سیدا، یک دختر جوان بیکار، به رادیو آزادی گفت که فشارهای اقتصادی و ناتوانی در پرداخت هزینههای زندگی، وضعیت روانی او را بهشدت آسیب زده است.
دروازه خوده سر خود بسته میکنم، میشینم. مریض هستم، نمیتوانم خود را تداوی کنم
"خیلی گوشهگیر شدیم، میایم همی دروازه خوده سر خود بسته میکنم، میشینم. مریض هستم، نمیتوانم خود را تداوی کنم. انسان که خرچ خانه را پوره نکند چی کند؟ ای چی زندگی است، بخدا چند بار دست به خودکشی زدیم."
سیدا در حالی از مشکلات اقتصادی و روانی ناشی از بیکاری سخن میگوید که زنان و دختران افغان با محدودیتهای بیشتری در زمینه آموزش و اشتغال روبهرو اند.
مقامهای طالبان پس از حاکمیت دوبارهشان در افغانستان، محدودیتهای گستردهای بر آموزش و کار زنان وضع کردهاند. بخش زنان سازمان ملل (یون ومن) میگوید این محدودیتها فرصتهای اقتصادی و آموزشی زنان افغان را بهشدت کاهش داده است.
بر اساس گزارش این نهاد، نزدیک به ۷۸ درصد زنان جوان افغان در گروه سنی ۱۸ تا ۲۹ سال، نه در حال آموزشاند، نه کار میکنند و نه در دورههای آموزشی حرفهای حضور دارند؛ در حالی که این رقم در میان مردان جوان حدود ۲۰ درصد است.
بخش زنان سازمان ملل (یون ومن) همچنان گفته است که محدودیتهای اعمالشده بر آموزش و اشتغال زنان، آنان را از فرصتهای اقتصادی و اجتماعی دور کرده است.
اما مشکلات ناشی از بیکاری تنها به زنان محدود نمیشود. برای بسیاری از جوانان افغان، نداشتن درآمد به عاملی برای فاصله گرفتن از خانواده و دوستان و افزایش فشارهای روحی تبدیل شده است.
نعیم به رادیو آزادی گفت که بیکاری روابط او با خانواده و دوستانش را نیز تغییر داده و باعث شده است احساس انزوا و پرخاشگری کند.
پرخاشگر شدیم. اگر کسی گپ خوب هم برم بزند، سرم خوش نمیخورد
"اگر خواهر است، مادر، پدر یا برادر، گپ ما را اهمیت نمیدهند به خاطر بیکاری. با دوستهای خود گشته نمیتوانیم؛ آنها موتر دارند، پول دارند. حال چون ما بیکار هستیم، پول نداریم، همرای ما مثل قبل رویه نمیکنند… حال ایقدر تحت مشکل روانی هستم، پرخاشگر شدیم. اگر کسی گپ خوب هم برم بزند، سرم خوش نمیخورد."
در کنار فشار اقتصادی، نبود فرصت کاری برای جوانان تحصیلکرده نیز به یکی از عوامل ناامیدی آنان تبدیل شده است. برخی از آنان میگویند پس از سالها تحصیل و کسب تجربه کاری، اکنون چشمانداز روشنی برای آینده خود نمیبینند.