم است عمل آنهاست. اینکه طالبان دوبار توسط بیگانگان در افغانستان بقدرت رسانیده شده است،  نیازمندی بازیگران بین المللی و منطقوی دشمنان افغانستان بوده است. بقدرت رسانیدن طالبان در سال ۱۹۹۶ میلادی الی ۲۰۰۱ میلادی، زمانی بود که اهداف غرب در وجود رهبران تنظیمهای "جهادی" بر آورده نمی شد، و از جانب دیگر غرب و عربستان سعودی از جنگجویان بی سرنوشتی عرب بعد از خروج قوای شوروی از افغانستان در میدان باقی مانده بودند احساس خطر مینمودند. جنگجویان عرب در جنګ امریکا با شوروی بعد از شکست شوروی غرب جنگجویان عرب  بدون پاداش در میدان رها کردند.

امریکا، سعودی، پاکستان نیاز با یک جغرافیای ملک بیصاحب مانند افغانستان و بگهبانان طالب را داشتند، تا از وجود تندروان "اسلامی"

  در آسیای میانه استفاده کنند، مگراز بین رفتن مهره های غرب، تغییرات در کادر رهبری روسیه، ظهور طرز دید  پوتین،  ایجاد ساختار جدید کشورهای مشترک المنافع از جمهوریتهای شوروی برای غربیها مجال نفوذ را در آسیا میانه ندادند.   

جنگجویان بی سرنوشت عرب با استفاده از جغرفیای افغانستان توانستند برسم انتقامگیری از غرب میله های تفنگهای خود را بطرف غرب نشانه گرفتند، حوادث انهدام سفارتهای امریکا در افریقا ، آسمان خراشان نیویار ک را سرنکون کردند.  

بیست سال که عده اجیران تنظیمهای جهادی افراد ناگاه ومفسد درافغانستان درجریان فساد و غارت موجودیت قوای خارجی منفعت داشتند، این اجیران مفسد باحضور قوای امریکا ناتو دلبسته بودند، با دلگرمی چپاول میکردند. اجیران مزدور بدون مقاومت با قوای امریکا ناتو یکجا فرار کردند.

غرب در افغانستان بجز سرکوب القاعده و تربیت مجدد طالبان برای بکارگیری وسیله برای آینده هیچگاهی پلان اعمار و کمک بمردم افغانستان را نداشتند. 

قدرت دراگست ۲۰۲۱ میلادی طالبان تخم های اصلاح شده ،  در فارمهای گوانتامو و میدان هوایی بگرام تربیه دشده است، غرب برای پر کردن خلا قدرت بعد از خروج قوای امریکا ناتو از طالبان درافغانستان  بحیث وسیله احتیاج دارد.       

با کالاهای سفید، بیرق سفید کفن،لاف و پوف با شعارهای شکست امریکا و فتح طالبان  فریب نخورید. غرب به قوای نظامی خود را در اورپا برای مقابله با روسیه نیاز داشتند، طالبان را برای پر کردن خلا استخدام نموده است .  


  
03.06.2022جرمنیhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png
تذکر کوتاه برای هموطنانی که هنوز موفق نشدند نظر خویش را ارسال بدارند، لطفاً به مراتب ذیل توجه کنید:

۱ : در پنجرۀ نظردهی بلایی عنوان «فقرۀ جدید را اضافه نمایید» کلیک نمائید.



۲: بعد از خانه پری فورمه، دکمۀ حفظ کردن را فشار بدهید. اگر پروگرام با مندرجات شما موافق نباشد به خط سرخ برای شما مینویسد که با چی موافق نیست.


 ۳: در صورتیکه همه چیز درست باشد، پروگرام شما را به صفحۀ اول برمیگرداند.

بعد از تصذیق اداره، نظر فرستادۀ شما بزودی آنلاین میگردد.

با عرض حرمت

اداره

  
02.06.2022آلمانhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

​جناب محترم داکتر صاحب تره کی!

با عرض سلام و احترام به شما دانشمند تراز اول کشور و جهان و آرزوی سلامتی شما محترم، مضمون " حلقه کوچک افراطی بی خبر از واقعیت های جهان تحریک طالبان را به جنگ با دنیا تشویق میکند"، از مطالعه بنده گذشت، که حاوی مطالب زیادی قابل تبصره بوده اما بنده کوشش می نمایم که نقاط عمده انر نظر به شرایط فعلی تبصره نمایم: 

1-"پروبلم های امروز افغانستان از حضور حاکمانه یک جریان رادیکال و جنجال آفرین در میان تحریک طالبان منشأ میگیرد. "

هر گاه چنین باشد، که فکر میکنم شما بی موجب چنین نمی نویسید، چنین حالت هم به کشور قیمت تمام می گردد و هم به خود دولت امارات اسلامی افغانستان نظر به اوضاع فعلی جهان و تجارب سیاسی،   امید است مضمون شما محترم در حلقات رهبری امارات اسلامی شرف خواندن را پیدا کند، زیرا واقعاٌ  وظیفهء اخلاقی شما بزرگوار بود تا با این موضوع  تماس بگیرید.

2-"گروه انعطاف ناپذیر، تحریک  اسلامی طالبان را به جنگ با دنیا و ضابطه های قبول شده زندگی باهمی دنیای اسلام  و غیر  اسلام تشویق میکند".

هر گاه چنین باشد،  اشتباه محض است ، زیرا زور قالب ندارد و زور دنیا و کشور های اسلامی و غیر اسلامی را امارات طالبان یک بار تجربه نموده اند. 

3- " محترم عباس ستانکزی، عضو فعال تحریک طالبان که نزول و عروج طالبان را از نزدیک شاهد بوده است، با جرئت یک مجاهد صادق و معتقد، طلسم سکوت بر ضد افراطیت و زیاده روی گروه یکه تاز را شکست."

  این خود در شرایط که کشور قرار گرفته است، می تواند یک نوع خدمت مشورتی  در سطح رهبری کشور را باز نموده تا جلو سقوط عمومی گرفته شده بتواند. 

 4-"درب تبادل نظر و تفاهم را به روی همه منسوبین تحریک طالبان باز کرد."

دیده شود تا چی اندازه این موضوع تعقیب گردیده و از فرست دست داشته استفاده صورت گرفته می تواند. 

5-"زمینه این را که تحریک طالبان به یک جنبش مدرن و نمونه در دنیای اسلام  مبدل شود هموار ساخت. "

اصلاٌ تصور نظر به امکانات که کشور ما از نگاه های مختلف مانند سیاسی، اقتصادی ، فرهنگی و اجتماعی دارد، با آمدن امارات اسلامی  و رفتن چپاولگران چنین بوده و قسمیکه دوستان دیگر را از طرق مختلف می شنوم هم چنین تصور می نموده اند. 

6-" با تأسف که طالبان تا هنوز نتوانسته اند میان دوره جهاد و دوره حکمرانی تمایز قایل شوند"

این جملهء شما واقعاٌ در سطح یک فیلسوف حقوق اداره تفهیم گردیده که هر گاه درست درک گردد و در معرض اجرا قرار گیرد مشکلات زیادی را برای همه و مخصوصاٌ خود  امارات اسلامی افغانستان حل می نماید. 

7-" در حالیکه امروز جهاد منتفی است و طالبان با دنیا مدرن با مقتضیات نو سر و کار دارند. "

از بارگاه خداوند متعال تمنا باید داشت تا  مقتضیات اساسی دنیا    مانند حقوق بشر  بدون از دست دادن اصول اساسی و ارزشهای ملی و اسلامی ما، با جذب همکاری متخصصین کشور  هر گاه امارات خود قادر به آن نیست در ساحات مختلف به تغیر حالت فعلی انجامد.  

8-" امروز واقعبینی،  عقلانیت و تخصص رهکشای مشکالت است."

موضوع که محترم عباسی صاحب هم بالای ان استاده گی دارند. 

 9-"  جریان نو رهبری حکومت طالبان را بدست خواهد گرفت و تحریک طالبان را از حوزه نفوذ گروه های رادیکال مذهبی چون القاعده ، داعش و ده های دیگر مقیم پاکستان بیرون خواهد کشید."

یکی از ضروریات اشد، زیرا به مجردیکه غرب شروع به بهانه یافتن گردد تمام اسلحه و مهمات که در افغانستنان به جا گذاشته اند و بدست امارات اسلامی افتاده است  انرا بمبارد خواهد نمود. 

10-"جریان نو فاصله ایجاد شده میان مکتب و مدرسه را از میان خواهد برد و به مرکز قوی جلب و جذب روشنفکران و متخصصین بدل خواهد شد. "

  همچو  فضای ایجاد شده در  کشور به نفع همه یعنی امارات اسلامی، جامعه جهانی و ملت افغانستان تمام می گردد.  

11-"مسیر تعامل با جامعه بین المللی را دنبال خواهد کرد و زمینه مشروعیت داخلی و شناسایی بیرونی حاکمیت را مساعد خواهد ساخت. "

توکل به خدا. 

 12-" مسافرت اضطراری توماس ویست دیپلومات امریکا در امور افغانستان به کشور های منطقه وتلاش وی در جهت متقاعد ساختن مخاطبین به اینکه خطر بزرگی از ناحیه افغانستان برای منطقه و جهان در آستانه ظهور است، از سراسیمگی دنیا از آینده افغانستان حکایت میکند."

 متاسفانه از هر نگاه. 

13"بیان اینکه طالبان با القاعده رابطه خود را قطع نکرده و یا اینکه ایمان الظواهری به مال هبت هللا بیعت خود را تازه کرده است، این پیغام را با خود دارد که توطئه بزرگی بر ضد سرتنبگی و انعطاف ناپذیری طالبان درراه است."

  زمانی چنین موضوع   در اخبار بر آمد ، فهمید ه می شد که چی فکر ها در عقب در جریان است   که امید است رهبری امارات اسلامی این موضوع را بسیار جدی گرفته و مخصوصاٌ انتقاد محترم عباس استانیکزی را، تا کشور دو باره در یک هرج و مرج بی مورد مواجعه نگردد. 

14-"زمینه این توطئه را تعداد معدودی از منسوبین تحریک طالبان که تعبیر رادیکال گروهی خود را از اسلام بالای   دیگران تحمیل مینمایند، مساعد ساخته اند. "

 امید است  که  متوجه این موضوع گردند. 

15-" قراین نشان میدهد که روی زمینه مساعد اشتباهات طالبان فصل نوی از بحران در آستانه باز شدن است. چانس بدست آمده فعلی صلح و امنیت در حال از دست رفتن است. "

فکر میکنم که شما در اینجا دقیق روانشناسی سیاسی جهان را به صورت درست اظهار نموده و اینکه ایا این نوشته شما تا کجا خواهد رسید به خدا معلوم. 

16-"با تأسف که طی چهار دهه مردم افغانستان بی آنکه قصوری داشته باشند، کفاره اشتباهات و گناهان زمامداران لجوج، خودخواه و جاه طلب را پرداخته اند.  "

دقیق، امید است  گذر دنیا ما را بیاموزاند و در خواب مست قدرت همه را با خود غرق نکنیم.

در این چمن نفسی می کشیم و می گذریم

گمان مبر به کمانخانه آرمیدن تیر

بیدل

  
02.06.2022ویانا
دا د آی اس آی له خوا تربیه شوی وحشیان ( چی ځانونه طالبان نوموی اودا لقب د امریکا او انګلیس له خوا په جهان کښی ددوی لپاره خپور شوۍ دی ) د امریکا له خوا دوهم ځل لپاره د امریکا او پنجابی پاکستان پلیتو پلانو عملی کولو لپاره کابل ته راوستل شوی دی او ددوی حمائی لپاره ملی خائینین کرزۍ او عبدالله عبدالله ( مؤقتی هندوستان ته تللۍ اما دوباره کابل ته تلوونکۍ دی ) د سی آی اي له خوا کابل کښی باید واوسی ، ددی وحشیانو په وسیله غوښتل کیږی چی افغان ملت تام بی سواده پاتی شی او هم پلانیز د غربت سره مخامخ شی ، دا قدیانی وحشیان د اسلام مبارک دین او افغان ملت دوښمنان دی !!!

 په ۱۹۹۵ کال کښی د خائینو قاتلو تربیه شوو تنظیمونو څخه د سلاحګانو جمع کولو پلان تخریب لپاره دا منافقین سی آی اي او آی اس آی له خوا کابل ته داخل کړۍ شول او د سلاحګانو پروګرام ئی سبوتاج کړ او لږ څه وروسته دا تربیه شوی غلامان د پلان سره سم دوباره پنجابی پاکستان ته ولیږل شول ، داسی پلانیز بدلونونه به وروسته هم رامینځ ته شی ، د اجنبیو دا خائین او پلیت پلانونو شنډ کولو لپاره باید افغانانی او افغانان متحد راپورته شی !!!!!


  
02.06.2022کابلhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/Germany.png
 

سلام هموطنان گرامی،

اینک توجه شما را به مسابقۀ فوتبال افغانستان در مقابل ویتنام جلب میکنم، با سرود ملی دوران کرزی. اگر از حق نگذریم چیزیکه از دوران کرزی صائب ماندگار  خواهد ماند، همین سرود ملی ما شاید باشد که واقعاً یک کمپوز عالی است.

تشکر بسم الله جان

کابل

  
02.06.2022امریکاhttp://www.arianafghanistan.com/FotoGallary/CountryIcons/USA.png
پنج دهه جنګ و بی ثباتی درافغانستان، صلح در دام رقابتهای امریکا

تحریکات دشمنانه راسیزم ایتنیکی و راسیزم مذهبی درافغانستان بحیث مهم ترین وسایل بی ثباتی و ادامه جنگ بدست دشمنان خارجی کشور و مزدران داخلی شان قرار دارد.    
سیاست دوګانه ایالات متحده امریکا درقبال افغانستان زمینه ساز بحران ادامه جنګ و خونریزی درکشوراست. باوجود تماسهای دیپلوماتهای امریکایی و اتحادیه اروپا با گروهی طالبان، هنوزهم دربین طرفین در دوحه جریان دارد، امریکایها و متحدین ایشان برخلاف تعهدات واظهارات مکرر مقامات خویش ګفته بودند، که با مخالفین دولت درافغانستان هیچنوع کمک نمی کنند، مګر اکنون دیپلوماتهای امریکایی و اتحادیه اروپا آن تعهد خود را زیرپا کردند، سرګرم انسجام مخالفین طالبان برای دور جدید جنګ و انتقال سیاسی درافغانستان هستند. افغانستان کنونی بحیث لابراتوار امریکا و متحدین شده است.

سفرهای اخیر تام ویست نماینده خاص امریکا واقعأ در امور ادامه جنگ و خونریزی در افغانستان، در دیدارها با عبدالله عبدالله در دهلی، ملاقات با مفسدین شورای فراریان دولت گذشته درانقره ترکیه، متعاقبأ سفر به دوشنبه درتاجکستان، دیدار با "مقاومت" سردسته پنجشیر و بخش باقمانده مفسدین دولت گذشته در تاجکستان، خود ثبوت قطعی بدون چون وچرا مجموعه توطیه های امریکا ومتحدین آن علیه مردم بیدفاع افغانستان است.
مردم بیدفاع افغانستان با طالبان افراطی ومخالفین مفسد آنان هیچوقت قرارداد بقدرت رسانیدن را امضا نکرده اند، این امریکایهاست ومتحدین آن بکمک دشمنان افغانستان بودند، که در طی در سه دهه درکشورما، با طالبان ومخالفین آنان قراردادهای بقدرت رسیدن را امضا کردند، هرکدام آنانرا دوبار بقدرت رسانیدند، این دو ګروه بیشرم را مانند گردش دایره شیطان هم مقرر و هم برطرف میکنند. درطی پنج دهه گذشته توطیه های دشمنان داخلی و خارجی افغانستان علیه مردم  بیدفاع کشور نهایت وسیع است، فقط با چهار درس تلخ سه دهه اخیر درمورد بازیگران داخلی آن که تاهنوزهم بحیث مهره های اساسی جنگ بکمک امریکا درهردو طرف صحنه جنگ کشور در سنگر فعال هستند مختصر اشاره نمایم. 

۱-  ورود تنظیمهای "جهادی"در ۲۸ اپریل ۱۹۹۲ میلادی
درسال  ۱۹۸۸ میلادی بعد از امضای قرارداد صلح ژنیو دربین پاکستان–افغانستان با تظمین امریکا و شوروی تحت سرپرستی سازمان ملل متحد، قوای نظامی شوروی طی سالهای ۱۹۸۹ و ۱۹۹۰ میلادی از افغانستان خارج شدند، بهانه ادامه جنګ امریکا و ګشورهای غربی، عربستان سعودی، پاکستان و ایران درافغانستان برطرف ګردیده بود.   

مجادین و مسلمان واقعی افغانستان چون بزرگ مرد قومی شخصیت معظم وطندوست و واراسته الحاج محمد نعیم خان ایوبی با خروج قوای شوروی از کشو ادامه جنگ برادرکشی درافغانستان را حرام و مردود شمردند. درافغانستان زمینه کامل صلح وثبات پایدار با توقف جنگ درکشور عملأ میسر شده بود. مگر رهبران تنظیمهای "جهادی" وابسته با استخبارات یکجا دشمنان افغانستان، حکومت مسلم لیگ نواز شریف پاکستان، خاندان امیر فیصل  عربستان سعودی، امام خمینی ایرانی مشترکأ با کشورهای غربی بشمول ایالات متحده امریکا طرح صلح سازمان ملل را درعمل ناکام ساختند. همه بازیگران حتی کشورهای غیراسلامی کمک کنندگان جنگ با تنظیمهای "جهادی" نیز پایهای خود را در یک موزه کردند صلح را درافغانستان نماندند، ما حکومت "اسلامی" "مجاهدین" را میخواهیم.
 حکومت عبوری بیطرف پلان صلح سازمان ملل متحد را قبول نکردند، علیه پلان صلح همانند سقوط حکومت اشرف غنی کودتا نمودند. درحالیکه قوایمسلح فاتح افغانستان که درجنگ جلاآباد اردو پاکستان را در میدان محاربه شجاعانه شکست داده بودند، ماه ها قبل برای تمام جزوتامها قوایمسلح کشور برای انتقال مسالمت امیز قدرت با حکومت جدید مصالحه ملی دستور اوربند قطعی داده شده بود. کوچکترین مقاومت دربرابر آمدن تنظیمهای "جهادی" مانند أمدن طالبان وجود نداشت. تنظیمهای "جهادی" در روز ۲۸ ماه اپریل ۱۹۹۲ میلادی با مجرد ورود در کابل، درحالیکه مردم مظلوم افغانستان منتظر مرحم گذاشتن بر زخم های جنگ بودند، رهبران تنظیمهای"جهادی" بدستور دشمنان میهن ما قوایمسلح مجهز جنگی کشور را لغو کردند. رهبران تنظیمهای"جهادی" در میدان خشک و خالی بر سر قدرت و چوکی چنان محشر جنگ، هرج ومرج را درافغانستان آغازکردند، مردم  بیدفاع کشور بی تنظیم و بی حزب را در کشور دچار جنگ خونین، دود وباروت کردند. مردم مظلوم میهن حتی فرصت دفن کردن شهدای خود را هم نمی یافتند، مردم مجبور بودند تا از ثمره "جهاد" رهبران تنظیمهای"جهادی" مرده ها را در داخل حویلهای خود دفن کنند.  
    
دشمنان داخلی و بیرونی افغانستان اصطلاح "جهاد اسلامی" و کلمه "مجاهد"را بحیث بهانه ادامه جنگ علیه مردم بکار می بردند. صرف نظر ازچهره های اشخاص و جنگیها درمیدان جنگهای نیابتی درهمان وقت بازهم مانند اکنون با هدایت دشمنان مردم افغانستان، ترکیب قاعده آنان از تنظیمهای "جهادی" ساخت بیگانگان با اجنداهای متخاصم دو دسته مدعی قدرت سیاسی یگانه در کشور می شوند. رهبران تنظیمهای"جهادی"، برسر تصرف تخت و تاج خونینترین وحشترین جنگها را درکشور برپا نمودند، در نتیجه توطیها و جنگهای نیابتی دشمنان میهن هزاران هموطن بیگناه افغان را بیرحمانه کشتند، کشور زیبای افغانها را ویران نمودند، عمرانات کشور را با توده های خاکستر تبدیل کردند.

الف: در یکطرف جبهه جنگ نیابتی حزب "اسلامی" گلبدین حکمتیار بکمک پاکستان، عربستان سعودی و ایالات متحده امریکا قرار داشت.
ب: درطرف دیگر جبهه جنگ نیابتی مقابل تنظیم جمعیت "اسلامی" ، ملیشه گلمجم رشید دوستم با جنرالان مخالف حکومت داکتر نجیب الله، حزب "وحدت" پیروی خمینی، حلقه اسماعلیه دره کیان آغا خان انگلیس، بکمک روسیه، ایرن، ترکیه بازهم بازهم ایالات متحده امریکا در هردو طرف جنگ قرار داشتند.

ج: تداوم جنگهای نیابتی سالهای ۱۹۹۲-۱۹۹۴ میلادی در بین قوتهای جنگی حزب "اسلامی" گلبدین حکمتیار که بیشترین کمکهای پاکستان وعربستان سعودی را با خود داشتند، توسط جبهه جنگ نیابتی "اتحاد" شمال با اشتراک تنظیم جمعیت "اسلامی" ، برهیری برهان الدین ربانی و وهابیهای عبدالرب رسول سیاف، ملیشه گلمجم رشید دوستم با جنرالان مخالف حکومت داکتر نجیب الله، حزب "وحدت" پیروی خط امام خمینی ایران، حلقه اسماعلیه دره کیان آغا خان انگلیس، با کمکهای روسیه، ایرن، ترکیه و ایالات متحده امریکا را باخود داشتند گلبدین حکمتیار شکست خورد. با شکست گلبدین حکمتیار پاکستانیها و حمایتگران خارجی شان درسدد چاره دیگری شدند.
 
۲- درسال ۱۹۹۴ میلادی پاکستان، عربستان سعودی، امریکا و انگلیسها بعداز شکست قوتهای حزب "اسلامی" گلبدین حکمتیار طرح نقشه جدیدی را از میان افراد تنظیم مول وی محمد نبی محمدی و تنظیم مولوی یونس خالص که هردو حلقه افرطی روابط تنگاتنگ با استخبارات نظامی پاکستان و عربستان داشتند، گروهی افراطی طالبان را ایجاد نمودند.     حکومت بنظیر بوتو بعد از آموزش تعلیمات جنگهای "خدا" شاگردان مدارس پاکستانی که بمنظور ادامه جنگ در افغانستان تربیه شده بودند، نخستین گروپ   گروهی طالبان را درسال ۱۹۹۵ میلادی با معیت نصرالله بابر وزیر داخله پاکستان وارد ولایت قندهار افغانستان ساختند. استخبارات نظامی پاکستان، عربستان و امریکا برای دور کردن درد سر خویش اعراب بی سرنوشت بشمول اسامه بن الدن که درجنگ با شورویها در پهلوی تنظیمهای "جهادی" استخدام نموده بودند با طالبان یکجا کردند.امریکائیها درایجاد گروهی طالبان بکمک پاکستان و عربستان سعودی نقش برجسته داشته،  درماه سپتمبر ۱۹۹۶ میلادی حکومت مخالفین طالبان را برطرف نمود، درعوض طالبان را بکمک مستقیم پاکستان بقدرت رسانیدند.

۳- امریکائیها و ناتو با حملات قوای نظامی در دستمبر ۲۰۰۱ میلادی حکومت طالبان را سرنگون ساخت، درعوض در کنفرانس بن المان فدرال مخالفین طالبان را بقدرت رسانید. بیست سال تمام با حضور نظامی ومالی خویش فاسدترین دولت در جهان را حمایت کرد.

۴-  امریکائیها درغیاب "دولت" افغانستان که خود آن دولت را ابجاد کرده لودند، بیست تمام سال با بیلیونها مصرف دالر آنرا حمایت مالی ونظامی می نمودند، درسال ۲۰۱۸ میلادی با وساطت پاکستان و اعراب مذاکرات مستقیم خود را در دوحه با طالبان آغاز در اخرین روز ماه فبروری سال ۲۰۲۰ میلادی توافقنامه با طالبان امضا کردند. در جریان خروج قوای نظامی امریکا-ناتو از افغانستان دولت،  قوتهای مسلح پوشالی را که ساخته بودند قبل اتمام خروج ایشان بدون کوچکترین مقاومت از هم پاشید.

بدتری درس که در روز سیاه پانزدهم ماه اگست ۲۰۲۱ میلادی درعمق مورال معنوی سقوط نظام دولتی افغانستان با داشتن قوایمسلح سیصدوپنجاهزار نفری در برابر چند صد طالب موترسیکل سوار با کلاشینکوف های زنگزده بوقوع پیوسته، گرچه سقوط حتمی چنین نظام بدون خونریزی صورت گرفته است، مگر چنین سقوط بحیث لکه ننگ درپشانی اردو کشور که درطول تاریخ پرافتخار میهن ما بحیث مدافع تمامیت ارضی و نوامیس ملی در کشور بودند، برای یونیفورم پوشان نظامی افغانستان شرم تاریخ باقی مانده است. 
   
مردم بیدفاع افغانستان میدانند که هیچگاهی صلح و ثبات درافغانستان توسط دشمنان صلح، غاراتگران و افراطیون "مذهبی" بدست نمی آید. دور جدید کارزار تداوم جنگ و خونریزی درطی سه دهه اخیر دشمنان معلوم الحال درافغانستان ابر قدرتها بصورت اخص ایالات متحده امریکا بحیث معمار تداوم جنگ با متحدین خویش برای بدست آوردن اهداف شوم شان بکمک همین حلقات مفسد بنام "دین" و "مذهب"، چپاوگران اموال بیت التمال و داریهای مردم افغانستان آغاز کردند. دشمنان افغانستان با وجود آنکه  افغانستان را کاملأ ویرانی کردند ، میلیونها افغان را کشتند، حقوق بشر خاصتأ حقوق زانان پایمال نمودن حقوق بشر، رد حقوق قانونی، اتباع، سرانجام هزاران جنایت مختلف را بکمک دشمنان بهمکاری مستقیم امریکائیان جنگ را در افغانستان تاحال ادامه میدهند.

صلح وثبات نیاز مبرم مردم و قرنیان واقعی جنگ درافغانستان است. بدون شک حقایق ادامه جنگ در افغانستان کاملأ روشن است. صلح وثبات درافغانستان نیاز طالبان نیست، همچنان صلح وثبات درافغانستان نیاز صف آرایی "مقاومت"مفسدین که توسط استخبارات بیگانه، در اسلام آباد، دهلی، انقره، دوشنبه، تهران، ریاض، دوحه، لندن، پاریس، واشنگتن برای هیاهوی"مقاومت" در مغاره های کوه های دره پنجشیر و در دره اندراب، تخار و کوه های بدخشان در سرحد با تاجکستان سازماندهی گردیده اند نمی باشند.
  
01.06.2022سویس

​محترمین گرامی، ازینکه نظرم را که مستند است و در پورتال آریانا آنلین به نشر سپردید، با ضمیمهٔ یک لینک تحقیقی، ممنون تان. گلوونه

  
01.06.2022سویس
و بلی کسانی که برای ارزش های مردم و حفظ آن در خدمت میباشند یا کشته میشوند و یا بدنام، تاپه زده میشوند تحت نامهای دیوانه و مریض و مالک قوه های شیطانی و یا شیشک و غیره که همه را کلیسای روم در ۹۰۰ سال گذشته عملی و تا اعدام و سر بریدن و به آتش زدن را بر پنجاه هزار زن و مرد بیگناه عملی ساخته است، مستند و هم سنگسار!
 
«فرخنده های بیگناه قربانی جنایات بشری» که مسأله انا گیولدی سویسی در آن شامل است و در مورد در آرشیف مستند نوشته ام، بعد از ۲۲۰ سال تحقیقات یک بار دیگر آنرا «جنایت قضا» نام دادند. در غیر که کشته نتوانستند، ایشانرا توسط دونترین افراد بدنام کردند.
 
«بوخرر دیچی» یک سویسی که از سالهای ۱۹۶۶ به بعد به افغانستان با خانم خود سفر میکرد و از افغانستان به تاجکستان به شکل دزدی یا مسطور میرفت که در سال ۱۹۷۱ از وی در کابل بعد شکایت یک قاضی مرافعهٔ شهر برن سویس در موردش از وی جدی پرسیدم که تو بعد از بدخشان رفتن که سه روز با زنت مفقود بودی، کجا رفته بودی که بدون جواب از صحنه گریخت. بعد در سویس به نام افغانستان شناس مشهور و با هیٔت های مختلف به افغانستان میرفت و چون برهم زدن پلان صلح ملل متحد با داکتر نجیب از طرف وکیل که قبلا نوشته ام و وی هم عضو هیأت بود، دریافتم که چندین سال وکیل به او داده و  بسته بسته کتب قدیم افغانستان را بیرون میکرد و در نزدیکی شهر بازل سویس به نام «افغانیکا بیبلیوتیکا» ساخته بود که صد ها کتب قدیم را در آنجاه در سال ۱۹۸۱ دیده بودم.
 
در زمانی که سویس مرا در لست تروریستان در سال ۲۰۰۱ داده بود و  همشکلم را که سویس تهیه نموده بود و مامای تاج محمد خان ایوبی مشاور آقای کرزی میشود، به امریکا نوشتم بر علاوهٔ سخنان پست والی ولایت زیوریخ سویس در سال ۱۹۶۵ که افغانها آدم نیستند و حیوانند، من شدید عکس العمل نشان داده بودم و سر به این جنایت کاران غلام کلیسای روم پایین نکرده بودم،‌ برای شان تروریست تاپه زده شده بودم، که تمام جریان و دزدی کتب را توسط بوخرر به خاطر خبر بودن جنایات شان رد نمودم و در یک شب در ۲۳ یا ۲۴ صفحه نوشته و با پرداخت ۳۵ فرانک به د.اچ.ال. شب در میان به امریکا فرستادم. که دو روز بعدش وزیر عدلیهٔ امریکا آقای اشکرافت از سی. ان. ان. به تاریخ ۲۳ نومبر ۲۰۰۱ اعلامیه صادر کرد که «لست تروریستان تغییر کرد،‌ در افغانستان افراد مشابه زیاد اند و کسانیکه دارایی های افغانستان را و کتب قدیمه را بیرون کشیده اند به افغانستان مسترد نمایند» در تلویزیون زیوریخ سویس در خبر های ۷:۳۰ شام نشان دادند که شخص بوخرر کتب را داخل کارتون ها میکند که به افغانستان بفرستد. هر کسی خواسته باشد به تلویزیون سویس و سی ان ان مراجعه کند و تیپ گفتار همان تاریخ را در خواست نماید.
 
بلی کسانی که حامی شرف و ناموس وطن خود میشود و با دزدان سر جوال را نمیگیرند، یا کشته و یا از طریق دون صفتان بدنام و منزوی میگردند. ملیونها سند و شواهد مردم بی گناه درج اند.
1 - 100بعدی


  
  
  
  
  
03.05.2022آریانا افغانستان آنلاینپیام های تسلیت نسبت وفات ولی احمد نوریباز کنید
29
01.01.2022آریانا افغانستان آنلایننظر شما در مورد مطالب نشر شده (الی آپریل سال ۲۰۲۲)باز کنید
765
30.11.2021آریانا افغانستان آنلاینپیام های تسلیت نسبت وفات استاد محمد اسحاق نگارگرباز کنید
16
24.01.2021آریانا افغانستان آنلایننظر شما در مورد مطالب نشر شده (سال ۲۰۲۱) باز کنید
1.751
22.12.2020حامد نویدتخطی سازمان جهانی یونسکوباز کنید
22
07.06.2020عارف عباسیصرف یک پیشنهاد است!باز کنید
29
21.02.2019نور احمد خالدیخطوط اساسی یک صلح پایدار در افغانستانباز کنید
13
11.02.2019محمد اکبر یوسفیمتن کامل سخنرانی طالبان در اجلاس مسکوباز کنید
30
29.01.2019عارف عباسیملاحظاتی چند، پیرامون مذاکرات مقدماتی صلح!باز کنید
47
26.12.2018عارف عباسیدونالت ترمپ سپاه خویش را از افغانستان بیرون میکندباز کنید
23
02.03.2018آریانا افغانستان آنلاینافغانستان سرزمین افغان هاستباز کنید
110
22.11.2017ف، هیرمندچرا لویه جرگه...؟؟باز کنید
20
28.08.2017حمید انوریشتر در خواب بیند پنبه دانهباز کنید
49
05.08.2017آریانا افغانستان آنلایننظر شما در مورد مطالب نشر شده (الی اخیر سال ۲۰۲۰)باز کنید
3.028
18.05.2017جلیل غنی هرویضرورت تجدید نظر بر خط دیورندباز کنید
12
20.01.2017سید هاشم سدیددلیل این تغییر چیست؟باز کنید
54
31.10.2016سراج وهاجتهاجم فرهنگی همسایه ها بر فرهنگ ملی افغانانباز کنید
58
23.05.2016ف، هیرمندایران و استفادۀ حربی از پناهجویان افغانباز کنید
5
12.04.2015جلیل غنی هرویمذاکرات بین افغانستان و پاکستان در کنفرانس قلب آسیاباز کنید
15