شماری از خانوادهها و نزدیکان قربانیان رویدادهای اخیر امنیتی میگویند که عزیزانشان در گورهای دستهجمعی به خاک سپرده شدهاند، اما آنان نمیدانند کدام قبر متعلق به کدام قربانی است.
نزاکت، باشندهٔ منطقهٔ گردی کَس ولسوالی بهسود ولایت ننگرهار است که ۱۷ عضو خانوادهاش در یک شب، در ۲۶ فبروری، بر اثر بمباران هوایی پاکستان کشته شدند.
وقتی به آنجا میروم، مردم میگویند این قبر فلانی است و آن یکی قبر دیگری؛ اما برایم معلوم نیست، چون همه را مردم دفن کردهاند.
«فقط یک دختر و یک برادرزادهام را در قبرهای جداگانه دفن کردند؛ آنها را هم مردم با بیل از زیر خاک بیرون آورده بودند. اما بقیه اجساد خیلی زیاد بودند و کسی توان رسیدگی نداشت، بعد با استفاده از ماشینآلات سنگین قبر های دستهجمعی را حفر کردند و مردم آنها را دفن کردند، من اصلاً نمیدانم هر کدام کجا دفن شدهاند.»
نزاکت به رادیو آزادی گفت که مردم و کارمندان دولتی همه اعضای کشتهشده خانوادهاش را درگورهای دستهجمعی به خاک سپردند و اکنون خانوادهاش نمیداند که عزیزان شان در کدام قبر دفن شده اند:
«وقتی به آنجا میروم، مردم میگویند این قبر فلانی است و آن یکی قبر دیگری؛ اما برایم معلوم نیست، چون همه را مردم دفن کردهاند. چهار نفر از خانوادهام هم بر اثر انفجار کاملاً متلاشی شدند؛ قبر دارند، اما فقط دست، پا و تکههایی از بدنشان پیدا شده بود. بعد من دور همه این قبرها یک کَتارهٔ بزرگ کشیدم.»
نزاکت میگوید این رویداد زندگی خانوادهاش را کاملاً دگرگون کرده و پسر ۱۹ سالهاش نیز هنوز به دلیل جراحات شدید نمیتواند بهدرستی راه برود یا بنشیند.
اما این تنها داستان خانواده نزاکت نیست، بلکه روایت دهها خانواده افغان دیگر نیز است.
در شب ۲۸ جون، منطقهٔ مندوخیل در ولسوالی څمکنی ولایت پکتیا نیز شاهد بمباران هوایی پاکستان بود؛ حملهای که پس از کشته شدن شمار زیادی از غیرنظامیان، منجر به ایجاد گورهای دستهجمعی شد.
فولاد خان، یکی از باشندگان این منطقه، به رادیو آزادی گفت که به دلیل غیرقابل شناسایی بودن بسیاری از اجساد و نبود امکانات آزمایش دیانای (DNA) یا دیگر امکانات عدلی، قربانیان در شرایطی در گورهای دستهجمعی دفن شدند که اعضای بدن آنان با یکدیگر مخلوط شده بود و قابل تشخیص نبود.
در قبرستان بالاتر از بازار مندوخیل برایشان یک گور دستهجمعی ساختند و همه را همانجا به خاک سپردند. بعضی از اجساد اصلاً قابل شناسایی نبودند و برخی دیگر قابل تشخیص بودند. ما خودمان یک قبر برای ۱۶ نفر کندیم.
او گفت: «در قبرستان بالاتر از بازار مندوخیل برایشان یک گور دستهجمعی ساختند و همه را همانجا به خاک سپردند. بعضی از اجساد اصلاً قابل شناسایی نبودند و برخی دیگر قابل تشخیص بودند. ما خودمان یک قبر برای ۱۶ نفر کندیم. بعضی از اجساد را در حالی دفن کردیم که اعضای بدنشان با هم مخلوط شده بود. معلوم نبود این پا متعلق به چه کسی است یا آن دست از کیست. اهالی فقط از طریق انگشترهای فرزندانشان توانستند بعضی از دستها را بشناسند؛ اما همه اعضای بدن را با هم جمع کردیم و به خاک سپردیم. مردم فقط همین قدر میدانند که در این قبر شاید سر عزیزشان باشد یا دست و پای او، و با همین موضوع خود را تسلی میدهند.»