تاریخ امروز:
جدیدبرای باز کردن فهرست (پنجرۀ جدید) SHIFT+ENTER را استعمال نمایید.فهرست باز
اعمالبرای باز کردن فهرست (پنجرۀ جدید) SHIFT+ENTER را استعمال نمایید.فهرست باز
   
نما:  تمام عناصربرای باز کردن فهرست (پنجرۀ جدید) SHIFT+ENTER را استعمال نمایید.فهرست باز
  
  
  
  
محمد داؤد مومندجدید06.07.2022متحده ایالاتhttp://www.arianafghanistan.com/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

​استناد بر گفتار ببرک کارمل و به قول مردم  ببرک کارغل

ښاغلی داکتر صاحب احسان خان لمر، در یک نوشته جدید خود عنوانی شاغلی جهانی، به ارتباط عدم موجودیت مرامنامه و اسناد مکتوبه حرکت مشروطه خواهان، به اختناق سیاسی در دوران سلطنت اشاره نموده  و طور مثال گفتار ببرک را در تالار ولسی جرګه  چنین مورد استناد قرار داده مینویسند: (کارمل (ببرک کارمل-مومند) وکیل شهر کابل (وکیل یک حوزه شهر کابل، نه تمام مردم کابل-مومند) از مشروطه خواهان اول ....نقل قولی نمود که  اعتراضات شدید ..... بعمل آمد و ..نظم بر هم خورد...)

طبق معمول و مرسوم، استناد به ګفتار و سخنانی کسانی به عمل میآید، که در جامعه صاحب یک وزن قابل قدر سیاسی، اجتماعی و علمی باشد، مانند مرحومان، شهید میوندوال، استاد پژواک، شهید محمد موسی شفیق، نجیب الله خان توروایانا،  استاد ابراهیم  صفا و غیره، نه بر ګفتار کسانیکه، تاریخ کشور بر ایشان لعنت میفرستد مانند ببرک، احمد شاه مسعود کولابی، ارشد الشیاطین بحران الدین ربانی، ګل بیدین حکمت عار، ملعون سیاف، دوستم جنایتکار وغیره. 

از اتکاء ښاغلی داکتر صاحب لمر، بر ګفتار ببرک کارل، انتباهات ذیل در ذهن تداعی میکند:

یک- جایګاه و مقام خاص (کارغل) در نظر ښاغلی لمر به حیث یک مبارز بزرګ ملی. 

دو- توجیه اینکه ببرک کارغل از  هم فکران و حامیان حرکت مشروطه خواهان بود. 

 سه- ببرک کارغل یک مبازر و آدم متهوری بوده که در دوره اختناق و استبداد خاندانی، به نقل قولی از مشروطه خواهان و عثمان خان پروانی پرداخت.

به نظر نګارنده این سطور عکس العمل متذکره وکلاء علیه قوله کشی ببرک در حقیقت، نفرت و انزجار عمیق شان نسبت به ببرک کارغل به حیث یک شخص ملحد و بی خداست، مردم افغانستان از حزب خلق و پرچم و رهبران شان مانند ببرک کارغل به مثابه ایادی دولت شوروی و عناصر بی دین و ضد معتقدات اسلامی نفرت داشتند، روی همین دلیل بود که یک عده وکلاء در تالار ولسی جرګه ببرک کارغل را لت و کوبی سختی دادند.

اګر به فرض محال ببرک کارغل صدای (الله و اکبر) را در تالار ولسی جرګه بلند میکرد، وکلای ولسی جرګه په پیروی از ببرک نعره های (الله و اکبر) را بلند میکردند؟

این خیال است و محال است و جنون

اکنون مطالب و امثلۀ  را به ارتباط استبداد در آن دوره به عرض میرسانم؛ پاد شاه افغانستان، جنت مکان اعلیحضرت محمد ظاهر شاه، دو ترورست معروف کشور، سید اسمعیل بلخی و قوماندان نمک حرام، خواجه نعیم را که پلان ترور کردن پاد شاه  و صدر اعظم وقت شاه محمود خان غازی را در نظر داشتند، نه تنها اعدام نکرد بلکه در دوره دهه دیمکراسی ایشان را نزد خود پذیرفت و مورد تفقد قرار داد،

سید اسمعیل بلخی بعد از آن، هر سال در قصر ګلخانه ، به مناسبت میلاد النبی بیانیه میداد.

هم چنان در روز های ګرفتن رأی اعتماد سردار نوراحمد اعتمادی، وکیل کدام حوضه شهر هرات که تخلصش به احتمال قوی (رحمتیان) بود نظام شاهی و سلطنتی افغانستان را  تحت زعامت اعلیحضرت محمد ظاهرشاه نورالله و مرقده، (نظام فرسوده) قلمداد کرد، که نه سردار عبدالرشید و نه دوست پارلمانی، مرحوم شاغاسی رحیم خان پنجشیری بر وی اعتراض کرد و نه جریان مجلس مختل شد.

اینکه در وقت وزارت معارف سردار نعیم خان کتب و متون درسی دوره امانی حریق شد و یا هم  اینکه در نتیجه غل و زنجیر کشیدن ذوات انقلابی و مخالف نظام، عامل فقدان و یا مانع نشر آثار مکتوبه مشروطه خواهان اول شده باشد، با در نظر داشت فقدان مرامنامه در کتاب سید مسعود پوهنیار، که خود فرزند برومند میر سید قاسم خان، هم رزم و هم سنګر مولوی محمد سرور آصف، به حیث بنیان ګذاران جنبش مشروطیتبودند، دلیل مقنعی شمرده نمیشود.

استبداد امیر عبدالرحمن خان و غازی نادر خان، بقاء کشور را تضمین نمود.

دیمکراسی صادراتی جهان غرب و منصوب ساختن حامد کرزی بچه خوانده جورج بش یا بوش، به حیث مشر دولت در کشور، تباهی افغانستان را ممهور ساخت.

استبداد نادر خانی، ملیون بار، بهتر از بی ناموسی های بچه سقو و جرنیلان و کرنیلان خود مختارش بود.

مردم با ناموس کشور، استبداد را نسبت به بی ناموسی ترجیح میدهند.

با عرض حرمت

محمد داؤد مومند05.07.2022متحده ایالاتhttp://www.arianafghanistan.com/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

​ارجمند، دپلوم انجنیر صاحب قیس جان کبیر

بعد از عرض سلام مسنونه

من کاملاً مستشعرم که اصلاح اغلاط املایی و انشایی در مضامین سایت تان نه تنها وظیفه شما نیست بلکه عملاً ناممکن است.

تذکر اسم مبارک شما، در معروضه ام خدمت استاد معروفی، مبتنی بر جدی گرفتن اشتباه کلمه (قراء) درین سایت وزین، از جانب آن اخوی ارجمند بود.

هم چنان، باری جناب شما در یک ایمیل و تذکر دوستانه، عنوانی این قلم، استعمال کلمه (عقده کشایی) را نادرست تلقی فرموده و شکل درست کلمه را (عقده گشایی) سفارش فرمودید. این جانب که طبیعتاً آدم شکاکی هستم یا استم، موضوع را درین سایت عزیز به استحضار استاد معروفی رسانیدم و ایشان به نفع طرز تحریر من رأی داده و طرز نوشتن (عقده گشایی) را بدعت ایرانیان قلمداد فرمودند.  متکی بر سلسه تساند ثقافتی، این قلم  از طریق ایمیل به آن اخوی، طرز نادرست کلمه (اولاد ها) را خاطر نشان نمودم که باید (اولاد) نوشته میشد و در نتیجه شما نوشته خود را به ارتباط کلمه فوق الذکر اصلاح فرمودید.

قابل تذکر میدانم که این جانب هر نوع اعتراض و انتقاد و تصحیح یا تصحیحات دوستانه را  از جانب هرکسی و هر سایتی که باشد خیر مقدم میگویم و لی به هرنوع اعتراض و تصحیح خصمانه از جانب کسانیکه در زیر نقاب اختفاء هویت و شخصیت در تاریکی سنگ اندازی میکنند به دیده نفرت نگریسته، پا فشاری بر اشتباه محتمل خود را،مؤکد و مرجه میدانم. 

اخوی گرامی شاغلی کبیر!

گرچه معروفی عزیز با انشاء کلمات ترکیبی (توق و مزاق) به توضیح مفهوم کلمه (توق) پرداخته اند ولی اینجانب با درکی که از این کلمه دارم در قسمت شأن نزول این کلمه درک و توضیح خود را به عرض میرسانم، البته استاد سخن، معروفی گرامی در صورت لزوم به تصحیح آن خواهند پرداخات.

مردم مشرقی به شمول افغان ها و هم وطنان ماوراء خط تحملیلی و استعماری دیورند، بر خلاف باشندگان فهیم سمت کندهار بزرگ، کلمه (ټوکه) را قسماْ معرب ساخته و  (ټوقه ) تلفظ  میکنند، چون دری زبانان بصورت عموم و دری زبانان حومه جلال آباد و ولایت لغمان، قادر به تلفظ کلمه حرف (ټ) نیستند آن را به حرف (ت ) تلفظ میکنند، سر انجام دری زبانان سمت مشرقی کلمه درست (توکه) را، با حذف حرف (ه) در آخر، (توق) ساختند. امثله مماثلی نیز در مورد، قابل تعجب دانسته نمیشود، که میتوان این را اشکال اصطلاحی، کلمات مکتوبه داننست.

امیدوارم توضیحاتم در زمینه، قناعت شما را فراهم ساخته باشد.

ښه چاری، پر مخ دی ګلونه 

A. Halim Hakimi05.07.2022USAhttp://www.arianafghanistan.com/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

خلیل الله معروفی  04/07/2022

با "یاسین خواندن" کار ُملک ما ساخته نمیشود!!! طنزی از طنزهای روزگار.....و خدا کند، که "یاسین خواندن"ها و "قصیده پُخته کردن"ها و "دم و دعاء" ها و "تعویذبستن" ها و "شویست دادن" ها و " ُکف و ُچف و پُف و تُف"ها کار مملکت هردم شهید ما را سربراه بسازند!!! آمین یا رب العالمین!!!"

Finally, an excellent article with such a deep, broad and extensive analysis of current affairs in Afghanistan that the author has beautifully managed to fit an ocean of concept into a small lake. The last sentance quoted above, however, is mostly beyond the territory of the Mullahs, but the domain of so-called birth-right genetic superiors of Afghanistan who are the perminant enforcers of backwardness. Sadly a  few top notch intellectuals selfishly claiming the ownership too!!!

محمد داؤد مومند04.07.2022متحده ایالاتhttp://www.arianafghanistan.com/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

​دوست گرانقدر معروفی گرامی

بعد از عرض سلام و تمنیات نیک و ښه راغلاست.

امروز تصحیحات املایی تان را در مورد نارسایی های املایی مقاله شاغلی ملک ستیز که نمیدام با کیها در ستیزند و با کیها در صلح و صفاء، برایم دلچسپ و آموزنده بود، مرحبا و حبذا به صلاحیت مسلکی تان در موارد دستور زبان و فقه اللغه.

من یکی دوبار مصاحبه های شاغلی ستیز را  شنیده ام، بعضاً در گفتار خود اصطلاحات نادرست ایرانی ، مانند نشست و امثالهم را نیز بکار میبرند، یکی از دوستان برایم گفت که شاغلی ستیز رهبر یک شاخه منشعب شده یک جریان چپی است.

البته اشتباهات املایی مشکلی است که حتی نوسندگان چیره دست و دارای تألیفات متعدد نیز از آن ناحیه در امان نیستند ولی اشتباهات متعدد در یک مقله شخصی که هم داکتر است، هم سیاستمدار  و هم رهبر یک جریان سیاسی، قابل توجیه نیست.

بخاطر دارم  چند سال قبل یکی از بزرگواران درین سایت مهذب ،کلمه (قرا) را اشتباهاً به شکل (قراء) نوشتند و شاغلی دپلوم انجنیر صاحب قیس جان کبیر از آن (دندوره) ساخت، ولی طوریکه ملاحظه میگردد، انجنیر صاحب کبیر اغلاط املایی لاتعد و لا تحصی را در یک مضمون منتشره سایت خود نادیده میگیرد در حالیکه صاحب قاموس کبیر نیز میباشند. هم چنان استعمال کلمات و اصطلاحات ایرانی در مضامین منتشره آن سایت به دیده اغماض دیده میشود، یکی از اصطلاحات نهایت مبتذل و احمقانه ایرانی نام (موشک) برای (راکت) است که یک نویسنده سایت مذکور آن را در مقاله خود بکار برده است.

بکار بردن یک اصطلاح محلی (توق) در مقاله تان برایم خیلی جالب بود، من به این باورم که این اصطلاح شیرین میان دری زبانان جلال آبد و لغمان مروج است، زیرا این اصطلاح را در قطغن و هرات و کابل نشنیده ام، بهتر است که انجنیر صاحب کبیر، آن را در قاموس کبیر خود جای دهد.

به امید نوشته های بیشتر تنویری و آموزشی شما.

خدای مو مل سه

دوکتور غروال04.07.2022ویاناhttp://www.arianafghanistan.com/FotoGallary/CountryIcons/AT.png
د افغان ملت لوږیساتلو باندی دا خیټور نجسی ږیری عربستان ته د حج لپاره وړل شوی دی او دا خیټور نجسی ږیری بیا ددروغو فریبی اعلانونه کوی چی دا حج ته تللی کسان د افغانستان ټولو ولایتونو څخه دی !
اوس به دا فریبکاره قدیانی  خیټوری نجسی ږیری مکه معظمه هم چټله کړی !!!

افغان ملت ته دا ټوله بدبختی د خودخواه بی ځایه مغرور محمد داؤد خان له خوا د وطنفروشوکمونیستانو په کومک رامینځ ته شوی دی او ددی بدبختی پایان نامعلوم دی  ، خدای پاک دی دا ټول رنګا رنګ وطنفروشان ( کمونیستان ، تنظیمونه او طالبان ) تباه او برباد کړی ددی ورځی په انتظار !!!!!
خلیل الله معروفی04.07.2022 جرمنیhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

تبصره ای بر نوشتۀ داکتر صاحب "ملک ستیز"

با نام هموطن گرامیم، آقای داکتر "ملک ستیز"، از مدتی ست، که آشنا هستم و ایشان را از روی مصاحباتشان با سرشناسان و از تماشای کتابخانۀ مفشن و مطنطن ایشان، میشناسم. و نیز میدانم، که ایشان در سیاست و بالخاصه "سیاست بین المللی"، دستی و دسترسی دارند. نوشتۀ مختصر ایشان در صفحۀ امروز ــ ۴ جولای ۲۰۲۲ ــ پورتال پرآوازۀ "افغان جرمن آنلاین" از نظرم گذشت. بر خود متن مقالۀ شان تبصره نمیکنم، چون برداشت سیاسی هرکسی مربوط  به طرز فکر و اندوختۀ دانش و درکش از امور است. اما در نوشتۀ ایشان به چند اشتباه زبانی برخوردم، که با "املاء" سر و کار دارد؛ و این کاری نیست، که بر مشرب "هر سر و بُل خیال" بتوان استوارش ساخت!!! و آن چند نکته ازین قرارند:

ــ نام رهبر طالبان "هبةالله" است، که با املای دری/فارسی "هبت الله" نوشته میشود. "هبة" و یا "هبت" کلمۀ عربی و در معنای "هدیه" و یا "تحفه" است. پس "هبةالله" یا "هبت الله" به معنای "هدیۀ خداوندی" ست. داکتر صاحب محترم "ملک ستیز" مگر در تمام مقالۀ خود این نام را در هیئتِ "هیبت الله" مینگارند، که غلط محض و نوعی "برداشت عوامگرایانه" از این لغت میباشد!!!

ــ کلمۀ "طالب" و جمع دری/فارسیش، "طالبان"، آنقدر جلیّ و نمایان و خالی از تعقید و غلط فهمی ست، که حتی «کور هم میفهمد، که دلده شور است!!!». مگر داکتر صاحب "ملک ستیز" این کلمۀ مشهور و معلوم و مشهود را در هیئت "تالبان" مینگارند؛ گوئی از نگاه ایشان "طالب" را باید به صورت "تالب" بنگاریم!!!

ــ جناب داکتر صاحب "ملک ستیز" کلمۀ "طرفه گوئی" را به کار گرفته اند ولی از سیاق کلامشان معلوم است، که مرادشان از "طفره گوئی" ست. باید به عرض جنابشان برسد، که کلمات "طرفه" و "طفره" هردو لغات عربی و موجود و معلوم و مأنوس در زبانهای ما هستند، ولی با معانیِّ کاملاً متفاوت:

ــ "طرفه"(به ضم اول) به معنای "بکر و عجیب و خوشایند" است

ــ مگر "طفره"(به فتح اول) از نگاه صرف عربی "اسم مرّه" و به معنای "یک بار خیززدن" است، ولی از نگاه تداول لغوی میتواند در معنای "شیرغلت" و یا "تیر آمدن" استعمال" گردد!!!

از طرز خرام نوشتۀ داکتر صاحب "ملک ستیز" معلوم میشود، که مراد ایشان "طفره گوئی" میباشد؛ چون ترکیب "طرفه گوئی" اصلاً معنای معقولی را تمثیل کرده نمیتواند!!!

ــ کلمۀ "تزویز" همینطور و با حرف "زاء" نوشته میشود. مگر جناب داکتر "ملک ستیز" این کلمۀ مشهور را در هیئت "تذویر" مینگارند. به استحضار ایشان برسد، که کلمۀ عربی "تزویر" در معنای "فریب دادن" و "منافقت" و "ریاکاری" ست. در حالی، که در زبان عربی کلمه ای به شکل و هیئت "تذویر" هنوز زاده نشده است!!!

البته در نوشتۀ این وطندار بس گرامیِّ ما اشتباهات خُرد و ریزۀ دیگر نیز از نگاه "املاء" موجود است، که از پرداختن بدانها صرف نظر میکنم.

وطندار گرانقدرم، جناب داکتر صاحب "ملک ستیز"، به حیث یک انسان آگاه و فهیم و با معلومات وسیع، باید بدانند و از صمیم قلب درک کنند، که "سخن نغز"، هم "متن نغز" میخواهد و هم "قالب نغز" و پیراسته از اشتباهات!!!

درد دلی بود با وطندار ارجمندم جناب "ملک ستیز" و آرزومندم، که از "بی پرده گوئی"ِ من آزرده نشوند!!!

با محبت فراوان او په درناوی

(خلیل الله معروفی ــ جرمنی ــ ۴ جولای ۲۰۲۲)


احسان الله مایار03.07.2022ویرجینیاhttp://www.arianafghanistan.com/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

دوستان گرانقدر و محترمم جناب کلیوال، جناب بارز و جناب معروفی!

به اجازۀ شما باز هم همان نوشتۀ امتنانم را به دوستان با اضافه کردن جمله ای از نوشتۀ دوست دانشمندم جناب معروفی که مینویسند:... تمام "زندگی" در واقع در دو کلمه خلاصه میشود؛ "آمد و رفت" که یک واقعیت بوده و بدان باور دارم، به شما عزیزان بزرگوار نیز تکرار تقدیم میکنم.

همسرم مرحومه حفیظه در کندهار افغانستان، زمانیکه پدرش مرحوم امیرالدین شنسب فابریکۀ تولید برق باباولی را اعمار مینمود، به دنیا آمده و به افغان بودن و مسلمان زاد شدنش میبالید، لیک سرنوشتش چنان رقم زده شده یود که در دیار بیگانگان و دور از وطن و زادگاهش در ویرجینیا منزل ابدی خود را کسب کند. روانش شاد و جنت مکانش.

طوریکه در پیامم یاد نموده بودم مرحومه حفیظه با رهنمائی قران و تفسیر کابلی آن جهان و ماحول خودرا ترتیب و زندگی خودرا تزئین نموده بود و سعی مینمود به روشنی آن در زندگی رفتار نماید.

در یکی از یادداشت وی از بین تفسیر این آیه را دیدم که میگوید: "کسانیکه واقعاً پرهیزگارند از اظهار دعوی بزرگی و خوبی خود شرم میکنند و خوب می فهمند که هنوز هم گرفتار ضعف اند.( التغابن آیۀ 64)

مرحومه با درک عمیق این آیه خوش نداشت که خودرا در محیط زندگی خود مطرح کند و این رازی بود که مورد احترام و محبت اطرافیان خود قرار داشت.

خلیل الله معروفی03.07.2022 جرمنیhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

 اقتباس مطالب از وبسایتها

در جهان مطبوعات ــ چه کلاسیک و چه اینک انترنتی ــ اقتباس مطالب، یک عمل مُجاز، مشروع ، متداول و عام  است. این امر مانند "نقل قول از منابع مختلف" است، که در آثار مکتوب و مطبوع تمام عالم رائج میباشد. این عمل در واقع به نفع هردو جانب تمام میشود؛ هم به نفع وبسایت "اقتباس کننده" و هم به نفع وبسایت "اقتباس عنه". از همین خاطر هیچ ضرورت و ابرامی وجود ندارد، که وبسایت "اقتباس کننده" از وبسایت "اقتباس عنه" ابراز سپاس و امتنان بکند. در عمل بعضاً دیده میشود، که مثلاً وبسایتهای محترم و معزّزی چون "آریانا افغانستان آنلاین" و یا  "افغان جرمن آنلاین" در آخر مقاله و مطلب اقتباسیِّ خود، ابراز امتنان میکنند. مثال میدهم تا موضوع عملاً و کاملاً روشن گردد:

پورتال محترم "افغان جرمن آنلاین" یکی از مقالات منتشرۀ "روزنامۀ هشت صبح" را، که به قلم دپلومات سابق، آقای "داکتر داوود مرادیان" نوشته شده است، تحت عنوان «هدف دهلی نو از برقراری روابط حسنه با طالبان»، در صفحۀ اول جولای ۲۰۲۲ خود اقتباس کرده و در آخر مقاله این جمله را نوشته است:

«با سپاس از روزنامۀ هشت صبح»

اگر من متصدی یا "کدام کاره" ای در پورتال محترم "افغان جرمن آنلاین" میبودم، در عوض جملۀ نامتداول، نامأنوس و نامطبوعِ «با سپاس از روزنامۀ هشت صبح»، صاف و ساده مینوشتم:

«اقتباس از روزنامۀ هشت صبح» ــ  خیر و خلاص!!!

مشورتی بود، دوستانه، که امیدوارم مورد توجه همه وبسایتهای انترنتی قرار گیرد!!!

خلیل الله معروفی ــ جرمنی ــ صبح مردان و کلۀ ملاذان ۳ جولای ۲۰۲۲)


خلیل الله معروفی02.07.2022 جرمنیhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

 پیام تسلیت خدمت جناب "مایار صاحب بزرگوار"

نسبت گرفتاریهای بی حد و حصر شخصی زمینه ای پیدا نمیشد، تا از کمپیوتر خبر بگیرم. حدوداً ده روز از دنیا و مافیها بیخبر مانده بودم. اینک، که فرصت به اصطلاح "سرخاریدن" میسر گشته است، کمپیوتر را چالان کرده و یکسره و یک آن اولتر صفحۀ مناظرات وبسایت معزّز "آریانا افغانستان آنلاین" را باز کرده و نظرات ارائه شده را از نظر گذشتاندم. همین، که خبر المناک رحلت "اندیوال زندگانی" و همسر گرامی شما را خواندم، تا اعماق وجودم لرزیدم. اما چاره ای نیست؛ مردم فهیم المان همیشه میگویند، که:

  !!!Der Tod ist Teil des Lebens 

«مرگ جزءِ زندگی ست!!!»

 و این حقیقتی ست، که هرگز و به هیچ صورت نمیتوان نادیده اش گرفت. و من میگویم، که انسان همیشه با دو پدیده سر و کار دارد؛ یکی پدیدۀ "داد و گرفت" و دیگری پدیدۀ "آمد و رفت".

اصلاً فلسفۀ "زندگی و زندگانی" نیز بر همین دو پدیده استوار گشته است. انسان با خود و محیط و ماحول خود مُدام در "داد و گرفت" است. و از طرف دگر "آمدن" بدون "رفتن" معنائی ندارد. انسان ذاتاً به دنیا می آید تا پس برود!!! تمام "زندگی" در واقع در دو کلمه خلاصه میشود؛ "آمد و رفت"!!!

اگر "رفتن" نمیبود، "امدن" هم اصلاً مفهومی نمیداشت!!!

خواستم با این الفاظ آشفته و سرگردان، درد دل بکنم و به دوست و برادر عالیقدرم، جناب انجنیر صاحب "احسان الله مایار"، ابراز غمشریکی نمایم.

از بارگاهِ خداوند عالمیان در حالی، که برای شما و خانوادۀ جلیل و عزیز شما نسبت این ضایعۀ بزرگ و المناک، تسلیت گفته و برای همۀ تان صبر جمیل آرزو میکنم، برای آن مرحومۀ مغفورۀ متوفا ــ همسر گرامی و باوفای شما ــ مراتب جزیل اخروی استدعاء دارم؛

 خداوند بزرگ فردوس برین و جنات نعیم را مأوایشان بگرداناد!!!

آمین یا رب العالمین

خلیل الله معروفی ــ جرمنی ــ ساعت ۱۰ صبح دوم جولای ۲۰۲۲

محمد عارف عباسی02.07.2022کلیفورنیاhttp://www.arianafghanistan.com/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

جرگه، لویه یا کوچنی، نشست یا ایستاده پا، اجماع یا شورا، علما یا عوام، منتخب و یا منتصب، آن چه فعلاً در شهر کابل پایتخت افغانستان  جریان دارد ریخته شده در قالب تنگنای عقیدوی حکومت بر سر اقتدار است، و در آن خلاف شایعات گوناگون زنده جانی به نام آخند زاده ملا هیبت الله در مقام رهبری این تنظیم سخنرانی کرد، اگر حکومت سرپرست این اجماع را وسیله قرار داده به خواسته های مشروع و مدنی زن و مرد افغانستاان وقعی قائل شود و پهلوی مردمی خود را با آوردن اصلاحات لازم نشان دهد باز هم توقع بیشتری از این  جریان و با شناخت عمیق از فرهنگ و افکار، باور ها و سطح فهم و دانش اکثریت شان نمی رود. .

گلایه های دعوت نه شدن از چوتاران، قلدران و داره ماران چپاولگر مفسد بیست سال پیش در این اجلاس به نام سیاست گران و رهبران قوم بی حد اضافه خواهی دیده درایانه است، نامعقول و تعجب آور. یگانه امتنان از طالب عجالتاً رهایی گریبان ملت از چنگال این قماش است که اگر این اجماع برای عدالت خواهی پیشنهاد مؤاخذه و محکمۀ این قماش و ضبط جایداد منقول و غیر منقول و ذخایر بانکی شان را نماید. کدام سیاست گر ؟ همان هایی که این وطن را برای منافع خود و باداران شان به بربادی کشاندند..

البته عدم شرکت زنان در این اجماع مظهر بیگانگی این نظام به معرفت و اصول شریعت اسلام است..

حد اقل اگر این اجماع وسیلۀ باز کشایی مکاتب متوسطه و عالی دختران شده وانگیزۀ تجدید نظر برنوعیت حجاب و شرائط زندگی اجتماعی طبقۀ اناث گردد غنیمت است.

سوء استفاده ای خکمرانان هر دوره در پنجاه سال اخیر از لویه جرگه ها بحث مطول علیحده است


محمد نعیم بارز01.07.2022پاریس فرانسهhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/France.png

محترم انجنیر صاحب مایار سلام و عرض تسلیت!

کمی درک تان می کنم انسان دور از وطن با داشتن همه چیز به طفل یتیم و بی کسی میماند و در چنین وضع موجودیت یک همسر فهیم و مهربان که خوشبختانه نسیب شما شده بود، مسلما موجودیت شان تا حدودی از غم های دیگر تان می کاست و حال در نبود آن غم و رنج بیشتر را به دوش می کشید. در چنین وضعیت چه باید کرد؟

از دید من تنها پناه بردن به ادبیات و نوشتن است که می توان غم و رنج را به انرژی مثبت مبدل کرد و خوب است که شما در این عرصه همواره فعال بوده اید و چه بهتر که بخاطر دوست داشتن کشور و مردم خود بیشتر از پیشتر در این زمینه فعالتر شوید. 

با عرض احترام

نعیم بارز

محمد داؤد مومند01.07.2022متحده ایالاتhttp://www.arianafghanistan.com/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

​ملا محق افغان جرمنی چه در افشانی میکند؟

یکی دو سال قبل شخصی بنام محق، در سایت هتاک  افغان جرمن که شاغلی احسان خان لمر، به ناحق و خلاف واقعیت آن را سایت مردمی میداند، مانند سمارق  سبز کرد و  اداره  سایت مذکور فوراً او را یکی از ستارگان ثلاثه معرفی نمود و به قول مردم ما (خواجه صاحب بالا بنشین) نام و فوتوی او را در ردیف اول و نفر سوم  آرشیف نویسندگان بعد از عطایی صاحب و داکتر صاحب کاظم ، جای داد، و این در حالیست که سایت مذکور به مشرب دیکتاتوری نظام های یک حزبی، اسماء یک عده همکارانی را که از ابتدای  تأسیس افغان جرمن به السنه وطنی تحت قیادت و رهبری عملی جنت مکان نوری صاحب، از دل و جان همکاری نمودند، از سایت خارج و یا هم در کدام گاوصندوق مقفل نمودند، که این نه تنها یک عمل مردمی و مرسوم و معمول  مطبوعاتی نبود، بلکه به اعمال دیکتاتوری و ظالمانه همکاران سردار صاحب شباهت داشت.

باز هم به مقوله مردم خود استناد میکنم که :(نو آمد به بازار، کهنه شد دل آزار)  

ملا محق افغان جرمنی در  نوشته متشتت و پریشان خود، دو روز قبل به ارتباط مجلس مجوزه و دائر شده اسلامی امارت، به تفلسف معمول خود پرداخته و از قرداد اجتماعی روسو و یکی دو فلاسفه دیگر گپ میزند.

گویند از شتر یا اشتر پرسیدند که گردنت چرا کج است، اشتر جواب داد که کمی از شعورت کار بگیر که کجایم راست است که تو از کجی گردنم میپرسی؟

افغانستان و جامعه ما امروز به همان اشتر بیچاره ، که هیچ عضو بدنش راست نیست شباهت عام و تام و کلی دارد، ولی ملا محق با شنیدن چند جمله فلاسفه برای درمان درد های ناسور و التیام نا پذیر کشور  و جامعه ما، مانند اطباء یونانی از تخیلات قراردا اجتماعی، معجون معروف فلاسفه میسازد.

ملا محق افغان جرمنی مینویسد:« به اساس نظریه قرارداد اجتماعی، فرد به مثابه واحد اساسی در اجتماع از مساوات مطلق و حقوق یکسان با بقیه برخوردار است.» 

در جمله فوق کلمات (مساوات مطلق و حقوق یکسان) به جز، دیدن خواب پریشان چیزی دیگری نیست، مساوات مطلق ملا محق افغان جرمنی در هیچیک یک از ادوار تاریخ و در هیچ جامعه تحقق نپذیرفته و به جز یک حکم و فتوای جزمی و دگمی چیز دیگری شمرده نمیشود.

برخلاف ادعای ملا محق افغان جرمنی، روسو میگوید که فرد در فطرت خود آزاد و  بی آلایش  خلق گردیده و جامعه او را گمراه و ملوث میسازد.

روسو در جای دیگر به ارتباط دیمکراسی و عدالت سیاسی و اجتماعی میگوید که :« این برخلاف مقتضای طبیعت بشر است و آزادی و عدالت اجتماعی است که مطابق به اصل دیمکراسی اکثریت فرمان دهد و اقلیت فرمان برد، روسو علاوه میکند که متأسفانه برای رفع این نقیصه  عدالت اجتماعی، فورمولی بهتری نداریم.»

طوریکه فوقاً توضیح گردید، آنچه ملا محق ستاره افغان جرمن و به نظر نویسنده این سطور «کرمک شبتاب افغان جرمن» ادعا میکند، بی خبری از واقعیت های جامعه شناسی بوده، بنیان علمی و منطقی ندارد.

همین اکنون یک بیت فلسفی علامه داکتر اقبال به یادم آمد که به مثابه حسن ختام  به عرض برسد:

نه مختارم توان گفتن نه مجبور

چو خاک زنده ام در انقلابم

تذکر: آنچه از نظربات روسو تذکر دادم، مربوط میگردد به شست سال قبل، مفاهیم همان است که روسو گفته ولی جملات از من است

با عرض حرمت

 

دوکتور غروال30.06.2022ویانا

​خنځیر جاسوس هیبت خنځیرالله د خنځیرانو ستر لارښود دی او علاوه پردی غلام   قدیانی  هیبت خنځیرالله د خنځیرانو راشیدینو ستره بیلګه دی او په وحشی  خنځیرانو ددی ستر خنځیرالله اطاعت فرض دی  پدی باره کښی باید ددوی روزل شوو ( امریکا ، انګلیس او قدیانی پنجابی پاکستان  ) باندی فشار راوستۍ شی چی  دوی  دوباره اصلی قدیانی ټاټوبی ته واستول شی او هلته خنځیری قدیانی ارمانونه په ځای کړۍ شی او د افغانستان  خاوره  ددی خنځیرانو په وسیله نوره پلیته نشی !!!!!

سلطان جان کلیوال30.06.2022کاناډاhttp://www.arianafghanistan.com/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

​محترم ورور مایار صاحب. خورجانه دی الله جنت مکانه و ګرزوی، تاسو او ټولی درنې کورنۍ ته تسلیت عرض کوم او جمیل صبر درته غواړم.

 انا لله و انا الیه راجعون.

احسان الله مایار30.06.2022ویرجینیاhttp://www.arianafghanistan.com/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

دوستان گرانقدر ومحترمم جناب داود مومند، جناب انجنیر فرید، جناب الله محمد، جناب عدالباری جهانی، جناب پوهاند محمد بشیر دودیال و جناب ف. هیرمند!

همسرم مرحومه حفیظه در کندهار افغانستان، زمانیکه پدرش مرحوم امیرالدین شنسب فابریکۀ تولید برق باباولی را اعمار مینمود، به دنیا آمده و به افغان بودن و مسلمان زاد شدنش میبالید، لیک سرنوشتش چنان رقم زده شده یود که در دیار بیگانگان و دور از وطن و زادگاهش در ویرجینیا منزل ابدی خود را کسب کند. روانش شاد و جنت مکانش.

طوریکه در پیامم یاد نموده بودم مرحومه حفیظه با رهنمائی قران و تفسیر کابلی آن جهان و ماحول خودرا ترتیب و زندگی خودرا تزئین نموده بود و سعی مینمود به روشنی آن در زندگی رفتار نماید.

در یکی از یادداشت وی از بین تفسیر این آیه را دیدم که میگوید: "کسانیکه واقعاً پرهیزگارند از اظهار دعوی بزرگی و خوبی خود شرم میکنند و خوب می فهمند که هنوز هم گرفتار ضعف اند.( التغابن آیۀ 64)

مرحومه با درک عمیق این آیه خوش نداشت که خودرا در محیط زندگی خود مطرح کند و این رازی بود که مورد احترام و محبت اطرافیان خود قرار داشت.

با پذیرفتن کمبودی های که خود دارم از هر یک شما عزیزان و اظهار همدردی تان ممنون بوده و به نام خانواده ام دست محبت و برادری خودرا پیش نموده با سپاس عمیق فشرده تشکر میکنم. خدا نگهدار تان

محمد داؤد مومند25.06.2022متحده ایالاتhttp://www.arianafghanistan.com/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

​گرامی ام استاد جهانی

بعد از عرض سلام و تمنیات نیک

مایه مسرت است که جنابتان با وجود مصروفیت های پر بار تحقیقی و ادبی، تراوشات این خامه شکسته را از نظر تان میگذرانید.

در زبان درباری و معتبر و معزز دری، دو فردی مشعر بر این است:

خشت اول چون نهد معمار کج

تا سراپا میرود دیوار کج 

من به این باورم که سنگ انحراف تداخل احساسات کاذب و نقض اصل بیطرفی در موضوعات تاریخی و تحقیقی از طرف میر غلام محمد غبار گذاشته شده و دنباله روان غبار بر همان کنجاره نشخوار میزنند. شاغلی سیستانی مینویسد که جلد دوم تاریخ غبار بمنظور انتقام کشی از خاندان نادر خان نگاشته شده است. مطابق به نظر و استنتاج واقع بینانه مؤرخ سیستانی، پنجاه فیصد کتاب دو جلدی غبار  که عناصر چپی و ستمی از آن کتاب مقدس ساخته اند در حقیقت به اصطلاح انگریزی (گاربج) است.

هم چنان نظر غبار که در طول   1500 سال نام افغانستان خراسان بوده، امروز موجب یک افتراق بزرگ ملی گشته و مهاجرین افغان نمای کولابی و مجنون تأسیس یک دولت بنام «خراسان » در شمال کشور، عرایضی به بادران جهانی خود تقدیم میدارند که توسط طیاره های بی پیلوت و ب  52 و درون به این خواب و تخیل پریشان شان جامه عمل بپوشاند.

شما از غلام نبی خان چرخی، چوکره ستالین یاد آوری نموده اید، غبار در تاریخ خود راجع به کشتن موصوف توسط نادر خان بزرگ، به چنان افسانه پردازی پرداخته که یک متعلم صنف هفتم صداقت غبار را مورد سؤال قرار خواهد داد. غبار این جریان را طوری تحریر نموده که گویا غبار در همانجا با کمره و آلات ضبط صوت و ویدیو، حضور داشته است. احمقانی نیز وجود دارد که مانند ظلم کربلا توسط یزید بالای اولاده حضرت علی، به ضجه و گریه و ناله شروع میکنند که نادر خان چه آدم ظالمی بوده است که همچو وطنپرست بزرگی را به جهنم فرستاده است.

شما باید روایت کذایی غبار را در مورد مرحوم خان وردک در کتاب دو جلدی اش خوانده باشید، مرحوم خان وردک یک انسان عدیم الاهلیت بود و ضرورت به وصی داشت، ولی غبار با ساختن یک افسانه که باید آن را از زمره تراوشات امعاء غبار دانست، حکم انگلیس بودن نادر خان را صادر کرده است. بدتر اینکه یک آدم خود خواه ، بد بین و متعصب و غبار پرست، که مالک  یک سایت است و خود را عقل کل میداند، حتی بر این جیفه غبار مهر صحت گذاشته است، این قضاوت یک روشنفکر تاریک فکر جامعه منور ماست.

چند روز قبل ضمن مضمونی ابراز تعجب خود را برملاء ساختم که چگونه یک شخصیت اکادمیک مانند داکتر صاحب کاظم به روایت غبار به مثابه کشف رمز استناد نموده است، آن رمز هم روایت غبار است که زمانیکه بچه سقو چای فروش بعد از بندی گری خود در نتیجه دزدی پس به کشور برگشت در یکی از قرا، یک ملا به او گفت که زیر آن درخت چهار میل تفنگ و یک هزار رپیه است، آن را بردار و حکومت امان الله را سرنگون بساز. یعنی دولت معظم برتانیه برای سقوط رژیم امانی، یگانه قهرمانی را که برای این مأمول انتخاب نمود همانا بچه سقو چای فروش در بازار پیشاور بودو آنهم توسط چهار میل تفنگ و  یک هزار رپیه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

البته من احساس نیک شما را در مورد تحقیقاتی که در آن اصل مبارک بیطرفی به تمسخر گرفته میشود، درک میکنم ، ولی باز هم پیشنهاد میکنم در صورت امکان و داشتن وقت آن را از نظر تان بگذرانید.

با عرض تشکر و امتنان، کور ودان بچه برخوردار.

ارادتمند شما

ف، هیرمند25.06.2022فرانسهhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/France.png

​عالیقدر جناب احسان الله مایار گرامی!  

با تأسف از وفات المناک همسر تان مطلع شدم "انا لله و انا الیه راجعون" خداوند متعال مرحومه را غریق رحمت بفرماید و بهشت برین نصیب شان کند، میدانم که برای شما بزرگوار نبود همسفر زندگی تان خلای جبران ناپذیری خواهد بود، بالخصوص برای ما افغان ها که کلید چرخش فامیل بدست بانوی فامیل می باشد. اما این مسیری است که همه از آن عبور کردنی اند. برای شما آگاه و محقق ارزشمند وطن تسلیت عرض میکنم و عمر درازی برای شما و سایر اعضای فامیل ارجمند تان تمنی می نمایم ، الله پاک دگر هر غمی را از شما بدور داشته باشد، اینجانب خود را از جایگاه یک دوست تان در این غم بزرگ شریک و سوگوار میدانم.

با حرمت ف، هیرمند

پوهاند محمد بشیر دودیال24.06.2022کابلhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/Germany.png


بسم الله الرحمن الرحیم

انا لله وانا الیه راجعون

معزز او مهربان ورور ښاغلی مایار صاحب،  السلام علیکم!

په خواشنی سره می د ورېندارې د وفات خبر ترلاسه کړ. په دی مناسبت زما تاثرات او د خواشینی مراتب قبول کړئ.  تاسو او د کورنی نورو متعلقینو ، ټولو نورو دوستانو، ورڼو او ورېرونو ته جمیل صبر او عظیم اجر غواړم.

په درناوی

پوهاند محمد بشیر دودیال


عبدالباری جهانی24.06.2022امریکا ویرجینیاhttp://www.arianafghanistan.com/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

​بازګشت همه به سوی اوست. بدین وسیله مراتب تسلیت خو و فامیلم را برای برادر بزرګوارم محترم احسان الله مایار، که سالهای عمر عزیز خودرا وقف خدمت به کشور عزیز نموده ، عرض میدارم. از بارګاه خداوند متعال برای خانم و رفیق زندګی مایارصاحب جنت فردوس و برای مایارصاحب و فامیل محترم شان اجر جزیل و صبر جمیل را آرزو دارم. انّالله و انّا الیه راجعون. 

الله محمد24.06.2022آلمانhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

 متن، شعر و جملات پیامک تسلیت کوتاه و بلند
در طبع جهان اگر وفایی بودی
نوبت به تو خود نیامدی از دگران خیام  

 مایار صاحب بزرگوار و  گرامی،
بدینوسیله در گذشت خانم عزیز و مهربان  شما محترم را برایتان تسلیت عرض نموده از بارگاه ایزد متعال برای مرحومه جنت برین و برای شما و بقیه فامیل محترم تان صبر جمیل خواهانم. میدانم که برایتان بی اندازه سنگین است این غم بزرگ ، اما این را هم همه ما میدانیم که چی سرنوشت در اخیر انتظار ما است. شکر خداوند که فکر میکنم در درجات بالای عمر خود  رسیده بوده باشند. 


فرید24.06.2022آلمانhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

جناب بزرگوار مایار صاحب گرامی،

مشیت الهی بـر ایـن تعلق گرفـته کـه بهار فرحناک زندگی را خـزانـی ماتمزده بـه انتظار بنشیند و این، بارزترین تفسیر فلسفـه آفـرینش درفـراخـنای بـی کران هـستی و یـگانه راز جـاودانگی اوسـت. درگذشت همسر، همسفر و حفیظ زندگی شما، گرامیتان حفیظه جان مایار را به شما و خانواده محترمتان تسلیت عرض نموده برایشان از درگاه خداوند متعال مغفرت، برای شما و سایر بازماندگان صبر جمیل و اجر جزیل خواهانم .
 
فرید


محمد داؤد مومند24.06.2022متحده ایالاتhttp://www.arianafghanistan.com/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

​وفات جانکاه و المناک میرمن مایار

همین اکنون از طریق این سایت وزین و مهذبف از وفات جنت مکان خلد آشیان، مرحومه مغفوره، همسر برادر و دوست والاگهر و بزرگوارم جناب احسان الله خان مایار صاحب اطلاع یافتم که موجب تأسف و تأثر فراوانم گردید.

باور بفرمائید  که من الفاظ و کلمات شایسته ای که بیانگر اندوه و احساس من باشد یافته نمیتوانم، پدر مرحومم با والی صاحب ،جناب محمد اسمعیل خان مایار، پدر بزرگوار احسان الله خان مایار روابط برادرانه داشت، من هرګز محبت ها و نوازش های والی صاحب مرحوم را فراموش کرده نمیتوانم. لذا این روابط ریشه عمیق و نا ګسستنی دارد.

من بدین وسیله به حیث یک برادر کوچک مایار صاحب مراتب اندو ه و تعزیت خود را خدمت برادر بزګوارم مایار و خانواده بزرګ و جلیل القدر مایار ابراز داشته، از بارګاه ایزدی  برای همسر مرحومه شان جنات نعیم و فردوس برین مسئلت مینمایم.

با عرض حرمت

سیدهاشم سدید24.06.2022آلمانhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

​مایار صاحب گرامی،

ضایعهء تلخ از دست دادن خانم محترم تان را از ته قلب به شما عزیز  تسلیت گفته برای ایشان رحمت و غفران الهی و برای شما گرامی آرزوی شکیبایی دارم - کاری که خیلی خیلی سخت است، اماچه کاری می توان کرد؛ وقتی خدا بخواهد کاری کند؟! 

دوکتور غروال24.06.2022ویانا

​دا فریبکاره د پنجابی پاکستان قدیانان او بی سواده وحشیان  د افغان ملت د تعلیم او ابادی ستر دوښمنان دی او دا ځناوران وحشیان همیش درواغ وائی او دی  پلیتانو ته ددرواغو خپرونو  د پنجابی پاکستان مشاورینو له خوا ورته هدایت کیږی او پنجابی پاکستان غواړی چی ددی پلیتو تنظیمونو او طالبانو په وسیله ددوی داسی غپا ګانو په وسیله افغان ملت کاملآ جاهل معرفی کړۍ شی ( ددی خائینو حلقو سره خائین کمونیستان هم ګډ شوی دی ) ، افغان ملت ته د ا ټولی بدبختی دشهید محمد داؤد خان کمونیستی کودتا راوستی دی خدای پاک ددا ټول  کودتا چیان  او ددوی پلویان تباه کړی أمین!!!!!  

عبدالباری جهانی23.06.2022امریکا ویرجینیاhttp://www.arianafghanistan.com/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

​محترم داود مومند سلام و احترامات. مضمون شما را که در باره کتاب و یا سلسله مضامین اخیر محترم داکترصاحب عبدالله کاظم نګاشته بودید مطالعه نمودم. چون بنده ازین قبیل مضامین و کُتب را که صرفاً بخاطر محکوم نمودن یک شخص و اشخاص، بصورت مطلق یک طرفه و یک جانبه نګاشته شده باشند معمولاً نمیخوانم و مضامین اخیر  داکتر صاحب را هم، به همین دلیل، به استثنای یک پراګراف از کدام قسمت آن نخوانده ام، چیزی ګفته نمیتوانم. ولی اګر صرفاً داشتن روابط با یک قدرت بزرګ و آن هم همسایه و یا ارتباط داشتن با سفیر و یا سفرای آن دلیل خیانت و جاسوسی باشد غلام نبی خان چرخی که با شش صد عساکر روسی و توپ و طیاره و همراهی جنرال پریماکوف و آقابکوف کی جی بی بر خاک افغانستان حمله ور شد و در جنګ های اشغال مزار شریف و تاشقرغان بیش از چهارنیم هزار افغان ملکی و نظامی را شهید ساختند چه بود؟ آیا اتحاد شوروی کدام دوست دیرینه و خویش و قوم افغانها بود که ما از عساکر و اسلحه آنها برای سرکوب نمودن مردم خود استفاده مینمودیم؟

وقتی اعلیحضرتا امان الله خان به قندهار ګریخت؛ نماینده اتحاد شوروی به قندهار آمد و  با امان الله خان مجالسی را دایر نمودند و میخواستند که قوای شوروی را از راه هرات داخل افغانستان نمایند ولی از طالع بد امان الله خان ، هرات را عبدالرحیم خان صافی ګرفته بود ور نه افغانستان صد سال قبل مانند تاجکستان و سایر ممالک اسیای میانه اشغال میشد. و بالاخره نماینده شوروی ها یک دستګاه مخابره را به امان الله خان داد و خودش همر اه صدیق خان چرخی پرواز نمود. دلیل دوستی امان الله خان با اتحاد شوروی، بخاطر نجات کشور بود؟ آیای شوروی کدام قدرت بیګانه واستعماری نبود. این ها را همه به استناد اسناد معتبر و ارشیف شوروی ها نګاشته ام هیچ کسی آنرا رد ننموند حتی تبصره ای هم نکردند یا شاید قابل تبصره نمیدانستند!

وقتی امان الله خان، در آخرین روزهای قدرت خود، از حکومت ستالین، برای سرکوب نمودن مردم شورشی شینوار و مشرقی، همراهان بچه سقاو در شمالی و مردم جنوبی درخواست ۱۲۰۰ بمب خوشه ای، ۱۲۰۰ بمب آتش افروز و ۶۰۰ بمب کیمیاوی با طیاره ها و پیلوت های اتحاد شوروی را مینمود؛: اینرا مردم کشی نه بلکه نجات کشور مینامیم و دوستی با انګلیس را خیانت؟ 

اعلیحضرت امان الله خان تا سال ۱۹۴۶ برای بدست ګرفتن تخت و تاج کابل به هر وسیله غیر مشروع متوسل شد و تا اخیر از کمک های جرمنی، ایتالیا و اتحاد شوروی استفاده مینمود. آیا متوسل شدن به کمک اتحاد شوروی صرفاً وطن پرستی بود؟ و اتحاد شوروی یا جرمنی و ایتالیا کشورهای بیګانه و استعماری نبودند؟ اینرا تبصره نمیکنیم که در صورت رسیدن این کمک ها و به  راه رسیدن امان الله خان به قدرت چندین صد هزار مردم بیګناه کشور تلف میشدند به هر صورت.

اینکه مینویسند که نادرشاه را انګلیس ها از روز اول در افغانستان غرص نمود و امان الله خان را سرنګون ساخت و بعد ازآن بچه سقاو را به قدرت رساند و وقتی بچه سقاو مرتکب جنایات شد و مردم را بستوه آوردند انګلیس ها نادرشاه را، بحیث ناجی کشور، پیش کشید؛ فرضیه هایست که به تنها به خواب های پریشان میمانند و اصلاً ارزش رد نمودن را ندارند. بارها ګفته ام که هرچه بګوییم و هر چه مستند بنویسیم چون مرغ محققین ما یک لنګ دارد به هیچ صورت موثر واقع نمیشود.  در خاتمه باید بنویسم که اعلیحضرت امان الله خان یک وطنپرست و یک شاه ترقی دوست بود؛ ولی سلطنت ده ساله او داستان اشتبهات اوست و بزرګترین دست آورد این ترقی پسندی او شورش های مشرقی، شمالی، و جنوبی  و به قدرت رسیدن بچه سقاو  است. باز هم میګویم که مردم افغانستان استقلال و نجات خودرا مدیون شمشیر و تدبیر اعلیحضرت محمدنادرشاه هستند. شما بسلامت باشید.

اختر یوسفی21.06.2022USAhttp://www.arianafghanistan.com/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

​ ټوکه وایی چی لیونی څا په کلی کښی نه پریښودل، ده به ویل چی آس می د خان صاحب د آس پر اوخور باندی وتړی.

 دوحه کې د طالبانو د سیاسي دفتر مشر سهیل شاهین بي بي سي ته وویل "موږ د سفرونو د استثنا هر کلی کوو، خو د طالبانو پر دوو مهمو غړو د ملګرو ملتونو د سفرونو بندیزونه د منلو نه دي او باید بېرته لیرې شي."

دا خبره نو وچه بیشرمی ده، په ټول نړی کښی یو هیواد حتی پاکستان پشمول څوک نشته چی د لنډغر طالبانو  امارت په رسمیت وپیژنی، دوی د پیل پر غوږ بیده دی، د لیونیانو د سفرونه بندیز نه منی.

دا بی مخی او سپین سترګی شاهین ولی  نه وایی چه پر افغانستان باندی د دوی لیونی چارواکی شیخان څنګه لوی ناورین او ماتم جوړ کړیدی. 

دوکتور محمد اکبر یوسفی21.06.2022آلمانhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png
جناب محترم عباسی صاحب!
سلام و احترامات حضور تان تقدیم است. سؤال شما مبنی بر اینکه: «آیا واقعاً توافق نامۀ دوحه یگانه عامل سقوط جمهوریت بود؟» یک سؤال معقول است. اما عنوان حکومت "سقوط یافته" مکمل ذکر نشده است. نام مکمل "جمهوری اسلامی افغانستان" که در طول بیست سال علاوه از نا لایقی و دست نشاندگی توسط قدرت اشغالی، قهرمان فساد در ادارۀ کشور نیز شناخته می شده است.  رهبران قراردادی استخدام شده از جانب قدرت بزرگ اشغالگر را "گروپ مسلح افراطی دینی" برسمیت نمی شناخت. صرفنظر از فعالیت های مخفی احتمالی قدرت بزرگ در هر دو جانب حقایق و واقعیت های زیادی را ممکن از انظار عامه پوشیده نگه داشته باشند که در تشخیص نسبی نزدیک به حقیقت باید غیر مؤثر نبوده باشد. وقتی در طی سالها حس بی اعتمادی نسبت به عاملین و اعمال آنها وجود داشته است، حال باید دقت شود که در تشخیص به اظهارات مستخدمین،  قیمت زیاد داده نشود. سرنوشت این "جمهوریت غیر جمهوری" در همان لحظات رقم خورد که قدرت بزرگ تصمیم گرفت تا پای عسکر خود را ازین کشور بکشد. وقتی "جمهوری فاسد" محتاج ادامه کمک های همه جانبه بوده و اقلاً سه ماه قبل نل های سابق کمک ،خشکانده شد، یک امر طبیعی است، که توافق "دوحه" فقط راه بیرون رفت "قدرت بزرگ" را هموار ساخته است، نه اینکه مسائل حل شود. مردم ما  بیست سال در تحت حاکمیت "جمهوری اسلامی" که باز هم بر دولت "دینی" تکیه کرده بود و هم از "مقابلۀ طالب" علیه آن صدمه دیده و رنج کشیده اند، حال تلاش محسوس است که اذهان عامه با افسانه ها و اظهارات مستخدمان معاشخور و مرموز مصروف نگهداشته شود. والسلام. یوسفی از آلمان.


احسان الله مایار19.06.2022ویرجینیاhttp://www.arianafghanistan.com/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

​دوست عزیز و گزامی ام عباسی-

نوشتۀ تان در فبال معاهدۀ دوحه تحلیل به جا و درست بوده که قابل تائید است. میخواهم چندسطری در باره بنگارم که شاید درد مارا کم و بیش واضخ دارد. سال ها قبل من به زبان عامیانۀ وطنی ما چند سطری نوشته بودم که عنوان آن ":مستر باش تا تو کسی باشی"  در سایت افغان جرمن نشر شد و فعلاَ نظر به ملحوظاتی کوته قفلی شده و به دسترس خواننده نیست. نمیدانم چرا مردمان ما  در برابر خارجی های سفید نژاد یک کمپلکس دارند که ازآن رهائی ندارند. ما مردم چنان تحت تاثیر این مفکوره "خارجی ها غلط نمیکنتد " غرق هستیم که با هر امکان از تاثیر آن رهائی نداریم. من باور دارم که حماقت از باور دور باعث این همه بدبختی ها  دامنگیر جامعۀ ما افغان ها شده که در نهایت بعد از اخراج عساکر بیگانه شاید به نفع مردم ما اتمام یابد. حمله و اشغال افغانستان  در سال 2001 و زد و بند طالب و سرازیر شدن جوی دولار به یک مملکت فقیر آسیائی و حکومت های شتر گاو پلنگی و در نهایت  باردیگر کنار آمدن و به قدرت رساندن همان طالب در افغانستان نسبتاُ آباد دال بر قدرت اکمال حماقت میزند یا نه؟ من باور دارم که بلی!. باور کنید زمانیکه خلیلزاد را در برابر ملا در در دوحه دیدم یا خود گفتم حال امزیکا قدرت ملا را درک خواهد کرد که ده بار آنها را کنار جوی مالامال از آب زلال  ببرند و تشنه پس بیآورند. با مجبت

اختر یوسفی19.06.2022USAhttp://www.arianafghanistan.com/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

​ معظم عباسی صاحب بحضور شماشما احترام و عرض دارم. گرچه در این اواخر برخی از تحلیلهایم در آریانا-افغانستان چندان نشر نمی شود. مگر بازهم اینک لینک ویدویی کنفرانس علیزی و همراهان او.

https://m.facebook.com/watch/?v=590015255821529&extid=NS-UNK-UNK-UNK-AN_GK0T-GK1C&ref=sharing

نظر شما کاملأ درست است که توافقنامه دوحه که جز از برنامه سقوط ساختار متمم و متضاد "حکومت"  فاسد مشترک عبدالله عبدالله و اشرف غنی که امریکائیها از عملکرد آن به تنگ آمده بودند. تصویر آنچی که در کنفرانس متذکره بحث گردیده است اساسأ در "نظام" ویا "حکومت" در افغانستان بشکل واقعی آن وجود نداشته بود.

۱- دوره استعمار کهن گذشته، سخنان مصنوعی چوکیداران خارجی در افغانستان مدار اعتبار نیست. حکومت ملی مدافع نوامیس، سپر مطمین اعاده حقوق اتباع هیچ کشوری توسط قوای نظامی خارجی در حالت اشغال ساخته نمی شود.

۲- لجاجتعبدالله عبدالله و اشرف غنی، برای تشکیل و اعلان و سوگند دو رئیس جمهور در یک روز برای افغانستان دوسال قبل در ۲۰۱۹ میلادی معلوم بود که پلان سقود این "دولت" زیر کار است.

۳- با حضور قوای نظامی امریکا- ناتو در افغانستان توسط عمال آنان "ساختارهای" خیالی فراوان نامگذاری شده بود،  "قوای مسلح " خیالی، مکاتب خیالی، مدافعین خیالی بنام اعاده حقوق زنان و کودکان، حقوق بشر خیالی.

۴- دفاع مستقلانه از از مادر وطن همت، صداقت، فداکاری و اراده قاطع را نیاز ادرد.  افغانستان دفاع مستقلانه را بعد از خروج قوای نظامی شوروی تجربه کرده بودند. با اعلان خروج قوای نظامی امریکا- ناتو از افغانستان شاریدن "قوای مسلح " خیالی کشور آغاز گردیده دست پاچگی"قوای مسلح " خیالی در تغیر وتبدیل هر روزه مقامات در "قوای مسلح " خیالی هویدا بود ، هنوز هم آخرین قطعات  امریکا- ناتو  از افغانستان خارج نگردیده بود،  در میدان هوایی خواجه رواش کابل که ساختار های خس پوشک"قوای مسلح " خیالی از هم پاشیده بود، و رئیس جمهور سر قوماندان "قوای مسلح " خیالی با چپلک هایش فرار نموده است..

دوکتور غروال18.06.2022ویانا

منافقت کښی ساختګیو خرڅ شوو تش په نامه مجاهدو تنظیمونو او طالبانو په ډیره لوړه درجه کښی قرار لری او ددوی هر حرکت په فتنو او درواغواو دوه مخه ټګماریو کښی ډیر واضح لیدل کیږی ولو چی دا مضر مکروبونه هڅی کوی چی دوی خپله چټلی د جهاد ، ږیرو او قدیانی آیاتونو کښی پټ کړی بیا هم افغانانو دداسی مضرو مکروبونو چټلی څیری ډیری ښی پیژندلی دی او ددوی زوال لپاره به متحد راپورته کیږی !!!!!

الله محمد18.06.2022آلمانhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

دانشمند و ژورنالست  محترم جناب هروی صاحب!

با عرض سلام و احترام و آرزومندی سلامتی شما محترم از بارگاه خداوند متعال.  از اینکه به تقاضای بنده نظر تان را در ارتباط کشور اظهار نموده اید بسیار زیاد تشکر.

قبل از اینکه بالای نظر شما محترم تبصره نمایم، باید تذکر دهم که تمایل بعضی منسوبین  حکومات گذشته در اثر دعوت حکومت فعلی به وضاعت این موضوع را اشکارا می سازد که به کدام سویه در حق کشور و مردم بی سویه گی از طرف حکومات گذشته صورت گرفته است.   مخصوصاٌ بعد از 2009 انکشاف سیاسی و نظامی قضیه افغانستان معلوم بود که به کدام جهت در حرکت  است، اما دید دور نمای رهبران افغانستان نه تنها کور بود، بلکه اصلاٌ این دید وجود نداشت. بعد از 2014 موضوع کاملاٌ برای بنده اشکارا بود،  که در سال 2018 با شروع مذاکرات دوحه در تبصره های بنده می توان انرا در ارشیف های این صفحات مطالعه نمود و پشنهاداتی داده ام  که غرض حل مسالمت امیز  قضیه کشور که ملیارد ها دالر هر گاه مادی انرا نسجش کنیم ارزش داشت. محترم اشرف غنی غرض چند روز به قدرت بودن افغانستان را به این حالت فعلی در آورده است ، در غیر آن می بایست با درایت که وجود نداشت ، با یک توافق تاریخی حکومت را به حرکت طالبان تحت یک سلسله شرایط قابل قبول انتقال میداد. هیچ چیز غیر ممکن نیست هر گاه انسان برای بدست اوردن ان تلاش نماید و اهداف روشن داشته باشد.


به هر صورت گذشته را نمی توان دو باره احیا نمود، فلهذا باید بالای اینده تمرکز نمود، زیرا همین اکنون دو باره کشور ضرورت به  یک درایت سیاسی بسیار بزرگ   دارد، زیرا قضیه کشور چنانچه شما هم تذکر داده اید جنبعه بین المللی و یا جهانی و یا عمومی دارد. این ما هستیم که باید  به جامعه بین المللی جهت غرض حل قضیه کشور  بدهیم نه بر عکس، فلهذا چنانچه طرف تایید شما محترم هم قرار گرفته باید قدرتمندان  بعد از ده ماه به این نتیجه برسند تا مشکل را پیدا نموده و انرا حل نمایند. 

امارات اسلامی افغانستان ضرورت اشد به تغیر مناسب، مبتنی بر اساسات دین مبین ما و حکمت بالای کلام خداوند در قران کریم و فرهنگ غنی ما،  استراتیژی تغیرات اساسی را در سیاست داخلی دارند.طرح این استراتیژی در ساحات سیاسی،  اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، تعلیم و تربیه می تواند در مدت کمتر از یک ماه اعلان گردیده که بزرگترین چال شطرنج در مناسبات داخلی و خارجی کشور نه اینکه خواهد بود بلکه میباشد.

 امارات اسلامی به فرموده شما باید کلید  گنج اصلی کشور را بدست  بگیرد تا درهای بسته باز گردد  یعنی:"  در افغانستان قحط الرجال نیست وفرزندان صدیقی چه در داخل و چه در خارج کشور دارد که باید شناسائی شوند و ...با در نظر داشت کفایت و لیاقت و وطن دوستی، موقع داده شوند تا راه های  بیرون رفت وطن را از چنین بحران انسانی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی تشخیص و عملی نمایند. زیرا قبولی و پذیر ش یکیدگر متضمن تفا هم  بین جناح های مختلف و در نهایت اتحاد بین آنها برای مقابله ی متحدانه با نا ملایمات و حصول ترقی و تعالی کشور خواهد بود. این است بُعد داخلی معضله ی افغانستان."


با در نظر داشت پشنهاد بالایی غرض نجات همه، بنده پشنهاد زیر شما را بی اندازه جالب و در سطح بالا یافته ام که حیثیت کشور را با در نظر داشت نکات بالایی واقعاٌ در سطح بسیار بالای بین المللی بلند برده کمکی هم به جامعه جهانی با منابع که داریم شده می توانیم:

 " چون قضیه ی افغانستان اکنون یک قضیه  ی منطقه یی  و جهان است، راه حل آن هم تنها به افغانستان تعلق نمی گیرد ...  بُعد خارجی آن هم معادل بُعد داخل اهمیت دارد و موثر است. تشکیل کنفرانس  منطقه یی تحت نظر ملل متحد به شمول پنج عضو دایمی شورای امنیت ملل متحد، کنفرانس اسلامی، پیمان ناتو و اتحادیه ی اروپا، سازمان امنیت و همکاری منطقه یی کشور های منطقه و نمایندگان کشور های ذیدخل در قضیه ی افغانستان در چهل سال گذشته و سایر سازمان های موثر درین قضیه، می تواند به صلح و ثبات و تضمین بیطرفی افغانستان با چنین موقعیت ستراتیژیک و مهم این حلقه ی اتصال آسیای میانه و جنوب آسیا، و همچنان جلو گیری از تبدیل این قلمرو به پایگاه تند روی و دهشت افگی و کشت و قاچاق مواد مخدر به جهان،  بیانجامد. با در نظر داشت ده ها کنفرانس بین المللی که از چندین دهه به اینطرف در رابطه به افغانستان دایر گردیده،  یکی دیگر با چنان گستردگی اعضا و آجندا، خواهد توانست افغانستان و منطقه و جهان را مصئون و با ثبات بسازد ."

امید است رهبری امارات اسلامی فرصت دسترسی به "آلماس" نجات بالایی برای همه را پیدا نماید و یا کسی انرا به انها نشان دهد و کلمه به کلمه انرا مانند یک کتاب بزرگ نجات تلقی و تول و ترازو نماید تا ما بتوانیم بعد از به جریان انداختن این بند بزرگ آب، کشتزارهای جهان را با منابع خود ابیاری نماییم و دیگراز هر نگاه ، دست گدایی به کس دراز نه نماییم و بتوانیم ما جهان را کمک نماییم با منابع مختلف که داریم و دیگر به وزیر خارجه آلمان و دیگر جهانیان موقع اینرا مساعد نسازیم  که بالای ما حرف زده بتوانند. نقص خود را که رفع نماییم نقص، تا نقص  دیگران هم رفع گردد، بدون اینکه ارزشهای ملی و اسلامی خود را کم نماییم بر عکس انرا زیاد هم می نماییم.  

صرفهء کوشش ندارد یاد عمر رفته ام

فرصت از کف می رود تا دست می ساییم ما

بیدل

 

جلیل غنی 17.06.2022امریکاhttp://www.arianafghanistan.com/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

عالقدیر محترم جناب الله محمد
باالمقابل احترامات را تقدیم میدارم و از توجه و حسن نظر تان در مورد مقاله ی من با عنوان «گذرگاه صعب العبور صلح» جهانی سپاس.
همانطوری که در خاتمه ی آن مقاله نوشته بودم به اشارات عوامل مشکلات سر راه صلح و ثبات در افغانستان  بسنده شد. ولی توجه دقیق شما در رد یابی و کاوش ریشه های معضلاتی که از تقریبا پنجاه سال به اینطرف همه دار و ندار افغانستان را چون سیلاب ویرانگر غیر قابل پیشگیری با خود برد، از حوصله ی یک مقاله بیرون و ایجاب یک بر رسی همه جانبه و عمیق میکند تا باشد که نسل های آینده ازآن بیاموزند. زیرا با کمال احترام به تمام سیاستگران و مشاورین و همکاران شان  تعدادی بوده اند که رویداد های گذشته را یا مرور نکرده اند و یا اگر مرور هم کرده اند به نکات و رویداد ها و نتایج چنان رویداد های توجه شده که سبب استحکام قدرت و دوام آن  بوده است.
 جناب الله محمد شما به نکته ی اساسی اشاره نموده اید آنجا که می گوئید:
«گره اساسی اصل قضیهء افغانستان بدست قدرتمندان آن چی در گذشته و چی در حال میباشد، که بایست نه تنها در سطح ملی بلکه منطقه یی و بین المللی خطوط اساسی و درست را نظر به نبض اجتماع  ما  و اجتماع بین الملل نظم داده، و در ساحات مختلف اشخاص ورزیده درست را با خود همراه ساخته تا استراتیژی های معقول را طراحی و پیاده نمایند.»  من با این نظر شما کاملا موافق هستم و شکی نیست که افغانستان مغز های متفکر، نه مثل متفکر دوم جهان که مزید بر علت شد وخرمنی بر این مشکلات افزود، دارد. تلاش برای آوردن چند معامله گر و فاسد و فاسق گذشته که  به اصطلاح بد نام عام و خاص اند با تضمین بر گشتاندن املاک و دارائی های منقول و غیر منقول شان، نه اینکه دردی را دوا نمی کند، و مشروعیت و ثباتی را به ارمغان نمی آورد، بلکه هم بر مشکلات موجود و هم بر  بی اعتباری طالبان می افزاید زیرا ملت شانس و فرصت دیگری  را به آنها اعتبار نمی کند. این ها کسانی هستند که در پنجاه سال گذشته چندین بار فرصت داشتند تا صداقت و ایمانداری و وطن دوستی شان را به اثبات برسانند ولی بر عکس آنرا ثابت ساختند.
شما نظر م را در رابطه با راه حل جویا شدید. گرچه در موقفی با عدم تعلقات سیاسی و سایر تعلقاتی که امروز مورد نظر است قرار ندارم تا انتظار داشته باشم نظرم شنیده و یا تحت غور قرار گیرد، ولی این وجیبه ی هر قلم به دست در شرایط کنونی است آنجه به صلاح و خیر مملکت و مردم خویش می پندارد با دیگران شریک بسازد و گامی در جهت توضیح مسایل و روشنگری بر داشته باشد. زیرا معتقدم که:

آهن سردی که می کوبیم بی تاثیر  نیست.

به هر صورت در افغانستان قحط الرجال نیست وفرزندان صدیقی چه در داخل و چه در خارج کشور دارد که باید شناسائی شوند و بدون تعلقات قومی، نژادی، زبانی، مذهبی، تنظیمی و حزبی، سمتی و منطقه ئی فقط با در نظر داشت کفایت و لیاقت و وطن دوستی، موقع داده شوند تا راه های  بیرون رفت وطن را از چنین بحران انسانی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی تشخیص و عملی نمایند. زیرا قبولی و پذیر ش یکیدگر متضمن تفا هم  بین جناح های مختلف و در نهایت اتحاد بین آنها برای مقابله ی متحدانه با نا ملایمات و حصول ترقی و تعالی کشور خواهد بود. این است بُعد داخلی معضله ی افغانستان.
و در بُعد خارجی و جهانی. چون قضیه ی افغانستان اکنون یک قضیه  ی منطقه یی  و جهان است، راه حل آن هم تنها به افغانستان تعلق نمی گیرد و همان طوری در مقاله ام نیز یاد آور شدم بُعد خارجی آن هم معادل بُعد داخل اهمیت دارد و موثر است. تشکیل کنفرانس  منطقه یی تحت نظر ملل متحد به شمول پنج عضو دایمی شورای امنیت ملل متحد، کنفرانس اسلامی، پیمان ناتو و اتحادیه ی اروپا، سازمان امنیت و همکاری منطقه یی کشور های منطقه و نمایندگان کشور های ذیدخل در قضیه ی افغانستان در چهل سال گذشته و سایر سازمان های موثر درین قضیه، می تواند به صلح و ثبات و تضمین بیطرفی افغانستان با چنین موقعیت ستراتیژیک و مهم این حلقه ی اتصال آسیای میانه و جنوب آسیا، و همچنان جلو گیری از تبدیل این قلمرو به پایگاه تند روی و دهشت افگی و کشت و قاچاق مواد مخدر به جهان،  بیانجامد. با در نظر داشت ده ها کنفرانس بین المللی که از چندین دهه به اینطرف در رابطه به افغانستان دایر گردیده،  یکی دیگر با چنان گستردگی اعضا و آجندا، خواهد توانست افغانستان و منطقه و جهان را مصئون و با ثبات بسازد . 

با تجدید احترام  


الله محمد17.06.2022آلمانhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

دانشمند محترم جناب هروی صاحب!

با عرض سلام و احترام به شما محترم و آرزوی سلامتی تان از بارگاه ایرد متعال صحتمندی شما را آرزومندم. مقالهء شما "گذرگاه صعب العبور صلح" از مطالهء بنده گذشت که نکات مهمی را در آن تذکر داده اید که به صورت فشرده علاقه گرفتم با شما محترم تبادله افکار داشته باشم. شما در اخیر مقالهء تان می نویسید که:

"البته هر یک از این فکتور ها و عوامل میتواند موضوع جداگانه ای برای تحقیق و بر رسی ژرف باشد و درین مختصر صرف با تذکر از آنها بسنده میکنیم تا توضیح شده باشد که دوام جنگ، بی امنیتی و بی ثباتی افغانستان یک مشکل تنها مربوط به افغانستان نه بلکه یک مشکل منطقه ئی و بین المللی است. "

به نظر بنده   گره اساسی اصل قضیهء افغانستان بدست قدرتمندان آن چی در گذشته و چی در حال میباشد، که بایست نه تنها در سطح ملی بلکه منطقوی و بین المللی خطوط اساسی و درست را نظر به نبض اجتماع  ما  و اجتماع بین الملل نظم داده، و در ساحات مختلف اشخاص ورزیده درست را با خود همراه ساخته تا استراتیژی های معقول را طراحی و پیاده نمایند.  متاسفانه تا جاییکه دیده می شود در سطوح مختلف ملی و بین المللی  چشم درست دید وجود  نداشته که یرای همه جوانب مشکل بی جای خلق نموده و به فرموده شما   حرف و مشوره   هیچ کسی را هم قبول ندارند، که خود باعث ایجاد مشکلات شده است.

دست انداختن به خس و خاشاک نه تنها برای امارات اسلامی مفید واقع نمی گردد بلکه آهسته آهسته به فرموده شما:"  فرار دادن چنین افرادی توسط طالبان از اقدامات معدود مورد تائید و تمجید طالبان از طرف مردم افغانستان بود ولی دوباره خواستن و استقبال از اینها اعتبار اندکی هم اگر نزد مردم داشتند، از آنها سلب خواهد شد. طالبان می خواهند همه شمول بودن چنین جرگه را و هم چنان حکومت بر آمده از این جرگه را  "همه شمول" که خواست جامعه ی جهانی هم هست، به نمایش به گذارند. "


به نظر بنده چنانچه در بالا تذکر داده ام یعنی "در ساحات مختلف اشخاص ورزیده درست را با خود همراه ساخته تا استراتیژی های معقول را طراحی و پیاده نمایند."

بنده کاملاٌ مطمین هستم که همچو اشخاص نه تنها امارات اسلامی را از این حالت به نفع صد فیصد طالبان بیرون خواهد آورد بلکه شرایط به رسمیت شناختن حکومت فعلی را هم سریع ساخته و مشکل حلقهء مشکل زا را به فرموده محترم داکتر تره کی هم به نفع همان حلقه  حل می نماید. باید با همه جناح ها ی داخل امارات اسلامی  نشست و به سطح بسیار بالای اسلامی و شرعیت اسلامی با هم صحبت نمود تا مشکل اساسی را درک و راه حل منطقی انرا یکجا با هم پیدا نماییم . بنده کاملاٌ مطمین هستم که مشکل فعلی کشور در سطح ملی و بین المللی نبود تفکرات باز اما منظم به نفع همه در کشور میباشد که باید امارات اسلامی هر چی زودتر متوجه این موضوع ساخته شده و اقدامات لازمه را هم نمایند، زیرا  فکر مشروعیت بخشیدن از طریق لویه جرگه و غیره مشکل را زیاتر می سازد کمتر نی. البته امید است کمتر است بسازد اگر دایر گردد. اما ما ضرورت به از بین بردن مشکل در سطح ملی و بین المللی داریم  نه کم نمودن ان . با پیدا نمودن مشکل اساسی راه حل های مشکل هم پیدا شده و حل می گردد. 


به هر صورت با در نظر داشت مقاله شما محترم هر گاه شما محترم هم نظر تان را برای بیرون رفت از معضله فعلی بنویسید خوش می شوم، زیرا وظیفه همه ما است تا از فکر و سنجش منطقی استفاده نموده ولو ممکن صدای ما شنیده نشود اما صدا باید نمود. 

در سن و سالی که بنده قرار دارم نصف نفوس کره زمین را مانند اولاد خود که همین اکنون در سنین چهل و کمی بالا باشند دانسته که به همین ترتیب هم اکثریت طالبان مانند اولاد بنده بوده و سنین بزرگتر شان هم مانند دوستان که اگر کلمه برادران را استفاده نه نمایم که اعتراض بی موجب دوستان بلند نگردد، بوده و حاضر هستم مردانه وارد وارد میدان گردیده همه را با همکاری همه نجات بخشیم، انهم بدون دغدغه و کدام وظیفه رسمی. فقط حاضر هستم در ساحات سیاست داخلی مخصوصاٌ انکشاف اقتصادی، تعلیم و تربیه، اداری و غیره به اساس اصول فرهنگ غنی اسلامی ما ، استراتیژی های بسیار محکم جنبه عملی داشته باشد   در ساحات مختلف با در نظر داشت تمام فکتور های ذیدخل داده تا هیچ نوع مشکلی خلق نه نماید و به همین ترتیب در سیاست خارجی. 

بنده زمانی  آلما ن آمدم  وزیر خارجه فعلی آلمان نو  تولد شده بود و کنون همین وزیر خارجه آلمان از امارات اسلامی در پاکستان انتقاد نموده.  اضافه از نصف آلمان و اروپا مانند اولاد بنده است و اگر بگویم خودم اروپا هستم غلط نگفته ام و امارات اسلامی تقاضای شناخت خود را از اروپا دارد .حالا باید متوجه گردند که چی گنجهای کشور ما دارد در حالیکه زمانی وزیر خارجه کشور ما با وزیران خارجه اروپا در یک میز مذاکره بنشینند مثل اینست که دو دانه چوپ با هم روبرو نشسته اند و می خواهند  مشکلی را حل نمایند با در نظر داشت اینکه طرفین بسیار فاصله دارند تا همدیگر  را درک نموده بتوانند  مخصوصاٌ از نگاه اجتماع و اقتصاد و غیره. ما باید ارزشهای معنوی کشور خود را فعال ساخته بتوانیم که در سر تا سر افغانستان و جهان زندگی دارند و نه اینکه نا توانا  ن و ناکامان سیاست چهل سال مخصوصاٌ بیست سال گذشته را  و چپاولگران را در کشور  و از انها با افتخار پزیرایی هم نموده و در پای خود تشیه بزنیم. بنده این چند جمله را به اساس وظیفه وجدانی، انسانی، اسلامی خود نوشته ام و ضرورت هم به هیچ نوع مقام و نفع مالی ندارم فقط صحتم خوب باشد تمام جهان را دارم و واقعاٌ هم دارم. از تعلقات آزاد شده ام و مشکل جهان و مشکل کشور ما بند  بودن به همین تعلقات زودگذر است و قرا کریک سر تاسر و فرهنگ اسلامی ما در همین مدت چهاده صد سال برای رهای از همین تعلقات مختلفه وظیفه دارند و داشتند که متاسفانه از ان با درک نه نمودن درست ان سو استفاده صورت گرفته است . ما باید خود ما خود را نجات دهیم و بیگانه ما را نجات داده نمی تواند و خود ما با اتحاد و اتفاق اینکار را نموده می توانیم.

نبودم شمع تا از سوختن حاصل کنم رنگی

درین محفل بامید چه یارب چشم وا کنم

بیدل

اختر یوسفی17.06.2022USAhttp://www.arianafghanistan.com/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

د طالبانو د اسلامی امارت تر واکمنی لاندی افغانستان ؟

"د افغانستان لپاره د ملګرو ملتونو د سرمنشي ځانګړې استازې دیبورا لاینز وايي په افغانستان کې تر ټولو غوره لار سیاسي ښکېلتیا ده. هغې د ملګرو ملتونو د استازي په توګه په خپله وروستۍ وینا کې له افغان مېرمنو او نجونو د کار او زدکړې حق تروړلو ته په اشارې سره ویلي، زړه یې په دې ډېر درد کوي چې خپلې افغان خویندې په اوسني بدحالت کې پرېږدي." 

د طالبانو واکمنان تر یو میلیون څخه لازیات نجونی مکتب نه پریږدی، په لکونو میرمنی کار ته نه پریږدی. د پخوانی دولت تر نیم میلیون څخه زیات کارکوونکی له کاره ایستل شویدی، متقاعدینوته تنخواه نه ورکول کیږی،    

ډیرو محترمو لوستونکی، هیله کوم دا لاندنی ویډیو لینک خلاص کړی، د طالبانو د واکمنی ناورین وګوری.

https://m.facebook.com/story.php?story_fbid=532417158350399&id=100022526106369

د طالبانو د اسلامی امارت  تر واکمنی لاندی، د ګران هیواد افغانستان په دننه کښی د هیوادوالو، ټول تابعیتی او بشری حقوق ترپښو لاندی دی. په لسو میاشتو کښی د ۲۰۲۱ د اګست د میاشتی څخه راپدی خوا د طالبانو د راتګ سره سم د افغانستان څخه  تر یونیم میلیون څخه زیات هیوادوال، هیواد پریښودلو ته اړشویدی. دافغانستان د څو لسیزو د پردیو او د دوی د مزدورانو د جګړو له کبله نږدی تر لس میلیون ډیر افغانان د هیواد څخه بهر ژوند کوی. مګر د طالبانو اوسنی واکمنان وایی چی له تېرو دوو اونیو راهیسې دجمهوري نظام يو شمېر چارواکي لکه: فاروق وردګ، صديق چکري او امان الله غالب، حسنمبارک، حکیم نورزی د طالبانو په بلنه هېواد ته را ستانه شوي دي، چی کره شمیر یی سلو تنو ته هم نه رسیږی. كه چیږی هیواد ته د راستنیدونکو نومان ته وګوری، هیڅ یو وطنپال افغان چی غل نه ؤ، او یا لاسونو یی د بیګناه هیوادوالو په وینو ککړ نه وی را ستانه شوی ندی، یواځی د پخوانیو فاسد دولت یو څو تنه مفسدین او غله لوړپوری چارواکی راغلی دی چی د غلاؤ مالونه، جایدادونه یی په هیواد کښی بند پاته دی، یا بهرنی استخباراتو د جاسوسی لپاره ورلیږلی دی. د طالبانو د بهرنیو د چارو سرپرست وزیر ملا امیرخان متقی وردک ولایت ته تللی دی وایی، چی افغانستان د بهرنیو هیوادو سره هیڅ مشکل نه لری. د افغانستان ولس او نړیوال وایی چی د طالبانو د اسلامی امارت سره ټول افغانان او نړیوال په زرهاؤ مشکلاتونه لری. 


دوکتور غروال17.06.2022ویانا/FotoGallary/CountryIcons/AT.png

دا واقعیت دی چی صادق مسلمانان د انسانی رفتارونو خاوندان دی اما په افغانستان کښی د قاتلو غلامو کمونیستانو له خیانت څخه وروسته د تنظیمونو او طالبانو تر نام اجنبیو دا فاسدی غیری اسلامی تربیه شوی مکروبونه راپیدا کړل چی داسی تخریبکارو نه یوازی اسلام مقدس دین جهان کښی بدنامه کړ بلکه افغان ملت ئی له هری خوا د بدبختی سره مخامخ کړۍ دی او د افغانستان خاوری تمامیت او ازادی کاملآ په سوالیه کښی اچول شوۍ دی ، پاک رب د ا فغان ملت ته ددی روحیه او طاقت ورکړی چی ځانونه ددی وحشیانو له پنجو خلاص کړی او افغان ملت په وحدت سره ددی مضرو مکروبونو محوه کیدو لپاره راپورته شی !!!!!!

محمد داؤد مومند17.06.2022متحده ایالاتhttp://www.arianafghanistan.com/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

​هموطن مستعار نویس شاغلی یونسی!

شما در سایت افغان جرمن تحریر فرموده اید:

«دوست گرامی آقای یونس، حیف وقت گران بها شما، مومند هیچکاره است، یک انسان جنجالی است, فکر نکنم که یک دوست هم داشته باشد.

قرار معلومات بنده، در امریکا هم هر روز مصروف محکمه است. یک نوشته از او سراغ کرده نمیتوانید که جنبه علمی...نوشته شده باشد.

لذا ...نوشته و نظریات وی بی معنی و بی مفهوم است.»

هم وطن مستعار نویس شاغلی یونسی! توجه جنابتان را به نکات ذیل معطوف میدارم:

یک- من با پیشنهاد تان عنوانی دوست و عزیز تان هموطن محمد یونس کاملاً موافقم، بهتر است شاغلی محمد یونس خان وقت گران بهاء را شان با دانشمندان نخبه و عالم و فاضل سایت افغان جرمن، چون سیستانی صاحب، استاد کاظم صاحب، استاد فارانی صاحب، استاد قیس کبیر صاحب و دیگر استادان آن سایت سپری نمایند، تا با آدم بیسواد و یا کم سوادی مانند این قلم. تشکر از این توصیه و ارشاد تان به دوست گرامی تان.

دو- نوشته اید.. مومند فکر نکنم که یک دوست هم داشته باشد!!!

مستعار نویس محترم یونسی! فرموده میتوانید که داشتن دوست و یا نداشتن دوست که به حریم شخصی یک انسان تعلق و ارتباط میپذیرد، به جناب شما که تظاهر به علم و دانش و سلوک مینائید، چه تعلق دارد؟

همینقدر عرض کرده میتوانم  که بزرگان و نویسندگان و استادان  سایت وزین، مهذب و انسانی آریانا افغانستان ، به شمول جنت مکان، خلد آشیان نوری صاحب از زمره بهترین دوستان معنوی من به شمار میروند.

سه- ادعا فرموده اید که قرار معلومات شما ( که خود را بنده میدانید) مومند در امریکا هم هر روز مصروف محکمه است.!!!!!

شاغلی مستعار نویس یونسی، وجداناً و شرافتمندانه خدا را حاضر و ناظر دیده، توضیح کنید که این ادعای شما متکی بر کدام مدارک، اسناد، شواهد و روایات است؟

میدانید که اتهام با در نظر  داشت، دساتیر فقهی  و قوانین موضوعه مدنی  عمل جرمیست؟

جای تأسف است که مجریان سایت افغان جرمن با نشر همچو افتراء، در حقیقت با ادعای شما همنوایی نشان داده که عملی است مخالف اخلاق مطبوعاتی و اخلاق انسانی!!!!!!

چهار- هم وطن محمد یونس از من دو سؤال مشخص مطرح فرمودند و از من در مورد توضیح خواستند. این قلم خواهش شان را گرامی دانسته، لبیک گفتم و مضمونی تحت عنوان «پاسخ و توضیحی به سؤال هم وطن محمد یونس»  نوشته و درین سایت مهذب بدست نشر سپردم.

از ادعای کلام شما که از علم صحبت میکنید مستفاد میگردد  که شا هم مانند دانشمندان سایت افغان جرمن دانشمند متبحر و بزرگی هستید یا استید.

التجاء مینمایم مضمون مذکور را جمله به جمله و پاراگراف به پاراگراف علماً مورد تجزیه و تحلیل قرار داده تا نقیصه غیر علمی بودن آن مرفوع و موجب تنویرم گردد.

با عرص تشکر

محمد داؤد مومند16.06.2022متحده ایالاتhttp://www.arianafghanistan.com/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

​دوست گرامی استاد معروفی

بعد از عرض سلام و ابراز ارادت

تصحیح طریق نوشتن شعر استاد پژواک را که از طرف یک هم وطن مستعار نویسی که خود را از بازماندگان فقید غبار میداند و متأسفانه از حدود اربعه خانه غبار آگهی ندارد برایم جالب بود.

کاش این هموطن از رهنمایی تان ابراز امتنان مینمود، که ننمود. چنانکه خلیفه چهارم اسلام فرموده اند:«ما علمنی حرفاً فهوه مولایی» خدا کند درست نوشته باشم.

دلیل عرض این پیام به خدمت شما یک هدف تنویری دارد، و آن اینکه چرا استاد پژواک در فرد اول از مایع یعنی شراب صحبت میکند اما در بیت دوم ار ذره خاک اد آوری میفرمایند.

مثلا چرا استاد پژواک در مراع دوم ننوشتند که:

چنان، که قطرۀ آبی، وطنپرستان را

بدین صورت در هرد بیت از مایع صحبت میشد و همگونی پیدا میکرد.

استاد پژواک انسان بسیار دانشمند و شاعری بود بسیار توانا، حتماً منطقی در زمینه نهفته است که از درک آن عاجزم و از استاد گرامی خود معروفی عزیز، طلب تنویر و استمداد مینمایم.

کور ودان او خورا مننه  


سیدهاشم سدید16.06.2022آلمانhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

​توضیحاتی که لزوم ارائه آن، البته با صحبت هایی که در خصوص داکتر صاحب سید خلیل الله هاشمیان مرحوم در جریان است، دیده می شود:

مرحوم داکتر صاحب هاشمیان، قسمیکه بیشترین خوانندگان محترم سایت های اینترنتی افغانستان آزاد - آزاد افغانستان، افغان - جرمن آنلاین و آریانا افغانستان آنلاین خبر دارند، با کسانی نسبتا" زیادی، از داکتر صاحب سید عبدالله کاظم گرفته تا  آقای قیس کبیر و محترم سید حسین موسوی و جناب معروفی صاحب محترم و غیره وطنداران در بسا موارد اختلاف نظر داشتند و به بحث و گفت و گو پرداخته اند.

در میان ذوات محترمی که یاد شد، نویسنده همین سطور هم بود، که نه تنها با وی، بلکه با بسیاری اشخاص دیگری، همانطور که آن مرحوم عادت داشتند، متاسفانه از روی عادت "بد"، به بحث و مناظره پرداخت ام. 

خوشوقتم که این عادت با شنیدن سخن یک کودک چهار ساله افغان، با قصه ای که از کودکستان خود و توصیه مربی اش برایم نمود، زمانی که بحث من و پدرش روی یکی از مسائل در خانه شان سخت داغ شده بود و صدای ما کمی بلند، دست از سرم برداشت. 

او بود که مرا متوجه به نرمی، به موقع و در حد لوزم صحبت نمودن کرد - که منت دارش هستم و همیشه یادش و خودش برایم گرامی خواهد بود. 

آره، با ایشان بحث های داشتم که در برخی مواقع و  موارد این بحث ها فراتر از حدود اعتدال رفته اند. 

تعین مرز محق بودن ما دو نفر و اینکه کدام یک از ما بیشتر و کدام یک کمتر مقصر بوده ایم، حال نه دردی را دوا می کند و نه لزومی دارد. 

واقعیت این است که گناه یک طرفه نبود، ولی در هر حال چون گفت و گو میان ما رفته بود، و  تنها به ما دو نفر مربوط می شد - بعد از آن که باد های سرد فرو نشست و هر دو به اصطلاح سر عقل آمدیم - با قدمی که اول من برداشتم و معذرتی که از ایشان خواستم و ایشان لطف کرده معذرت مرا پذیرفتند وخود نیز از آنچه میان گذشته بود پوزش خواستند مشکل ما حل شد. 

بعد از آن، تا امروز، من، نه تنها از ایشان کینه ای در دل ندارم، که به فهم ایشان در حد یک انسان احترام هم گذاشته ام - در حد یک انسان، زیرا هیچ انسانی کامل نیست. هر کدام اگر شئی را از یک بعد به درستی دیده ایم، از بعد یا ابعاد دیگر می توان گفت که احتمالا" آنگونه که لازم است، ندیده باشیم. 

بعد از شنیدن خبر فوت شان، در یادداشت های روزانه ام نسبت وفات شان اظهار تالم و تاسف نموده ام‌؛ همانگونه در مورد مرحوم استاد اسحق گارگر، که غنیمتی بزرگی بودند در عرصه فرهنگ و زبان و ادب و ادبیات کشور - و مرد حلیم و خیراندیش. 

روح هر دو شاد! 

یاد آوری این نکته هم، البته برای برداشتن پرده از روی ابهام، لازم است. چون چند روز، یا هفته دو هفته بعد از اینکه جناب شان متقابلا" از من معذرت خواستند، طی نوشته ای از جناب معروفی صاحب نیز برای آنچه میان شان اتفاق افتاده بود معذرت خواستند که جناب معروفی صاحب آن را نپذیرفتند. 

اگر آقای قیس کبیر این مساله را کمی مشرح تر می نوشتند، به یقین من این یادداشت را نمی نوشتم. 

براستی خوشحالم از اینکه رنجش ها میان ما دو نفر، قبل از آنکه ایشان فوت کنند، حل شد. 

از ایشان چیزی نمی توانم بگویم، ولی من از این بابت بی حد احساس آرامش می کنم. البته نه به آن حدی از رفتن شان احساس غم می کنم. 

اختر یوسفی16.06.2022USAhttp://www.arianafghanistan.com/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

بنابر مقاومت مسلحانه درکشور قوای اشغال خارج ساخته شده است؟

درطی پنج دهه اخیردرافغانستان جنگهای بیگانگان، در نتیجه رقابتهای بین المللی و منطقوی، بشکل نیابتی آن توسط پاکستان، ایران، ترکیه وعربستان با استفاده از افغانها بحیث مواد سوخت جنگ با هردوطرف منازعه برای ویرانی کشور بپیش برده شده است.  

با موجودیت هزاران سند انکارناپذیر درباره ورود و خروج تجاوز قوتهای نظامی خارجی برحریم مقدس افغانستان، حقایق جنگ و عملکرد دولتها بوضاحت نشان دهنده آنست، که درهنگام حضور قوای نظامی متجاوز خارجی حکومت مستقل قانونی و ملی در کشور وجود نداشته است.  قوتهای نظامی خارجی  درافغانستان بزور اسلحه با تانک، توپ، و طیارات غول پیکر جنگی بنابر تصامیم دولتهای مقتدر شان بکمک اجبران داخلی برای پیشبرد اهداف خود وارد افغانستان گردیده آنان را حمایت کرده اند.

زلمی خلیلزاد نماینده با صلاحیت ایالات متحده امریکا در امور افغانستان بارها با صراحت اظهار داشته که قوای نظامی امریکا و ناتو براساس تصمیم دولت افغانستان با این کشور نیامده است، خروج آن از افغانستان نیز با خود امربکا و ناتو تعلق دارد. امربکا و ناتو با اجازه هیچکس درمورد قوایش نیاز ندارد.   

حلقات راسیستهای چپ و راست ایتنیکی و مذهبی درافغانستان، درمورد حواث جنگهای پنج دهه اخیر درکشور، درباره ورود و خروج تجاوزات قوتهای نظامی خارجی برای فریب  مردم مظلوم و بیدفاع افغانستان با تبلیغات بی اساس عادت کرده اند. مبلغین راسیزم برای دفاعیه های بی اساس تبلیغات جعلی خود را مبنی بر تراوشات ذهنی رهبران منحرف چپ، راست اعم از رهبران تنظمهای "جهادی"و طالبان، این تفاله های استخبارات خارجی همانند پهلوانان خیالی درافغانستان پهلوانان خیالی اند، سالهاست برای گمراهی اذهان عامه  مردم میهن ما تبلیغات جنگهای بیگانگان و ویرانی افغانستان را بدون اسناد و واقعیتهای عینی  جنگ بنام "جهاد"، فتح، با استفاده از روشهای های لاف و پتاق درپیش  گرفته اند.

جنگ درافغانستان در طی پنج دهه اخیر درنتیجه ادامه جنگهای نیابتی دشمنان کشور بحمایت مستقیم خارجیها پنج بار رژیمهای را در کشور تغییر، خارجیها هر پنج بار  حکمرانان گماشته خود را در کشور بر ارکه  قدرت توظیف نمودند، بیش از چهار دهه میگذرد که جنگ و خونریزی درافغانستان بحمایت ادامه دارد.    

۱-  درهنگام ورود قوای نظامی اتحاد شوروی طی سالهای ۱۹۸۰میلادی درافغانستان، ببرک کارمل "رهبر" دولت چپ سوار تانکهای شوروی مدعی بود که قوای نظامی دوستان شوروی ما برای "کمک" انترنالیستی با مردم  کشور به افغانستان آمده اند.

تصمیم خروج قوای نظامی اتحاد شوروی ازافغانستان بعد از ده سال جنگ ومقابله با امریکا، غرب و اعراب بکمک پاکستان، ایران، و ترکیه و چین درافغانستان نیز براساس تفاهمات رهبران وقت شوروی و امریکا مخائیل گرباچوف، رونالد ریکن صورت گرفته است. اثرات "جهاد"، و موقف رهبران تنظیم های "جهادی" افغان درمعادله جنگ و خروج قوای نظامی اتحاد شوروی ازافغانستان در عصه بین المللی آنقدر ضعیف و بی حساب بودند، که درطول چهار سال مذاکرات دولت وقت افغانستان با پاکستان در ژنیو هیچ نماینده از تنظیمهای "جهاد" افغان مقیم پاکستان و ایران حضور نداشتند.

بعد از خروج قوای نظامی اتحاد شوروی طی دو سال ۱۹۸۸ و ۱۹۸۹۰ میلادی   ازافغانستان درجبهات جنگهای جلال آباد اردو مستقیمأ اردو نظامی پاکستان بجز چند دسته کوچی که با مواشی باربری شترها، خرها خود را برای انتقال چور اموال مردم و غنایم جنگی با خود آورده بودند، قوتهای نظامی اردو پاکستانی با توپخانه  صقیل شان با قوتهای مسلح مستقل آبدیده جنگ افغانستان در جنگ جلال آباد با دشمن میجنگیدند.   

۲-  براساس امضا توافق مواد معاهده صلح ژنیو ماه اپریل ۱۹۸۸میلادی در بین افغانستان-پاکستان با تظمین جانب امریکا واتحاد شوروی تحت نظر سازمان ملل متحد،  قوای نظامی اتحاد شوروی ازافغانستان خارج گردید، قوماندانان واقعی مجاهدین افغان، با افغانان مصلح جنگ و خوریزی را درافغانستان حرام اعلان کردند. در بهار ۱۹۹۲میلادی مردم افغانستان درحالیکه انتظار ورود حکومت بیطرف را درافغانستان داشتند، دولت وقت در کشور با تمامی قوتهای مسلح افغانستان امر آتش قطعی  را داده بود، همه سلاحهای تقیل در سلاحکوتها، وسایط وماشینهای محاربوی را پارک، امر ممنوعیت پروازهای طیارات جنگی قوایی مجهز هوایی افغانستان را صادر نموده بودند. دولت داکتر نجیب الله همه آمادگی لازم را انتقال مسالمت امیز قدرت سیاسی با حکومت مؤقت بیطرف را گرفته بودند. مگر رهبران تنظیمهای "جهادی" با اشاره دشمنان کشور از فیصله های صلح اطاعت نکردند، درحالیکه از طرف قوتهای مسلح کشورهیچگونه مقاومت مسلحانه در برابر تنظیمهای "جهادی"  وجود نداشت، شرارت پیشه گان و غارتگران  تنظمیهای "جهادی" بمجرد ورود، باچپاولگری ادامه دادند، که تمامی جنایات رهبران تنظیمهای "جهادی" معلوم است.

۳- ورود بار نخست طالبان درافغانستان درخزان ۱۹۹۵میلادی در قندهار توسط پاکستان با اشتراک نصرالله بابر وزیر داخله حکومت بیظیر بهوتو صورت گرفته است. طالبان در روز ۲۶ سپتمبر ۱۹۹۶ وارد کابل شدند، دراولین اقدام نصرالله بابر وزیر داخله حکومت بیظیر بهوتو داکتر نجیب الله و برادرش را بقتل رساندند، طالبان اجساد مرده را با پایه ترافیک در چاراهی آریانا حلق آویز نمودند. حکومت برهان الدین ربانی تمام سلاحهای و مهمات قوای مسلح کشور را بشمال کشور بدره پنجشیر انتقال داده بودند، حتی اثاثیه ارگ شاهی را نیز باخود برده بودند ارگ خالی به نصرالله و ملاربانی رها کرده بودند. طالبان با اشتراک القاعده تحت نظر استخبارات نظامی آی. اس. آی. تا حمله قوای نظامی امریکا-ناتو از افغانستان بحیث محل مصؤن تریننگ جنگجویان القاعده استفاده نمودند. در جریان   حمله قوای نظامی امریکا-ناتو در افغانستان، مشاورین استخبارات نظامی آی. اس. آی. پاکستانجنگجویان القاعده و قوماندان طالبان از صحنه های جنگ مصؤن خارج گردید. هدایات مکرر برهان الدین ربانی با قوماندان جمعیت "اسلامی" که همرکاب حمله قوای نظامی امریکا-ناتو درافغانستان بودند که برادران "مجاهد" عرب با مصؤون انتقال شود.

قوماندان جمعیت "اسلامی" و ملیشه های گلمجم عبدالرشید دوستم در صفوف طالبان صرف دهاقین تهی دست را که برای بدست آوردن یک لقمه نان با لشکر جنگجویان طالب پیوسته بودند، بنابر صبغه تعصبات قومی همه آنانرا بقتل عام رساندند.

 غربیها با آنکه در پروسه استفاده از وسایل افراطیون مذهبی "اسلامی" در جنگ مقابله با دشمنان خود در جنگهای شرقمیانه سابقه طولانی تجارب را هم دارند، مگر استفاده از وسایل افراطیون مذهبی "اسلامی" مانند طالبان تحت نظر پاکستان در جنگ یک پروسه مغلق است. نگهداری وسایل افراطیون مذهبی حیثت نگهداری مار را دارد. از امکان بدور نیست که مار گاهی هم صاحب خود را میگزند، زهر پاشی میکند. امریکا وغرب این تجربه ناکام را در مورد نقش اسامه بن الادن و القاعده بچشم سردیدند. لاف و پوف "جهاد"، فتح طالبان و مبلغین آنها عده از سران آنها را کنار بگذارید.

انتقال قواندانان طالبان بعد از سرنکونی حکمرانی ایشان از افغانستان به زندان گوانتانامو جزیره کیوبا، مرکز تربیتی زندان میدان هوایی بگرام کابل از یکطرف بهانه ادامه جنگ و خونریزی درافغانستان بود، از جانب دیگر امریکا و غرب با درس تلخ که از نقش اسامه بن الادن و القاعده  گرفته بودند، برای تجدید تربیت طالبان صورت گرفته است. تا طالبان درآینده رسوایی های حکمرانی دور اول خود را تکرار نکنند، مشکل اساسی مرفوع شود. نقش رهبری پاکستان تحت نظر امریکا بتوانند درانسجام شورای کویته، ادغام افراد گروه مولوی محمدنبی محمدی، با افراد گروهی جلال الدین حقانی، پیشبرد امور دفتر قطر  را در نظر داشتند، یک پروسه کاملأ رهبری شده است.

۴- دوره بیست ساله حکمرانی حامد کرزی و اشرف غنی با حضور قوای نظامی امریکا و ناتو در افغانستان، بدون شک از بی پرده ترین رسوایی های تاریخ درجهان، فاسدترین دوره نوع دولتداری درافغانستان با میلبونها اسناد انکار ناپذیر بشمار میرود در تمامی عرصه های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی در افغانستان موجود است.

کثافات مستند دوره بیست ساله حکمرانی حامد کرزی و اشرف غنی درحضور قوای نظامی امریکاو ناتو بنام دیموکراسی آنقدر، رسوا، وسیع و گندیده است که شرح تفصلی آن در کتب، فلمهای ویدویی و سینمایی موجود است، نیاز با تحریر دواره آن نیست.    

 ۵- ورود مجدد طالبان در روز پانزدهم ماه اگست ۲۰۲۱میلادی درافغانستان، تبلیغات مذاکرات "صلح" ، "دولت" مخلوع افغانستان با طالبان در دوحه،  "جهاد"، "شکست امریکا" و "فتح" افغانستان توسط طالبان افسانهای استخباراتی است، که با پلان رقابتی امریکا و کشورهای غربی درآسیا مرکزی مرتبط است.    

رهبران تنظمهای "جهادی" و طالبان میگویند که قشون سرخ اتحاد شوروی، قوای نظامی امریکا و ناتو را شکست داده است، برهان الدین ربانی یکی از رهبران تنظیم چور وچپاول      درافغانستان هنوز یک قدم فراتر رفت، ادعا نمود که دیوار برلین را هم ما چپه کردیم.

نه خیر آقایان!

متجاوزین نظامی خارجی با دستهای گل درافغانستان نیامده بودند. ورود و خروج قوتهای نظامی خارجی درافغانستان بنابر تصامیم خارجیها صورت گرفته است. تبلیغات "جهاد"،   "دیموکراسی،  "شکست"، "مقاومت"، "فتح" وغیره القاب تصادفی نیست، این القاب روی پوش جنگ استخباراتی بیگانه اند که توسط مبلغین آن صورت میگیرد.

قوتها نظامی خارجی درافغانستان این روشها را برای تطبیق اهداف شان، نفوذ و استحکام عمال ایشان بکار می برند. قوای نظامی خارجی بکمک اجیران داخلی شان از افغانستان بحیث سرزمین بیصاحب برای مقابله جنگ از جغرافیای افغانستان بحیث میدان جنگ کار گرفته است. خارجیها تا هنوزهم جنگ و رقابت خود را درکشورما خانمه نداده اند، آنان اکنون جنگ و خونریزی درافغانستان را درتحت طالب ومخالفین طالب ادامه میدهند.    

محمد داؤد مومند16.06.2022متحده ایالاتhttp://www.arianafghanistan.com/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

​مکثی بر نوشته شاغلی محترم  دپلوم انجنیر قیس جان کبیر!

الیوم مضمونی را به قلم شاغلی کبیر در مورد استاد هاشمیان در سایت خودش مطالعه نمودم، در اخیر مضمون خود مینویسند.

یک- قبل از وفات ایشان، شاهد کشمکش های تحقیر آمیز، غیر ضروری و بی معنی بر ضد هاشمیان صاحب بودیم.

دو- کسانیکه با شد ومد از کار روایی های وی مینویسند ولی خود نتوانستند حتی موقع تحقیر از وی دفاع کنند، نوشته های شان اعتبار ندارد. 

مکث و تبصره این جانب در دو مورد متذکره مالک محترم سایت افغان جرمن.

یک- شاغلی کبیر توضیح نمیکند که این کشمکش های تحقیر آمیز علیه استاد هاشمیان قبل از وفات شان در کدام سایت ها صورت پذیرفت؟

دو- آیا محترم کبیر به خاطر دارند که بیشترین توهین ها و تحقیر های ضد کرامت انسانی علیه استاد هاشمیان در سایت افغان جرمن صورت گرفت و ایشان به حیث مالک سایت مذکور ،هرگز  حاضر نشد که از این دشنام ها علیه آن انسان وطندوست جلوگیری کند.

تبصره در مورد دوم انتقاد شان!

شاغلی کبیر شهامت این را ندارند که پوست کنده بگوید، کسانیکه امروز به شد ومد در باره استاد هاشمیان مینویسند و در گذشته از وی دفاع نکرده و نوشته های شان قابل اعتبار نیست، کیانند.

اولین نوشته در سایت وزین دعوت از محترم طارق جان بزگر که مالک آن سایت است بود.

دومین نوشته از این جانب محمد داؤد مومند در سایت انسانی آریانا افغانستان تحت عنوان «یاذی از بابای مبارزان ملی داکتر صاحب هاشمیان» است.

سومین نوشته از خودت شاغلی کبیر از خودت است که باید قبل از همه نشر میشد.

پس لطفاً توضیح بفرامائید که نوشته با (شد و مد ) را کی نوشته است؟

تا جائکه من ملاحظه میکنم منظورت محمد داؤد مومند است.

آغای  ګلم قیس جان کبیر!

سالهای قبل که  مغفور استاد نوری صاحب ، در حقیقت ټولواک سایت افغان جرمن بودند و شما  به جز مالک بی واک و بی اختیار یک چیزی دیگری نبودید،نوشته انتقادی بسیار  شدید الحنی عنوانی استاد هاشمیان نوشت و استاد هاشمیان را متهم به تخریب کنفرانس نیویارک که حدود یک هزار افغان از سراسر دنیا در آن اشتراک کرده بود، ساخت.

من در دفاع استاد هاشمیان ، مضمونی در یازده صفحه ، تحت عنوان (دفاع از حقانیت، عرایضم خدمت نوری صاحب) به سایت افغان جرمن فرستادم که مرحوم نوری صاحب از نشر آن اباء ورزیدند،

استاد نوری ګرامی و مهربان با ما نیست و من آرزو ندارم آن دفاعیه  مدلل و مستدل خود را اکنون بدست نشر بسپارم. ولی بسیار علاقه من استم  یا هستم که برای مستند ساختن گفتار و ادعای خود، یک کاپی آن مقاله را  به شاغلی محترم کبیر بفرستم.

چون حوصله تایپ کردن آن را ندارم که توسط ایمیل برایت بفرستم، لطفاً آدرس منزل تان را برایم توسط ایمیل بفرستید تا توسط پست برای تان ارسال نمایم.

لطفاً از افتراء بپرهیزید و سر خود را به گریبان تان داخل نموده که بیشترین تخریب علیه استاد هاشمیان  توسط سایت افغان جرمن صورت گرفته است. 

که څوک تله د انصاف به لاس کی ورکا

خپل ټټو او د بل آس به برابر کا  !!!!!!!!!

منتظر آدرس فزیکی تان- شما ایمیل مرا دارید

محمد داؤد مومند15.06.2022متحده ایالاتhttp://www.arianafghanistan.com/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

​هموطن محمد یونس 

عنوانی این جانب نوشته اید:«شما با توضیحات تان خود را قانع ساختید که به جواب پرداخته اید»

هم چنان مطالب بیربط دیگر!!!

آغای گلم محمد یونس مستعار نام!

اگر شما به درک محتویات مضمون توضیحی مدلل من، مؤفق نگردید و یا اصلاً نمیخواهید که بفهمید ، مشکل شماست.

این پاراگراف جدید تان درین سایت وزین مستلزم یک مضمون توضیحی دیگر است، متآسفانه شما به کج بحثی و طفره رویی عادت داشته استاد مشرب سفسطه استید.

بیش از این نمیخواهم با شما طرف شوم، لطفا به اصطلاح معروف مردم ما دست از سرکل ما برداشته و به وقت من ارزش و احترام قائل شوید.

الله یاور

محمد داؤد مومند15.06.2022متحده ایالاتhttp://www.arianafghanistan.com/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

​اظهار سپاس فراوان از جناب دپلوم انجنیر صاحب فهیم

از روزی که به سلسله تلاش متداوم انجنیر صاحب صاحب فهیم، در قسمت منکشف ساختن این سایت وزین، ورژن جدید را جاگزین ساختند، نظر به غباوت خداداد خود، توان خانه پری کردن فورمه جدید را برای ارسال نظر در دریچه نظریات نداشم.

همین اکنون و تقریباً نیم ساعت قبل انجنیر صاحب فهیم از طریق تیلفون لطف فرموده و مرا راهنمایی نموده، قادر ساختند تا فورمه متذکره را خانه پری نموده و نظر خود را به دریچه مناظرات بفرستم .

من  درک کرده میتوانم که انجنیر صاحب فهیم به کدام سویه و اندازه مصروف سایت و کار و بار زندگانی خود هستند، مع الوسف لطف و مهربانی فرمودند و مشکل بزرگ مرا درین قسمت حل کردند

بدین وسیله بهترین مراتب شکران و امتنان خود را خدمت شان ابراز نموده مؤفقیت های مزید شان را در قسمت انکشاف این سایت انسانی وزین و خدمت بزرگ ملی ملتجی ام.

با عرض حرمت

محمد یونس15.06.2022امریکا http://www.arianafghanistan.com/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

آقای مومند:

1. شما در مورد آقای سیستانی سوالی را مطرح را کرده اید. به شما باید یاد آور شوم که من کمترین شناخت با آقای سیستانی ندارم. من میر اکبر خیبر، ببرک کارمل، اناهیتا، نورمحمد تره کی، محمود سوما، نور محمد پنجوائی، نجیب الله، دستگیر پنجشیری، وکیل، خلیل، اسماعیل  و صد ها دیگر مزدوران روس را می شناختم، اما شخصی را به اسم سیستانی نه نمی شناختم  نه می فهمیدم که کی است و در کجا کار میکند. حتا اسم سیستانی را هم نشنیده بودم. من دو ماه قبل از کودتای مزدوران شوروی از افغانستان خارج شدم. اینکه آقای سیستانی چه کار میکرد و چه نوشته کمترین آگاهی ندارم. من هیچ زمانی از نوشته های دیگران تقلید نمی کنم. چون شما با آقای سیستانی شناخت دارید و از گذشته وی آگاه هستید، جناب شما همان سوال را با  آقای سیستانی مطرح نمائید.

2.  شما با توضیحات تان خود را قانع ساختید که به جواب پرداخته اید. من زیاد جناب شما را زحمت نمیدهم. صرف یک سوال دیگر دارم. اگر عقد معاهدۀ آب هیرمند توسط "فرزند نابغۀ کشور" مرحوم محمد موسی شفیق قابل تائید بود، چرا در آن وقت شما به آن اعتراض کردید. استاد پژواک، استاد صاعد، استاد احسان تره کی در صدد مخالفت برآمدند و چند باری با پرچمیان مانند و خلقیان مشترکاً مجلس کردند. خوب به یاد دارم که در منزل آقای احسان تره کی همین افراد به شمول مرحوم میوندوال و یک عده افغان ملتی ها، پرچمیان و خلقی ها  جمع شده بودند و معاهدۀ هیرمند را مورد انتقاد شدید قرار دادند. نمیدانم که شما در آن مجلس تشریف داشتید یا نه، اما خوب میدانم که همیش با معاهدۀ آب هیرمند توسط مرحوم شفیق اعتراض می کردید. لاکن امروز عقیده شما تغییر کرده که من به آن کاری ندارم. 


خلیل الله معروفی15.06.2022 جرمنیhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

"هزار خم نکند مست، میپرستان را"

وطندار بسیار عزیزم، محترم "امین غبار" و یا "آمین غبار"!

لطف کرده شعر معروف و برازنده و طنخواهانۀ استاد مرحوم "عبدالرحمان پژواک" را درست بنویسید و روح بزرگ آن بزرگوار را معذّب نسازید!!!

شعر "استاد پژواک" اینطور است:

هزار خُـــم نکند مست، میپرستان را

چنان، که ذرۀ خاکی، وطنپرستان را

جناب "امین غبار" یا "آمین غبار"!

ــ جناب شما مصراع اول را از حالت "شعر" بیرون کشیده به سلک "نثر" و در هیئت یک "جمله" درآورده اید!!!

ــ و در مصراع دوم کلمۀ مشهور "ذرّه" را به صورت "زره" نوشته اید، در حالی، که این دو لغت از زمین تا آسمان فرق دارند. لطف کرده شرح ذیل را بخوانید:

ــ "ذَرَّه"(به فتح هردو حرف اول و تشدید حرف دوم و "های غیر ملفوظ") کلمۀ عربی ست و مراد از آن معمولاً همان جزء بسیار کوچک هر شیئ است. و اگر دقیقاً به حساب "صرف عربی" سخن بگوئیم:

ــ "ذرّه" از نگاهِ صرفی، "اسم مرّه" از کلمۀ "ذَرّ" است و "ذَرّ" در عربی "مورچه" را گویند. پس "ذرّه" لغتاً معنای "یک مورچه" و یا "یک دانه مورچه" را میدهد. این، که بعداً مفهوم و مدلول این کلمه از حالت "خاصّ" بیرون آمده و هیئت "عامّ" را به خود گرفته است، حساب دیگری دارد!!!

به حساب فزیک، "ذرّه" را به جای "اتوم" نیز میگذارند؛ چنان، که "فزیک اتومی" را "فزیک ذروی" نیز نامند؛ و همچنان، وقتی "انرژی ذروی" و "بم ذروی" میگوئیم، مراد ما از "انرژی اتومی" و "بم اتومی" میباشد!!!

ــ مگر "زِرِه"(به کسر هردو حرف اول و به تخفیف حرف دوم و "های ملفوظ") کلمۀ دری ست و مراد از آن، همان "لباس فولادی ست، که رزماوران قدیم در وقت جنگ میپوشیدند". کلمۀ "زره" نیز از حالت خاصّ قدیمی بیرون آمده و شکل عامّ امروزی را به خود گرفته است، چنان، که "زرهپوش" و "عرادۀ زرهدار" و "زرهِ تانک" و "زرهِ موتر" میگوئیم و ایرانیان "زرهدار" را "زرهی" گویند!!!

شرحی بود بر بیت مشهور استاد فقید "پژواک"، که به تحلیل لغوی نیز انجامید و امیدوارم، که توجهِ خوانندگان عزیز مناظرات صفحۀ محبوب "آریانا افغانستان آنلاین" را جلب کرده باشد!!!

با محبت فراوان او په درناوی

(خلیل معروفی ــ جرمنی ــ ۱۵ جوان ۲۰۲۲)


الله محمد15.06.2022آلمانhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

ادارهء  محترم آریانا افغانستان !

با عرض ادب.

قسمیکه به شما معلوم است بنده را کس "موظف کنترول صحفه نشرات شما" نه نموده و چنین طرز نوشتن خارج چوکات یعنی هر نوع چوکات ادبی و غیره است.

قابل تذکر است که بنده به صورت قطع "عمداٌ و آگاهانه" اسم آن محترم را نمی نویسم بلکه متوجه نبوده ام ،  که بدینوسیله معذرت خود را از وی  ابراز میدارم. 

دل اگاه نا یاب است "بیدل" که اندرین دوران

نشسته پنبهء غفلت به جای مغز در سر ها 



اختر یوسفی14.06.2022USAhttp://www.arianafghanistan.com/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

​ناشر محترم آریانا افغانستان !

من اخرین دو جواب خود را  در برابر ادعاهای آقای پامیر و آقای الله محمد مؤظف کنترول نشرات صفحه شما غرض نشر بشما فرستاده ام، مگر هردو جوابم تاکنون نشر نشده است. 

اولأ پامیر  و الله محمد هردو عمدأ و آگاهانه اسم ام را برای تمخسر غلط نوشته میکنند، آنها همچنان اتهامات ناروا را علیه من ادعا دارند. ثانیأ پامیر مثل توپ پس لکد علیه من ادعا لجاجت را نموده بودند. 

ابراز نظرات من هیچگاهی خارج از چوکات و بدون ارائیه اسناد ادعاهای طرف مقابل نبوده است، عدم نشر جوابات من در برابر ادعاهی مدعیان تخطی از  اصول نشراتی نشرات مستقل و بیطرف است. 

لطفأ شما مطابق پالیسی نشراتی تان که در مقدمات صفحه شما موجود است، بحیث یک نشریه آزاد، مستقل و بیطرف اعلام گردیده است، مطابق پالیسی شما مانند  مدعیان آقای پامیر و آقای الله محمد برای من نیز مساویانه اجازه نشر بدهید تا نظرم را خوانندگان  محترم شما بخوانند و قضاوت نمایند.

 باحترام 

 اخترمحمد یوسفی

آمین غبار14.06.2022هالند http://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

​آقای مومند.

بسیار خود را کلان جلوه ندهید یک طفل هم می‌داند که نوشته شما است.

دوما" از اینکه  چه خویشاوندی با مرحوم غبار دارم به ناحیه چهار مراجعه نمایید اسناد همه آنجا موجود است.

سوم : چه کاره هستی کا این سؤالات را از من میکنی؟

چهارم: این بدین معنی نیست که خودت شاگرد استاد پژواک بودی هم مانند او هستی.

هزار خم مست نکند می پرستان را

چنانکه زره خاک وطنپرستان را

پژواک  

الله محمد14.06.2022آلمانhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

​جناب محترم داکتر صاحب مومند!

بعد از عرض سلام و احترام به شما دوست گرامی ام از بار گاه ایزد متعال صحت شما را خواهان بوده از اینکه باز هم زمینه مساعد گردید تا چند سطر با شما تبادله نمایم، خوشوقتم. مقالهء "یادی از بابای مبارزان ملی، داکتر صاحب هاشمیان" شما محترم قبلاٌ از مطالعه بنده گذشت بود و چون امروز تبصره شما را در ارتباط نامیرده و محترم مرحوم پوهاند فضل ربی پژواک و وی خواندم خاطرات زیادی را برایم در ذهنم روشن نمود که کنون به تحریری ان می پردازم. در مقالهء شما امده که: 

"استاد هاشمیان در حق گویی و حقیقت پرستی و ترد گویی و جرئت و شهامت نظیر نداشت. موصوف مانند بسیاری سادات، آدم تند مزاج بود، و اګر کسی میخواست با وی در مقام مشاجره برخیزد، استاد معاند خود چنان بی آب و بی پرده مییساخت که از ....خوردن خود نادم و پشیمان میگشت."

واقعاٌ مردی این مر د خدا زمانی برایم ثابت گردید که بنده را تعداد زیادی از دوستان در تبصرهء که در افغان جرمن داشتم معاصره نموده بودند و بنده واقعاٌ تنها به جواب هر یک شان که همه پر از توهین و اتهام و غیره اخلاق غیر ادبی بود، می پرداختم. یکی ان که می رفت دیگرش می امد و چون بنده کاملاٌ مطمین بودم که حق به جانب هستم و علم و دانش دوستان بنده را درک نموده نمی تواند به این حالت مواجعه هستم. بسیار در یک حالت بد قرار داشتم که دفعتاٌ یک نوشته ای از محترم پوهاند صاحب داکتر هاشمیان در ارتیاط بحث ها وارد میدان شد. نامبرده به تایید نظریات بنده پرداخته و همهء دوستان مشاجره را سخت نوشته و از بنده تقاضا نمود تا دیگر در صحفه افغان جرمن نه نوشته و ویب سایت های دیگر خوش خواهند شد تا انسانی مانند شما انجا بنویسد. بنده متاسفانه موفق به پیدا کردن ان نوشته امروز نشدم اما انرا پیدا خواهم نمود از ارشیف انجا. البته تاریخ ان برایم معلوم نیست اما جواب که در ارتباط نوشته محترم مرحوم هاشمیان نوشته ام نزدم بود که قسمتی از آن را اینجا نشر می نمایم:

"باور کنید که هر دو تبصره زیر دوستان علم و معرفت را که خواندم اشکایم امد که هنوز هستند انسانانی که  به انسان و انسانیت و هموطن  خود ولو هر کی و هر چی باشد ارزش انسانی قایل هستند. از پوهاند   گرفته تا شاگرد صنف اول در جانم چسپیده اند که چرا خدای نا خواسته بالای این و ان می نویسم و کوتاه و دراز. من فقد به موضوعاتی که علاقه بگیرم حق تبصرهء که به خواننده داده شده از آن استفاده کرده تجزیه و تحلیل فکری می کنم. من این را نوشته ام که بالای تبصره ام به قسم بحث تبصره شود تا بلاخره مانند چال رفتن در شطرنج به یک نتیجه ولو مساوی باشد رسید. این شیوه از زمان های قدیم در یونان قدیم بین انسانان مخصوصاٌ فلوسفان معمول بود سقراط و افلاطون توسط همین شیوه ها بود که به نتایج جالب شناخت هستی رسیده اند. حتی اگر غلط نه فهمیده باشم بودایی ها هم از این شیوه بحث استفاده می کنند. من متیقن هستم که علمای اسلام مانند البیرونی ابو سینا و غیره فیلوسفان آهین و دین ما هم از این شیوه استفاده میکنند. نه اینکه شیوه های بالایی مختص به یک محل است بلکه این را منطق انسانی که در جوهر انسان در خلقت گذاشته شده از خود بیرون می کشد. این همه پیشرف علوم از همین سر چشمه می گیرد."

با اظها تشکر از فهم و درک عالی پوهاند داکتر سید خلیل الله هاشمیان که واقعاٌ تصمیم داشتم دیگر ننویسم و وقت گرانبهای خود را به مصروفیت های دیگری که دارم بدهم در صورت لزوم مضامینی که طرف علاقه ام واقع خواهد   شد در این پورتال تبصره خواهم کرد.  باز هم یک جهان از شما  انسان مهربان تشکر که نا امیدی و تاثر من را به امید و خوشی مبدل ساختید در این صبح صادق. با عرض سلام و احترام 

 به غیر از ناله سامانی ندارد خانهء وحشت

کمان حلقهء زنجیر ما تیرش صدا باشد

 ندارد هیچکس اگاهی از سعی گداز من

همان بیرنگ میسوزد نفس در هر کجا باشد"

به هر صورت نمی دانم که دفاع محترم مرحوم هاشمیان از بنده قبل از 2017 بوده و یا بعد آن اما انرا حتما پیدا خواهم نمود تا معلوم گردد و موضوع ان هم و ان اشخاص با چیزی های که گفته اند اما اینک یک جواب دیگر بنده برای ان مرحومی در سال 2017:

"استاد محترم داکتر صاحب هاشمیان!

 بعد از عرض سلام و آرزوی سلامتی شما محترم اجازه بفرمایید که  ...

 مضمون تان تحت عنوان "بیدل شناس نیستم، اما بیدل دوست استم" از مطالعه ام گذشت. تشکر از اینکه به من افتخار "لقب" استادی را یاد آوری می کنید. استادی واقعاٌ کاری مشکلی است به این مفهوم که باید شاگردان و یا هم صحبتان را طوری متقاعد و موضوع را برایشان تفهیم نمود که که هم درک نمایند و هم لذت ببرند. من در زندگی استادان خوبی داشتم و دارم و افتخار می کنم که شما را به حیث یکی از این استادان قبول کرده ام."

اینک قسمتی از نوشته محترم پوهاند مرحوم هاشمیان که در مقالهء ذکر شده بالایی  که  در  جنوری 2017 نوشته اند:

"از آنجائیکه هموطن محترم ما شاغلی صالح محمد فطرت از جناب استاد  الله محمد خان تقاضای معنی کردن ابیات بیدل را کردند و آن استاد گرانمایه این سنت نیک را هفتۀ گذشته با مهارتی که خاصۀ خودشان است افتتاح نمودند، به اجازۀ استاد محترم  الله محمد خان و به پیروی از ایشان این سنت را به حیث یک شاگرد این دبستان دوام میدهم  ..."

ضمناٌ زمانی در ارشیف محترم افغان جرمن سرچ و یا تحقیق می نمودم چشمم به نوشته زیرا محترم پوهاند داکتر هاشمیان افتاد که انرا خالی از دلچسپی برای شما محترم ندانسته که بفرستم:

" به ارتباط ملاقات آقای کسنجر با مرحوم محمدداودخان رئیس جمهورکه جناب آقای فوادارسلا بسیارخوب ترجمه کرده است، روش تحلیل و تدقیق دانشمند محترم الله محمد خان را از مواردی که تحت تبصره قرار داده اند، واقعبینانه و مطابق به معیارهای علم منطق یافتم.
با عرض احترام - سیدخلیل الله هاشمیان - 14 دسامبر 2016"

قابل یاد آوری است که محترم مرحوم استاد هاشمیان را شخصی نمی شناختم و از طریق صحفه افغان جرمن با وی اشنایی پیدا نمودم اما مرحوم پوهاند فضل ربی پژواک را بسیار زیاد می شناختم، زیرا فرزند بزرگش دوستم بوده و همواره در خانه شان بودم  که واقعآ یک انسان مهربان و دانشمند بزرگی بودن و به فامیل ما هم احترام بسیاز زیاد داشتند که خاطرات بسیار زیاد خوش از ایشان دارم.

نازم نام شیرینی که هر گه بر زبان آید

چو بند نیشکر جوشد به هم چسبیدن لب ها 

 بیدل

محمد داؤد مومند14.06.2022 متحده ایالاتhttp://www.arianafghanistan.com/FotoGallary/CountryIcons/USA.png
 به شخصی که خود را بنام امین غبار معرفی میکند
شما نوشته اید:
-------------------------------------
دروغگو حافظه ندارد.
اسم: بسم الله خان

با احترام عین الدین از کابل
در اصل
مومند
به هر رنگی که خواهی جامه میپوش   
-------------------------------------
هموطن شاغلی غبار
با کمال تأسف باید بگویم که این ادعای خودت مانند بسیاری ادعاهای میر غلام محمد غبار، دروغ، افتراء ، بهتان و کذب محض است. ارشاد خداوندی است: لعنت الله علی الکاذبین.
باید اخلاقاً از افتراء و اتهام ناشی از سوء ظن تان معذرت بخواهید.
من شاگرد شخصیت با شهامت و با ایمان ملی پوهاند فضل ربی پژواک استم که به حیث یک مسلمان جز از ذات خداوند از هیچکسی ترس نداشت.
پژواک صاحب در برابر جمعیت بزرگ محصلین و استادان پوهنتون فرمود که حکومت میخواهد (منظورش حکومت سردارنوراحمد اعتمادی بود) که از من شاه شجاع بسازد ولی من شاه شجاع نیستم و متعا قباً از وظیه انتخابی ریاست پوهنتون استعفاء داد.
قابل تذکر است که پوهاند صاحب پژواک اولین رئیس انتخابی پوهنتون بود.
هم چنان در قسمت ترد ګویی، میراث خور شجاعت و شهامت و تهور داکتر صاحب هاشمیان استم. نوشته هایم در آرشیف که تمام چیز نویسان سایت افغان جرمن را با شدید ترین وجه ممکنه کشت و مات داده ام، مدارک مبرهن دلاوری و جسارت من است. سایت افغان جرمن از ترس و جبن حاضر نیست، که نوشته های مرا بدست نشر بسپارد، یکی از وابستگان آن سایت در مورد من نوشت که  که من آدم شورشی هستم.
من اګر از میر غلام محمد غبار و غبار پرستان، ترس و واهمه ندارم، امین جان غبار کی و چی باشد که از او بترسم، آین ممکن است که شاهین از زاغچه بترسد؟؟؟ استغفرالله.
شاغلی غبار! نمیدانم جناب شما چرا در طول سالیان متمادی خاموش بودید و هرگز مانند شاغلی نجیب سخی سال ها قبل به دفاع از فقید غبار نپرداختید،چنین به نظر میرسد که خودت با غبار هیچگونه قرابت نداشته و قرابت تان با فقید غبار ساختگی به نظر میرسد، لذا برای ثبوت ارتباطت با فقید غبار، لطفاً به سؤالات ذیل جواب بدهید:
یک- خانه فقید غبار در کدام قسمت کابل واقع، و مشخصات موقعیت خانه اش چه بود؟
دو- کدام پسرغبار با دختر کدام شخصیت معروف کندهار وصلت کرده بود؟
سه – پسر کلان غبار چه نامداشت و خانه که به کرایه داده بود در کدام منطقه کابل موقعیت داشت و مشخصات موقعیت خانه اش چگونه بود؟
چهار- دختر غبار که در پوهنتون مشهور بود چه نامداشت؟
چون خودم از تمام مطالب مطروحه فوق اطلاع دارم، دروغ گفته نمیتوانید.
تشکر


بسم الله جان13.06.2022کابلhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/Germany.png

آمین صائب گرامی،
 
تفاوت اسم من جزء طنز بود، زیرا در اول چالش مستعار نویسی را ذکر کرده بودم.
به هر صورت من با جناب مومند صاحب هیچ ارتباطی ندارم. سوء ظن شما بیمورد است.
 
با احترام


الله محمد13.06.2022آلمانhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

​جناب محترم سدید صاحب گرامی!

مقاله شما تحت عنوان "حکومت همه شمول: آره، یا نه؟"  از مطالعه بنده گذشت.  مقاله واقعاٌ واقیبینانه نوشته شده است.

بنده تبصره شما را در اینجا قبل از مقاله خوانده و یک تبصره در ان نموده ام  اما جواب و یا پشنهاد که از شما تقاضا نموده ام در مقاله تان انرا یافتم یعنی:

" حکومت همه شمول، آره! اما به شرطی که اعضای آن از میان افراد لیبرال دموکرات، سوسیال دموکرات یا مشروط خواهان یعنی افرادی معقول و معتدل و مترقی و طرفدار توسعه و حامی حقوق بشر و آزادی و  مخالف یکجا شدن دین و حکومت می باشند و پایه و اساس فکر شان بر بن یاد آزادی فرد ی در کشور قرار دارد و در صدد برآوردن ساختن نیاز های کشور )مردم( به تناسب دستاورد های بشری در کرهء خاکی ما، با حفظ شرف و استقالل مردم و کشور باشند، و به انتخابات عمومی و وجود پارلمان باور داشته باشند، چرا؟ "

البته موضوع دین و حکومت هم مشکل نیست که یک راه حل معقول برای ان پیدا نمود که وجود هم دارد که نه سیخ بسوزد و نه کباب.

برای بنده بسیار جالب است که شما چنین پشنهادی نموده اید و بنده فکر میکنم که انکشاف هم به همین جهت خواهد رفت و باور نمایید که حتما بحث های بالای مقاله محترم داکتر تره کی را تعقیب نموده باشید که هم به عین ترتیب نامبرده خواهان راه حل هستند. 

نیامد کوشش بی حاصل گردون به کار من

مگر از خاک بردارد مرا سعی غبار من


بیدل

امین غبار13.06.2022هالندhttp://winse2016/FotoGallary/CountryIcons/NL.PNG
"دروغگو حافظه ندارد "
"اسم: بسم الله جان"
 محل سکونت:  کابل
در ختم
" با احترام عین الدین از کابل"
در اصل
" مومند"
»به هر رنگی که خواهی جامه می‌پوش، من از طرز خرامت می‌شناسم«
 
جناب محترم فرق آمین و امین را فکر کنم اگر خود را زحمت بدهم شاید کرده بتوانم، تشکر از درس عالمانه استاد گرامی.
اگر با تخنیک جدید آشنا باشید، که در موقع نوشتن یک لغت، سیستم خود بطور پشنهادی همان لغت و یا نظیر آنرا می نویسد، که اگر توجه نکنید همان لغت را درج می نماید،  روزانه همچو اشتباهات به میلیون ها مرتبه در جهان تخنیک مدرن رخ می‌دهد،  که مانند بعضی ها کسی فضل فروشی نمی کند، مطلب را مهم تر می دانند و نه زیر و زبر را و به رخ کسی نمی کشد.
در جهان امروزی بیسواد به کسانی گفته می‌شود، که  آشنایی با تخنیک پیشرفته ندارد‌.
 
نمی دانم که چرا مثال از دیگران را برایم می نویسد و  پای دیگران را بی مورد در قضیه دخول می نمایید.
از اینکه کی دست کی را بوسیده،  به من ارتباط ندارد. من بطور مشخص از مرحوم استاد هاشمیان یادآوری نمودم، که از همچو  یک شخص عاقل و دانشمند انتظار آنرا نداشتم.


الله محمد13.06.2022آلمانhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

​ دوستان گرامی

با عرض ادب!

1-"تشکر از جناب سید هاشم سدید هموطن منصف، که با وسعت نظر، ماهیت کارنامه های جنایتکارانه گروه های "سیاسی" پنج دهه اخیر درافغانستان را در نوشته خویش منصانه بر حسب منافع ملی کشور،  مکلفیتها و وظایف فرزندان سرزمین افغانستان را برای حال آینده کشور را توضح دادند، این بوده چهره واقعی تصویر میهن نه چرندیات روستاه تره کی."

شکر خداوند که بالای آب خس پیدا شد برای نجات منطق دوستان که بدون درک  منصفانهء مقالهء  انتقادی محترم داکتر تره کی به آن دست پرتاپ می نمایند با در نظر داشت اینکه این حق مسلم هر کس برای نجاتش میباشد.

 2-". ارزیابی دقیق حوادث  "سیاسی" پنج دهه اخیر و نقش گروه های "سیاسی" افغان درآن واضح نشان میدهد، که اثرات تراکم و تسلسل پرابلم های گذشته، و نقش مداخلات بیرونی درافغانستان باهم مرتبط و هویدا است."

این چیز نو نیست بلکه در همین مدت تشنج همه اینرا می دانند و علت های تشنجات در سطح ملی و بین المللی همین بوده است. 

3-"درطی اخیر سالهای وقتی با کوه های خاکستر جنگ درافغانستان مینگریم، ناگزیرمیشویم که در برابر چرندیات از نویسندگان راسیزم و یاوه سرایان  چمچه آنان، براساس رسالت و  مسؤلیت کنونی اتباع در برابر حال و آینده کشور خاصتأ با مدعیان متعرض که بار تمامی ملامتهای را بر یک گروه خاص یکجانبه، نادرست و ناکافی میدانیم."

فکر نمی کنم با چنین اظهارات بتوانید خالیگاه های فکری خود را پنهان نمایید، زیرا اینرا همه باید بدانند و می دانند که در حوادث کشور زیاد گروه ها حصه داشته اند و اینکه شروع ان از کجا بوده هنوز هم بحث های وجود دارد و علت اینکه امارات اسلامی افغانستان عفو عمومی اعلان نموده است علت خاص خود را دارد تا بتوانند در کشور ارامش اجتماعی را بر اورده بسازند. ضمناٌ مقاله محترم داکتر تره کی  به صورت قطع ان چیزی که شما ادعا می نماید در ان اصلاٌ وجود ندارد و اگر وجود داشته باشد لطفاٌ انرا اینجا تحریری دارید یعنی کجا آن راسیزم دارد. ضمنآٌ چون شما یاوه فکر می کنید همه چیز را یاوه هم می بینید.

4-"ببینید استادی "بزرگوار" در فرانسه نشسته مبنی بر افکار راسیستی طالبان را ناجی میگوید، مشکلات کنونی کشور را ناشی از حلقه کوچک بیخبر از واقعیتهای میدانند، وقتی نویسنده تصویرحقیقی توطیه های استخبارات بیرونی و عمال داخلی آنرا برملا میسازد، استاد خطاکار خاموش است، شاگردان مدافع استاد چرند نویس آستین را برای جفنگ برمیزنند. "

اینکه شما قبول ندارید که در اثر مقاومت مسلحانه در کشور قوای اشغال خارج ساخته شده است موضوع علهده میباشد اما واقعیت این است که حلقه چی کوچک و چی بزرگ بایست متوجه ساخته شود که بدین صورت در سطح ملی و بین المللی نمی توان سیاست نمود و محترم داکتر تره کی به نظر بنده وظیفه وجدانی خود را در سن و سالی که هستند انجام داده و شاگردان وی هم چیزی که شما می نویسید نه فرموده اند بلکه واقعیت های دیگری را ذکر نموده اند زیرا در  جریان سالیان دراز ما یکی دو واقعیت نداریم. با وجودیکه بنده شاگرد شان نیستم اما اگر شما در   چرند و جفنگ تان بنده را هم شامل می سازید برایتان یک رتبه  تفرع  قایل خواهم شد.

 5-"ناگزیر میشویم باید گفت، آیا استاد"بزرگوار" و شاگردان وفادار او این حقیقت را می پزیرند، که حکومت چپ و سازمان سیاسی آن سی سال پیش از بین رفته است. "

تاریخ هیچگاه از بین نمی رود با وجودیکه بنده نه شاگرد و نه وفادار کسی هستم غیر از حق. 

6-" در طی بیش از سی سال گذشته ناجیها استاد و شاگردان درافغانستان حکمرانی دارند،"

شکر خداوند که محترم سدید یک تبصره نمو ده است، به اصطلاح شما را چقدر شیرک ساخته است هر چی از دهن تان خارج شد می نویسید مثل همیشه. 

7-"که آقای وثیق رئیس سرپرست امنیت ملی طالبان این ناجیهای روستا تره کی در میدان هوایی کابل از ورود صدیق چکری، فاروق وردک، وغیره خاینین ملی استقبال میکنند. "

قدرت بدست شان است و سیاست هم می کنند. نمیدانم اسناد تان چی بدرد می خورد که از ان استفاده نشود. 

8-"این وطنفروشان  گذشته ازچپاول دارایهای ملی در داخل کشور"

منظور تان حتماٌ از دارایی های مالیه دهندهگان غرب بوده است، مسلم که این نقطه تان صد فیصد طرف تایید بنده است.

"بیدل" از طور کلامم بی تامل نگذری

سکته خیز افتاده چون موج گهر   تقدیر من

پامیر13.06.2022بلژیکhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

​آقای یوسفی !

تأسف میکنم که شما از خر *** و لجاجت پاهین نمیشوید. در مناقشه یی که میان من و *** جریان دارد، بی جهت پای استاد بزرګوار عثمان تره کی را میکشانید. با متورم جلوه دادن خطای  های دوره های بعد از ذلت و خیانت حزب پرچم - خلق ، تلاش میکنید روی جنایات  هولناک  ***  پرده بپوشانید.

مردم هوشیار تر ازان شده است که فریب بازارتیزی، *** را بخورد که به دلیل خیانت و جنایت به امید معجزه و ترحم مردم زندګی میکنند.

پامیر

الله محمد13.06.2022آلمانhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

​دوست گرامی محترم اقای سدید!

با عرض ادب.

قبل از همه باید تذکر دهم که بنده از کسی در این نوشته دفاع نمی کنم و اگر هم می کنم دفاع از صلح و ارامش برای مردم افغانستان میباشد. 

برای اینکه بالای مطلب اصلی آمده باشیم با تایید فرموده زیر شما به نوشته خود ادامه می دهم:

 "خون را با خون نمی شویند." معنی این سخن کوتاه این است، که تداوم سلسله انتقام کشی های خونین جزء ریخته شدن خون بیشتر نتیجه ای ندارد. باید این سلسله با گفت و گوی سازنده و کنار آمدن برای ختم دشمنی، به گونه دیگر و برای همیش قطع گردد."

با زهم با تایید فرموده حضرت عیسی، بدون در نظر داشت یک باریکی در ان ، شما در ادامه معقول می نویسید که:

" ملت هایی هستند و بودند، که در اثر جنگ های داخلی، خواه خود خواسته بودند و خواه به تحریک بیگانه ها بوده است، طی جنگ های ممتد و متعددی خون های زیادی برادران خود را ریخته اند. در این گونه برخورد ها میلیون ها انسان کشته شده اند و سالیان درازی این جنگ های خودخواهانه و مخرب ادامه داشته است، اما بالاخره همین مردمان به این نقطه رسیده اند و به این نکته پی برده اند که راه حل این دشمنی ها و کشت و کشتار جنگ و زورگویی و" منیت" ها نیست، باید نشست و گپ زد و راهی پیدا کرد که هم کشور آرام شود و هم مردم. "

شما در دو اقتباس بالایی به دو نقطه بسیار مهم در ارتباط اوضاع جاری کشور اشاره داشته اید و بعد می نویسید که:" ملت ها را مردمان صلح دوست، مصلح، باسواد، آنانی که میان انسان ها تفاوتی از نظر انسانی و حقوقی قائل نیستند و همه را به یک چشم می بینند، حق حاکمیت را از آن مردم می دانند، مردم پاک نفس و منقطقی و متخصص، کسانی که قوانین و نظم جهان را می دانند و خود را مکلف می دانند در چهارچوکات قوانین بین الملل با جهان در ارتباط دوستانه و داد و ستد برار باشند و نکوشند باور های  زورگونانه و شخصی و ظاهرا" ملی خود را چه در درون کشور و چه در بیرون کشور هرومرو بر دیگران تحمیل کنند، مردمانی که صداقت داشته باشند، آباد می سازند. "

با در نظر داشت سه نقطه مهم از نوشته شما محترم که بنده انرا در بالا اقتباس نموده ام به نظر بندبا اظهارات زیر شما در تصادم واقه می گردد یعنی شما می نویسید که:

" در وجود طالب آن خصوصیات لازمی که در بالا برای افراد لازم برای اداره و آبادی یک کشور ردیف شد، دیده نمی شود، گذشته از خشونت و سخت گیری و جنایات آن. حمایت از طالب عین همان کاری است که حامیان مسعود و نجیب و کلبدین و امین و افرادی از این سنخ می کنند. اینها هیچ کدام قابل حمایت نیستند!"

با در نظر داشت اینکه فعلاٌ قدرت دولتی بدست طالبان و یا هم امارات اسلامی افغانستان بوده و شما در وجود انها خصوصیات لازم اداره و آبادی کشور را نمی بینید تا زمانیکه دیگران با سواد و متخصص غیر طالب به کمک رسیده ، پس شما چی پشنهادی در زمینه دارید.

البته با در نظر داشت جمله مهم اول تان که "خون را با خون نمی شویند" و فرموده دوم تان که: " دوم اینکه اما بالاخره همین مردمان به این نقطه رسیده اند و به این نکته پی برده اند که راه حل این دشمنی ها و کشت و کشتار جنگ و زورگویی و" منیت" ها نیست، باید نشست و گپ زد و راهی پیدا کرد که هم کشور آرام شود و هم مردم." 

از توجه محترمانه تان قبلاٌ تشکر و ضمناٌ در اینجا قابل تذکر می دانم که نوشته محترم داکتر تره کی که بنده از آن برداشت نموده ام و در اینجا هنوز هم است به عین مطلب اشاره می نماید که توجه شما را جلب نموده است که اگر لازم بدانید برایتان انرا اقتباس خواهم نمود. 

ندارد هستی ام مستقبل و ماضی

چو دریا هر طرف در خاک می غلتد کنار من

بیدل

بسم الله جان13.06.2022کابلhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/Germany.png
جناب محترم امین صائب غبار، که این بار اسم خویش را آمین نوشته اید. امین یا رب العالمین که استفاده از نام مستعار هم به گفتۀ دوستان ایرانی ما چالش های را با خود دارد.

و اما.... دست بوسیدن، پا بوسیدن، چشم بوسیدن، دهان بوسیدن مثلاً بریژنیف با اریش هونیکر از المان شرق..و..و.

خلاصه بوسیدن، مالیدن یکعمل کاملاً نامناسبی است که در کلتور افغانی ما و یا گفته میتوانم به صورت عموم در کلتور شرقی ها رشتۀ عمیق چاپلوسی، گردن پتی و بوت پاکی پر از ریا و نیرنگ را دارد.  برخلاف اگر روزش رسید امین صائب، چنان یک خنجر را از پشت در قبرغه تان فرو برند که فغان تان تا ملکوت برآید و باز خواهید گفت، خدایش کجاست.

اشاره میکنم به عملیات دستبوسی حفیظ الله امین با دستان پدر معنوی اش نورمحمد ترکی، ویدیو ها در یوتوب موجود است. دیدیم زمانی که روزش فرا رسید، چنان بالشت را همکیشانش در دهن کثیفش فشردند که بیرق سرخ انقلاب هفتم ثور به لته ای زرد مبدل گردید.

چون عمل دست بوسی یک عمل است که انسان را همچنین مانند سگرت محتاط میسازد، همان است که در هرکجایکه هستید و به هر طرفی که میروید، در ذهن مبارک تان فقط یک چیز را می پرورانید که کدام دست را اولتر ببوسید. اشاره میکنم به تاریخنگار مشهور ما جناب استاد اعظم سیستانی که از زمان عضویتش در شورای انقلابی ببرک کارمل به این مرض محتاط شده و سالها بعد و فرسنگ ها دور از کشورش به دستان مبارک جناب عبدالباری جهانی صائب در سویدن حمله ور گردیده تا دستانش  را ببوسد و بر جمالش بمالد. 

شما حتماً نوشته های سیستانی را با جهانی صائب در کشمکش های قلمی که چند ماه قبل در دریچۀ نظردهی افغان جرمن جریان داشت، خوانده اید که استاد اعظم سیستانی به جهانی صائب چه چیز ها نوشت. یعنی خنجر قلم درآورد و در قبرغۀ جناب جهانی صائب فرو برد.

سخنان نچندان آموزندۀ خود را با این چند مصراع از یک شعر پایان بخشیده به شما و همه دوستان در انترنت روز خوش آرزو میکنم.

بوسه گاهی نمادی از ننگ است
ضد اخلاق و دین و فرهنگ است
بوسه بر دست حاکم منفور
یا به دستان واعظ مغرور؛
زشت و مصداق بدترین کار است
مایه ی ذلت و دل آزار است
پاچه خواری که اوج بیعاری است
بی گمان بدتر از زناکاری است
پس شود لعنت خدا مشمول
بر دل و جان فاعل و مفعول


برخلاف:

هر که خلوت نموده با یارش
می شود بوسه اولین کارش
بوسه باید زنی در آن هنگام
بر سراپای یار گل اندام
بوسه یعنی من از تو دلشادم
از غم و درد و غصه آزادم
بوسه یعنی دلم مکدر نیست
در کنارت نیاز دیگر نیست
آنچه مافوق گنج و الماس است
بوسه از روی عشق و احساس است


با احترام
عین الدین خان، کابل


پامیر13.06.2022بلژیکhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

​آقای اختری !

من پیام قبلی خود را به شما با یک توصیه اخلاقی و خیر خواهانه به پایان رسانیدم. عکس العمل شما عقده مندانه و بیمار ګونه بود.تراوشات قلم شما نمایندګی از فکر سالم تان نمیکند.  لازم میدانم که آخرین توصیه را به آدرس تان ارسال کنم و آن اینست که با تحقیر و اتک حرمت دیګران انسان بزرګ جلوه نمیکند. بخصوص آنکه شخص تفاله باقی مانده از یک دوره سیاه جنایت و خیانت در کشور باشد.

به امید روزی که عدالت به سراغ همه ما بیاید.

پامیر

اختر یوسفی13.06.2022USAhttp://www.arianafghanistan.com/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

هموطنان گرامی و خوانندگان ارجمند!

تشکر از جناب سید هاشم سدید هموطن منصف، که با وسعت نظر، ماهیت کارنامه های جنایتکارانه گروه های "سیاسی" پنج دهه اخیر درافغانستان را در نوشته خویش منصانه بر حسب منافع ملی کشور،  مکلفیتها و وظایف فرزندان سرزمین افغانستان را برای حال آینده کشور را توضح دادند، این بوده چهره واقعی تصویر میهن نه چرندیات روستاه تره کی.

هرافغان که خود را با غم و اندوه مردم رنجدیده افغانستان صادقانه شریک بدانند، از خیانت و اعمال جنایی گروهی خرابکار "سیاسی"  ولو که همان فرد با آن گروه های "سیاسی"  هم منسوب باشد، دفاع نمی کند. ارزیابی دقیق حوادث  "سیاسی" پنج دهه اخیر و نقش گروه های "سیاسی" افغان درآن واضح نشان میدهد، که اثرات تراکم و تسلسل پرابلم های گذشته، و نقش مداخلات بیرونی درافغانستان باهم مرتبط و هویدا است. نقاط نظر ما برای برأیت مجرمین گروه های "سیاسی" از اعمال خیانت و جنایی آن گروهی خرابکار نیست.  

درطی اخیر سالهای وقتی با کوه های خاکستر جنگ درافغانستان مینگریم، ناگزیرمیشویم که در برابر چرندیات از نویسندگان راسیزم و یاوه سرایان  چمچه آنان، براساس رسالت و  مسؤلیت کنونی اتباع در برابر حال و آینده کشور خاصتأ با مدعیان متعرض که بار تمامی ملامتهای را بر یک گروه خاص یکجانبه، نادرست و ناکافی میدانیم.

ببینید استادی "بزرگوار" در فرانسه نشسته مبنی بر افکار راسیستی طالبان را ناجی میگوید، مشکلات کنونی کشور را ناشی از حلقه کوچک بیخبر از واقعیتهای میدانند، وقتی نویسنده تصویرحقیقی توطیه های استخبارات بیرونی و عمال داخلی آنرا برملا میسازد، استاد خطاکار خاموش است، شاگردان مدافع استاد چرند نویس آستین را برای جفنگ برمیزنند.   

ناگزیر میشویم باید گفت، آیا استاد"بزرگوار" و شاگردان وفادار او این حقیقت را می پزیرند، که حکومت چپ و سازمان سیاسی آن سی سال پیش از بین رفته است.  در طی بیش از سی سال گذشته ناجیها استاد و شاگردان درافغانستان حکمرانی دارند، امروز مردم مظلوم و بیدفاع  افغانستان از فقر دستنگی دلبدان خود را میفروشند. آیا مدافعین تنظیمای "جهادی" و طالبان زاده  تنظیمای "جهادی" خجالت نمی کشند، که آقای وثیق رئیس سرپرست امنیت ملی طالبان این ناجیهای روستا تره کی در میدان هوایی کابل از ورود صدیق چکری، فاروق وردک، وغیره خاینین ملی استقبال میکنند. این وطنفروشان  گذشته ازچپاول دارایهای ملی در داخل کشور، حتی کاروان سرای حجاج افغانستان در عربستان سعودی را که صدهای سال قبل توسط یک افغان تاجر فداکار از پول شخصی خویش برای حجاج افغانستان خریداری نموده بود، توسط ورود صدیق چکری داماد برهان الدین ربانی فروخته است.


سیدهاشم سدید13.06.2022آلمانhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

​1- در نوشته قبلی اغلاطی وجود دارد، مانند "جزء"، که باید جز نوشته می شد یا "گلبدین" که با یک "ب" نوشته می شود و نه با دو "ب"؛ و حتما" دو سه تای دیگر، که قابل پوزش و اصلاح است...

نوشته مرور نشده بود، چون باید به وقت پیش داکتر می رفتم. وقتی بر گشتم بعد از مطالعهء مقاله ناب محترم معروفی صاحب، آن یاداشت را از سر خواندم و متوجه اغلاطی که نباید بوجود می آمدند، شدم. 

2- و اما جناب معروفی صاحب در جایی از مقالهء شان می پرسند که چرا ایرانیان چنین خصلتی دارند که هر چیز و هر کسی را به خود منسوب می سازند؟

قصه به مانند آفتاب روشن است: کسانی که به نسبت  عقب ماندگی و خود را در برابر دستاورد های دیگران کوچک احساس کردن (چنین احساسی از یکی دو قرن بیشتر، بخصوص بعد آمدن پهلوی ها بر سر قدرت) احساس حقارت می کنند، برای رفع این حقارت، تا می توانند کوشش می کنند که خود را بزرگ و توانا و دانا نشان بدهند؛ و، در باب تاریخ و افتخارات کشور، هزار سخن ناروا می زنند و کار شرم آور می کنند. 

زمانی در یکی از کتاب های نویسنده شهیر بلژیکی، مرحوم موریس مترلینگ، متوجه شدم که مترجم، وقتی به  کلمه فرس، نام یکی از نیمه خدایان یونانی  می رسد، نوشته می کند - این تعبیر به هیچ وجه از نویسنده کتاب نیست- که کلمه فارس از همین نام گرفته شده و به مرور زمان از فرس به فارس تغییر هیئت یافته است؛ و هم هخامنشیان اولاده همین نیمه خدا، که در واقع زاده‌ یکی از رب النوع های ششگانه یونان (خدایان مرد) یا یکی‌از ربه النوع های شش گانه (خدایان زن) آن کشور بوده اند. 

اینها همه گزافه گویی ها، یا بهتر بگویم مال دیگران را از خود خواندن و خود را به مفاخر دیگران منسوب نمودن و مفاخر دیگران از خود دانستن و... ، نشانه های احساس حقارت در ایرانیان است؛ وقتی خود را در برابر پیشرفت های دیگران می بینند. 

در هند تفکرات خداشناسانه، همان گونه که عرفای شرق و غرب امروز بدان نتایج رسیده اند، بیشتر از یک صد و بیست و پنج قرن - دوازده هزار و پنجصد سال قبل، به همین گونه، و حتی بهتر وجود داشته است. تفکرات دینی - فلسفی "ودیک" و کتاب "ودا" هزار ها سال قبل از تفکرات زردشت و بیشتر از هفت هزار سال از کتاب دینی - فلسفی مصری ها، که نامش به اثر صعف حافظه همین لحظه به خاطرم نیست، وجود داشته است. همین طور بیشتر از تفکرات دیگر در افغانستان امروزی و ایران و یونان و فلسطین و مصر از تفکر ودیک متاثرند، اما ایرانیان این حقایق را عمدا" کاملا" نادیده می گیرند. اینطور نیست که این واقعیت را نمی دانند؛ می دانند، اما دروغ گو و پر رو بودند و هستند. دروغگو بودند. در قدیم هم. اگر نمی بودند، شاهان شان از دروغ به خدا پناه نمی بردند.!

دروغ های این ها حد و مرز ندارد. در چهار حمله به یونان، در هر چهار حمله شکست خوردند، تنها در یکی فقط یک سال در یونان ماندند و بعد از یک سال با خفت بیرون انداخته شدند، اما به هیچ وجه حاضر نیستند این شکست ها را به پذیرند. همیشه از پیروزی خود و شکست یونانیان می نویسند و سخن می زنند. 

علت همه "بزرگ نمایی ها و بررگ پنداری" ها فقط و فقط در احساس حقارت و خود را در واقعیت کوچک یافتن در برابر دیگران است. در قدیم در برابر هند و چین و مصر و یونان و سوریه و عراق و اردن و امروز در برابر آمریکا و روسیه و اروپا و یگر کشور های صنعتی و ثروتمند و مترقی، خصوصا" انگلیس و روسیه! 

عجیب نیست که تفکر دینی در همه مردمان، خاصتا" در اعراب، ناروا و مطرود است، اما وقتی به زردشت و زردشتیان می رسند، دین زردشت با همه خرافات آن، دارای همه خوبی هاست‌؛ خوبی هایی که نه در انسان پیدا می شود و نه در فرشته ها و حتی در آفریدگار هستی؟ و... قصه دراز است، اما می دانم حوصله خواندن، بعصی اوقات ته می کشد. از طرفی نان حاضر است و احترام نه نه هم، چون زحمت زیاد کشیده لازم. 

با احترامات فائقه 


الله محمد13.06.2022آلمانhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

جناب محترم دوکتور یوسفی صاحب!

با عرض ادب. 

 1-"اگر ممکن می بود من حق امتیاز مالکیت بر اشعار تمام شاعران چون بیدل، سعدی،مولانا وغیره و غیره را برای شما می بخشیدم،"

مالکیت اشعار همین اکنون رایگان در اختیار تما م بشریت قرار دارد و هستند زیاد کسانی که از آن کتاب درست نموده و به فروش می رسانند و از عواید ان زندگی می نمایند و در این عصر از طریق انترنت به اصطلاح رایگان در اختیار همه قرار دارد. با وجود آن هم بسیار تشکر که لطف   نموده و حق امتیاز انرا برای بنده اعطا می نمودید، یعنی در واقعیت شما این "امکان" را دارید و این مربوط به بنده می گردد که با آن چی کنم.  

2-"تا از عواید فروش ابیات آنها ممکن می توانستید، راحت زندگی کنید."

ممکن باور نه نماید همین اکنون از هر نگاه بنده به سویه ملیاردر ها زندگی دارم اما نه ملیاردر و نه ملیونر هستم، زندگی به مادیات نیست، صحتم خوب باشد راحت هستم.فعلاٌ به فضل خداودند با بهترین دوستم خالق  پاک و هستی  کاملاٌ راحت و ارام  هستم و خود را مصروف شمایان رایگان ساخته ام.  از ناحیه بنده تشویش نداشته باشید، اما قسمیکه نوشتم از این امتیاز و اعتماد تان تشکر. . 

3-"حال از شما می پرسم که مشکل روانی شما با من و برادرم چیست؟"

بنده نه خودت را می شناسم و نه برادرت را و هر دوی تان را به حیث دو انسان خوب اینجا شناخته ام و دوست هم دارم. مشکل بنده در منطق نوشته های شما است که در اینجا برای خواندن برای خواننده تقدیم می نمایید و به اساس قواعد این نشریه که هر خواننده حق تبصره را بالای ان دارد ،و بنده از این امتیاز استفاده می نمایم  که بالایش تبصره می نمایم و برای شما که قادر به رد استدلال ها در همان نقطه معینه بحث نمی گردید ، مشکل خلق گردیده و حالا سوال می کنید که "مشکل روانی" بنده چیست، یعنی هر انچه شما می نویسید باید قبول گردد، در غیر آن بنده به مشکل روانی مواجه هستم. اگر بنویسم که مشکل روانی بنده شما هستید درست نوشته ام. شما برای بنده از نظر انسانی ارزش بسیار بالا دارید اما از نظر فهم تان به اساس نوشته های تان با شما بر خورد صورت می گیرد. شما باید خوش هم باشید که نوشته های شما از زوایای دیگری مورد نقد قرار می گیرد که برای همه ما باید اموزنده باشد چنانچه در مسله عمیق فلسفی "واقعیت و حقیقت" بعد از توضحیات که بنده ارایه داشتم طرف قبول شما هم قرار گرفت. 

4-"شما که حال در نقش مستنطق ، قاضی محکمۀ بدون مقر و آدرس، اما با ادعای  حامع الکمالات تبارز می کنید، صورت دعوای تانرا در رابطه با جرم صریح که سهم مشخص جرم ما معلوم باشد، ارائه کنید."

اولاٌ اینکه هر گاه استدلال بنده  در تبصره هایم "نقش مستنطق" تعبیر گردد، کاملاٌ غیر منطقی است. بنده تا کنون به یاد ندارم که از شما کدام سوالی نموده باشم که فکر میکنم وظیفه یک مستنطق باید چنین باشد. فهمید نمی شود که چرا چنین نوشته می شود. ممکن هدف تان از "مشکل روانی" که بنده را در بالا تحت سوال قرار داده ، اید چنین طرز نوشته های شما باشد، که از روان شما خارج می گردد، و فکر می نمایید که دیگران را  نوشته تان به "مشکل روانی" مواجه نماید، با این طرز فکر  برادرانه برایتان اظهار میدارم  اشتباه می نمایید. میدانم قصدی نیست اما پر از غرور بی جای علمی. "مشکل روانی" اساسی بنده نادانی دانایان در نقاط معین کلیدی نوشته های شان  است. قسمیکه نوشتم قاضی هم از طرفین در محکمه سوال نموده و به اساس دوسیه تصمیم می گیرد یعنی بنده از شما سوالی نه نموده ام که قاضی شده بتوانم بلکه مستقیماٌ به اساس استدلال و معلومات های دست داشته در مورد نوشته های دوستان موضیع گرفته به بحث ادامه داده می شود. 

5-"بخاطر احترام به خوانندگان، بشما گوشزد می کنیم که من هر متنی را که می نویسم در مجموع مفهومی را افاده می کند."

شکر خداوند که گوش طوی الکترونیکی ندادید. گوشزد بی موجب شما را گوشم ثبت فکرم نموده و فوراٌ انرا از دیگر گوشم خارج نموده و علت این گوشزد را بعد از تحلیل در بحر فکرم ناراحتی فکری شما دانسته و شما را حق به جانب به گوشزد دادن دانسته،  یعنی گوشزد شما مستحق نمره عالی گردید که بدین وسیله تبریک عرض می گردد و    فراغت تان را از "پوهنتون گوشزد" به همه تبریک عرض داشته امید است دیگران هم از ان مستفید گردند و یا هم اینکه احتیاط نمایند تا از ان مستفید نگردند.

6-"وقتی جملات را تجزیه می کنید، دیگر هدف را تخریب، چرا؟"

بنده هم به خاطر احترام خواننده:

خواننده می داند ، هر گاه متن شما را خوانده باشد ، که در ان چی است. یک "متن" را جملات که در ان استعمال گردیده مفهم می دهد، یعنی هر "جمله" هم در شکم خود یک مفهوم را با "کلمات" که   در جمله استفاده  می گردد ، ارایه می دار د و برای اینکه خواننده واضحتر منطق جمله را درک نموده و انرا با استدلال که بنده بالای ان دارم مقایسه نموده بتواند باید تجزیه نمایم. معمولاٌ تا جاییکه به خاطر دارم متن فارسی و یا دری را در مکتب مخصوصاٌ در صنف بالا معلم در هر جمله با قلم سبز و یا سرخ اصلاح می نمود و در اخیر نمره ارایه می دارد. این یک قاعده عمومی در تعلیم و تربیه جهانی می باشد.

خواننده احمق نیست که قبلاٌ با خواندن تمام متن هدفی را که نویسنده می خواهد تفیهم نماید با تجزیه نمودن جملات متن درکش را از دست دهد . بحث کنونی شما در ارتباط مقالهء یک نویسندهء این صحفه که انتقادی بالای طالبان نوشته شده بود نه طرفدارانه و بنده انرا هم غرض بهبود وضع کشور تایید نموده بودم، بروز نمود. 

7-"ختم مکالمه با شما"

تشکر. 

8-"با احترام"

تشکر از احترام تان و با تقدیم احترامات "صاحب امتیاز تان"و معذرت بنده هر گاه چیزی در نوشته که فکر کنم تمام ان در گوش و چشم فکر تان خوش نخورد. 

بار سر دوشم نه جوانیست نه پیری

خم گشتهء فکر خودم از بس که گرانم

بیدل  

سیدهاشم سدید13.06.2022آلمانhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

​1- قصه های آموزنده و عبرت آموز تنها برای هدایت مردم به سوی  انتخاب راه نیک و  ترویج فرهنگ ادراک خوب و بد و چه باید کرد ها و چه باید نکردن ها به سود فرد و جمع است؛ مانند ضر ب المثل ها که ما به آن "متل" می گفتیم و هنوز هم بین مردم عوام همین کلمه در بسیاری نقاط کشور مورد استعمال دارد. مانند: "خون را با خون نمی شویند." معنی این سخن کوتاه این است، که تداوم سلسله انتقام کشی های خونین جزء ریخته شدن خون بیشتر نتیجه ای ندارد. باید این سلسله با گفت و گوی سازنده و کنار آمدن برای ختم دشمنی، به گونه دیگر و برای همیش قطع گرد. 

2- قصهء حضرت عیسی آنطور که من استنباط نموده ام، مانند نود و نه اشاره نود و نه در صد مردم، برای ختم غائله و نشاندن شر است، نه بالا بردن خشم مردم، که منتج به مرگ آن موجود بی پناه شود. 

پند دیگر و از همه مهمتر وی این است که انسان را متوجه خود و اعمال اش می سازد که: تویی که با چنین قصاوتی برای سنگسار این زن آماده شده ای (به پندار اینکه بد کاره و گنهکار است)، آیا سری به یخن خود کرده ای و مطمئن هستی که از تو هیچ گناهی سر نزده است؟

به زندگی نامه سیاف و دار و دسته اش، مزاری و دار و دسته اش، تره کی و امین و کارمل و نجیب و دارو دسته شان و ربانی و کلببدین و جنایات سیاف - مسعود در افشار و کارنامه های طالب اگر دقیق شویم، شاید در مقدار صد و نود فرق میان کرده های شان وجود داشته باشد، اما در ماهیت هیچ تفاوتی میان آنها از نظر خشونت و درنده خویی و خودسری و قلدری و بی احترامی به حق و حقوق مردم و خدمت و تعلق یا ارتباط به/با بیگانه ای وجود ندارد. به این دلیل فرقی هم نباید میان رهبر و پیرو و هوادار آن  و این وجود نداشته باشد. پنجه ها جدا بودند ولی همه یک دست را به وجود آورده بودند و یک کار را می کردند. 

3- ملت هایی هستند و بودند، که در اثر جنگ های داخلی، خواه خود خواسته بودند و خواه به تحریک بیگانه ها بوده است، طی جنگ های ممتد و متعددی خون های زیادی برادران خود را ریخته اند. در این گونه برخورد ها میلیون ها انسان کشته شده اند و سالیان درازی این جنگ های خودخواهانه و مخرب ادامه داشته است، اما بالاخره همین مردمان به این نقطه رسیده اند و به این نکته پی برده اند که راه حل این دشمنی ها و کشت و کشتار جنگ و زورگویی و" منیت" ها نیست، باید نشست و گپ زد و راهی پیدا کرد که هم کشور آرام شود و هم مردم. 

سیل بین ها هم، خواه روشنفکر و باسواد و خواه مردم امی و عوام با عقلی که داشتند این کارشیوه را تایید کردند و غائله را پایان بخشیدند. 

ملت ها را مردمان صلح دوست، مصلح، باسواد، آنانی که میان انسان ها تفاوتی از نظر انسانی و حقوقی قائل نیستند و همه را به یک چشم می بینند، حق حاکمیت را از آن مردم می دانند، مردم پاک نفس و منقطقی و متخصص، کسانی که قوانین و نظم جهان را می دانند و خود را مکلف می دانند در چهارچوکات قوانین بین الملل با جهان در ارتباط دوستانه و داد و ستد برار باشند و نکوشند باور های  زورگونانه و شخصی و ظاهرا" ملی خود را چه در درون کشور و چه در بیرون کشور هرومرو بر دیگران تحمیل کنند، مردمانی که صداقت داشته باشند، آباد می سازند. 

آباد ساختن یک کشور تخصص و دانش و کار می خواهد، با دم و دعا، کاری نه تا امروز پیش رفته است و نه در آینده کاری پیش خواهد رفت. 

در وجود طالب آن خصوصیات لازمی که در بالا برای افراد لازم برای اداره و آبادی یک کشور ردیف شد، دیده نمی شود، گذشته از خشونت و سخت گیری و جنایات آن. حمایت از طالب عین همان کاری است که حامیان مسعود و نجیب و کلبدین و امین و افرادی از این سنخ می کنند. اینها هیچ کدام قابل حمایت نیستند!  وقتی ما از طالب دفاع می کنیم باید به پیروان دیگر هم حق بدهیم که رهبران و از تفکرات شان دفاع کنند! عدالت، در عین بی عدالتی، یعنی همین. 

دوکتور محمد اکبر یوسفی13.06.2022آلمانhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

​آقای الله محمد و یا محمد الله و هم  محمد  که خود گفته اید با تمام نامهای مستعار  ممکن دیگر!

اگر ممکن می بود من حق امتیاز مالکیت بر اشعار تمام شاعران چون بیدل، سعدی،مولانا وغیره و غیره را برای شما می بخشیدم، تا از عواید فروش ابیات آنها ممکن می توانستید، راحت زندگی کنید.

حال از شما می پرسم که مشکل روانی شما با من و برادرم چیست؟

شما که حال در نقش مستنطق ، قاضی محکمۀ بدون مقر و آدرس، اما با ادعای  حامع الکمالات تبارز می کنید، صورت دعوای تانرا در رابطه با جرم صریح که سهم مشخص جرم ما معلوم باشد، ارائه کنید.

بخاطر احترام به خوانندگان، بشما گوشزد می کنیم که من هر متنی را که می نویسم در مجموع مفهومی را افاده می کند. وقتی جملات را تجزیه می کنید، دیگر هدف را تخریب، چرا؟

ختم مکالمه با شما

با احترام

یوسفی

اختر یوسفی13.06.2022USAhttp://www.arianafghanistan.com/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

​آقای پامیر!

با وجود برخورد ادبی و جوابات دربربرشما مستند مبنی اصول حقیقت یابی، شاگرد استاد حقوق معنی جوابات را ندانسته است، بازهم نظرات و صدور قرار های قضایی همانند پهلوان سریال  آب را در غربال انتقال میدهد عقده پرانی میکند، شاگرد بی خبر از حقایق تاریخ در بلژیک نشسته با توصیف استادش غرق شده است. مگر با تأسفاستادش خود را داکتر حقوق میگوید، درطی سی سال  در فرانسه  خالص چرند مینوسد. بیایم برای یک لحظه تصور کنید، که در رویدادهای افغانستان خارجی هیچ "نقش" و دخالت نداشته و ندارد. چشمهای خود را پت کنیم، حرف چرند شما را بپذیریم. مخالفین حزب دموکراتیک خلق افغانستان ملائکاهای آسمان بودند، تمام جرایم و جنایت  در افغانستان را حزب دموکراتیک خلق افغانستان انجام داده است. شما چه کردید، چرا دولت نساختید، جنایتکاران محکمه نکردید.  حالا شاکرد بلژیک و استاد در فرانسه نشسته چرند می نویسند.

آمین غبار12.06.2022هالندhttp://winse2016/FotoGallary/CountryIcons/NL.PNG

​جناب مومند سلام

یادنامه شما را در مورد مرحوم استاد هاشمیان مطالعه نمودم.

ما افغانها زنده خوب و مرده خراب نداریم، تا وقتیکه ایشان در قید حیات بودند همه با وی مشکلات داشتند، که از جناب معروفی می توان یاد کرد که حتی جناب هاشمیان در نوشته خویش از همه معذرت خواست ، ولی جناب معروفی نوشتند که وی را نمی بخشد، دلیل آنرا از جناب معروفی سوال کنید.

مرحوم هاشمیان نظر بگفته خودش در زمان طالبان قندهار رفته بود و چشم های ملا عمر را بوسیده بود. آیا بوسیدن چشمان دشمن مردم برای یک دانشمند جائز است

پامیر12.06.2022بلژیکhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

​آقای یوسفی !

نزدیک به نیم قرن است که افغانستان در آتشی که حزب دیموکراتیک خلق افغانستان افروخته است میسوزد. انحراف ذهن مردم از شناخت مسئولین فاجعه و دادن بُعد عمومی به ریشه های مصیبت کار شعبده بازان سیاسی است نه یک شخص واقعبین و منصف. مسئولین فاجعه معلوم است. خیانت به وطن و مردم که ابتکار آنرا رفقای شما بدوش داشت سر آغاز بدبختی های بعدی است که طی آن بنام مجاهد،  طالب و دیموکرات  سر بلند کردند و ریکاد های جدیدی از خیانت و جنایت قایم نمودند.

شما نباید مسئولیت اینهمه جفا در حق مردم و وطن را به  مداخله خارجی محول کنید : این مشتی از وطن فروشان و خائنین بریده از مردم است که محموله مداخله خارجی خود را قرار داد و راه کشای تجاوز خارجیان ګردید. اګر به حساب خاینین رسیدګی نشود ، تکرار سناریو های پنجاه سال اخیر در آینده نیز به انتظار ما خواهد بود.

آقای یوسفی ! زیاد مطلعه کن و کم آنهم در رابطه به مسلک خود ( اګر  مسلکی وجود داشته باشد ) بنویس. وقت مردم را به قلم جنګی بی هوده ضایع مکن.

الله محمد12.06.2022آلمانhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

​هموطنان گرامی و خوانندگان ارجمند!

قسمیکه معلوم می گردد موضوع "دخالت بی جای" حل گردید و حالا  هموطنان و خواننده گان  متهم  می گردد که:

1-" عده زیادی ازعناصر مدعی با اصول سیاسی و نقش گروهای سیاسی درافغانستان آشنایی درست کامل ندارد، "

 اصول جمع "اصل" است که معنی "اساس" را می دهد  و "سیاسی" هم چیزی که مربوط به "سیاست" یعنی ادارهء یک کشور باشد یعنی اساس حکومت داری. ترجمه جمله یک می شود "اساسات سیاست" که بسیاری هموطنان و خواننده گان حالا انرا باید با آن  آشنایی درست و کامل پیدا نموده باشند    و گروه های سیاسی هم ضرورت به ترجمه ندارد.  

2-" چنین مدعیان ناحق اساسأ تفاوت در بین نقش ومسؤلیت گروهی سیاسی و افراد که در آن عضویت داشته بوده باشد نمی کنند."

زمانی صحبت از "گروه سیاسی" می گردد "افراد" که در آن عضویت داشته باشند منطقاٌ هم مربوط به گروه می گردد.

 3-"بحث پرابلم های راسیزم اینینکی، راسیزم مذهبی درافغانستان چه در مورد  طالبان باشد یا گروهی دیگری چوکات بحث علمی را با خود داشته باشد تا حقایق مؤثر و معتبر را دربر گیرد. مگر عده از افراد بنابر استفاده از شیوه های خصومتگرایی بشکل کوچه و بازار شر و شور را برپا میکنند،"

این چه شوریست که در دور قمر میبینم
همه آفاق پر از فتنه و شر میبینم


پند حافظ بشنو خواجه برو نیکی کن
که من این پند به از گنج و گوهر میبینم

 4-"فضای بحث علمی و سالم را برای حقیقت بابی درست آن اخلال میکنند."

کار درست نمی کنند. 

5-"مدعیان افتخارات "انقلاب"، "جهاد"، "مقاومت" و غیره باید بدانند که آتش جنگ درافغانستان در نتیجه توطیهای دشمنان بیرونی و عمال داخلی در گرفته اند. این لینک مستند را درست بشوید. باز لاف افتخارات را چیغ بزنیم."

لینک شنیده شد و زور قالب ندارد و سیاست بعضاٌ زور گویی است متاسفانه که این خواننده مسلم مخالف ان میباشد. 

6-"مداخله گران نظامی خارجی اهداف خود را درافغانستان به  پیشبرده اند. تجاوز تجاوز که توسط هرکی باشد، مداخله گران بیرونی وعمال داخلی آنان یکی بر دیگری کدام برتری خاص را ندارند، که دهان عده ناحق با توصیفهای جعلی دشمنان میهن قف مینماید."

برتری ندارند و "قف" کردن حق و نا حق ندارد ، که قف کرد قف می کند چنانچه در نمبر شش قف نموده اگر نی ما کجا و فکر قف کجا. 

در مرکز تسلیم است اقبال بلندیها

سر در فلکم اما از آبله دستاری


بیدل

 


اختر یوسفی12.06.2022USAhttp://www.arianafghanistan.com/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

هموطنان گرامی و خوانندگان ارجمند!

مشکل اساسی در سد راه افغانستان وافغانها کاملأ روشن است. عده زیادی ازعناصر مدعی با اصول سیاسی و نقش گروهای سیاسی درافغانستان آشنایی درست کامل ندارد، ویا میخواهند که از درعقده کشایی بدون ارائیه اسناد د منطق تبارز کنند. چنین مدعیان ناحق اساسأ تفاوت در بین نقش ومسؤلیت گروهی سیاسی و افراد که در آن عضویت داشته بوده باشد نمی کنند. بحث پرابلم های راسیزم اینینکی، راسیزم مذهبی درافغانستان چه در مورد  طالبان باشد یا گروهی دیگری چوکات بحث علمی را با خود داشته باشد تا حقایق مؤثر و معتبر را دربر گیرد. مگر عده از افراد بنابر استفاده از شیوه های خصومتگرایی بشکل کوچه و بازار شر و شور را برپا میکنند،  فضای بحث علمی و سالم را برای حقیقت بابی درست آن اخلال میکنند. بحثهای علمی براساس استناد صورت میگیرد، نه با طعنه ها.

آقای پامیر!

جالب است افغان که مدعی اند حقوق خواننده، شاگرد استاد بوده،  "جهاد" فی سبیل الله کرده، مگر تا هنوزهم علل جنگ و ویرانی افغانستان درطی پنج دهه درک نکرده است.   چنین افراد بدون اینکه خود دراعمار کشور سهیم شوند، در راه اتحاد ملی هموطنان تلاش بخرچ بدهند، خود را خود در بلژیک قاضی  می سازند، قرار قضایی صادرمیکند. آنان تلاش دارند تا حق حرف زدن، حق انتخاب راه سیاسی را هم از دیگران بگیرند.    

علل داخلی رویدادهای پنج اخیر شعله ور ساختن آتش جنگ درافغانستان در نتیجه تراکم مجموعه پرابلهای اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی قرنها در کشور بوده، علل اساسی رویدادهای پنج اخیر با یک حادثه ویا عملکرد یک گروهی خاص تعلق ندارد.

رویدادهای پنج اخیر درافغانستان بیشتر در نتیجه توطیه ها و رقابتهای بین المللی با  مداخلات کشورهای همسایه که با افغانستان دشمنی داشته شعله ور گردیده است.  شاگرد بودن با استاد، و یا قربانی دادن در راه "انقلاب"، "جهاد"، "مقاومت"  وغیره سند ثبوت حقانیت ادعاها این افراد مدعی آن نیست.

 نتایج تمامی مداخله گران نظامی خارجی گذشته و نقش عمال داخلی آنان درافغانستان روشن و ثبت تاریخ کشور است. هیچ متجاوز نظامی بیرونی با دسته های گل گلاب وارد افغانستان نشده است. همه متجاوزین نظامی بیرونی با زور اسحله،  توپ، تانک، وطیاره های غول پیکر بکمک عمال داخلی ایشان وارد خاک افغانستان شده است. نتایج تمامی مداخله گران نظامی خارجی و نقش عمال داخلی آنان درافغانستان روشن است.

 

 

 مدعیان افتخارات "انقلاب"، "جهاد"، "مقاومت" و غیره باید بدانند که آتش جنگ درافغانستان در نتیجه توطیهای دشمنان بیرونی و عمال داخلی در گرفته اند.

این لینک مستند را درست بشوید. باز لاف افتخارات را چیغ بزنیم.

https://m.facebook.com/groups/1010772535925726/permalink/1724984647837841/

مداخله گران نظامی خارجی اهداف خود را درافغانستان به  پیشبرده اند. تجاوز تجاوز که توسط هرکی باشد، مداخله گران بیرونی وعمال داخلی آنان یکی بر دیگری کدام برتری خاص را ندارند، که دهان عده ناحق با توصیفهای جعلی دشمنان میهن قف مینماید.


دوکتور محمد اکبر یوسفی12.06.2022آلمانhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

​آقای پامیر!

من یک هفته به مسافرت کاری برای مصارف زنده گی روزمره بوده ام. همین امروز  افتخارات شما  را خواندم. این حق شماست که چه فکر می کنید. آنچه که نوشته شده است، وجود دارد. نیازمندی به ندامت از  نوشته احساس   نمی کنم. در جواب با همچو اشخاص چون شما، فقط می گویم که والسلام. و ختم.

پامیر11.06.2022بلژیکhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

​اداره سایت آریانا - افغانستان

به دلیل نامعلوم جواب من به آدرس یوسفی تا حال که ده ساعت از ارسال آن میګذرد از نشر باز مانده است. آیا این به مفهوم سانسور پیش از نشر است ؟ 

آیا سایت آریانا  افغانستان به دفاع از دشمنان شناخته شده مردم افغانستان موضع ګرفته است ؟

آیا سایت آریانا افغانستان برداشت ابتدایی از آزادی مطبوعات دارد ؟ یا در جاده یکطرفه میدواند ؟

به امید دریافت جواب شما

پامیر

الله محمد11.06.2022آلمانhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

​دوستان گرامی!

با عرض سلام و احترام تبصرهء اخیر محترم محمد اختر یوسفی صاحب با وجودیکه به محترم آقای پامیر نوشته شده اما قسمیکه خواهی دید بنده را هم وادر به نوشتن نموده که حسب اتی توجه شما را به آن جلب می نمایم:

1-" چیزی را که من نخست با اسناد در رد نظرات مقاله روستا تره کی در مورد طالبان نوشته بودم، به الله محمد خان هیچ ارتباط  نداشت،"

اولاٌ اینکه هر چیز از خود سلسله دارد یعنی بعد از عدد 1 عدد 2 است و به همین ترتیب ادامه پیدا می کند که می توان نتیجه گرفت که در انکشافات روانی و مخصوصاٌ اجتماعی و سیاسی هم به چنین نتیجه گیری ها دست پیدا نمود. حالا توجه خواننده را به جمله اول که در بالا نوشته شده می خواهم.

دانشمند محترم داکتر تره کی یک مقاله نوشت یعنی نمبر اول و بعد بنده یک تبصره مثب بالای ان نمودم  یعنی نمبر دوم که به تعقیب آن چندی بعد محترم محمد اختر یوسفی یک تبصره نموده یعنی نمبر سوم  که در آن نظز منفی راجع به مقاله ارایه نمودند. برای بنده این به این معنا بود که نظر که به حیث نمبر دوم داده بودم از نگاه نامبرده درست نبوده و چون ما در یک فوروم می نویسیم بنده را دعوت به نوشتن نمود تا برای خواننده نظر مثبت خود را که بالای مقاله داده بودم دفاع نمایم و نظر منفی محترم محمد اختر یوسفی را رد نمایم. 


در اینجا واضع می گردد که موضوع به بنده ارتباط حتی فوق العاده پیدا نموده بود در حالیکه محترم محمد اختر یوسفی این را نمی خواهد ببنیتد و یا دیده نمی تواند که در هر دو صورت حالت نورمال فکری را نشان نمی دهد، این موضوع  به اساس نظریه 1و 2و 3و 4و ... که در بالا توضیع داده شده  یک موضوع فوق العاده مهم در فلسفه و روانشانسی میباشد. طیارات مسافر بری و تیلیفون های امروزی هم به اساس یک سیستم منظم توسط بشر خلق گردیده است و به همین سیستم ادامه پیدا می کند. اینجا  بحث ها هم به اساس یک سیستم انکشاف خود را پیدا نموده یعنی به فرموده مولانا خام میباشد، پخته می گردد و می سوزد. خام بودم پخته شدم سوختم یعنی بعضی از ما در مرحله خامی باقی می ماند بعضی پخته می گردد و بعضی هم می سوزد اما زمانی دیگ خام خود را پخته فکر کند و حتی سوخته،  روزگار سوختگان به روز رحمان جهود می کشد چنانچه تاریخ گویای ان است و خواهد بود.  

 2-"مگر وی نیز مانند شما بدون استناد با شیوه شانتاژ مداخله نمود. "

 محترم اختر یوسفی شیوه شانتاژ را مساعد  سا خته یعنی خودش بالای خودش "شانتاژ بازی" نموده اما متوجه نیست  و ضمناٌ قسمیکه تذکر رفت بنده مداخله نه نموده ام، زیرا بنده در موضوع داخل شده بودم و انهم قبل از  آن محترم که نامبرده بعد از بنده امده تا دیگ فکر خود را بالای "اچاق" بنده پخته نماید، زیرا موضوع از اینجا شکل عامه را به خود گرفته است.  

3-"اکنون هم ضرورت نیست که شما برای دفاع دوستان "نیکنام"  تان رندانه آستین بربزنید."

در اینجا محترم محمد اختر یوسفی کاملاٌ اشتباه فکر نموده، اگر فکر نموده باشد که منظور محترم آقای پامیر از "نیکنام" بنده باشم، زیرا محترم آقای پامیر، به یقین فکر میکنم، که منظورش از "نیکنام"  محترم آقای داکتر تره کی میباشد . محترم داکتر تره کی حتماٌ نخواسته خود را خسته نموده و با محترم اختر یوسفی سر به سر نماید، زیرا نامبرده اصلاٌ فکر میکنم ضرورت انرا  ندیده است.

بهانه جوی خیالم واعظ این چه جنون است

به حرف و صوت مسوزان دماغ خستهء ما را 

بیدل


سیدهاشم سدید11.06.2022آلمانhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

"... بسیار خوب، ولی اولین سنگ را کسی بزند، که گناهی نکرده باشد..."؛ چه کسی این سخن را زده است، همه می دانیم. 

به راستی گاهی یکی از ما ها سر به یخن خویش فرو برده ایم که ما در زندگی کم یا زیاد خود چقدر پاک و منزه زیسته ایم؟ از گپ و سخن های دیگر بگذریم، از که تا مه به گروپی، حرکتی، حزب یا دولتی ارتباط داشته ایم که اگر نیک و دقیق و عاری از حس خودخواهی و خودپرستی و گریز از حقیقت به آن گروپ و حرکت و... و کرده های نابخشودنی آنها، بخصوص طی چهل _ پنجاه سال گذشه  بنگریم، و به کارنامه های خود و مسوولان امور که در واقع ما کمر آنها را بسته بودیم و موقع هر کار ناپسند و ناصواب را به آنها داده بودیم، متوجه شویم، خواهیم دید که ما هم چندان که باید ادعا کرد، در کار های ناموجهه (یا کار های خراب و گناه آلودی طی این مدت اتفاق افتاده است) بی گناه نبوده ایم. 

مخاطبان عیسی، اگر آنها را با مردمان دوران خود، با خود، مقایسه کنیم فکر کنم صد بار نسبت به ما ها خانه آبادی خواهند شنید‌؛ زیرا آنها حداقل همین انصاف و احساس را داشتند که به حرف حق بدون جر و بحث تن دادند و سر ها را به زیر افگندن و راه های شان را گرفتند و پی کار خویش رفتند. 

پامیر11.06.2022بلژیکhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

مخاطب آقای اکبر یوسفی است :

آقای یوسفی ! شما در تبصره تان از دوکتور محمد عثمان تره کی یاد کرده اید. خوب است بدانید که

من افتخار شاګردی محترم دوکتور عثمان تره کی را در سال۱۹۶۴ م در پوهنخی حقوق داشتم. اما  با جناب الله محمد آشنائی ندارم. اینجانب هرچند ګاهی از طریق دنیای مجازی از نوشته های این دو ارجمند و سائر قلم بدستان فیض میبرم. با نوشته های دوکتور تره کی که اکثراً با استدلال قوی اکادمیک مسیر فکرخواننده را به سوی مقصد معینی میکشاند و درب مشاجره و بازار تیزی را به روی همه میبندد، از سالیان دراز به این سو آشنا استم. اما مثل اینکه آقای ااکبر یوسفی را جبر حوادث به میدان قلم جنگی پرتاب کرده باشد. وی غالباً با نقل قول از یک دانشمند که از صفحات انترنت کاپی میکند بی آنکه مناسبت آنرا با آنچه مینویسد بداند، به صحبت آغاز مینماید. یوسفی در نقدی که زیر عنوان طالبان نوشته است، از آسمان و ریسمان ګز کرده است. نوشته را دو بار مرور کردم بی آنکه بدانم نویسنده چه میخواهد بګوید. نوشته واقعن تراوش فکر یک بیمار است.

از قهر حوادث صحبت کردم. این بدان معنا است که اعضای شکست خورده حزب دیموکراتیک افغانستان چه در داخل افغانستان و چه در بیرون کشور خود را در یک محیط  خفقان آور دشمن  در انزوا احساس میکنند. راه آسان خروج از انزوا را دست انداختن بیجا به یخن این و آن تشخیص کرده اند. تا مگر از سر و صدا و غوغای ایجاد شده  یک بار دیگر بر سر زبان ها بیافتند و به نام و نشانی برسند.

من یکی از قربانیان دوره حاکمیت خونریز کمونیست ها استم.  این مطلب را باید به عرض برسانم که از همان آوانیکه در جهاد فی سبیل الله علیه عمال شوروی ۵ تن از اعضای فامیل خود را از دست دادم، به خداوند  ج تعهد سپردم که تا پایان زندگی در سنگر مقابله علیه دشمن دین و ناموس ملی استوار بمانم.

جنگ فکری و عقیدوی علیه بقایای لشکر شکست خورده حزب دیموکراتیک خلق در داخل و خارج برایم یک وجیبه اخلاقی شده است. جنګ فکری و عقیدوی با یوسفی و امثال وی تا پاک کاری کامل دامان وطن از لوث و کثافت باقی مانده از ظلم، بی عدالتی  و افغان کشی کمونیست ادامه خواهد داشت.

په آرزوی اعاده عافیت محترم یوسفی

پامیر

 


اختر یوسفی11.06.2022USAhttp://www.arianafghanistan.com/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

​ 

آقای پامیر !

در پیام شما هرچه مهربانی درروی کره زمین موجود بود، در وصف سوابق سیاسی ام درج نمودید، بیشتر از آن لطف تانرا نکنید، که بار سوابق سیاسی خراب مرا بیشتر سنکین می سازد.

چیزی را که من نخست با اسناد در رد نظرات مقاله روستا تره کی در مورد طالبان نوشته بودم، به الله محمد خان هیچ ارتباط  نداشت، مگر وی نیز مانند شما بدون استناد با شیوه شانتاژ مداخله نمود. اکنون هم ضرورت نیست که شما برای دفاع دوستان "نیکنام"  تان رندانه آستین بربزنید.

پوشانیدن سوابق سیاسی خراب را جنایتکاران نیاز دارند.

اولأ با اطلاع شما برسانم، که جناب شما در بلژیک راجع صحت و سوابق خراب سیاسی ام زیاد تشویش نکنید، صحتم کاملا خوب است.  باور کنید، که اکنون درامریکا هم داکتر طب خودم همان رفیق سیاسی وقت فعالیت سیاسی جوانی از افغانستان است. اگر در دوسیه اطلاعاتی شما و دوستان "نیکنام" شما همین اطلاع کمبود باشد، تلیفون داکتر رفیق نازنین ام را برای شما ارسال میکنم. در مهاجرت هم مانند افغانستان شرافتمدانه کار میکنم،  بفضل خداوند هیچ پریشانی ندارم، محتیاج کمک سوسیال دولتها نیستم، درطلفیت از پدر مرحوم دهقان ام آموخته ام، اگربمیرم از دشمن کمک طلب نمبکنم. میتوانید درامریکا هم از دوستان "نیکنام" تان بپرسید.

سوابق سیاسی گذشته من درعمل چه خوب ویا خراب بوده باشد، خامخا از طرف شما و دوستان "نیکنام" تان در یاداشتهای تان جای ثبت باشد. هرگاه بازهم سوابق سیاسی خراب جناینکار سیاسی مثل من از قید قلم شما باقیمانده باشد، قابل تشویش نیست، خداوند شما و دوستان "نیکنام" تانرا از سرما کم نکند، باز درمحاکم  شما را بحیث شاهد با خود میبریم.  

   خوبی و بدی سوابق سیاسی فرد بمراجع حقوقی و قانونی ارتباط دارد، نه با قضاوت افراد وحلقات که از در دشمنی رندانه مطرح میکند. چهل سال با طعنهدهی کوچگی گذشت، شما این نصایح شانتار تانرا  کم و زیاد خواندن باشد، برای خود وهمقطاران "نیکنام" خود بگوئید. من در زندگی خویش مطابق استعداد تجارب را فراگرفته نموده، با رهنمایی راه یافتن انصاف دشمنانه هیچ نیاز ندارم.

تشکر.


پامیر10.06.2022بلژیکhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

​آقای یوسفی !

 راه منصفانه کسب شهرت  و پوشانیدن سوابق سیاسی خراب ګذشته ، براه انداختن مناقشه قلمی با شخصیت های نیکنام نیست.

قلم بیچاره را وسیله تراوش افکار سرګردان و پریشان خود نسازید. زیاد مطالعه کنید و کمتر آنهم روی ضرورت اشد ، بنویسید.

به آرزوی اعاده صحت تان

پامیر

الله محمد10.06.2022آلمانhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

ادارهء محترم آریانا افغانستان!

بعد از عرض ادب. 

احترامانه به عرض میرسانم اینکه:

بنده هیچگاه هدف تخریب کس و یا مقالهء کسی را ندارم بلکه نظر خود را به اساس بر داشت های خود ابراز میدارم. ضمناٌ در صورتیکه لازم بدانم مقاله هم می نویسم اما نظریات بنده در موارد مختلفه خود می تواند جنبه مقاله را هم داشته باشد، زیرا هدف از مقاله و یا تبصره تبادله افکار است. اسناد اعتراضات بنده معمولاٌ منطق و استدلال ها در ارتباط موضوع که بالای ان تبصره می نمایم میباشد. جای خوشبختی برایم است که به حیث سند تصدیق ژورنالست محترم اغای هروی را در همین صحفه در ارتباط نوشته های خود اخذ نموده ام. قابل تذکر است که بنده رسام هم هستم و برای اینکه رسامی های بنده درک شود یک قطعه از رسامی های دیگران را هم نشان می دهم تا رسامی های بنده درک شده بتواند، زیرا رسامی ادبیات کار هر کس هم نیست. 

 بنده هیچ وقت مداخله بی مورد نمی کنم و حوصله و وقت انرا هم  ندارم بلکه وظیفه خود میدانم تا افکار نا سالم را اصلاح نمایم در غیر آن افکار ناقص افکار جامعه را می تواند ناقص نماید. هر گاه  مقاله های دوستان ارزش داشته باشد بنده به صورت قطع قادر به ان نخواهم شد که انرا بی ارزش نمایم. 

امید است مشکل نویسندگان را توسط نوشته کوتاه که فعلاٌ رفتنی یک فاتحه هستم و وقت کم است رفع نموده باشم در غیر ان فردا انشالله به حساب و کتاب مقاله نویسان  هر گاه چیزی  از نگاه بنده واقعی نباشد و علاقه بگیرم بنویسم ،  رسیده گی خواهم نمود. 

 از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود

زنهار ازین بیابان و ین راه بی نهایت

 

حافظ صاحب

اختر یوسفی10.06.2022USAhttp://www.arianafghanistan.com/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

​ 

با اداره ناشر وهیأت تحریر آریانا افغانستان آنلاین !

من یقیین دارم که شما اهداف نشراتی آریانا افغانستان آنلاین را که مؤسیس آن مرحوم ولی احمد نورصاحب بزرگوار اساس گذاشته بودند، اطلاع دارید. طوریکه درطی بیش یکسال اخیر بارها دیده شده است، چه درهنگام مریضی مرحوم نوری صاحب وچه بعد از درگذشت آن شخصیت معظم، اگثریت مقالات نویسندگان در ویب سایت آریانا افغانستان آنلاین توسط شخص بنام الله محمد، ممکن هویت حقیقی ویا مصنوعی باشد، مقالات نویسندگان را پارچه پارچه ماده وار میسازد، مفاهیم را عمدأ تخریب و پراگنده میمایند.    

شخص مؤظف نا موهوم محمدالله نام هیچوقت درمورد موضوعات که خودش انتقاد و اعتراض دارد، مقاله نمی نویسد، تا جهات علمی موضوعات روشن شود، برای رد اعتراضات خویش نیز اسناد را علیه مقالات ارأئیه نمی دارد. فقط جنبه تخریب مفاهم را بدون ابراز نظراصلاحی می نویسند، جالب است که وی در اخیر تخریب نامه خود یک و یا دو بیت از اشعار حضرت بیدل را نیز علاوه میکند.

یادی بزله گو شرین کلام بخیر، درچنین حالات بازاری، خودش رسام نبود، مگر رسمهای دیگران را اصلاح میکرد: 

معلم رسم ما خودش رسام نبود، مگر مدعی بود که رسم های شاگردان را درست اصلاح نموده است.       

چنین مداخلات بیمورد متحدالمال در این اواخر در برابر بسیاری از مقالات نویسندگان و ابرازکنندگان نظرات در نشرات آریانا افغانستان آنلاین نه تنها وسیله تخریب و بی ارزش ساختن مقالات  و نظرات نویسندگان است، بلکه صریحأ مخالف اصول نشراتی نیز می باشد. امیدواریم  که اداره و هیأت محترم نشراتی آریانا افغانستان آنلاین این نقیصه را هرچه زودتر برطرف نمایند.

با احترام

اخترمحمد یوسفی


الله محمد09.06.2022آلمانhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

​جناب محترم عبدالقیوم  میرزاد!

 با عرض سلام و احترام به شما محترم مقالهء "بازی موش و پشک امریکا در افغانستان" از مطالعه بنده گذشت.

1-"همزمان با بقدرت رسیدن رژیم  اسلامی  شیعه مخالف امریکا در ایران  " 1979" که منتج به بروز اختلال  در دسترسی امریکا به خلیج فارس گردید".

به نظر بنده باید برای خواننده تذکر می رفت که چطور این "اختلال" در "دسترسی" صورت گرفته، زیرا امریکا اصلاٌ بعد انقلاب اسلامی غرض امنیت تنگه ترمز و در مجموع خلیچ فارس تا جاییکه قانون ابحار اجازه میداد، در منطقه قوای نظامی غرض امنیت شریان انرژی جهان به خصوص غرب فرستاده

2-"در آستانه کودتای ثور 1۳۵۷ در افغانستان  ...و تجاوز نظامی اتحاد شوروی به افغانستان در سال 1۹۷۹ کشور ما را در متن سیاست خارجی ایالات  متحده امریکا ومتحدین غربی اش قرار دادو امریکا و متحدینش را به بازنگری سیاست هایشان در قبال افغانستان ملزم ساخت."

نقاط زیاد اینجا قابل تبصره میباشد اما کلمهء "بازنگری" یعنی تجدید نظر فکر میکنم درست نیست، زیرا همزمان با کودتای ثور مقاومت داخلی به دلایل خاص اجتماعی و بین المللی اغاز گردید. استعمال کلمات امپریالیزم جهانی، پورژوا، طبقه کارگر و غیره کافی است که موضوع بر جسته گردد. یعنی تا دیروز که دو نفر از یک کوچه از مقابل هم با یک سلام مسالمت امیز می گذشتند حالا دفعتاٌ یکی از طرفین به دشنام دادن طرف دیگر شروع نموده و غرب هم بعد از تجاوز نظامی به انواع مختلف متهم می گردید یعنی ما ر را کودتا بیدار نمود. ضمناٌ جملهء بالا این پیغام را هم دارد که همه اجتماع موافقت با کودتا نشان میداد و با  و امریکا و متحدین ارام می نشستند تا میوه های کودتا را بچینند. 


در ادامه جمله نمره دوم نویسنده می نویسد که: 

3-"آنها مشترکآ سرمایه گزاری های بزرگی نظامی و لوژستیکی و سیاسی را برای سبوتاژ و ناکام سازی سیاست های اتحاد شوروی در جنوب آسیا، در داخل افغانستان ودر ماورای سرحدات کشور ما هزینه کردند که همه این سرمایه گزاری ها و فعل وانفعاالت به نابودی کامل مادی و معنوی کشور ما انجامید و نتایج خونبار آن تا هنوز بر حیات کشور ما سایه افگنده که حتی موجودیت افغانستان را منحیث یک کشور مستقل به مخاطره انداخته است."

به نظر بنده نویسنده انکشافات بین المللی را با فکر بالایی کاملاٌ نا دیده می گیرد یعنی کودتای ثور و تجاوز شوروی و هدف انرا به جملهء سر مایه گذاری حساب نمی آورد. الف سرمایه گذاری نمود و "ب" را در موقعیت سر مایه گذاری آورد. 

4-"در سایه این حوادث خونبار پاکستان  ...حمایت بی قید وشرط امریکا وغرب را بدست آورده وکمک های میلیاردی از سراسر جهان برایش سرازیر گردید، آنها توانستند با تبلیغات زهر آگین ضد افغانی، تحریک و شوراندن مردم بر علیه حکومت افغانستان با استفاده ازاین کمک های جهانی حدود بیش از سه میلیون افغان را به حیث مهاجر در آن کشور بکشانند و از آنها بطور مستمر در گروپ های چریکی و گروپ های مسلح مخالف دولتی استفاده کنند"

اینکه کی این امکانات را مساعد ساخت باید از چشم دور نیانداخت که فوق العاده نقطه مهم است. ضمناٌ مردم را پاکستان بر علیه حکومت افغانستان نشوراند بلکه با قلع و قم مردم، مردم بر علیه حکومت بر خواستند به فرموده مرحوم نوری صاحب که مایه تعجب وی بود فقط صنف "ندافان" را غرض نگرفتن، بقیه کی را که نبردند و از بین نبردند. 


5-"  متآسفانه بنابر نبود مدیران مجرب سیاسی واداری در افغانستان ونا توانی اداره دولت افغانستان از ارزیابی قضایای پشت پرده تا سال 201۴نتوانستند راه های برون رفت بحران ها را نشانی کنند"

غرب مخصوصاٌ بعد از 2009 متقاعد به این بود که میدان جنگ  را می بازد و بر عکس مخالفین مسلح متقاعد به این بود و انهم نظر به تاریخ و سیاست منطقه که چی پس و چی پیش برنده است و این موضوع را کساینکه دقیق تاریخ و اجتماع کشور را می  شناختند،   که تفصیل ان اینجا گنجایش ندارد. غرب در همین سال در اثر فشار داخلی کشور های خود که هر روز جسد اولاد های عسکر شان به کشور شان انتقال داده می شد، اعلان خروج خود را نمودند.

 6-"بعد از سال 201۴ دولت افغانستان برا اقدامات مشهودی از جانب اداره ی احیای روحیه و مورال وطندوستی مردم، احیای سمبول های ملی، باورمندی به همبستگی ملی برای حفظ تمامیت ارضی و حاکمیت ملی، آشتی ملی و اجماع منطقویی با همسایگان و کشور های منطقه بمنظور همنوایی و اشتراک مساعی، احترام به منافع جانبین و حق خود ارادیت در کلیه امور رویدست گرفته شد".

یعنی بعد از انتخابات "جان کیری" کشور بدست اژدهار افتاد .

اما بعد از اقدامات نمبر 6 :

 7-"متا سفانه این اقدامات از طرف گروپ تجزیه طلب شورای نظاری، جمعیتی، دوستمی وحمایت گران خارجی شان و در بسا حاالت با تخویف و تهدید مستقیم امریکایان مواجه گردید".

یعنی جادو گری صورت گرفت و  اژدهار به موش تبدیل گردید. 

ادامه:

8-"چون دشمنان مردم افغانستان با دور زدن دولت جمهوری منتخب افغانستان باطالبان قسم خورده تروریست درب مذاکره و مفاهمه را باز کرده گام بگام به همان پیمانه که این گروه تروریست را صاحب اعتبار و اتوریته میساخت، دولت افغانستان را بی اعتبار و مورال رزمی قوای مسلح کشور را تضعیف میکرد. "

مقاومت مسلح طالبان مخصوصاٌ از سال 2004 به بعد در برابر اشغال که روز به روز جنگ  شدت پیدا می نمود و بمباران هوایی صورت می گرفت و هر دو طرف تلفات می دادند تا بلاخره در 2009 اعلان خروج در میدان انداخته شد می بایست هم تذکر داد ه می شد. صرف نظر از اینکه قوای اشغال  با  مشکل بین المللی هم با مصارف هنگفت روبرو بود . دشمن واقعی مردم افغانستان کسانی بودند در ان مقطع که غرض حفظ قدرت شان از واقعیت های انکشاف سیاسی و اجتماعی چشم پوشی می نمودند، زیرا غرق در عیش و نوش و فساد با پولهای مالیه دهنده گان غرب بودند. 

خلاصه اینکه در مقاله نقاط زیاد دیگر هم وجود دارد که کاملاٌ دور از واقعیت ها بوده که تکلیف تبصرهء ان اصلاٌ لزوم ندارد، مخصوصاٌ اینکه در جریان همین بیست سال مقاومت در برابر اشغال و حکومت های  پر از فساد در تمام کشور در دهات و ولسوالی ها طالبان نفوذ پیدا نموده و قسمت های زیادی کشور تحت کنترول شان بوده و در اخیر هم قوای نظامی حکومت در اثر مذاکره در قدم اول به تسلیمی وادار می شدند، زیرا نمی خواستند به خاطر صد دالر خود را به کشتن برای ارگ ملیاردر   بنمایند.

مستان بخروشید که من نیز به تکلیف

پیغام دماغی به شنیدن برسانم

بیدل 

خلیل الله معروفی08.06.2022 جرمنیhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

 چه زیباست که از دوست میشنوی!!!

"تبادل نظر" اگر هیچ حُسن دیگری نداشته باشد، این حُسن را دارد، که آدم از حال و احوال دوستان خبر میشود؛ و تبصرۀ زیبای دوست ارجمندم، جناب "جان محمد جان"، نه تنها این مژده را در بر داشت، بلکه به کنهِ مسأله هم اشارت فاضلانه ای دارد.

من، که سالهای دور و دراز هجرت و غربت را بیشتر به کاوش و مطالعۀ زبان عامیانۀ کابلی به مصرف رسانده ام، دریافته ام، که زبان عامیانه، دستور و گرامر خاص خود را دارد، که از بسا جهات با "دستور مکتبی" فرق دارد. بسیار دلم میخواهد، که رساله ای در مورد "دستور زبان عامیانۀ کابلی" بنگارم، اما نمیدانم اولتر کدام کار را بکنم. هر روز موضوع تازه ای سر میزند، و موضوعات کهنه را از سر راه آدم دور میکند و همان ضرب المثل معروف و ثقۀ کابلی را مصداق میدهد، که:

«نو امد ده بازار، کهنه شد دلازار!!!»

در هر صورت مسرتم از خواندن کامنت آن عزیز، حد و حصر نمیشناسد.

در زبان المانی مثلی دارند، که گوید:

«همه راهها به روم ختم میشود!!!»

در هر حال "نتیجۀ کار" مهم است، از هر راهی، که اختیار کنیم. اگر نتیجه درست باشد، خود به خود "راه" را نیز موجَّه میگرداند.

قسمی، که در صدر آن مقاله آورده ام، ازین باب زیاد سخن بر زبان خواهد آمد و به گفتۀ بزرگان:

این هنوز اول آثار جهان افروز است

باش تا خیمه زند، دولت نیسان و ایار

با محبت فراوان و آرزوی سلامت آن دوست عزیز

خلیل معروفی ــ جرمنی ــ ۸ جون ۲۰۲۲


محمد داؤد مومند08.06.2022 متحده ایالاتhttp://www.arianafghanistan.com/FotoGallary/CountryIcons/USA.png
توضیحی به یک خویشاوند غبار، شاغلی امین غبار

قبل ازهمه باید به عرض برسانم که نسبت غباوت خود به ارتباط کمپوتر موفق نشده ام که فورمه ابراز نظریات را خانه پری نموده و امکان ابراز نظر در دریچه نظریات برایم میسر شود. جناب انجنیر صاحب فهیم از روی لطف و مهربانی ابراز فرموده اند که از طریق سکایپ مشکل بیسوادی و غباوت مرا در زمینه حل خواهند فرمود. یکی از دلایلی که به عوض دریچه مناظرات، توضیحات ذیل را در قسمت تحلیل ها، خدمت جناب امین غبار به عرض میرسانم همین مشکل فوق الذکر است.

جناب امین غبار در هردو سایت یعنی سایت افغان جرمن و سایت وزین و انسانی آریانا افغانستان عنوانی این جانب چنین نوشته اند:

جناب مومند مقالات چند قسمتی شما تخت عنوان (اهانت و تخریب شخصیت های..) بر علیه یک افغان وطندوست و دانشمند نتوانست از محبوبیت وی چیزی کاسته شود.)

پاسخ- جناب محترم شاغلی امین غبار! 

نخست، ندانستم حضرت عالی از طریق داشتن کدام علم غیب به همچو نتیجه رسیده اید؟
محتملاً از طریق استخاره و الهام در حالت خواب یا اغماء؟

ثانیاً، کدام یک از ذواتیکه مورد اهانت غبار قرار گرفته اند، وطندوستر و دانشمند ترازغبار نبوده اند؟

داوی صاحب، علامه حبیبی صاحب، علامه سلجوقی صاحب، داکتر صاحب توروایانا و یا دیگران؟
متاسفانه همچو ادعای هوایی شما، فاقد هرگونه بنیان علمی و منطقی است. نه من و نه شما در حال حاضر دسترسی به مکانیزمی داریم، که نتائج همچو نوشته ها را مورد ارزیابی قرار بدهیم.
شاغی امین غبار شما فرموده اید:«میدانم  که سرمنشه خصومت شما در مقابل غبار، بیان حقیقت هاست که شنیدن و هضم آن برای جناب دشوار است. از جمله آقای (گل محمد مومند) است. قضاوت در مورد همچو افراد جنجال بر انگیز را وگذار به تاریخ  میشویم نه مانند جناب مومند که از شکم پر و از امریکا شریف به خود اجازه قضاوت را میدهد... 

این تذکر نه بخاطر اینکه من جز «شکل درست جزء است- مومند» فامیل شریف غبار هستم، بلکه حقیقت باید بیان شود .»
جناب امین غبار! توجه شما را به ارتباط پاراگراف فوق الذکر تان به نکات ذیل معطوف میدارم:

یک- بیان حقایق نظر به معتقدات اشخاص فرق میکند، یک عده مردم به شمول خودم دوره دهه انسانی قانون اساسی را بهترین دوره حیات معاصر میدانند، اما چپگرایان به شمول پدر کلان یا خویشاوند تان غبار و عناصر ستمی آن را دیمکراسی قلابی تلقی میکنند، در زمینه ده ها و صد ها مثال ارائه شده میتواند.

همانطوریکه نوشته های من در مورد غبار در نظر تان خلاف حقیقت است، همانګونه نظریات غبار در بسا موارد به شمول قضاوت هایش در مورد رجال کشور از نادرخان بزرګ ګرفته تا سردار داؤد خان و رجال مملکتی، در نظر بسیاری مردم به شمول خودم، جعل و افتراست. نظریات غبار نه نصوص فرقانی است و نه احادیث نبوی که بدون چون و چرا پذیرفته شود.

شاغلی نجیب سخی که مانند شما خویشاوند غبار و مهمتمر اینکه شاگرد و پیرو صادق و درجه یک غبار است، اخیراً در موازات تفکر غبار و غبار دوستان و ذواتی مانند سید مخدوم رهین، داکتر جاوید، غلام حضرت کوشان، قوی کوشان و امثال شان که همه از مریدان فقید غبارند، مضمونی جنجال بر انگیز، تحت عنوان «پشتون ها و پاکستان» به رشته تحریر کشیده است، که محترمه میرمن ملالی نظام روی احساس و شعور ملی به رد آن پرداخته است، اگر شاگرد وفا شعار غبار به این سویه جنجال بر انگیز باشد از پیر و استادش غبار چه توقع میتوان داشت؟
فرموده میتوانید که این مضمون جنجال برانگیزهم فکرتان، چقدر با نظریات فقید غبار هم آهنگی دارد؟

شما از شخصی بنام (گل محمد مومند) نام برده و او را شخص جنجال بر انگیز قلمداد نموده اید.
شخص معروف و مقتدری به این نام در تاریخ معاصر کشور وجود ندارد، معلوم میشود که جناب عالی حتی از محتویات کتاب غبار هم آگهی ندارید، لطفاً کتاب خویشاوند یا پدرکلان تان را یکبار دیگر مطالعه نموده خود را با سواد و با معلومات بسازید، بیندیش بینداز.
آغای گلم جناب غبار! نقل قولی است از زعیم بزرگ پشتون تبار، خان عبدالغفار خان در خطابه غازی ستدیوم که :( غلبیل کوزی ته وویل تا کی دوه سوری دی) متعجم که جناب! شخصیت جنجال بر انگیز میرغلام محمد غبار و کتاب جنجال برانگیزش را فراموش نموده اند، به قول شاغلی سیستانی غبار نه تنها  با نوشتن جلد دوم کتابش تمام حامیان شخصیت های علمی، سیاسی و ملی کشور که مورد اهانت و نیش زدن غبار قرار گرفته اند سخت متنفر و متأذی ساخت، بلکه صدمه بزرگی به حیثیت خود نیز وارد ساخت.
باز هم به قول سیستانی، ادعای غلط و نادرست تاریخی غبار و فرهنگ (دو روی یک سکه)، که نام تاریخی افغانستان برای یکنیم هزار سال خراسان بود و اینکار امروز توسط مزدوران و سگ های قلاده به گردن ایران و تاجکستان و ستمی ها و کولابی های مهاجر موجب افتراق بزرگ ملی گشته است، فراموش فرموده اید!!!!

هم چنان در نوشته جناب یک تضاد بزرگ منطقی وجود دارد، بدین مفهوم که طبق ادعای خود تان، آنچه نوشته اید نه بخاطر اینکه جز [جزء] فامیل شریف غبار استید، اما در عین حال عکس العمل مرا در برابر غبار مبتنی بر علایق قومی و خویشاوندی میسازید.
متکی بر نوشته استاد گرامی ام خلیلی الله معروفی، به قول (عوام الناس فهیم و فخیم کابلی)  ضرب المثل (کور خود و بینای مردم) در مورد منطق دوگانه و متضاد تان وفق میکند.
اینکه نوشته اید:«..نه مانند جناب مومند که از شکم پر و از امریکا شریف به خود اجازه قضاوت را میدهد...) خدا شاهد است این گفتار تان را به اندازۀ طفلانه و سفیهانه و بازاری یافتم که اصلاً قابل تبصره نمیباشد، این نوشته شما به همان سویه سفیهانه است که نوشته خویشاوند یا پدر کلان تان فقید غبار در مورد (دیوانه وردکی معروف به خان وردک)
جناب در پاراگراف دیگر نوشته اید:«خیلی زیرکانه دیگران را به توپ میدهید»

خداوند همه بزرگان کشور را که به ابدیت پیوسته اند از شر (توپ) غبار حفظ کرد، و باور دارم شاغلی سیستانی را نیز خداوند از شر (توپ امین جان غبار) حفظ خواهد نمود.
نوشته اید:90 فیصد نوشته شما نقل قولهاست.

 بدین صورت باقی میماند ده فیصد از اینجانب، که به نظر شما انگیزه انتقامی دارد. ولی نفرمودید که نود فیصد نقل قول های دیگران هم تهمت و افتراء و گرفتن انتقام از غبار است؟ و یا متکی بر کدام انگیزه دیگری مانند حق گویی و حق گرایی است؟
در پاراگراف اخیر تان نوشته اید :« من نوشته های شما و دیگر همکاران شما را در مقابل جناب سیستانی بار ها مطالعه کردم [کرده ام] که نمایندگی از ارتباطات خوب نمیکند.»

جناب امین جان غبار! شما با همچو ادعای تان، مجدداً در گفتار تان دوچار تضاد منطقی شده اید، بدین مفهوم: از یک طرف ادعا نموده اید که هدف تحریر نوشته هایم، انتقام گرفتن از میر غلام محمد غبار است، ولی از جانب دیگر از ارتباطات نه چندان خوبم با شاغلی سیستانی صحبت میکنید و گویا وانمود میسازید که هدف نوشته هایم تخریب شخصیت شاغلی سیستانی است!!!

شاغلی امین جان غبار! هر نوشته وجدانی و متکی بر حقیقت برایم قابل اعتبار است ولو از زبان یا قلم هرکه باشد، سیستانی، غبار، داکتر حسن کاکړ و یا دیګران.

در اخیراز توجه تان به نوشته هایم متشکرم. 


جان محمد08.06.2022کليفورنياhttp://www.arianafghanistan.com/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

سلامها و احتراماتم را خدمت جناب محترم معروفى صاحب و ساير خواننده گان محترم آريانا افغانستان آنلاين تقديم ميکنم.

محترم معروفى صاحب! مقالۀ جالب و سودمند تان را در مورد کلمات "کمياب" و "کميافت" خواندم. برايم بسيار آموزنده بود. در مورد اين که چرا در لهجۀ عاميانۀ درى ما به جاى "کمياب" از ترکيب "کميافت" استفاده ميکنيم، خواستم بگويم که شايد يک دليلش اين هم باشد که در زبان عوام،  ريشۀ امريۀ فعل "يافتن"، يعنى "ياب"، وجود ندارد. مثلاً، در زبان رسمى درى در زمان حال يا جارى، ما ميگوييم، "مييابم". اما همين جمله را در لهجۀ عاميانۀ درى "مييافم" ميگوييم. مثال ديگر در قالب يک سناريو: 

الف: ببخشين، امى خانۀ فلانى خان ده کجاس؟
ب: رو به رو برين، از مسجد تير شوين، ده کوچۀ اول دست راس دور بخورين، خانۀ سوم، خانۀ فلانى خان اس.
الف: (با کمى ترديد) تشکر، زنده باشين. لطف کدين.
ب: مه همرايت بروم؟
الف: نى، تشکر، مييافمش، انشاءالله. خانه آباد! 
ب: قابل تشکر نيس. بامان خدا! 

با احترام

الله محمد07.06.2022آلمانhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

​جناب محترم استاد عالیقدر معروفی صاحب عزیز !

با عرض سلام و احترامات بنده به شما چهرهء افسانوی که مس ادبیات را به طلای ادبیات مبدل می نمایید یعنی در ادبیات کیمیاگری می نمایید و اصل یک کلمه را که در اصل فرضاٌ عربی باشد انرا به انگلیسی و یا لاتین و سانسکرت تبدیل نموده و انهم با منطق بسیار بالا. یعنی در واقعیت به فرموده خود شما این قدرت   زبان است که کلمات و مفاهیم  و معانی را می سازد.

به هر صورت یک جهان تشکر از اصلاح بنده در ارتباط شعر با مفهم و بسیار بالای بیدل صاحب که سیر سیل زمان را برای ما ترسیم می نماید که اگر امروز سیل ما را نبرد فردا  این سیل طوفانی زمان می برد و باید هوشیار بود و از هر لحظه زندگی در صورت امکان لذت ارامش را در خود جاری نمود یعنی به فرموده مرحوم حافظ صاحب از قال و قیل مدرسه حال دلم گرفت که  مرحوم احمد ظاهر هم انرا به اوج زیبایی  به فریاد آورده است.  

 یاد ایامی که در صحرای پر شور جنون

همچو موج سیل نقش پای من فریاد داشت

بیدل 

 

الله محمد07.06.2022آلمانhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

​جناب محترم محمد اختر یوسفی صاحب!

با عرض سلام و احترام  و آرزوی سلامتی شما محترم.

از اینکه زحمت کشیده اید و به تفصیل برایم درد دل تان را نوشته اید بسیار زیاد تشکر. 

 1-"متأسفانه جناب شما نوشته خامه مرا  دوباره تکرار نشر فرمودید. من جوابات سوالات جناب شما را در ګذشته درهمین موارد چندین بار نوشته بودم،"
ممکن کسی دیگری منظور شما باشد.

 2-" با تعقیب ردپای من و برادرم محترم داکتر محمد اکبر یوسفی توسط شما این را درک نموده ام که شناخت من بیچاره هم برای جناب شما عاری از دلچسپی نخواهد بود."
بنده رد پای کسی را علاقه ندارم تعقیب نمایم اما محترم داکتر صاحب را در میدانهای دارلمعلمین که برای فوتبال بچه های کوچه های اطراف ان می رفتیم حتما دیده ام، زیرا نامبرده چنیدی قبل ذکری از ان نمودند. 

3-"باورکنید که من هیچوقت به چیزیکه شخصأ خودم مستندأ باور نداشته باشم، آنرا نمی نویسم."
بنده با شما در بحث بالای یک مقالهء یک دوست و نویسنده این صحفه روبرو شدم ، مسلهء بالا مربوط خود شما است.

4-"من مثل شما مصحح ومستنطق چهره دست مطبوعاتی برای هرنوع نوشته نیستم. "
بنده مستنطق   نیستم اما مصحح از نگاه خودم درست و ضمناٌ چهره دست مطبوعاتی قابل سوال است، زیرا با مطبوعاتیان مشکل دارم. 

5-"با نویسندگان محترم هموطن عزیزم کدام دشمنی، شخصی و سیاسی ندارم."
بسیار خوب، قسمیکه معلوم می گردد ادم ملایم هم هستید که یک خوصویت خوب است. 
 
6-"صوفی و فالبین هم نیستم، که در مورد نوشته های دیگران پیشگویی نمایم. "
مشکل اساسی تان فکر می کنم همین است. 

7-"گذشته کاری بنده درکشورعزیز از دست رفته ما فقط یک معلم عادی و بیچاره بودم. "
نمی دانم چند ساله هستید اما فکر می کنیم بعد از سپری شدن بقیه سن تمام جهان از دست ما میرود. خداوند شما را بیچاره نه نماید شغل معلمی بسیار شغل خوبی است.   

8-" درنزد شما نویسندگان متبحر و مستنطقین جسور جرم تلقی نشود."
 اینجا شما اشتباه نوشته اید. فاصلهء درک شما از بنده بسیار زیاد است. این را باید باور نمایید بدون خواندن نماز و اگر لازم می دانید فقط دو رکعت کافی است. معمولا چنین اظهارات را سخت تر جواب می دهم، زیرا خصوصویات خوب را در خود نهفته ندارد و صدق هم ندارد. 

9-"من مانند سایر درد رسیده گان هموطنم گاهی با خواندن و شنیدن برخی مقالات و مطالب تحلیلی ادعاهای نادرست عده از نویسندگان و مبصرین محترم افغان "

شما لطفاٌ در آینده همان ادعای نا درست را با استدلال تا ن برای خواننده تان تحریر بدارید و یا اینکه مستقیماٌ طرف را مخاطب قرار داده و اگر طرف علاقه داشت جواب خواهد داد و هر گاه کسانی دیگری علاقه گرفت تبصره خواهد نمود در غیر آن  مسله به خواب خواهد رفت. اینقدر ساده است ، ما نباید انرا مغلق بسازیم. 

10-"که دراوج بحران ویرانی میهن عزیز ما دلایل نادرست که در نزد خود شان دارند، مطرح مینمایند، بنظر بنده نظرات نادرست خاصتأ دراوج آتش بحران جنگ درمیهن به ضرر کشور زخمی ما است."
دلیل که از نظر خودت نا درست است ممکن است از نظر یک خواننده دیگر درست باشد. به همین علت است که در تاریخ بشر سیستم قضایی ایجاد گردیده است. ما و شما "ناف" فهم جهان نیستیم. 

11-" در مورد دفاع نظرات خودم همیشه حاضرهستم تا درحضور اهل خبره منصف از نظرات خودم دفاع کنم."
فکر میکنم به نظر شما کسی منصف خواهد بود که از نظر شما دفاع نماید در غیر ان با تقابل با بنده کافی خواهد بود از نظرات تان دفاع نمایید و انقدر هر دو به جزییات خواهیم رفت در بحث تا یکی ما قناعت کنیم، فلهذا باید از اول احتیاط نمود اشتباه نه نمود. تیر که خطا خورد دو باره آوردن آن در کمان نا ممکن است حتی برای اهل خبره منصف. 
 

12-"ایکاش با دور بینای دید شما که درجهان امروزی آنقدر انصاف میبود، که ملتهای کوچک ومظلومین بیدفاع مانند افغانستان این فرصت را هم میداشتند، که مهاجمین، اشغالگران را با اجیران جنایتکار داخلی و خارجی ایشان محکمه کرده میتوانستند."

با وجودیکه اکثر شان وجدان ندارند اما باز هم وجدان شان محکمه شان خواهد نمود. 

 13-"سالهاست که درمورد جنایات جنگی درافغانستان هیچ نوع اجرأت صورت نگرفته است."

افسوس. 

14-"من واقعأ متعجب میشوم که جناب شما ازیکطرف تمامی نوشته های همه نویسندگان میخوانید ابراز نظر مینمائید، اما اسناد متعبرمطبوعات جهان را نادیده میگیرید، "

تعجب نکنید و ضمناٌ بنده هیچ چیز را نا دیده نمی گیرم. فهمیده نمی شود که این حکم به کدام دلیل صادر می گردد. 

15-"یا آنها را بزودی فراموش میکنید."

حکم دیگری که مصدق نیست. 

16-"درمورد ایجاد گروهی طالبان توسط امریکا، با پول عربستان سعودی، بکمک پاکستان اسناد معتبر در مطبوعات وجود دارد."

این اصلاٌ موضوع بحث نبود و شما انرا در میدان انداختید و بنده نوشتم همه اسناد تان را نگاه داری نمایید. 

17-"یکی از اسناد معتبر اظهارات هیلری کلنتن وزیر خارجه امریکا دراستماعیه قانون گذران امریکایی در فلم ویدیویی زنده موجود است."

بفرمایید با اسناد تان یک کار مفید نمایید. 

 18-" لطفأ اسناد لینک را دقیق بشنوید و مطالب را هم دقیق بخوانید."

تمام انها را قبلاٌ همزمان با نشر شان خوانده ام و شنیده ام و انهم دقیق درک نموده ام.  سرعت فکر بنده اضافه تر از سرعت نور است و همه چیز را اکترونهای مغزم فوراٌ ثبت می نماید و "دلیت" هم غیر ممکن است که گردد مگر در زیر خاک. 

 19-"با ابراز امتنان مخلص شما "

لالا در اینجا ده نمره از بنده اخذ نمودید که خود را مخلص بنده می گویید. بسیار تشکر. بنده نوکر همه دوستان هستم و لذت بالاتر از این ندارم تا دوستان را خدمتی نمایم.  خدا واحد و شاهد است که زمانی می نویسم من نیستم بلکه علمای جهان در ساحات مختلف هستند که می نویسند جمع شهادتنامه فکری بنده که از طرف خالق هستی برایم اعطا گردیده است.  

در طریق جستجو هر نقش پایم قبله ایست

غرقهء این بحر را هر موج محراب دعاست


بیدل

 


اختر یوسفی07.06.2022USAhttp://www.arianafghanistan.com/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

نویسنده توانا، جناب بیدل شناس محترم الله محمدخان را مجددأ سلام، احترام و عرض ادب دارم!

هموطن عزیز تحلیلگر پرکار ناظر نشرات بیرونی مرزی کشور از توجه فراوان شما ممنونم، متأسفانه جناب شما نوشته خامه مرا  دوباره تکرار نشر فرمودید. من جوابات سوالات جناب شما را در ګذشته درهمین موارد چندین بار نوشته بودم، ایکاش مصروفیتهای کاری تأمین معشیتی بنده کمی کمتر می بود، تا شب و روز جواب همه سوالات شما را مکررأ نوشته کرده می توانستم، از برکت نوشتهای پر ارزش اشعارحضرت بیدل شما مستفید می شدم. با وجود سرگردانیهایم کاری که در زندگی خودم دارم، ناګزیرم تا برسم  اخرین پیام واحترام بحضورمبارک شما بیدل شناس عزیز مطالب ذیل را نیز بعرض برسانم.

 با تعقیب ردپای من و برادرم محترم داکتر محمد اکبر یوسفی توسط شما این را درک نموده ام که شناخت من بیچاره هم برای جناب شما عاری از دلچسپی نخواهد بود. باورکنید که من هیچوقت به چیزیکه شخصأ خودم مستندأ باور نداشته باشم، آنرا نمی نویسم. من مثل شما مصحح ومستنطق چهره دست مطبوعاتی برای هرنوع نوشته نیستم. با نویسندگان محترم هموطن عزیزم کدام دشمنی، شخصی و سیاسی ندارم. کدام شخص فعال سیاسی درحلقات سیاسی حزبی و ساختارهای قومی و مذهبی درداخل و خارج از افغانستان هیچ نوع ارتباط شخصی و سازمانی ندارم. صوفی و فالبین هم نیستم، که در مورد نوشته های دیگران پیشگویی نمایم. گذشته کاری بنده درکشورعزیز از دست رفته ما فقط یک معلم عادی و بیچاره بودم. درحاکمیتهای متعدد درکشورکه نام خدا از برکت کودتاهای پی درپی مانند باران شخرد بهاری می بارید، درکدام مقام دولتی ملکی ونظامی مقرر نبوده ام. تا سال ۱۹۹۲ میلادی قبل آغاز سلطنت حضرت صاحب صبغت الله پیر پاچا ساز افغانستان درداخل کشور بودم. بسیاری ازحوادث پنج دهه اخیرافغانستان بشمول کودتای سردار محمد داوود خان را شخصأ باچشم سردیدم. خدا نکند ابراز نظرهیچکاره مثل من درګذشته کشور زادگاه ام درکدام مقام دولتی، عضو رهبری کدام حزب و یا تنظیم نبوده ام، درنزد شما نویسندگان متبحر و مستنطقین جسور جرم تلقی نشود.    

من مانند سایر درد رسیده گان هموطنم گاهی با خواندن و شنیدن برخی مقالات و مطالب تحلیلی ادعاهای نادرست عده از نویسندگان و مبصرین محترم افغان که دراوج بحران ویرانی میهن عزیز ما دلایل نادرست که در نزد خود شان دارند، مطرح مینمایند، بنظر بنده نظرات نادرست خاصتأ دراوج آتش بحران جنگ درمیهن به ضرر کشور زخمی ما است. من گاهی که فرصت داشته باشم، نظرات رد آنانرا براساس چشم دید خودم، ویا به اثر مطالعه اطلاعات مطبوعات معتبر بین المللی می نویسم. با رد نظرات خویش گاهی هم مجبور می شوم که استدلال مستند خویش را دوبار پیشکش کنم، در مورد دفاع نظرات خودم همیشه حاضرهستم تا درحضور اهل خبره منصف از نظرات خودم دفاع کنم. در گذشته طی سالهای دوری از میهن گاهی تعداد از نوشته خامه ام در رد اتهامات نادرست نویسندگان و مبصرین با عکسها مستند، درنشریه افغان-جرمن آنلاین، بعدأ بکمک مرحوم ولی احمد خان نوری صاحب معظم، درنشریه آریانا افغانستان و درجریده دعوت که خارج نشرات دارند نیز نشر شده است.

https://dawatmedia24.com/%d8%a7%d8%ac%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b9%d9%8a-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b3%d9%8a/144234/

ایکاش با دور بینای دید شما که درجهان امروزی آنقدر انصاف میبود، که ملتهای کوچک ومظلومین بیدفاع مانند افغانستان این فرصت را هم میداشتند، که مهاجمین، اشغالگران را با اجیران جنایتکار داخلی و خارجی ایشان محکمه کرده میتوانستند. پیرامون عدم رسیدگی هزاران جنایت جنگی درافغانستان تذکر دو مثال برجسته مستند آن کافیست. جنایت قتل فجعانه بیش سه هزار در دشت لیلی توسط رشید دوستم درسال ۲۰۰۱ میلادی، قتل صدها هموطن بیگناه توسط شبکه حقانی درانفجار چاراهی زنبق شهر کابل، این حوادث توسط مستنطقین محکمه هاگ ثبت گردیده است. مجرمین آن جنایات زنده درحمایت و مصؤنبت کامل خارجیها در نزدیکی مقرپولیس بین المللی انترپول قرار دارند، سالهاست که درمورد جنایات جنگی درافغانستان هیچ نوع اجرأت صورت نگرفته است.

من واقعأ متعجب میشوم که جناب شما ازیکطرف تمامی نوشته های همه نویسندگان میخوانید ابراز نظر مینمائید، اما اسناد متعبرمطبوعات جهان را نادیده میگیرید، یا آنها را بزودی فراموش میکنید. درمورد ایجاد گروهی طالبان توسط امریکا، با پول عربستان سعودی، بکمک پاکستان اسناد معتبر در مطبوعات وجود دارد. یکی از اسناد معتبر اظهارات هیلری کلنتن وزیر خارجه امریکا دراستماعیه قانون گذران امریکایی در فلم ویدیویی زنده موجود است. چنین اسناد در چندین مقاله قبلی ام نشر شده است.    لطفأ اسناد لینک را دقیق بشنوید و مطالب را هم دقیق بخوانید.

https://www.youtube.com/watch?v=X2CE0fyz4ys

https://www.bing.com/videos/search?q=Hillary+Clinton+on+Talibab+in+US+Congress&docid=608031459523448660&mid=287FEEB5460BD279CB78287FEEB5460BD279CB78&view=detail&FORM=VIRE

 با ابراز امتنان مخلص شما اخترمحمد یوسفی


امین غبار 06.06.2022هالند

جناب مومند!

مقالات چند قسمتی شما تحت عنوان"  اهانت و تخریب شخصیت های بزرگ ملی و علمی توسط غبار "  بر علیه یک افغان وطن دوست و دانشمند، نتوانست از محبوبیت و حیثیت وی چیزی کاسته گردد.
می دانم که سرمنشه خصومت شما در مقابل غبار ، بیان حقیقت ها است که شنیدن و هضم آن برای جناب دشوار است. از جمله آقای "گل محمد مومند" است، قضاوت را در مورد همچو افراد  جنجال برانگیز  را  واگذار به تاریخ میشویم، نه مانند جناب مومند که از شکم پر و از امریکا شریف به خود اجازه قضاوت را میدهد.
"وقتی دیگران را قضاوت میکنی
آنها را نه، بلکه خودت را تعریف میکنی."..!

جناب مومند تا به حالا یک نفر هم از درافشانی های شما تمجید و توصیف نکرد!
حالا از خود باید سوال کنید که چرا؟
عنوان باید برعکس باشد.  " اهانت و تخریب شخصیت های بزرگ ملی و علمی توسط مومند"
این تذکر نه به خاطر اینکه من جز فامیل شریف غبار هستم، بلکه حقیقت باید بیان شود و شما کدام تحقیقات علمی هم در زمنیه ندارید.

خیلی زیرکانه دیگران را به "دم توپ" می دهید. 90 فیصد نوشته شما نقل قولها است و قصداً می خواهید که هر تاخت و تازی که شود، بالای دیگران شود و نه بالای شما .  فرض مثال بالای جناب سیستانی شود! من نوشته های شما و دیگر همفکران شما را در مقابل جناب سیستانی بارها مطالعه کردم که نمایندگی از ارتباطات خوب نمی کند.

وظیفه ما نیست که خطای دیگران را جستجو کنیم و دیگران را قضاوت کنیم.
تمام نیروی خویش را باید برای قضاوت در کار خود صرف کنیم

الله محمد06.06.2022آلمانhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

دوستان گرامی!

با عرض ادب. 

مقالهء "تحریک طالبان" اثر محترم دوکتور یوسفی از مطالعه بنده گذشت، چون اثر در ارتباط مقالهء "حلقه کوچک افراطی بی خبر از واقعیت های جهان تحریک طالبان را به جنگ با دنیا تشویق میکند." اثر محترم تره کی،  نوشته شده و بنده بالای مقالهء دومی تبصرهء ای داشته ام ،فلهذا علاقه گرفتم بالای مقالهء نویسنده او ل الذکر یک تبصره داشته باشم ، که دیده شود در اخیر  چه نتیجه  و یا تخم خواهد داد:

1-"مرور کوتاه برعنوان منتشرۀ، "دوکتور م، عثمان تره کی"، می تواند طرح سو لات متعددی را مسبب شود، نمی توان دقیق فهمید که نویسنده از این چنین برداشتها، از وضعیت کنونی، چه اهدافی را، زیر نظر داشته باشد و چه می خواهد بگوید، وقتی اظهارات او با حقایق مطابقت کامل نشان ندهد". 

بنده منبعد دوکتور یوسفی را نویسنده "الف" و داکتر تره کی را "ب" نامیده به تبصرهء خود ادامه میدهم. بنده که هر دو مقاله را مطالعه نموده ام هدف محترم "ب" را اصلاح ادارهء رهبری در کشور درک نموده ام. اینکه نویسنده "الف" می نویسد که اظهارات "ب" با حقایق "مطابقت کامل" نشان نمی دهد این خبر را اطلاع می دهد که با حقایق مطابقت های زیادی دارد که "الف" انرا کامل می سازد. "الف" بدون اینکه به خواننده بعد از جملهء بالایی خود در مقاله اش عنوان "مقالهء اولی"  مضمون "ب" را تذکر دهد، می نویسد:

"در مقالۀ اولی خود این عنوان  طولانی را تعقیب می کند، که تحریف از "منشاء" حرکت "طالبان" و هم چنان از تمام انکشافات عمیق و وسیع بعدی محسوس است، که از نقش های بازیگران اصلی داخلی و خارجی، در بحران افغانستان چشم پوشی می کند."

هیچ معلوم نیست کدام عنوان طولانی را تعقیب می کند و بعد شروع می کند به حمله بالای "ب". 

2-"این انحراف ناشی از چه تمایل خواهد بود؟"

به نظر بنده "ب" در مقاله خواسته سران امارات اسلامی را در پرتو انکشافات که نامبرده در همین مدت نو و ده ماه نموده، متوجه نماید و نخواسته از هسته موضوع خارج گردد و هستهء قدرت را هدف قرار داده، یعنی به سویه یک ا کادیمیک   واقعی یک مقالهء  علمی   نوشته.  

3-"دو تمایل انحرافی در اندیشۀ این شخص محسوس است، "راسیزم دینی" و "راسیزم قبیلوی" و یا "نسبی"ُ که بطور محسوس بر افکار او تسلط نشان می دهد."

هر گاه بنده خود را در بین "الف" و "ب" جیم یعنی "ج" نام بگذارم، "ج" فکر می کند که "الف" در اثر مطالعات زیاد در قسمت "راسیزم" همه چیز را در قید"راسیزم" داخل نموده تا خواننده را تبدیل به "راسیزم عمومی یعنی بین المللی " نماید. 

4-"چنین محسوس است که ممکن آقای "تره کی" به نتائج تحقیقات جدید در بارۀ "نژادها"، رابطه میان "ادیان" و "سیاست" و حتی به روابط "اجتماع" و "دولت" هم توجه و باور نداشته باشد. "

کسانیکه تحقیقات جدید می کنند  و هر انچه انها نتیجه گیرند کتاب اسمانی شده نمی تواند، فلهذا نباید "چنین محسوس"  برای "الف" باشد تا رفع مشکل احساس وی   شده باشد.  

5-"برخالف سابق "منشاء" همه انسان ها را از "قارۀ فعلی افریقا" یافته اند."

   منشاء همه انسان ها اسمان است، هر گاه خواسته باشیم از موضوع خارج شویم، زیرا بدون نور چیزی به وجود نمی اید.

قسمیکه در فقرهء اول تذکر داده شد "الف" در شروع مقالهء خود می نویسد که:" در مقالۀ اولی خود این عنوان  طولانی را تعقیب می کند،" اما ذکری از عنوان هم نمی برد و حالا در فقره  ششم انرا تذکر می دهد که:"

6-"حال به این عنوان »تره کی« با دقت توجه نمایند:  "حلقه کوچک افراطی بی خبر از واقعیت های جهان تحریک طالبان را به جنگ با دنیا تشویق میکند." نویسنده در تحت این عنوان طویل که یک برداشت شخصی او خواهد بود، بدون ثبوت تلاش  دارد، تا یک "تشکل" "جدید" و "مستقلی" را در تحت عنوان: "تحریک اسلامی  طالبان"، معرفی کند."

برداشت ها همیشه شخصی میباشد یعنی هر کس از جریانات اوضاع یک برداشت می داشته باشد نظر به فهم و دانش خود. این برداشت های شخصی می تواند در سطح ملی و یا هم بین المللی تطابقت های خود را داشته باشد. همین است که اینجا مقالات و نظریات نوشته می شود یعنی هر کس نظر خود را با دیگران شریک می سازد چنانچه همین اکنون الف و ب و جیم این کار را می کند تا دال و زال و قاف و میم انرا بخواند. 

به هر صورت بعد از اینکه "الف" از موضوع خارج شده و موضوع را به جنگ جهانی دوم  و توازن قوا ارتباط داده و به تاریخچه  پیدایش طالبان تماس می گیرد، افکار "ب" را منحرف تلقی نموده، وی " را در هاونگ فکر خود انداخته و کوشش دارد به نا حق و ظالمانه "ب" را  نزد خواننده  کوبیده و درد و رنج   را  در هاونگ خالی نماید. بعد از تذگر افکار مارشال آلمانی و چند پرواز زمینی و هوایی دیگر می نویسد که:" 

 7-"شخصی که از سالها قبل، در موضعگیری های "سیاسی" او "نوسانات" غیر عادی دیده شده است، حال مدعی چنین یک نتیجگیری بی اساس و مبتذل می گردد و سرنوشت جهان را در قدرت یک "حلقۀ کوچک افراطی بی خبر از واقعیت های جهان تحریک طالبان را به جنگ با دنیا تشویق میکند"، می سپارد. "

بنده از زمانیکه "ب" در اینجا می نویسد که حتی محترمه خانم ملالی نظام به خاظر اینکه "ب" مقاومت طالبان" را در برابر اشغال "مقاومت مسلح" می نامید با وی مشاجره داشت، مقالات وی را مطالعه می نمایم که چنین "نوسانات" را متوجه نگردیده ام. در اینجا باید "الف" یک مثالی از این "نوسانات" میداد تا خواننده منطق این نوسانات را در صورت ضرورت درک می توانست. نظر به شرایط انکشاف فعلی سیاست داخلی و خارجی کشور "ب" وظیفتاٌ به نظر بنده چنین نوشته است و نه اینکه کسی را با جنگ با دنیا که کاملاٌ غیر واقعی هم است تشویق نماید. بر عکس اگر "الف" دقیق "ب" را می خواند،  منظور "ب" این بوده که حلقات وجود دارد در ردیف طالبان که چنین فکر می کند.  

"الف" بعد دو باره توضیحات راجع به انکشاف طالبان نموده و خواننده را گرد جهان برده دو صحفه را پر نموده می نویسد که:" 

8-"حال به این پیشگوئی های تخیلی"روستا تره کی" " توجه کنید:  "اگر طالبان با تعامالت درون گروهی خود نتوانند جلو زیاده روی و دیکتاد یک مشت اشخاصی را که با صدور فتوا های جنجال برانگیز چانس بدست آمده صلح و ثبات را در افغانستان زیر سوال میبرند بگیرند و وحدت سازمانی خود را حفظ کنند، تحریک طالبان معروض به انشعاب خواهد شد. از بطن انشعاب یک جریان  اسلامی و اعتدالی سر بلند خواهد کرد."

در اینجا به نظر بنده "ب" خواسته هر گاه حالت درونی سیاست داخلی کشور اینطور باشد، جلو همچو تمایل گرفته شود نه زیاد و نه کم . هر گاه "ب" که دوستش انشتاین طرفدار تخیل و یا فانتازی است کمی توجه نماید برای "ب" در اینجا نمره کامیابی داده است یعنی در اخیر "ب" کامیاب "الف" مشروط و "جیم" هم از نظر "الف" مسلم ناکام مطلق.

 

در قسمت های اخیر داستان تخیلی خود  "الف" نتیجه ذیل را می گیرد:

9-"زیرا این شخص "فرضیه هائی را" در ذهن می پذیرد، که با حقایق مناسبات بین المللی و توازن قوای بین المللی مطابقت نشان نمی دهد، فقط یک گمان می تواند صدق کند که ممکن کدام دستگاه استخباراتی، چنین یک نقشۀ عمل طرح کرده باشد و توسط این شخص به عنوان نظر او  اعلان کند."

یعنی "ب" باید فرضیه های که "الف" طراحی می نماید بپذیرد در غیر آن حتی متهم به دستگاه استخباراتی هم خواهد شد. توبه خدایا توبه از این حال و روز این مردم ما و انهم گویا فهمیده های ان. 

پختگی دیگ سخن را باز می دارد ز جوش

تا خموشی نیست "بیدل" مدعا خام است و بس 

 


خلیل الله معروفی06.06.2022 جرمنیhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

 گداز درد طوفان کرد، دست از ما بشو "بیدل"

مناظرۀ جالب دو وطندار گرانقدرم، هریک محترم "الله محمد خان" و محترم "اختر یوسفی" را در همین صفحۀ محبوب و معزإز "آریانا افغانستان آنلاین" میخوانم و خوشوقت میشوم، که هردو جانب به رستۀ خود استدلال میکنند. بر استدلال دو طرف مکث نمیکنم و فقط به حیث ثالث بالخیر، سخنان دو طرف را باهم تول و ترازو میکنم. کامنتهای هردو طرف جالب هستند و هرکدام مزایای خود را دارند. مگر کامنتهای جناب "الله محمد خان" عزیز ازین سبب برایم جالب و پرحلاوت هستند، که در هر موردی دست به دامان شعر بزرگان میبرند؛ و آنقدر اشعار نهمار و بی شماری را، که جنابشان از بر دارند و فی البدیهه بر زبان قلمشان جاری میشود، از کمتر کسی دیده ام. مرحبا بدین حافظۀ  شعری!!!

"الله محمد خان عزیز" ضمن کامنت اخیر خود، بیتی از حضرت ابوالمعانی "بیدل" را آورده اند و این بیت را از برکت آهنگهای سرتاج موسیقی افغانستان ــ مرحوم استاد محمد حسین سراهنگ ــ چنین به خاطر دارم:

گداز درد طوفان کرد، دست از ما بشو "بیدل"

نبُرد این سیل اگر امروز، فردا میبرد ما را!!!

در نقل جناب "الله محمد خان عزیز"، کلمۀ "اگـــــر" از تایپ افتاده است؛ همین و بس!!!

در غیر آن محبت فراوان به هردو طرف ارجمند و به همه هموطنان عزیزالقدرم

خلیل الله معروفی ــ جرمنی ــ ۶ جون ۲۰۲۲

اختر یوسفی05.06.2022امریکا

 

تبارز عقده کشایی نویسندگان بسود ملت نیست!

مبلغین متعدد هر چند تبلیغات خود را در قالب کلمات ذهنی وعقدتی خویش پیرامون "کودتا ها"، "جهاد" وغیره حوادث در افغانستان میکیاژ نمایند، مگر حقایق حوادث را نمی تواندعوض کنند.

درعمق بحرانات ویران کننده جاری درافغانستان عده از نویسندګان افغان درخارج از کشورسرگرم پخش داستانهای مطالب خواه درست ویا نادرست بدون ارتباط بوضع بحرانات و راه های حل بحرانات در داخل کشور هستند، پخش چنین نوشتها و تحلیلهای نادرست و نامرتبط اذهان عمومی جامعه را از مسیر جلوگیری بحرانات مخرب منحرف می سازند. واقعیت امراینست که اثرات تبلیغاتی نوشته های این نویسندگان محترم کمک کننده تشیدید بحرانات جنګ در کشوربوده، عدم اتحاد جامعه افغانی را بوجود آورده، چنین تبلیغات برای جلوگیری از بحرانات جنگ و خونریزی در کشور اثر گذاری مثبت ندارد.

نهضت ها و حوادث سیاسی جوامع بشری که از بطن انبوه توده ها درچوکات رفا و حفظ منافع ملی جوامع عرض وجود نکرده باشند، اثرات مثبت را برای منافع عامه جامعه ندارد. سردسته های قیامها ولو هرنام نهضت، انقلاب، جهاد وغیره بر آن بگذارند، منفعت چنین حوادث برای طبقات جامعه نمیرسد. خونریزی درحوادث معیار خوشبختی یک جامعه نیست، بلکه خونریزی دربسیاری موارد انوع بدبختی اجتماعی را باخود همرای دارد. حوادث پنج دهه اخیر درافغانستان کشور را به قهقرای سوق داده است.

عده از نویسندگان و شعرای محترم افغان اکنون با مطالعه تاریخ گذشته، در دربار شاهان سرمگرم دریافت ناجیان "حقوق بشر"،  "نهضت مشروطیت"، "انقلاب"،  "جهاد"  وغیره هستند، مگر این محترمان متوجه حقایق و اسناد، وقوع چنین نهضتهای و حوادث در کشور نیستند.

بعد از جنگ دوم جهانی که شکست فاشیزم را با خود همرا داشت، اشکال رقابتهای بین المللی برای بدست اهداف شان جنگهای نبابتی را در پیش گرفتند. جنگهای نیابتی که در پنج دهه اخیر در افغانستان بوقوع پیوسته اند، کشور را به تباهی کامل کشانیده است. بنأ توصیف و تبلیغ چنین نهضتها، انقلابات، جهاد و غیره بدون حفظ منافع افغانستان بوده به سود تداوم جنگ و بربادی کشور است.

اول- "نهضت مشروطیت":

"مشروطیت" درافغانستان پدیده نو ظهوری دربار شاهان بوده، "نهضت مشروطیت" نهضت توده ها در افغانستان نبوده و با فعالتهای توده های کشور ارتباط ندارد.  اشاعیه اندیشه "مشروطیت" هنگامیکه از محافل دربار در بیرون صرف با نخبگان نزدیک با دربار رخنه کرده بود، قبل رسیدن با توده ، نخبگان درباری توسط شاهان وقت قلع و قم گردیده است.

الف – تعریف و تخریت "نهضت" دوره امانی را که اکنون عده از نویسندگان افغان با خاندان یحیی خان و نامگذاری دشمنی محمد نادرخان با شاه امان الله خان پیوند داده اند، مغایر اسناد واقعی تاریخی اند، بیشتر ساخته و بافته زرادخانهای دشمنان افغانستان است، که افکار عامه را از حوادث جاری دشمنان در کشور منحرف می سازند.

ب- "نهضت مشروطیت" درافغانستان با فعالیتهای سیدجمال الدین ارتباط نمیگیرد. درست که سیدجمال الدین درافغانستان تولد یافته بود، مگر فعالیتهای سیدجمال الدین بیشتر یک حرکت مذهبی ضد استعماری انگلیس بوده، که در خارج ازافغانستان شکل گرفته است.

 

دوم – کودتاه ها و تحولات پنجاه سال اخیر:

حوادث کودتاها پی در پی بعد از سال ۱۹۷۳ میلادی الی اگست ۲۰۲۱ میلادی در افغانستان  مجموعه توطیه های دشمنان داخلی و خارجی بکمک همسایه با افغانستان که کشور ما دشمنی داشته اند، بیشتر در نتیجه رقابتهای بین المللی درجنگهای نیابتی عرض اندام کرده اند. حوادث که بعد از ۱۹۷۳ میلادی در کشور صورت گرفته است، در قدم نخست اتحاد ملی افغانها از پاشید، در مجوع مسیر خود را در جهت ویرانی و خونریری درکشور ادامه است. تبلیغات و توصیف نامه های جانبدارانه نویسندگان آن حوادث خونین گذشته هر چند در قالب کلمات تحریک احساسات عوامفریبانه نوشته شده باشد، بازهم بیشتر در اشکال عقده کشایی راسیستی بوده، فاقد ارزشهای اتحاد ملی برای نجات میهن از بحران جنگهای بیگانگان است.

درعقب بسیاری حوادث سازمانیافته پنج دهه اخیر درافغانستان مستقیمأ پاکستان و ایران وحمایتگران بین المللی جنگ قرار داشتند، وتاهنوز هم قرار دارند. تعداد از نویسندگان افغان براساس عقده های راسیزم ایتنیکی و مذهبی حادثه ۲۴ حوت سال ۱۳۵۷ شمسی هرات را بگونه افتخار در آن شاخ و برگ میدهند، مگر درعقب حادث بلواگران حوت سال ۱۳۵۷ شمسی هرات ایرانیان مستقیمأ دست داشتند، در نتیجه آن حادثه در هردوطرف افغانها کشته شدند، تا اکنون عاملین آن رویداد ازحمایت ایرانیان برخور دار هستند.    

در طی بیست وهشت سال ظهور طالبان و کار مشترک آنها با تندروان " مذهبی"  بشمول  تروریستان القاعده، اسناد انکارناپذیر کافی وجود دارد، که طالبان حقله کوچک بیخبر از واقعیتها نیستند، بلکه طالبان و "رهبران" مخالف طالبان که بعد از سقوط اگست ۲۰۲۱ میلادی در تاجکستان، ترکیه، تهران و سایر کشورها جهان بسر میبرند، هر دوطرف جنگ از میان دشمنان افغانستان حامیان کمک کننده خارجی خود را دارند، که برای منافع خود و باداران خارجی خویش اهداف ادامه جنگ، غارت و یرانی در افغانستان را ادامه میدهند. 

افغانها با مردمان جهان بخوبی این حقیقت میداند که طالبان پروژه جنگی استخبارات بیگانه است. طالبان پدیده جدید نا آشنا برای مردم نیستند که چنین قلم فرستایی طرز دید افکار راسیستی حقایق را در مورد جنایات طالبان و استخبارات بیگانه در افغانستان بپوشانند.

از تکبر و خودخواهی های بیجا باید بگذریم که کی حق دارد  و یا کی حق اعترض را ندارد، منطق و دلایل همدیگر را با وسعت نظر بنگرم، تا بحیث فرزندان سرزمین مشترک متحد کشور خود را از چنگال استخبارات بیگانه بکشیم. اصطلاح معجزه برای توجه آنانیکه ذکر شده که حقایق تلخ ویرانی افغانستان را با طرز افکار راسیستی ماست مالی میکنند، افکار یک ملت مظلوم و بیدفاع را بیراهه میبرند. هیچ منطق سیاسی و نظامی این تحول، سقود، شکست را قبول ندارد، که قوایمسلح تعلیم یافته سیصدوپنجاه هزاره نفری نظامی دولتی افغانستان بدون کمک و پلانهای پس پرده استخبارات خارجی در کوتاه ترین مدت در برابر چند موترسایکل سوار با  کلاشینکوفهای زنگ زده، ولایت پی ولایت، فرقهای اردو، جزوتامهای پولیس بدون کوچکترین مقاومت سقوط کنند..


الله محمد05.06.2022آلمانhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

​جناب محترم محمد اختر یوسفی!

تشکر از احترام تان با تقدیم سلام و عرض ادب.

1-"در طی بیست وهشت سال ظهور طالبان و کار مشترک آنها با تندروان " مذهبی" بشمول تروریستان القاعده، اسناد انکارناپذیر کافی وجود دارد، "

اسناد را نزد تان خوب نگاه داری نمایید تا در فرست مساعد در محاکم ملی و یا بین المللی ارایه بدارید.  البته کوشش نمایید تا اسناد دیگران را مخصوصاٌ بعد از سقوط مرحوم داود خان را هم جمع آوری نمایید. 

2-"که طالبان حقله کوچک بیخبر از واقعیتها نیستند،"

شما محترم باید  با بدست داشتن اسناد همه را بهتر بدانید. 

3-"بلکه طالبان و "رهبران" مخالف طالبان که بعد از سقوط اگست ۲۰۲۱ میلادی در تاجکستان، ترکیه، تهران و سایر کشورها جهان بسر میبرند، هر دوطرف جنگ  از میان دشمنان افغانستان حامیان کمک کننده خارجی دارند، "

سیاست و دپلوماسی افغانستان در جریان همین چهل و چند سال خود به خود به انواع مختلف گره های مختلفه را خورده و هدف مقالهء طرف بحث  هم رهبری معقول سیاست و دپلوماسی کشور را  در نظر داشته چنانچه نویسنده ان می نویسد:" در حالیکه امروز جهاد منتفی است و طالبان با دنیا مدرن با مقتضیات نو سر و کار دارند. دیروز احساسات و جذبات راه را به سوی هدف هموار میکرد، امروز واقعبینی،  عقلانیت  و تخصص رهکشای مشکلات است. ". این واقعبینی و عقلانیت بر خورد معقول در مناسبات بین المللی با همسایه گان و جهان دور را باید در نظر داشته تا کشور به طرف استقلالیت سیاسی، اقتصادی و غیره سوق داده شده بتواند که همزمان رفع تشنجات داخلی را هم در بر بگیرد.  نویسنده در اینجا به صورت اشکارا وسعت تفکرات اصلاحی خود را اظهار نموده است برای خواننده خود. توجه گردد به "دنیای مدرن"، "مقتضیات نو"، "عقلانیت"، "واقعبینی"، "تخصص راه گشای مشکلات"

 4-"   افغانها با مردمان جهان بخوبی این حقیقت میداند که طالبان پروژه جنگی استخبارات بیگانه است. طالبان پدیده جدید نا آشنا برای مردم نیستند که چنین قلم فرستایی طرز دید افکار راسیستی حقایق را در مورد جنایات طالبان و استخبارات بیگانه در افغانستان بپوشانند."

هر گاه چنین است که همه حقیقت را می دانند چنانچه شما می نویسید پس لازم ندارد هر روز در اینجا  مکرر انرا تکرار نمایید و قلم فرسایی نمایید و ضمناٌ در مقالهء مورد بحث افکار راسیستی معلوم نیست که در کجا وجود دارد. 

5-"از تکبر و خودخواهی های بیجا باید بگذریم که کی حق دارد  و یا کی حق اعترض را ندارد،"

 تکبر و خود خواهی کس نه نموده و حق اعتراض را هم کس تقسیم نه نموده یعنی جمله اساس ندارد.   

6-"منطق و دلایل همدیگر را با وسعت نظر بنگرم، "

حتما، هر گاه منطق و دلایل معقول وجود داشته باشد. 

7-"تا بحیث فرزندان سرزمین مشترک متحد کشور خود را از چنگال استخبارات بیگانه بکشیم."

عجب.

 8-"اصطلاح معجزه برای توجه آنانیکه ذکر شده که حقایق تلخ ویرانی افغانستان را با طرز افکار راسیستی ماست مالی میکنند،"

 عجب افکار راسیستی مانند   "طالبان با دنیا مدرن با مقتضیات نو سر و کار دارند. دیروز احساسات و جذبات راه را به سوی هدف هموار میکرد، امروز واقعبینی،  عقلانیت  و تخصص رهکشای مشکلات است."

9-"افکار یک ملت مظلوم و بیدفاع را بیراهه میبرند. "
  ملت که در نقطه چهارم نوشته شده که همه چیز را میداند  یعنی "  افغانها با مردمان جهان بخوبی این حقیقت را میداند "، افکارش را هم کس به بیراهه برده  نمی تواند به شمول شما محترم با افکار تان. 

 10"بلی نوشته ام در قالب اعتراض بوده است نه امر."

نوشته متاسفانه اصلاٌ قالب نداشت در غیر ان بنده چیزی نمی نوشتم. 

11-"شما بحیث شخصیت بیدل شناس یقیننأ با از برکت اشعار حضرت بیدل از ما مردم عوام کم سواد بهتر میدانند ،که چگونه جلو انحرافات فکری را نقد کنید."

خوب شد که کم سوادی تان را اعتراف نموده اید و همه  را سبک ساختید. بنده کوشش اعظمی خود را می کنم که عادلانه چگونکی   نقد خود را نظم دهم ، زیرا افکار هر شخص نزدش با دلایل که دارد محترم باید باشد. 

 فکر می کنم کافی در موضوع بحث شده، خواهشمندم اضافه از این خود و بنده و خواننده گان را به زحمت نباید ساخت.  تشکر از توجه و رفع مشکل برای هر دوی ما.


گداز درد توفان کرد، دست از ما بشو "بیدل"

نبرد این سیل امروز، فردا می برد ما را

اختر یوسفی05.06.2022امریکا

​جناب محترم الله محمدخان را احترام عرض میدارم!

بلی !

در طی بیست وهشت سال ظهور طالبان و کار مشترک آنها با تندروان " مذهبی" بشمول تروریستان القاعده، اسناد انکارناپذیر کافی وجود دارد، که طالبان حقله کوچک بیخبر از واقعیتها نیستند، بلکه طالبان و "رهبران" مخالف طالبان که بعد از سقوط اگست ۲۰۲۱ میلادی در تاجکستان، ترکیه، تهران و سایر کشورها جهان بسر میبرند، هر دوطرف جنگ  از میان دشمنان افغانستان حامیان کمک کننده خارجی دارند، که برای منافع خو و باداران خارجی خویش اهداف ادامه جنگ، غارت و یرانی در افغانستان را ادامه میدهند.  افغانها با مردمان جهان بخوبی این حقیقت میداند که طالبان پروژه جنگی استخبارات بیگانه است. طالبان پدیده جدید نا آشنا برای مردم نیستند که چنین قلم فرستایی طرز دید افکار راسیستی حقایق را در مورد جنایات طالبان و استخبارات بیگانه در افغانستان بپوشانند.

از تکبر و خودخواهی های بیجا باید بگذریم که کی حق دارد  و یا کی حق اعترض را ندارد، منطق و دلایل همدیگر را با وسعت نظر بنگرم، تا بحیث فرزندان سرزمین مشترک متحد کشور خود را از چنگال استخبارات بیگانه بکشیم.  اصطلاح معجزه برای توجه آنانیکه ذکر شده که حقایق تلخ ویرانی افغانستان را با طرز افکار راسیستی ماست مالی میکنند، افکار یک ملت مظلوم و بیدفاع را بیراهه میبرند.  هیچ منطق سیاسی و نظامی این تحول، سقود، شکست را قبول ندارد، که قوایمسلح تعلیم یافته سیصدوپنجاه هزاره نفری نظامی دولتی افغانستان بدون کمک و پلانهای پس پرده استخبارات خارجی در کوتاه ترین مدت در برابر چند موترسایکل سوار با  کلاشینکوفهای زنگ زده، ولایت پی ولایت، فرقهای اردو، جزوتامهای پولیس بدون کوچکترین مقاومت سقوط کنند.

بلی نوشته ام در قالب اعتراض بوده است نه امر. شما بحیث شخصیت بیدل شناس یقیننأ با از برکت اشعار حضرت بیدل از ما مردم عوام کم سواد بهتر میدانند ، که چگونه جلو انحرافات فکری را نقد کنید.

با عرض ادب

یوسفی

الله محمد04.06.2022آلمانhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

​دوستان گرامی!

با عرض ادب.

1-"از طالبان اجیر ملایک نسازید،"

جملهء بالایی که در ارتباط مقالهء  یک نویسنده این صحفه نوشته شده است، از چندین نگاه  بسیار جالب میباشد. اول اینکه در مقاله  که بنده  انرا هم خوانده و هم تبصره  نموده ام چنین برداشت  را نمی توان نمود که کس از کس ملایک ساخته باشد.    دوم اینکه نویسنده اجازه ندارد  دستور صادر نماید که کس چی بسازد و چی نسازد، زیرا هر کس آزاد است نظر خود را ابراز بدارد.  سوم اینکه ملایک و یا فرشتگان  معنی این را میدهد که پاکیزه از همه صفات بد بوده که در مقاله همچو چیزی را نمی توان سراغ نمود، بر عکس  در مقاله  انتقاد  به نفع کشور صورت گرفته ، اگر کس انتقاد پذیر باشد. 

2-"درساختار گروهی طالبان حلقه رهبری معقول نیز وجود ندارد که بتوانند جلو حلقه کوچک افراطی را بگیرد."

مقاله به صورت عموم یک موضوع عمومی را نظر به شرایط به وجود آمدهء کشور طراحی نموده و نویسنده آن کوشش نموده تا خواننده و مجریان امور را از نگاه خود و با معلومات های که داشته  متوجه بسازد.  

3-"آنچه مبرهن است، طالبان گروهی سیاسی خودجوش جامعه افغانی نیستند، "

با در نظر داشت شرایط چهل و چند سال انکشافات سیاسی سلسله وار کشور، هیچ گروهی خود جوش نبود ه و بوده هم نمی توانست، اما واقعیت این است که چی در مرحله اول و چی دوم  به قدرت امدن طالبان ، اشتباهات دیگران در  سطح ملی و بین المللی  طالبان را "جوش" د اده  و هدف مقاله هم این بود و است  تا چای سیاه و یا سبز همرای هیل در "چای جوش"  انداخته شده تا همه از آن در یک فضای خوب خالی از هر نوع مشکلات   چای صلح و ارامش اجتماعی  را نوش جان  نمایند و یا نموده بتوانند. 

4-"که متوقع معجزه از جریان افراطی و ناآگاه برای آینده افغانستان بود. "

یعنی از جریان های اگاه توقع "معجزه" میرود. و ضمناٌ به این معنی جمله هم می تواند تعبیر گردد که  زمان  "معجزه" هنوز به پایان نرسیده و رسیدن دو بارهء انها به قدرت  خود یک "معجزه" است.  

5-" ما نباید غرق شعارهای راسیزم مذهبی طالبان شوم."

"ما" از نگاه گرامر  چرا؟ در صورتیکه در اخیر "شوم" اظهار می گردد. سر و اخیر جمله با هم مطابقت ندارد ، یعنی تمام تبصره با هم مطابقت با مقاله ندارد. 

6-"این مهم نیست که طالبان در شعارهای خود چه را تبلیغ میکنند، آنچه مهم است عمل آنهاست."

بلی، عمل همیشه معیار نظر است، در غیر آن حتی پیغامبر ما گفتار بی عمل را درست ندانسته است. 

7-"غرب برای پر کردن خلا قدرت بعد از خروج قوای امریکا ناتو از طالبان درافغانستان  بحیث وسیله احتیاج دارد. "

یعنی بیست سال مقاومت مسلح و تلفات در برابر اشغال  برای پر کردن خلای قدرت برای ناتو و امریکا بوده   که جمله در مجموع فقط از "احتیاج" غرب صحبت دارد. مشکل است انکشافات یک هفته را پیشگویی نمود اما غرب از بیست سال را می تواند پیش بینی و پیش گویی نماید.  عجب غرب بی مذهب با مذهب مسیح "ع" که ما تا کنون از این قدرتش اطلاع نداشیم که اگر چنین باشد حساب همه معلوم است.  

8-"با کالاهای سفید، بیرق سفید کفن،لاف و پوف با شعارهای شکست امریکا و فتح طالبان  فریب نخورید. "

  شاگردان این صحفه شدند قرضدار این نصحیت معلم شان.

9-"غرب به قوای نظامی خود را در اورپا برای مقابله با روسیه نیاز داشتند، طالبان را برای پر کردن خلا استخدام نموده است ."

 یعنی از  ملک ما قوای نظامی خود را  به ملک اروپا آورده  و ملک ما را هم به مالک آن تسلیم نموده، به این معنی که غرب معجزه می کند که به این اسانی سیاست می کند و جهان را می چرخاند و دیگران خو اب هستند. 

معنیم یکسر گهر سرمایهء گنج غناست

نیست زان جنسی که گویی از کسان دزدیده ام 

بیدل

اختر یوسفی03.06.2022امریکا

 هموطن عزیز و شرافتمند، 

اخبار کردارهای دشمنان داخلی و بیرونی افغانستان را آنچه واقعی هست بصورت حقیقی ببنید، به تبلیغات مغزشویی آگانه استخبارات دشمن و مبلغین آن باور نکنید!

توطیه های ادامه جنگ نیابتی دشمنان بیرونی علیه مردم افغانستان عمق وسیع دارد. این بازی عملیاتهای تحت نام  "میانجیگری" طالبان، کردار حلقه کوچک افراطی بی خبر از واقعیتها نیست، بلکه عمق توطیه های استخبارات آی. اس. آی. نظامی پاکستان  علیه افغانستان است. رهبری گروهی طالبان ملا هیبت الله خوا زنده یا مرده مانند ملا عمر توسط جنرالان استخبارات نظامی  آی. اس. آی. پاکستان در زیر نام "جهاد" به پیش برده می شود. "طالبان پاکستانی " ساخته و بافته استخبارات آی. اس. آی پاکستان است. حکومت مشترک جدید مسلم لیگ شهباز شریف و پسر حرامی بینظیر بهوتو و آصف زرداری از حزب مردم پاکستان دشمنان سرسخت موجودیت افغانستان مستقل هستند. حکومت جدید پاکستان در اقدام نخست خود به بهانه حضور  "طالبان پاکستانی " در افغانستان  ولایت خوست و کنر افغانستان وحشیانه بمبارد کردند

نقش سراج الدین حقانی وزیر داخله سرپرست دوست نزدیک حمید فیض کورد کماندر پشاور پاکستان در زیر نام "میانجگیری" توطیه است، که برای هماهنگی پلانهای تروریستی استخبارات آی. اس. آی. پاکستانی در افغانستان بوده،  آی. اس. آی. پاکستان  آگاهانه میخواهند اراضی افغانستان را  باز مانند سالهای ۱۹۹۶-۲۰۰۱ میلادی برای تروریزم کاربگیرند.

«تحریک طالبان پاکستان» آتش بس با دولت پاکستان اعلام کرده است. این توافق به دنبال مذاکرات دو روزه با بزرگان قبایل و با میانجیگری حکومت طالبان در کابل بدست آمده است. آنها گفتند که در گفتگوهای صلح میان نمایندگان این گروه با دولت پاکستان پیشرفت‌هایی حاصل شده، هر چند که مشخص نشده شرایط حل وفصل چه خواهد بود.

حملات طالبان پاکستانی به سربازان پاکستان در مناطق مرزی از زمان به قدرت رسیدن طالبان در افغانستان افزایش یافته است.

طالبان پاکستانی سال‌ها قبل از این که به مناطق مرزی جنوب شرق افغانستان رانده شوند، مسئول حملات مرگباردر این منطقه بودند.


خلیل الله معروفی03.06.2022جرمنیhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

  خواهش اصلاح املائی دو کلمه

 از ادارۀ محترم وبسایت معزّز "آریانا افغانستان آنلاین" خواهش میکنم، که کلمات "موفق" و "موافق" را همینطور و "بدون همزه" بنویسند!!!

اختر یوسفی03.06.2022امریکا

حلقه کوچک افراطی بی خبر از واقعیت های جهان تحریک طالبان را به جنگ با دنیا تشویق میکند؟

از طالبان اجیر ملایک نسازید، درساختار گروهی طالبان حلقه رهبری معقول نیز وجود ندارد که بتوانند جلو حلقه کوچک افراطی را بگیرد. آنچه مبرهن است، طالبان گروهی سیاسی خودجوش جامعه افغانی نیستند، که متوقع معجزه از جریان افراطی و ناآگاه برای آینده افغانستان بود.  

طالبان را دشمنان افغانستان برای پیشبرد اهداف خود بحیث وسیله در سال ۱۹۹۴ میلادی ایجاد کردند. ما نباید غرق شعارهای راسیزم مذهبی طالبان شوم. این مهم نیست که طالبان در شعارهای خود چه را تبلیغ میکنند، آنچه مهم است عمل آنهاست. اینکه طالبان دوبار توسط بیگانگان در افغانستان بقدرت رسانیده شده است،  نیازمندی بازیگران بین المللی و منطقوی دشمنان افغانستان بوده است. بقدرت رسانیدن طالبان در سال ۱۹۹۶ میلادی الی ۲۰۰۱ میلادی، زمانی بود که اهداف غرب در وجود رهبران تنظیمهای "جهادی" بر آورده نمی شد، و از جانب دیگر غرب و عربستان سعودی از جنگجویان بی سرنوشتی عرب بعد از خروج قوای شوروی از افغانستان در میدان باقی مانده بودند احساس خطر مینمودند. جنگجویان عرب در جنګ امریکا با شوروی بعد از شکست شوروی غرب جنگجویان عرب  بدون پاداش در میدان رها کردند.

امریکا، سعودی، پاکستان نیاز با یک جغرافیای ملک بیصاحب مانند افغانستان و بگهبانان طالب را داشتند، تا از وجود تندروان "اسلامی"

  در آسیای میانه استفاده کنند، مگراز بین رفتن مهره های غرب، تغییرات در کادر رهبری روسیه، ظهور طرز دید  پوتین،  ایجاد ساختار جدید کشورهای مشترک المنافع از جمهوریتهای شوروی برای غربیها مجال نفوذ را در آسیا میانه ندادند.   

جنگجویان بی سرنوشت عرب با استفاده از جغرفیای افغانستان توانستند برسم انتقامگیری از غرب میله های تفنگهای خود را بطرف غرب نشانه گرفتند، حوادث انهدام سفارتهای امریکا در افریقا ، آسمان خراشان نیویار ک را سرنکون کردند.  

بیست سال که عده اجیران تنظیمهای جهادی افراد ناگاه ومفسد درافغانستان درجریان فساد و غارت موجودیت قوای خارجی منفعت داشتند، این اجیران مفسد باحضور قوای امریکا ناتو دلبسته بودند، با دلگرمی چپاول میکردند. اجیران مزدور بدون مقاومت با قوای امریکا ناتو یکجا فرار کردند.

غرب در افغانستان بجز سرکوب القاعده و تربیت مجدد طالبان برای بکارگیری وسیله برای آینده هیچگاهی پلان اعمار و کمک بمردم افغانستان را نداشتند. 

قدرت دراگست ۲۰۲۱ میلادی طالبان تخم های اصلاح شده ،  در فارمهای گوانتامو و میدان هوایی بگرام تربیه دشده است، غرب برای پر کردن خلا قدرت بعد از خروج قوای امریکا ناتو از طالبان درافغانستان  بحیث وسیله احتیاج دارد.       

با کالاهای سفید، بیرق سفید کفن،لاف و پوف با شعارهای شکست امریکا و فتح طالبان  فریب نخورید. غرب به قوای نظامی خود را در اورپا برای مقابله با روسیه نیاز داشتند، طالبان را برای پر کردن خلا استخدام نموده است .  


آريانا افغانستان آنلاین03.06.2022جرمنیhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png
تذکر کوتاه برای هموطنانی که هنوز موفق نشدند نظر خویش را ارسال بدارند، لطفاً به مراتب ذیل توجه کنید:

۱ : در پنجرۀ نظردهی بلایی عنوان «فقرۀ جدید را اضافه نمایید» کلیک نمائید.



۲: بعد از خانه پری فورمه، دکمۀ حفظ کردن را فشار بدهید. اگر پروگرام با مندرجات شما موافق نباشد به خط سرخ برای شما مینویسد که با چی موافق نیست.


 ۳: در صورتیکه همه چیز درست باشد، پروگرام شما را به صفحۀ اول برمیگرداند.

بعد از تصذیق اداره، نظر فرستادۀ شما بزودی آنلاین میگردد.

با عرض حرمت

اداره

الله محمد02.06.2022آلمانhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

​جناب محترم داکتر صاحب تره کی!

با عرض سلام و احترام به شما دانشمند تراز اول کشور و جهان و آرزوی سلامتی شما محترم، مضمون " حلقه کوچک افراطی بی خبر از واقعیت های جهان تحریک طالبان را به جنگ با دنیا تشویق میکند"، از مطالعه بنده گذشت، که حاوی مطالب زیادی قابل تبصره بوده اما بنده کوشش می نمایم که نقاط عمده انر نظر به شرایط فعلی تبصره نمایم: 

1-"پروبلم های امروز افغانستان از حضور حاکمانه یک جریان رادیکال و جنجال آفرین در میان تحریک طالبان منشأ میگیرد. "

هر گاه چنین باشد، که فکر میکنم شما بی موجب چنین نمی نویسید، چنین حالت هم به کشور قیمت تمام می گردد و هم به خود دولت امارات اسلامی افغانستان نظر به اوضاع فعلی جهان و تجارب سیاسی،   امید است مضمون شما محترم در حلقات رهبری امارات اسلامی شرف خواندن را پیدا کند، زیرا واقعاٌ  وظیفهء اخلاقی شما بزرگوار بود تا با این موضوع  تماس بگیرید.

2-"گروه انعطاف ناپذیر، تحریک  اسلامی طالبان را به جنگ با دنیا و ضابطه های قبول شده زندگی باهمی دنیای اسلام  و غیر  اسلام تشویق میکند".

هر گاه چنین باشد،  اشتباه محض است ، زیرا زور قالب ندارد و زور دنیا و کشور های اسلامی و غیر اسلامی را امارات طالبان یک بار تجربه نموده اند. 

3- " محترم عباس ستانکزی، عضو فعال تحریک طالبان که نزول و عروج طالبان را از نزدیک شاهد بوده است، با جرئت یک مجاهد صادق و معتقد، طلسم سکوت بر ضد افراطیت و زیاده روی گروه یکه تاز را شکست."

  این خود در شرایط که کشور قرار گرفته است، می تواند یک نوع خدمت مشورتی  در سطح رهبری کشور را باز نموده تا جلو سقوط عمومی گرفته شده بتواند. 

 4-"درب تبادل نظر و تفاهم را به روی همه منسوبین تحریک طالبان باز کرد."

دیده شود تا چی اندازه این موضوع تعقیب گردیده و از فرست دست داشته استفاده صورت گرفته می تواند. 

5-"زمینه این را که تحریک طالبان به یک جنبش مدرن و نمونه در دنیای اسلام  مبدل شود هموار ساخت. "

اصلاٌ تصور نظر به امکانات که کشور ما از نگاه های مختلف مانند سیاسی، اقتصادی ، فرهنگی و اجتماعی دارد، با آمدن امارات اسلامی  و رفتن چپاولگران چنین بوده و قسمیکه دوستان دیگر را از طرق مختلف می شنوم هم چنین تصور می نموده اند. 

6-" با تأسف که طالبان تا هنوز نتوانسته اند میان دوره جهاد و دوره حکمرانی تمایز قایل شوند"

این جملهء شما واقعاٌ در سطح یک فیلسوف حقوق اداره تفهیم گردیده که هر گاه درست درک گردد و در معرض اجرا قرار گیرد مشکلات زیادی را برای همه و مخصوصاٌ خود  امارات اسلامی افغانستان حل می نماید. 

7-" در حالیکه امروز جهاد منتفی است و طالبان با دنیا مدرن با مقتضیات نو سر و کار دارند. "

از بارگاه خداوند متعال تمنا باید داشت تا  مقتضیات اساسی دنیا    مانند حقوق بشر  بدون از دست دادن اصول اساسی و ارزشهای ملی و اسلامی ما، با جذب همکاری متخصصین کشور  هر گاه امارات خود قادر به آن نیست در ساحات مختلف به تغیر حالت فعلی انجامد.  

8-" امروز واقعبینی،  عقلانیت و تخصص رهکشای مشکالت است."

موضوع که محترم عباسی صاحب هم بالای ان استاده گی دارند. 

 9-"  جریان نو رهبری حکومت طالبان را بدست خواهد گرفت و تحریک طالبان را از حوزه نفوذ گروه های رادیکال مذهبی چون القاعده ، داعش و ده های دیگر مقیم پاکستان بیرون خواهد کشید."

یکی از ضروریات اشد، زیرا به مجردیکه غرب شروع به بهانه یافتن گردد تمام اسلحه و مهمات که در افغانستنان به جا گذاشته اند و بدست امارات اسلامی افتاده است  انرا بمبارد خواهد نمود. 

10-"جریان نو فاصله ایجاد شده میان مکتب و مدرسه را از میان خواهد برد و به مرکز قوی جلب و جذب روشنفکران و متخصصین بدل خواهد شد. "

  همچو  فضای ایجاد شده در  کشور به نفع همه یعنی امارات اسلامی، جامعه جهانی و ملت افغانستان تمام می گردد.  

11-"مسیر تعامل با جامعه بین المللی را دنبال خواهد کرد و زمینه مشروعیت داخلی و شناسایی بیرونی حاکمیت را مساعد خواهد ساخت. "

توکل به خدا. 

 12-" مسافرت اضطراری توماس ویست دیپلومات امریکا در امور افغانستان به کشور های منطقه وتلاش وی در جهت متقاعد ساختن مخاطبین به اینکه خطر بزرگی از ناحیه افغانستان برای منطقه و جهان در آستانه ظهور است، از سراسیمگی دنیا از آینده افغانستان حکایت میکند."

 متاسفانه از هر نگاه. 

13"بیان اینکه طالبان با القاعده رابطه خود را قطع نکرده و یا اینکه ایمان الظواهری به مال هبت هللا بیعت خود را تازه کرده است، این پیغام را با خود دارد که توطئه بزرگی بر ضد سرتنبگی و انعطاف ناپذیری طالبان درراه است."

  زمانی چنین موضوع   در اخبار بر آمد ، فهمید ه می شد که چی فکر ها در عقب در جریان است   که امید است رهبری امارات اسلامی این موضوع را بسیار جدی گرفته و مخصوصاٌ انتقاد محترم عباس استانیکزی را، تا کشور دو باره در یک هرج و مرج بی مورد مواجعه نگردد. 

14-"زمینه این توطئه را تعداد معدودی از منسوبین تحریک طالبان که تعبیر رادیکال گروهی خود را از اسلام بالای   دیگران تحمیل مینمایند، مساعد ساخته اند. "

 امید است  که  متوجه این موضوع گردند. 

15-" قراین نشان میدهد که روی زمینه مساعد اشتباهات طالبان فصل نوی از بحران در آستانه باز شدن است. چانس بدست آمده فعلی صلح و امنیت در حال از دست رفتن است. "

فکر میکنم که شما در اینجا دقیق روانشناسی سیاسی جهان را به صورت درست اظهار نموده و اینکه ایا این نوشته شما تا کجا خواهد رسید به خدا معلوم. 

16-"با تأسف که طی چهار دهه مردم افغانستان بی آنکه قصوری داشته باشند، کفاره اشتباهات و گناهان زمامداران لجوج، خودخواه و جاه طلب را پرداخته اند.  "

دقیق، امید است  گذر دنیا ما را بیاموزاند و در خواب مست قدرت همه را با خود غرق نکنیم.

در این چمن نفسی می کشیم و می گذریم

گمان مبر به کمانخانه آرمیدن تیر

بیدل

دوکتور غروال02.06.2022ویانا
دا د آی اس آی له خوا تربیه شوی وحشیان ( چی ځانونه طالبان نوموی اودا لقب د امریکا او انګلیس له خوا په جهان کښی ددوی لپاره خپور شوۍ دی ) د امریکا له خوا دوهم ځل لپاره د امریکا او پنجابی پاکستان پلیتو پلانو عملی کولو لپاره کابل ته راوستل شوی دی او ددوی حمائی لپاره ملی خائینین کرزۍ او عبدالله عبدالله ( مؤقتی هندوستان ته تللۍ اما دوباره کابل ته تلوونکۍ دی ) د سی آی اي له خوا کابل کښی باید واوسی ، ددی وحشیانو په وسیله غوښتل کیږی چی افغان ملت تام بی سواده پاتی شی او هم پلانیز د غربت سره مخامخ شی ، دا قدیانی وحشیان د اسلام مبارک دین او افغان ملت دوښمنان دی !!!

 په ۱۹۹۵ کال کښی د خائینو قاتلو تربیه شوو تنظیمونو څخه د سلاحګانو جمع کولو پلان تخریب لپاره دا منافقین سی آی اي او آی اس آی له خوا کابل ته داخل کړۍ شول او د سلاحګانو پروګرام ئی سبوتاج کړ او لږ څه وروسته دا تربیه شوی غلامان د پلان سره سم دوباره پنجابی پاکستان ته ولیږل شول ، داسی پلانیز بدلونونه به وروسته هم رامینځ ته شی ، د اجنبیو دا خائین او پلیت پلانونو شنډ کولو لپاره باید افغانانی او افغانان متحد راپورته شی !!!!!


بسم الله جان02.06.2022کابلhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/Germany.png
 

سلام هموطنان گرامی،

اینک توجه شما را به مسابقۀ فوتبال افغانستان در مقابل ویتنام جلب میکنم، با سرود ملی دوران کرزی. اگر از حق نگذریم چیزیکه از دوران کرزی صائب ماندگار  خواهد ماند، همین سرود ملی ما شاید باشد که واقعاً یک کمپوز عالی است.

تشکر بسم الله جان

کابل

اختر یوسفی02.06.2022امریکاhttp://www.arianafghanistan.com/FotoGallary/CountryIcons/USA.png
پنج دهه جنګ و بی ثباتی درافغانستان، صلح در دام رقابتهای امریکا

تحریکات دشمنانه راسیزم ایتنیکی و راسیزم مذهبی درافغانستان بحیث مهم ترین وسایل بی ثباتی و ادامه جنگ بدست دشمنان خارجی کشور و مزدران داخلی شان قرار دارد.    
سیاست دوګانه ایالات متحده امریکا درقبال افغانستان زمینه ساز بحران ادامه جنګ و خونریزی درکشوراست. باوجود تماسهای دیپلوماتهای امریکایی و اتحادیه اروپا با گروهی طالبان، هنوزهم دربین طرفین در دوحه جریان دارد، امریکایها و متحدین ایشان برخلاف تعهدات واظهارات مکرر مقامات خویش ګفته بودند، که با مخالفین دولت درافغانستان هیچنوع کمک نمی کنند، مګر اکنون دیپلوماتهای امریکایی و اتحادیه اروپا آن تعهد خود را زیرپا کردند، سرګرم انسجام مخالفین طالبان برای دور جدید جنګ و انتقال سیاسی درافغانستان هستند. افغانستان کنونی بحیث لابراتوار امریکا و متحدین شده است.

سفرهای اخیر تام ویست نماینده خاص امریکا واقعأ در امور ادامه جنگ و خونریزی در افغانستان، در دیدارها با عبدالله عبدالله در دهلی، ملاقات با مفسدین شورای فراریان دولت گذشته درانقره ترکیه، متعاقبأ سفر به دوشنبه درتاجکستان، دیدار با "مقاومت" سردسته پنجشیر و بخش باقمانده مفسدین دولت گذشته در تاجکستان، خود ثبوت قطعی بدون چون وچرا مجموعه توطیه های امریکا ومتحدین آن علیه مردم بیدفاع افغانستان است.
مردم بیدفاع افغانستان با طالبان افراطی ومخالفین مفسد آنان هیچوقت قرارداد بقدرت رسانیدن را امضا نکرده اند، این امریکایهاست ومتحدین آن بکمک دشمنان افغانستان بودند، که در طی در سه دهه درکشورما، با طالبان ومخالفین آنان قراردادهای بقدرت رسیدن را امضا کردند، هرکدام آنانرا دوبار بقدرت رسانیدند، این دو ګروه بیشرم را مانند گردش دایره شیطان هم مقرر و هم برطرف میکنند. درطی پنج دهه گذشته توطیه های دشمنان داخلی و خارجی افغانستان علیه مردم  بیدفاع کشور نهایت وسیع است، فقط با چهار درس تلخ سه دهه اخیر درمورد بازیگران داخلی آن که تاهنوزهم بحیث مهره های اساسی جنگ بکمک امریکا درهردو طرف صحنه جنگ کشور در سنگر فعال هستند مختصر اشاره نمایم. 

۱-  ورود تنظیمهای "جهادی"در ۲۸ اپریل ۱۹۹۲ میلادی
درسال  ۱۹۸۸ میلادی بعد از امضای قرارداد صلح ژنیو دربین پاکستان–افغانستان با تظمین امریکا و شوروی تحت سرپرستی سازمان ملل متحد، قوای نظامی شوروی طی سالهای ۱۹۸۹ و ۱۹۹۰ میلادی از افغانستان خارج شدند، بهانه ادامه جنګ امریکا و ګشورهای غربی، عربستان سعودی، پاکستان و ایران درافغانستان برطرف ګردیده بود.   

مجادین و مسلمان واقعی افغانستان چون بزرگ مرد قومی شخصیت معظم وطندوست و واراسته الحاج محمد نعیم خان ایوبی با خروج قوای شوروی از کشو ادامه جنگ برادرکشی درافغانستان را حرام و مردود شمردند. درافغانستان زمینه کامل صلح وثبات پایدار با توقف جنگ درکشور عملأ میسر شده بود. مگر رهبران تنظیمهای "جهادی" وابسته با استخبارات یکجا دشمنان افغانستان، حکومت مسلم لیگ نواز شریف پاکستان، خاندان امیر فیصل  عربستان سعودی، امام خمینی ایرانی مشترکأ با کشورهای غربی بشمول ایالات متحده امریکا طرح صلح سازمان ملل را درعمل ناکام ساختند. همه بازیگران حتی کشورهای غیراسلامی کمک کنندگان جنگ با تنظیمهای "جهادی" نیز پایهای خود را در یک موزه کردند صلح را درافغانستان نماندند، ما حکومت "اسلامی" "مجاهدین" را میخواهیم.
 حکومت عبوری بیطرف پلان صلح سازمان ملل متحد را قبول نکردند، علیه پلان صلح همانند سقوط حکومت اشرف غنی کودتا نمودند. درحالیکه قوایمسلح فاتح افغانستان که درجنگ جلاآباد اردو پاکستان را در میدان محاربه شجاعانه شکست داده بودند، ماه ها قبل برای تمام جزوتامها قوایمسلح کشور برای انتقال مسالمت امیز قدرت با حکومت جدید مصالحه ملی دستور اوربند قطعی داده شده بود. کوچکترین مقاومت دربرابر آمدن تنظیمهای "جهادی" مانند أمدن طالبان وجود نداشت. تنظیمهای "جهادی" در روز ۲۸ ماه اپریل ۱۹۹۲ میلادی با مجرد ورود در کابل، درحالیکه مردم مظلوم افغانستان منتظر مرحم گذاشتن بر زخم های جنگ بودند، رهبران تنظیمهای"جهادی" بدستور دشمنان میهن ما قوایمسلح مجهز جنگی کشور را لغو کردند. رهبران تنظیمهای"جهادی" در میدان خشک و خالی بر سر قدرت و چوکی چنان محشر جنگ، هرج ومرج را درافغانستان آغازکردند، مردم  بیدفاع کشور بی تنظیم و بی حزب را در کشور دچار جنگ خونین، دود وباروت کردند. مردم مظلوم میهن حتی فرصت دفن کردن شهدای خود را هم نمی یافتند، مردم مجبور بودند تا از ثمره "جهاد" رهبران تنظیمهای"جهادی" مرده ها را در داخل حویلهای خود دفن کنند.  
    
دشمنان داخلی و بیرونی افغانستان اصطلاح "جهاد اسلامی" و کلمه "مجاهد"را بحیث بهانه ادامه جنگ علیه مردم بکار می بردند. صرف نظر ازچهره های اشخاص و جنگیها درمیدان جنگهای نیابتی درهمان وقت بازهم مانند اکنون با هدایت دشمنان مردم افغانستان، ترکیب قاعده آنان از تنظیمهای "جهادی" ساخت بیگانگان با اجنداهای متخاصم دو دسته مدعی قدرت سیاسی یگانه در کشور می شوند. رهبران تنظیمهای"جهادی"، برسر تصرف تخت و تاج خونینترین وحشترین جنگها را درکشور برپا نمودند، در نتیجه توطیها و جنگهای نیابتی دشمنان میهن هزاران هموطن بیگناه افغان را بیرحمانه کشتند، کشور زیبای افغانها را ویران نمودند، عمرانات کشور را با توده های خاکستر تبدیل کردند.

الف: در یکطرف جبهه جنگ نیابتی حزب "اسلامی" گلبدین حکمتیار بکمک پاکستان، عربستان سعودی و ایالات متحده امریکا قرار داشت.
ب: درطرف دیگر جبهه جنگ نیابتی مقابل تنظیم جمعیت "اسلامی" ، ملیشه گلمجم رشید دوستم با جنرالان مخالف حکومت داکتر نجیب الله، حزب "وحدت" پیروی خمینی، حلقه اسماعلیه دره کیان آغا خان انگلیس، بکمک روسیه، ایرن، ترکیه بازهم بازهم ایالات متحده امریکا در هردو طرف جنگ قرار داشتند.

ج: تداوم جنگهای نیابتی سالهای ۱۹۹۲-۱۹۹۴ میلادی در بین قوتهای جنگی حزب "اسلامی" گلبدین حکمتیار که بیشترین کمکهای پاکستان وعربستان سعودی را با خود داشتند، توسط جبهه جنگ نیابتی "اتحاد" شمال با اشتراک تنظیم جمعیت "اسلامی" ، برهیری برهان الدین ربانی و وهابیهای عبدالرب رسول سیاف، ملیشه گلمجم رشید دوستم با جنرالان مخالف حکومت داکتر نجیب الله، حزب "وحدت" پیروی خط امام خمینی ایران، حلقه اسماعلیه دره کیان آغا خان انگلیس، با کمکهای روسیه، ایرن، ترکیه و ایالات متحده امریکا را باخود داشتند گلبدین حکمتیار شکست خورد. با شکست گلبدین حکمتیار پاکستانیها و حمایتگران خارجی شان درسدد چاره دیگری شدند.
 
۲- درسال ۱۹۹۴ میلادی پاکستان، عربستان سعودی، امریکا و انگلیسها بعداز شکست قوتهای حزب "اسلامی" گلبدین حکمتیار طرح نقشه جدیدی را از میان افراد تنظیم مول وی محمد نبی محمدی و تنظیم مولوی یونس خالص که هردو حلقه افرطی روابط تنگاتنگ با استخبارات نظامی پاکستان و عربستان داشتند، گروهی افراطی طالبان را ایجاد نمودند.     حکومت بنظیر بوتو بعد از آموزش تعلیمات جنگهای "خدا" شاگردان مدارس پاکستانی که بمنظور ادامه جنگ در افغانستان تربیه شده بودند، نخستین گروپ   گروهی طالبان را درسال ۱۹۹۵ میلادی با معیت نصرالله بابر وزیر داخله پاکستان وارد ولایت قندهار افغانستان ساختند. استخبارات نظامی پاکستان، عربستان و امریکا برای دور کردن درد سر خویش اعراب بی سرنوشت بشمول اسامه بن الدن که درجنگ با شورویها در پهلوی تنظیمهای "جهادی" استخدام نموده بودند با طالبان یکجا کردند.امریکائیها درایجاد گروهی طالبان بکمک پاکستان و عربستان سعودی نقش برجسته داشته،  درماه سپتمبر ۱۹۹۶ میلادی حکومت مخالفین طالبان را برطرف نمود، درعوض طالبان را بکمک مستقیم پاکستان بقدرت رسانیدند.

۳- امریکائیها و ناتو با حملات قوای نظامی در دستمبر ۲۰۰۱ میلادی حکومت طالبان را سرنگون ساخت، درعوض در کنفرانس بن المان فدرال مخالفین طالبان را بقدرت رسانید. بیست سال تمام با حضور نظامی ومالی خویش فاسدترین دولت در جهان را حمایت کرد.

۴-  امریکائیها درغیاب "دولت" افغانستان که خود آن دولت را ابجاد کرده لودند، بیست تمام سال با بیلیونها مصرف دالر آنرا حمایت مالی ونظامی می نمودند، درسال ۲۰۱۸ میلادی با وساطت پاکستان و اعراب مذاکرات مستقیم خود را در دوحه با طالبان آغاز در اخرین روز ماه فبروری سال ۲۰۲۰ میلادی توافقنامه با طالبان امضا کردند. در جریان خروج قوای نظامی امریکا-ناتو از افغانستان دولت،  قوتهای مسلح پوشالی را که ساخته بودند قبل اتمام خروج ایشان بدون کوچکترین مقاومت از هم پاشید.

بدتری درس که در روز سیاه پانزدهم ماه اگست ۲۰۲۱ میلادی درعمق مورال معنوی سقوط نظام دولتی افغانستان با داشتن قوایمسلح سیصدوپنجاهزار نفری در برابر چند صد طالب موترسیکل سوار با کلاشینکوف های زنگزده بوقوع پیوسته، گرچه سقوط حتمی چنین نظام بدون خونریزی صورت گرفته است، مگر چنین سقوط بحیث لکه ننگ درپشانی اردو کشور که درطول تاریخ پرافتخار میهن ما بحیث مدافع تمامیت ارضی و نوامیس ملی در کشور بودند، برای یونیفورم پوشان نظامی افغانستان شرم تاریخ باقی مانده است. 
   
مردم بیدفاع افغانستان میدانند که هیچگاهی صلح و ثبات درافغانستان توسط دشمنان صلح، غاراتگران و افراطیون "مذهبی" بدست نمی آید. دور جدید کارزار تداوم جنگ و خونریزی درطی سه دهه اخیر دشمنان معلوم الحال درافغانستان ابر قدرتها بصورت اخص ایالات متحده امریکا بحیث معمار تداوم جنگ با متحدین خویش برای بدست آوردن اهداف شوم شان بکمک همین حلقات مفسد بنام "دین" و "مذهب"، چپاوگران اموال بیت التمال و داریهای مردم افغانستان آغاز کردند. دشمنان افغانستان با وجود آنکه  افغانستان را کاملأ ویرانی کردند ، میلیونها افغان را کشتند، حقوق بشر خاصتأ حقوق زانان پایمال نمودن حقوق بشر، رد حقوق قانونی، اتباع، سرانجام هزاران جنایت مختلف را بکمک دشمنان بهمکاری مستقیم امریکائیان جنگ را در افغانستان تاحال ادامه میدهند.

صلح وثبات نیاز مبرم مردم و قرنیان واقعی جنگ درافغانستان است. بدون شک حقایق ادامه جنگ در افغانستان کاملأ روشن است. صلح وثبات درافغانستان نیاز طالبان نیست، همچنان صلح وثبات درافغانستان نیاز صف آرایی "مقاومت"مفسدین که توسط استخبارات بیگانه، در اسلام آباد، دهلی، انقره، دوشنبه، تهران، ریاض، دوحه، لندن، پاریس، واشنگتن برای هیاهوی"مقاومت" در مغاره های کوه های دره پنجشیر و در دره اندراب، تخار و کوه های بدخشان در سرحد با تاجکستان سازماندهی گردیده اند نمی باشند.
زمری کاسی01.06.2022سویس

​محترمین گرامی، ازینکه نظرم را که مستند است و در پورتال آریانا آنلین به نشر سپردید، با ضمیمهٔ یک لینک تحقیقی، ممنون تان. گلوونه

زمری کاسی01.06.2022سویس
و بلی کسانی که برای ارزش های مردم و حفظ آن در خدمت میباشند یا کشته میشوند و یا بدنام، تاپه زده میشوند تحت نامهای دیوانه و مریض و مالک قوه های شیطانی و یا شیشک و غیره که همه را کلیسای روم در ۹۰۰ سال گذشته عملی و تا اعدام و سر بریدن و به آتش زدن را بر پنجاه هزار زن و مرد بیگناه عملی ساخته است، مستند و هم سنگسار!
 
«فرخنده های بیگناه قربانی جنایات بشری» که مسأله انا گیولدی سویسی در آن شامل است و در مورد در آرشیف مستند نوشته ام، بعد از ۲۲۰ سال تحقیقات یک بار دیگر آنرا «جنایت قضا» نام دادند. در غیر که کشته نتوانستند، ایشانرا توسط دونترین افراد بدنام کردند.
 
«بوخرر دیچی» یک سویسی که از سالهای ۱۹۶۶ به بعد به افغانستان با خانم خود سفر میکرد و از افغانستان به تاجکستان به شکل دزدی یا مسطور میرفت که در سال ۱۹۷۱ از وی در کابل بعد شکایت یک قاضی مرافعهٔ شهر برن سویس در موردش از وی جدی پرسیدم که تو بعد از بدخشان رفتن که سه روز با زنت مفقود بودی، کجا رفته بودی که بدون جواب از صحنه گریخت. بعد در سویس به نام افغانستان شناس مشهور و با هیٔت های مختلف به افغانستان میرفت و چون برهم زدن پلان صلح ملل متحد با داکتر نجیب از طرف وکیل که قبلا نوشته ام و وی هم عضو هیأت بود، دریافتم که چندین سال وکیل به او داده و  بسته بسته کتب قدیم افغانستان را بیرون میکرد و در نزدیکی شهر بازل سویس به نام «افغانیکا بیبلیوتیکا» ساخته بود که صد ها کتب قدیم را در آنجاه در سال ۱۹۸۱ دیده بودم.
 
در زمانی که سویس مرا در لست تروریستان در سال ۲۰۰۱ داده بود و  همشکلم را که سویس تهیه نموده بود و مامای تاج محمد خان ایوبی مشاور آقای کرزی میشود، به امریکا نوشتم بر علاوهٔ سخنان پست والی ولایت زیوریخ سویس در سال ۱۹۶۵ که افغانها آدم نیستند و حیوانند، من شدید عکس العمل نشان داده بودم و سر به این جنایت کاران غلام کلیسای روم پایین نکرده بودم،‌ برای شان تروریست تاپه زده شده بودم، که تمام جریان و دزدی کتب را توسط بوخرر به خاطر خبر بودن جنایات شان رد نمودم و در یک شب در ۲۳ یا ۲۴ صفحه نوشته و با پرداخت ۳۵ فرانک به د.اچ.ال. شب در میان به امریکا فرستادم. که دو روز بعدش وزیر عدلیهٔ امریکا آقای اشکرافت از سی. ان. ان. به تاریخ ۲۳ نومبر ۲۰۰۱ اعلامیه صادر کرد که «لست تروریستان تغییر کرد،‌ در افغانستان افراد مشابه زیاد اند و کسانیکه دارایی های افغانستان را و کتب قدیمه را بیرون کشیده اند به افغانستان مسترد نمایند» در تلویزیون زیوریخ سویس در خبر های ۷:۳۰ شام نشان دادند که شخص بوخرر کتب را داخل کارتون ها میکند که به افغانستان بفرستد. هر کسی خواسته باشد به تلویزیون سویس و سی ان ان مراجعه کند و تیپ گفتار همان تاریخ را در خواست نماید.
 
بلی کسانی که حامی شرف و ناموس وطن خود میشود و با دزدان سر جوال را نمیگیرند، یا کشته و یا از طریق دون صفتان بدنام و منزوی میگردند. ملیونها سند و شواهد مردم بی گناه درج اند.
الله محمد01.06.2022آلمانhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png
جناب محترم عباسی صاحب گرامی!
با عرض سلام و احترام به شما انسان دوست داشتنی و عزیز برایم، ارزوی سلامتی اعضای بدن و روح و روان تان را از بارگا خداوند پاک تمنا دارم.
باز هم در ارتباط مسایل جاری کشور، تبصره شما طرف نتوجه بنده قرار گرفت، که به اجازه شما محترم در بعضی نکات طرف علاقه بنده تبصره صورت می گیرد.

1-      ملاقات نمایندۀ خاص امریکا Thames West در ترکیه با، به اصطلاح سیاست گران افغانستان(بازنگران سیاسی) برای اکثریت مردم افغانستان مایۀ تعجب، تأثر و تأسف و به گونۀ تقویت موقف سیاسی این تشکل بوقلمون است."

برای بنده این موضوع قابل تعجب نیست، زیرا در هر صورت زمینهء این چنین دخالت برای امریکا در امور داخلی افغانستان از طرف امارات اسلامی افغانستان در مدت همین هشت نو ماه غیر مستقیم مناسب ساخته شده رفته، با وجودیکه در بخش سوم موافقتنامه "دوحه" امده که:"   ایالات متحده به دنبال همکاری اقتصادی با حکومت اسلامی جدید پساتوافق که توسط مذاکرات بین‌الافغانی تعیین می‌شود، برای بازسازی [افغانستان] خواهد بود و در امور داخلی آن دخالت نخواهد کرد.".
در جملهء بالایی دو موضوع عمده نهفته است. یکی اینکه حکومت پسا توافق از نگاه حقوقی به وجود نیامد که علت عمده آن حکومت قبلی بود و دوم اینکه با چنین ملاقات در ترکیه امریکا به صورت واضع با دخالت غیر مستقیم در امور سیاسی افغانستان  نقص قرار داد را نموده که امید است امارات اسلامی افغانستان روحیه شکل گیری جریانات سیاسی افغانستان را در عمق تجزیه و تحلیل نموده توانسته و اقدامات لازمه غرض خنثی سازی ان در سطح ملی و بین المللی گرفته تا کشور خلاف خواست قدرتمندان امارات  اسلامی  افغانستان بازیچهء نادانان داخلی و خارجی شده نتواند و بتوانند یک چرخش تاریخی با در نظر داشت ارزشهای ملی و اسلامی ما با مشوره با خبره گان کشور نموده بتواند.
پیداست که این ابر قدرت از ناکامی علنی اشغال بیست و یک سالۀ افغانستان هیچ نیاموخته،"

2-      به نظر بنده امریکا خوب اموخته، اما انها نظر به شرایط جاری سیاست بین المللی خود را عیار می نمایند. تنها همینکه هیچ کشور جهان از خوف خراب شدن روابط با امریکا حکومت جدید را به رسمیت نشناخته نمایانگر بسیار مسایل است که این خود در دراز مدت مشکلات مهم را برای کشور ما ایجاد خواهد نمود که در اینجا گنجایش تحلیل ان نبوده فقط اینکه ضعف اساسی هنوز هم مانند سابق در خود افغان ها نهفته است. 
 
3-      در این شکی باقی نماند که امریکا در افغانستان اگر شکست نه کرد مسلماً که ناکام ماند."
در ویتنام هم ناکام ماند و امروز ویتنام دوست خوب امریکا بوده و در خط انکشاف اقتصادی و اجتماعی قرار دارد.
 
4-      اگر امریکا را شکست را نمی پذیرد در ناکامی مطلقش از لحاظ ستراتیجی سیاسی و اقتصادی نه تنها در افغانستان بلکه در منطقه شکی باقی نمی ماند.
 در واقعیت افغانستان شکست خورده که در مجموع در این حالت قرار دارد. چرخ سیاسی، اقتصادی و اجتماعی امریکا در سطح ملی و بین المللی در چرخش بوده و جهان را با خود می چرخاند  اما ما هنوز هم در کوشش هستیم داخل چرخ گردیم.
 
5-      اگر امریکا واقعاً ناکامی این ماجرا جویی گران قیمت و بحران آفرین خود را در افغانستان زیر و رو می کرد و توسط مؤسسات علمی هر ساحه مورد ارزیابی و تحقیق قرار می داد و عوامل این ناکامی را تشخیص می کرد هرگز نمایندۀ خاص امریکا با این قماش در ترکیه ملاقات نمی کرد."
در هر صورت این موفقیت امریکا را نشان میدهد که با یک سیاست مدار درجه نمی دانم چندم  خود  افغانستان را می چرخاند و از طریق ملل متحد هم اعلان میدارد که عناصر غیر درست در افغانستان فعالیت دارند که احتمالاٌ می خواهند زمینه سازی نمایند.
 
6-"امریکا از بدو حضور تا دم فرار از مردم افغانستان فاصله گرفته و به خواسته های مشروع شان وقعی قائل نه شده به صدای اکثریت گوش نه داده."
هر توقوع که داشته باشیم باید از خود داشته باشیم. از بیگانه نمی توان انتظار بهتر شدن را داشت.
7-"امریکا باید می دانست که عمده ترین عامل ناکامی امریکا در افغانستان و فروپاشی نظام دست نشانده اش همین سیاست گران اجیر خلیل زاد مقیم ترکیه اند."
 
امریکا اینرا خوب میداند و همچو برخورد امریکا به وضاعت نشان دهنده نبود درایت فعلی ما را نشان میدهد که نتوانسته ایم به هر دلیلی جلو این نوع سیاست امریکا را گرفته و امریکا را جذب سیاست داخلی و بین المللی خود نماییم. به نظر بنده هنوز هم این امکان وجود دارد اما غرض اجرای ان ضرورت اشد به مشوره با نخبگان کشور میرود.

8_"اگر امریکا را باز ارادۀ اعادۀ قدرت این گروه لاش خور باشد،"
به اساس ملاحظات بنده سیاست منطقه به سرعت در حال تغیر است و امریکا متوجه این اصل بوده و کار خود را پیش میبرد اما بنده فکر نمی کنم که بالای این مهره ها حساب کند و قادر است انواع مختلف دیگر مهره های خود را وارد میدان نماید.

9-"عقلانیت و تجارب در پهنای واقعیت ها اصلاح ، بهبود و راه نجات را در شمول این جانیان در ساختار سیاسی آیندۀ افغانستان نمی بیند."
بنده با شما موافق هستم و چنین هم نخواهد شد اما این موضوع ما را باید زیاتر بیدار نماید و راه های بهتر بیرون رفت را در سطح ملی و بین المللی با پیشکش نمودن استراـیژی های بزرگ ملی و بین المللی برای جهانیان قردت فکری خود را نمایان نماییم. اینست وظیفه فعلی ما. یک چال امریکا میرود یک چال خوب ما هم باید برویم. جهان جهان شطرنج است.

از کج اندیشان نشان مردمی جستن خطاست
چشم کی دارد کمان هر چند صاحب خانه است


محمد داؤد مومند01.06.2022متحده ایالاتhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

​انتقاد یا ابتذال!
من از زمانیکه اسلامی امارت، قدرت را از حکومت مزدور و جنایت کاران لندغر جهادی گرفت، اخبار مربوط بوطن را از چینل های یوتیوبی در موبایل خود میشنوم، دیروز ضمن دیدن این پروگرام ها در چینل طلوع، شمشاد و غیره چشمم به عنوانی خورد بدین عبارت که «اکبر نیکزاد را از ما گرفتند». کنجکاوی مرا واداشت تا از موضوع باخبر شوم و بعد از گوش دادن به صحبت یک دوست اکبر جان نیکزاد، دانستم که مرحومی پدرود حیات گفته است.
از شنیدن این خبر نهایت متأثر شده و احساس انسانی خود را نسبت وفات هموطن هنرمند، ضمن یک پاراگراف مختصر در این سایت وزین و مهذب ابراز داشتم، در کنار ابراز احساس انسانی و عواطف خود از لیاقت و اهلیت اکبر جان نیکزاد در فن موسیقی «تال و لی» و تسط قابل قدرش در انتخاب شاه فرد ها ستودم.
امروز یکی از گماشتگان برقع پوش سایت افغان جرمن، درین سایت پاراگرافی را در زمینه رقم زده که در تعریف آن به جز کلمه «ابتذال»» کلمه بهتری یافته نتوانستم.
مثال انتقاد سالم و علمی و متوازن، نوشته های استاد عزیز نعیم، شاغلی سیستانی، استاد نگارگر و دیگران در مورد تواریش غبار است.
ابتذال عبارات از کتره گویی، عیب جویی، نیش زدن، تعجیز و استخفاف و بخصوص کچری قروت ساختن موضوعات غیر مرتبط است.
در سطح بزرگ و کته، مثال برجسته، نیش زدن غبار در مورد استاد سلجوقی، عبدالهادی خان داوی، ولی سرخابی، علامه حبیبی، نجیب الله خان توروایانا و حتی غازی امان الله است.
اما در سطح پست و پائین، نوشته همیین برقع پوش است که به اختفاء هویت و شخصیت خود میپردازد.
دلیل اینکه ابراز احساس انسانی و ابراز عواطف من در مورد اکبر جان نیکزاد، چرا این برقع پوش هتاک را مانند مسهلی «تکلیف بدامن» ساخت نمیدانم، ولی توضیح مطالب ذیل را لابدی میدانم.
یک - با ابراز انسانی من در زمینه، چرا برای این آغای برقع پوش زمین و زمان به هم خورد و او را عصبی و مرتعش نموده، نوشادر به دامن ساخت؟
دو- اگر این خبر در تیلفون من بعد از سپری شدن یکسال نشر میشود، گناه من چیست؟
سه- تذکر نامعقول نام غبار تان به موضوع چه ارتباط منطقی دارد؟
چهار - آیابی خبری از یک موضوع، گناه صغیره است یا کبیره یا قباحت یا جنحه؟
پنج- وقتیکه خودت یک سال قبل از وفات این هم وطن عزیز خبر شده بودی، چرا در زمینه مانند مجسمه عبدالعلی مزاری خاموش ماندی و به ابراز احساس انسانی ات در مورد نپرداختی؟
شش- چرا سفیهانه و طفلانه ابراز تأثرم را به عنوان اعلان فوتی قلمداد کردی؟
هفت- اگر تو وظیفه اخلاقی ات را یکسال قبل انجام میدادی و در مورد وفات، علت وفات، محل وفات، محل دفن، و کدام مجلس بزرگداشت و در مجموع بیوگرافی مرحومی را در سایت افغان جرمن و سایت انسانی آریانا نشر میکردی به قول خودت ضرورت به فاتحه دوم باقی نمیماند!
هشت- اگر به شرافت خودت اعتقاد داری، شرافتمندانه بگو اگر مماثل آنچه من نوشته ام از طرف داکتر صاحب کاظم یا استاد سیستانی در سایت افغان جرمن نشر میشد، عکس العلت در بابر ایشان بهمین نهج میبود که در برابر من، که در حقیقت ،چیز بیشتر از یاوه سرایی تلقی شده نمیتواند؟
فکر نکنم.

عبدالباري جهاني31.05.2022MANASSAS Parklhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

​دوستان و کارکنان محترم پورتال آریانا افغانستان سلام. پورتال محترم افغان جرمن حملات لفظی اخیر را که بر محترم انجنیر صاحب معروفی صورت ګرفته بود، بخواهش دوستان، تماماً از صفحه خود پاک نموده اند. اګر شما هم به تعقیب افغان جرمن آنلاین، بخاطر زدودن آثار این ماجرا، چنین نمایید بهتر خواهد بود. با احترام.

سیدهاشم سدید31.05.2022آلمانhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

​اکسیر مراد از غیر طلبیدن، خود حقیقت و مجاز ما را آشکار می سازد.
با دو انگشت، آفتاب را نمی توان پنهان نمود و با سفسطه حقیقت را کتمان کرد.
چیزی که هستی باش!

محمد عارف عباسی31.05.2022کلیفورنیاhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

​سال ها پیش یک دوست ایرانی ام به نام خسرو خلجی ، همکارم در ملل متحد، کتابی را تحت عنوان نهضت مترقی مشروطه خواهان فارس به من امانت داد. تا جایی که حافظه یاری می کند این جریان در شرائط نهایت مختنق و نفوذ تندروان دینی بر جامعه اصلاحات و تغییرات روشن گرانه را ایجاد کردند.
چون به ارتباط نهضت مشروطه خواهی در وطنم از زمان طفولیت می شنوم و می خوانم ولی متأسفانه معلومات من در زمینه خیلی ناقص است.
لذا از اهل خبره مدد می جویم که اگر فشردۀ از ایجاد این جریان را در افغانستان با تذکر مؤسسین و هیئت رهبری آن. نحوه ای فعالیت های شان میسر سازند. سرکوبی این جریان در دوران سلطنت امیر حبیب الله خان شهید. نقش مشروطه خواهان در نهضت های مترقی اعلیحضرت امان الله خان و روابط شان با شاه . آیا نظام امانی شاهی مشروطه بود؟موقف مشروطه خواهان در نه ماه امارت بجۀ سقاء. و احیای فعالیت های این حریان در اوائل دور سلطنت اعلیحضرت محمد نادر شاه و برخورد نظام با این جریان.
اگر کدام منبع و مأخذ در مورد تولد این جریان یا نهضت پیش تاز و مترقی شان در افغانستان، نصب العین و و اهداف آن و تأثیرات سیاسی و اجتماعی شان در جامعه موجود باشد رهنمایی شوم ممنون می شوم.
موضوع دلچسپ است که بدانیم که چنین نهضتی در افغانستان زاده شده و خدماتی انجام داده اند.

محمد عارف عباسی31.05.2022کلیفورنیاhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

ملاقات نمایندۀ خاص امریکا Thames West در ترکیه با، به اصطلاح سیاست گران افغانستان(بازنگران سیاسی) برای اکثریت مردم افغانستان مایۀ تعجب، تأثر و تأسف و به گونۀ تقویت موقف سیاسی این تشکل بوقلمون است.
پیداست که این ابر قدرت از ناکامی علنی اشغال بیست و یک سالۀ افغانستان هیچ نیاموخته، وذرک نکرد که چرا بلیون ها دالرش به حدر رفت وجرا خون فرزندانش ریخت خون ناحق ده هاهزار افغان بی گناه. نه باز سازی آمد، نه عدالت اجتماعی و نه دموکراسی واقعی، بازار انواع فساد گسترش یافته و غارت و چپاول توأم با معافیت جزء فرهنگ گردید.
در نتیجه مقام ارشد امریکا این ماجراجویی و این جنگ را بیهوده و نا فرجام خواند که پدیدۀ آن فروپاشی نظام دست نشانده اش و خروج هله پته ، مفتضح و شرم آور قوای مسلح اش خلق بی سابقه ترین فاجعۀ انسانی برای ملت افغانستان بود..
در این شکی باقی نماند که امریکا در افغانستان اگر شکست نه کرد مسلماً که ناکام ماند.
اگر امریکا را شکست را نمی پذیرد در ناکامی مطلقش از لحاظ ستراتیجی سیاسی و اقتصادی نه تنها در افغانستان بلکه در منطقه شکی باقی نمی ماند. اگر امریکا واقعاً ناکامی این ماجرا جویی گران قیمت و بحران آفرین خود را در افغانستان زیر و رو می کرد و توسط مؤسسات علمی هر ساحه مورد ارزیابی و تحقیق قرار می داد و عوامل این ناکامی را تشخیص می کرد هرگز نمایندۀ خاص امریکا با این قماش در ترکیه ملاقات نمی کرد.
اگر بازهم ادارۀ بایدن این اشخاص را مهره های کلیدی ایجاد تغییر، اصلاح و بهبود حال افغانستان می داند، سخت در اشتباه است و مبرهن است که امریکا از این تجارب خود در افغانستان نیاموخته و با واقعیت های افغانستان تا هنوز بیگانه است، مگر این که امریکا این اجیران قدیم و آشنایان دیرین را وسیلۀ بازگشت خود قرار دهد.
امریکا از بدو حضور تا دم فرار از مردم افغانستان فاصله گرفته و به خواسته های مشروع شان وقعی قائل نه شده به صدای اکثریت گوش نه داده.
امریکا باید می دانست که عمده ترین عامل ناکامی امریکا در افغانستان و فروپاشی نظام دست نشانده اش همین سیاست گران اجیر خلیل زاد مقیم ترکیه اند.
اگر امریکا را باز ارادۀ اعادۀ قدرت این گروه لاش خور باشد، بداند که این قماش را دیگر موقفی در این دیار نیست و هرگونه تلاشی در این مسیربرافروختن خشم مردم است و خلاف کلیه منافع ملی افغانستان با ایجاد عواقب نهایت وخیم برای افغانستان، منطقه و جهان.
عقلانیت و تجارب در پهنای واقعیت ها اصلاح ، بهبود و راه نجات را در شمول این جانیان در ساختار سیاسی آیندۀ افغانستان نمی بیند.

اختر یوسفی31.05.2022امریکاhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/USA.png
لکه چی رښتیا په بیه، او دروغ په مفت دی؟
متقي وایی: په افغانستان کې هیڅ بهرنی جنګيالی نشته.
دطالبانو دبهرنيو چارو وزير مولوي امیرخان متقي وایی چی په افغانستان کښې دبهرنيو جنګياليو دموجوديت ادعاوې رد کړي دي. دنوموړي تر واک لاندې دطالبانو دبهرنيو چارو وزارت پرون دملګرو ملتونو دامنیت شورا دوروستي راپور په غبرګون کې وويل، چې په په دې اړه ادعاوې په کلکه ردوي د‌ملګرو ملتونو دامنیت شورا په خپل ديارلسم څارونکي راپور کې دا هم راغلي، چې دالقاعدې ډلې مشر ایمن الظواهري هم دطالبانو له لوی مشر ملا هیبت الله آخوندزاده سره بیعت کړی دی.
په افغانستان کښی د ترهګرو د شتون په هکله یا به نړی او امنیت شورای رښتیا نه وایی یا به امیرخان متقی د طالبانو د بهرنیو چارو د وزارت سرپرست.
ملاصاحب که چیری په افغانستان کښی ترهګر نشته، نو ولی په هیواد کښی جګړه او وینی تویول ولی بندیږی. ملاصاحب تیره اونی پاکستانی د خیبر پښتونخوا کور قوماندر جنرال فیض حمید د آی. اس. آی. پخوانی مشر د څه د پاره کابل راغلی ؤ؟
د پاکستانی استخباراتو آی. اس. آی. پلاس جوړ شوی پاکستانی طالبان لکه د افغان طالبان چی ۱۹۹۴ میلادی کال کښی آی. اس. آی. پلاس جوړ شویدی ترهګر ندی، تاسو داسی فکر کوی افغان طالبان او پاکستانی طالبان چی د یوی کارخانی تولید دی ملایکی دی، دا جګړی او وینه تویول ملایکی کوی.
ملاصاحب!
حقیقت داسی ندی چه تاسی وایاست، د افغانستان دښمنان هرچیری چی په مخالفت کښی دی، رښتنی سوله نه غواړی، جګړه د غلا لاره غواړی. د افغانستان بهرنی دښمنان او د دوی جګړه مار ډلی پر افغانستان باندی مین ندی، مخالفی ډلی که په ترکیه، کابل، دوشنبه، اسلام آباد، تهرن کښی ناست دی، په سوله کښی خپل ګټه نه ګوری. دا چی جګړه مار په چل ول باندی د سولی لپاره تبلیغات کوی، یواځی په جګړه کښی ګټه کولای شی او بس. 


ص. کاکر 31.05.2022هالند

​اطلاعیه بدون معلومات!
جناب مومند از مرگ هنرمند محبوب کشور یک سال می‌گذرد.
از اینکه شما برای بار دوم اعلانات فوتی را نشر می‌کنید و یک سال بعد اطلاع پیدا نمودید در خور ستایش است.
این مسله غبار نیست که نگوید گناه غبار است.
با احترام

محمد داؤد مومند31.05.2022 متحده ایالاتhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

​وفات جانکاه یک هنرمند بسیار مستعد و بسیار جوان
امروز اطلاع حاصل نمودم که جوان نامراد «اکبر جان نیکزاد» در اثر مریضی کرونا رحلت نموده است.
مرحوم اکبر جان نیکزاد صدای نهایت دلنشین داشت، وی بیشتر اشعار مولانا و بیدل را به شیوه و سبک کلاسیک هندی میخواند، موصوف در زمره بیت های که میخواند، شاه فرد های بسیار مقبول و پر مفهومی را جای میداد که من در بیت های هیچ خواننده دیگر کشور به شمول استاد سر آهنگ نشنیده ام. اکبر جان نیکزاد بیشتر غزل میخواند که من مجنون آنم. موصوف یکی از بیت های بابای موسیقی استاد قاسم افغان را، در یک نظمی که غیر از آنچه استاد قاسم بزرگ سروده با مهارت کاپی نموده که ذهن و روح انسان را به ملکوت بالا میبرد.
نمیدانم چرا خداوند از عدالت خداوندی خود کار نگرفت و به عوض این هنرمند جوان و انسان نازنین، گبر زمان سیاف ملعون و نمرود دهر دوستم جبون را به جهنم نفرستاد.
به پیری میرسد خار بیابان
ولی گل چون جوان گردد بمیرد
روحش قرین مراحم ایزدی باد

بسم الله جان30.05.2022کابل http://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/Germany.png

​سلام و احترامات،
بنظر من قوانینی حفظ عفت قلم و کلام باید بالای هر فرد، بدون استثناء عملی گردد. طوریکه معلوم میشود، متأسفانه ازین اصول جانبدارانه مراعات نمیگردد.
اگر دو نفر با هم خصومت شخصی دارند، مشکل را بین خود حل کنند، بهتر خواهد بود. حل و فصل منازعه های یک وبسایت دیگر را به اینجا کشانیدن ناشایسته بوده و تا جائیکه من اطلاع دارم، چند نویسنده بالای یک وبسایت دیگر یکنوع خصم درونی و علاج ناپذیری را با خود حمل میکنند که حل این بحران ازین طریق و در اینجا ممکن نیست.
با احترام.
بسمل الله جان، کابل

خلیل الله معروفی30.05.2022 جرمنیhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png
دِه دَه کجا و درختا دَه کجا؟؟؟
مردم عوام بیسواد ما از فهم کافیِّ جمعی برخوردار بوده اند و چنان گپهای پخته را به میدان انداخته اند، که هزاران ادیب و شاعر و نویسندۀ تحصیلکرده و تعلیمیافتۀ "پخته سال" و "خام پُلُس"، پیشش نَی میزنند!!! یکی از چنین گپهای پخته در مثل بالا نهفته است، که در شکل ادبی خود بدین صورت درمی آید:
«ده در کجا و درختها در کجا؟؟؟»
من کامنتی نوشتم و مشورت دوستانه دادم تا اداره چیان محترم پورتال "افغان جرمن آنلاین" راه اصلاح را در پیش گیرند و از نشر سخنان ناروا در صفحۀ "مناظرات" خود، خودداری فرمایند. اینک دوست عزیز و قدیمم، محترم "نبیل جان عزیزی" به نمایندگی از همه متصدیان وارد میدان گشته و جوابیه ای مینویسد؛ و چه جوابیه ای؟؟؟
در قدیم، که مکتب نبود و اطفال را جهت آموختن سواد پیش ملای مسجد میفرستادند، ملا با همان شیوۀ ملائیِّ خود کِلک شاگرد را گرفته و روی الفباء به حرکت می آورد و میگفت:
ــ اینی "الف" اس و اینی "بی" اس و این "جیم" .... ملا این کار را میکرد، تا نقش حروف الفباء در ذهن شاگرد نقش ببندد. حالا مگر زمانه تغییر کرده است و هزاران طریقه و وسیلۀ جدید سوادآموزی در دسترس است؛ و ضرورت نداریم، که دوست عزیزم، "نبیل جان عزیزی" را جهت تشریح مطالب نزد ملاصاحبان بفرستیم!!!
کامنت من کاملاً صریح است و دوستانه و اصلاح طلبانه و ضرورت ندارد، که ملای مسجد را برای تشریحش استخدام کنیم. من شخصاً مدتی عضویت فعال پورتال "افغان جرمن آنلاین" را داشتم و بعد از آن، با وجودی، که آن پورتال را ترک کردم، علاقه ام را نتوانستم از آن بکسلانم. از همین خاطر روزمره این صفحه را باز میکنم و خود را از فعالیتش آگاه میسازم؛ و این حق مسلم من است، که کسی نمیتواند مرا ازین کار باز دارد!!!
من کدام مشورت نامشروع و غلط و کج و معوج نداده ام و فقط گفته ام، که پورتال محترم "افغان جرمن آنلاین" بکوشد، تا "فحاشی و دو و دشنام و تحقیر و توهین و هتک حرمت و چه و چه و چه" را از "صفحۀ مناظراتش" بیرون اندازد!!! اگر دوست عزیزم، جناب "نبیل جان عزیزی"، نمیخواهد واقعیتها را بپذیرد، "ملای مسجد" و "طالب" و "آیت الله" و "امام زمان" و "امیرالمؤمین" هم او را نمیتوانند هدایت کنند!!!
با محبت فراوان به "نبیل جان عزیزی" او په درناوی
خلیل معروفی ــ جرمنی ــ ۳۰ می ۲۰۲۲


محمد نعیم بارز 30.05.2022 پاریسhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/France.png

​امروز صبح 2021/05/30 همینکه چشمم به صفحه سایت وزین آریانا افغانستان افتاد عکس ملال جان را در ردیف اول دیم، باور کنید دلم شاد شد، با خود گفتم چه خوب شد که ملال جان عزیز به سایت اصلی خود برگشت. اما خوشی مثل به اصطلاح الماسک برق آسا زود تبدیل به یس شد. به هر صورت در هر جا که ملال جان فهیم قلم زنند با فهم و درایتی که دارند کار شان موثر به حال کشور و مردم ست. اما کاش بجای متفرق با هم از نزدیک کار کنیم، چون نیاز برای اطلاع رسانی و روشنگری زیاد محسوس بوده ولی افراد تاثیر گذار بسیار کم است. با این حال آرزومندم احتراماتم را ملال جان بپذیرند. نعیم بارز

اختر یوسفی30.05.2022امریکاhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

آقای محترم نبیل عزیزی از المان درستون ابراز نظریات افغان – جرمن آنلاین نوشته است که:
(در سایت آریانا افغانستان آنلاین شورش گران کافی موجود است، "خوب است بازار آنجا گرم است" . "دم تان گرم").
آقای محترم نبیل عزیزی هرگونه کینه و نفرت که با یک فرد نویسنده مورد نظرش داشته است کار شخصی خودش است، مگر اصول نشراتی مطبوعات آزاد اجازه حکم عام بی حرمتی و اتهام زدن علیه نشریه دیگر را با چنین شیوه بازاری به هیچکسی هم نمیدهند.
خوانندگان محترم این حقیقت را بخوبی میدانند، که خاکپاشکهای خاک خشک آقای نبیل عزیزی در مورد نشرات سایت آریانا افغانستان آنلاین هرگز بدیوار نمی چسپد. در نشرات تنها حجم کمی نشرات مانند نشرات افغان – جرمن آنلاین مهم نیست. انحصارات جوامع سرمایداری، استخبارات، اطلاعات جمعی نشرات در غرب نیز در هرثانیه احجام بزرگ را تولید میکنند، آن تولید بزرگ بدان معنی نیست، که منفعت آن بعموم مردم تعلق دارند. در نشرات از همه اولتر کیفیت و مؤثریت مطالب نشراتی آن مهم است، که بتواند واقعیتها جامعه را بصورت حقیقی آن منعکس سازند.
نشرات حقیقی درسایت نشراتی آریانا افغانستان در باره دشمنان باالفعل افغانستان که همین اکنون بنابر دستور بیگانه درمقابل مردم مظلوم میهن با شمشیر افراطیت قد علم نموده اند، هیچګاهی شورش گری نیست، بلکه همت و شهامت وطنپرستانه را با قربانی نیاز دارد.
مطالب نشراتی هردو نشریه بصورت چاپی موجود است. خوانندگان محترم هر دو نشریه می توانند آزادانه و بیطرفانه در مورد نشرات آنان و نویسندگان هردو آنها قضاوت نمایند. تا جائیکه مربوط تعداد زیادی از نویسندگان و ابراز کنندگان محترم نشریه ملی وطندوستان آریانا افغانستان مربوط است، نویسندگان آن با درک رسالت ملی، مسؤلیت خود را در برابر کشور محبوب خویش افغانستان عزیز بیشتر برمسائل درد رنج جاری مردم مظلوم افغانستان از دید علمی و موضع ملی وطنپرستانه با شهامت، مطالب آموزنده را می نویسند، که نشر شده موجود است.
با کمال تأسف تعداد از نویسندگان شهرت طلب و فرصت طلب افغان- جرمن آنلاین، دردهای جاری ملت مظلوم افغانستان را در مورد وضع ناهنجار کنونی تحمیلی دشمنان درکشور را درست درک نکردند ، آنان در توبره پر کینه خود خواهی و بلندپردازیهای شان چیزی مفید گفتنی بحال و احوال کنونی مردم مظلوم کشور را باخود ندارند.
این عقده کشایان بقایای کینه توز اند، که کلنگ و بیل را گرفته با کینه و نفرت کور مرده ها و شخصیت گذشته کشور را در فبرستانهای که استخوانهای مرده کشور سالها قبل خاک شده است میکاهند. خجالت آور است که نویسندگان شهرت طلب و فرصت طلب افغان- جرمن آنلاین عقده های کینه و نفرت شخصی خود را بنام تاریخ کشور می نویسند.
خواهشمندیم تا آقای محترم نبیل عزیزی برف بام شورش گران عقده پر، شهرت طلب و فرصت طلب افغان- جرمن آنلاین که همواره آبرا درآسیاب دشمنان میهن واستخبارات بیگانه سرازیر نموده اند، با بامهای دیگر نشرات ملی کشور نه اندازند.
اگر در خانه کسی هست، همین بس است.


اختر یوسفی29.05.2022امریکاhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

​تداوم جنگهای نیابتی درافغانستان؟
جنگهای پی در پی نیابتی درافغانستان با درنظرداشت فکتورهای ساختار مذهبی واینیکی جامعه افغانی راه حل صلح و ثبات را در کشور ندارد، برعکس دشمنان افغانستان آگاهانه در تحت نام راه حل عملی صلح و ثبات درکشور، فکتورهای مذهبی و اینیکی را بحیث قاعده راه حل به پیش میبرند تا همیشه جنگ و خونریزی در کشور دوام داشته باشد.
دشمنان بیرونی و عمال اوباش داخلی جنایتکار ایشان درافغانستان برای دسترسی با اهداف شوم و توطیه های خاینانه شان از طریق تداوم جنگ و خونریزی در کشورعمدأ راه حل مسائل جنگهای نبابتی و توقف آنرا درافغانستان درچارچوب ساختارهای مذهبی و ایتنیکی کشور مطرح می سازند، تا دشمنان بتوانند خود را اهداف شوم خود را با آسانی بسر برسانند. افغانستان کشور تمام اتباع میهن که بهر مذهب و قوم تعلق داشته باشد. جایگاهی دسترسی احقاق حقوق عادلانه اتباع افغانستان که بهرمذهب و قوم تعلق داشته باشد، توسط اجرای خدمات همان دولت و حکومت آن برای عموم مردم در کشور می باشند. دسترسی احقاق حقوق اتباع افغانستان با مذهب و قوم اتباع درکشور ارتباط ندارد.
افغانستان مثالهای فراوان حکمروایی منحوس ساختارهای حکومات فاسد، ظالم، غارتگر مذهبی و قومی را مکرر تجربه نمودند. افغانها درطی سه دهه گذشته جنایات دولتهای مذهبی و قومی تنظیمهای " جهادی" ، "اتحاد شمال" ، طالبان را خود بچشم سر دیده اند.
تعداد از کشورهای جهان و بخصوص کشورهای همسایه افغانستان بخاطر فریادهای حکومت سهمیه بندی مذاهب و قوام "همه شمول" را در افغانستان نغاره می کشند، تا برای اهداف شوم شان عمال خود را در ساختار دولتی درافغانستان داشته باشند. لویه جرگه ها که از طرف حکومت مسلط در قدرت برای مشروعیت دولتهای که دارای ساختار قومی و مذهبی داشته دعودت گردد، هرگز مشروعیت عادلانه را بدست آورده نمی توانند.

محمد عارف عباسی29.05.2022کلیفورنیاhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/USA.png
دوست خوب و محترم ام جناب الله محمد صاحب!
خوشنودم و ممنون که نوشتۀ کوتاه من اقبال توجه شما را کمایی کرد، و از ملاحظات سودمند شما فیض برداشت.
مرا تصمیم برآن شد که به شاگردی برگردم و از خرمن دانش خبرگان ده یکی بگیرم، کوته بنویسم، زپریشان حالی و وضع رقت بار ادی پیچه سفید آزار دیده و ناراض از جور اولاد ناخلفش بگویم.
با آنانی که از صباوت تا کهولت اندیشه و قلم رابه حیث وسیله غرض اقناع علایق و عواطف شخصی و تبارز خشونت، قهر، غضب و انتقام جویی به کار گماشته اند، ز اصول از مبادی پا کج مانده و به خطا رفته و با معرفت جفا کرده اند؛ چون در خود توان اصلاح نه دیدم، گهی هم راست گویی ها خفقان آفرید و دوستی ها و مراودات را مکدر ساخت، پیچیدن مزید را سودمند نه یافتم و برای آرامش خاطر و دشنام نه شنیدن کوچه بدل کردن را مصلحت دیدم.
با عرض حرمت و ادای سلام خالصانه.​
محمد داؤد مومند29.05.2022متحده ایالاتhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

ملا صاحب محق ستاره مذهبی افغان جرمن
ملا صاحب محمد محق در ردیف ملا محمد محقق، چاکر رهبران چنگیز صفت ایران از اینکه رهبر روحانی «اسلامی امارت»، خطاب امیر المؤنین را حاصل نموده به تکلیف است.
آیا نام دروغین و کذایی «آیت الله ها» شما را نمی آزارد؟
آیا نام مبتذل «آریا مهر» شووینیست های ایران برای تان سامعه نواز است؟
آیا قوله های ایرانیان که افغانستان، ایران شرقی است خواب را از چشمان تان نمیبرد؟
آیا شما با غبار ها و پدرام ها و نجیب سخی ها و کوشان ها و جاوید ها و خلیلی ها موافق هستید، که افغانستان خراسان است؟
آیا شمۀ از غیرت میرمن ملالی نظام در ذهن و شعور و فکر و دماغ شم وجود دارد که در برابر اهانت نجیب سخی و امثال شان به تاریخ و مفاخر ملی مردم و کشور افغان به پا برخیزید؟​

اختر یوسفی29.05.2022امریکاhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

تهدید بشریت کره زمین با سلاحهای کشتار جمعی!
هنری کیسنجر سیاستمدار با تجربه و کهنه کارعرصه سیاست خارجی امریکایی با احساس خطر جنگ اتومی به رهبران اوکراین توصیه نموده اند، که از جنگ و مقابله با روسیه دست بکشند، از باز گردانیدن دوباره جزیره کریمیه از نزد روسیه با اوکراین صرفنظر نماید. رقابت مداوم حریصانه جوامع سرمایداری و انحصارگرایی آنان در جهان نقطه اقناع و پایانی را ندارند. رقابتهای منفعت طلبی جهان سرمایه، چپاول، کنترول بر منابع خام دیگر کشورها درجهان عامل اساسی بحرانات اقتصادی، سیاسی، اجتماعی درجهان میباشد. متاسفانه اکنون در جهان لحظات خطرناک فرا میرسید، که تمام زحمات تاریخی بشریت را جنگ اتومی دوباره تهدید میکنند. تداوم جنگ در افغانستان نیز ناشی از رقابتهای مداوم حریصانه جوامع سرمایداری و انحصارگرایی برای تصرف مواد خام کشور است.
با آنکه دراواسط سالهای ۱۹۸۰ میلادی اتحاد جماهیرشوروی سقوط نمود، پیمان دفاعی مقابله نظامی وارشا با ناتو متلاشی گردیده است، مگر با وجود تقلیل سلاحهای اتومی شوروی مقدار کافی آن سلاحهای اتومی کشتار جمعی برای روسیه بمیراث بجای مانده است، که با تلاشهای منفعت طلبانه کشورهای غربی جهان سرمایه، پهن کردن جغرافیای ناتو درساحات کشورهای اتحاد جماهیر شوروی سابق مانند اوکراین و کشورهای اعضای پیمان چون پولند درهمسایگی با روسیه خطرات را بیشتر ساخته است. تهدیدات پی در پی ناتو در اروپا با فشار دادن دکمه بم اتوم نابودی بشریت را در جهان کاهش نداده است. در تحت فشارهای مقابله ناتو با روسیه درجنگ اوکراین حتی کشورهای بیطرف چون سویس مجبور با پیوستن با پیمان ناتو گردیده است. جاپان دوباره خریداری طیارات جنگی و سلاحهای را از سرگرفته است. ​

محمد داؤد مومند28.05.2022 متحده ایالاتhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

​اظهار شکران و امتنان بی پایان به تعداد برگ درختان و ریگ بیابان و قطرات باران از مجریان مهربان و سخندان سایت آریانا افغانستان!
التجاء تقاضای من در مورد اقتباس مضمون «شیره میرمن ملالی جان موسی نظام» علی الفور پذیرفته شد و زیور بخش تحلیلات این سایت وزین گشت.
ملالی جان نظام که احساس «غازی ملالی میوند» در در ذهن و دماغ و قلب و روح و روان او جاگزین است، بحیث یک میرمن مبارز و فرزند اصیل خاک افغان در سنگر وطن دوستی و دفاع از شرف، آبرو و مقدسات ملی موقف و موضع گرفته، که مضمون وطن پرستانه شان در جواب نجیب خان سخی، اصطلاح «دا گز او دا میدان» را ممهور میسازد.
میرمن ملالی نظام از تاریخ و افتخارات افغان دفاع میکند و لی مجریان سایت افغان جرمن در تلاش مذبوحانه تخریب تاریخ و افتخارات تاریخی اند و به عبارت روشنتر، دسته به تبر عناصری مانند نجیب خان سخی و کوشان ها و امثال و اقران شان میدهد.
شاغلی قیس جان کبیر بعضاً نوشته های مبتذل «بچه خاله» خود را مانند «عوام فریبان» که استاد معروفی در مقاله برهان قاطع و قاطع برهان صفت خود تحت عنوان «وجدان تاریخ و تاریخ وجدان» آن را با سرگین برابر ساخت و نوشت:«یکی مضمون بی محتوا و بی سر و پای (عوام فریبان) را مینویسد و اصلاً هم نمیداند که چه مینویسد و چه باید بنویسد» بدست نشر سپرد، ولی قیس جان کبیر حاضر نگردید مقاله میرمن ملالی نظام را کا از شرف افغانی دفاع میکند نشر نماید.
چنان مینماید که در خمیر نشرات سایت افغان جرمن ریگ وجود دارد. و مشکش از ناف حیوان دیگری است ... نه آهو.
آیا بهتر نیست، سایت افغان جرمن که در موازات پرچمی ها و شعله ای ها و ستمی های مادر زاد و کولابی های مهاجر در استفاف بزرگان کشور طومار ها رقم میکنند، در عوض از نام افغانستان و موجودیت تاریخی افغانستان در برابر ذواتی مانند نجیب سخی که تعداد شان به هزاران میرسد دفاع کند.
فکر میکنم (شیره میرمن نظام) در سنگر دفاع از مقدسات ملی، گوی سبقت رااز همه پهلوان نماهای سایت افغان جرمن برده است.

خلیل الله معروفی28.05.2022جرمنیhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

​چرا بازار صفحۀ مناظرات "افغان جرمن آنلاین"، اینقدر "کساد" گشته است؟؟؟
از مدتی ست، که خُمود و جُمود و رُکود عجیبی در صفحۀ نظرگیری پورتال وزین "افغان جرمن آنلاین" رونما گردیده است. دلیلش هرچه میخواهد باشد، نمیتوان یک نکتۀ نیرنگی و خراشنده و گزنده و زننده را از نظر دور داشت؛ و آن این، که:
از مدتهاست، که صفحۀ مناظرات یا نظرگیری یا نظرخواهی و یا نظرسنجیِّ پورتال محترم "افغان جرمن آنلاین" به یک "صفحۀ فحاشی" و "صفحۀ هتاکی" و "صفحۀ دو و دشنام و توهین" و "صفحۀ استعمال کلمات مبتذل و رکیک و لاابالی" و "صفحۀ پامال سازی عفت کلام" و "صفحۀ تحقیر و کوفتن و انتقامگیری" مبدل شده است؛ و وقتی چنین است، "سنگک شدن" آن بهتر است، که بزرگان گفته اند:
«فتنه خُفته بِه!!!»
امید است، که مسؤولان محترم پورتال "آفغان جرمن آنلاین"، این کامنت را به حیث یک "انتقاد دوستانه و صمیمانه" پذیرفته و طریق اصلاح را در پیش گیرند!!!
با محبت فراوان او په درناوی
خلیل الله معروفی ــ جرمنی ــ ۲۸ می ۲۰۲۲

الله محمد 28.05.2022 آلمانhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

​جناب محترم عباسی صاحب دوست داشتنی!
با عرض سلامهای مخلصانه و آرزومندی صحتمندی شما و فامیل محترم تان از بار گاه ایزد متعال. چونکه حالا در کوک پت بوهینک نشراتی مرحوم نوری صاحب گرامی نشسته ام و اماده هدایت تاور برای پرواز در رن وی در این هوای زیبای مدیترانه خیال نشسته ام، بالای تبصره اخیر تان علاقمند شدم چند جمله تحریر بدارم.

1-"نتایج سفرهای این مفتشین حقوق بشر ملل متحد، ابلاغیه های پیهم، جلسات پس درب های بسته در تغییر حال افغانستان چیست؟"
بازی دادن و تلف نمودن وقت، چنانچه در جریان همین بیست سال چنین بوده.

2-"هر کشوری به نوبۀ خود مطابق خواسته های پنهانی سیاسی خود ، اتحادیۀ اروپا در حصۀ خود هر گاه و بیگاه نظریات و انتقاداتی دارند."
بنده را اتحادیه اروپا فکر کنید زیرا اینها را بی اندازه زیاد می شناسم یعنی هم سیاست مداران انرا و هم مردم انرا، اینها فقط در جیب خود پول دارند و فکر سازنده نمی توانند برای کشور ما داشته باشند. خواستهای اینها هم معلوم است مواد خام و نفوذ داشتن معقول دپلوماتیک. مشکل اساسی خود ما هستیم که استراتیژی درست نداریم.

3-"در حالی که بیش از سی ملیون انسان به شمول اطفال معصوم در اثر قطع کمک های خارجی با فقر جانکا و هلاکت باری دچار اند."
اگر وجدان درست وجود داشته باشد اجازه چنین چیزی نباید داده شود. موضوع افغانستان قابل حل است اما کسی نیست که انرا حل نموده بتواند.

4-"آیا این همه سخن پراگنی ها و تحلیل ها و تفتیش ها اقدامات مؤثر و مؤجزی در قبال دارد؟ "
فردای آن باید اقدامات آن هویدا گردد، که اگر نشد بفهمید که تا جلسه دیگر و جلسه دیگر و جلسه دیگر و تا اخیر این چنین است و در گذشته چنین بوده.

5-"یا این که چنین رفت و آمذ ها و اعلامیه ها ثبات و آرامش نسبی را متلاشی ساخته زمینه ساز آشوب گری های خون بار است."
سوال مشکلی است، زیرا باید هدف امریکایی ها را دانست. نماینده شان در دهلی نمی دانم به کدام دلیل با عبدالله عبدالله ملاقات نموده و طرز نشستن وی و عبدالله برایم این پیغام را می دهد که این تام وست هم چندان شخصیت قوی فکری نیست و جوان هم است که فکر نمی کنم چنین پیری مانند افغانستان را با مردمش درست درک نموده باشد و فقط به اساس پروگرام احتمالی مرکز اقتصادی جهان حرکت می کند.

6-"من به خاطر نه دارم که مفتش حقوق بشر ملل متحذ به عربستان، سوریه، ایران، برما، چین، اسرائیل و روسیه به خاطر نقض علنی حقوق بشر رفته و ۱۱ روز رحل اقامت افګنده باشد."
اگر یک قطعه عکس مفتش صاحب را می دیدم بهتر تبصره می توانستم یعنی مرد است، زن است. جوان است، پیر است و غیره خصوصیات، زیرا بسیاری ها بنام مفتش به عیش و نوش مصروف هستند و اصلاٌ هم وظیفه شان اینطور میباشد.
در هر صورت در مکتب در صنوف چهار و پنج که می گفتند "امروز تفتش می اید" تا که این تفتش در صنف داخل می شد ترس در وجود بنده و حتما دیگر شاگردان حکمفرما بود و وقتی مفتشین داخل می شد و شاگردان را سوال می نمود خدا خدا می کردم که از من سوال نکند. مفتش های امروزی از شاگردان ترس دارند که در بیرون لت نخورند، لا اقل در سابق.

7-"آیا حقوق بشر و عدالت اجتماعی رهایی اقتصاد افغانستان را از زنجیر اسارت تحریم امریکا با انجماد ذخایر ارزی و احیای فعالیت های بانکداری آن در اولویت قرار نمی دهد؟"
بنده فکر می کنم امریکا خانه های خالی فکری یعنی وسعت دید ادارهء افغانستان را دقیق مطالعه دارد و به اساس آن بر خورد های خود را عیار می نماید و ادارهء کشور متوجه این نیست تا با یک استراتیژی موثر همه انرا خنثی نموده و دروازه ها جهانی را بروی کشور نه تنها باز نموده بلکه به جهان انچه را می خواهند برایشان بدهد، بدهند بدون کمترین عقب نشینی از ارزشهای ملی و اسلامی ما. مشکل اساسی همین است یعنی نبود استراتیژی بکر که کس کارتهای بازی را دیده نتواند. تاریکی که فعلاٌ در بازی وجود دارد عدم روشنایی در یک استراتیژی موثر اجتماعی و سیاسی می باشد. بنده حدس قریب به یقین می زنم که امارات اسلامی افغانستان در تفکرات بیرون رفت از مسایل مختلفه تنها است و فکر می کنند که می توانند به تنهایی با درخواست های مختلفه از معضله بیرون رفت در حالیکه اینطور نیست بلکه باید از درون ملت مشوره های موثر را برای بیرون رفت جستجو نموده و انرا تطبیق هم نماییم یعنی انچه در مشوره و بحث مفید به حال ملت، امارات اسلامی و جهان باشد در معرض اعلان عموم قرار داده و حرکت تاریخی در سطح ملی و بین المللی را شروع نماییم.

8-"انگشتان زورمند امریکا طالب را خفه نی بلکه این ملت را خفه می کند."
امارات اسلامی افغانستان باید بتوانند امریکا را بچرخانند در حالیکه قسمیکه معلوم می گردد قضیه بر عکس است و هر گاه امارات اسلامی افغانستان قسمیکه معلوم می گردد تنها سیاست می نماید، از درون ملت کمک بگیرد، بسیار به اسانی می تواند مشکل امریکا و اروپا را حل نماید یعنی مشکل افغانستان را. ضعف هنوز هم در ماست که باید قوی شویم و یا اینکه خود را قوی ساخته بتوانیم.

9-" مردم افغانستان در به قدرت رسیدن طالب کم ترین نقش نه داشتند."
اما حالا به نظر بنده باید امارات اسلامی افغانستان نقش بزرگ را مخصوصاٌ مشورتی و استراتیزیکی در مرکز قدرت از نگاه فلسفهء ادارهء سیاسی، اجتماعی و اقتصادی و از همه مهمتر فرهنگی را به نخبگان کشور داده بتواند تا با نخبگان امارات اسلامی بزرگترین بمب اتم فکری و روحی جهان را که قادر به ان با چنین فرهنگ قوی هم هستیم ، ساخته، و حتی تا جای ممکن کمک بزرگی به جهان شده بتوانیم و از گدا به پادشاه ارتقا نماییم از هر نگاهی استقلالیت.

10-"مخالفتی به دیده بانی و نظارت ملل متحد نیست . در اردو می گویند، گفتار بهت زیاد و عمل کُچنهی."
نام خدا اردوی تان هم بسیار قوی است یعنی بهت عالی.

11-"صباح به خیر در دوشنبه باز هم در مورد افغانستان جلسه است."
عیاشی و گپ مفت یعنی به فرموده اردوی شما "عمل گچ نهی البته گچ به وزن کوچ"

12-"افغانستان چون یتیم بچه ای بی کیس و کو در کنج ایستاده و هریک به نوبۀ خود او را پس کله یی می زند."
در خنده دادن هم استاد هستید.واقعاٌ همینطور است. خجالت است برای ما با وجودیکه همه ما خود را بسیار فهمیده می گیریم. شاید هم یک وقت بفهمیم اما بنده و شما با این جهان زیبا وداع نموده ایم اما همینجا هستیم یعنی در این جهان و اینجا هم تغیری نمی کند مانند هزاران سال که چنین است، اگر ده هزار سال هم زندگی کنیم. افسوس.


همچو اهل قبر "بيدل" بي نفس باشی خوش است
تا نبندد رشته ات بر ساز گردون احتياج

اختر یوسفی28.05.2022امریکاhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/USA.png
چرا امریکائیان و متحدبن شان با خونریزی گردش دایره شیطانی درافغانستان از ادامه جنگ و ویرانی در کشور دستبردار نیستند؟
تام ویست نماینده خاص امریکا در امور افغانستان در سلسله تلاشهای شرم آور امریکائیان پیرامون اوضاع افغانستان با عبدالله عبدالله دردهلی نو ملاقات نمودند.
هرگاه در طی سه دهه گذشته عملکرد چهرهای مفسد و بیشرم درافغانستان مؤثریت میداشتند، بایقین امروز افغانستان این مهد مردمان غیور و باوقار با این فلاکت و بدبختی دچار نمی بود.
این حقایق آفتابی و انکارناپذیر است، تنها و تنها یگانه راه نجات افغانستان امروز با نیروی بالقوه آگاه ومسلکی فرزندان صدیق ملت افغان که عزم راسخ و صداقت داشته باشند، می توانند با ایجاد حکومت کارا ثالث البلخیر عبوری درافغانستان، نخست صلح و ثبات را در کشور جنگ زده خویش تأمین کنند. همزمان روابط متقابل افغانستان را با كشور جهان روی احترام مقابل، رعایت حقوق مردمان کشورها، را با مؤفقیت صلح و ثبات، رعایت حقوق بشر، سیاست، تجارت و سایر روابط ذات البینی خود را در میان دیگر کشورها ادامه بدهند.
چنین کاری حلاج و نجاتبخش ملی را تنظیمهای "جهادی"'، طالبان' "اتحاد" شمال، ساخت دستان بیگانه و دشمنان مردم افغانستان در طی سه دهه گذشته، هریک ایشان حداقل دو بار در کشور امتحان خودرا در افغانستان داده اند، بجز ویرانی در افغانستان چبزی دیگری را برای تأمبن صلح و ثبات از پیشرفت را در کشور انجام ندادند.
امریکائیان، کشورهای ثروتمند غربی و اعراب در اهداف جنگهای نیابتی خویش مردم افغانستان را در گمراهی و ناگزیری مطلق قراردادند. دشمنان افغانستان توسط عمال شان برای تطبیق اهداف شوم شان مانع پیشبرد روشهای علمی وعملی با حفظ منافغ ملی، کرامت انسانی مردم افغانستان گردیده است.
مردم عوام افغانستان نمیدانند، که امریکائیان با متحدین ایشان از افغانها و افغانستان دیگر چه میخواهند؟
هرگاه در طی سه دهه طی اخیر با عملکرد امریکائیها و متحدین شان بیرونی و داخلی ایشان درافغانستان همرا با حمایت مالی و نظامی سرسام آور کمک با جنگسالاران، تنظیمهای "جهادی"، "اتحاد" شمال و طالبان افراطی محاسبه درست عادلانه و عقلانی میکردند، آنان درعوض اجیران مزدور خود در ابجاد یک حکومت ملی مردم افغانستان را کمک میکردن. عمال مردور را بزور تحمیل نمیکردند، مانع پیشرفت نیرهای وطندوستان ملی در کشور نمی شدند، امروز افغانستان هرگز چنبن ویران نمی شد.
امریکائیان و کشور غربی درافغانستان گاهی درحمایت و گاهی درمخالفت با طالبان وحشی، گاهی هم در حمایت ویا هم در مخالفت تنظیمهای "جهادی"، جنگسازان وغارتگران "اتحاد" شمال موقف اختیار کردند، بصورت مستقیم و غیرمستقیم برخلاف ارزشهای افغانستان، بزور نظامی حمایت نمیکردند، شرایط ناگزیری بر مردم افغانستان تحمیل نمیکرد.
با تهاجم قوای نظامی امریکا و ناتو در ماه اوکتوبر ۲۰۰۱ میلادی در افغانستان بیدون یک پلان مؤثر بالای یک کشور فقیر و مرمان بیدفاع حمله نمیکردند. مردم از کشور فرار نمی کرد. شکست امربکا و فتح طالبان افسانها مسخره بیش نیست. امریکائیها با متحدین شان خود اعتراف میکنند، که خروج شتابان قوای نظامی امریکا و ناتو از افغانستان بحران جنگ و بدبختی را در کشور بحیث یک فاجعه عملی کردند.


A. Halim Hakimi 28.05.2022USA http://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/USA.png
Appreciate your feedback Jahani Saheb and learn plus admire your recent
taboo breaking writings. And Dear Allah Muhammad should be reminded that comments are nothing more than an opinion and one wrong turn should not burn bridges not yet passed to the ground.


الله محمد28.05.2022آلمانhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

​دوست محترمم جناب مومند صاحب عزیز!
با تقدیم سلامهای گرم و قلبی ام و آرزومندی صحتمندی شما غنیمت فکری و زحمت کش ما که مزه این مجلس بدون شما اصلاٌ برای بنده شرینی خود را از دست می دهد ، می پردازم به تبصره کوتاه بالای تبصره کوتاه شما گرامی.
اولاٌ اینکه بنده از شما با این نوع بر خوردم معذرت می خواهم، زیرا موضوع بحث برایم مهم بود و الی ارزش انرا نداشت که چنین انسان مانند شما را که از سالیان دراز به این طرف مطالعه می نمایم و تقریباٌ بازوی فکرم شده اید متوجه چنین سوالات مشکل نمایم. مشکل به این خاطر که بنده قادر به دریافت انچنانی نشده ام، که احتمالاٌ قوت چشم فکر و تصورم ضعیف شده باشد و خواستم از شما کمک بگیرم. کاملاٌ مطمین باشید که در صورتیکه منطق قوی در استدلال ببینم با لذت بسیار زیاد تشکری نموده و مجلس رایعنی بحث را خاتمه می دهم، اما معمولاٌ به نقطه اوج داستان نمی رسد و اگر برسد قدرت طرف بحث را در مجلس نمایان می نمای تبادله افکار یک نوع شطرنج بازی است که باید تا اخر بازی گردد که ر هر حالت ان نتیجه ان دوستانه است و باید باشد. ما و شما که کدام خوشی دیگر نداریم غیر از شطرنج بازی یعنی بازی صد رنج که زندگی چنین آورد از نادانی نادانان. .
به هر صورت عکس العمل شما در برابر سوالات بنده اوج فهم و دانش تان را نشان میدهد، باید خاطر نشان بسازم که انسان های تاریخی را ولو سیاسی، فرهنگی و غیره که بالای شان تبصره می نماییم و دیگر اصلاٌ در این جهان نیستند باید بسیار محترمانه بررسی نموده تا از یک طرف برای خواننده معلومات و روشنی در مسایل امده و از طرف دیگر انها دیگر همه خاک هستند که حتی اگر نوشت "عاجز" هم درست نیست. از بارگاه ایزد متعال برای شما قوت و توانایی در امور زندگی روزمره خواسته شما را به خداوند کریم و رحیم سپاریده روی تان را از دور بوسیده خدا حافظ می گویم.


خمیر قالب من بود لای خم‌ کامروز
کسی که ریشه دوانید در دلم تاک است
بیدل

الله محمد28.05.2022آلمانhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

​جناب محترم میوند صاحب عزیز!
بعد از عرض سلام و احترام به شما محترم و آرزوی سلامتی جناب عالی از بارگاه ایزد متعال، از تبصره اخیر تا تشکری نموده، باید خاطر نشان گردم که هفت سطر شما ارزش زیاتر از بیست و شش سطر بنده را داشت، اما بقیه انرا نخواستم بی موجب تحریر بدارم و انتظار بکشم که جواب شما محترم چطور خواهد بود.
به هر صورت از جواب غیر مترقبه عالی و مودب تان که ممثل علم و دانش شما محترم میباشد، خوشحال گردیده زیرا قسمیکه می نویسد در زمان نوشته تان به محترم جهانی "گوشه چشمی" به تبصره بنده نداشته اید و بنده انرا بی موجب تصور درست نه نموده ام ، تشکر. البته چون محترم جهانی صاحب، ان مقالات را که شما به آن اشارتی داشته اید، در این وقت ها نه نوشته بود، فلهذا مشکل بود تفکیک هدف تان را نمایم . باز هم یک کیلو گرام معذرت بوره دار یعنی شرین بنده را قبول بفرمایید که در رفع سوء تفاهم کمک نموده اید.
بنده از هم تمام مقالات محترم جهانی صاحب را مرور مینمایم و از اینکه برای مایان زحمت می کشند و معلومات های مفید در قسمت تاریخ کشور با تحقیقات مستند شان در اختیار ما می گذارند، همیشه طرف تمجید بنده می باشد. انسان بی انصاف نیستم که گادی علم و دانش را با دوستان با بسته نمودن یک چشم اسب فکرم بدوانم.
شما محترم هم سلامت باشید که مرا به یاد جهانی صاحب می اندازد که چنین می نویسند، ضمنا قبل از ختم بحث با شما محترم با ابراز تشکری از اینکه از بیدل صاحب یادی نمودید، باید خاطر نشان بسازم چون درد اصلی فغان بیدل صاحب را با همه کتب یعنی اشعار فلسفی و عرفانی وی تا اندازه زیاد درک نموده ام، فادر می گردم تا در ارتباط بحثی که با دوستان می نمایم، یک شعر که به موضوع بحث نزدیک است تحریر بدارم که از نگاه خودم که از همان اوایل نوشته هایم، خواسته ام این شخصیت فکری جهان را به دوستانی که نامبرده را کمتر خوانده اند، زیادتر معرفی نموده بتوانم. بنده زمانی سی سال قبل در مجلسی از بیدل صاحب تعریف نمودم، یکی از فرهنگیان خدا بیامرز ما که در زمانش "مجله برگ سبز" را هم می نوشتند فرمودند که بیدل فارسی درست نمی دانست. بنده چیزی نگفتم اما دانستم که قادر به درک افکار پیچیده عرفانی و فلسفی بیدل انطور که باید شود، نمی تواند.
همینکه شما محترم چنین تبصره دوستانه که مناسب حال این نشریه محترم مرحوم نوری صاحب است نموده اید، برابر است به صد شعر مناسب حال بیدل صاحب، زیرا هدف بیدل صاحب ارزشهای زندگی و مناسبات و فهم آن است.
ما جراي دل به اظهار دگر محتاج نيست
گوش اگر باشد نفس هم ناله آهسته ايست
بیدل

محمد داؤد مومند28.05.2022متحده ایالات http://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

​عرضی خدمت مجریان گرانقدر این سایت ملی
محترمه میرمن ملالی نظام روی تفکر ملی و شهامت بزرگ اخلاقی، در سایت وزین دعوت جوابی به شاغلی نجیب سخی که تاریخ و ملت افغان را به تمسخر گرفته، ارائه نموده است، امیدوارم مجریان محترم این سایت مبارز، نوشته وطن پرستانه میرمن نظام رااقتباس و نشر فرمایند.
با عرض مراتب شکران و امتنان

محمد داؤد مومند28.05.2022متحده ایالات http://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/USA.png
شاغلی محترم میوند صاحب
سلامونه می ومنه
لمړی تاسی ډیر شکلی او تاریخی تخلص د ځان دپاره انتخاب کړی دی، تاسی حتما د میوند په فاتح غازی ایوب خان او همداسی د میوند په قهرمانه ملالۍ که څه هم د هغی حقیقی نوم ملالۍ نه بلکه حلیمه یا عایشه یا خدیجه وی ویاړۍ.
د هیواد په تاریخ کی مخصوصا د انګریزانو سره په غزاګانو کی زموږ د ولس میرمنو پوره او په میړانه برخه اخستی ده، د معاصر افغانستان په تاریخ کی د (ادی بیرقدار) ستاینه شوی ده، د میوند به جګړه کی هم زموږ میرمنو برخه اخستی ده، څه فرق کوی چی د ملالی نوم بی بی عایشه وی یا بی بی حلیمه یا داسی نور!!!!!!!!!
باور لرم تاسی د داسی حقیقت نه سترګی نه پټوۍ
د میوند د آبدی او ګمنامه سپاهی د مینار جوړول د همداسی یو حقیقت سمبول او مظهر ګنل کیږی.
آیا تاسی دا فکر کوۍ چی د میوند په جګړه کی زموږ باتورو میرمنو غزا نده کړی یا د غازیانو مرستندوی نه وی؟؟؟؟؟
څرنګه چی تاسی د ستمیانو او سقاویانو په څیر تعصب او کرکه او بد بینی نلرۍ نو دا خبره باید تاسی ونه ځوری، ځکه چی ته بی تعصبه انسان یی.
تر شلو کاله دمخه دنیا پر دی نپوهیده چی افغانستان د طبیعی ذخیرو له امله یو بډای هیواد دی چی دا ذخایر تر پنځه زره بلیونو ډالرو اټکل کیږی.
څه معلومه ده چی په راتلونکی کی داسی منابع او مآخذ تر لاسه شی چی ستاسو غوندو وګړونه به بیټ نیکه او امیر کروړ او ګشتاسب او یما او رستم زال او داسی نور جهان پهلوانان هیر کړی.
ښایی تاسی د یوه وطنپال، بی ریا او بی تعصبه وګړی په حیث د افغان جرمن د سایت د واکدارانو نه پوشتنه وکړۍ چی ولی یی د هیواد د لویو زعیمانو لکه نادر بابا د څپکولو پسی راخستی ده؟
ګته او نتیجه به یی څه وی؟
حتی په دغه سایت کی د لوی خدای په مورد کی هم بی احترامی کیږی؟
او داسی نور.
ګرانه روکیه تاسی د (ولی خان) له خولی یوه خبره هم په بشتو او هم په اردو کړیده!
لطفاً ووایاست چی (ولی خان) دا خبره به پشتو زبه کړی یا به اردو ژبه؟
که (ولی خان) دا خبره په پشتو جنتی ژبه کړی وی نو بیا د اردو زبی ترجمی ته یی حه ضرورت وه؟
آیا تاسی په اردو ژبه هم پوهیږۍ؟
که د پنجابانو ژبه مو زده وی، نو د یوه وطنپال عنصر به توګه خو مو باید خبله ملتی جنتی پښتو-افغانی ژبه زده وی!
ستاسی د توضیحاتو نه په ملتی پښتو ژبه مننه کوم،
مع السلام


میوند27.05.2022کابلhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/Germany.png

​ تشکر زیاد از جناب عبدالباری جهانی صاحب. از لطف شان. وبه جناب الله محمد خان یادآور می شوم که اول تشکر که بر نوشتهء 7 سطر من 26 سطر تبصره نوشتید، اما یقین داشته باشید وقتی که جناب جهانی صاحب را مخاطب قرار می دادم گوشه چشمی به نوشته ها و تبصره های شما نداشتم، در حالی که اکثر نوشته ها و تبصره های شما را می خوانم و از تک بیت های میرزا عبدالقادر بیدل به عنوان حسن ختام تبصره های تان لذت می برم که همه به جا استعمال می شوند. هدف من تنها همین بود تا جناب جهانی صاحب راجع به دو شخصیت یادشده هم اگر چیزی بنویسند بهتر خواهد بود؛ زیرا ایشان در این مورد صاحب صلاحیت اند و حرف شان از حب و بغض چاشنی نمی گیرد و مقالات شان بهترین شاهد است و من مقدمهء مفصل ایشان را بر کتاب شاه امان الله غازی اثر مرحوم پوپلزایی مطالعه کرده ام که ارزش آن مقدمه با کتاب پوپلزایی صاحب به خاطر مستندبودنش برابری میکند. شخصی چون آقای جهانی می تواند در مورد امیر کرور پسر امیر پولاد که معاصر ابومسلم خراسانی بوده وحتی بعد از مرگ ابومسلم هم زنده بوده، اما در منابع تاریخی یادی از او نشده است. در حالی که آن سالهای امارت او اواخر عهد اموی و اوایل عهد عباسی، سرزمین ما یکی از مراکز مهم حوادث بوده است. بناء مردی در آن مقام باید در منابع و مأخذهای آن دوران، جایگاه خاص داشته باشد. سوالات شما هم مهم است ، حتما جهانی صاحب در مورد تبصره می کنند. شما سلامت باشید. ای کاش من هم می توانستم از بیدل بیتی می اوردم که مناسب حال باشد.

محمد داؤد مومند 27.05.2022 متحده ایالاتhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

​دوست گرانقدر الله محمد خان گرامی
بعد از عرض سلام و ابراز تمنیات نیک
نخست از توجه آن برادر و دوست گرانقدر و روشن ضمیر، به ارتباط توجه شان به تراوشات این خامه شکسته، و نظریات ترغیب و تشویق آمیز شان قلباً ممنون و مشکور بوده احساس سعادت مینمایم.
ثانیاً باید به عرض برسانم که خود را از ارائه پاسخ به سؤالات مطروحه شان عاجز و نا توان یافتم.
با عرض حرمت

عبدالباري جهاني27.05.2022MANASSAS Parkl http://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

​بردار نهایت ګرامی میوند صاحب سلام و احترامات. از ابراز نظر نیک شما ممنونم. اینکه مضامین بنده، در باره تاریخ معاصر کشورم، تا کابل میرسد و خواننده دارند جای نهایت خوشی است. بنده هر وقت کوشیده ام و در آینده هم، تا زندګی باقیست، خواهم کوشید تا حقایق تاریخی را، قسمیکه هستند و بودند، بنویسم. از لطف شما تشکر.

الله محمد27.05.2022آلمانhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

جناب محترم میوند صاحب!
با عرض ادب.
تبصرهء اخیر تان از مطالعه بنده گذشت، که فکر میکنم بدون ارتباط با تبصره های بنده میباشد، هرگاه انرا به ارتباط مقاله محترم جهانی صاحب و مرحوم سید جمال الدین افغانی نوشته باشید،.
شما می نویسید:
از مدتی به این طرف برخلاف آنچه در تاریخ رسمی وطن خویش خوانده ایم، حقایقی بدون حب و بغض ، بلکه به اساس اسناد علمی و با اعصاب آرام و به دور از تشنج، در سلسله روشنی بخشیدن به افسانه نگاری ... در صفحات این سایت و سایت افغان جرمن به نشر می رسد ومورد استفاده قرار می گیرد."
بنده با شما کاملاٌ در ارتباط تاریخ معاصر کشور به قلم محترم جهانی صاحب موافقم و خودم هم از آن قدر دانی نموده ام . .

شما در ادامه می نویسید:
"که تقدس زدایی از شخصیت های مشهور را بر کنار بگذارند و حقایق را ان گونه ای که است بدانند و بپذیرند"
کاملاٌ درست. فکر میکنم برای انکشاف فکری علاقمندان تاریخ کشور مفید واقع خواهد شد. تکرار می نمایم هر گاه نوشته شما محترم در ارتباط بحث بنده با نامبرده در باره مقاله های وی در موردسید جمال الدین باشد، با اعصاب فوق العاده ارام باید برایتان خاطر نشان بسازم که بنده در بعضی موارد نوشته شان خواهان روشنی بوده ام و دلایل انرا هم ذکر نموده ام. دوستان که مقاله می نویسند، خواننده نمی تواند انرا به حیث ورقهای کتاب های اسمانی قبول نماید ، و هر گاه خواهان روشنی در موضوع وجود داشت، چنانچه اینجا معمول است این امتیاز به خواننده داد ه شده است، نویسنده باید بالای ان روشنی اندا زد.
چنانچه محترم مرحوم خان عبدالولی خان می فرماید:" رشتیا، رشتیا ده حقایق، حقایق هی ".

شما می نویسید:
"و مقابله با کیش شخصیت از قلم شاعر توانای زبان پشتو، نگارندهء سرود ملی افغانستان جناب عبدالباری... به نشر می رسد...که تقدس زدایی از شخصیت های مشهور را بر کنار بگذارند و حقایق را ان گونه ای که است بدانند و بپذیرند"
بحث بنده در مورد سید جمال الدین افغانی به صورت قطع مسله کیش شخصیت نیست، بلکه معلوم نمودن این واقعیت که ایا چنین بوده که نوشته می شود. این کدام مسله عادی نیست که مطرح می گردد و ضمنا چون محترم جهانی شاعر توانا هستند و سرود ملی افغانستان را نظم داده اند و غیره، نباید اینجا هر گاه وی هر انچه نوشت، قبولش نموده که در این صورت مرتکب کیش شخصیت پرستی و تقدس زدایی صورت می گیرد نه کم و نه زیاد منتها در جلوی چشم های ما، انهم به خاطر اینکه این شخصیت مشهور است.


بیدل ز بس سراسراین دشت‌ کلفت است
جزگرد برنخاست به هرجا زدیم پا

محمد عارف عباسی27.05.2022کلیفورنیاhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

​نتایج سفرهای این مفتشین حقوق بشر ملل متحد، ابلاغیه های پیهم، جلسات پس درب های بسته در تغییر حال افغانستان چیست؟ هر کشوری به نوبۀ خود مطابق خواسته های پنهانی سیاسی خود ، اتحادیۀ اروپا در حصۀ خود هر گاه و بیگاه نظریات و انتقاداتی دارند. در حالی که بیش از سی ملیون انسان به شمول اطفال معصوم در اثر قطع کمک های خارجی با فقر جانکا و هلاکت باری دچار اند.
آیا این همه سخن پراگنی ها و تحلیل ها و تفتیش ها اقدامات مؤثر و مؤجزی در قبال دارد؟ یا این که چنین رفت و آمذ ها و اعلامیه ها ثبات و آرامش نسبی را متلاشی ساخته زمینه ساز آشوب گری های خون بار است.
من به خاطر نه دارم که مفتش حقوق بشر ملل متحذ به عربستان، سوریه، ایران، برما، چین، اسرائیل و روسیه به خاطر نقض علنی حقوق بشر رفته و ۱۱ روز رحل اقامت افګنده باشد.
آیا حقوق بشر و عدالت اجتماعی رهایی اقتصاد افغانستان را از زنجیر اسارت تحریم امریکا با انجماد ذخایر ارزی و احیای فعالیت های بانکداری آن در اولویت قرار نمی دهد؟ انگشتان زورمند امریکا طالب را خفه نی بلکه این ملت را خفه می کند. مردم افغانستان در به قدرت رسیدن طالب کم ترین نقش نه داشتند.
مخالفتی به دیده بانی و نظارت ملل متحد نیست . در اردو می گویند، گفتار بهت زیاد و عمل کُچنهی.
صباح به خیر در دوشنبه باز هم در مورد افغانستان جلسه است.
افغانستان چون یتیم بچه ای بی کیس و کو در کنج ایستاده و هریک به نوبۀ خود او را پس کله یی می زند.

میوند27.05.2022کابلhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/Germany.png

​از مدتی به این طرف برخلاف آنچه در تاریخ رسمی وطن خویش خوانده ایم، حقایقی بدون حب و بغض ، بلکه به اساس اسناد علمی و با اعصاب آرام و به دور از تشنج، در سلسله روشنی بخشیدن به افسانه نگاری و مقابله با کیش شخصیت از قلم شاعر توانای زبان پشتو، نگارندهء سرود ملی افغانستان جناب عبدالباری جهانی در صفحات این سایت و سایت افغان جرمن به نشر می رسد ومورد استفاده قرار می گیرد. این تصمیم برای نسل جوان کشور رهنمای خوبی شده می تواند که تقدس زدایی از شخصیت های مشهور را بر کنار بگذارند و حقایق را ان گونه ای که است بدانند و بپذیرند و به گفتهء خان عبدالولی خان »رشتیا، رشتیا ده» ( حقایق، حقایق هی).
ای کاش چناب وزیر صاحب در مورد امیر کرور و ملالی میوندی هم بنویسند که این دو شخصیت در کدام برگ تاریخ گذشتهء ما جای دارند و آیا ما در مورد ایشان منابعی در اختیار داریم. قلم منصف جناب جهانی می تواند در این مورد روشنی بیفگند و بر افسانه نگاری خاتمه بدهد..

الله محمد 27.05.2022آلمانhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

​برادر نهایت محترمم جناب مومند صاحب گرامی!
با عرض سلام و احترام و صحتمندی شما مبارک مضمون شما "اهانت و تخریب شخصیت های بزرگ ملی و علمی توسط غبار"، از مطالعه بنده گذشت، که بدین وسیله از معلومات مفید تان تشکری می نمایم. اما به اجازه شما محترم در یک نقطه ملاحظه دارم که در اول نوشته تان از آن ذکر نموده اید:

1-" شاغلی جهانی ... ، مطالب تازه و بکری که تا هنوز از طرف مؤرخین و محققین منجمله غبار، در مورد علامه صاحب افغانی مورد تعمق قرار نگرفته
بود، بر ملا ساخت".
چیزی که تازه باشد، حتماٌ بکر نیست. شما لطفاٌ همان قسمت را که نامبرده بر ملا ساخته و بکر است اینجا کوتاه بنویسید. آیا اینکه می نویسد نامبرده راجع به استبداد چیزی نگفته در حالیکه مبارزه وی در برابر استعمار خودش مبارزه در برابر استبداد هم است.
آیا نظر خودش را در ارتباط مکتوب به پادشاه ترکیه که وی را به "تخیلات واهی" و "خواب پریشان" متهم می کند، به نظر شما در کدام قسمت نوشته به پادشاه ترکیه انرا می توان یافت> لطفاٌ این بکر را بر جسته نمایید تا بنده خواب ارام داشته باشم و از تخیلات واهی خارج گردم
بنده به صورت قطع طرف داری از کدام جانب نمی نمایم، اما اگر آن مرحومی زنده می بود، حتماٌ توضیحات از محترم جهانی می خواست، که چه چیزی خواب پریشان و یا تخیلات واهی در مکتوب است و موضوع را برایش روشنی می انداخت.

2-"و گویا با همچو تحقیقات و نوشته های عمیق و دقیق خود خدمت بس بزرگ ملی را در برابر مردم و بخصوص نسل های آینده انجام میدهد"

لطفاٌ همان قسمت عمیق و دقیق را کوتاه اینجا بنویسید تا بنده هم متوجه گردم. احتمالاٌ بر داشت اشخاص از یک مضمون با وجودیکه نوشته شده است یک جمع یک مساوی است به دو، مختلف میباش یعنی بعضی انرا مساوی به چهار و یعضی هم مساوی به پنج می دانند. احتمالاٌ بنده انرا مساوی به پنج دیده ام که می خواهم انرا اصلاح نمایم، تا انرا مساوی به چهار دیده و در پارچه امتحا ن خود انرا اصلاح نموده تا نمره کامیابی از معلم تاریخ و حساب و کتاب گرفته بتوانم.
از توجه تان تشکر، زیرا ما می خواهیم کار علمی و تحقیقی نماییم و نباید بنام علم و تحقیق نظر خود را تاریخ سازی نماییم، بلکه با دلایل موجه و استدلال های منطقی مانند آن نوشته های شما که از طرف بنده همیشه تمجید شده است و قابل تمجید هم است.


دانش جنون شد اما نگشود رمز تحقیق
بند قبای نازی پیراهنم قبا کرد
بیدل

الله محمد27.05.2022آلمانhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

​جناب محترم جهانی صاحب!
با عرض ادب.
مضمون معلوماتی "مشروطه خواهان که بودند و چه میخواستند؟" از مطالعه بنده گذشت.
بنده در ارتباط منابع از شما خواهشمندم، تا در آینده غرض فهم بهتر خوانندهء تان، همان نقط را که منبع را در اخیر ذکر می نمایید، در متن هم نشانی نمایید ، تا خواننده تان ارتباط موضوع را اصلاٌ درک نموده بتواند. طور مثال بنده نتوانستم در ارتباط عنوان مضمون شما گفتار سید جمال الدین افغانی را که منابع ذیل را ارایه میدارید تشخیص دهم:


۴ :افغانی، سید جمال الدین. تتمت البیان فی تاریخ االفغان. ترجمه فارسی محمدامین خوګیانی. کابل، 1۹۴۴ .

۵ :افغانی، سیدجمال الدین. العروة الوثقی. پښتو ترجمه، قاضی عبیدهللا. چاپ کابل پښتو ټولنه 1۳۵۵ .

۶ :رهین، سیدمخدوم. ګزیده آثار سید جمال الدین افغانی. 1۳۵۵ کابل.

7 :مخزومی، محمدباشاه. د افغانی سید جمال الدین خاطرات او په هغو کي په مجمله توګه د ده افکار او اراء. پښتو ترجمه محمدشاه ارشاد. کابل 1۳۵2

یعنی قسمیکه طور مثال از شماره پنجم معلوم می گردد آن مرحومی باید در ارتباط عنوان مضمون شما چیزی در اخبار و یا هر چیزی که اسمش است "العروة الوثقی" نوشته باشد، که برای خواننده فکر میکنم، گنگ باقی می ماند ، که آن مرحومی چی نوشته. البته شما این را حتما می دانید، اما نخواستم چنین غفلت در اینه صورت گیرد، زیرا همین اکنون شما خواننده تان بنده را به مشکلی درک مضمون مواجه ساخته اید، با وجودیکه از اشخاصی مانند آن مرحومی مضمون را می خواهید مستند نمایید.
اینجا مسلم انتقادات دیگری هم وجود دارد، مثلاٌ اینکه نامبرده به انتشار موثریت افکار در اخبار اعتقاد نداشته، اما با وجود ان افکارش را در اخبار انتشار میداده ، که شما محترم منصفانه مسوولیت این تناقضات را به منابع استفاده شده ای تان در یک تبصره برای بنده اظهار نموده اید.


این چار سو که مرکز سودای ما وتوست
دارد دکانی از نفس آرایی زبان
بیدل

اختر یوسفی27.05.2022امریکاhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/USA.png
افغانستان کې د طالبانو حکومت چارواکي وايي، له شپږم ټولګي پورته یې د نجونو ښوونځيو پرانیستلو لپاره یوه اته کسیزه کمېټه جوړه کړې ده.
د طالبانو د حماقت او د تښتی لاره داده چی دوی د هرڅه د پاره د کمیټه د جوړولو بهانی را مخ ته کوی. آیا دا پر خر سپور د طالبان قاضی څه کاره دی، چی دی د کوم قانون له مخی د خلکو د اولادو د ژوند او تحصیل انسانی حقوق باندی کنترول لری؟
د افغانستان د خلکو د کار، تحصیل، ژوند حقوق الهی، او مدنی حقوق ورکوی نه طالب حکومت. د حکومت وظیفه معلومه ده خلکو ته ډوډی کار ورکړی چی خلک د لوږی مړ نشی.


الله محمد26.05.2022آلمانhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

​برادر عزیزم بسم الله جان!
با عرض ادب.
انگیزه این نوشته تبصرهء شما بوده، مخصوصاٌ که اسم از بنده برده اید، در غیر آن در همین روز ها به نسبت ها یی مجبوراٌ نوشته ام و می خواستم برای مدتی هم خود را ارام نگاه دارم و هم دوستان را. به هر صورت چون "مدال" فقره بندی برای بنده اعطا نموده اید، چند نقطهء نوشته شما را تبصره می نمایم:
1-"اولاً باید ذکر نمود که تشویق فرهنگ نوشتن درین روز های دشوار کشور عزیز ما افغانستان، یک اصل بسیار بسیار مهمی شمرده میشود. برای رسیدن به اهداف والای تبادل افکار، تفاهم نظر، روشنگری مسائل پیچدۀ سیاسی، اجتماعی و فرهنگی میهن ما، بدون شک یک پلتفورمی ضرورت است که چه از نگاه تخنیکی و چه از نگاهی ملی هر دو خصائل را دارا باشد."
واقعاٌ در سطح بسیار بالا فکر نموده اید که صد فیصد با شما همنظر هستم و خوشالم که همچو اشخاصی وجود دارد که به چنین فکر ها است.

2-" مگر بصورت عموم: احترام به دین و آئین ما، احترام به شخصیت های سیاسی، فرهنگی و دینی ما، احترام به ملیت های ما، احترام به زبان های مختلف کشور ما و احترام به اصلیت و افغانیت ما میتوانند جمعی از تعریف های ملی و ملی بودن باشند."
بلی، با وجودیکه هر کس آزاد است افکار خود را بیان نماید، اما اصول اساسی یک جامعه نباید زیر پا گردد. بنده همیشه در این جبعه، زمانی متوجه همچو بی احترامی ها شده ام، با نویسنده گان داخل بحث شده ام و انها را متوجه این اصل مهم بدون ذکر ان چنانیکه شما نوشته اید در بالا نموده ام و دلایل شان را د ر بحث گرفته ام که در نهایت قناعت یعنی خاموشی اختیار نموده اند.

3-"نوشتن به صورت عموم باید یک هدفی را تعقیب کند،"
از زمان شروع نشرات هر دو نشریه، هدف بنده نشان دادن نقاط غیر منطقی در نوشته های دوستان در مسایل مختلفه علوم اجتماعی و طبعی بوده و در اینده هم خواهد بود، در صورتیکه علاقه به آن بگیرم. هدف اصلی بنده هم اصلاح و بحث است نه مشاجره.

4-" نباید فراموش کرد که برای رشد استعداد نویسندگی نویسندگان نیمه شوقی و نوکار مثال من".
از طرز نوشتن سلیس تان و مراعات نمودن دقیق کامه، نقطه و غیره بر داشت "نیمه شوقی" را نمی توان نمود.
5-"و دوست محترم ما جناب الله محمد خان که یک چند کلاس از من جلوتر اند،"

بنده با شما تازه در اینجا معرفی شده ام, یعنی به اصطلاع شما "مرغ نو" هستید، که استاد اصطلاحات کابلی ها ، استاد معروفی صاحب باید بفرمانید که این اصطلاع چطور و در کجا تولد شده. با وجود آن با نوشته امروز تان بالای بنده از نگاه نویسندگی به مراتب اذان تان نسبت به بنده چربی می نمایید.

6-" البته ایشان از رتبۀ " نیمه شوقی" به "بیخی فنی" ارتقاء نموده اند،"
این حسن نظر تان کمی برایم زیاد است ، زیرا"
الف: معمولاٌ بنده کوشش می نمایم که مطلبم را به خواننده برسانم که بعضاٌ از کم حوصلکی ، بسیار زیاد قوانین گرامری و غیره را مراعات نموده نمی توانم و از نگاه نویسندگی اشتباه می نویسم.
ب: بعد از فراغت از مکتب یعنی تقریبآٌ اضافه از چهل و پنج سال قبل با قواعد زیان سر و کار نداشته ام و علاقه هم نگرفته ام.
به اساس لا اقل دو نقطه بالایی، بنده از نگاه نویسندگی "نیمه شوقی" نی بلکه "فوق العاده شوقی" هستم اما از نگاه "فن زبان نویسندگی" فکر می کنم محصل هستم.
بلی، هر گاه از نگاه اینکه مطلب را در مسایل مختلفه می توانم و یا کوشش اعظمی می نمایم به خواننده تا حد زیاد تفهیم نمایم، چنانچه ژورنالست زبر دست کشور محترم جلیل غنی هروی چندی قبل حکم خود را بالای نوشته های بنده بسیار مثبت و منطقی صادر نموده اند، در گتگوری که شما فرموده اید، داخل شده می توانم.

خلاصه اینکه بنده هم آرزومندم تا این ویب سایت به موفقیت های بزرگی در روشن اندازی مسایل مختلفه بشری در تمام سطوح، خطی را که در نظر دارند بروند، بروند.
این‌ گلستان‌ غنچه‌ها بسیار دارد بوکنید
در همین‌ جا "بیدل" ما هم دلی‌ گم‌کرده است

بسم الله جان26.05.2022کابلhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/Germany.png

​وطنداران نهایت گرامی ، سلام.

اولتر از همه دیزاین، انکشاف و نوآوری های جدید این وبسایت را به شما و صاحبان این سایت تبریک میگویم. من امروز یکی دو ساعت وقت خود را صرف جستوجوی این سایت پرمحتوا نمودم که مراتب ذیل را قابل یادآوری میدانم:

اولاً باید ذکر نمود که تشویق فرهنگ نوشتن درین روز های دشوار کشور عزیز ما افغانستان، یک اصل بسیار بسیار مهمی شمرده میشود. برای رسیدن به اهداف والای تبادل افکار، تفاهم نظر، روشنگری مسائل پیچدۀ سیاسی، اجتماعی و فرهنگی میهن ما، بدون شک یک پلتفورمی ضرورت است که چه از نگاه تخنیکی و چه از نگاهی ملی هر دو خصائل را دارا باشد.

از دید تخنیکی خیلی مهم است که پلتفورم مربوط، با سیستم و تخنیک های مدرن امروزی ملبس باشد، در غیر آن بیننده کدام علاقۀ بخصوص به مطالب که عرضه میشوند، ندارد. بنابرین سایت های که سر و آخرش معلوم نیست، فقط و فقط صرف انرژی بیهوده بوده که نه مراجعین وبسایت را به هدف میرساند و نه گردانندۀ آنرا. خوشبختانه وبسایت جدید آریانا افغانستان در این مورد دگر مشکلی ندارد.

تعریف واژۀ ملی و ملی بودن شاید در بین ما افغانها تا اندازۀ جنجال برانگیز باشد، چون ما ها اکثراً پرنسیپ « هر کله او بله خیال » را تعقیب میکنیم، مگر بصورت عموم: احترام به دین و آئین ما، احترام به شخصیت های سیاسی، فرهنگی و دینی ما، احترام به ملیت های ما، احترام به زبان های مختلف کشور ما و احترام به اصلیت و افغانیت ما میتوانند جمعی از تعریف های ملی و ملی بودن باشند. بنابرین این وبسایت میتواند به سربلند و با آواز بلند ادعای ملی بودن را کند زیرا، وبسایت آریانا افغانستان آنلاین این اصول را مراعات نموده و می نماید که بسا مایۀ خوشبختی است.

نوشتن به صورت عموم باید یک هدفی را تعقیب کند، وگرنه هر کس میتواند از صبح تا شام قلم بفرساید و ورق سیاه نماید. آخر آن چی؟ در اینجا مگر دیده میشود که نوشته های نویسندگان یک ترتیب و نظم خاص را تعقیب نموده، همیشه قابل دریافت بوده و در صورت لزوم به حیث یک رساله در بخش کتب و رسالات این سایت در دسترس عموم قرار دارد.

نباید فراموش کرد که برای رشد استعداد نویسندگی نویسندگان نیمه شوقی و نوکار مثال من و دوست محترم ما جناب الله محمد خان که یک چند کلاس از من جلوتر اند، البته ایشان از رتبۀ « نیمه شوقی» به « بیخی فنی» ارتقاء نموده اند، دریچۀ نظردهی مدرن تر در اختیار ما قرار داده شده، که امکانات نوشتن به بسیار خوبی در آن میسر است.

آرزو میکنم این وبسایت روزی قادر باشد از زحمتکشی های نویسندگان خود هم به شیوۀ دیگری تحسین بعمل آورد، بدین معنی که در یک انتخاب سالانه بهترین و فعالترین نویسنده را (گیریم دو یا سه شخص) به اکثریت آرا انتخاب نموده و با یک مدال و انعام تحسین نماید.


تشکر، الله نگهدار
بسم الله جان

الله محمد25.05.2022 آلمانhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

برادر عزیزم بسم الله جان!
با عرض سلام و احترام به شما محترم و آرزومندی صحت شما محترم از نوشته کوتاه تان عنوانی بنده که رقمش به محبت امیز می ماند تشکر. با وجودیکه وقت استراحتم بود اما به احترام نام بسیار مبارک شما محترم از نگاه عرفان و فلسفه و شخصیت خود شما خواستم چند جمله تحریر دارم:

1-" در فقره نویسی باید به شما یک مدال اعطا نمود."
از اعطای "مدال فقره" و یا به زبان پشتوی ما "د فقره مدال" بسیار تشکر. این اولین مدالی است که از طرف شما اخذ می نمایم و وقت انرا در گردن فکرم انداختم ، که با وی امشب مانند دوران خوردی از خوشی قاغذ پران بازی رخصتی های زمستان می خوابم. 

2-" فقط یک تشویش موجود است"
خداوند "ج" ما و شما را تشویش ندهد که بسیار بد چیز است. انسانی که تشویش داشته باشد زندگی ندارد. باید کوشش اعظمی را نماییم تا از تشویش های روزمره خود را خلاص کنیم تا چند صبایی که از عمر باقی مانده لذت اصلی زندگی را برده بتوانیم. عمر ما در تشویش گذشت. تشویش را خوب می شناسم که رفیق بسیار بد است اما بد را باید شناخت تا ارزش خوب را دانست.

3-و آن اینکه در امتداد نوشتن فقره و فقرات در شماره گذاری یگان فقره از قلم مبارک شما خطا میخورد."
علت عمده آن محتویات زیادی که در بعضی نوشته های که بنده بند می مانم که تبصره نمایم ، است. زمانی که غرق تفکر بالای محتوای نوشتهء طرف بحثم میباشم که چی و چطور بنویسم ، بیچاره مثلاٌ شماره 5 هم غرق با تفکرم می گردد و هنگامیکه فقره دیگر را می گیرم انقدر فکرم خسته و غرق است که حوصله لول دادن نوشته را حتی ندارم و از سیستم اتوماتیک فکرم استفاده نموده فکر میکنم که مثلاٌ شماره ششم است و پنچ بیچاره در قعر بحر فکرم خطا می خورد که نوشته شود به فکر اینکه نوشته شده که در هر صورت کار درست نیست و از شما تشکری می نمایم که بنده را متوجه ساخته اید تا در اینده نوشته را حتماٌ لول دهم تا خواننده محترم اخلال نگردد.

4-" مثلاً 1 ، 2، 3، 4، 6 ندانستم که فقرۀ پنجم فراموش شده"
در بالا توضیع داده شد. 5 را فکر کرده ام که نوشته ام در حالیکه چنین نمی باشد و به شش رفته ام.

5-" و یا مشکل در شماره بندی میباشد."
به هر صورت بسیار تشکر که بنده را متوجه این مشکل ام ساخته اید که انشالله در آینده نباید رخ دهد مگر اینکه انقدر غرق افکار کدام بردارم گردم که موضوع بحث، بالای شماره بندی چربی نماید.
در اخیر هم به خاطر این توجه شما که به این سویه بالا و دوستانه مرا متوجه ساخته اید "مدال" دوستی بنده را هم قبول فرموده که با این افتخار این شعر زیبای بیدل صاحب را هم در "مدال" نوشته و برایتان تقدیم می نمایم.

در پرده ساز ما نوا بسیار است
عیب و هنر و رنگ و صفا بسیار است
خواهی کف گیر و خواه گوهر بردار
ما دریاییم و موج ما بسیار است


محمد داؤد مومند25.05.2022 متحده ایالاتhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

​یک تبصره شرافتمندانه شاغلی «راسخ» بر مقاله ملا محق
امروز بعد از یک مدت طولانی یک تبصره بسیار جانانه و انتقاد شرافتمندانه و نجیبانۀ را توسط شاغلی محترم «راسخ» در مورد مقاله ملا محمد در دریچه سایت افغان جرمن مطالعه نمودم.
شاغلی محترم مختار مینویسند:
1- اینکه از آسمان و ریسمان، خواسته ثابت کند که طالبان تئوکرات اند. بسیار بجا!
اما هیچګاهی از آقای محق در باره فریب و دروغ آخوند های ایران تئوکرات حرفی نشنیده ایم...
۲- نه اینکه تئوکراسی ایران را زیر سؤال نمیبرد، بلکه جعل کاری های ایران را که از سال۱۳۰۰ شمسی همجری به اینطرف آغاز شد با کلمه ترکیبی (ایران باستان) بسیار ظریفانه صحه میګذارد و عوام فریبی میکند. که یک جعل تاریخی بیش نیست....ختم تبصره محترم راسخ.
من نخست به شاغلی محترم راسخ به ارتباط انتقاد سالم و منطقی شان مبارکباد میګویم.
ثانیا ذواتی مانند محقق که هم فکر، هم مسلک و هم مشرب شاغلی ملا محمد محق اند، به حیث یک برده و غلام دست های خامنه ای را میبوسند.
علامه داکتر اقبال در مورد محقق و امثال چاکر منش شان میفرماید:
یعنی این خوی غلامی ز سگان خوار تر است
من ندیدم که سگی پیش سگی سر خم کرد

محمد عارف عباسی25.05.2022کلیفورنیاhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

​کمال مسرت که دوست محترم جناب انجنیر صاحب محمد فرید فهیم این مشعل را روشن نگهداشته با غنای تجارب و فهم عالی تخنیکی با آوردن تغییرات و اصلاحات در شکل و شمائل این وبسایت هم به هم کاران و دل بستگان این وبسایت اطمینان خاطر حاصل بخشیدند و هم چنان با ذکر نام مرحوم پروانۀ بال سوخته ای دور شمع عشق افغانستان جناب ولی احمد نوری به حیث مؤسس وبسایت روح شان شاد وباعث خوشنودی خاطر دوستان مرحوم نوری صاحب شدند.
موفقیت های مزید ادارۀ وبسایت رادر مدیریت انجنیر صاحب فهیم در پیروی ثابت قدم از اصول نشراتی با هم سویی کرامت انسانی و اصل برازندۀ آزادی بیان می خواهم

بسم الله جان25.05.2022کابلhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/Germany.png

​سلام وطنداران محترم،
جناب الله محمد خان در فقره نویسی باید به شما یک مدال اعطا نمود. فقط یک تشویش موجود است و آن اینکه در امتداد نوشتن فقره و فقرات در شماره گذاری یگان فقره از قلم مبارک شما خطا میخورد. مثلاً 1 ، 2، 3، 4، 6 ندانستم که فقرۀ پنجم فراموش شده و یا مشکل در شماره بندی میباشد.

محمد عارف عباسی25.05.2022کلیفورنیاhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/USA.png
بیانات شیر محمد عباس ستانکزی در مراسم یادبود از کشته شدن اختر محمد منصور نماد اختلافات درونی بین هیئت رهبری طالبان نیست، بلکه، برعکس حدس می زنم که این انتقادات زمینه سازی باشد برای ایجاد تغییرات و اصلاحات در سیاست های طالبان با هم آهنگی خواسته های مردم و جامعۀ جهانی . و به نحوی مظهر تمایلات برای انعطاف پذیری و ترک لجاجت و سرتمبگی بی مورد و مضر و ره یابی به کسب مشروعیت وطنی و جهانی
ورنه در چنین ساختار های منحط دکتاتوری اجازۀ انتقاد بر اصول آزادی بیان و دموکراسی نیست. ورنه ستانکزی باید بعد از ختم مراسم توقیف می شد.


محمد داؤد مومند25.05.2022 متحده ایالاتhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

​معذرت
کلمه حاضر را اشتباهاْ حاظر نوشته ام.
با معذرت مجدد. زیرا مبادا بهانۀ اعتراض بدست مور وملخ و مادر کیکان و مگس و سر منگسک افتد.

الله محمد25.05.2022آلمانhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

​جناب محترم جهانی صاحب!
با عرض ادب و صحتمندی شما محترم.
تبصرهء اخیر تان نکاتی دارد که باید انرا تبصره نمایم.
غرض روشنی سریع موضوع از اخیر تبصرهء تان تبصره را شروع میکنم:

1-"ضمناً، در جواب محترم الله خان باید بنګارم که سید جمال الدین افغانی، شاید یک نابغه بزرګ عالم اسلام و حتی ممالک شرقی بوده باشد".
بنده سوال نه نموده ام که شما چنین جواب بدهید. ضمناٌ شخص بنده نامبرده را یک انسان عادی تلقی می نمایم که سرنوشت وی چنین رقم خورده بود.

2-"ولی، بشمول جناب سید، هیچ کسی مقدس نبوده است."
فهمیده نمی شود که چرا کلمهء "مقدس" در اینجا لول خورده، زیرا این کلمه را می توان به انواع مختلف درک نمود و کس هم چنین نگفته.

3-"انسان جایزالخطا است." .
کاملاٌ درست است و نامبرده هم اشتباهاتی حتماٌ داشته اما بنده اصلاٌ بالای این بحث نه نموده ام در ارتباط نوشته شما. لازم نیست موضوع را هر طرف برد.

4-"سید جمال الدین هم انسانی بوده و در باره افکار و آثار او نظر انتقادی و مخالف دادن، به هیچ صورت، ګناه نیست."
جملهء بالا چنین نوشته شده که گویا بنده مخالف اظهار نظر بوده باشم که بسیار زیرکانه خواننده نا اگاه را از موضوع معلومات درست نمی دهد و بعد کلمهء "گناه" را هم درج جمله می نمایید که گویا بنده شما را شامل کلمهء "گناه" و یا عضو آن نموده باشم. در حالیکه خوب باید بدانید که بنده در ارتباط جملهء زیر در مقاله شما تبصره نموده ام:
" این حقیقت از نامه ایکه از پیترزبورګ به عنوان خلیفه عثمانی سلطان عبدالحمید مینویسد، و کاملاٌ شکل یک خواب پریشان و خیالات واهی دارد، آشکار میګردد".
بنده فقط خواسته ام در تبصره چند روز قبل ام بدانم :" نویسنده ذکر نمی نماید که کجای این نامه به "خواب پریشان" و" خیالات واهی" می ماند"
اصل انتقاد بنده در همین بوده صرف نظر از موضوع "جراید" و "استبداد".
شما انتقاد نمایید و یا مستند بنویسید و به خواننده از قبل حکم "خیالات واهی" و " خواب پریشان" بالای یک شخص را در صورت که ثبوتی ارایه نموده نمی توانید، نه نمایید. این کار یک محقق نباید باشد. شما دیگران را در همین ارتباط انتقاد می نمایید اما خود تان نظر شخصی تان را در باره یک شخص بدون دلایل منطقی می دهید.
بنده در نامهء که به پادشاه ترکیه فرستاده چنین چیزی پیدا نتوانستم و ضمناٌ جواب پادشاه ترکیه هم معلوم نیست که چی بوده که بایست یک محقیق این معلومات را هم داده بتواند و یا دلیلی عدم معلومات را.
اظهارات بالایی شما اصلاٌ اساس ندارد زیرا قبل از انتشار مقاله شما در مورد نامبرده بنده در تبصره اخیر خود بالای مقالات محترم مرحوم نوری صاحب که مرحومی سوالی را طرح نموده بودند حسب اتی که به وضاعت نظرم را بالای وی نشان می دهد نه کم و نه زیاد:
" و قسمیکه بنده توانسته ام روانشناسی وی را درک نمایم موضوعات را زیادتر خطی و یا هم دو جهته می دیده نه چندین جهته تا به نفع انان که اصل منفعت برسد ، برسد" .
بنده خودم انتقادی اینجا نظر داده ام و از وی نه نابغه درست نموده ام و نه مقدس و نه شما را گناه کار. لطفاٌ آب را خط و یا غط نه نمایید تا ماهی درست دیده شود.

6-"بنده به این عقیده هستم که ما نباید تنها به شاهدی اسماء بزرګ و کتب مشهور".
این کدام عقیده به خصوص نیست، بنده اصلاٌ خصوصیتم این است.

7-" هر حقیقت قبول شده تاریخی ارزش تحقیق و تجدید نظر دوباره را دارامیباشد."
دارا میباشد، هیچ کس مخالف این نیست. باید کسانی دیگری که بعدآٌ حقیقت های تاریخی که شما پیدا می کنید انرا تجدید نظر نماید مخصوصاٌ در ارتباط فرهنگ اسلامی ما که در صد و چند قسمت فکر می کنم نوشته اید.

از توجه تان تشکر.
چو دل روشن شود هستی غبار است
نفس در خانهء ایینه رسواست
بیدل

محمد داؤد مومند25.05.2022متحده ایالاتhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

​باز هم سخنی در مورد شیر خان و سرور خان ناشر
امروز چشمم به تبصره زیبا و مقبول دوست والاگهرم استاد معروفی روشن شد.
مقاله ها و تبصره ها و نوشته های معروفی گرامی برایم آموزنده است.
معروفی گرامی از یکی از فرزندان مغفور ناشر یاد آوری نموده اند، نام این فرزند ناشر صاحب زرغون بود که تقریباً پانزده سال قبل در شمال ایالت کلیفورنیا پدرور حیات گفتند و من او را از نزدیک میشناختم و شخصی بود سزاوار و متصف به صفاتی که معروفی گرامی در مورد شان تذکر داده اند.
من مقاله شاغلی سیستانی را که برای اولین بار در مورد مرحوم شیر خان تحریر یافته به دیده قدر می بینم و امیدوارم شاغلی سیستانی مطالب عمده مقاله خود را در مورد شیرخان خروټی و سرور خان ناشر درج قاموس قیس جان کبیر نماید.
درین جا باید در دو مورد اظها نظر کنم:
اول اینکه مرحوم شیر خان هم در عوام الناس و هم در حلقه های دولتی بنام ناشر شهرت نداشت و همه او را بنام نائب الکومه شیر خان یا شیر خان خروټی یاد میکردند.
نام یا تخلص ناشر توسط مرحوم سرور ناشر شهرت یافت.
دوم اینکه شاغلی سیستانی بنابر مشرب اقتضاء پرستی وقتیکه (ریل) شان به سردار صاحب داؤد خان میرسد، (انجن ریل یا ترن شان) اتومات غیر فعال و خاموړش میګردد، بدین معنی که توضیح نمیکنند که چرا یک شخصیت وطن دوست و مبتکری مانند مرحوم ناشر در دوره جمهوریت کذایی سردار سردار صاحب داؤد خان زندانی شد.
جمهوریت کذایی به خاطری که:
یک- والاحضرت سردار صاحب قدرت را بصورت غیر مشروع یعنی یعنی از طریق کودتا غصب نمود.
دو- طوریکه داکتر صاحب کاظم نیز در مصاحبه خود فرموده اند، پالیسی فاصله گرفتن حکومت شخصیت نبوغی یعنی محمد موسی شفیق، شوروی را مجبور ساخت که سردار صاحب را به صورت تاکتیکی انتخاب و به قدرت برسانند.
سه- سردار صاحب به مشوره حسن شرق و مشاوران احمق و مغرضش حاظر نشد، که مشروعیت حکومت خود را توسط انتخابات مستقیم و مراجعه به آراء جمهور مردم بدست آورد.
چهار- لویه جرگه سردار صاحب یکی از مبتذل ترین و کذایی ترین لویه جرگه های تاریخ کشور بود، من شاهد جریان این لویه جرگه دروغین و شاهد کاندید شدن یک وکیل شعبده باز و مداری سیاسی در حوزه شیر شاه مینه بودم.
این وکیل، ایجنت غوث الدین فائق وزیر فوائد عامه احمق بود. ده ها موتر سرویس وزارت فوائ عامه پر از مردم شمالی برای رأی گیری مانند مور و ملخ به مسجد شیر شاه مینه رسیدند.
برای شاغلی سیستانی لازم است که از اعتقاد و ادعای خود مخصوصاً درین سن وسال مردانه دفاع کنند.
زندانس ساختن سرور ناشر مانند زندانی ساختن مرحوم ملک خان یک دسیسه بود، زیرا مرحوم ناشر به سردار اجازه نداد که در هوتل سپین زر قندوز در (سویت مخصوص شاه) رحل اقامت گزیند.
حریق سپین زر شرکت هم یک دسیسه حکومتی و پرچمی ها بود.
باید خداوند و وجدان هادی ما در قضاوت های ما باشد، اقتضاء پرستی نشانۀ بزرګ، مبنی بر عدم اعتماد بر نفس است.

عبدالباري جهاني25.05.2022MANASSAS Parklhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

​جناب محترم حلیم حکیمی صاحب سلام و احترامات. از ستایشی که از مضمون اخیر بنده بعمل اورده اید جهان سپاس. در باره نګاشتن تاریخ افغانستان، هر وقت سعی بند ګی نموده ام تا واقعیت ها و حقایق را طوریکه بودند بنګارم. حقیقت اینست که، در اکثر موارد، مسایل تاریخی را طوری بخورد ما داده اند که در حقیقت نه چنان بوده اند. بنده به این عقیده هستم که ما نباید تنها به شاهدی اسماء بزرګ و کتب مشهور، تا ابد، اکتفاء ور زیم و همه مسایل را حل پنداریم. هستند مسایلیکه در طول بیش از نیم قرن به یک شکل قبول نموده ایم و نسل بعد نسل آنرا طوطی وار تکرار کرده ایم ولی، در حقیقت، طوریکه سالها تلقین شده بودیم، نبوده اند. حقایق و مسایل تاریخی را نباید، تنها به اساس شاهدي این و آن شخص بزرګ و به استناد این و آن کتاب مشهور، حل شده پنداشت. بلکه، برعکس، هر حقیقت قبول شده تاریخی ارزش تحقیق و تجدید نظر دوباره را دارامیباشد. شما بسلامت باشید.
ضمناً، در جواب محترم الله خان باید بنګارم که سید جمال الدین افغانی، شاید یک نابغه بزرګ عالم اسلام و حتی ممالک شرقی بوده باشد ولی، بشمول جناب سید، هیچ کسی مقدس نبوده است. انسان جایزالخطا است. سید جمال الدین هم انسانی بوده و در باره افکار و آثار او نظر انتقادی و مخالف دادن، به هیچ صورت، ګناه نیست. با کمال احترام.

الله محمد25.05.2022آلمانhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png
برادر محترم حلیم حکیمی!
با عرض ادب.
1-"My apology if I have written something you consider to be offensive"
شما حتی نمی دانید که چی نوشته اید، زمانی می نویسید "اگر". این را حکما جعل مرکب می گویند. 
 
2-" and please be assured that it wasn't my intention."
در اینجا خود شما تصدیق فقره اول را می نمایید. بد تر اینکه نمی دانید که چی  که نوشته اید. 

 3-"Once in a blue moon, someone take a risk and courage to write some fact refutes a popular engineered belief"
با وجود زحمت زیاد مفهوم گرفته نتوانستم از جمله بالا مخصوصاٌ که مهتاب ابی شده است. ضمناٌ شما باید بالای همان واقعیت تبصره نمایید که از آن یاد می نمایید. افکار بنده را نوشته های که بالایش تبصره می نمایم، می سازند نه انطور که شما تخیل تان را به فروش می رسانید. شما فرسنگها فاصله از ان دارید که بتوانید افکار بنده را تحلیل نمایید. 

4-". Then you come a long with your already predetermined mentality 
printing your feelings about Said Jamaluddin Afghani
شما باید توضیع دهید که کجای طرز فکر بنده از قبل تعین شده و در کجا واقع بوده. لطفاٌ اب بازی کردن را که یاد ندارید خود را در اب نیاندازید. محترم جهانی   ادعا می نماید که "سید جمال الدین" تخیلات واهی داشته و خواب پریشان. بنده فقط از نامبرده تقاضا نموده ام که اینرا لطفاٌ برای خواننده که می نویسی ثابت هم بساز نه کم و نه زیاد.  

 5-". Let's be real and while you are at it, please shed some light if "you wish to the following:
یعنی اینکه تا کنون واقع بین نه بوده ایم و یا اینکه شما نبوده اید. انگلیسی نوشتن شما باعث تکلیف است که درست فهمیده شود. این بی سوادی شما در زیان مادری تان باعث تکلیف دیگران است اما برای شما بی تفاوت است. فکر می کنم دیگران هم با شما به تکلیف بوده اند چنانچه خانم ملالی نظام قسمیکه در تبصره قبل هم ذکر نمودم به وضاعت نوشت بودند سه چهار سال قبل و یا زیاتر که به قیمت ده دالر یک کی بورد فارسی و یا دری خریده به زودترین فرست تمرین می توانید به زبان مادری تان بنویسید اما شما اصلاٌ وقه به ان نگذاشتید و چندین با دیگر دیگران هم عین تقاضا را نمودند.
  
1." Show me a word, yes, a word that he has ever expressed any emotion, feelings or sense of belonging towards Afghans and Afghanistan within "
all of his writings and speeches combined".
با در نظر داشت جمله بالا شما تصور این را نمایید که این انسان چقدر شخصیت بالا داشته بوده باید باشد  که هم افغانان ادعا دارد که از افغانستان است و مقبره وی را در جوار مرکز علمی کشور ساخته اند و هم ایرانیان ادعا دارد و در مصر حتی مجسمه ان در کدام پارک وجود دارد از ترکیه را نمی دانم که با وی چی نموده اند.  یعنی این شخص بین المللی بوده و به همه تعلق داشته و نخواسته خود را بنام افغان بفروشد بلکه به حیث انسان این کره خاکی.  

ضمناٌ جملات ذیل که در مقاله محترم جهانی صاحب امده نمایانگر ان است که شما خواهش انرا دارید:"علت جدایی دربین افغانها و برادران ایرانی آنها چیست؟ زیرا هریکی از آنها به خدا ج و بر آنکه بر محمدصلی الله علیه وسلم نازل شده ایمان دارند." و یا "اګر افغانا هنوز هم باایرانیها به اختالفات فرعی خود ادامه میدهند ګردن شان بسته خواهد شد. بلکه آنها باید به تاریخ ګذشته خود نګاه کنند و از این اختلافات  بګذرند. زیرا از همه جوانب محاصره به دشمن هستند و بدون اتفاق و اتحاد با فارسیان راه نجات ندارند. امروززمان اتحاد و اتفاق رسیده."

6-"2. Any society/nation that a few of its predominantly colonial era brought in inhabitants are still classified to be birth-right superiors than all natives combined, doomed to remain backward. It should be about time for Afghanistan to break such quasi-slavery chain .
اول باید زنجیر های فکری خودتان را بشکنید تا زنجیر های دیگر را نگاه نموده بتوانید که همه شکسته اند و انکشاف فکری بشر با تخنالوژی جدید کاملاٌ به یک طرف دیگری در حرکت است.  می گویند که  با زاغ نمی شود بودنه گرفت اما شما کوشش دارید.

اگر لطف بفرمایید منبعد باعث تکلیف بنده نشوید از شما تشکری خواهم نمود و اگر باز هم شوق این را دارید تا  بالای افکار تان تبصره نمایم لطفاٌ به فارسی و یا دری بنویسید.

 نیست ساز عافیت در محفل گفت و شنود
گوش اگر باز است باری قفل بر لبها زنید

بیدل
A. Halim Hakimi25.05.2022USAhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/USA.png
Greetings dear Allah Mohammad
My apology if I have written something you consider to be offensive and please be assured that it wasn't my intention. Once in a blue moon, someone take a risk and courage to write some fact refutes a popular engineered belief. Then you come a long with your already predetermined mentality printing your feelings about Said Jamaluddin Afghani. Let's be real and while you are at it, please shed some light if you wish to the following:
1. Show me a word, yes, a word that he has ever expressed any emotion, feelings or sense of belonging towards Afghans and Afghanistan within all of his writings and speeches combined.
2. Any society/nation that a few of its predominantly colonial era brought in inhabitants are still classified to be birth-right superiors than all natives combined, doomed to remain backward. It should be about time for Afghanistan to break such quasi-slavery chain .



خلیل الله معروفی25.05.2022جرمنیhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

​«یک نکته ازین معنی گفتیم و همین باشد!!!»
کامنت جالب نویسندۀ حقگوی و باشهامت وطن، جناب "داوودجان مومند"، را در مناظرات صفحۀ معزز "آریانا افغانستان آنلاین" در مورد شجرۀ خانوادگی مرحوم "سرور ناشر" خواندم و در زمینه معلوماتی اندوختم. این، که "سرور ناشر" در ولایت قندوز/قندز/کندز خدمات برجسته ای انجام داده است، شاید بر کسی از نسلهای بالاتر از سشت هفتاد سال پوشیده نمانده باشد. زراعت پنبه و بعد صنعتی ساختن محصولات پنبه در آن ولایت از شهکارهای "سرور ناشر" بود. او "پنبه" را به نام "سپین زر" مسما ساخت، که یک ترکیب زیبای شیروشکر ــ متشکل از "سپین" پشتو و "زر" دری ــ میباشد. کارخانه های مختلف "سپین زر" همه از دستاوردهای همین فرزند رشید وطن شمرده میشوند. او در واقع تمام کارنامۀ خود را با ترکیب خوشنمای "سپین زر" پیوند زد. "هوتل سپین زر" در نفس کابل، مدرن ترین هوتل آن زمان افغانستان بود. و همو بود، که "روغنی نباتی" را در افغانستان به شکل مدرن آن رائج ساخت و آن روغنی بود، که از پنبه دانه یا دانه های پنبه گرفته میشد و به نام روغن "سپین زر" یاد میشد.

در جائی از کامنت "داوودجان مومند این جمله نوشته شده است:
«واقعیت امر این است که مرحوم سرور ناشر در صنعتی ساختن و عصری ساختن ولایت قندوز خدمات نافراموش شدنی انجام داده اند.»
در این جمله ترکیب بی اندازه زیبا و رسای "نافراموش شدنی" توجه خاصم را جلب کرد، که مُعادل و بلکه مُساوی با "فراموش ناشدنی" میباشد.
وقتی در لیسۀ جلیل و شأندار "حبیبیه" درس میخواندم، پسر مرحوم "سرور ناشر" در صنوف متوسطه همصنف ما بود؛ بچه ای بود آرام با قد بلند و خلقی خوش و با سیما و جلد روشن. بچه ای به اصطلاح "عاجز" بود و کوچکترین غرور در نهادش دیده نمیشد. از صمیم قلب آرزومندم، که زنده باشد و به سلامت کامل!!!
با محبت فراوان او په درناوی

محمد داؤد مومند25.05.2022متحده ایالاتhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

​نقش شیر خان خروټی ..
شاغلی سیستانی در سایت افغان جرمن مقالۀ در مورد مرحوم شیرخان، نائب الحکومه قطغن نگاشته اند.
واقعاْ شیر خان یکی از شخصیت های پر وزن و با وقار و خدمتګار صادق جامعه ما بود.
آنچه در مقاله شاغلی سیستانی قابل اصلاح میدانم این است که مرحوم سرور ناشر فرزند شیر خان مرحوم نبود، بعد از وفات پدر سرور ناشر، شیر خان مرحوم با مادر سرور ناشر ازدواج نمود.
پسر شیر خان غلام محی الدین خان نام داشت که از طرف اعلحیضرت محمد ظاهر شاه خطاب (لوی خان) برایش اعطاءگردید، تا زمانیکه لوی خان مرحوم حیات داشت، هر زمانی که حضور اعلیحضرت به قندوز تشریف ميبردند، در منزل لوی خان غلام محی الدین خان رحل اقامت میګزیدند.
چون پدر مرحومم در دوره شاه محمود خان غازی مدت پنج سال حکمران قندوز بود، من لوی خان و سرور ناشر را دیده بودم.
مرحوم سرور ناشر مدتی در شهر (بدنوهایم) جرمنی بمنظور استراحت در هوتل مقابل هوتل ما زندګانی داشت و من و جناب حفیظ الله خان کرزی، همیشه از صحبت شان مستفید میشدیم.
مرحوم محمد سرور ناشر، در مورد زندانی شدن خود در دوره جمهوریت کذایی والاحضرت سردار صاحب، قصه نمودند که باری سردار صاحب داؤد خان در دوره بیکاری خود همراه با حسن شرق به قندوز آمد و در هوتل سپین زر اقامت ګزید، آقای ناشر ګفت که ما در هوتل سپین زر یک (سویت) را بصورت دائمی تنها برای اعلیحضرت ریزرف کرده بودیم، چون سردار صاحب از موضوع اطلاع یافت که ما (سویت) اعلیحضرت را در اختیار او قرار نداده ایم، سخت متأذی و خشمگین گشت و حریق در شرکت سپین زر در دوره جمهوریت سردار صاحب بهانه ای بدست حکومت داد که یک دوسیه جنایی علیه من ترتیب داده و مرا روانه زندان سازند.
واقعیت امر این است که مرحوم سرور ناشر در صنعتی ساختن و عصری ساختن ولایت قندوز خدمات نا فراموش شدنی انجام داده اند.
ناگفته نماند که محترم محمد صدیق پسرلی صاحب که غالباً نواسه مرحوم شیر خان اند، شاعر توانای زبان ملی و ملتی افغانی پشتو استد.
باور دارم جناب محترم مایار صاحب که در حقیقت تاریخ زنده وطن ماست، معلومات بیشتر در زمینه خواهند داشت.

دوکتور محمد اکبر یوسفی24.05.2022آلمانhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

​هموطنان گرامی بار دیگر سلام!
ممکن است خوانندگان محترم، در مقالات قبلی این نویسنده مطالعه کرده باشند، که نتیجگیری یکی از فیلسوفان معروف "اتریشی - انگلیسی"،با نام "کارل رایموند پوپر"، بدین متن نقل شده است: "آیدیالوژی ها جز وعده های میان خالی چیز دیگری نیست." او هم چنان تأکید می ورزیده است، که هیچگاه به "آیدیولوژی ها" باور نمی کند. اصطلاح "مشروطیت" پس از انقلاب فرانسه، در برخی از "پادشاهی های شمال اروپا" و کشورهای "سکاندناوی" اعلان شد، که در آن "کار و مقام سلطنت" از حکومتداری جدا شده و در حقیقت آغاز دوبارۀ "دیموکراسی" را در اروپا مهر زده است. اما در بسیاری از کشورهای دیگر، در آسیا، افریقا و امریکای لاتین استعمار مسلط بوده است. "پان اسلامیزم" یکی از حرکاتی بوده است، که برخی از رهبران آنها با "کلونیالیزم" مخالفت داشته اند. اما اینکه آیا به مشی سیاسی آن مفاهیم، چون "مشروطیت" که در کشورهای یاد شده مروج شده است، وفق داشته بوده باشد، قرضدار توضیح دقیق علمی می باشد. "اسلامیزم" به عنوان "آیدیالوژی"، بشمول "پان اسلامیزم" با "دیموکراسی" و حق "آرای مردم" و سهمگیری آنها در فعالیت های سیاسی، سازگار نیست. یک مشروطیت با مشروطیت دیگر می تواند فرق داشته باشد. با احترام، یوسفی

محمد داؤد مومند24.05.2022متحده ایالاتhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

​عرضی خدمت مجریان محترم این سایت وزین و مهذب
آیا ممکن است که در «ورژن» جدید رنگ حروف را بخصوص در قسمت دریچه نظریات و تفاهمات کمی روشن و برجسته تر ساخت؟
ما که به لیاقت و اهلیت مسلکی انجیر صاحب فهیم اعتقاد داریم، اینکار نباید محال تلقی شود.

الله محمد24.05.2022آلمان http://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

​برادر محترم جناب محترم حکیمی صاحب!
با عرض ادب.
بنده خوب می دانم که چی می نویسم. شما کوشش کنید که انرا درک نمایید و اگر درک کرده نتوانستید می توانید سوال کنید و یا اینکه همان نقطه بگویید که بنده هم متوجه ان گردم و با فیر های هوایی در اینجا خود را به نمایش نگذارید. این مملکت که به این حال و روز افتاده اشخاصی مانند شما بوده که بدون ارتباط دخالت نموده و نصحیت ان چنین می نماید. برایتان خجالت است که برایم چنین بنویسید.
این چنین حمله شما ناشی از تکلیف فهم تان که خود تان در یکی از نوشته تان اقرار نموده اید میباشد. از این به بعد شما را آزاد اعلان می نماییم که هر چی در مورد بنده دل تان خواست بنویسید زیرا چیزی را در مورده بنده خواسته اید بگویید از نوشته نمودن شما به انگلیسی معلوم است که حتی چندین سال قبل خانم محترم نظام نوشته بود که کی بورد فارسی را مشکل نیست بیاموز تا به فارسی نوشته نمایی. اما خودت کجا این تربیه را داشتی که درک می نمودی که این انسان برایت چی گفته.
وانکه باشد خفته اندر گلستان
میل گلخن کی کند چون ابلهان

مولانا

الله محمد24.05.2022آلمان http://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

​برادر محترم استاد وحید!
سلام و احترامان بنده برایتان تقدیم است و از بار گاه ایزد متعال خواهان صحتمندی شما محترم هستم".
1-"درین روزها برای امارتیان مشوره داده میشود که برای فریب مردم جرګه خواسته شود،"
امارتیان در مشوره گرفتن فکر میکنم بسیار محتاط هستند، مخصوصاٌ از طریق الکترونیک. قبل از اینکه پوست برقی ما یعنی پیشنهاد ما و شما از این طریق نشر شود ، محترم "کرزی" صاحب همچو پیشنهادی را نموده بودند که معلوم نیست به هدایت کی وی این را نموده بود و تعدادی دیگری که لازم به بردن اسم شان نیست.
2-" این مشوره از طرف یکعده مردم فاکولته پاس مانند داکتر روستارتره کی از ازوپا ارسال میشود".
نامبرده به اساس فهم، تجربه و دانشی که در طول عمر خود اموخته به فکر وطن و مردم یک راه حلی که به نظرش معقول خورده ارایه نموده. نه کم و نه زیاد. ضمناٌ در کدام قانون نوشته نشده که از اروپا مشوره داده نشود و حتی مقامات امارات در اروپا برای مشوره و مذاکره می ایند.
4-"او که از سالهای قبل مشاور طالبان بود"
"او " تحقیر امیز مشاور افغانستان بود نه کدام جهت مشخص اینکه تیرش به جهت مشخص اصابت می نمود نوش جان شان و نامبرده اخیرین باز ماندگان عالم حقوق و حقوق سیاسی سابق افغانستان هستند که هزاران شگرد تربیه نموده اند و با کسانی با اخلاق بالا مجالس داشته که ما باید حالا خوش باشیم همچو شخصیتی در جمع ما وجود دارد که پنچ سال زندان را به خاطر وطن ما و شما و خودش سپری نموده.
4-"اما من آن مشران اهل جرګه را در داخل مملکت نمی بینم"
کمی صبر نمایید انشالله همه را خواهی دید. تورخم افغانستان نیست. اینکه شما نمی بینید معنی این را ندارد که نیستند.
5-"همه یا طی بیست سال توسط امریکا وپاکستان شهید شدند"
خداوند همه شان را مغفرت نماید و جنت های را نصیب شان نماید و ظالمین را هم که در حق شان چنین نموده به جزای شان برساند همرا با دیگر رفتگان که بر گشتی وجود ندارد.
6-" یا بعضی شان اکنون در کوشه خزیده"
انشالله همین ها از گوشته های خود دو باره خواهند خزید.
7-"و باقی فاکولته پاسان دانسته از وطن برامدند"
مهم فاکولته نیست بلکه اخلاق، تقوا و صداقت است.
8-" کی مانده توسط کی جرګه را تشکیل میدهند"
دیده شود. باید صبر نمود که چی وقت جرگه تان دایر می گردد.
9-" ای ملت بیچاره دیګر فریب نخورید"
یعنی تا کنون فریب خورده بودند و انانیکه فریب داده بودند در واقعیت خود را هم فریب داده بودند که دیگر نیستند و باید از گذشته جرگه های اینده بیاموزد و اموخت.
10-"اول از منطقه وولایت خود میګویم که مشران جرګه وجود ندارد"
خودت که اینقدر دانش و فهم داری و به سویه استاد پوهنتون افغانستان را با استعمال کلمه "فریب" توهین می نمایید ، الحمدالله وجود دارید ، یعنی لا اقل باید استاد استاد باشید که با یک نوشته علمی یک استاد و خود وی چنین بر خورد می نمایید. شما با وجود تان در جرگه جلو فریب را بگیرید. همین امروز در فرا خبر طلوح نیوز چند نفر را دیدیم که واقعاٌ با تما م لیاقت با امارات انتقادی بر خورد می نمود در مسایل کشور. الحمدالله نفر فهمیده زیاد است در صورت موقع برایشان داده شود و باید هم داده شود تا مشکل همه ما و از خود امارات به فرموده شما حل گردد. .
11-" انهای را که من از سالها می شناختم دیکر وجود ندارند"
فهم، دانش و شناخت انها را که می شناختید گرفته در جرگه رفته حساب کشور را شما به نماینده گی از همه انها و دیگران که نیستند صاف نمایید.
12-"وآیا ترکیب جرګه مد نظر چی خواهد بود"
انچه در کوزه است بیرون خواهد امد با این همه تجارب ملی و بین المللی.
14-"ایا صرف چند بلی ګویان خواهند بود"
محترم داکتر تره کی واضع چیزی را که شما در بالا نوشته اید به شکل بسیار ادبی و علمی در مقاله بسیار در یک سطح بالای آن چنین اظهار نموده اند تحت عنوان : " تصاحب فاتحانه قدرت سیاسی به حاکمیت مشروعیت نمی بخشد!"
"نتیجه :
علی العجاله در افغانستان زیر کنترول طالبان رفتن به سوی انتخابات به دالیل تخنیکی امکان پذیر نیست.
یګانه مرجع کسب مشروعیت لویه جرګه است. به شرطیکه دور از اعمال نفوذ سیاسی حکومت برحال و به نمایندګی صادقانه از مردم دائر شود."
عین چیزی را که شما در اخیر نوشته تان نوشته اید محترم داکتر صاحب تره کی در نوشته بالا انعکاس داده است که فهمیده نمی شود شما به کدام تکلیف روحی مواجعه هستید که چنین بر خورد دارید.
شعله ما را درین آفت سرا
جز به خاکستر نمی باشد پناه
بیدل

الله محمد24.05.2022 آلمانhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

​جناب محترم وزیر صاحب!
بعد از عرض سلام و احترامات به شما محترم از عکس العمل تان بالای تبصره ام تشکر"
1-ازینکه مضامین بنده را به دقت تمام میخوانید و ضمناً انتقاد هم مینمایید از توجه شما ممنونم."
بنده انتقاد نمی نمایم بلکه در درون نوشته انتقاد موجود بوده یعنی باریکی های که ضرورت به روشن شدن را دارد.
2-"سبک بنده، از آوان جوانی، مستند نویسی است."
فکر میکنم که جملهء زیر تان "مستندنویسی"نباشد بلکه نظر خود شما باشد یعنی:
" از نامه ایکه ... مینویسد،... کاملاٌ شکل یک خواب پریشان و خیالات واهی دارد، آشکار میګردد"
بعد از جملهء بالا گفتار وی را می نویسید که فهمیده نمی شود در کجای گفتار وی خیالات واهی است زیرا نامبرده در دو اقتباص شما "از ګزیده آثار سید جمال الدین ص ص ۹-۸" واضع می خواهد به کمک انکلیس ها یعنی هندی ها که روسها را طبق گفتار "سید" در نوشته خوب نمی بینند از طریق احساسات دینی افغانان بر ضد روسیه به تبلیغات بپردازد که مسلمانان را تحت استعمار گرفته باشند.
در اقتباس دومی از آثار سید جمال الدین بدون ذکر فاصله زمانی "سید" به عین عمل با اتحاد ایران و روسیه می خواهد بر ضد انکلیس عمل نماید، که شما اینرا "به "خواب پریشان" تعبیر نموده اید. در حالیکه باید فاصله زمانی این دو گفتار را در قدم اول معلوم نمود و در قدم دوم نامبرده می خواست با همکاران و طرفداران خود مانند "شاه دو شمشیره" عملیات نماید.
به هر صورت چنانچه در تبصره اولم نوشته ام که: "نویسنده "شما" ذکر نمی نماید که کجای این نامه به "خواب پریشان" و" خیالات واهی" می ماند"، زیرا بنده انرا نتوانستم درست درک نمایم. آیا این خواب پریشان است که با دو ابر قدرت زمان ممکن در فاصله های زمانی مختلف می خواسته به مبارزه خود ادامه دهد که به نظر شما نا ممکن بوده و یا اینکه در متن کدام "خواب پریشان" و خیالات واهی" است که باید روشن گردد. این را نتوانسه ام درک نمایم که تبصره نموده ام. .
3-"چیزیکه در باره افکار سید نګاشته ام به استناد مقالات شخص سید، که به شکل کتاب چاپ شده، آمده اند. بنده متن عربی این کتاب را ندیده ام."
پس مشکل اساسی را باید در همین جا جستجو نمود و اگر هم دیده باشید نمی دانم عربی می دانید و یا خیر و انهم به سویه بسیار بالا آن.
5-"ولی در این مدت بیش از چهل و پنج سال، که از نشر ترجمه این کتاب، به زبان پښتو میګذرد، از هیچ محققی نشنیده ام که مرحوم قاضی عبیدالله که، مانند همه افغانها، مخلص سید بود، ترجمه کتاب سید راغلط و یا ناقص نموده باشد."
شاید هم تا کنون هیچ محقیقی که عربی به سویهء عرب ها می دانست کتاب را به عربی نخوانده باشد و تنها به "پشتو" آن اکتفا نموده باشد تا نوشته را از "خواب پریشان" و "خیالات واهی" "سید مرحوم" برهاند.
6-"کتاب مزبور در کتابخانه من موجود است و در نقل متون انشاءالله هیچ غدری نورزیده ام."
وزیر صاحب محترم بنده کاملاٌ بالای شما اطمینان دارم که می نویسید، لازم نبود چنین می نوشتید. مشکل اساسی در این است که باید دقیق دانست که ایا سید جمال الدین مانند هر انسان مرتکب اشتباه شده که اینقدر ضعیف فکر نموده که "متحدین" خود را جهت موفقیت هدف خود استفاده می نموده است و این چیزی بود که مرحوم نوری صاحب در مقالات خود به آن مواجعه گردیده بود و سوالی را طرح نموده بود که بنده در زمینه چنین نوشته ام:
" جناب محترم نوری صاحب عزیز!"
سلام و احترامات خود را برایتان تقدیم نموده امید است خوش و صحتمند باشید تا جاییکه سن و سال تان اجازه میدهد.
قسمت اخیر مقالهء سید جمال الدین افغان شما از مطالعه بنده گذشت که مسلم از خواندن ان مستفید گردیدم و متوجه شدم که شما سوالی را هم طرح نموده اید که در اثر بحث بین چرچل و سید افغان در ارتباط اشغال مرو و غیره توسط روس ها صورت گرفته و سید افغان خواهان کمک انگلیس ها در برابر روس ها از وی می گردد. غرض روشن شدن بهتر بحث شان نوشته شما را اقتباص می نمایم:
سید افغان:" شما باید با عالم اسلام یعنی با افغان ها، با فارس ها "ایرانی ها"، با ترک ها، با مصری ها و دیگر عربها متحد شوید. شما باید روسها را از مرو خارج نمائید... تا بر دوستی شما اطمینان نمایند"
محترم ولی نوری می نویسد:" راست بگویم من شخصا منظور سید جمال الدین افغان را از دعوت انگلستان به متحد شدن با مسلمانان نفهمیدم!! که اصل هدفش ازین مشوره چه بوده است. اگر از خوانندگان کسی جواب این چیست آن را داشته باشد و در باره بنویسد برای همه جالب و دلچسپ خواهد بود"
بنده فکر میکنم منظور سید جمال الدین افغان از این اتحاد استفاده از قوای نظامی و مالی انزمان انگلیس بوده باشد اما در هر صورت به نظر بنده سید جمال الدین افغان مشکلاتی در درک درست اوضاع با وجود داشتن افکار بالای آزادی خواهی از اشغال گران انوقت داشته زیرا در جریان بحث با چرچل می گوید:
" من اینرا نگفته ام و نمی گویم. سخن بر سر ماضی بود. در گذشته انگلیس ها نسبت به روس ها به ما بیشتر نقصان رسانده اند. مگر در این وقت روسیه خطرناکتر است."
هر گاه بنده در شرایط سیاست انزمان به جای سید جمال الدین افغان می بودم نسبت به گذشته انگلیس ها که برایش معلوم بوده همچو تقاضا را نمی نمودم زیرا در هر صورت باعث بروز تشنجات چند جانبه گردیده و به انگلیس ها هم موقع دخالت دو باره را مساعد می ساخت و قسمیکه بنده توانسته ام روانشناسی وی را درک نمایم موضوعات را زیادتر خطی و یا هم دو جهته می دیده نه چندین جهته تا به نفع انان که اصل منفعت برسد برسد" .

8-" اګر کدام تناقضی موجود باشد به بنده هیچ ربطی ندارد."
به بنده هم، یعنی هر دوی ما آزاد هستیم.
9-"شما بسلامت باشید."
تشکر، شما هم.
ز جهل و دانشم فرق دویی صورت نمی بندد
به معنی غافل بیدارم و دانای خوابیده
ییدل

A. Halim Hakimi 24.05.2022USAhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/USA.png
Dear Allah Mohammad
Have you ever noticed that in your reply to poet Mr. Jahani the entire force and logic behind your statements stand, rely and reasoning on only one factor which is of course your accidental being borne in a specific geographic domain?
If you were born where you are now, Allah Mohammad Khan will be characteristically different person. Thus, it's about time to update and if you have to break the mental imprisonment inserted from the moment of birth in which you had no choice!



عبدالباري جهاني24.05.2022MANSSAS Parklhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

​محترم الله محمدخان سلام و احترامات. ازینکه مضامین بنده را به دقت تمام میخوانید و ضمناً انتقاد هم مینمایید از توجه شما ممنونم. سبک بنده، از آوان جوانی، مستند نویسی است. چیزیکه در باره افکار سید نګاشته ام به استناد مقالات شخص سید، که به شکل کتاب چاپ شده، آمده اند. بنده متن عربی این کتاب را ندیده ام. ولی در این مدت بیش از چهل و پنج سال، که از نشر ترجمه این کتاب، به زبان پښتو میګذرد، از هیچ محققی نشنیده ام که مرحوم قاضی عبیدالله که، مانند همه افغانها، مخلص سید بود، ترجمه کتاب سید راغلط و یا ناقص نموده باشد. کتاب مزبور در کتابخانه من موجود است و در نقل متون انشاءالله هیچ غدری نورزیده ام. اګر کدام تناقضی موجود باشد به بنده هیچ ربطی ندارد. شما بسلامت باشید.

وحید 24.05.2022تورخمhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/Germany.png

​بسم الله الرحمن الرحیم
درین روزها برای امارتیان مشوره داده میشود که برای فریب مردم جرګه خواسته شود، این مشوره از طرف یکعده مردم فاکولته پاس مانند داکتر روستارتره کی از ازوپا ارسال میشود او که از سالهای قبل مشاور طالبان بود اما من آن مشران اهل جرګه را در داخل مملکت نمی بینم همه یا طی بیست سال توسط امریکا وپاکستان شهید شدند یا بعضی شان اکنون در کوشه خزیده و باقی فاکولته پاسان دانسته از وطن برامدند کی مانده توسط کی جرګه را تشکیل میدهند ای ملت بیچاره دیګر فریب نخورید اول از منطقه وولایت خود میګویم که مشران جرګه وجود ندارد انهای را که من از سالها می شناختم دیکر وجود ندارند وآیا ترکیب جرګه مد نظر چی خواهد بود ایا صرف چند بلی ګویان خواهند بود

دوکتور محمد اکبر یوسفی24.05.2022آلمانhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

​هموطنان گرامی!
این وطن از دهه های طولانی در آتش بحران "بنیادگرائی اسلامی"، در اتحاد با متنفذین محلی کهنکار، جنگ سالاران و "راسیست های" متنوع می سوزد که همۀ آنها در قید مأموران استخبارات خارجی عمل می کنند و "جنگ نیابتی" را رهبری می کنند. اینها همه مانع تحکیم و استقرار دولت مدرن و متمدن می گردند. در حیات دولتی - سیاسی، سرمشق اتباع جامعه نمی تواند افکار دینی و یا تمایلات فریبندۀ "نژادی" باشد. ما به دولت «سیکولار» با قوانینی نیازمند هستیم که همزیستی صلح آمیز پیروان همه ادیان و همه ایتنی ها را ممکن سازد. آیندۀ دولت های دینی و طبقاتی، با دیکتاتوری، جنایت و خوریزی پیش بینی شده می تواند. با احترام، یوسفی.

الله محمد24.05.2022 آلمانhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

​دوستان گرامی!
با عرض ادب.
مضمون "نقش جمال الدین افغانی در جنبش مشروطیت" را مطالعه نموده که قبلاٌ هم مقالات محترم مرحوم نوری صاحب را در باره این شخصیت بزرگوار مطالعه نموده بودم. در مقاله مخصوصاٌ نامهء نامبرده به خلیفه عثمانی سلطان عبدالحمید مرحوم طرف توجه ام قرار گرفت.
نویسنده بعد از اینکه از افکار ضد استعمار و مفکوره اتحاد جهان اسلام سید جمال الدین افغانی ذکر می نماید چنین می نویسد:
" این حقیقت از نامه ایکه از پیترزبورګ به عنوان خلیفه عثمانی سلطان عبدالحمید مینویسد، و کاملاٌ شکل یک خواب پریشان و خیالات واهی دارد، آشکار میګردد".
نویسنده ذکر نمی نماید که کجای این نامه به "خواب پریشان" و" خیالات واهی" می ماند، و در ضمن فهمیده نمی شود که این نامه به کدام لسان نوشته شده است که احتمالاٌ در اثر ترجمه نا درست به خواب پریشان و خیالات واهی تبدیل شده باشد، زیرا چنانچه بنده سلسله مقالات محترم مرحوم نوری صاحب را در ارتباط این شخصیت خوانده ام چنین بر داشت را از افکارش نه نموده ام و ضمنا منبع این نامه هم دقیق نیست فقط به حیث منبع ذکر می گردد:"ګزیده آثار سید جمال الدین ص ص ۹-۸".
مرحوم سید جمال الدین افغانی در مقاله می فرماید :" بعضی را عقیده بر این است که رنج ها و مشکلات ملت ها را میتوان از راه نشر جراید علاج نمود و آنها را از راه نشرات بیدار سازیم ... در این صورت چون می بینیم که مردم همه به خواب رفته و در بیخیری غوطه ور هستند و در میان آنها مطالعه کننده ګان جراید و نویسنده ها هم اندک هستند؛...درین صورت برای جراید خود خواننده ګان را از کجا کنیم؟ و اګر خواننده هم یافتیم... هر یک مطلب نویسنده را به زعم خود تعبیر و تفسیر خواهد نمود. زیرا یا خواننده جریده استعداد فهم درک مطلب را ندارد و یا به زعم خود تعبیر خواهد نمود."

جملات بالایی کاملاٌ غیر واقعی به نظر می خورد که از دهن همچو شخصیتی بیرون شده باشد که هر گاه دقیق باز گردد، خواننده را به تعجب خواهد انداخت . طور مثال یک تعدادی حتماٌ پیدا خواهد شد که دقیق مطلب را درک نماید و دیگران را هوشیار نماید حتی کسانیکه سواد خواندن هم ندارند. در یک جامعه هر نوع سطح فکری وجود می داشته باشد که نباید مانع نشر افکار گردد . .
در ادامه جمله بالا امده:" در این صورت از نشر جریده بغیر تأثیر خراب چیزی بدست نخواهد امد.
همان کتاب ص ۵۹"
معمولاٌ جراید را اهل فهم مطالعه می کنند و زمانی مرحوم سید جمال الدین افغانی در سطح اتحاد جهان اسلام و مبارزه با استعمار انگلیس و روسیه و بیداری ملل مسلمان داخل مبارزه سیاسی بود، به دور به نظر می خورد که چنین فکر نموده باشد، زیرا این ریشه در پای مبارزه خود زدن است.
جالب اینست که در مقاله امده است که:"
حتی سید، با وجود آنکه، برای نشر افکار خود و رهنمایی خواننده ګان و علاقمندان عقاید خود، به نشر جریده عروةالوثقی پرداخته بود؛ با آن هم به اهمیت جریده قایل نیست و حتی نشر جراید را کار مضر میداند."
جمله بالایی کاملاٌ در تناقض با بالایی بالایی بوده و بنده چنین تفکرات را از همچو متفکری که قران و اسلام را می شناخت و برای ان مبارزه می نمود بدور می دانم که افکار متناقض داشته می بود. یک مبارز راه حق که برای جامعه کار می نماید نباید جامعه مانع کارش گردد بلکه هدف نهایی را زیر چشم داشته باشد.
یک موضوع جالب دیگر هم در مقاله از نظر بنده وجود دارد و ان اینکه:
" کجای افکار سید به افکار مشروطه خواهان همخوانی دارد. زیرا، تا جاییکه از کتب و نشرات بر می آید، مشروطه خواهان مخالفین استبداد بوده اند و در راه از بین بردن استبداد و قایم نمودن نظام مشروطه قربانی ها دادند. ولی در افکار سید مسله استبداد مطرح نیست و به تغییر نظام سیاسی، خصوصاً قایم نمودن نظام مشروطه، اصلاٌ و نه تغییر نظام را، به شکل مثبت و مترقی، موجب خوشبختی میداند."
زمانی سید مرحوم در برابر استعمار انگلیس و روسیه که به فرموده مقاله تقریباٌ تمام کشور های اسلامی را زیر سلطه داشته اند مبارزه می نمود، پس کسانیکه قدرت را در این کشور ها هم بدست داشتند تحت فرمان استعمار گران به استبداد می پرداختند یعنی اینکه افکار مرحوم سید که ضد استعمار بود خود به خود ضد استبداد هم بوده است.
آب دریا را خورشید بجوشاند
تا برآردش سوی چرخ و شود شرین
ناصر خسرو

بلندیهای قصر نیستی را نیست پایانی
که من چندانکه بر می ایم از خود نردبان دارم
جناب‌ کبریا آیینه است و خلق تمثالش
من بیدل چه دارم تا از آن حضرت نهان دارم

اختر یوسفی24.05.2022امریکاhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/USA.png
هموطنان محترم !
گروهی طالبان نیز مانند سایر ساختار گروه های که توسط استخبارات دشمنان و بیگانگان برای نفوذ و تحقق شوم اهداف دشمن در افغانستان ساخته شده مستثنی نیستند. خصلت ذاتی ساختار گروه های که توسط استخبارات بیگانه ساخته می شود، در وقت تقسیم قدرت و امتیازات اختلافات برجسته میشود.   

شیرمحمد عباس ستانگزی نخستین نامزد برای چوکی وزیر خارجه طالبان در افغانستان بود، در گرماگرم تصرف قدرت مجدد طالبان در کشور، حمید فیض رئیس استخبارات آی. اس. آی. پاکستان هنگام اولین سفرش بکابل مانع تقرر عباس بحیت وزیر خارجه طالبان گردیده بود، استخبارات آی. اس. آی. پاکستان درعوض او امیرخان متقی مهره متعمد خود را بحیث وزیر خارجه مقرر نمود، با ابراز انتقادات علنی خویش از روش تندروان دوبندی در میان رهبری طالبان سکوت اختلافات را در میان رده های اول سردسته طالبان شکستاند. 

چندی قبل انس حقانی پسر ضغیر جلال الدین از افراد رده اول طالبان هشت ماه بعد از تصرف قدرت طالبان در مورد فرامین وحشت امربالمعروف گفت که این فرامین مردم را از اسلام منکر می سازند. 



​Dr. Sayedi23.05.2022UKhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/UK.PNG

اوس اوس افغانستان کې طالب او د طالب تماميت خواهي دجګړې د ادامې لامل دی!
د ګردنې د سر غله او ب۵۲ تر سيوري لاندې خاين او وطن پلورونکي د طالب الترناتيف او د ملت استاځي نه دي!
لويه جرګه دحاکميت دمشروعيت مرجع نه ده خو معينو اصولو په مراعتولو مشروعيت ته ممد کېدای شي!
ټولټاکنو ته تعهد او حد اکثر نر ېوه کاله د متناسبه آمادګيو او د ښو قوانينو تر نظارت لاندۍ ټولټاکنې، ېو وګړی ېوه رايه د حل ممکنه او نسبي معقوله لار ده!
طالبان دې په دې توګه اول پردې ملت او بيا پر ځان رحم وګړي او د پنجاب له لومو دې ځان ته هم نجات ورکړي!

https://fb.watch/dbCdSCZKY5/
داکتر صلاح سعيدي. 

محمد عارف عباسی23.05.2022کلیفورنیا  http://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

​آنانی که راه حل معضلۀ افغانستان را در جنگ می بینند و بر «گزینۀ نظامی» تأکید می ورزند، بدانند که این ملت اصلاح، تغییر و بهبود حال می خواهند نه جنگ و خون ریزی و واقعاً از آن بیزار اند.
آیا این جنگ طلبان از خون خوردن و خون ریختن سیر نه شده اند.اگر گزینۀ نظامی بازهم کاربرد تاکتیک یرغل ناگهانی، و بزن و بگریز باشد«چلیکی» مسلماً قربانی اصلی هزاران بی گناه است و ماحصل آن نفرت عوام علیه آن، چه مصاف رویارویی نا ممکن است.
اگر این حکومت جرگه را دائر و درب مذاکره می کشاید، این بهترین فرصتی است برای همه نهضت های مقاومت که به مذاکره و مصالحه برای خیر جامعه ارجحیت بخشیده، با تضمین مطمئن در جرگه اشتراک کرده موقف اصلاح طلبی شان را در فضای تفاهم و مسالمت با پیشنهادات عملی و سازنده تبارز دهند، تا ملت هر یک و نیات خیر شان را بر معیار های منافع ملی کشور درک نموده برای خود جایگاه و پایگاه مردمی ساخته کسب اعتبار و حمایت ملت بنمایند.
اعلامیه های مبهم و مغشوش از غار کوه ها و کشور های دگر فائده ندارد.
جنگ باید با حمایت اکثریت آخرین انتخاب باشد.

محمد داؤد مومند23.05.2022متحده ایالاتhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

​پیاوړی او منلی عزیز، داکتر صاحب غروال
زما د زړه له کومی نیکی هیلی او احترامات ومنه
ماته ستاسی څپیڅلی احساسات او ملی جذبات څرګند دی او د قدر په سترګو ورته ګورم.
محترما! د تاریخ او زمانی جبر ماته ځانله د دری ګونو ناوړو آلترنتیفونو نه ځانه دیوه انتخاب حق راکړی او بس.
د تاریخ او زمانی جبر، جبراْ حکم کوی چی د یوه انتخاب حق لرم او یا دا چی د خپل انتخاب د حق نه به تیریږم.
دا دری ګونی مفاهیم په لاندی ډول دی:
بد
بدتر
او بد ترین
نو زه ځان مجبور بولم تر څو چی د زمانی او تاریخ جبر ماته بل آلترنیتیف نه وی راکړی، به (بد) باندی قناعت وکړم او د (بدتر)او (بدترین) نه ځان وژغورم.
خدای مو تل سر لوړی لره.

محمد داؤد مومند23.05.2022متحده ایالاتhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

​     23.05.2022    mdmomand@yahoo.com
اهانت بزرگ به ذات پروردگار عالم، در سایت افغان جرمن!!
دیروز مشرک و ملحدی که برای خود، متناسب به فهم و شخصیت و اهلیت و لیاقتش اسم با مسماء، یعنی «سرمنگسک» را انتخاب نموده، با کمال دیده درایی و بی وقوفی، با سوء استفاده از سایت بی بند و بار و بی مهار سایت افغان، به ذات خداند یکتا، چنین مشرکانه و ملحدانه به افراز معده پرداخته است:
«...اگر شما این فداکاری را قبول نمایید مصرف راه از امریکا الی انقره به گردن من و (72 حور بهشتی از طرف خدا صاحب.)
این مشرک و ملحد که توسط حلقه های صلیبی و صهیونستی، در جهان غرب شست و شوی مغزی شده به خود حق میدهد که به پیروی از «سلمان رشدی» ملعون به اهانت ذات پروردگار بپردازد!!!
آیا درعرض و طول سایت افغان جرمن مسلمانی وجود ندارد که از همچو زهر پراگنی ضد عقاید اسلامی و معتقدات دینی 1500 ملیون مسلمانان جهان جلوگیری کند؟

دوکتور غروال23.05.2022ویانا

​قدردان محترم مومند صاحب سلامونه ، ما د تاسو مختصر کومنت د سقاؤیانو او طالبانو باره کښی ولوست ، مننه اما غواړم چی پدی هکله زه هم څو ټکی ولیکم : کله چی اجنبی غلامان ( سقاؤیان او طالبان ) د افغان ملت تباهی لپاره شریک باداران ولری او دوی د ژبو او قومیت بی اتفاقیو شعارونو لاندی د بادارانو له خوا نظر ددوی پلیتو پلانو لپاره ناستومانه حمایه کیږی او د بادارانو په امرااو هدایت سره د کابل ارګ بی له ادنا مقاومت د افغان ملت ځپلو لپاره یو بل ته خوشۍ کوی نو په ډاګه باید وویل شی چی دا دواړه غلامان ګروپونه ( سقاؤیان او طالبان ) د افغان ملت اساسی دوښمنان دی او د ایران مضر غلامان هم ناستومانه د افغان ملت تباهی ته ملا تړلی دی او ددی مکروبونو تهداب د پرچم او خلق له خوا ددوی بادار له خوا رامینځ ته شوۍ دی او امریکا او انګلیس ( سره د ایران ) همدا مکروبی پلان په سقاؤیانو او طالبانو تعقیبوی ، تاسو ته نه ښائی چی ددی مضرو مکروبونو تر مینځ د یو مکروبی ګروپ ملاتړی ته ملا وتړی ، بیا هم د تاسو خوښه !!!!


امریکا او انګلیس د شوروی څخه زیرنګه دی ځکه امریکا او انګلیس دا دواړه خپل ګروپونه ( سقاؤیان او طالبان ) جهان ته یوازنۍ مقاومت په حیث معرفی کړیدی لکه د افغان غیرتی ملت په ستره قربانی ظالم شوروی د خاوری څخه وشړل شو همداسی به د امریکا او انګلیس چوچیان هم شړل کیږی او د افغان غیرتی ملت وحدت د اجنبیانو پر ضد به ثابت پاتی کیږی البته دا به لږ څه وخت ونیسی ، د زیاتره معلومات لپاره خائین خلیلزاد سره تماس نیولۍ شی او هغه د ما په حیصه کښی مفصل معلومات درکولۍ شی چی ما او دوستانو له کومه وخته د امریکا اوانګلیس پر ضد د ملی وحدت ساتلو لپاره هلی ځلی شروع کړیدی !!!!

الله محمد22.05.2022آلمانhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

​برادر محترمم بسم الله جان!
با ابراز تشکری از سلام های گرم شما محترم، بالمقابل سلام تقدیم است:
0-" مراتب تشکرات عمیق من را نسبت جواباتی جامع و دور به دراز"
با وجود جامع بودن چنانچه می نویسید ، از نگاه شما محترم کافی دراز نبود تا قناعت شما را حاصل نموده می توانست که با نوشته اخیر تان نزد استاد ریاضی تان مراجعه نموده اید تا حل مشکل نموده یک دو سانتی متر اضافتر و دراز ترو ضخیم تر بنویسد یعنی از دو ضلعی به سه ضلعی و چهار ضلعی رفته و در نهایت همه انرا به یک دایره تبدیل نموده که سر و اخیر ان یکی باشد تا ملت را از گنکسیت رها نماید .
1-"شما زیاد از مردم افغانستان، مردم افغانستان صحبت میکنید".
اگر چنین است که شما می نویسید، پس همه ما چنین می کنیم چونکه موضوع بحث ما انجا است نه کشور دیگری، که بدین وسیله از شما مانند سلامهای تان ابراز تشکری نموده که مرا متوجه ساخته اید . .
2-"3 نسل × 18 سال سن قانونی = 48 سال جنگ ، ویرانی و تباهی. که حاصل آن چننین است: نه سواد نه علم نه فن نه آگاهی نه جهان بینی."
در مدت بیست سال گذشته با آمدن تخنالوژی جدید و دیگر امکانات "حاصلات" به مراتب بهتر از چیزی است که شما در بالا تحریر نموده اید. و بنده بعضاٌ به همین خاطر می نویسم تا به ضم شما ان بی سوادان با آن خصوصیات که شما در بالا می نویسید با افکار بی سودان و نادانان و مفسیدن "انقره" دو باره یعنی بار سوم فریب نخورند.
3-"شما چطور انتظار میداشته باشید که اینها برای تعیین سرنوشت کشور خود و آیندۀ وطن خود مثبت بیاندیشند و کاری را انجام دهند."
تعین نمودن سر نوشت یک جامعه بدست حاکمان آن است که هر گاه سالم و مثبت بیاندیشند ، دیگران را به همان طرف انکشاف مثبت اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی سوق می دهند.
4-"95 فیصد گنگس و گول از جور روزگار در پشت یک لقمه نان از پگاه تا بیگاه."
یعنی از صد نفر را که شما در انجا ملاقات می نمایید، 95 نفر گنکس و گول است. شکر خداوند که شما در جمله 5 نفر بیدار هستید و از دیدن 95 نفر گنکس و گول حتما شما هم به شکلی دیگری گنکس و گول شده که وضع بالای شان را به ما اطلاع داده اید. خدا کند که پیلوتان ما در جمله 5 نفر باشند در غیر سقوط حتمی است.
5-"این بدین میماند که شما یک چند کور و کر را در یک چاراهی تنها بگذارید و برایشان بگویید که از حالا ترافیکی کنید، پس امکان ندارد. "
از مثال خنده دار تان تشکر ، زیرا بسیار پر مفهوم است. در چا راهی های کشور تا کنون اصلاٌ ترافیک وجود نداشت و اگر هم داشت داخل غرفه شاهی خود می نشستند.

6-" برای همین من نوشتم که آنها سرنوشت خود را بدست همین منافقین اعظم و مفسدین فی الارض میبیند"
چرا سر نوشت خود را بدست شما انسان دلسوز نبینند نسبت به مفسدین. برای بنده جالب این است که شما محترم بدون گرفتن احصایه موفق شده اید ارای مردم را معلوم نمایید. این کار هر کس هم نیست.
7-"و فکر میکنند حداقل در دوران آنها یک قوت الیاموت از یک کنج و کناری بدهنشان میرسید."
یعنی حالا هیچ نمی رسد که همه کنگس و گول هستند. گرسنگی واقعاٌ بد چیز است گرچه می گویند کم بخور و کم گپ بزن و کم بخواب انسان را به مقام های بالای روحی و معنوی می برد اما قسمیکه معلوم می گردد اینطور نیست بلکه بر عکس ان یعنی زیاد بخور، زیاد بخواب و زیاد بگو انسان را به مقام های معنوی می برد که شما خواسته اید این مقام داران را به ما معرفی نمایید.
8-" البته غافل از اینکه الگو های سیاسی شان مثلاً یونس جان قانونی لنگ لنگان در جاده های لندن با 50 ملیون دالر در حساب بانکی اش چکر میزند و یا شکریه جان بارکزی در ناروی از استدیو به استدیو رفته و با جیبهای پر از دالر مانند گاوان پیر هنوز هم کنجاره خواب میبیند."
بسیار خوب. قسمیکه معلوم می گردد تبصره اول تان با دوم تان ارتباط ندارد و این مفسدین طرف انتقاد شما هم هستند.
9-"تشکر از توجه شما."
از شما هم تشکر که موقع نوشتن را برایم مساعد ساختید.
10-"بسمل الله جان، کابل"
نمی دانستم که "بسم الله جان" را هم می شود "بسمل الله جان" نوشت که در زمینه استاد ادبیات ما محترم معروفی صاحب باید نظر محترم شان را ابراز بدارند ، زیرا نامبرده واقعاٌ قادر است از ریگ یک "کلمه" روغن انرا از کتاب اوستا بکشد اگر دلش بخواهد و حوصله داشته باشد. .
آمد و رفت نفس نیرنگ طوفان بلاست
موج این دریا به چشم اهل عبرت اژدهاست
سایه ایم از دستگاه ما سیه بختان مپرس
آنکه روزش از دل شب بر نیامد روز ماست
معنیء اشفتگی "بیدل" ز زلف یار مپرس
نسخهء فکر پریشان جمع در طبع رساست

محمد داؤد مومند22.05.2022متحده ایالاتhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

​رفیق سرمنگسک سایت افغان جرمن.
اولتر از همه شما چادری و دولاق خود را که هدفش اختفاء هویت و شخصیت تان است از سر و بدن خود دور کنید، تا آدمیت و موجودیت فزیکی تان از زیر شبح نمایان گردد، بعد از آن وعده های مروت و مردانگی منافقانه تان را ابراز دارید.
اختفاء هویت و شخصیت کار منافقان و عناصر وابسته با سازمان های استخباراتی است.
ای بسا آدم که ابلیسی کند
ای بسا شیطان که ادریسی کند.

A. Halim Hakimi 22.05.2022USAhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

In connection with the statements of Mr. Allah Mohammad and Mr. Akhtar Yousefi, and I can add that the foundations and fundamentals of the Americans and many other governing systems are based exclusively on the capitalist structure of the economy.
American thinkers believed/s that separation of economic class is the basis for job creation and intense competition in par with human nature to possess and get ahead of others.
It looks like that in Afghanistan, the top powerful economical class such as a good numbers of previous government members are already established and as soon as successfully merges with Taliban the process will still be on track. It worked in Arabian desert for almost a century!

بسم الله جان22.05.2022کابل  http://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/Germany.png

​برادر محترم الله محمد خان مراتب تشکرات عمیق من را نسبت جواباتی جامع و دور به دراز شما ازین طریق بپذیرید.
شما زیاد از مردم افغانستان، مردم افغانستان صحبت میکنید و فراموش میکنید که مردم افغانستان سه نسل را در جنگ سپری نموده اند. شنیدم که علاقمند ریاضیات هم هستید، پس حسابش بسیار بسیط است: 3 نسل × 18 سال سن قانونی = 48 سال جنگ ، ویرانی و تباهی. که حاصل آن چننین است: نه سواد نه علم نه فن نه آگاهی نه جهان بینی. 95 فیصد گنگس و گول از جور روزگار در پشت یک لقمه نان از پگاه تا بیگاه.
شما چطور انتظار میداشته باشید که اینها برای تعیین سرنوشت کشور خود و آیندۀ وطن خود مثبت بیاندیشند و کاری را انجام دهند. این بدین میماند که شما یک چند کور و کر را در یک چاراهی تنها بگذارید و برایشان بگویید که از حالا ترافیکی کنید، پس امکان ندارد. برای همین من نوشتم که آنها سرنوشت خود را بدست همین منافقین اعظم و مفسدین فی الارض میبیند و فکر میکنند حداقل در دوران آنها یک قوت الیاموت از یک کنج و کناری بدهنشان میرسید. البته غافل از اینکه الگو های سیاسی شان مثلاً یونس جان قانونی لنگ لنگان در جاده های لندن با 50 ملیون دالر در حساب بانکی اش چکر میزند و یا شکریه جان بارکزی در ناروی از استدیو به استدیو رفته و با جیبهای پر از دالر مانند گاوان پیر هنوز هم کنجاره خواب میبیند.
تشکر از توجه شما.
بسمل الله جان، کابل

الله محمد22.05.2022آلمانhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

​برادر عزیزم بسم الله جان!
بعد از عرض سلام و احترام به شما محترم و آرزوی سلامتی تان از بارگاه خداوند متعال، جملات تبصره شما طرف علاقه ام قرار گرفت:
1-"سلام وطنداران گرامی،" علیکوم از سلام برادر محترم، بسیار تشکر.
2-"در چند روز اخیر مطالب زیادی در این وبسایت بنشر رسید،"
انقدر زیاد هم نیست مانند وبسایت های دیگر، اما شما درست می فرمایید برای یکی زیاد است مانند شما و برای یکی کم.
2-" که تمامی برضد اجتماع گروه ارشرخ و نوگرد در انقره میباشد."
"ارشرخ و نوگرد" را نفهمیدم اما مطلب درک میشود، که گویا مطالب بر ضد اجتماع فراریان و عفه شده گان صورت گرفته باشد. حتماٌ آن دوستان دلایل و چشم دید های داشته اند و دارند که چنین نوشته اند که برای بنده به حیث خواننده طور مثال مطالب شان قابل فهم است.
3-"از متون نشرات شما دیده میشود، نویسندگان محترم که خود را تکلیف داده و نوشته های خویش را در رشتۀ قلم درآورده اند، سالیان زیادی زندگی خود را در خارج از افغانستان سپری نموده اند و از واقعیت های کشور خود آگاهی کامل ندارند."
تمام انهای که به فرموده شما در خارج هستند، از دست همین های که به فرموده شما بر ضد شان مطالب نوشته اند از اثر جنگهای داخلی شان و خرابی خانه های شان ، فرار داده شده اند و زند گی ابرومندانهء شان را خراب نمودند. بعد از چانس دوم که برایشان هم مهیا ساخته شد بعد از سپتامبر 2001 به چور و چپاول دارایی های که برای این مردم غرض بهبود زندگی شان داده میشد با 18 رقم پلو خوری حیف و میل می شدو از این پولها قصر ها اباد نموده اند و بقیه را هم در بانکهای خارج فرستاده اند. از سر خمی به پول و دالر مندان که بگذریم. ضمناً امروز خارج و داخل معنی خود را از دست داده با این پیشرفت که در عالم علم صورت گرفته است و امروز همه در صورت علاقه می توانند اگاهی کامل از اوضاع در مدت کمتر از یک ساعت بعد از وقوع ان اگاهی پیدا نمایند.

4-"نخیر برادران عزیز، حقیقت این است که مردم افغانستان همین مفسدین اعظم و منافقین برحال را میخواهند"
اگر چنین باشد که شما نوشته اید پس معلوم است که مردم افغانستان مفسد و منافق هستند که خواهان مفسدین و منافقین هستند که این غیر محال است بلکه این نظر شما است نه نظر مردم افغانستان. لطفاٌ فکر نموده بنویسید و باعث توهین این مردم با چنین طرز نوشتن نگردید.
4-" و حاکمیت شان را بر چاکران فعلی پاکستانی ترجیح میدهند."
تا جاییکه بنده تشخیص داده توانسته ام حاکمیت فعلی با پاکستان هم در بعضی قضایا مشکل دارد و در حالیکه یک کشوری مانند افغانستان را تحت سلطه خود داشته باشند ضرورت "چاکری" به دیگران را منطقاٌ هم نباید قبول نمود و تاریخ کشور افغانستان به وضاعت نشان داده که فقط با داشتن استقلال عمل در سیاست داخلی و خارجی حاکمان ان قادر به حکومت داری عادلانه و خوب شده می توانند. احتمالاٌ کمبودی های دیگری در حاکمیت فعلی وجود داشته باشد که باید انرا تشخیص و رفع نمود تا کشور از این حالت بیرون شده بتواند یعنی همکاری با قشر وسیع دانشمندان کشور در د اخل و خارج کشور باید جستجو گردد تا کشتی را به صورت درست نافیگیشن نموده توانست.
6-" مردم افغانستان که متأسفانه دگر نیرو و توان مبارزۀ فزیکی را در مقابل لشکر جهل ندارند،"
لشکریان جعل در سطح ملی و بین المللی در ظرف همین چهل و چند سال کشور را تا به همین نقطه رسانیده اند که باید حالا این مردم به شمول حاکمان آن متحدانه با جامعه بین المللی کشور را از این حالت بیرون نموده بتوانند و خود را با مسایل واقعاٌ پیش پا افتاده مصروف و بند نسازند تا روحیه ملی و بین المللی را بر ضد خود با این مدیای های امروزی مواجه نسازند. آیا این جعل نبود که بنام نان، خانه و لباس مردمان را از بین بردند و آواره ساختند و به فرموده مرحوم نوری صاحب فقط طبقه "ندافان" را غزض نگرفتند . از جوالی گرفته تا قصاب و پوهاند کشور را از بین بردند. بعد هم این جهل نبود که هفت و هشت گرو بنام اسلام میخ در فرق مردم کوبیدن و غیره اعمال غیر انسانی که اسلام را شرماندند که همه ان ثبت تاریخ است.

7-"خوب آگاه هستند که اگر 25 سال دیگر را در زیر برقعه نفس بکشند،"
بیست و پنج سال وقت بسیار زیاد است لا اقل ما در این دنیا دیگر نیستیم اما بنده فکر می کنم که امارات اسلامی افغانستان باید سطح ادارهء کشور را با استراتیژی های کاملاٌ جدید که صد فیصد طرف قبول جامعه افغانستان و بین المللی شده می تواند عیار نموده بدون اینکه جزی ترین خدشه در اصل اصول اسلامی ما وارد شده بتواند. همین است که باید با اهل خبره کشور در داخل و خارج کشور با در نظر داشت اینکه در داخل قدرت مشکل اساسی شان را درک نموده و طراحی های" بکر" را بیرون داده بتوانند. تا جاییکه دیده می شود ما به کمبود استراتیژی های مختلفه در ساحات مختلفه مواجعه هستیم که باید بر طرف گردد.

8-"علم و دانش را مختص به تلاوت القرآن العظيم نمایند،"
شما مطمین باشید که هر گاه انانیکه قران کریم را به صورت درست درک و تلاوت نمایند علوم ساینس را هم بهتر درک می نمایند. قران کریم سراسر غرض بهبود اخلاق بشر کار می نماید و هر قدر انسان با خواندن و درک قران کریم انس بگیرد تمرکز فکری خوب پیدا نموده کار های روزمره را هم به وجه احسن ان انجام می دهد.
9-"امیدی برای آینده دگر نخواهد داشت."
بهترین اینده یک انسان را اخلاق خوب تضمین می نماید، و انرا می توان از طریق درک فرهنگ اسلامی ما پیدا نمود به شمول قرات و درک اساسی قران.

1-" فقط سؤال مهم اینست که چطور میتوانند مفسدین فی الارض و منافقین خدا نترس حاکمیت لشکر جهل را بدون خونریزی زیاد پایان بخشند."
جواب سوال بسیار ساده است. جعل خود را به علم تبدیل نمایند و از گذشته خود اموخته باشند و با سر نوشت یک ملت دیگر بازی نه نمایند.
11-"والسلام"
والصلاة والسلام على رسول الله
دوش در محفل به رنگ رفته شمعی میگریست
قدردانان یاد "بیدل" هم باین قانون کنید

اختر یوسفی22.05.2022امریکاhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/USA.png
وطناران محترم !
مردم کشور را بیشتر از این از این با شعارهای فریبنده تبلیغاتی دشمنان خارجی و نوکران داخلی آن گمراه نسازید، گویا مردم مفسدین را میخواهند. بیش از چهار دهه است که در اثر تداوم جنگهای نیابتی دشمنان کشور برای مردم حق تعیین سرنوشت خویش داده نشده است. برای خواستهای مردم نباید تهمت زد، دچار کردن مردم افغانستان با این سرنوشت دشوار جنایتبار را خود مردم کشور تعیین نکرده اند، مردم مظلوم افغانستان نه مفسدین گذشته و نه طالبان وحشی را بقدرت رسانیده اند، مردم افغانستان جنگهای تحمیلی دشمنان و طرفهای جنگهای تحمیلی را نمحواهند.
مردم مظلوم و بیدفاع افغانستان زندگی صلح امیز کار و تأمین معشیت آبرمندانه انساتی را نیاز دارند. مردم افغانستان با مفسدین و طالبان وحشی نیاز ندارند. مردم افغانستان با "اسلام" آباد پاکستان و انقره ترکیه نرفته بودند که طالبان وحشی ویا مفسدین غارتگر گذشته را میخواهند. مردم افغانستان طعمه توطیه دشمنان خارجی و داخلی استند، اگر طالبان وحشی اند و یا مفسدین "اتحاد" غارتگر شمال. مردم دشمنان رنگارنگ مردم افغانستان با عناوین مختلف برای تطبیق اهداف شوم شان در میهن ما، نخست توسط مزدوران، و اجیر داخلی خود چون طالبان وحشی و مفسدین "اتحاد" غارتگر شمال، براساس بهانه جویها چنان شرایط متشنج و وحشت را در کشور ایجاد میکنند، که مردم در میان دود و آتش توطیه ها جنگ دشمنان زمینه دید حقایق را برای مردم میهن دوست مغشوش می سازند، تا قوتهای ملی در کشور نتوانند متوجه علل اصلی جنگ دشمنان باشند، نتوانند جلو توطیه های دشمنان را بموقع بگیرند. مثال زنده ادامه توطیه جنگهای نیابتی دشمنان درافغانستان همین اکنون بشدت آن جریان دارد، از یکطرف تهدیدات وحشیانه طالبان در داخل کشور و از جانب دیگر شورای "مقاومت" غارتگران برای چپاول افغانستان در انقره تشکیل شده که درعقب هردو طرف جنگ دشمنان مردم افغانستان قرار دارند.


بسم الله جان22.05.2022کابلhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/Germany.png

سلام وطنداران گرامی،
در چند روز اخیر مطالب زیادی در این وبسایت بنشر رسید، که تمامی برضد اجتماع گروه ارشرخ و نوگرد در انقره میباشد. از متون نشرات شما دیده میشود، نویسندگان محترم که خود را تکلیف داده و نوشته های خویش را در رشتۀ قلم درآورده اند، سالیان زیادی زندگی خود را در خارج از افغانستان سپری نموده اند و از واقعیت های کشور خود آگاهی کامل ندارند.
نخیر برادران عزیز، حقیقت این است که مردم افغانستان همین مفسدین اعظم و منافقین برحال را میخواهند و حاکمیت شان را بر چاکران فعلی پاکستانی ترجیح میدهند. مردم افغانستان که متأسفانه دگر نیرو و توان مبارزۀ فزیکی را در مقابل لشکر جهل ندارند، خوب آگاه هستند که اگر 25 سال دیگر را در زیر برقعه نفس بکشند، علم و دانش را مختص به تلاوت القرآن العظيم نمایند، امیدی برای آینده دگر نخواهد داشت. فقط سؤال مهم اینست که چطور میتوانند مفسدین فی الارض و منافقین خدا نترس حاکمیت لشکر جهل را بدون خونریزی زیاد پایان بخشند.
والسلام

محمد داؤد مومند21.05.2022متحده ایالاتhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

​ایکاش میتوانستم خود را فدا کنم ولی شیاطین را به جهنم بفرستم.
مجلس شیاطین و ابلیسان عصر حاضر در انقره دائر شد، این مفسدین فی الارض و السماء هنوز هم از حمایت حلقه سیاسی جهان برخوردارند، زیرا از یکطرف حلقه های ممد و مؤید شان از شروع به اصطلاح دوره جهادی بر آن ها سرمایه گذاری بزرگ کرده اند و هم از طرفی از این جواسیس مادر زاد، به حیث وسیله فشار علیه امارت اسلامی کار میگرند، مطبوعات و مدیای مزدور حرکات مزورانه این موش های به اصطلاح آزادی خواه و سکیولر را نام «مقاومت دوم» داده اند.
سران دولت فاسد و کثیف ایران، در حالیکه اضلاع متحده را شیطان بزرگ نام نهاده اند ولی در موازات شیطان بزرگ به قوله کشی «حکومت همه شمول» در افغانستان تمرین میکنند.
دولت شیطانی ایران دیده درایی را به حدی رسانده که گفته اند، حاضر اند برای ایجاد حکومت شمول در افغانستان با امارت اسلامی همکاری نمایند.
حکومات مفسد و فاسد دوره اشغال هم برای اضلاع متحده و هم برای دولت شیطانی ایران همه شمول بود، زیرا همین شیاطین فراری و لنده غرانی که در انقره مجلس بر پا کردند، در حکومت گذشته نقش کلیدی داشتند و وظیف استخباراتی خود به حیث غلام و برده در برابر باداران و اربابان خود اجراء میکردند، و اگر امروز امارت اسلامی تحت فشار کشور جهانی قرار گرفته و با ایشان به تقسیم قدرت و یا به عبارت دیگر به تجزیه افغانستان موافقت کنند، دولت امارت اسلامی همه شمول خواهد بود.
متأسفم که یک عده بزرگ ملیگرایان و دانشمندان طور مثال شاغلی عنایت الله آشفته، داکتر مختار و غیره در مصاحبه های خود عنوانی امارت اسلامی پیشنهاد میکنند که امارت اسلامی باید در ترکیب حکومت خود نماینده های تمام اقوام و مذاهب و احزاب ووورا جای دهند.
همچو پیشنهاد از نگاه من از ریشه غلط و نادرست بوده مفهوم قومی ساختن و حزبی ساختن حکومت را میدهد، به نظر من این پیشنهاد ها باید به شکل ذیل تغییر شکل یابد بدین عبارت که:امارت اسلامی بمنظور تشکل یک حکومت ملی و مردمی باید نمایندگان تمام اقشار و طبقات جامعه را به استثناء جواسیس خارجی در حکومت خود سهیم سازند.»
مجلس شیاطین در انتقره خونم را چنان بجوش آورد که با خود گفتم، کاش امکانات عملی برایم میسر میبود که حاضرین این مجلس شیطانی را با فذا کردن خود به جهنم میفرستادم و دامان وطن را از لوث این ویروس سرطانی پاک میکردم.
ولی این خیال است و محال ..
عرضی هم خدمت گراقدر غروال صاحب
طالبانو سپی بهتر تر سقاوی دی
که هزار واره طالب بدتر تر سپی دی
په درناوی

الله محمد 21.05.2022آلمانhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png
با عرض سلام.
مقالهء خانم لین اودانل " قرار نبود که طالبان بر افغانستان مسلط شوند؛ واشنگتن اما تحقق این امر را حتمی کرد." اگر بنویسم که کاملاٌ غیر واقعی است اشتباه ننوشته ام. ثبوت غیر واقعی آن ایجاب یک رسالهء کوچک را می نماید که در اینجا خطوط اساسی آن به صورت فشرده ترسیم می گردد. دلیل اشغال افغانستان توسط قوای نظامی ناتو و نصب بی کفایتان در قدرت به همه معلوم است. قدرتمندان بی کفایت بعد از نصب شان به چور و چپاول دارایی های مالیه دهنده گان کشور های غربی مشغول شده و در اثر عدم نا رضایتی مردم از وضع موجود و پیدایش مقاومت مسلح در برابر اشغال، "چورچیان" روز به روز دعوت به قوای نظامی زیاتر در کشور را می نمودند و غرب هم بدون درک درست خصوصیات این سرزمین به فکر اینکه این رهبران نادان اوضاع را بهتر می دانند به اقدامات نظامی زیاتر دست زده یعنی برای حفظ قدرت نادانان و چورچیان کار صورت می گرفت.
امریکا و غرب در اثر بمباران و غیره عملیات های نظامی روز به روز جبهه مقاومت مسلح را تقویه نموده تا اینکه متوجه شدند که بازنده هستند و اعلان خروخ خود را در سال 2009 به تدریج الی 2014 نموده که فشار های داخلی در کشور های شان هم رول عمده را بازی می نمود. به هر حال با تقویه قوای نظامی کشور حالا می خواستند که افغان ها در مقابل افغان بجنگند تا اینکه دست محترم غنی را جان کیری گرفت و برنده انتخابات 2014 ساختن و در سال 2018 مذاکرات غرض خروج قوای نظامی را آغاز نمودند.
هدف اینکه مقاومت مسلح با در نظر داشت تاریخ گذشته کشور بعد از 2006 مخصوصاٌ 2009 و در نهایت 2014 کاملاٌ مطمین به دلایل کاملاٌ قناعت بخش بودند که در نبرد کامیاب و قدرت دولتی را می گیرند و نویسنده این سطور هم از شروع اشتباهات غرب و همکاران شان با شناخت عمیق از تاریخ و روانشناسی مردم خود و غرب به این نتیجه رسیده بود، مخصوصاٌ بی کفایتی سران کشور.
در توافقنامه امریکا با طالبان بتاریخ 29 فبروری 2020 به وضاعت نوشته شده است که:" بخش های فوق با هم مرتبط و با هم وابسته هستند و هر یک مطابق جدول زمانی توافق‌‌شده و شرایط توافق‌شده تطبیق خواهد شد. توافق در مورد دو بخش اول راه را برای دو بخش آخر هموار می‌کند."
به وضاعت از "وابستگی و ارتباط" بخش های توافقنامه با هم تذکر رفته یعنی بخش سوم آن که مذاکرات بین‌الافغانی را تاکید می کند که در دهم مارچ 2020 غرض پیدا نمودن راه سیاسی آینده افغانستان بود با همدیگر گره خورده اند و در واقعیت هم همه ان یک پاکت باید می بود و هم بود. .

در بخش سوم تسریع گردیده بود که:" ایالات متحده و امارت اسلامی افغانستان -که توسط ایالات متحده به‌عنوان دولت شناخته نمی‌شود و به‌عنوان طالبان شناخته می‌شود- به دنبال روابط مثبت با یکدیگر هستند و انتظار دارند که روابط بین ایالات متحده و حکومت اسلامی جدید پسا توافق که توسط مذاکرات بین‌الافغانی تعیین می‌شود، مثبت باشد." و " ایالات متحده به دنبال همکاری اقتصادی با حکومت اسلامی جدید پساتوافق که توسط مذاکرات بین‌الافغانی تعیین می‌شود، برای بازسازی [افغانستان] خواهد بود و در امور داخلی آن دخالت نخواهد کرد."
یکی از بزرگترین و ظایف ملی و بین المللی حکومت کابل با در نظر داشت انکشاف سیاسی و نظامی از 2006 الی 2018 ، موضوع "درک" نمودن و مهم بودن حالت بود تا با یک تیم مجرب و وارد در فقه اسلامی در مذاکرات بین الافغانی به صورت مسالمت امیز قدرت را به طالبان که میدان را واضع برده بودند، انتقال داده با توافق نمودن بالای موارد مهم اجتماعی غرض ادارهء بعدی کشور . متاسفانه حکومت اصلاٌ این لیاقت را از نگاه های مختلف نداشت بلکه فقط در فکر سپوتاژ مذاکرات به انواع مختلف بوده و امید به اینکه بایدن ریس جمهور گردد و تصمصم امریکا را تغیر دهد. به این سویه ما بی سویه عمل نموده ایم. فلهذا گفتار ذیل خانم لین اودانل نویسنده فارین پالیسی اساس ندارد که:
" سیگار به این نتیجه رسیده است که توافق ناقص ترمپ با طالبان که در 2۹ فبروری 2۰2۰ امضا شد، و تصمیم بایدن برای عمل به نص آن توافقنامه "با وجود عدم پایبندی طالبان به تعهداتشان از جمله قطع رابطه با القاعده"، نیروهای دفاعی و امنیتی افغانستان را بی روحیه کرد."
نه تنها جملهء بالای نویسنده غیر واقعی است بلکه نکات زیادی دیگری هم در نوشته است که نمایندگی از عدم معلومات درست وی را از تاریخ، جامعه و سیاستمداران افغانستان را نشان می دهد، زیرا حکومت امارات اسلامی بار ها تکرار نموده که با القاعده تماس ندارد و توافق نامه هم ناقص چنانچه خانم می نویسد ، نبوده بلکه حکومت وقت در اثر بی کفایتی انرا ناقص ساخته. با به وجود آمدن یک حکومت پسا توافق، امروز انکشاف عمومی کشور طور دیگری باید می بود. جالب اینست که آقای محب که اصلاٌ فهم و دانش سیاسی یک جوالی را هم ندارد و بعد از 2018 باعث قتل ده ها هزار افغان گردیده اند فکر می کند با یک معذرت همه را دو باره با یک جادوی عصای موسی ع زنده ساخته است. .
اینکه امریکا حکومت طالبان را به رسمیت هم تا کنون نشناخته دلیلش از نگاه حقوقی باید این باشد که انها تاکید در توافقنامه به حکومت پسا توافق نموده بودند که اصلاٌ به وجود نیامده یعنی بعضی نکات توافقنامه خود به خود نقص است.
در ساز حیرت من مضمون ناله دریاب
گرد نگاه دارد فریاد نا توانی
بیدل


اختر یوسفی21.05.2022امریکاhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/USA.png
تسلط طالبان برافغانستان امر تصادفی نبوده است. مبلغین و تیوری پردازان غربی بیجهت تبلیغ میکنند که قرار نبود که طالبان برافغانستان مسلط شوند.هیچ سندی و هیچ تظمین در اهداف سیاسی امریکا و کشورهای ناتو در عمل وجود ندارد، که امریکا و کشورهای ناتو طالبان و سایر گروهی دهشتگر را برای پیشبرد اهداف خویش استخدام نکنند.این نظر و فرضیه فوق مبلغین غربی در قالب فکاهی کاملٱ مسخره است حقیقت ندارد، نظریه پردازان و مبلغین درغرب چنین تحلیلهای بی اساس را در بازیهای سیاسی بزرگ برای توجه و تغییر مسیر افکار عامه جوامع بشری بدون درنظرداشت حقایق آن جهت تبلیغات فریبنده مردم بکار می برند.
سیاستهای ابرقدرتها درجهان امروزی برای پیشبرد اهداف ستراتیژیک خویش عمل میکنند، سیاستهای ابرقدرتها هیچگاهی درعمل تابع نظرات احساسات اخلاقی و خیالی دیگران نیستند. اسناد، شواهد و کافی وجود دارد، که بعد از شکست امریکا در جنگ ویتنام، درطی پنج دهه اخیر رقابتها و مداخلات ایالات متحده امریکا و اتحاد جماهیر شوروی/ روسیه درهنگام جنگ سرد و گرم درافغانستان و اطراف آن تا هنوزهم با شدت خود ادامه داشته است، همین اکنون نیز هم چنین درجنگ رقابتی در اوکراین ادامه دارد. استخدام چوکیداران ایالات متحده امریکا درافغانستان، بقدرت رسانیدن تظیمهای "جهادی"(صبغت الله مجددی با سخنگویی حامد کرزی، برهان الدین ربانی با جنگجویان شورای نظار احمدشاه مسعود)، "اتحاد" شمال گلمجمان دوستم، پیروان آغاخان انگلیس در دره کیان، ظهور دو بار امارت "اسلامی طالبان در کشور، نامگذاری سرپوش حامد کرزی در کنفرانس بن، با ادامه قدرت ادامه "اتحاد" شمال، وظیفه چوکیداری اشرف غنی، همه وهمه پدیده های تصادفی نیستند، بلکه نیاز رقابت امریکا در افغانستان است. خروج شتابان قوای نظامی امریکا وناتو از افغانستان بقدرت رسیدن مجدد گروه افراطی طالبان براساس اهداف سترتیژی ایالات متحده امریکا صورت گرفته است. برای ابر قدرتها شکست مطرح نیست، ابرقدرتها اهداف خود را عملی مینمایند. نباید با تبلیغات بی اساس لاف و پوف گروهی افراطی طالبان در مورد فتح افغانستان، شکست ایالات متحده امریکا گوش کرد، مثالهای دوستی اتحاد جماهیر شوروی و ایالات متحده امریکا با افغانستان برای زمان طویل المدت تفاوت ماهیوی برای افغانها ندارد. افغانها باید برای دین ملی خویش خوشباوری های بی اساسی و شایعات تبلیغاتی دشمنان را کنار بگذارند، آگاهان امور سیاست این مسائل را بخوبی میدانند، که ابر قدرتها دوست دائمی ندارند، بلکه منافع دائمی دارند، هیچ ابرقدرت نمی خواهد که قیم دائمی یک کشور دیگر برای ابد باشد. گروه تندرو افراطی طالبان براساس نقشه ها سترتیژیک ایالات متحده امریکا بکمک پاکستان وعربستان سعودی در ۱۹۹۴ میلادی برای پیشبرد اهداف امریکا درافغانستان ساخته شده است، شوخی نیست، که در هردو دور حاکمیت طالبان درافغانستان توسط افراد گمنام بدون دیدن روی و صورت "امیرالمومینین" آن، بدون برسمیت شناختن حکومت طالبان عرض اندام می نموده است، تعاملات روابط پس پرده با رقبای هر دوطرف توسط امارت "اسلامی" طالبان ادامه دارد. ای تیاتر طوری شکلگیری شده که اوامر افراطی وحشت طالبان از یکطرف و تهدید "مقاومت" "اتحاد" شامل درافغانستان از جانب دیگر هردو در کنترول استخبارات بیرون رقبای جنگی قرار دارد.


A. Halim Hakimi21.05.2022USAhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/USA.png
" د طالبانو د امر بالمعروف او نهی عن المنکر وزير شېخ محمد خالد د کرزي د دغو څرګندونو په غبرګون کې ويلي، چې کرزی د پردو ښځو لپاره ازادي غواړي، خو خپله ښځه یې له رسنيو او ټولنيز حضور څخه منع کړې وه.
نوموړي پر کرزي تور لګولی، چې د تېرو ۲۰ کلونو په موده کې یې د بهرنيانو د خوشالولو په موخه افغان ښځو ته هر ډول ازادۍ وغوښتې، خو خپلې مېرمنې ته یې دغه آزادۍ ورنه کړې."


Very funny but to a point true statement. For some of us, though, there is only a hairline separation between Talibs and Ikhwanis attitude as it relates to women civil-right issues. The former often do as it says while the latter from time to time follow liberal attitude towards other females, chaining their own.


Ehssanullah Mayar 21.05.2022Ashburnhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/USA.png
محترم داکتر تره کی ! مضمون شما را تحت عنوان" تصاحب فاتحانه قدرت سیاسی به حاکمیت مشروعیت نمی بخشد" و سوابق مشرح آن را با علاقه مطالعه نمودم. در صفحۀ سوم سه پاراگراف اخیر نوشتۀ شما در مبحث نتیجه می نگارید :

- علی العجاله در افغانستان زیر کنترول طالبان رفتن به سوی انتخابات به دلایل تخنیکی امکان پذیر نیست.
- یګانه مرجع کسب مشروعیت لویه جرګه است. به شرطیکه دور از اعمال نفوذ سیاسی حکومت برحال و به نمایندګی صادقانه از مردم دائر شود. لویه جرګه به یک حکومت نو با ترکیب طالب و تکننوکرات رای اعتماد خواهد داد. حکومت نو اقلن برای دوسال ایفای وظیفه خواهد نمود.
- حکومت موقتی جدید که از لویه جرګه کسب مشروعیت کرده است، توسط جامعه بین المللی به رسمیت شناخته خواهد شد. حکومت بیش از همه موضوع تسوید قانون اساسی را به کمسیونی که از جانب لویه جرګه تعیین شده است حواله خواهد کرد. بعد از انقضای الاقل دوسال افغانستان آماده برګزاری انتخابات بر مبنای قانون جدید خواهد ګردید.

دانشمند گرانقدر: با نظر تان در قبال رفتن به سوی انتخابات گفتنیی نداشته قابل پذیرفتن است.
در پاراگراف دوم نوشتۀ تان حل مشکل امروزی نظام را در دایر نمودن لویه جرگه وانمود کرده و جملۀ دوم آن را با "به شرطیکه"آغاز مینمائید که با پیاده نمودن این شرط در عمل مشکل دارم. تحریک طالبان که در سال 1994 در افق سیاسی و نظامی جنگهای افغانستان پدیدار شد در سال 1996 نظام مملو از فریب و خدعۀ ربانی را منقرض گردانیده و در یک افغانستان خرابه تا سال 2001 بنحوی افغانستان حکومتداری نمودند.

بعد از حملات قوای ناتو بسرکردگی ایالات متحده و اشغال افغانستان نظام طالبان و نظامداران آنها بیست سال به حال نکبتی سپری نمودند که از قیاس بشری خارج بوده و باورناکردنی است. ابعاد چگونگی به قدرت رسیدن طالبان در "امارت اسلامی افغانستان" وسیع بوده که نمیتوان بالای آن در این مختصر نظری ارائه نمود.

اگر مطلب شما از دایر نمودن لویه جرگه بنحوی ربانی که بنام "حل و عقد" در هرات باشد فکر نکنم که امارت اسلامی طالبان در تدویر همجنس آن در کندهار مشکلی داشته باشد تا دعوی مشروعیت کرده بتواند.
بنده در وضع کنونی افغانستان تدویر لویه جرگه عنعنوی را وآنهم با اشتراک تکنوکراتهای امتحان شده از تصور دور میدانم.
تا جائیکه بنده بخود اجازه داده میتوانم، مطلب از شناسائی افغانستان توسط کشور ها اشتراک نظام طالبان با سهم دادن از چهره های سخیف و مردود جامعۀ افغانی که در طول چهل و چند سال فغان مردم را به هفت طبقه اسمان رسانیدند، بوده نه تکنوکرات های وطن دوست و مردم پرورافغانی که برای آبادی افغانستان و آرامی ملت افغان حتی جان خود ها را فدا کنند.
جناب تره کی! ایا امکان ندارد که هر گونه فورمل های انتصاب شده را کنار گذاشت و در وضع کنونی وطن ما راه جدیدی را در ذهن و خیال خود تزریق نمود که مایحصل آن یک افغانستان امن را به وجود آورده و ملت معصوم آن با خیال آرام و بدون از ترس زندگی کرده بتواند. ای کاش "امارت اسلامی افغانستان" این آرزویم را برآورده بتواند.و من الله التوفیق


A. Halim Hakimi21.05.2022USAhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

​" آزموده را آزمودن کار خطاست : مردم ما باید حداقل این اعتماد به نفس را داشته باشند که حاکمیت طالبان را هزاران مرتبه از ناموس فروشی این دلالان ناموس کشور ترجیح داده وتمام جنایات، خیانت ها، وطن فروشی، قتل عام مردم،غصب دارایی ها ی عامه و مردم، زور گویی و قلدری های این جنایتکاران را هیچگاهی فراموش نکنندو آنها را چون کثافات غیر قابل استفاده بدور
بیاندازند وازحاکمیت فعلی مشکور باشند که مردم ما را از شر این گروه خاین، معامله گر ووطن فروش نجات دادند."

There is a fundamental flaw with such conclusion indication that the author feeling took over didn't take the time assessing current political affair deep enough to differentiate between temporary and permanent damage to a nation.

A. Halim Hakimi20.05.2022USAhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/USA.png
Thank you, Abassi Saheb, got it.
And to be on the safe side of historical and geographical events, almost all Semitic and nonSemitic faith-based icons there heavily influenced by surrounding cultures. As such the Asian contribution to western civilization mostly occurred during Sassanid, Abbasids and none during Umayyads. Therefore, cultural influence and scientific contribution of the east such as India, Persians, ancient Iraq and Orientals in Medieval Europe for exceeds other factors.
Wonder why such success, glory and achievements you referring to change direction, left behind in time?


اختر یوسفی20.05.2022امریکاhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

​بیائیم برای اعمار افغانستان عزیز ما صادقانه جانبداریهای شعار میان خالی تعصبات ایدیولوژیک را کنار بگذاریم. هرگاه براستی هم دلایل حقیقی آغاز و ادامه جنگ امریکا و متحدین ایشان درافغانستان توسط صف بندیهای تنظیمهای "جهادی" و طرفهای مقابل داخلی جنگ، مانند حلقات افراطی چون طالب، داعش، "اتحاد" شمال و جنوب وغیره، با حضور قوای نظامی اتحاد شوروی و موجودیت رژیم تحت الحمایت ماسکو درکشور حقیقتأ ارتباط داشته می بود، باید با خروج قوای نظامی اتحاد شوروی از افغانستان در سال ۱۹۹۰ میلادی، نبود رژیم تحت الحمایت شوروی در کشور در طی بیش از سه دهه گذشته صلح و ثبات درافغانستان تأمین میگردید. تداوم جنگ و ویرانی سه دهه مابعد از خروج قوای نظامی اتحاد شوروی از افغانستان در سال ۱۹۹۰ میلادی، نبود رژیم تحت الحمایت شوروی در کشور درافغانستان این حقایق ثابت ساخته اند، که حضور قوای نظامی اتحاد شوروی و موجودیت رژیم تحت الحمایت ماسکو درکشور بهانه برای جنگ بوده نه علل اصلی جنگهای دشمنان در کشور.
مشکل رهبران و قوت ملی افغانستان در دفع توطیه های دشمنان روشن است. دشمنان رنگارنگ مردم افغانستان با عناوین مختلف برای تطبیق اهداف شوم شان در میهن ما، نخست توسط توسط مزدوران، و اجیر داخلی خود براساس بهانه جویها چنان شرایط متشنج و وحشت را در کشور ایجاد مکنند، که دود و آتش توطیه ها جنگ دشمنان زمینه دید حقایق را برای مردم میهن دوست مغشوش می سازند، تا قوتهای ملی در کشور نتوانند متوجه علل اصلی جنگ دشمنان باشند، نتوانند جلو توطیه های دشمنان را بموقع بگیرند. مثال زنده ادامه توطیه جنگهای نیابتی دشمنان درافغانستان همین اکنون بشدت آن جریان دارد، از یکطرف تهدیدات وحشیانه طالبان در داخل کشور و از جانب دیگر شورای "مقاومت" غارتگران برای چپاول افغانستان در انقره تشکیل شده که درعقب هردو طرف جنگ دشمنان مردم افغانستان قرار دارند.

الله محمد20.05.2022 آلمانhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

استاد گرامی دانشمند محترم داکتر صاحب تره کی!
با عرض سلام و احترامات قلبی خود و آرزوی سلامتی شما حقوقدان بر جستهء کشور و جهان مضمون علمی شما محترم تحت عنوان " تصاحب فاتحانه قدرت سیاسی به حاکمیت مشروعیت نمی بخشد!" از مطالعه ام گذشت که واقعاٌ از نگاه مثال های تاریخی در سطح بین المللی کیف زیاد و اموزنده برایم داد. خدواند شما غنیمت علمی کشور را صحتمندی جسمی و روحی داده تا بعضآ که حوصله بود چنین انداخت های علمی در دایره ، فکر میکتنم به لسان بزکشی "هلال" و یا "حلال" می گویند، نمایید و شاگردان تان را هوشیار و بیدار نگاه دارید.
با استفاده از فرست مضمون معلوماتی خوب محترم جهانی صاحب "نقش سید جمال الدین افغانی در جنبش مشروطیت افغانستان" و "باند فرومایگان در منزل گلمجم به ریاست مفسد اعظم گرد هم آمدند" اثر برادر عزیزم مایار صاحب گرامی هم از مطالعه بنده گذشته، جای خوشی است که دوستان مجلس را با چای سیاه و سبز شان و بعضاٌ هم یک گیلاس شیر گرم و کلچه در این بهار زیبا در زیر درختان توت خیال ، با پرندگان خیال در جویبار این صحفه گرم نگاه میدارند. کبابی را کباب بی کباب را بویش.
دارم ز نفس ناله که جلاد من اینست
در وحشتم از عمر که صیاد من اینست
قبول اگر طلبی نیستی گزین "بیدل"
که غیر خاک شدن هر چه است مردود است

دوکتور غروال20.05.2022ویانا

​افغان ملت ته دا اوسنی بدبختی د شهید محمد داؤد خان کمونیستی کودتا په وسیله رامینځ ته شوی دی اودشوروی اتحاد له خوا تربیه شوو کمونیستانو لږ څه وروسته هم مؤقتی رهبر محمد داؤد خان له مینځه یووړ او هم ئی بی شمیره افغانان شهیدان کړل نو داسی وطنفروشانو ته د قهرمانانو لقب ورکول ملی خیانت دی او همدی خرڅ شوو کمونیستانو امریکا انګلیس ته زمینه برابره کړه چی رنګارنګ قاتلان د اسلام تر شعار لاندی د افغان ملت تامی بدبختی لپاره تربیه کړی او پنجابی پاکستان ته ددوی رهبری سپارل شویدی او اوس ئی دی ټولو ( کمونیستان ، تنظیمونه او طالبان ) لپاره فعلی بادار ( امپریالیست ) له خوا د همه شمول حکومت شعار کارول کیږی او اوسنی روسیی ، امریکا ، انګلیس او چین ته پوره ثابته شوی دی چی مرتجع منورین د لوځکو په شان نظر شرائيطو ته په ډیره اسانی سره رهنمائی کیدای شی تر څو چی دا مضر اجنبی مکروبونه موجود وی نو افغان ملت به د اوسنیو بدبختیو څخه نجات پیدا نکړۍ شی !!!!!

محمد عارف عباسی19.05.2022کلیفورنیا  http://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/USA.png
Dear Mr. Hakimi,
I believe in your second part of your comment you are referring to my writing regarding the European renascence.
Following the Golden age of Islam, the European scholarly societies by hiring the Jewish Arabic speaking scholars to translate the Islamic scientific books in to Spanish and French languages, this accessibility in to this knowledge had significant impact on all aspects of socio-economic developments of Europe including the renascence.
A. Halim Hakimi 19.05.2022USAhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

​"ای ملت با شهامت افغان، ای فرزندان نیاکان با عزت و با غرور حریت پرست آزاد منش. تأریخ درایت، فراست و عقلانیت شما را در آزمون قرار داده، ولو که از این رژیم و حکومت ناراض باشید و اصلاح؛ بهبود و یا نجات بخواهید ، تکیه به درگاه این گرگان درنده و اعتماد کردن به ایشان برای هر اقدام نیک وملی مظهر ساده لوحی نی بلکه حماقت ما است.

I do not think so:
Any nation political outcome is relative, and in Afghanistan even a governing team of mostly thieves is much better being semi at par with 21st century than those forcefully place the entire nation centuries beyond medieval ages with half of population already imprisoned. Even the stolen funds ultimately will be circulated in the economy.


دوکتور غروال19.05.2022ویانا

​دا تربیه شوی قدیانی خیټور طالب غلامان نه مسلمانان دی او نه افغانان ، امریکا او انګلیس د پنجابی پاکستان په وسیله د ظالم یرغلګر اتحادی شوروی په مقابل کښی د افغان ملت تاریخی جهاد څخه خائینه سوءاستفاده وکړه همدا امریکا او انګلیس د پنجابی پاکستان او امریکا کښی روزل شوی غلامان پدی ۴۷ کالونو کښی په نوبت سره د افغان ملت په اوږو سپاروی او دوی د همه شمول حکومت په نام هم یادیږی ، دا زیاتره بی سواده خیټوری خچنی ږیری په ۱۹۹۶ کال کښی امریکا او انګلیس له خوا په فریبی سره ارګ ته راوستل شول او بیائی د بل پلان لپاره دا خیټوری غلامی ږیری دوباره پنجابی پاکستان ته ولیږل او ددوی په عوض ئی دوباره تربیه شوی بی سواده تنظیمونه کابل کښی حکمرانان کړل داچی امریکا او انګلیس پلان لاندی دا خیټوری ږیری د پنجابی پاکستان په مرسته مسلسل جنګیالی تبلیغ کیدل نو لږ موده پخوا بیا امریکا + انګلیس نظر ددوی پلیت پلان لپاره دا تام بی سواده وحشیان کابل ته راوستل شول او دوی ته غلو ، چورکوونکیو تربیه شوو تنظیمونو غلامانو او تربیه شوو غلامو دیموکراتانو په ډیره چابکی سره کابل ورته خوشۍ کړ !!!
دا طالبی وحشیان په هدایت سره افغان ملت پلانیز غربت ته کش کوی اود میرمنو حقوق تر پښو لاندی کوی ، افغانستان کښی همیش اسلامی اود افغان کلتوری حجاب عملی شوۍ دی او افغان ملت په صدق سره مسلمان ملت دی اما د اغلامان خیټور خائینین د اجنبیانو تر هدایت لاندی میرمنی کورونو کښی زندانی کړی او نارینه بیکاره ساتلی او قدیانی مدرسی ئی د مکتبونو په عوض رامینځ ته کړی یعنی د مضر غلامان غواړی چی افغان ملت کاملآ بی سواده وساتل شی ، افسوس چی منورین اکثریت سره مرتجع دی نو اجنبیانو ته لاری خلاصی دی چی دا ملی اسلامی خائينین په نوبت سره د افغان ملت پر اوږو سپاره وساتی او اوس د اجنبیانو له خوا د همه شمول بابولانی هم اوریدل کیږی!!!!

محمد عارف عباسی19.05.2022کلیفورنیا http://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

گروه شناخته شده، آزمون شده ای، قاتلین گروهی بی گناهان، آلوده به جنایات و کثافات، این دشمنان علنی مردم افغانستان، در پا هریک زنجیر وابستگی به بیگانگان، این چپاولگران، این ناقضین مشهور بین المللی حقوق بشر، غاصبین دارایی های عامه، لوطی ها و زانی ها، تجاوز گران به ناموس، شرف ، عزت مردم.
نمی دانم با چه جرأت، کدام جایگاه و پایگاه مردمی، با چه سوابق نیکو و اخلاق شایسته، و کدامین خدمت برازنده برای مردم و کدام خاطرات نیک از ایشان جز بازی گری های مفتنانه و نفاق براندازانه برای صیانت قدرت و کسب ثروت، بازه مثل ۲۰۰۱ با تیله و سومبه و پول کدام قدرت، تحت رهبری خفاش بزرگ، جنایت کار حرفوی، خود فروخته ای بازار فحاشی سیاسی آرزوی نجات وطن به دل پرورانیده برای اسارت دوبارۀ غلامان چهار دهۀ خود در توافق با تبار پرستی چون اردغان دکتاتور جلسه دارند.
ای ملت با شهامت افغان، ای فرزندان نیاکان با عزت و با غرور حریت پرست آزاد منش. تأریخ درایت، فراست و عقلانیت شما را در آزمون قرار داده، ولو که از این رژیم و حکومت ناراض باشید و اصلاح؛ بهبود و یا نجات بخواهید ، تکیه به درگاه این گرگان درنده و اعتماد کردن به ایشان برای هر اقدام نیک وملی مظهر ساده لوحی نی بلکه حماقت ما است.
اگر به این شورای عالی مقاومت ملی!!! دل می بندی پس ما را مدرسۀ زمان هیچ نیاموخته و ما کودن باقی مانده ایم.
به منورین، دانشمندان اهل خبره، آگاه، دانا و بالاخص نسل جوان زن و مرد پیشنهاد می نمایم که رسالت ملی ،انسانی و اخلاقی خود را درک و ایف و طی اعلامیه ای موقف ملت را ، در برابر این گرد آمدگان دور میزاانقره اعلام نمایند.
رهایی و نجات از این قماش نه طلبید که هرکه را قلادۀ در دست و خنجر زهر آگین در کمر است.

A. Halim Hakimi19.05.2022USA  http://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/USA.png
Just finished recent numerous comments made by our elderly Mr. Zmarai Kasi, mostly referring to vital harms all the way to the level of his elimination poison being a lead factor supposedly administered by a government
Based on his writings Mr. Kasi is a type of personality - laka wona mustaqeem pukhpul makan yam Ka bahar ra bandi rashi ka khazan - that love to play with fire but not expecting to be burned.
Mr. Kasi has been everywhere and quite likely was in demand for political hiring to function a role in Afghanistan but too wild to stay under the tent long enough to be assigned.
Mr. Kasi state of mind written expression seems like he is conditioned long term, playing with but not complying with powerful agencies. Other than that a government can silence an individual permanently without even touching.



A. Halim Hakimi19.05.2022USAhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/USA.png
" از بیانات فوق مرحوم محمودطرزی، بصورت وضوح آشکار میشود که حتی مردم باسواد افغانستان، نه تنها با افکار سید آشنا نبودند بلکه نام اوراو به حیث سید جما الدین افغانی نشنیده بوند. چه رسد به تأثیر افکار او در جنبش مشروطیت. باقی دارد."
" اما سران و بانیان حقیقی ما مشعل داران معرفت بوده وخود بانی مکاتب انسانی و اخلاقی بودند که دنیای دیگر«غرب» در ظلمات جهل راه گم کذده بودند. ... پدیده های آن زمان محرک رنسانس غرب شد."

Related to separate topics written by the two great writers, the following questions come to mind:
1. If Said Jamaluddin Afghani was such a figure defined by his admirers, how come he failed to mention his mere sympathy, admiration, sense of belonging not to mention nationalism towards Afghans and Afghanistan even once in his numerous writings and speeches? After all he lived during such era of aspiration to seek freedom.
2. One of the causes of European renascence, advancement made by Ottoman empire conquering Istanbul/Qustuntunia.
Other than that, what the author is referring to?


الله محمد19.05.2022 آلمانhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

​عارف و عالیقدر محترم عباسی صاحب عزیز!


بعد از عرض سلام و ادب، شکر خداوند که شما و فامیل محترم تان خوش و صحتمند هستید تا شما به فکر آرام به کار و بار تان رسیدگی نموده تا شیشه های کلکین های فکری اشتراک کننده گان مجالس مختلف را مانند اینجا با قطرات باران فکر تان مانند "معرفت"، "مشعل" و غیره طراوت و روشنی می بخشید. از اظهار سلامتی و خوشبختی تان برایم نهایت خرسند شدم، یک جهان تشکر. سلامتی بزرگترین نعمت است که باید در قدم اول ارزش انرا دانست.


1-"اگر منظور شما از سران و بانیان دینی ما بر مبانی برداشت از احوال کنونی باشد با شما موافقم."
بلی، چنین است. خداوند "ج" در قران کریم به محمد "ص" می فرماید:" فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ ۖ وَلَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ ۖ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ ۖ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ.
پس به "بركت" رحمت الهى با آنان نرمخو "و پرمهر" شدى و اگر تندخو و سختدل بودى قطعا از پيرامون تو پراكنده مى ‏شدند پس از آنان درگذر و برايشان آمرزش بخواه و در كار"ها" با آنان مشورت كن و چون تصميم گرفتى بر خدا توكل كن زيرا خداوند توكل‏ كنندگان را دوست مى دارد (۱۵۹)، ال عمران
یعنی خداوند "ج" در اینجا از "اخلاق" نیکوی محمد "ص" به صورت کلی یاد آوری نموده که باعث جذب "خلق" و مخلوق وی انسان ها در اطرافش گردیده بودند و خاطر نشان می سازد که هر گاه تند خوی و سختدل می بودی مردم از اطرفت پراگنده می شدند. مهمترین نقطه در این گفتار خداوند "ج" برای پیغمبرش هدایت دادن به اینکه با مردم در امور مرتبطه مشورت نماید.
به نظر بنده مسایل که فعلاٌ باعث ایجاد تشنجات بی جا در سطح ملی و بین المللی برای کشور ما یعنی مردم ما به وجود آمده باید با مشورت با اهل خبره و نه انانیکه کشور را در همین چهل و چند سال به قهقرا کشیدن، میباشد. محتویات وحی بالایی الهی برای پیامبر بزرگ ما باید رهنمای ما در شرایط فعلی شده بتواند. به هر صورت نرمش با مردم خودش یک هدیه الهی است، زیرا کسانیکه سختگیری نمایند مشکل است موفق به مردم داری خوب گردند.


2-" اما سران و بانیان حقیقی ما مشعل داران معرفت بوده وخود بانی مکاتب انسانی و اخلاقی بودند که دنیای دیگر"غرب" در ظلمات جهل راه گم کرده بودند."
بلی، در حقیقت امروز خداوند "ج" بزرگترین هدیه را برای مردم افغانستان اعطا نموده است. بنده اطمینان دارم که حکام فعلی کشور مردمان صادق و پاک هستند ،اما تنها این صداقت و پاکی در شرایط فعلی جهانی کافی نیست، بلکه باید طرق معقول ادارهء کشور را به اساس ارشادات معقول عنعنوی و دینی ما در سطح ملی و بین المللی مدیریت نموده بتوانیم ،که به نظر بنده این معموله با مشورت با خبرگان کشور چنانچه ایه قران به وضاعت این را مشوره می دهد، عملی شده می تواند و باید هم گردد و رهبری کشور ما مجبور به تکرار به این نشوند تا از جامعه بیم المللی هر روز تقاضای شناخت خود را نمایند، بلکه در صورت عرضه نمودن استراتیزی دراز مدت معقول اخلاقی و انسانی و اسلامی موضوع شناخت ، خود به خود حل می گردد . ما باید قادر به این باشیم تا "تبر" را از دست دیگران بگیریم تا در ریشه ما نزنند نه اینکه "تبر" را بدست شان دهیم که در استانبول جلسه نموده بتوانند و جنرال امرکایی اختطار دهد که در صورت ضرورت دو باره بمبارد نمایند. ما در شرایط فعلی در دو سه عرصه مهم به استراتیژی مدیریت درست ضوررت اشد داریم.
3-"دورانی هم سران و بانیان دین درب معرفت را در دارلحکمۀ بغداد بکشودند و از دانش، فهم و تجارب یونانی، هندو، چینایی وبودایی یهود و نصارا فیض بر داشتند. پدیده های آن زمان محرک رنسانس غرب شد."

پوهاند صاحب محترم این جملهء تان انقدر بنده را کیف داده که اندازه ندارد زیرا بار ها این دوران و علمای انرا مطالعه می نمایم که اینها به کدام سویهء بلند فلسفی، عرفانی و علمی بودند که انسان از دل و جان آرزوی این چنین اخلاق و علمیت را می نماید. علم باید در عمل استفاده درست گردد در غیر آن این علم فایده ندارد ولو علوم دینی باشد و ما فعلاٌ در مرحلهء هستیم که از علم و دین مبین خود نظر به شرایط زمان ما استفاده درست نموده بتوانیم.


5-"بلی امروز داشتگی خود را هم ویران کردیم وگوش ها و چشم ها را ازشنیدن و دیدن رهنمایی های سود بخش، انکشافات ، پدیده های علم و دانش و خوبی ها بستیم."
داشتگی های ما هنوز هم در کتب موجود هستند که باید انرا دو باره احیا نمود و فکر میکنم که گوش و چشم خود را هم نباید ببندیم و نه بسته ایم ، بلکه فکر می کنم که فکر می کنیم تا همین جا که چشم و گوش ما باز است، کافی است. اما قسمیکه معلوم می گردد، کافی نیست باید چشم و گوش ما اضافه تر باز گردد، یعنی به تاسی از ایه بالایی قران کریم با جامعه پاک و سالم کشور باید طرق بیرون رفت از حالت فعلی اجتماعی و اقتصادی در سطح ملی و بین المللی ، مشوره گردد، زیرا این هدایت را خدوند "ج" حتی به پیامبرش داده است و نه اینکه با مشوره با نادانان که غیر از چور و چپاول دارایی های مادی و معنوی کشور چیزی دیگر را به ارمغان نیاوردند، موقف سیاسی و اجتماعی خود را هم خراب نمود. از این مرز و بوم مردان بزرگ تاریخ بشر مانند ابو سینا و مو لانا بر خواسته اند و هنوز هم چنین متفکرین در عرصه های مختلفه دیگر وجود دارد و سه ابر قدرت جهان را در عرصه سیاسی و نظامی خارج نمودند و جای خجالت خواهد بود که کنون خود را از این حالت خارج نتوانیم. باید همه دست بدست هم دهند و امارات اسلامی افغانستان وظیفه دارد تا این صادقین کشور را تشخیص و برای ابادی کشور فعال بسازند.


6-"به هر حال انجمن فضیلت مآبان را عقیده بر آن است که منورین، متفکرین و علما در تغییر حال یک جامعه نقش برازنده تر و مؤثر تر به مقایسۀ زعما و رهبران سیاسی دارند."
بسیار معقول فرموده اید. خداوند شما را خیر بدهد که سران کشور ما را چنین مشوره می دهید و ضمناٌ زهما و رهبران کشور هم وظایف دیگری را باید انجام دهند. هر کس به فرموده کتاب مقدس ما به قدر توانش یعنی از جوالی الی پادشاه می تواند یک باری را حرکت ده. ما باید از مورچه گان بیاموزیم.


7-"چه نیکوست که با شما هم صحبتم."
بسیار زیاد تشکر. بنده هم چنان هم صحبت دانشمندان را دوست دارم زیرا عمرم با دانش که پایان ندارد می گذرد و گذشته است و بزرگترین دانش شناخت خود است و بعد از آن مراقبت از این شناخت تا شیطان یعنی نفس اماره به کار نادرست جوهر و فطرت پاک و خدا داد ما را به راه غلط نبرد و در "نبرد" و پهلوانی راه راست به غلط به ضم پهلوانان "چت" نه نماید و به ضم شطرنج بازان "مات" نه نماید. تا به موفقیت لذت بخش برسیم و انشالله ما موفق هستیم.


8-"با عرض حرمت."
تشکر. همچنان.
فروغ جوهر هرکس به قدر همت اوست
به چشم آتش اگر سرمه‌ای است خاشاک است
بیدل

محمد عارف عباسی19.05.2022کلیفورنیاhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

​دوست نهایت محترم دانای ذره نگر، دقیق، واقع بین مؤدب جناب الله محمد صاحب!
از حسن نظر و الطاف همیشگی شما کمال امتنان و سپاس، بالمقابل سلامتی و نیک بختی شما و خانوادۀ محترم آرزوی بی شایبه و صادقانۀ من است.
مسرت دارم که نوشتۀ من اقبال توجه شما را پیدا کرد.
اگر منظور شما از سران و بانیان دینی ما بر مبانی برداشت از احوال کنونی باشد با شما موافقم. اما سران و بانیان حقیقی ما مشعل داران معرفت بوده وخود بانی مکاتب انسانی و اخلاقی بودند که دنیای دیگر«غرب» در ظلمات جهل راه گم کذده بودند. دورانی هم سران و بانیان دین درب معرفت را در دارلحکمۀ بغداد بکشودند و از دانش، فهم و تجارب یونانی، هندو، چینایی وبودایی یهود و نصارا فیض بر داشتند. پدیده های آن زمان محرک رنسانس غرب شد.
بلی امروز داشتگی خود را هم ویران کردیم وگوش ها و چشم ها را ازشنیدن و دیدن رهنمایی های سود بخش، انکشافات ، پدیده های علم و دانش و خوبی ها بستیم.
به هر حال انجمن فضیلت مآبان را عقیده بر آن است که منورین، متفکرین و علما در تغییر حال یک جامعه نقش برازنده تر و مؤثر تر به مقایسۀ زعما و رهبران سیاسی دارند.
چه نیکوست که با شما هم صحبتم.
با عرض حرمت.

محمد داؤد مومند19.05.2022متحده ایالاتhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

​توضیحاتم خدمت هموطن شاغلی یونسی امان!
بعد از عرض سلام محمدی
اعلامیه تان را به ارتباط جوابیه من، در سایت افغان جرمن مطالعه نمودم،ذیلا توضیحاتی به عرض میرسد:
یک- تلقی من این است که جناب عالی مانند غبار، روان فرهادی، داکتر جاوید، داکتر حق شناس، سید صدیق فرهنگ، سید مخدوم رهین و غیره عناصر دارای احساسات ستمی به زبان مقدس ملی و ملتی افغانی پشتو آشنایی ندارید و لذا اصطلاح معروف «دا گز او دا میدان» را مترادف با «بزکشی» و «سگ جنگی» تفهیم شده اید.
التجای من خدمت حضرت عالی این است که خود را از روایات، ثقافت و کلتور جامعه خود آگاه سازید. باری محترم انجیر صاحب قیس جان کبیر خطاب به من به ارتباط لیاقت و اهلیت شان در زبان ملتی پشتو، در سایتدافغان جرمن از همین اصطلاح کار گرفتند که باور دارم منظور شان «سگ جنگی» و «بز کشی» نبود.
گفته اند:«بیندیش بینداز»
دو- فرموده شما کاملاً درست که غبار خدا نبود، مسعود پنجشیری نیز خدا نبود، ولی از بدعت کیش شخصیت پرستی در جامعه ما نمیتوان انکار کرد، جوانی را یوتیوب دیدم که میکفت مسعود خدای من است. هم چنان امروز در یک پروگرام جمیل قادری دیدم که یک دختر میگفت پیغمبر من، احمد شاه مسعود است نه محمد مصطفی.
هستند حامیان غبار که او را همانند خداوند بی عیب و بی گناه و بی خطاء میپندارند، و با تذکر هرگونه افکار انحرافی غبار، ایشان را به اصطلاح «جن میگرند.»
شاغلی سیستانی به ارتباط کتاب غبار در نظر غبار پرستان به صراحت مینویسد:«..در نظر حامیان غبار، تاریخ غبار یگانه تاریخ و جامع ترین تاریخ کشور و در یک کلام، «خاتم التواریخ» است و نباید در مورد محتوا و صحت و سقم مطالب آن حرفی زده شود، مثل (آنست که به مفدسات شان توهینی صورت گرفته باشد) پس نا راحت میشوند و ممکن ناسزا هم بگویند. ختم نوشته سیستانی.
این است نوعی از مشرب کیش شخصیت پرستی.
سه- شما از من خواهان دلیل یا دلایلی شده اید که چرا نام خلیلی را در جوار نام غبار و فرهنگ و روان فرهادی و ..نوشته ام.
شاغلی استاد سیستانی در مورد ادعای غبار و فرهنگ به ارتباط وجه تسمیه خراسان بر کشور ما برای یکنیم هزار سال مینویسد:
متأسفانه غبار و فرهنگ .. در آثار خود (مین های) کاشته اند که امروز از سوی دشمنان افغانستان انفجار داده میشود....به نظرم کاشتن تخم کینه های قومی خیلی بد تر و خطرناکتر از (مین) های کنار جاده است، زیرا ..در مین های تفرقه های قومی ممکن هزاران انسان تباه شوند. یقین دارم که اگر چنین نکته تحریک آمیز در تاریخ های غبار و فرهنگ وجود نمیداشت امروز چنین بحث های نفرت انگیز قومی در وطن مطرح نمیشد.ختم نظر طلایی سیستانی در مورد محتویات و مدعیات غبار و فرهنگ به ارتباط خراسان شان.
متأسفانه خلیلی نیز با نوشته رساله (عیار خراسان) به هدایت بحران الدین و جمعیتی ها و ستمی های سقوی، خود را در ردیف غبار قرار داد. نویسنده این سطور،این کتاب را با بی باوری تمام خواندم و بر حرام نمکی خلیلی نسبت به اعلیحضرت محمد ظاهر شاه نفرین فرستادم، حضور اعلیحضرت، خلیلی را از غیظ و غضب سردار صاحب داؤد خان نجات داد و او را مشاور مطبوعاتی خود ساخت.
خلیلی درین رساله مانند نویسندگان سایت شبه ستمی افغان جرمن از قهرمان معرکه تل و معرکه نجات کشور یعنی غازی نادر خان شهید نا جوانمردانه مذمت نموده است. خلیلی هم چنان احمد شاه مسعود پنجشیری را در قطار احمد شاه بابای کبیر به حساب آورده است. همانگونه که شاغلی سیستانی سردار صاحب داؤد خان را در ردیف غازی امان الله و حتی احمد شاه بابای کبیر قرار داده است.
غبار نیز از نادر خان بد گویی نموده و بچه سقو را مسلمان خوب میداند.
خلیلی هم در دوران بچه سقو مستوفی بسیار مقتدر در مزار بود.
با عرض حرمت.

اختر یوسفی19.05.2022امریکاhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/USA.png
شورای "مقاومت" غارتگران افغانستان در انقره تشکیل شد؟

این منابع گفتند که شرکت‌کنندگان این نشست شامل چهره‌های سرشناس ضد طالبان مانند، عبدرب رسول سیاف، رهبر حزب اتحاد اسلامی، عبدالرشید دوستم، رهبر جنبش ملی و معاون پیشین رییس جمهوری، محمد محقق، رهبر حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان، الماس زاهد، نماینده پیشین مجلس، میررحمان رحمانی، رئیس پیشین مجلس، علم ایزدیار، معاون پیشین مجلس سنا، حضرت علی، یکی از فرماندهان پیشین جهادی از ننگرهار، محمد یونس قانونی و محمد کریم خلیلی، معاونان پیشین ریاست جمهوری، احمد ولی مسعود، سفیر پیشین در لندن، احمد ضیا مسعود، معاون پیشین رئیس جمهوری، اقبال صافی، نماینده پیشین مجلس، عطا محمد نور، والی پیشین بلخ و رهبر شاخه انشعابی جمعیت اسلامی و شمار دیگر شرکت داشتند. صلاح‌الدین ربانی، رهبر جمعیت اسلامی و محمد اسماعیل، از چهره‌های برجسته ضد طالبانی در این نشست نمایندگان خود را فرستاده بودند. گفته می‌شود این نشست با ابتکار محمد یونس قانونی، در خانه عبدالرشید دوستم و با مدیریت عبدرب رسول سیاف برگزار شده است.

آنانکه درهنگام قدرت درافغانستان درطی سه دهه با حمایت و حضور مستقیم قوای نظامی امریکا-ناتو از راه و چپاول وجنایات کشور را غارت کردند، قبل ورود طالبان به شهر کابل درماه اگست ۲۰۲۱ میلادی ازمیدان جنگ درمقابل طالبان نامرادنه فرارکردند، با وجود آنکه شعارهای دروغین و فریبنده که ما از مردم "دفاع" میکنیم، مردم بیدفاع کشور را بدستان رها کردند، اکنون دوباره میخواهند، که با حمایت بیرونیها از راه جنگ با طالبان بقدرت برسند. چنین کاری در سال ۱۹۹۲ میلادی، و در سال ۲۰۰۱میلادی دوباره تکرار عملی شده، مگر جنگ در افغانستان متوقف نشده است. دشمنان کشور میخواهند از راه جنگ افغانستان دوباره در آتش جنگ بسوزانند.


اختر یوسفی18.05.2022امریکاhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/USA.png
د طالبانو د ویاند ذبیح الله مجاهد ښکرور درواغ د پاکستانی کور کوماندان فیض حمید سفر کابل ته!
"افغانستان کې د طالبانو حکومت تائید کړه چې د دوی په منځګړیتوب کابل کې د پاکستان د حکومت او پاکستاني طالبانو تحریک "ټي‌ ټي پي" ترمنځ مذاکرات شوي.‌د طالبانو حکومت ویاند ذبیح الله مجاهد پر خپل ټویټر لیکلي: ‌"د مذاکراتو جریان کې په اړوندو موضوعاتو کې د پام وړ پرمختګ ترڅنګ په لنډمهاله اوربند هم توافق وشو."هغه زیات کړې چې د دوی حکومت "د خیر غوښتني په نیت کوښښ کوي چې د مذاکراتو سلسله په بریالي شکل پرمخ ولاړه شي او له دواړو طرفونو څخه د یو بل د زغملو او انعطاف هیله کوي."
دپاکستان د ۷۴ کلن جوړیدو په ټول تاریخ کښی په زرهای اسناد او نه انکارکیدونکی شواهد موجود دی چی پاکستان د افغانستان نه پخلاکیدونکی دښمن دی. دپاکستانی کور کوماندان فیض حمید سفر کابل ته پداسی حال کښی شوی، کوم چی د پاکستانی د طیارو د بمبارد له کبله په خوست او کنړ کښی د افغان ولس د بیګناه ملکی شهیدان وینی لاهم وچی شوی ندی.
پوښتنه دا ده چی طالبان له یوی خوا ادعا کوی چی دوی اوس د ترهکرو ډلو سره هیچ اړیکی نه لری، دبلی خوا څخه دپاکستاني طالبانو تحریک "ټي‌ ټي پي" او د پاکستانی ظالم حکومت او د پاکستانی جنایتکارو جنرالانو ترمنځ منځګړیتوب کوی. دا کار په ښکاره درواغ او افغان مظلوم اولس پرضد توطیه ده. د افغان طالبانو د خیر غوښتنی دغه درواغ ادعا د پاکستان د ظالم حکومت او د پاکستانی جنایتکارو جنرالانو سره پټی معاملی په نیغه د افغانستان د ولس او د افغان مظلومو شهیدانو د کورنی سره دښمنی ده. دا هغه فیض حمید د پاکستان د آی. اس. آی. پخوانی مشر دی، کوم چی دی د تیر کال د اګست په میاشت کښی د طالبان د حکومت کابینه یی په کابل ټاکلی دی. دا هغه فیض حمید دی چی پر خوست او کنړ باندی د بمباریو او افغان بیګناه ولسونو د وژلو امر ورکړی. دلته د خیر غوښتنی خبره نده، مګر
ذبیح الله "مجاهد" بیله شکه په افغانستان کښی د پاکستانی آی. اس. آی. مزدور دی، چی د افغانانو د معلومدار قاتل فیض حمید د پیشاور د کور کوماندان د سفر په هکله په ښکاره درواغ وایی.


عبد الاحمد18.05.2022دنمارکhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/Denmark.png

​سخنان پریشان آقای زمری خان کاسی
در صفحۀ نظرخواهی امروز پورتال افغان جرمن آنلاین این تبصره را خواندم:
«اسم: ب. هیوادوال محل سکونت: کانادا تاریخ: 18.05.2022
یک سوال ساده و مستقیم از آقای زمری کاسی:
شما وقتی می نویسید که در زمان حکومت نجیب در کابل بودید و وزارت خارجهٔ سویس طرح کودتایی را بر علیه نجیب روی دست گرفته بود و عبدالوکیل وزیر خارجهٔ حکومت داکتر نجیب، شما را ازین راز با خبر ساخت و خواست پیام وزارت خارجهٔ سویس را با هم بشنوید در حقیقت چنین اعتراف کرده اید که شما نه تنها رفیق و همراز پرچمی ها بودید بلکه وکیل برای کمک های بعدی آدرس شما را در سویس گرفت.
شما چطور می توانید این تبانی و همکاری سری را با یکی از پرچمی های برجسته جواب بگوئید؟
آیا ازین توطئه به داکتر نجیب خبر دادید ؟
آیا سابقهٔ آشنایی شما با وکیل چیست که چنین راز را با شما شریک ساخت ؟
ازین تماس های تان چنین نتیجه گرفته می شود که یک سر شما به مرحوم داؤد خان و مرحوم عدالت وصل بوده و سر دیگر تان به پرچمی های کلان مانند وکیل.
به اصطلاح مردم، شما یک آدم هرجایی استید!!»
اگر من به جای هموطن محترمم «ب. هیوادوال» می بودم، اصلاً چنین یک سوالی را به جناب «زمری کاسی» راجع نمی ساختم و چرا چنین می کردم؟
اگر کسی تبصره های مشوش و آشفتۀ آین آقای کهنسال را خوانده باشد به خوبی در می یابد که محترم «زمری کاسی» کدام تقرر فکری ندارد و دلیلش هم این است، که به گفته خودش
«چند مرتبه زهر خورانده شده است!!!!!»
آقای زمری کاسی با اینطور گذشتۀ پر تشنج و پر ماجرا، معذور است اگر سخنان پریشان بگوید. او به دلیل تشوش ذهنی و عدم توازن فکری، خودش خود را ملزم می سازد ورنه همه می دانند که جناب شان به هیچ حزب و گروه سیاسی مرتبط نبوده است.
این نکته را از سر خیرخواهی به آقای هیوادوال مشورت دادم تا از سر این سودا بگذرد و بگذارد که آن پیرمرد هشتاد ساله بادهای درون دل خود را خالی کند.
با احترامات فایقه
عبدالاحمد ـ مقیم دنمارک

الله محمد18.05.2022آلمان http://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

​جناب محترم متفکر عالیقدر عباسی صاحب!
با عرض سلام به شما و آرزوی سلامتی شما و فامیل محترم تان مقالهء " اگر ما خود خانۀ خود آباد نسازیم" از مطالعه گذشت. نکات جالبی که طرف علاقهء شدیدم است که تبصره نمایم و پشنهادات ارایه دارم تا مگر مفیدیتی داشته باشددر نوشته وجود دارد که عجالتاٌ از آن صرف نظر نموده ، به این نقطه نوشته تان اتکا می نمایم:
"ادارۀ وبسایت بخش اختصاصی را برای گرد آوری نظریات اهل خبره و متخصصین هر رشته بگشاید، اندیشه های اصلاح طلبی و بهی خواهی متفکرین در جهت منافع ملی وطن ما مسیر یافته نتایج سودمندی دستیاب گردد،اهل خبرۀ وطن رسالت واقعی و مسؤولیت های ملی خود را درقبال این حالت نهایت وخیم درک و ایفا نموده این
خانه را از فرو پاشی و بربادی بیشتر نجات دهند."
هر گاه سران و بانیان دین مبین ما این پیشرفت های علمی جهان امروز را از نگاه های مختلف تحت بررسی گرفته می توانستند، حتماٌ به سویه بسیار بالا رهنمایی های مفید برای ما داده می توانستند تا برای جهانیان مصدر خدمات بس ارزنده در این مقطع تاریخ "اخلاق" بشریت شده می توانسیم تا از فروپاشی های مختلفه نجات پیدا می توانستند و انهم بسیار به ساده گی، زیرا تمام بنی آدم اولاد و مخلوق یک خالق هستند و همه باید مانند برادر و خواهر در پهلوی هم زنده گی کنند و نموده بتوانند نه اینکه در پعلوی هم از اثر نادانی به مشاجره بپردازند. زندگی و اداره زندگی مخصوصاٌ در سطح سیاست ملی و بین المللی در تمام سطوح ان یک هنر بسیار بالا است.
بنی آدم اعضای یک پیکرند
که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار
تو کز محنت دیگران بی‌غمی
نشاید که نامت نهند آدمی

الله محمد 16.05.2022 آلمانhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

جناب محترم وزیر صاحب جهانی صاحب!
با عرض سلام و آرزوی سلامتی جناب عالی.
تشکر از جواب تان که هنوز هم مطلب اصلی برایم روشن نگردیده است.
1-" ګمان میکنم در باره سازمانهای که شوروی ها در سرحد افغانستان و هرات تشکیل داده بودند ذکری نموده ام."
شما فقط در شروع مقالهء تان بعد از پیروزی انقلاب اکتوبر 1917 از تمایل کشورهای عقب افتاده آسیا، امریکای لاتین و افریقا و جذب نسل های جوان آن به این انقلاب و ایدولوژی تذکر داده اید که در ادامه امده است که:" تبلیغ ایدیالوژی مارکسیزم از دیر زمانی در افغانستان رخنه کرده بود. از یکطرف افغانستان در همسایکی ایران قرار داشت و و لایت هرات آن، که نسبت به اکثریت و لایات افغانستان، با سواد تر بود، تحت تبلیغات حزب کمونیست ایران، که بعدها حزب توده نامیده شد، قرار میګرفت. و از طرف دیګر اتحاد شوروی در صفحات شمال افغانستان دست به تحریکات و تخریبات میزد و ضمناً در کابل به فعالیت های ضد رژیم مصروف بود."
در اینجا واضع فهمیده نمی شود که که این تبلیغات در زمان پادشاهی حبیب الله خان بعد از انقلاب اکتوبر 1917بوده و یا بعد از جنگ و اعلان استقلال در سال 1919 که در سال 1921 منجر به رسمیت شناختن استقلال کشور شده.
در هر دو صورت آن در ادامه چنانچه از شما خواهان روشنی در تبصره قبلی شده ام آمده که: " در حالیکه حکومت شوروی از سالهای اول سلطنت امان الله خان در برابر او سازمانهای انقلابی را بوجود اورده بودند و برای سرنګونی او فعالیت میورزیدند"، در حالیکه بر خلاف ادعای بالایی پیمان دوستی با اتحاد شوروی در سال 1921 بسته و روابط خوب اقتصادی و فرهنگی بین دولتین ایجاد می گردد.
از طرف دیگر به اساس جملهء بالایی طرح موضوع "سر نگونی" جمله زیرا را چطور باید فهمید:
"در سالهای اول سلطنت امیر امان الله خان جاسوس جوان کی جی بی ژرژ سرګیویچ آقابکف در اکتوبر سال 1924 به کابل رسید و از همان روزهای اول به جاسوسی و استخدام جواسیس و همکاران پرداخت. او در خاطرات خود مینویسد که پس از چندی من توانستم شبکه ای از عوامل جاسوسی برای سازمان خود فراهم آورم. او می نویسد که در بدل 600 روپیه رییس پولیس کابل را استخدام نمودم و او وعده کرد که هرکسیکه من فکر میکنم جاسوس و عامل انګلستان است او را به زندان افګند. آقابکف مینویسد که از همین روز به بعد هر کسیکه فکر میکردم جاسوس انګلیسهاست بوسیله هیمن دوست روانه زندان میکردم. خاطرات آقابکوف ص 82".
جملهء بالایی به وضاعت نشان دهندهء همکاری دو کشور به ضد انگلیس را نشان می دهد، در حالیکه در مقاله نوشته شده است که: در حالیکه حکومت شوروی از سالهای اول سلطنت امان الله خان در برابر او سازمانهای انقلابی را بوجود اورده بودند و برای سرنګونی او فعالیت میورزیدند".
این تناقض را نتوانستم درک کنم که به شما مراجعه نمود م.
2-"چون این یک مضمون مختصر است و ګنجایش تمام تفصیلات را ندارد به مختصر اشاره اکتفاء ورزیده ام"
موضوع اصلی را باید نویسنده برای خواننده کوتاه خط کشی نماید.
3-" حتی مواد مرام آنها را هم اورده ام."
در مرام کمیته انقلابی هم سوالات زیادی خلق شده از جمله "1—هدف کمیته – سرنګونی نظام موجوده سرمایه داری بر اساس خواست مردم،"
این سر نگونی نظام سرمایه داری منظورش از پادشاهی حبیب الله خان است و یا پسرش و یا هم انگلستان در حالیکه کشور هنوز به مرحله سرمایه داری اصلاٌ نرسیده است.
4-"اینکه شوروی ها از اول هم برای سرنګونی رژیم امان الله خان سازمان و حتی سازمانهای داشته اند در کتاب مورخین شوروی که مستند به ارشیف روسیه است تفصیلات آمده."
لطفاٌ دلایل این سر نگونی را از ارشیف روسیه در صورت امکان پیدا نموده، زیرا این یک موضوع بسیار جالب به نظر می خورد.
5-" شوروی، بحیث حریف قرن های برتانیه در منطقه، باید رژیم امان الله خان را، که بر ضد انګلیس قیام ورزیده بود، به رسمیت میشناخت."
موضوع "باید" در صورت که بعدآٌ می خواست انرا سرنگون نماید سوال بر انگیز است، در صورتیکه با همکاری با آن ،چنانچه صورت هم گرفت، بهتر تر به مقاصد خود رسیده می توانست.
به هر صورت هدف اصلی این سر نگونی برایم در حد حدس باقی مانده است، زیرا تا کنون در اثر تناقضات که تذکر ان رفت موفق به حل آن نشده ام.
هر کرا جستم چو من گم گشتهء تحقیق بود
بی تکلف کعبه را هم در بیابان یافتم
بیدل

محمد داؤد مومند16.05.2022متحده ایالاتhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

هموطن محترم شاغلی یونسی امان
بعد از عرض سلام محمدی و آرزوی طمانیت روحی تان
از توجه تان در زمینه نوشتهایم متشکرم.
برادر گل! طوریکه بار ها عرض نموده ام من یک طالب العلم و شاګرد هستم، نه عالم و استاد و تیوریسن.
آنچه از نوشته های پر بار دیگران نقل قول میکنم، متکی بر اصالت و کیفیت و حقیقت پسندی آن نوشته هاست، و آن را تکرار احسن میشمارم.
نوشته های من در آرشیف این سایت وزین در مورد محمد رسول خان پشتون رهبر حرکت ویش زلمیان، پوهاند فضل ربی پژواک، غلام محمد خان فرهاد، استاد رشتین، اعلیحضرت محمد نادر شاه شهید، فخر افغان خان عبدلغفار خان، مرحوم محمد نوروز خان، استاد محمد عزیز نعیم و دیگر شخصیت های ملی و صادق کشور مبین طرز تفکر من در مورد شخصیت های قابل قدر کشور است که با کمال ادب و احترام از ایشان تعریف و توصیف بعمل آورده ام.
خامه من در مورد شخصیت های دو چهره کشور مانند غبار، روان فرهادی، داکتر جاوید، سید مخدوم رهین، طاهر بدخشی، دستگیر پنجشیری، خلیل الله خلیلی، داکتر حقشناس و امثال و اقران شان دائم زشت بوده و زشت خواهد بود.
من از روح غبار تشکر میکنم که برای من زمینه آن را مساعد ساخته تا کرکتر دو چهره او را به نسل های آینده معرفی کنم.
همین اکنون بر مضمونی کار میکنم بر اهانت ها و تخریب شخصیت های ملی مانند علامه حبیبی، علامه سلجوقی ، عبداهدی داوی و غیره، توسط غبار، مقتبس از نوشته های شاغلی سیستانی.
من از شاغلی سیستانی و روح پاک استاد نګارګر مرحوم تشکر میکنم، که در قسمت افشاء شخصیت دو چهره غبار واقعیت های مستدلی را به میدان کشیده اند.
برادر مستعار نام، یونسی امان! اګر جناب شما از زمره غبار پرستان هستید و آرزوی مناطقه را با من در زمینه داشته باشید، به شما خوش امدید میګویم.
دا ګز او دا میدان
تشکر مجدد​

عبدالباري جهاني16.05.2022MANASSAS Parklhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

​محترم الله محمدخان سلام و احترامات. ازینکه مطلب بنده را خوانده اید ممنون هستم. ګمان میکنم در باره سازمانهای که شوروی ها در سرحد افغانستان و هرات تشکیل داده بودند ذکری نموده ام. چون این یک مضمون مختصر است و ګنجایش تمام تفصیلات را ندارد به مختصر اشاره اکتفاء ورزیده ام؛ حتی مواد مرام آنها را هم اورده ام. اینکه شوروی ها از اول هم برای سرنګونی رژیم امان الله خان سازمان و حتی سازمانهای داشته اند در کتاب مورخین شوروی که مستند به ارشیف روسیه است تفصیلات آمده. شوروی، بحیث حریف قرن های برتانیه در منطقه، باید رژیم امان الله خان را، که بر ضد انګلیس قیام ورزیده بود، به رسمیت میشناخت. این کدام امر غیر عادی نیست. شما به سلامت باشید.

اختر یوسفی16.05.2022Usahttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/USA.png
کارواییهای یونس قانونی !
توطیه های یونس قانونی علیه افغانستان از کجا سرچشمه گرفته است؟
یونس قانونی انسان لفاظ و مفسدیست، که اکنون در بیرون از افغانستان بسر میبرد، وی دراظهارات اخیرش پیرامون بقدرت رسیدن مجدد طالبان درکشور، که درنتیجه اعمال فساد و جنایات مستند باند ضد منافع ملی "اتحاد" نامقدس شمال درافغانستان باعث ورود دوباره حکومت امارت "اسلامی" طالبان درکشور گردیده است.
یونس قانونی چرندیات جعلی خود را که متن آن دریکی از تلویزیونها دری درافغانستان نشر شده است، با بسیار بیشرمی وچشم پوشی مجموعه علل وجنایات حکمرانان نظام فاسد گذشته در کشور را نادیده گرفته، فقط تمام علل را روی فرار اشرف غنی رئیس جمهور قبلی افغانستان اختصاص است.
یونس قانونی یکی از سردسته های باند آزموده شده جنایتکار "اتحاد" شمال براساس توطیه ها و نقشهای جدید دشمنان افغانستان در امر ادامه جنگ و خونریزی درکشور، بازهم مانند موضعگیری های خاینانه خود در کنفرانس بین المللی جامعه جهانی درسال ۲۰۰۱ میلادی در شهر بن المان انجام داده بودند، برنامه خود را دوباره بهمان بشیوه لفاظی و فریب درمورد اوضاع جاری درکشور، بنام سهمیه اقوام در قدرت براساس اصل برتری جویانه پنجشیر و پنجشیرها در دفاع از "مقاومت" غارتگران دولت فاسد سه دهه گذشته درافغانستان درمقابل امارت "اسلامی" طالبان مبنی بر اندیشه های منحط راسیزم ایتنیکی، دهان خود را دوباره کشوده است. یونس قانونی روی عقده های شخصی خود و حلقه غارتگر خویش در اخرین مصاحبه تلویزونی علنی ازتمامی علل اصلی مستند فروپاشی "نظام" فاسد گذشته درافغانستان آگاهانه چشم پوشی مینماید، تنها موضوع فرار اشرف غنی رئیس جمهور قبلی افغانستان از کشور راعلت اصلی سقوط دولت فاسد کشور را قلمداد میکند.
اختلافات یونس قانونی با اشرف غنی چیزی جدید نیست، بلکه سابقه طولانی رقابت برسر قدرت را دارد. قانونی سردسته مخالف اشرف غنی برای قدرت بود، براساس اظهارات خودش میخواست توسط حنیف اتمر، اشرف غنی را از ارګ شاهی بیرون کند، مګر اتحاد این دسته نامیمون بر تقسیم کرسها ناکام شد. بعدأ قانونی و "اتحاد" نامقدس شمال مشترکأ تیاتر توطیه های خود را در انتخابات بلاک عبدالله عبدالله برای تصرف قدرت درمقابل اشرف غنی بکار بردند، دردو دور انتخابات ریاست جمهوری درافغانستان در طی سالهای ۲۰۱۴ و ۲۰۱۹ میلادی که تدویر انتخابات مملو از فساد و جعلیات هر دوطرف بود، هیچیک از طرفین نتوانست در انتخابات پیروز قطعی شود. عبدالله عبدالله کاندید "اتحاد" شمال که نتوانسته بود اکثریت آرا انتخابات را بدست آورد،"اتحاد" شمال دست بغاوت زدند. در بارختم انتخابات دور دوم در سال ۲۰۱۹ میلادی درحالیکه قوای نظامی امریکا و ناتو در افغانستان نیزحضور داشتند "اتحاد" شمال حکومت جداګانه را خود را در کشوراعلام کردند.
اعلام حکومت جداګانه عبدالله عبدالله و "اتحاد" شمال در افغانستان سرآغاز فروپاشی حتمی آن نظام فاسد را رقم زد. تجارب حکومات ایتلافی در افغانستان نشان میدهد ګه تقسیم قدرت میخانیکی کرسیهای حکومات در تحت نام "اقوام" و "مذاهب" در کشور توسط شرارت پیشه ګان هیچګاهی نتیجه مثبت نداده است. برعکس تقسیم قدرت میخانیکی کرسیهای حکومات در تحت نام "اقوام" و "مذاهب" توسط شرارت در افغانستان اختلافات جنګ و نقاق ملی در میان مردم کشور تقویت بخشیده است.
یونس قانونی بحیث فرد روبای مکارلاف از اقوام افغانستان را میزند، مګر خودش بعد از کنفرانس بن و ماقبل آن تا حال بحیث یک عنصر منحرف راسیست ضد منافع ملی کشورعمل نموده است.
یونس قانونی در جنګ های داخلی سالهای ۱۹۹۳ و ۱۹۹۴میلادی در افغانستان از رهبران جنایات جنگی شمرده می شود. یونس قانونی در اولین پارالمان افغانستان وقتی رئیس پارالمان بود، فرمان عفو مجرمین جنګی را صادر کرد. مردم شریف و آګاهان وطندوست افغانستان با سخنان چرب و نرمش وی فریب نمی خورد. در سخنان میانتهی یونس قانونی هیچګونه صداقت در عمل وجود ندارد.
در افغانستان تنها حکومت و قدرت بدست اشرف غنی رئیس جمهور کشور نبود. در ساختار حکومت مشارکتی ۵۰ فیصد، معادل نصف حکومت بشمول قوتهای ارگانهای قوای مسلح افغانستان بدست "اتحاد" شمال، ۴۰ فیصد دیګر حکومت در تصرف حزب اسلامی ګلبدین و سایر تنظیمهای "جهادی" قرار داشته بود. سهم وابستگان اشرف غنی در هردو دوره حکومت در کشور با سایرین بشمول تعداد جوانان بی تجربه هیچ وقت از ده فیصد بیشتر نبوده است.
وزیران ملکی و نظامی بشمول قوماندان قوایمسلح زمینی، هوایی، پولیس و امنیت ملی افغانستان که از طرف باند از "اتحاد" شمال درحالیکه اعضای کاببنه درحکومت مقرر بودند، هیچوقت از اوامر اشرف غنی اطاعت نمی کردند. این ساختار مریض مقامات در اجرأت خود با یکدیگرهمیشه مشت و یخن بودند.
قوای نظامی امریکا-ناتو از بعد از حمایت بیست ساله فاسدترین دولت درافغانستان یکجا با قعطات صفریک و صفر دو قطعات کماندو افغان با چند بال طیارات جنگی برای شرکت درجنگ اوکراین با عجله ازافغانستان فرار کرده بودند. فرار اشرف غنی بعد از ظهر روز پانزده اگست ۲۰۲۱ میلادی هنگامی صورت ګرفته است، که معاونین ریاست جمهوری با تمامی قوماندان قوایمسلح زمینی، هوایی پولیس امنیت ملی افغانستان اکثریت ایشان از "اتحاد" شمال، مربوط باند یونس قانونی بودند، فرار کردند.
در قطار فراریان قوایمسلح افغانستان، وزیر دفاع کشور بسم الله محمدی خسر پسر یونس قانونی (در عروسی عروس را با طلا عربی، جواهرات قیمتی بشمول سنگهای زمرد تول کرده بودند) که مسؤلیت جنگ را در سطح افغانستان صلاحیت جنگ بعهده داشته بود، نیز شامل فراریان از کشور بوده، جنرال عطامحمد نور، مارشال ګلجمان رشید دوستم همه و همه قوماندانان مؤظف "اتحاد" ريالشمال از میدان جنګ در شمال کشور فرار کرده بودند.
برای اشرف غنی با چند تن محدود مامور حمله ملکی، درمحاصره درداخل ارگ شاهیگیر مانده بودند، چاره جزمرګ که قبلأ در نقشه پاکستانیها بکمک باند "اتحاد" شمال و حامد کرزی توسط طالبان برای نابودی وی در نظر ګرفته شده بود، و یا فرار فوری توسط هلیکوپترهای نظامی از داخل ارگ هیچ چاره دیګری هم وجود نداشت.


یونسی امان 16.05.2022امریکا http://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

​جناب مومند!
۹۰ فیصد نوشته نوشته های شما استوار بر نقل قول از دیگران است. از خود هم چیزی در چانته دارید؟
به جای آنکه بر مرحوم غبار همیشه نفرین می فرستید، باید دعاگوی وی باشید، چون در غیر شما برای نوشتن کدام مطلب که آینده ساز و یا به دردبخور باشد ندارید.
امروز وطن در خون و آتش غرق است، به جای آنکه کمکی به مردم بیچاره کنید و مردم را دعوت به هم دلی نمایید، هوش و گوش تان متوجه آنست که در سایت های دیگر چه گپ است و کی را توهین و تحقیر نمایم.
به حیث یک هموطن به شما توصیه میکنم که زشتگوی را کنار بگذارید .

الله محمد16.05.2022آلمانhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

​جناب محترم وزیر صاحب جهانی!
بعد از عرض سلام و آرزوی سلامتی شما محترم مضمون عالی و خوب تان "علل افسانه نگاری در تاریخ افغانستان" از مطالعه ام گذشت که در یک نقطه نتوانستم ارتباط موضوع را درک نمایم:
در اخیر صحفه دوم آمده که:"و در حالیکه حکومت شوروی از سالهای اول سلطنت امان الله خان در برابر او سازمانهای انقلابی را بوجود اورده بودند و برای سرنګونی او فعالیت میورزیدند ولی وقتیکه امان الله خان سقوط کرد و راهی اروپا شد حکومت شوروی نظر خودرا تغییر داد".
نویسنده "بویکو"باید از این سازمانها انقلابی ذکری به عمل میاورد و در ضمن افغانستان بر ضد انگلستان جنگیده بود و استقلال خود را گرفته بود و تا جاییکه خوانده ام شوروی از جملهء اولین کشوری بوده که استقلال کشور را به رسمیت شناخته بود با همان گروپ سیاستمداران آن . نویسنده باید ذکری از دلیل این "سرنگونی" و ذکر نام سازمانهای انقلابی را می نمود و یا اگر شما محترم دلایل "سرنگونی" هدفمند حکومت افغانستان را توسط کشور دوست شان شوروی انوقت بدانید و این سازمانها را معرفی نمایید و بنویسید در موضوع بهتر روشنی خواهد امد. بنده البته یک احتمال را حدس می زنم اما دیده شود تا چی اندازه این احتمال درست بوده می تواند. تشکر.
دل چو روشن شد هنر ها محو حیرت میشود
موج جوهر کم زند بال و پر اندر آینه
بیدل

محمد داؤد مومند15.05.2022متحده ایالاتhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

پیشنهاد من به مخالفین محتویات مضامین شاغلی جهانی در مورد غازی امان الله و غازی نادر خان.
شاغلی جهانی سه مضمون مستند و غیر قابل تردید «البته از نگاه من» در مورد دو زعیم نامور فوق الذکر کشور بدست نشر سپرده اند.
محترم داکتر صاحب کاظم تنها در مورد نبودن چوکی صدارت در دوره غازی امان الله و موجودیت آن در دوره غازی نادر خان در دریچه سایت افغان جرمن مطالبی بدست نشر سپردند، متعاقباً شاغلی سیستانی نیز در مورد سؤال شاغلی جهانی که امان الله خان کدام خدمتی انجام داد که نادر خان از انجام آن عاجز آمد؟
مقالۀ نوشت که معرف احساس کدورت و بدبینی شخصی شان علیه شاغلی جهانی بود.
پیشنهاد من خدمت استاد داکتر صاحب سید عبدالله و استاد اعظم سیستانی این است که مضامین سه گانه ذیل شاغلی جهانی را علماً مورد تتبع و تحقیق قرار داده و به رد تمام مدعیاتی بپردازند که شاغلی ججهانی مدعی آن است.
زیرا مضمون دنباله دار داکتر صاحب کاظم در مورد خانواده یحیی خان را نمیتوان جواب مدعیات شاغلی جهانی پنداشت. مضامین شاغلی جهانی قرار ذیل است:
1- اعلیحضرت محمد نادر شاه.
2- کیش شخصیت در تاریخ نگاری و تحلیل نگاری.
3- علل افسانه نگاری در تاریخ افغانستان.
به امید مؤفقیت هردو استاد نامور و با نام و نشان فوق الذکر در زمینه.
با عرض حرمت​

اختر یوسفی14.05.2022Usahttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

هموطنان محترم و عالیقدر!
این اصل درست، که برای نوشتن موضوع تحصیل در یک رشته خاص چی سیاست، تاریخ، حتی علوم طبیعی باشد برای نوشتنن موضوع خاص ممکن کمک کند، مگر حتمی شمرده نمی شود. درست و دقیق بودن نوشتن یک موضوع از اهمیت خاص در نوشتن موضوعات برخوردار است.
نوشتن موضوعات درعلوم اجتماعی، سیاسی، تاریخی، فرهنگی، امکان پذیر است، که نویسنده آن روی علاقه شخصی خویش موضوع را براساس مطالعات لازم دقیق نوشته باشد، در چنین حالات اعتراض رشته تحصلی درموضوع درست بنظر نمی رسد.
نوشتن اسناد تحقیقی افراد متشبث با معلومات لازم، هزاران مرتبه برای نوشتن موضوع بهتر از سند افتخاری کاغذی که برای حاکمان یک کشور توسط دولتهای دیگر عطا میگردد.
سوالات و اعتراضات را که چندی قبل مطرح نموده بودم، روی رشته تحصیل نویسنده گان آن نبود، بلکه روی تلاشهای یک حلقه خاص بود که در این اواخر شواهد تاریخی صد سال گذشته را بگونه نادرست آن نقد میکنند، نمونهپهای این حلقه خاض مانند صدیق فرهنگ، غوریانی، ستمیها، تعداد از سردسته های راسیست جناح پرچم بشمول کتب قطور سیدعبداله کاظم قضاوتهای ذهنی خود را در تاریخ جای میدهند، چنین شیوه نقد تاریخ برای نسلهای کنونی و آینده کشور مضر است.
ضرر تلاشهای این حلقه خاص منحرف متعقد افکار راسیزم کمتر از راسیزم مذهبی مضر نیست.
۱- این راسیستها درافغانستان روی اندیشه رادیکال ناکام درتحت نام مشروطه خواهان افسانه سازی میکنند.
۲- آنان نقش مردم کشور را نادیده میگیرند، نهضت آزادیخواهان را بیشتر روی شاهان متمرکز میسازند.
۳- آنان برای تشنج افکار جامعه پادشاه عیاش امیرحبیب الله خان با سیصد زن را بانی استقلال میدانند
۴- آنان درمناسبات ذات البینی شاهان و زمامدار سلیقه خود را نادست درج میکنند.میگویند که غازی نادرخان با شاه امان الله غازی خیانت کرده است، سردار محمد داوودخان مخالف اعلیحضرت ظاهر شاه بود، وغیره که نتها نقد نادست تاریخ کشور است.
آنان چنین موضعگیری را در اوضاع و احوال کنونی افغانستان بحیث عامل تشدید نفاق ملی بکار میبرند.​

عبدالباري جهاني14.05.2022MANASSAS Parklhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

 جناب محترم عباسی صاحب سلام و احترامات. اینکه مضمون بنده را مطالعه نموده و ستوده اید جهان سپاس. برای بنده جای بسی افتخاراست که نوشته های من از طرف دانشمندانی مانند جناب شما و جناب معروفی صاحب تایید و حتی ستوده میشوند. از جناب شما یکبار دیګر ممنونم. شما زنده و بسلامت باشید.​

A. Halim Hakimi 14.05.2022USA http://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

Writing history is far easier than attempting to publish concept related to economy, physics, sociology and other fields that require extensive knowledge in order to succeed publishing something valuable.

History writers mostly rely on others done work often republishing the already complete and discussed topics. It is the easy way out authoring heavy volume books.​

محمد یونس14.05.2022امریکاhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

هموطن محمد داؤد مومند:
من دانستم که شما چه می گوئید. اگر جناب محترم داکتر صاحب کاظم صد های جلد کتاب در سایر موضوعات بنویسد، باز هم به پای دانش اقتصادی اش نمیرسد، زیرا در رشتۀ اقتصاد متخصص است و دانش اقتصادی اش بر سایر ساحات مطالعاتش غلبه میکند. این مربوط به شماست که می پدیرید و نمی پدیرید.​

اختر یوسفی14.05.2022USAhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

خود کرده را نه درد است و نه درمان!
"عبدالله عبدالله، رئیس پیشین شورای عالی صلح افغانستان از جامعه جهانی خواسته است تا گزارش‌های بدرفتاری، شکنجه و قتل‌های صحرایی در پنجشیر، اندراب و تخار را تحقیق کند. آقای عبدالله، در نخسیتن واکنش صریح پس از خروج از افغانستان، در رشته تویتی نوشته است که گزارش‌های مستند از بدرفتاری، شکنجه و قتل‌های صحرایی مردم غیرنظامی در پنجشیر، اندراب و تخار در دست دارد. او از طالبان به عنوان عاملین این اقدام‌ها اسمی نبرده و به آنها "نظامیان" خطاب کرده است."
انعده سیاستبازان فرصب طلبان فاسد مانند عبدالله عبدالله و امثال وی که درطی دهه ها افغانستان را با چنین بدبختیهای لاعلاج سوق دادند، اکنون بدور از میهن با بسیار بیشرمی اذهان مردم مظلوم کشور را به گمراهی میبرند.
۱- آقای عبدالله، در تویتی نوشته است که گزارش‌های مستند از بدرفتاری، شکنجه و قتل‌های صحرایی مردم غیرنظامی در پنجشیر، اندراب و تخار در دست دارد تحقیق شود؟
بلی جناب عبدالله عبدالله، هیچ انسان باوجدان، دولتمدار که مکلفیت تأمین عدالت را بصورت حقیقی در افغانستان بدوش داشته و دارند، مخالف تحقیق جنایات و مجازات مجرمین جنایات ضد بشری نیست.
بیش از چهاردهه می شود که جنگ و جنایات هولناک ضدبشری در افغانستان ادامه دارد. مشکل اساسی در اینست که قاتلین مانند شما که خود عاملین اصلی هزاران جنایات هولناک ضد بشری در کشور بودند، درمقامات با صلاحیت دولتی حضور داشتید، جنایات ضد بشری را تحقیق نکردند و مجرمین جنایات را مجازات نکردند، بنآ گراف جنایات ضدبشری در افغانستان بطور بلاالنقطاع قوس سعودی خود را ادامه میدهند.در نتیجه جنگ بر سر قدرت درذکشور همه روزه مردم بیگناه میهن قربانی جنایات می شوند.
زمانیکه شخص خود شما چه دروقت جنگ و چی در هنگام قدرت بودبد، جنایات فراوان ضد بشری صورت گرفته است، هرگاه حرف برسر تحقیق جنایات ضد بشری باشد، نه تنها بدرفتاری، شکنجه و قتل‌های صحرایی مردم غیرنظامی در پنجشیر، اندراب و تخار صورت گرفته است، بلکه مثالهای زیادی موجود است، که شخص شما در اجرای آن سهم فعال داشتید.
الف: قتل گاه زندان چاه آهو دره پنجشیر که اجساد مقتولین را بدریا میدانداختند.
ب: قتلهای بیشمار قوماندانان حزب "اسلامی" و جمعیت "اسلامی" در شمال کشور.
ج: قتلهای خودسرانه در هنگام ورود تنظیمهای "جهادی" در سال ۱۹۹۲ میلادی در شهر کابل.
د: نسل کشی ساکنین محل افشار دارالمان شهر کابل که در عملیات آن جنایت شخص شما مستقیمأ سهم داشتید.
ح: قتلهای دشت لیلی
و صدها جنایت دگر شما، هرگاه شما عدالت را در وقت وزمان بیطرفانه تحقیق میشد جنایات با این سطح هولناک رشد نمیکرد.​

محمد داؤد مومند14.05.2022متحده ایالات http://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

وطنوال یونس
نوشته اید ..... عین منطق در مورد داکتر صاحب کاظم هم صدق میکند...فهم و دانش اقتصادی داکتر صاحب کاظم بر سایر ساحات مطالعه اش می چربد.
وطنوال یونس! طوریکه در نوشته قبلی تذکر دادم، بیشتر از 90 فیصد مضامین داکتر صاحب کاظم در سایت افغان جرمن، جنبه تحقیقی و تاریخی و سیاسی دارد نه اقتصادی.
اولین کتاب قطور داکتر صاحب کاظم در مورد زنان و عنعنه که تقریباً نزدیک به 20 قبل بدست نشر رسید، یک اثر تحقیقی و تاریخی و اجتماعی است، نه اقتصادی.
سه جلد کتاب داکتر صاحب کاظم در مورد والاحضرت سردار صاحب داؤد خان یک کتاب تحقیقی و تاریخی و سیاسی است، نه اقتصادی.
یک جلد کتاب داکتر صاحب کاظم در مورد سپه سالار صاحب شاه محمود خان غازی یک اثر تحقیقی و تاریخی و سیاسی است، نه اقتصادی.
داکتر صاحب کاظم اعلام داشتند که مضامین تحقیقی و تاریخی خود را در مورد عروج خانواده یحیی خان بعد از تکمیل به شکل یک کتاب قطور بدست نشر خواهند رساند. این کتاب طبعاً یک کتاب تحقیقی و تاریخی خواهد بود و انگیزه نوشتن آن طبعاً سیاسی، معلوماتی و تبلیغی است.
داکتر صاحب کاظم در مدت ده سال گذشته در زمره 800 مقاله تحقیقی و تاریخی و سیاسی و اجتماعی، حتی ده مقاله هم در مورد اقتصاد ننوشته اند.
لذا نوشتن کتب متعدد و نوشتن ۸۰۰ مقاله و نتائج مطالعات و انهماک بسیار ژرف و عمیق شان در امر تحقیق و تاریخ عملاْ و منطقاْ بالاتر از دانش شان در مورد اقتصاد است، با تذکر این مطلب که ایشان در رشته اقتصاد سویه اکادمیک دارند.
داکتر صاحب کاظم در دوره هجرت 45 ساله اش، یک کتاب مختص در مورد سیر اقتصاد و حتی تاریخ رشد اقتصاد در کشور، ننوشته اند.
تحصیلات عالی استاد و دوست نهایت بزرگوارم پوهاند صاحب فضل ربی پژواک. که من او را مثل پدر دوست داشتم، در اضلاع متحده در رشته تاریخ نبود و لی پوهاند صاحب مرحوم مختصاً استاد مضامین تاریخ در فاکولته حقوق بودند.
پوهاند صاحب پژواک سند پوهاندی خود را در رشته تاریخ بدست آورد.
لذا:
حتمی نیست که سند و دپلوم در یک رشته اختصاصی، اهلیت و صلاحیت یک شخص را در یک رشته دیگر تحت الشعاع آن رشته قرار دهد.
غبار تحصیلات بالاتر از بکلوریا نداشت، احیاناً اگر غبار سند دوکتورا در رشته حقوق بین الدول خصوصی یا عمومی یا روابط بین المللی میداشت، باز هم هرگز صلاحیت او را در رشته تاریخ تحت اشعاع قرار نمیداد و این یک استعداد و ملکه خدایی است.
اما سؤال اساسی درینجاست که خودت ولو یکبار هم شده قضاوت های تحقیقی و تاریخی داکتر صاحب کاظم در هر موردی و هرشخصی که بوده، مورد انتقاد قرار نداده و نگفته اید، او که یک متخصص اقتصاد است، چرا همچو مطلبی را در موارد تحقیقی و تاریخی ادعا دارد؟
و اما در مورد نقد استاد محمد عزیز نعیم که همانند داکتر صاحب کاظم یک شخصیت اکادمیک و دانشمند است، با بی حوصلگی تام و تمام و قبل از مطالعه نقد استاد محمد عزیز نعیم طوریکه قبلاً گفتم موزه از پا کشیده و تلاش ورزیدید که استاد محمد عزیز نعیم را نه تنها در مورد تاریخ بلکه در علم سیاست و تیوری های ایدیولوژیک فاقد صلاحیت قلمداد نمائید.
با کدام صلاحیت و مطالعات علمی تان؟ سؤالی است قابل توضیح.
معلوم میشود که نزد جناب عالی ارجحیت سلیقه سیاسی بالاتر از درک واقعیت ها و قبول واقعیت هاست. سکوت مطلق شما در مورد تمام آثار و نوشته داکتر صاحب کاظم مبین حقیقت فوق الذکر است.
حساسیت بی قبل از وقت و بی موقع شما، یعنی قبل از مطالعه نقد استاد محمد عزیز نعیم دلیل ثانوی معیار قضاوت سلیقوی سیاسی شماست.
امیدوارم مقاله استاد سخن، معروفی گرامی را در مورد وجدان و قضاوت وجدانی مطالعه فرموده باشید.
به قول استاد کاضم «خداوند بر ضمائر آګاه است»
خدایا چنان کن که پایان کار
تو خشنود باشی و ما رستگار
بعون الله​

محمد یونس13.05.2022امریکاhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

​هموطن، محمد داؤد مومند:
فکر میکنم که نظرات هر دو در خصوص تحصیل و آموزش تاریخی مرحوم عزیز نعیم قسماً نزدیک است. اگر به نوشتۀ من توجه کنید، من هم ذکر کردم که تحصیلات استاد نعیم در رشتۀ علوم سیاسی بود و در تاریخ هم مطالعات داشت. چون در علوم سیاسی تخصصی به دست آورد، خواهی نخواهی دانش سیاسی اش بر معلومات تاریخی اش غلبه حاصل میکرد. شما از داکتر صاحب کاظم یاد آور شدید، عین منطق در مورد داکتر صاحب هم صدق میکند. خدا کند داکتر صاحب بر من قهر نشود، کاملاً اطمینان دارم که با سند علمی داکتری در رشتۀ علم اقتصاد، فهم و دانش اقتصادی محترم داکتر صاحب کاظم بر سایر ساحات مطالعه اش می چربد.

محمد عارف عباسی13.05.2022کلیفورنیاhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

امروز فٌرصت مساعد شد تا مضمون جامع، پر محتوا، مستند و ممستدل جناب محترم استاد عبدالباری جهانی صاحب را تحت عنوان «علل افسانه نگاری در تأریخ» را بخوانم.
البته انتخاب این موضوع روادار توصیف است، محتوا با استفاده از منابع متعد بر معیار های علمی بنا یافته است.

نه تنها که این تحقیق را جالب، سودمند و ارزنده یافتم بلکه از آن بیسیار یاد گرفتم و دانستم، مطالبی را که راستی نمی دانستم و متوجه شدم که بسی افسانه ها را نگزیر تأریخ گویا قبول کرده ایم.

تذکر دارم که در ذهنم از مدت ها جا دارد، متأسفانه نزد کثیری از هم وطنان ما بدون دقت، تعمق، ملاحظه، محتویات یک کتاب امحتویات یک کتاب، فقط نامش کتاب باشد، حکم سند شرعی را دارد و در مباحث برای تحکیم نظر و موقف خود از کتاب این و آن یاد می کنند بدون این که تعمق کنند که نویسندۀ کتاب کی بوده و مربوط کدام جناح و در کدام شرائط این کتاب را نوشته، آیا از این کتاب به حیث یک حربه استفاده شده و یا یک عملی که نزد اکثریت خیانت و یا جنایت بوده آرزوی تبرئه داشته باشد و یا واقعیت مبرهنی را ارادۀ پوشاندن گر بپرسی کی گفته و در کدام کتاب در کدام کتاب، به طور مثال گوید کتاب اردو سیاست نبی عظیمی و یا قادر، یا پنجشیری و یا کدام پیوندی حزب جمعیت و یا حزب اسلامی. هر مجلد ضخیم چند صد ورقه به نام کتاب ولو که با بهترین مهارت نویسندگی نوشته و با قطح و صحافت جذابی تزئین یافته باشد نه باید مقناطیس جذب اندیشه های سالم گردد. نخبگی، خردمندی و پختگی خواننده در تعمق اندیشۀ وی در یافتن واقعیت و قضاوت معقول است.

مضمن جهانی صاحب را آموزنده و متکی بر غنای مأخذات یافتم.​

الله محمد13.05.2022آلمانhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

برادر عزیزم حکیمی صاحب!
به امید صحتمندی شمامحترم سلام های بنده تقدیم تان باشد.
از تبصرهء اخیر تان تشکری نموده، باید خاطر نشان بسازم که اخلاق، حوصله و صبر شما در بحث های که با دوستان تان داخل می گردید و از مطالعه بنده می گذرد ، می تواند برای اینجانب هم آموزنده باشد. میزان عکس العمل بنده معمولاٌ به اساس نوشتهء که متوجه ام گردد بوده، و یا هم هر گاه کدام مقاله باشد به اساس واقعیت که در آن از طرف نویسنده آن انعکاس داده میشود بوده که ایا مطابقت با واقعیت اصلی که واقع شده دارد و یا خیر البته انهم در صورتیکه کاملاٌ مطمین باشم که معلوماتم دقیق است.
به هر صورت هر گاه در نوشته ام کدام کلمهء بوده باشد که طبع زیبا و پر حوصلهء شما را خزانی در این بهار زیبا ساخته باشد معذرت می خواهم، زیرا 72" بنده" شما علت آن بوده نه چیزی دیگری. بنده در هر دو دو تبصره اعظمی به پانزده الی بیست "بندهء " خدا رسیدم، چنانچه شما ادعا نموده بودید که در دو تبصره هفتاد و دو بندهء مرد بود که امید است در فکر کربلا نبوده باشید. اگر شما "بنده" های دیگر خداوند "ج" را که در مجلس های ما غرض جستجوی حقیقت و رسامی های هنر های زیبا قلم فرسایی می نمایند هم جمع زده باشید درست.


آسمان مرد و زمین زن در خرد
هر چه آن انداخت این می پرورد
مولانا​

محمد داؤد مومند13.05.2022متحده ایالات http://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

مقاله مطلی و مطنطن معروفی گرامی و حقبین
امروز صبح مطالعه مقاله استاد معروفی تحت عنوان «وجدان تاریخ و وجدان تاریخ نگار» موجب فروغ دیده و فراغ قلبم گردید.
چه عنوان با عظمت و پر محتوایی!!
فکر نکنم که بعد از نام مقدس خداوندگار، که بینا و داناست بر تمام اقوال و اعمال ما، مفهوم با عظمت تر از «وجدان» در دائرت المعارف (معنویت) سراغ کرده بتوانیم.
وجدان انسانیت است، وجدان حضور خداوند در قلب و دماغ ماست، وجدان محک میان آدمیت و ابلیس بودن است، وجدان افغانیت است و افغانیت وجدان.
معروفی گرامی از مقاله مبتذل و بی محتوی و بی سر و پای «عوام فریبان» صحبت میکند.
زیرا این مقاله به حکم وجدان نوشته نشده است و اقتباس آن نیز یک عمل ابلیسی، سیاسی و ضد وجدانی بود.
استاد معروفی مینویسد:« دیگری سخنان استاد عزیز نعیم را نقد میکند و هدفش فقط و فقط دفاع از غبار است» .
جون هدف وجدانی نیست، لذا نقد و جدانی شده نمیتواند.
معروفی گرامی ادامه میدهد «موقف و صداقت ناقد(که باید حنان روستایی باشد-مومند) وقتی هویدا میشود که در پیشگفتار کشاله دار خود به مانند «مقتدای معروفش» (یعنی غبار-مومند) از کلمات «گویا» و «خاندان» حکمران سخن میگوید. تنها و تنها همین نکته خواننده دراک و فهیم را از مطالعه مقاله عریض و طویلش باز میدارد.»
قابل تذکر میدانم که شخصیت اکادمیک و با وجدان یعنی استاد بزرگوارم محمد عزیز نعیم در نقد خود بر کتاب غبار که در مقاله خود تحت عنوان « کتاب غبار از نظر استاد محمد عزیز نعیم» که یک روز قبل بدست نشر سپردم با همچو اصطلاحات چپگرایانه غبار اشاره نموده است.
اگراحساسات کاذب چپگرایی غبار در این اثر دوجلدی اش ضد وجدان ملی است، حامیان احساسات کاذب چپگرایانه اش نیز با فقر وجدان ملی مصاب اند.
معروفی گرامی ادعا میکند که «نه امان الله خان فرشته بود و نه نادر خان اهریمن»
این ادعا و قضاوت معروفی را «ندای وجدان» مینامم. مرحبا و حبذا.
استاد معروفی ادامه میدهد:«وقتی وقایع و حوادث تاریخی «اسلام و جهان اسلام» تا این حد بی اعتبار و نا مطمئن است ، دیګر نباید توقع ذاشته باشیم ، که تواریخ دیګر ما، عاری و خالی و مبری و بری از اشتباه باشد.» ختم.
فکر مینکم که اگر زعامت اسلامی و منادیان اسلام و یا به عبارت دیگر تیکه داران اسلام فاقد وجدان اسلامی باشند، عامل بزرگ این همه بی باوری هااز وقایع و حوادث، در بسا موارد، تاریخ مشوب اسلامی است.
در نتیجه میتوان گفت که:
هیچ جوهری بالاتر و والاتر و مقدس تر از مفهوم «وجدان» نیست. و کمتر کسی مانند معروفی به کنه وجدان پی میبرد.​

حلیم حکیمی13.05.2022امریکاhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

 Greetings Allah-Muhammad,

1. First of all, I love and admire your ingenuity that quickly reaches the core of concept right from the beginning, and I mean it. My " keep a distance from the core of freedom " sentence wasn't referring to you but tried to define mysticism adjectively.

2. Indeed repetition of the word " Bandah " is in part an indication of your state of mind repeated 16 times in one of your last replies to me.

3. To be honest I have no expertise or knowledge for deep-rooted discussion you seem to be expert. And when once tried, still remember you tighten my hands behind my back referencing TOHRA's 6000 years' timeline, analyzing million years of evolution!​

سميع13.05.2022ملبورنhttp://zabul.ddns.net/FotoGallary/CountryIcons/AUS.png

. نوشته "وجدان تاريخ و وجدان تاريخنگار" را بايد همه انسان هاى با وجدان تاىيد كنند. چون مشكل ما افغانها در همين أست. مااز عقده هاى شخصى و فاميلى خود در مقابل حقايق تاريخ هم ارام نمى گيرم و به چه لجاجت كوشش داريم كه انچه با ما ميراث رسيده كوركورانه تعقيب كنيم. چه خوب گفتند كه عاقبت گرگ زاده گرگ شود گر چه با ادمى بزرگ شود.​

اختر یوسفی13.05.2022امریکاhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

درافغانستان جریانات جعلی براساس فریبنده روز تا روز شکل میگیرد ؟
یونس نگاه نوشته که: کلیشه های قومی که مانع اتحاد علیه طالب میشوند؟
درافغانستان حدود پنج دهه ازجنگ و خونریزی وحشناک زیر بیرق افراطیت میگذارد، که با مقدسات دین اسلام، و ساختار اقوام هیچ تعلق ندارد، مگر باتاسف تا هنوز هم بسیاری از فعالین و نویسندگان جامعه افغانی ماهیت وشکل جنگ دشمن را درست درک نکرده اند. اقوام شریف افغانستان در طول تاریخ ماضی خویش باهم برادروار زیسته اند، در بین اقوام شریف کشور هیچ جنگی وجود ندارد. عالم حقیقی دین چنین برداشت دقیق از جنگ و خونریزی در افغانستان در ویویدپو زیر درست بیان میدارد.
https://m.facebook.com/watch/?v=532503818283089&_rdr
جنگ درافغانستان جنگی قومی نیست، صرف نظر بکابرد نامناسب اصطلاح کلیشه، درافغانستان جنگهای نیابتی دشمنان میهن درقالب عمال اجیر فرصت طلب خود را در میان اقوام جای داده اند. طالبان چگیده های افراطی تنظیمهای "جهادی" ساخت دست دشمنان میهن است، که در طی پنج دهه آتش را در کشور برافروخته است.​

الله محمد13.05.2022آلمانhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

جناب محترم دودیال صاحب!
با عرض ادب.
1-"من می ترسم که روزی ( AGO)و ( AAO) ابلاغ نمایند که:"
شما محترم با این ابلاغ ترس تان را خودتان رفع نموده اید.
"۱.دردریچه ی نظریات خواننده گان از نوشتتن مسایل غیر ضروری، غیرمفید وغیر الزامی که با مسایل حاد زنده گی ما ارتباط ندارد، برهیز گردد،"
فکر می کنم "پرهیز" درست باشد با وجودیکه عاقلان به فرموده شما پی نقطه نروند. هر کس به اساس توان و علاقه خود نظر می دهد که مفید بودن و ضرور بودن انرا کس نمی تواند کنترول نماید و اینجا محل کنترول هم نیست.
"۲. نظرارسالی باید مطابق با معیار های پذیرفته شده زبان و طبق اصول نگارش بوده، در غیر ان نشر نمیگردد،"
هر کس به قدر توان خود، خود به خود معیار های پذیرفته و اصول نگارش را مراعات می نمایند در غیر آن غیر شما و استاد زبان کسی دیگری نشر نخواهد شد.

"۳.از مقایسه نمودن و نام گرفتن چهره های معین اجتناب گردد، در عمومیات نظر تان را ارائه فرمایید،"
اینرا در صورتیکه کدام امتحان تاریخ صورت بگیرد، باید مرعات نمود در غیر آن مشکل است از آن پیروی نمود و نویسندگان آزاد را هدایت داد که چطور بنویسند.
"۴.از سلایق فردی تان و ازتکرار مطالب بپرهیزید و به وقت خواننده ارزش قایل شوید،"
خواننده نخواند تا وقت کافی داشته باشد. معمولاٌ درازترین تبصره در دو سه دقیقه خوانده میشود. عجب وقت گرانبها.

"۵.به شخصیت نویسندگان معزز احترام داشته باشید، عفت قلم را رعایت نمایید،"
با شما کاملاٌ همنظر هستم.
"۵.اولویتها را دریابید و به گنجایش حجم این دریچه گک ترحم نمایید،"
بسیار مشکل خواهد بود که آن چیز های که نزد شما اولویت دارد انرا دریافت و این دریچه گگ تا جاییکه بنده با آن اشنا هستم فضل خداوند همیشه گنجایش دوستان خود را داشته است چه خوب آن و چه کم خوب آن.
"۶.از بروز عقده های شخصی پرهیز گردد، به حریم شخصی دیگران تجاوز نشود، اخلاق عامه رعایت گردد،"
در اینجا هم با شما موافق هستم.
"۷.ازهمه مهمتر اینکه حیثیت نشریه ی ما را درنظر بگیرید!"
شما درست می فرمایید.
8-ولی سوال اینست که ترس آن در چیست؟ ترس از آن است که بعداز اتخاذ چنین تصمیم، شاید کسانی مانند من که توان نوشته ی یک مقاله را ندارم،"
شما قسمیکه بنده چند مقاله شما را خوانده ام این توان را دارید. فهمیده نمی شود که چرا اینطور می نویسید. آیا این اصول نگارش است.
9-"فرصت خودنمایی، ادعای نویسنده بودن، عقده گشایی، انتقام جویی ویکی دو فرصت دیگر را از دست دهند."
این خصوصیت انسانها را نمی توان از انها با چنین قیودات گرفت بلکه با جواب دادن منطقی برای شان و شما خود زمانی می نویسید که توان نوشتن یک مقاله را ندارید خود خود نمایی شما را نشان نمی دهد.
10"من کلکین نظریات را ندرتاًباز مینمایم، اگر چنین اعلانی صورت گرفت شاید بزودی مطلع نگردم."
زود و یا دیر مطع خواهی شد.
حیرتی رو داد و دل اندیشهء آینه کرد
عقد ه یی در رشته ظاهر گشت و گوهر ریختند
بیدل​

الله محمد13.05.2022آلمانhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

جناب محترم حلیم حکیمی!
بعد از سلام و احترام به شما از خداوند متعال آرزوی صحت و سلامتی تان را خواهانم.
1-"it is too soon to claim freedom"
این مربوط به بنده است که در ارتباط نوشته آن محترم باید تشخیص "آزادی" فکرم را از سهو تفاهم در ارتباط موضوع مرتبطه تشخیص بدهم نه شما.

2-"Within two of your previous short comments, I have managed to count your keyword of " Bandah " exactly 72
times."
شما لطفاٌ تاریخ همان دو کومنت را تذکر دهید که واقعاٌ همان طور است که شما می نویسید در غیر آن حرف بالایی شما درست نیست و ضمناٌ این آزادی طرز بیان بنده بوده که در عقب آن فلسفه فکری خود را دارم که اینجا لازم به توضیح دادن انرا نمی بینم اما فقط به ذکر شعر ذیل بیدل صاحب اکتفا می نمایم:
که جهان نیست جز تجلی دوست
این من و ما، همان اضافت اوست
3-" Since keywords often indicate state of mind,"
بلی، اما نه آن تصور که شما برداشت می نمایید که توضحیات ان خارج از حوصلهء این دریچه خواهد بود.
4-"therefore mysticism often revolves around its own world"
امکان دارد، بنده نمی توانم قضاوت کنم زیرا با آن سر و کار ندارم اما باید تذکر نمود که شما هم با چنین طرز فکر تان در اطراف جهان خود چرخ خورده می روید و جهان را از دید خود تفسیر می نمایید.

7-" keep a distance from the core of freedom."
تشکر از مشوره تان، اما بنده فکر می کنم بهتر است از افکار مقید شما فاصله بگیرم.
"بیدل" سخن از جهان مطلق بشنو
از قید برا بیان مطلق بشنو​

الله محمد13.05.2022 آلمان http://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

جناب محترم حلیم خان حکیمی!
بعد از سلام و احترام به شما انگلیسی زبان فارسی زبان و دری زبان از خداوند متعال آرزوی صحت و سلامتی و از همه مهمتر وضح بهتر روحی تان را خواهانم.
1-"it is too soon to claim freedom"
این بنده و افکارم است که در ارتباط نوشته آن محترم باید تشخیص "آزادی" فکری خود از اظهار نظر نامبرده در ارتباط موضوع مرتبطه تشخیص بدهم و یا می دادم نه شما، یعنی بنده باید بدانم که منظورم از این "آزادی" چیست نه شما. آزادی هم مانند مزه دهن چندین روی دارد. یعنی انچه از نوشته آن محترم بر داشت نموده بودم ، با نوشتن دو باره خود آن محترم آن برداشت را برداشت ، که بنده برداشت نموده بودم یعنی برداشت قبلی بنده را " آزاد "ساخت که در نهایت بنده را از ان برداشت آزاد ساخت. امید شما هم از برداشت تان آزاد شده باشید در غیر آن هر برداشت که می کنید در بر داشت تان آزاد هستید مانند آزادی استقلال، آزادی انتخاب، آزادی بیان و آزادی این و آن.
2-"Within two of your previous short comments,"
تبصره های بنده یک کتاب است هر گاه مفصل باز گردد اما بنده معمولاٌ به ذکر "عنوان" کتاب اکتفا می نمایم زیرا به فرموده مولانا که در بار نوشتن هم صدق می کند :
خاموشی بحر است و گفتن همچو جو
بحر می جوید ترا جو را مجو
3-"I have managed to count your keyword of " Bandah " exactly 72 times."
شما به شمارش تان ادامه دهید زیرا حساب نمودن برای تمرین فکر و تازه نگاه نمودن روح و روان مفید است. اما مانند آزادی شما در قسمت "بنده" هم مسلم نمی توانستید هدف اصلی بنده را درک نمایید، یعنی اینکه ما انسان ها و همه موجودات زنده و حتی غیر زنده در یک سیستم "بند" هستیم. شما با اکسیجن هوا در بند هستید و زنده هستید، اکسیجن هوا هم در جو زمین در "بند" یک سیستم دیگر است و به همین ترتیب زمین در بند سیستم منظومه شمسی در چرخش وضعی و انتقالی و غیر حرکات است و خود افتاب به همین ترتیب و به همین ترتیب می توانید انرا ادامه دهید یعنی چنانچه در کتاب مقدس ما مسلمان ها هم امده خالق هستی اول و اخر و ظاهر و باطن همه چیز است یعنی بنده در بندش ظاهری و باطنی قرار دارم و همه چیز در ان بند است و وی نور است یعنی نور اسمان ها و زمین. بنده فکر می کنم این به "موستیک" ارتباط ندارد بلکه به معرفت و علمیت بشر زیادتر ارتباط پیدا می کند. با چنین اظهار نظر تان محدوده افکا ر تان را باید توسعه داده تا بنده را بهتر درک نموده بتوانید، ا ما مهم از همه در این موضوع این است که به شمارش تان ادامه دهید که از نگاه صحت بسیار مفید تمام می گردد و هر وقت به ده هزار رسیده اگر بنده زنده بود با بنده تماس حاصل نموده تا از بند ازادی واقعی حاصل گردد. .
5-" Since keywords often indicate state of mind,"
همچو چیزی را معمولاٌ در خواب باید دید اما شما فضل خداوند شده که در بیداری دیده اید یعنی بالای شما دو رکعت نماز فرض، فرض شده است که هر وقت بنده نماز خواندم انرا به جای شما برای اینکه مطمین کردم که خوانده شده انرا عوضی ادا می نمایم.
6-"therefore mysticism often revolves around its own world"
امکان دارد، بنده نمی توانم قضاوت کنم زیرا با آن سر و کار ندارم اما احتمالاٌ در یکی از اطاق های فکرم از جمله هزاران وی هم کیف خود را می نماید اما باید تذکر نمود که شما هم با چنین ظرز فکر تان در اطراف جهان خود چرخ خورده می روید و جهان را از دید خود تفسیر می نمایید.

7-" keep a distance from the core of freedom."
تشکر از مشوره تان، اما بنده فکر می کنم برای بنده بهتر است از افکار شما فاصله بگیرم تا "پرموچ" نگردم و مانند حکایت شتر مولانا و استر یعنی قاطر که من بسیار در روی می‌افتم و تو نمی‌افتی الا به ندرت و شتر در جواب می گوید:.

سر بلندم من دو چشم من بلند
بینش عالی امانست از گزند​

دودیال13.05.2022کابلhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/Germany.png

من می ترسم که روزی ( AGO)و ( AAO) ابلاغ نمایند که:
۱.دردریچه ی نظریات خواننده گان از نوشتتن مسایل غیر ضروری، غیرمفید وغیر الزامی که با مسایل حاد زنده گی ما ارتباط ندارد، برهیز گردد،
۲. نظرارسالی باید مطابق با معیار های پذیرفته شده زبان و طبق اصول نگارش بوده، در غیر ان نشر نمیگردد،
۳.از مقایسه نمودن و نام گرفتن چهره های معین اجتناب گردد، در عمومیات نظر تان را ارائه فرمایید،
۴.از سلایق فردی تان و ازتکرار مطالب بپرهیزید و به وقت خواننده ارزش قایل شوید،
۵.به شخصیت نویسندگان معزز احترام داشته باشید، عفت قلم را رعایت نمایید،
۵.اولویتها را دریابید و به گنجایش حجم این دریچه گک ترحم نمایید،
۶.از بروز عقده های شخصی پرهیز گردد، به حریم شخصی دیگران تجاوز نشود، اخلاق عامه رعایت گردد،
۷.ازهمه مهمتر اینکه حیثیت نشریه ی ما را درنظر بگیرید!
ولی سوال اینست که ترس آن در چیست؟
ترس از آن است که بعداز اتخاذ چنین تصمیم، شاید کسانی مانند من که توان نوشته ی یک مقاله را ندارم، فرصت خودنمایی، ادعای نویسنده بودن، عقده گشایی، انتقام جویی ویکی دو فرصت دیگر را از دست دهند.
من کلکین نظریات را ندرتاًباز مینمایم، اگر چنین اعلانی صورت گرفت شاید بزودی مطلع نگردم.​

حلیم حکیمی12.05.2022امریکاhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

" جناب محترم اختر یوسفی صاحب!
با عرض سلام و آرزوی سلامتی تان.
تشکر از نوشته کوتاه تان که بنده را آزاد ساختید."


Dear Allah-Mohannad Khan, it is too soon to claim freedom!

Within two of your previous short comments, I have managed to count your keyword of " Bandah " exactly 72 times. Since keywords often indicate state of mind, therefore mysticism often revolves around its own world keep a distance from the core of freedom.​

محمد داؤد مومند12.05.2022متحده ایالات http://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

هم وطن محمد یونس
یک- استاد محمد عزیز نعیم تحصیل یافته بر تانیه بود، ایشان به معتبر ترین کتب، مآخذ،اسناد و آرشیف ها در آن کشور دسترسی داشت، چیزی که غبار و امثالش ازآن محروم بودند.
دو- حتمی نیست که رشته تحصیلی استاد عزیز نعیم تاریخ باشد، تا تبحر و علم و دانش ایشان در مورد تاریخ مورد سؤال افرادی مانند خودت قرار گیرد. مثال بسیار روشن مدعا، محترم داکتر صاحب سید عبدالله کاظم است. شاغلی محترم داکتر صاحب سید عبدالله کاظم دوکتورای خود را از جرمنی در رشته اقتصاد بدست آورده است نه تحقیق و تاریخ. ایشان از مدت تقریباً پانزده سال به اینطرف به کار تحقیق در مسائل تاریخی کشور منهمک شده اند و محقق قابل قدری شناخته میشوند، بیش از ۹۰ در صد مضامین ایشان در سایت افغان جرمن در موارد تحقیقی و تاریخی کشور تحریر گردیده است، نه اقتصاد.
باری عبدالجلیل جمیلی به داکتر صاحب کاظم، اعتراض کننان توصیه نمودند که بهتر است در رشته تخصصی شان یعنی اقتصاد بنویسند.
اکنون حق بینانه بگوئید که فرق میان استاد محمد عزیز نعیم و استاد کاظم در زمینه چه خواهد بود؟
اگر استاد کاظم که رشته تحصیلی اش اقتصاد است و سالیان متمادی تا درجه پوهندوی استاد مضامین اقتصادی در فاکولته اقتصاد بود، محقق برازندۀ شمرده میشود، چرا استاد محمد عزیز نعیم به حیث یک شخصیت اکادمیک از همچو صلاحیت بی بهره باشد؟​

الله محمد12.05.2022آلمانhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

​جناب محترم اختر یوسفی صاحب!
با عرض سلام و آرزوی سلامتی تان.


تشکر از نوشته کوتاه تان که بنده را آزاد ساختید.
غازه ی حسن ادا آسان نمی‌آید به دست
فکر خونها می‌ خو‌رد تا رنگ می گیرد سخن
بهار حیرتم از رنگ آثارم چه می پرسی
مقابل شد هزار آینه و چیزی ندید از من


بیدل

محمد یونس12.05.2022Usahttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

​قابل توجه:
جوابات:
1-من محمد یونس هستم، نه یونسی که اصطلاح سرمنگسگ را استعمال نمود.
2-آقای عزیز نعیم در رشتۀ علوم سیاسی در برتانیه درس خوانده، نه در رشتۀ تاریخ. باوجودیکه علوم اجتماعی با یک دیگر ارتباط می گیرند، اما هر رشته بحث و روش جداگانه ای خود را دارد. طوریکه شخص آقای عزیز نعیم به محصلان گفت، او رسالۀ ماستری خویش را در مورد "ناکامی های جامعه ملل" نگاشته بود. آقای عزیز نعیم مورخ نبود اما شاید کم و بیش به مطالعۀ تاریخ علاقه داشت. هر کس میتواند چند کتابی در یک رشته مطالعه نماید تا معلوماتش بیشتر گردد، اما به پای کسی که در همان رشتۀ بخصوص درس خوانده و با در آن سالیان متمادی منهمک شده و آن را رشتۀ خود ساخته است، نمیرسد. نظراتش در مورد تاریخ مرحوم غبار قابل درک است، زیرا ضرباتی که این تاریخ بر فامیل نادری وارد ساخته و افشای گری هائی که مرحوم غبار از کاروائی فامیل نادری و اعمال ضد بشری حوایورنش نموده، برای اعضای خانوادۀ نادری قابل تحمل نیست. تا زمان نشر تاریخ آقای غبار، اکثریت عظیم مردم ما بالاخص روشنفکران از فجایع نظام نادری و حواریونش آگاه نبودند. من به هموطنان پیشنهاد می نمایم که مضمون آقای داکتر عبدالحنان روستائی را که زیر عنوان "داوریهای آقای عزیز نعیم در مورد کتاب "افغانستان در مسیر تاریخ" که در دو قسمت تحریر گردیده، مطالعه نمایند.
3-آقای عزیز نعیم به مباحث تیوریک آشنائی نداشت. زمانی که یک استاد علوم سیاسی علم سیاست و یا تاریخ سیاسی تدریس می نماید، باید به مباحث تبوریک عصر خود وارد باشد تا بتواند جوابگوی نیازمندی ها و کنجکاوی های محصلان باشد. به یاد دارم که بعضی محصلان از وی سوال کردند که چه نوع سیستم اقتصادی برای افغانستان مفید خواهد بود، آقای عزیز نعیم صرف جواب داد که شاید یک سوسالیسم معتدل برای افغانستان خوب باشد. اما توضیخ نداد که سوسیالیسم معتدل چه است و چه خصوصیت دارد. وقتی محصلان دوباره سوال را در مورد سوسیالیسم معتدل آقای عزیز نعیم سوال میکردند، با یک تبسم خود را تیر میکرد.
4-مکناتن و مکناتن ها کسانی اند که تعصبات قومی و نژادی را دامن می زنند و به جز به قوم خود از دیگران نفرت دارند. این همان تاکتیک انگلیس است که در افغانستان و سایر کشور پیاده نموده اند. لذا برای من کمترین فرقی بین طاهر بدخشی ستمی و محمد گل مومند فاشیت وجود ندارد. هر دو قوم پرستی را تشوق کردند و حس نفرت را در میان مردم دامن زدند. هر فرد و کسانی که پیرو این جرثومه های تاریخ اند، نقش مکناتن را بازی می نمایند.

اختر یوسفی12.05.2022امریکاhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/USA.png
رد ادعای دروغ "تحریف" فرمان حجاب اجباری طالبان در مورد زنان درافغانستان.

حکومت طالبان بعد از نشر فرمان خشن و سلب صریح حقوق اتباع کشور بخصوص حجاب اجباری زنان که نصف از نفوس کشور را تشکیل میدهند، اکنون مقامات طالبان مدعی گردیده اند که ( فرمان در مورد حجاب زنان "تحریف" شده است ).
نه خیر هیچکسی و هیچ منبعی در داخل و خارج از افغانستان این اقدام خشن، سلب حقوق زنان کشور را "تحریف" نکرده است.
این فرمان خش حجاب اجباری زنان که منجر به نارضایتی عموم مردم در داخل و خارج کشور گردیده است، دراولین عکس العمل افراد مسلح ناشناس سه تن پولیس سازمان مخفوف امرباالمعروف را در شهر کابل کشتند، از جانب دیگر شورای امنیت سازمان ملل متحد وجامعه جهانی این فرمان اجباری حجاب زنان را محکوم نمودند .
انس حقانی برادر سراج الدین حقانی سرپریت وزیر داخله و مشاور حکومت طالبان خود درطی محفل درباره فرمان حجاب اجباری اقدام این فرمان مخفوف امرباالمعروف گفته است که " فرمان امرباالمعروف نباید مردم را از اسلام منکر کند، مردم کشور با شفقت نیاز دارند"
دربقدرت رسیدن مجدد طالبان در پانزدهم (۱۵) اکست ۲۰۲۱ میلادی درافغانستان دستان اسختبارات بیرونی بصورت اخص و هویدا دستان کثیف استخبارات پاکستان آی. اس. آی. دخیل است. منابع دشمنان صلح و ثبات در افغانستان از یکطرف تلاش دارند تا حلقه افراطی طالبان را برای تشدید هرج و مرج بیشتردر کشور با صدور اوامر و فرامین ضدانسانی و ضد مدنی تشویق میکنند، که فرمان حجاب اجباری زنان، بستن درها مکاتب دختران و سایر اقدامات تحریک امیز مثالهای آن میباشند، از جانب دیگر حلقات غارتگر حکومت گذشته را برای جنگ تشویق میکنند.


عبد الاحمد12.05.2022دنمارکhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

​تناقض گویی در گفته های استاد سیستانی
جناب استاد محمد اعظم سیستانی مقاله کوتاهی تحت عنوان «اناردره» دارند که در صفحۀ دیروز افغان جرمن آنلاین انتشار یافته. این مقاله یک برداشت جالب از مردم اناردره را به خواننده القا می کند. من این مقاله را با علاقۀ خاص خواندم چون دربارۀ این منطقۀ وطن عزیزم تعریف های زیادی شنیده بودم و اکنون تائید این همه تعریف را از سخنان استاد سیستانی گرفتم. محترم استاد سیستانی در جائی سه مشخصۀ مردم اناردره را بدین ترتیب معرفی کرده اند:
ـ در اناردره کسی بیسواد نیست
ـ در اناردره کسی گدا و فقیر نیست، چون کسی بیکار نیست.
ـ در اناردره هیچکسی از کسی غیبت نمیکند ...
اما در صفحۀ دیگر از قول هموطنی بنام محمد نذیر حقیق می نویسد که از طرف متمولین اناردره پول جمع می شود تا به فقرای اناردره توزیع شود .... تا اناردره یی فقیر به کدام کسی دیگر مراجعه نکند.
و من نتوانستم این دو گفتۀ متضاد را باهم تلفیق بدهم. امید است خود استاد سیستانی کمک نماید تا مشکلم حل شود.
با احترام به استاد سیستانی و احترامات فوق العاده به مردم شریف اناردره
عبدلاحمد ـ مقیم دنمارک

اختر یوسفی12.05.2022امریکاhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

​جناب محترم الله محمد خان به امید صحت و سلامتی ! نوشته من مورد سفارش کسی با وحید بود. من چند روز قبل سوالات در درمورد تبصره با سیدکاظم داشتم خاتمه یافته است. عادتآ من با هرهموطن بحث کنم، با ادرس ایشان مینویسم.
تشکر

الله محمد12.05.2022آلمان http://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/DE.png

​جناب محترم اختر محمد یوسفی صاحب!
با عرض ادب.
اول اینکه محترم وحید دخالت بی موجب در موضوع نموده است و دوم اینکه تبصره شما بی موجب در میدان انداخته شده است.
دخالت بی موجب به این معنی که این کار خانگی نبوده بلکه یک کار تاریخی در سطح ملی بوده که بنده انرا به صورت جدی پشنهاد نموده بودم و محترم جهانی صاحب که همیشه ادعای نوشتن تاریخ بی طرفانه را می نمایند می توانستن در اینجا کمک گردند و هر هفته که محترم داکتر کاظم تاریخ صد سال قبل کشور را تبصره می نمودند وی هم یک دو صحفه چون در کتب و منابع تاریخی کشور به حیث یک شاگرد لایق وارد هستند و دسترسی دارند، بسیار محترمانه با ارایه دلالی منطقی و اسناد قابل اعتبار نوشته ، تا موازی با دو نوشته، خواننده بین درست و نادرست نوشته ها از نگاه منطقی و تاریخ نویسی چه حالا و چه در اینده های دور یعنی صد سال بعد یک منبع خوبی مانند دیگر منابع در دسترس علاقمندان قرار می داشت.
به هر صورت بنده فکر میکنم که هر نویسنده آزاد است چنانچه محترم داکتر کاظم فرموده اند راجع به چی مسایل بنویسند و کس هدایت اینرا داده نمی تواند که راجع به کدام مسایل در کدام مقطع تاریخ باید نوشته ها تمرکز داشته باشد و اگر هم هدایت داده شود باید از طرف ادارهء همان صحفه انترنت داده شود. جناب محترم جهانی صاحب حتی راجع به اوضاع جاری در مرکز قدرت مکتوب نوشته اند ، فلهذا معلومم نشد که قصه ملای شما با آن محترم مرحومی متوجه کی بوده است. هر گاه متوجه بنده بوده باشد لطفاٌ انرا به فارسی ترجمه نموده تا به صورت اساسی جواب داده شود، زیرا اینجا جای یاسین تیز کردن نیست و این انسان ها هم که می نویسند از سویه یاسین تیز کردن گذشته اند بلکه یاسین کند دیگران را تیز می نمایند اگر فهمیده شوند چنانچه خود می نویسند که نسل های اینده واقعیت های تاریخی کشور را درست بفهمند. هر گاه اینجا اینقدر بحث نمی شد بالای تاریخ کشور بنده هم با وجود مطالعات زیاد چنین روشن نمی گردیدم که کنون گردیده ام و تا هنوز هم می گردم.
کیست لفظ رنگ معنی از لفظم تواند کرد فرق
باده چون آب گهر جوشید با مینای من
چه دانی رمز دریا گر نداری گوش گردابی
که کار خار و خس نبود زبان موج فهمیدن
بیدل

محمد عارف عباسی12.05.2022کلیفورنیاhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

​تقاضایی دارم عاجزانه و دوستانه از نویسندگان معزز این وبسایت که در آینده به کسانی جواب بنویسید ویا مناظره کنید که شناخته شده اند و با نام اصلی خود می نویسند. حیف وقت گران بهای تان که به چرندیات گم نام ها ضایع می سازید. این عطف توجه باعث گرمی بازار این چک چکی ها یا قرصکی ها است که خود در فقر مزمن و ناداری مطلب گرفتار اند.

اختر یوسفی12.05.2022امریکاhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

​ جناب کاکر!
خوانندگان محترم و معظم بی ادبی معاف باشد. شوخی کوردکی است، میگه که: "همرنگ ننه زن بابه"
محترم کاکر صاحب، شما درحالیکه جوابات من و دیگر دوستان و نویسندگان را درست نفهمیدی، فرق حقوق فرد و طرزالعمل برخورد با انحرافات احزب و حلفات سیاسی را درک ننمودید، هنوز هم بهمان مسیر قاضی بودن بدون داشتن محکمه در هالند میدوید، چنین بحث با شما نتیجه مثمر ندارد.
دانشمندان علوم دقیق گفته اند که:
"درجنگ ایدیولوژیک، کسانیکه یکدیگر را میکشند، که یکدیگر را هم نمی شناسند، آنهم بدستور کسانیکه یکدیگر را همپمی شناسند، مگر یکدیگر را نمی کشند."
بودند و هستند افغانان که ایدیولوژی های چپ و راست بیگانه را خامه و نیمه کاپی و کسب کردند، بدون اینکه اهداف ملی میهن و اهداف دشمنان را ازهم تفریق کنند، متاسفانه تا هنوز بدستور بیگانگان یکی دیگر خود را می کشند. با رسم اخرین کلام با شما باید عرض کرد که:
باوجود تمام ویرانیها درافغانستان بازهم خود و دیگران را که درست نمی شناسند، در قالب جهت گیریهای ایدیولوژیک چپ و راست انداختن، در اثر آن مادر وطن ویران گردیده برای میهن هیچ سود ندارد.
خاتمه بحث.

اختر یوسفی11.05.2022امریکاhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

د محترم وحیدخان د تورخم څخه ښه فرمایش، او د لیکوالانو نه توجه دا معنی لری وایی چی:
یوه ورځ د یو ناروغ پر سر ملاصاحب په ډیر شوق او مینی سره د قران شریف تلاوت کاوه چی ګوندی ناروغ به جوړ سی، مګر ملاصاحب پخپل تلاوت بوخت ؤ د ناروغ حالت ته هیچ نه کتل، ناروغ په حق رسیدلی ؤ، لا ملاصاحب په لوړ ږغ لا خپل تلاوت کاوه.
خلکو و ملا صاحب ته وویل، ملاصاحب ناروغ مړ دی، ملاصاحب خلکو ته وویل د ناروغ د مرګ غم نکوم، زه غواړم خپل یاسین تیزکړم.
اوس هم زموږ یو تعداد لیکوالان او مبصرین خپل یاسین تیزوی د هیواد د ورانولو وضعی او حالت ته نه ګوری، پر هغه شیانو باندی ګډ دی، کوم چی دهیواد د اوسنی حالات ته ګټه نلری.

الله محمد11.05.2022 آلمان http://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/Germany.png

لالا وحید سلام!
تشکر از اینکه بنده را خنده دادید. برای کسیکه در شق خود وارد باشد مانند اب خوردن است.
موج و گوهر در تلاش ساحل اند اگاه باش
طالب و واصل همه در راه خواهی یافتن
بیدل

الله محمد11.05.2022آلمان http://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/Germany.png

​جناب محترم وزیر صاحب گرامی جهانی صاحب!
با عرض ادب و آرزوی سلامتی شما محترم از رد نمودن پشنهاد بنده تشکر. البته هدف عمده بنده به فرموده شما "پیروی از حقیقت" بوده و اتکای بنده هم به صورت خاص به تبصره تاریخی 08.04.2022 شما در ارتباط یک نوشته محترم آقای آریا بوده که به خاطرم بوده است:
1-"در مطبوعات امروزی ما، بخصوص، افغان جرمن آنلاین، بازار مدیحه سرایی و هجو نویسی ګرم است . فلان پادشاه خاین بود قسمت پنجاه و نهم. فلان ادم جاسوس بود، قسمت سی و پنجم. فلان پادشاه فرشته و قابل پرستش بود قسمت یکصدو بیستم و..."
2-"بنده به حیث شاګرد و علاقه مند تاریخ افغانستان، بخود زحمت این هجو نویسی و مدیحه سرایی را نداده و نخواهم داد. "
یعنی شما قسمیکه در تبصره بنده نوشته اید "پیرو حقیقت" و نه هجو سرایی هستید.

3-"چون نه امروز و نه فردا به درد نسلهای آینده خواهد خورد."
البته که "حقیقت" تاریخی و نه "هجو" سرایی به درد نسلهای اینده از نگاه روانشناسی سیاسی باید بخورد، زیرا در میدان سیاست باید از اشتباهات گذشته اموخت و حقیقت انرا دانست.
4-" اګر چه ما مردم به سطح تحقیقات غربی ها هیچ وقت نخواهیم رسید؛"
لطفاٌ کمی سطح تحقیقات غربی ها را توضیح دهید که به کدام سیستم تاریخ نگاری می نمایند و شما باید انرا بدانید که چنین می نویسید.
5-"ای کاش تحقیقات تاریخی و اجتماعی و فلسفی ایرانی ها و نویسنده ګان پاکستانی را میخواندیم و می آموختیم که چه باید نوشت و چطور باید نوشت."
یعنی دوستان " قسمت صد و بیستم" تذکر رفته در شمارهء اول در سطح شماره پنجم هم نیستند و پشنهاد بنده هم به شما به اساس همین شماره پنجم صورت گرفته است یعنی بنده به فکر اینکه شما می دانید که چی باید نوشت و چطور باید نوشت پشنهاد خود را نموده بودم تا در موضوعات تاریخ کشور بیشتر وضاعت بیاید. مسلم که شما در زمینه زیاد نوشته اید چنانچه تذکر می دهید اما هدف عمده بنده صاف نمودن اساسی آن مقطع تاریخ که تناقضات زیاد بین نویسندگان دیده می شود بوده است که این وظیفه را به حیث مونوگراف به یکی از شاگردان خواستم بدهم و خودم هم همکارش گردم. از اینکه بنده را هم با رد ان سبکدوش نمودید تشکری نموده سلامت باشید، زیرا هدف اصلی بنده نوشتن سیستماتیک و درست تاریخ آن مقطع به کمک یک تاریخدان بوده است. تاریخ نویسی بدون شناخت درست روانشناسی انسان و جامعه شناسی به بی راهه میرود.
حیرت آهنگم که می فهمد زبان راز من
گوش بر آینه نه تا بشنوی آواز من
غوطه در آتش زدم چون شمع و داغی یافتم
این گهر بودست "بیدل" حاصل دریای من

وحید11.05.2022تورخمhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/Germany.png

​السلام علیکم.
این کارخانګی دادن را ملاحظه کنید :
(...شما محترم منبعد با هر مقالهء که از طرف محترم داکتر صاحب کاظم نشر می گردد، انرا دقیق مطالعه نموده و آن نکات را که به نظر شما منطقی نیست با استدلال و یا هم مستند با یک و یا دو صحفه، تبصره نموده ، تحت عنوان "نگاهی مختصر تاریخی به افسانه نگاری....)

دوکتور محمد اکبر یوسفی11.05.2022آلمانhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/Germany.png

​جناب ص. کاکر!
با چنین هویت پوشیده و ادعاهای کته. اینکه افغان هستید و یا نیستد، مطرح نیست. با شما مکالمه سودی ندارد. و السلام.

عبدالباري جهاني11.05.2022MANASSAS Parklhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

​جناب محترم الله محمدخان سلام و احترامات بنده را بپذیرید. از لطف بی پایان شما جهان سپاس. از اینکه مضامین بنده را میخوانید و آنرا عادلانه نقد میکنید ممنونم؛ ولی من نه تنها به جناب داکترصاحب عبدالله کاظم احترام دارم و از زحمت کشی های شان قدردانی میکنم بلکه در مضمون اخیرم اسم هیچ کسی را نګرفته ام. مضمون بنده، قسماً، بر نظریات یکی از بزرګترین مورخین و علمای جهان اسلام ابن خلدون استوار بود و کاملاً جنبه عمومی داشت. اینکه شما مینویسید که بنده هم یک کتاب دیګری را بنویسم تا دیده شود که از اختلاف نظر چه بارقه حقیقت به میان میآید؛ اولاً بنده، بحیث شاګرد تاریخ افغانستان، این صلاحیت را دارا نمی باشم که کسی از نظریات من پیروی کند و یا زیر اثر آن قرار بګیرد ثانیاً چندی قبل مضامینی را تحت عنوان کیش شخصیت پرستی، در همین پورتال وزین و افغان جرمن به نشر سپردم. شما دیدید که نه تنها اثری نبخشید بلکه موجب عکس العمل های منفی ګشت. اینجانب دارای نظر مستقل و پیرو حقیقت هستم. اګر کسی مانند جناب شما نظر مرا پسندیدند به خود تبریک میګویم و اګر هیچ کسی نپسندیدند مسوولیت خودرا ایفاء نموده باشم.
حافظ وظیفه تو دعا کردن است و بس
در بند آن مباش که نشنید یا شنید
شما زنده و سلامت باشید. با احترام.

ص. کاکر11.05.2022هالند

​ جناب یوسفی!
مرغ شما یک لنگ دارد . شما می نویسد که "انقلاب" و یا" کودتا" .... علت دارد. پس لطفا" برای ما بیسوادان واضح سازید که روی کدام علت و ضرورت " کودتا" خونین شما باید صورت می گرفت؟
روی کدام ضرورت ۲ ميليون شهید؟
روی کدام ضرورت به زندان انداختن و شکنجه ها؟
من به حیث یک افغان که تعداد زیادی از اقارب خویش را بدون کدام گناه توسط همقطاران شما از دست دادم، به خود این اجازه میدهم که مجرمین را محکوم نمایم.
این عادت شما حزبی ها است که اشخاص را روی کلمات می خواهید در چهارراهی قراردهید. دیگر این " چالها" به درد نمی خورد، یک طفل هم می‌داند که در ۷ ثور چه رخ داد و ثمر آن چه بود.
شما باید شهامت آنرا داشته باشید که گذشته خویش را نقد نمایید و از مردم معذرت بی خواهید.
معلوم میشود که سایت آریانا افغانستان آهسته آهسته یک پلاتفورم خوب برای حزبی ها شده که تبریکات خویش را عرض می نمایم.

دوکتور محمد اکبر یوسفی11.05.2022آلمانhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/Germany.png

​  11.05.2022    
جناب محترم ص. کاکر!
شیوۀ برخورد شما با حوادث تأریخی، و موضوعات بزرگ اجتماعی، اقتصادی و سیاسی چنین انتباه بدست می دهد که ممکن شما در قدم اول حتی بین "زندگی" و "زنده" تفاوت را درک نتوانید. دوم اینکه وقایع چون "انقلاب"، "کودتا"، "شورش" وغیره، پروسه هائی اند که از خود علت و معلول می داشته باشد. خوب دقت کنید که شما، خود با نسبت دادن یک فرد، به کدام "جنبش" حرکت و باز اینکه انگشت خود را به جهت یک فرد که خود مهر می زنید ممکن است که از درک این نوع پروسه عاجز باشید. این خود نمایانگر عدم درک شما از قانون زندگی، شناخت حق و کرامت انسان انفرادی می باشد. وقتی ادعاها و طرز استدلال شما از نظر بگذرد، می تواند برای هر کس خیلی تیره و حتی خجالت آور جلوه کند. خصوصاً وقتی شما خود برای خود حق می دهید که به دیگران شرط وضع کنید که از کی" اجازۀ "نقد دارد و از کی نی. شما خود در چه موقف حقوقی هستید، که از یک فرد و آنهم از خود او و یا از دیگران که در تحت وابستگی به یک نام مهر می زنید، طلب "نقد" می کنید و یا معذرت خواهی کدام حرکت سیاسی را شما طلب می کنید. شما کی هستید؟ نمی دانیم که ص. در ترکیب نام شما، چه کسی را معرفی می کند. از نوشته ها و استدلال شما می شود "خورد" باشید. در اروپا و امریکا به خورد سنان، از روی محبت "تو" خطاب می کنند. دیگر وقتی خود تانرا خود "وکیل مدافع حقیقت" می دانید، "جواز" لازم قانونی را از کدام دولت و از کدام حاکمیت "دولت حقوق"، دریافت نموده اید. در خاتمه لطفا" خود تانرا کمی بیشتر با مفاهیم "حقیقت" و "واقعیت" آشنا سازید. با احترام، یوسفی از آلمان

الله محمد11.05.2022آلمانhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/Germany.png

​جناب محترم وزیر صاحب جهانی!
با عرض سلام های گرم بنده به شما محترم و آرزوی سلامتی شما گرامی مقالات شما بدون استثنا از مطالعه بنده می گذرد، مخصوصاٌ که ارتباط به تاریخ جهان داشته باشد که کشور ما هم عضو آن است.
عنوان مقالهء اخیر تان "علل افسانه نگاری در تاریخ افغانستان" تمام مطلب را هویدا می نماید و بحث بالای تاریخ نگاران اماتور در اینجا ضرورت به تبصره را ، که به دو گروپ سوخته، نیم سوخته و روشن تبدل شده، ندارد.
هدف بنده از نوشته هذا سپردن یک وظیفه بزرگ تاریخی در سطح کشور به شما محترم میباشد. شما محترم در تبصره اخیر تان به استاد ریش، موی و ابرو سفید ادبیات ما محترم معرفی صاحب می نویسید:" به حیث شاګرد تاریخ افغانستان، همیشه کوشیده ام تا بیطرفانه و خالی از هیچ ګونه تعصب بنویسم... و آرزوی بنده از همه تاریخ نویسان کشورم همین است که برای روشن نمودن، هرچه بیشتر، حقایق خود را از تعصب فکری و ذهنیت قبلی نګه دارند والّا حقایق تاریخی کشور تا ابد در غبار تعصبات ذهنی مکتوم خواهند ماند."
بنده فکر نمی کنم که کس به یک "آرزومندی" خشک و خالی شما که معلوم است کی ها منظور شما است توجه نمایند، زیرا آن برداردان و خواهران ما هم از خود حساب و کتاب فکری دارند و پیش از وداع گفتن با زمین و آسمان در بدنه "کوه" مجسمهء تاریخی خود را با بینی و چشم و پا و غیره متناسب و غیر متناسب سنگ زنی نموده، فلهذا وظیفه تاریخی زیر را به شما پشنهاد می نمایم تا به اساس گفتار ذیل محترم داکتر صاحب کاظم از طرف شما تهداب گذاری تاریخی گردد :
" سلسلۀ نوشته هایم تحت عنوان "نگاهی مختصر به سقوط و عروج خانواده سردار یحیی خان" که تاحال 48 بخش ان دراین پورتال وزین به نشر رسیده است، به توکل خدای بزرگ ادامه خواهد یافت و بحث های مهم بعدی آن نیز انشاء الله که یکی پی دیگر تقدیم علاقمندان خواهد شد و در اخیرعزم دارم آنرا به حیث یک کتاب به نشر بسپارم تا نسل های جوان از واقعیت های تاریخی کشور خود آگاهی یابند و چگونگی رویدادها را مورد قضاوت سالم خود قرار دهند."
پشنهاد تاریخی در ارتباط تاریخ کشور برای استاد و شاگرد تاریخ کشور:
شما محترم منبعد با هر مقالهء که از طرف محترم داکتر صاحب کاظم نشر می گردد، انرا دقیق مطالعه نموده و آن نکات را که به نظر شما منطقی نیست با استدلال و یا هم مستند با یک و یا دو صحفه، تبصره نموده ، تحت عنوان "نگاهی مختصر تاریخی به افسانه نگاری داکتر کاظم در کتاب " سقوط و عروج خانواده سردار یحیی خان" به نشر بسپارید. از یک طرف به خواننده تان خدمتی بزرگی نموده و از طرف دیگر به کشور، زیرا چنانچه در تبصره تا ن به محترم استاد معروفی می نویسید که:" حقایق تاریخی کشور تا ابد در غبار تعصبات ذهنی مکتوم خواهند ماند "، مکتوم نماند.
فرضاٌ فعلاٌ محترم داکتر صاحب کاظم در بخش چهل و هشتم است و شما که حالا همزمان با ایشان شروع کنید الی بخش صدم طور مثال موازی با نامبرده تاریخ نویسی و روشنگری نموده و در صورت که وقت گرانبهای تان اجازه داد اهسته اهسته از بخش اول الی چهل و هشتم را هم تحت زره بین تاریخ نگاری گرفته و همزمان در اخیر هر دوی تان به نشر دو کتاب پرداخته تا خواندن تاریخ افغانستان بعد از ما و شما با خواندن "تاریخ داکتر کاظم" همراه با خواندن "تاریخ جهانی" گره جاویدان بخورد و حقایق تاریخ برای علاقمندان آن به فرموده شما "تاریک" نماند، یعنی برای کسی که "داکترکاظم" بخواند توصیه گردد که"وزیر جهانی" را هم باید بخواند زیرا هر دو دو روی یک سکه تاریخ هستند تا حقایق واقعی را از انها درک نمود. .
قابل تذکر است که بنده بعد از دو تبصره خود در باره دو مقالهء محترم داکتر کاظم که جواب قناعت بخش داده نشد و حتی در جایش نشر نشد دیگر به خواندن مقالات وی و دوست شان علاقه نگرفتم اما در صورت که شما به همچو وظیفه تاریخی به حیث شاگرد تاریخ دست بزنید، بنده حاضر هستم با شما همکاری نموده و مقالات نامبرده را خوانده و نکات غیر منطقی انرا تبصره نموده تا شما بتوانید در آن در مقالات تان و در نهایت کتاب تان استفاده نمایید. همچنان دوستان دیگر هم که در موضوع علاقمند هستند به این کار باید دست بزنند، عوض اینکه با تبصره های بی موجب وقت تلفی بی فایده نمایند. این یک خدمت هم به محترم داکتر کاظم که اشتباهات وی از نگاه تاریخ مستند و منطق اصلاح می گردد و هم برای نسل اینده کشور میباشد.
بنده فکر میکنم شما به حیث یک نویسنده ورزیده، مخصوصاٌ در قسمت تاریخ نباید کدام مشکلی اساسی با این پشنهاد داشته باشید که امید است پرواز دادن این طیاره "فانتوم" تاریخ کشور کافی تیل فکری داشته باشد و اگر کافی تیل فانتوم وجود نداشته باشد از انرژی افتاب در بدنه اهنی طیاره در ارتفاع بالا در هوا و اسمان ابی لاجوردی باید استفاده گردد. .
پشنهاد بالایی همچنان موضوع تاریخ کشور را به خواننده گان هم در اینجا و انجا جالب می سازد و در اخیر هم کشور صاحب دو کتاب می گردد که منطق و فهم خواننده بالای حق و باطل ان حکم می نماید.

زندگی بر گردن افتاده است یاران چاره چیست
چند روزی هر چه ما را بار باید زیستن
ز بس محو است نقش آرزوها در کنار من
بهشتی رنگ میریزد ز پرواز غبار من
مباش بی خبر از مغز استخوان قلم
غبار کوچه فکر است معنی رنگین
سراغ عافیت از برگ برگ این چمن جستم
کجا آرام کو راحت "جهانی" می طپد در خون
پیر فلسفه و عرفان بیدل

ص. کاکر 11.05.2022 هالندhttp://zabul.ddns.net/FotoGallary/CountryIcons/NL.PNG

​آقای یوسفی!
نخست بدون شناخت قبلی فردی را تو خطاب کردن دور از از ادب است!
شم ** ها با اینکه باید یک محکمه حکم ** تان را صادر کند می خواهید به چشم مردم خاک بزنید.
آیا ۲ ملیون کشته و ۵ میلیون آواره برای شما کافی نیست که به جنایات خود اعتراف نمایید؟
قبر های دسته جمعی ثبوت نیست؟
دعوت عساکر و بم افگنی های اتحاد جماهیر شوروی وقت ثبوت نیست؟
از برکت شما مجاهدین صاحب به وجود آمد ثبوت نیست،
و هزار دلیل دیگر. شرم است که از همچو جنایت چشم پوشی کرد.
این همه حقیقت هاست، فیر هوایی نیست!
شما به شکم، سر و قلب مردم فیر کردید! نه فیر هوایی
من وکیل مدافع حقیقت هستم.

اختر یوسفی11.05.2022امریکاhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

​  محک و جوهر وطندوستی و انساندوستی سازنده گی و اصول جمعی مشترک ما است.
وقوع اتفاقات و حوادث خوب و بد دریک جامعه بشری با سرشت زندگی اجتماعی انسانها پیوند ناکسستنی دارد. افراد اتباع، نویسندگان، محقیقن، سیاستگران جامعه زمانی می توانند علل حوادث را در یک جامعه بشری درمسیر درست آن ارزیابی کنند، که با واقعبینی وسازندگی جمعی جامعه همرا باشد.
هدفم ازطرح سوالات و اعترضات تخریب و کم زدن نویسندگان هم میهن نبوده وهیچگاهی بدور از روش سازندگی نخواهند بود.
ما افغانها ازهمه اولتر در برابر حال و آینده کشور و مردم خویش مسولیت ملی داریم، ما در برابر حوادث اتفاق یافته گذشته کشورمان هیچکاری را بجز مسؤولیت اخلاقی که داریم چیزی دیگری را انجام داده نمی توانیم، فقط تلاش باید کرد که از وقوع تکراری حوادث بد در کشور جلوگیری نمود. افراد با درک مسولیت ملی اجتماع، بدون خودخواهی وتکبر بادرنظر اوضاع و احوال کشور حقایق را برای بدون تخریب و تخریش اذهان عامه مردم کشور برای سازندگی جامعه مطرح میدارند. مگر متاسفانه ما افغانها در طی حوادث پنج اخیر تا اکنون نتوانستیم که از روش سازندگی ملی، بدور از کینه وبغض کار بگیرم، ما جانبدارانه بدون در نظرداشت مسولیت جمعی هموطنی که داریم راتنها روش دشمنی را در برابر هموطنان خود در پیش میگیریم، میهن خود را ویران گردیم، کشور خود را در تحت سلطه وحشی ترین حلقات و افراطیون قراردادیم. عده زیادی از نویسندگان، محقیقن، سیاستگران افغان درحالت پراگندگی کشور احساس مسولیت جمعی ملی را در نظر نگرفتم، بدون درک وجوهات مشترک ملی میهنی بنابر تعصبات ایدیولوژیک درجهت مخالف سارندگی ملی عمل کردیم که با نتایج بد آن ملت دچار است. عده نظریات خود را، بی هدف و باهدف بادشمیرعداوت در پیش دارند، هرگاه سوال و اعتراض بجای هم مطرح شود، عقل کل عالم میگردبم با تکبر و خودخوای با یکدیگر جواب میدهم. جواب درست را ارائیه نمیکنم، فقط در کرسی غضب نشسته از یکدبگر انتقام میگیریم.
بد ازهمه هرگاه موضوع مشخص بحث در بین دو فرد مطرح باشد، ازهر طرف مدافعین بدون منطق انسانی خود قاصی و وکیل مدافع یکی از جوانب می شوند، به نحوه دشمن خود را داخل بحث می سازند تا مسیر اصلی بحث مشخص را تغییر بدهند.

اختر یوسفی10.05.2022امریکاhttp://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

آقای کاکر !
لازم نمیدانستم که به نوشته تو جواب بدهم.
با تأسف که تو در کشور هم مهاجر پذیرفته شدی، که مجرمین جنایات بشری در آن کشور محاکمه می شود، مگر تو حتی قوانین همان کشور که آن زندگی میکنید نمی خوانید. خودت را، خود قاضی و وکیل سید کاظم مقرر نمودید، ناگزیر بخاطر فیرهای هوایی تو باید گفت، که محکمه هم نمی توانند حق انسانی فرد از او بگیرد. اینکه عده افغانها از شکم مانند خودت علیه مخالفین خود حکم محکومیت را صادر مینایند،جای تعجب نیست، زیر چنین افراد بی مسولیت بودند که کشور را ویران گردیده است.
هرگاه افغانها وظایف و مسؤلیتهای ملی خود را در قبال میهن شان اجرا میکردند، دولت می ساختند، اکنون برای خودت یسیار آسان میبود که همه مخالفین خود را بشمول من محکمه میکردی، تو حالا ناحق از کشور هالند مرکز محمکه لاهه فیرهای هوایی میکنید. من در جواب سید کاظم هم نوشته بودم بتو تکرار میکنم، من با عکس العملهای غیرمنطقی منحرفین و دشمنان کشورم باکی ندارم، درک و درد خود را صادقانه با هموطنانم شریک میکنم.

محمد داؤد مومند 10.05.2022متحده ایالات http://85.215.229.37/FotoGallary/CountryIcons/USA.png

​عرایضی خدمت هم وطن نقاب پوش محمد یونس «سرمنگسک»
جناب شما در لجنزار دریچه سایت افغان جرمن نوشته اید:
«چون من شاگرد فاکولته حقوق بودم آقای عزیز نعیم را میشناختم، آقای عزیز نعیم انسان ملایم و خوش برخورد بود. اما از نگاه استادی نه فهم تاریخی داشت و نه دانش سیاسی و تیوریک، لذا اتکاء بخشیدن قضاوت را به ارتباط تاریخ غبار بر مبنای عکس العمل های عزیز نعیم فرد را ذلیل جلوه میدهد، مکناتن ها به کسی پناه میبرند که فهم و دانشش فرسخ ها از مرحوم غبار فاصله دارد.»
هم وطن محمد یونس «سرمنگسک»
ادعاهای شما خاطره یک هم صنفی ام را به یاد آورد که در صنف چهارم تخلص خود را «حقوق دان» انتخاب نمود، اول نمره صنف ما محمد داؤد یاد فراهی که جوان نهایت مستعد و لایقی بود، بر وی میخندید و میگفت «این لوده فکر میکند که با فراغت از فاکولته حقوق، حقوقدان شده است»
هم وطن محمد یونس «سر منگسک»
آنچه در مورد نظر استاد محمد عزیز نعیم بر کتاب غبار، که در قسمت اول منتشره سایت وزین آریانا افغانستان، تنها منعکس کننده نظر استاد محمد عزیز نعیم در مود تاریخ و تاریخ نگاری است، نه خود تاریخ غبار، جناب شما آب را نادیده موزه از پا کشیده اید، زیرا قسمت دوم آن را که نقد استاد بزرگوار محمد عزیر نعیم بر کتاب غبار است تا تحریر این سطور بدست نشر نه سپرده ام.
به هر صورت میخواهم بدین منوال یک بحث منطقی و اکادمیک با شما داشته باشم، امیدوارم شرافتمندانه و مهذبانه جواب بدهید:
یک- آیا محتویات قسمت اول نوشته استاد عزیز نعیم در مورد ماهیت تاریخ و تاریخ نگاری از نظر شما عالمانه است و یا نه؟
اگر نیست، استدلا شما در زمینه چه خواهد بود؟
دو- طوریکه به صراحت و خط جلی نوشته ام، نوشته متذکره، مأخوذ از کتاب استاد سیستانی است، شما در نوشته خود طبق معمول و اتکاء به ماسبق، از خطاب «مکناتن ها» علیه این جانب استفاده نموده اید، چون این نوشته مأخوذ از کتاب سیستانی است و شما به عوض خطاب «مکناتن» از جمع «مکناتن ها» استفاده نموده اید، منظور تان شامل ساختن استاد سیستانی هم است و یا نه؟
اگر جواب تان منفی باشد پس «مکناتن ها» کیانند؟
امیدوارم وجدانی و شرافتمندانه جواب بدهید.
سه- استادان پوهنتون در آن زمان، با در نظرداشت شهادتنامه تحصیلات عالی و صلاحیت مسلکی مقرر میشدند،آیا تقرر استاد محمد عزیز نعیم دارنده شهادتنامه ماستری از انگلستان و سپری نمودن پراسس پذیرش کدر علمی، در دو فاکولته حقوق و ادبیات، از نظر شما صرف به ارتباط پیوند خانوادگی صورت پذیرفته بود؟
چهار- اگر استاد محمد عزیز نعیم فاقد لیاقت و اهلیت مسلکی قضاوت علمی بر کتاب غبار نبود، چرا استاد سیستانی همچو خواهشی را از ایشان به عمل آورده بود؟
مگر استاد سیستانی فاقد شعور و قذرت قضاوت مماثل جناب عالی در زمینه است؟
پنج - ادعای شما که استاد محمد عزیز نعیم از نگاه استادی فهم تاریخی نداشت، متکی بر کدام دلایل است؟
آیا استاد عزیز نعیم استاد نالایقی بود؟
منظور تان از عدم داشتن فهم تاریخی استاد عزیز نعیم چیست؟
معیار صلاحیت و لیاقت تان را در ز