Hazarzbek Tajiashtun | 29.04.2026 | USA |  |
دوکتور محمد اکبر یوسفی, " « راسیزم» خطرناک است ! این دو مهرۀ “راسیستی” قدرت طلب را، نمونه وار بطور مشخص، “عبدالرشید دوستم” و “احمدشاه مسعود” را در نظر بگیرید. این هر دو در صف سائر “مهره های” هم مسلک آنها، که در حقیقت “اجیران جنگی” استخدام شدۀ بیش نبوده اند که از جانب قدرت های بزرگ در پلانهای “جنگ نیابتی” انتخاب شده بوده اند "
محترم دوکتور یوسفی, شخصیت ها را که درارتباط به مفهوم “راسیسم” , “راسیستی” در افغانستان معرفی نموده اید چنین نیست. همان طوری که نوشتید انها در وقتش و هم اکنون دیگران ممکن “مهره ها” و “اجیران جنگی” باشند ولی “راسیسم” مفهوم جداگانه است. هرگاه منظور شما از “راسیسم” RACISM باشد ان ها در افغانستان “مهره ها” دیگری اند.همان طوریکه به شما قبلا یاد اوری نمودم, راسیست ها افغانستان جامعه را مدام به اساس ولادت- فرضی به دو گروه "اغا صاحب" و "نا اغا صاحب" - دومی همه مردم بومی به شمول ازبک, پشتون, تاجک و هزاره را در بر می گیرد - تقسیم می نماید. چنین سرشت و بافت اجتماعی به جز از دو کشور در به دیوار, در جهان موجودیت خود را از دست داده است. مفهوم راسیسم در افغانستان که من انرا برتری-ذاتی می نامم, یک اقلیت ناچیز عمدتا اورده شده را همیشه در صدر موادغذایی, اموزشی و پرستیج اجتماعی قرار داده ان ها خرد اجتماعی را در کنترول داشته به عقب مسیر می دهند. تا این روند خنثی نگردد, عقب ماندگی ادامه دارد!
|
 |
دوکتور محمد اکبر یوسفی | 29.04.2026 | آلمان |  |
به ادارة محترم نشراتی آریانا افغانستان!
خواهشمندم تا این لینک را برای خواندن ممکن سازند. اولین دیدار اینجانب در ربع اول سال ۱۹۸۰م ز تورخم، به معیت ژورنالستان آلمانی (از ایالت نارد رغین ویسفالن) از آن چشمدیدها و مطالعات بعدی این مقاله تهیه شده است. تصویر از عقب در حال رفتار توسط عکاس «ژورنالیست آلمانی در پارک زرنگار کابل گرفته شده است.
لینک مطلب
با احترام. یوسفی.
ډیر ګران او محترم دوکتور صاحب غروال!
لمړی سلامونه او احترامات وړاندی کوم. ستاسو د توصیی سره سم. ما هم یو ځل بیا٫ دا خپله پخوانی لیکنه ولوستله. دوهمه برخه مب هم و موندله. هیله ده چی محترم نشراتی اداره دا لاندنی «لینک» هم د لوستلو د پاره فعال کړی:
لینک مطلب
په درناوی.
یوسفی
|
 |
| دوکتور غروال | 27.04.2026 | ویانا |  |
د محترم دوکتور یوسفی صاحب لاندنۍ لینک باید ولوستل شی !!!!
https://www.ariana-afghanistan.com/2021/09/27/%d8%b1%d8%a7%d8%b3%db%8c%d8%b2%d9%85-%d8%ae%d8%b7%d8%b1%d9%86%d8%a7%da%a9-%d8%a7%d8%b3%d8%aa/
شهید محمد داؤد خان واقعآ یو ملی مبارز شخصیت وو اما دده خاینی او تباه کوونکۍ کمونیستی کودتا اقدام د ملی خائینو او روسی غلامو خلقیو پرچمیو په ابتکاراو دده تر رهبری لاندی یو تاریخی نه بخشونکی خائین اقدام وو اودده دی ملی خائین اقدام له کبله افغان ملت تر نن ورځ پوری د تباهی په اور کښی سوزی که چیری محمد داؤدخان دا تاریخی خطا نه وای کړی نو کاملآ ویلای شم چی ملی خائینینو پرچمیانو او خلقیانو به هیڅکله د کودتا جرأت نه وای کړۍ او نه به ئی د کودتا جرأت کولای شو ځکه دا کمونیستی ملی خائینین کاملآ پدی اګاه وو چی ددوی د کمونیستانو په حیث کودتا به د افغان ملت له خوا هیڅ وخت ونه منل شی اونه به وځغمل شی لدی کبله د روسیی کی جی بی ستر جاسوس حسن شرق په کالونو د محمد داود خان څنګ کښی د روسانو له خوا ځان محکم کړۍ وو اما که دی روسی جاسوس شهید محمد داؤدخان د روس چټل هدف لپاره نه وای استعمال کړۍ نو ویلۍ شم چی هغه یو شجاع ملی شخصیت وو او د پښتنو حقوقو غصب کولو په خاطر د خبیث شیطان انګلیسچوچه پنجابی پاکستان ستر دوښمن وو اما همدی خرڅ شوو کمونستانو بالاخیره د خپل خائین هدف رسیدو څخه وروسته دا ستر ملی شخصیت سره د خپل فامیل ئی شهیدان کړل او همدارنګه افغان ملت د هغه وخت کمونیستی جمهوریت تاسیس ورځی څخه تر نن ورځ پوری د اجنبیانو دوزخی اور کښی دی او د خلاصون ورځ ئی معلومه ندی !!!!
|
 |
| احمد آریا | 27.04.2026 | امریکا |  |
جناب دوکتورعزیز و محترم یوسفی، سلام بر شما.
من از «فارم بودنه» اطلاعی نداشتم، اما داشتن چنین قالب و روشی در جامعهای که بیسوادی و بیکاری در آن بیداد میکند، و هنوز یک مشت ملای وابسته و کمسواد زمام امور را در دست دارند، چندان دور از انتظار نیست. در چنین فضایی، بخشی از جامعه در خرافات غرق میشود و بیکاری ـ که بهدرستی گفتهاند «مادر مفاسد» است ـ زمینه را برای ظهور افرادی فراهم میسازد که با دانش اندک، اما با جاهطلبی فراوان، قلم به دست میگیرند و در خدمت تبهکارانی قرار میگیرند که دستانشان به خون هزاران زن، مرد و کودک آلوده است. اینگونه اشخاص، به امید لقمهای از آن خوان خونین، هر صبح و شام عقدههای فروخورده و بیماریهای درونی خود را در قالب سخنان سخیف و عوامانه بر سر این و آن میریزند. او نیز، چنانکه از ظاهر امر پیداست، از سرمایهٔ لازم علمی و فرهنگی برخوردار نیست و ناگزیر است برای یافتن جای پا در این بازار مکاره و جلب توجه، به چنین شیوههای نازل متوسل شود. خوانندگان و هواداران او نیز چندان ناشناخته نیستند؛ همان کسانیاند که در همان سطح فکری ایستادهاند: یا مأمورند، یا امیدوارند از طالبان صلهای بگیرند. افرادی با پیشینههای تاریک که حتی جرئت حضور با نام اصلی خود را ندارند. در هر حال، ما را که حساب پاک است، از محاسبه چه باک است. هراس و پنهانکاری سهم کسانی است که در سایه خزیدهاند و از ریزهخوارگی ارتزاق میکنند. آنان ناچارند پشت چهرههای جعلی پنهان شوند و با دشنامهای کوچهبازاری ـ که بهترین معرف جایگاه واقعیشان است ـ به دیگران حمله کنند. دشنام پراکنیهای این شخص و همقماشهای او، پیش از هر چیز، آیینهٔ سطح فهم و ظرفیت خود آنان است. آنان با این ترفند میکوشند روابط دوستانه آشکار و پنهان خود را با مهره های شناخته شده از یادها ببرند؛ گویی میتوان آفتاب را با دو انگشت پنهان کرد و گذشتههای تاریک را به دست فراموشی سپرد. حال آنکه آن گذشته، تا پایان عمر چون داغ ننگی بر پیشانیشان باقی خواهد ماند. از لحاظ فرهنگی نیز او و همفکرانش هنوز در همان مردابی دستوپا میزنند که ابتداییترین اصول واژهسازی را نمیدانند. نمیدانند که پسوند «ـیست» یا «ـیسم» در زبان ما، برگرفته از الگوهای اروپایی، برای بیان مکتب فکری، گرایش ایدیولوژیک یا پیروان یک نظریه به کار میرود؛ مانند مارکسیست، سوسیالیست و ناسیونالیست. بنابراین، واژهای چون «فارسیست» که به گمان خود تراشیده و پرداخته، نه معنای علمی دارد و نه دلالت روشنی میرساند. کسی که از زبان پالوده یا شیوهای معیار در نوشتار استفاده میکند، الزاماً پیرو هیچ «مرام فارسی» نیست. همین جعل واژگانی، خود نشاندهندهٔ سطح دانش سازندهٔ آن است. زیرا چیزی به نام «فارسیسم» نه در ادبیات علمی جایگاهی دارد و نه اساساً معنای استواری. اگر قرار باشد به همین شیوه دربارهٔ نام سائر کشورها نیز واژهسازی شود، میتوان «افغانستانیست»، «بنگله دیشیست» یا «هندوستانیست» ساخت. این واژهها شاید از نظر صرفی ممکن باشند، اما تا زمانی که معنای روشن و کاربرد پذیرفتهشده نداشته باشند، چیزی جز ترکیباتی ساختگی، نامأنوس و مضحک نیستند؛ الفاظی که شاید تنها بتوانند ذوق مشتی کمسواد را ارضا کنند. او میپندارد اگر برای من لقبی چون «آریامهر» بسازد، مضحکهای برپا کرده و همسطحان خود را خندانده است؛ حال آنکه هنوز خود نمیداند به کدام ریشه و تبار فکری وابسته است و میان هویتهای متعارض سرگردان مانده است. برای خویش نامی برمیگزیند، اما در نهان آرزو دارد روایتسازیهای سیاسی و افسانههای تاریخی دربارهٔ «اقوام گمشده» و انتسابهای ساختگی درست از آب درآید؛ امری که اگر چیزی را ثابت کند، بیش از همه معرف آشفتگی ذهنی و بحران هویتی خود اوست. شما به سلامت باشید با احترام آریا
|
 |
| دوکتور محمد اکبر یوسفی | 27.04.2026 | آلمان |  |
|
 |
| دوکتور محمد اکبر یوسفی | 27.04.2026 | آلمان |  |
به اداره محترم نشراتی آریانا افغانستان آنلاین احتراماً بعرض می رسد! طوری که از طریق «ایمیل» نیز خبر داده شده است، بسیاری از مقالات این نویسنده باز نمی شود. منجمله مقالهٔ ذیل از سال ۲۰۲۲مم http://www.arianafghanistan.com/UploadCenter/064_Yousofi_A_DoowodKhan_in_London.pdf خوانندگان محترم بدانند که نویسنده آنچه نوشته است، می تواند بگوید که از چه منابع نوشته است. آنچه را که ننوشته باشد. به امر دیگران نمی نویسد و شعر هم در هیچ زبان سروده نمی تواند. لطفاً استفاده از این «لینک» را ممکن سازند. با احترام. یوسفی. |
 |
| حشمت | 26.04.2026 | کابل |  |
۷ ثور ۱۳۵۷؛ کدام اعضای خانواده داوود خان کشته شدند؟
بلی جناب حسیب الله خان صائب،
دوکتور و فیلسوف در بین ما زیاد است، اگر به آرشیف این آغا رجوع نمائید و در آرشیف وی چیزی به نام ۷ ثور بجوئید از 533 مطلب یک مطلب را در آن می یابید. تاریخ نشر: 01.05.2022 عنوان: بر وقایع ۷ ثور و ۸ ثور چگونه می نگریم؟
آغاز این نوشته چنین است:
وقتی در میدیاهای متعدد امروزی هر سال طبق معمول، تبلیغات به راه می افتد، اکثراً جوانان کمتر از۳۰ و ۴۰ سال نیز در تبلیغات و تحلیل ها سهم می گیرند. بسیاری از آنها، بدون وابستگی به کدام خط معین سیاسی نیستند، که قضاوت های ذهنی مشهود یک جانبه را به نفع همان گروپ و محافلی که به آن مربوط اند، مکرراً در هر سال تکرار می کنند.
این آقا یک کلمه از آنانیکه جنایت آفریدند ذکر نمی کند و می نویسد هر کس قاضی شده نمیتواند، تنها یک مرجع با صلاحیت مانند قضا میتواندحکم صادر کند که ویدیوی بالایی جرم است یا نه؟
یا پروردگار عالم، مدد کن، سن به ۸۰ رسید و عقل بر سر نیامد.
- خدایا عذاب گور را برین فرد بیفزای که توبه و پشیمانی در این فرد سراغ نیست.
- سه علم را آموخت، در همه پیر شد و میر نی.
- در آموختن علوم همه چیز را دیگ دلده جور کرد. کسی بگوید، علم فزیک و متماتیک را چی کار با علوم سیاسی و بعد آن شروع کردی به علم فلسفه.
- ترجمه ها، نوشته ها همه سردرگم، بی مهفوم، گیچ کننده، خواننده هیچ نمیتواند بفهمد مقصد نویسنده چیست؟
- طرز نوشتن یک اختراع جدید.
- مراعات اصول املاء و انشاء تقریباً صفر.
- این نوع نوشتن چوکاتی را من بار اول دیده ام. سر خط، آخر خط، شروع پاراگراف، ختم پاراگراف، نقطه سرخط، این چیز ها در نوشتن او کلاً الوداع گفتند.
- چوکات چوکات یا بلوک بلوک نوشتن اصلاً معمول نیست و بسیار بسیار برای خواننده خسته کننده و حتی گفته میتوانم اماله کننده میباشد.
- در هنگام خواندن، خواننده شکمپیچ، شکمپیچ شده خود را از ضرب خواندن مطلب، گنگس و گول احساس میکند. از این لحاظ من از اماله نام بردم، معذرت باشد.
ایراد زیاد است فکر کنم بس باشد.
با عرض حرمت
تشکر
|
 |
| دوکتور محمد اکبر یوسفی | 26.04.2026 | آلمان |  |
جناب محترم، گرانقدر و عزیز احمد آریا! ممنونم از اینکه مقاله را مطالعه نموده اید. برداشت جالب شما برایم خیلی آموزنده بود. این مقاله در سال ۲۰۱۶م، یک دهه قبل نشر شده بود. بعداً از فهرست مقالات حذف می گردد که واقف نبودم. بر حسب تصادف چند روز قبل در انتر نت یافت شد، اما «سیف» نمی شد، تا متن دوبار نشر شده بتواند. از روی تأریخ نشر در تمام «ستیکر ها» پالیدم تا بالاخره مسودهٔ قبل از ارسال برای نشر را یافتم. فقط در عنوان «وحدت ملی» با «صلح» تعویض شد. نه اینکه مورد پسند نبوده باشد، بلکه عنوان کوتاه تر شد. اما در هدف تغییر ی نمی بینم. در متن هم هیچ تغییر داده نشده است. حال با وجود آنکه در پیام قبلی وعده داده بودم که دیگر به سوالات و اتهامات فرد حمله ور جواب نمی دهم، اما ازینکه از کلمات چون «بگیل»، «گریزی» و «غیره» نام برده بود، نمی دانم که یکبار شوق شوخی نوجوانی چطور تحریک می شود و بیاد می آید که ما «کرک گریزی» یا «بودنهٔ گریزی که آن جانب مهاجم، با نام دیگری یاد می کند. آن «فارم بودنه» که گزارش را در یوتوب دیده بودم، برایش «تبریک» گفتم. موجودیت «فارم » دروغ نبود. بعد این شخص همه شناخت قبلی خود را در بارهٔ اینجانب فراموش می کند و باز با این عبارات: « بز در غم جانکندن قصاب در غم چربو. ببرکی پرچمی کمونست وایی چی په کابل کی د مړزانو فارم افتتاح شوی دی» به تبلیغات خود متوسل می شود. دلم برایش می سوزد. هر باری که او بطور نمونه از « محمد گلخان» یاد می کند، تعجب کردم که چرا از کلمۀ "مفکر" کار می گیرد. من با این کلمه از قبل آشنا نبودم. به فرهنگ "بزرگ علوی» که در اختیارم است, از سال ۱۹۷۲م تا به حال از آن کار می گیرم. فارسی به آلمانی، مراجعه کردم. به این شکل وجود نداشت. "متفکر" دیده شد. بعد وقتی متوجه شدم که چرا این آقا کلمات "فارسیست"، "ایرانمل" و غیره بکار می برد. بعد احساس کردم که ممکن مبتلا به "وایروس راسیزم" شده باشد که کار فرمایان او این مرض او را علاج نا پذیر تشخیص کرده باشند. این جانب که به معنی "راسیزم" آگاه هستم اما شغل طبابت ندارم که به نجات او اقدامی کرده بتوانم. از "هنا آرینت" آموختم که می گفته است: «هیچ تفکر خطرناک نیست. فکر کردن خطرناک است.» ممکن همین مهاجم واقف نباشد که من از صف اعضای خانوادۀ "محمد گل خان " هم صنفان و آشنایان داشته ام. به پیروی از کلتور و فرهنگ وطن ما، در دهۀ هشتاد مطابق جنتری «عیسوی» در کابل در مراسم تدفین اقارب این خاندان «محمد گل خان» اشتراک داشته ام. خاطرات و مناسبات انسانی ام را از گذشته ملکیت این فرد نمی دانم که با این جنون خود، آنرا لگد مال کند. حال نه به خواست او، بلکه مانند گذشته فقط به احترام به هموطنانم، بر طبق فرمودهٔ «هنس – پیتر دیور» که می گفت : «من خودم هستم»، حال هم «من خودم هستم». با هیچ انسانی بدبینی و خصومت ندارم. در عین حال نه احتیاجی به توصیف کس دارم و نه هم به کسی تجقیر روا خواهم داشت. بلی کسی هستم که پس از صنف دوازده دارالمعلمین کابل در سال ۱۳۴۲ ه ش فارغ و مستقماْ به پوهنتون معرفی و بنابر شرایط زنده گی، به عمر۱۷ سالگی از پوهنتون (در زمان مرحوم داکتر محمد عثمان انوری) امر تعطیل دریافته ام و به حیث معلم در لیسهٔ احمد شاه بابا (از ماه حوت ۱۳۴۲ ه ش، تا نیمهٔ اول ۱۳۴۴ ه ش) در قندهار و بعد در «لیسهٔ ابونصر فراهی» یک و نیم سال دیگر تدریس کردم. طوری که بارها گفته شده است، دوباره با سپری نمودن امتحان کانکور، شامل پوهنتون، پوهنځی علوم، شعبه، ریاضی و فزیک و پس از فراغت بدون وقفه پس از اینکه در دو کانکور جهت تحصیل به کشور های آلمان و امریکا اشتراک نموده و در هر د و امتحان کامیاب، آلمان را برای ریاضی و فزیک انتخاب نموده ام۰ از ماه مارچ ۱۹۸۰م تا دسمبر ۱۹۹۲م مأمور دولت در وزارت خارجه افغانستان بوده ام. از اپریل ۱۹۹۲م تا ۳۱ دسمبر همانسال، در زمان حکومت «مجددی» و «ربانی» مأمور وزارت خارجه بوده ام. پس از سفر تداوی به هندوستان، به سبب خرابی بیشتر اوضاع در کشور، با دریافت ویزه از سفارت آلمان در «دهلی» به آلمان آمده ام. از همان ماه جولای ۱۹۹۳م در آلمان تا امروز زنده ګی می کنم. با احترام یوسفی.
|
 |
| حسیب الله | 26.04.2026 | آلمان |  |
مقالات وزین محترمه خانم فریده نوری و محترم حمید انوری، که بتاریخ بیست و ششم اپریل ۲۰۲۶م. تحت عناوین "هفتم ثور، روز خون چکان کابل - بربادی افغانستان عزیز و ملت بلا کشیدهٔ آن -" و "هفت گاو و هشت خر" در پورتال محترم استقلال-خپلواکی به نشر رسیده است، از آنجائیکه چهره های بزرگترین خائنین ملی و جنایتکاران قرن بیست افغانستان عزیز را و دلیل و منشأ اصلی، یعنی علت پرابلم ها و مشکلات اصلی و اساسی افغانستان عزیز را در نیم قرن گذشته، به یک شیوهٔ علمی-تحلیلی ژرف و عمیق منعکس گردانیده و به رشتهٔ تحریر در آورده اند، در خور ستایش فراوان می باشد!
نوت: ناگفته نباید گذاشت که، قلمپردازی های سطحی و میان خالی و همچنان ترجمانی های مملو از اغلاطی آن تعداد از هموطنان ما که تا دیروز از سر بی خردی و مزدوری "بیرق های شوروی و بقیه کشور های خارجی را به شانه های شان انتقال می دادند" و امروز نیز با نوشته های سطحی و چرندیات غیر علمی و همچنان با ترجمه های غلط و مملو از اغلاط شان، به شعور مردم عزیز ما توهین روا می دارند و هر یک "نسخه های کمخردانه ای ایشان را" وارد رسانه ها و تلویزیون های خارج کشور می دارند، جائی را نخواهد گرفت، تا آنکه به واقعیت های علمی پی نبرند و به حقایق و واقعیت های علمی رجوع نکنند! زیرا از کنار خیانت های ملی وطنفروشان خاموشانه سپری شدن و دست به "چرندیات نویسی زدن" به مذاق و مشام اهل ادب مضحک به مشاهده می رسد!
با تقدیم احترامات فائقه حسیب الله |
 |
| حسیب الله | 26.04.2026 | آلمان |  |
سلام و احترامات قلبی خود را خدمت هموطنان محترم و عزیزم تقدیم نموده، از خداوند متعال صحت کامل و خوشی های فراوان برای همه استدعا میدارم.
بیست و هفتم ماهٔ اپریل مطابق به هفتم ثور است، روزیکه مزدبگیران و یا مزدوران شوروی که در افغانستان عزیز ما اعضای بلند پایهٔ و موسسین باند های جنایتکار و خائنین ملی پرچم و خلق بودند، در همین تاریخ به نفع بادار شان، دست به یک کودتای خونین و ننگین زده، از آن پس افغانستان عزیز ما را میدان جنگ پکت های نظامی وارشا و ناتو ساخته، افغانستان بی طرف و غیر منسلک را، به حیث یک منطقهٔ حائل خواستند دو دسته به باداران شان بفروشند:
تمویل مخفیانهٔ اعضای باند های پرچم وخلق به حیث مزدبگیران شوروی و یا مزدوران شوروی در افغانستان (۱۹۶۵–۱۹۹۲) در ادبیات به شکلی آمده است، که حمایت سیستماتیک شوروی از وابستگان و مزدور شوروی که عبارت از اعضای باند های پرچم و خلق باشند، در سال ۱۹۶۵، همزمان با تأسیس باند های نادموکراتیک شان، که آنرا به اشارهٔ بادار شان محیلانه "حزب دموکراتیک خلق" می نامیده اند، آغاز گردیده است. طبق اسناد آرشیف میتروخین، کگب طی چندین دهه، سالانه چندین صد هزار دالر آمریکایی را به عنوان رشوه و کمکهای مالی هزینه میکرد تا کنترل سیاسی در کابل را، جهت پیاده سازی دکترین توسیعه طلبی برژنف در افغانستان عزیز تضمین نماید. انتقال این مبالغ تحت تدابیر شدید امنیتی و مخفیانه صورت میگرفت؛ عمدتاً از طریق بسته های دیپلماتیک (که از بازرسی گمرکی مصون بودند)، توسط قاصدین مخصوص و همچنین با استفاده از شبکه سنتی و غیررسمی حواله. کگب برای پنهانکاری کامل، از یک سیستم نامهای مستعار استفاده میکرد:
ببرک کارمل (نام کد: «MARID») نورمحمد ترهکی (نام کد: «NUR») حفیظالله امین (نام کد: «KAZEM») نجیبالله (نام کد: «POTOMOK») این پولهای مزدوری اعضای باند های پرچم و خلق باید صرف سه هدف اصلی میشد: تضمین وفاداری و مزدوری رهبری حزب شان به شوروی، تمویل پروپاگند (تبلیغات) وابستگان و مزدوران شوروی در افغانستان عزیز ما. این زیرساخت مخفی، حتی، تا زمان فروپاشی شوروی، ستون فقرات رژیم دست نشانده و مزدور را تشکیل میداد.
نوت: سوال این است، که چرا برخی از قلم بدستان ما که اکت های تاریخنگارانه و اکت های تاریخنویسی را در رسانه های ملی ما انجام می دهند، در ارتباط چنین خیانت های ملی اعضای باند های پرچم و خلق که خلاف جمله قوانین ملی و بین المللی جهان صورت گرفته است، کمترین واقیعت ها را در این رابطه هم نمی نویسند, تا آنکه بدان وسیله درس عبرتی برای بقیه افراد و اشخاصی که اشتیاق چنین یک خیانت های ملی و وابستگی های ننگین را، یعنی اشتیاق مزدوری به کشور های خارجی را در سر دارند، به دسترس مردم قرار داشته باشد؟
با تقدیم احترامات فائقه حسیب الله
|
 |
| محمد داؤد مومند | 26.04.2026 | متحده ایالات |  |
ن- جلیل زاد را شناختم!
چند ماه قبل هموطنی به نام داکتر حیدری از آسترالیا، ن- جلیل زاد را متهم به استعمال نام مستعار ساخت.
جلیل زاد در جواب از حقانیت نام خود دفاع نمود و شاغلی حیدری از وی ابراز امتنان نمود، ولی اکنون معلوم گردید که ن - جلیل زاد دروغ گفته بود.
من به آرشیف مقالات ن- جلیل زاد مراجعه نمودم ولی جلیل زاد در بیوگرافی خود از معرفی هویت و شخصیت خود کاملا طفره رفته و به شعر خوانی پرداخته و صرف گفته است که امانیست میباشد.
الیوم در پروگرام شاغلی داکتر خالدی در یو تیوب همین جلیل زاد، به نام ناصر ختیځ اشتراک و سؤالهای را مطرح کرد.
من صدای او شناختم و او همان کسی است که هر هفته در پروګرام حبیب جان هوتکی سهم میګیرد.
صحبت مقفی و شیوا ی ادبی کلامش مرا متوجه خود ساخت و من از حبیب جان هوتکی سؤال نمودم که این شخص کیست؟
حبیب جان ګفت که او صرف خود را به نام (ناصر) معرفی میکند و از تذکر تخلص و هویت خود اباء میورزد.
هفته ګذشته حبیب جان با صدیق راهی برادر داکتر نجیب در پروګرام خود مصاحبه داشت و همین جلیل زاد یا ناصر، شدیدا ګروه های خلق و پرچم را کوبید و صدیق راهی او را متهم به شعله جاویدی بودن نمود.
این مصاحبه حبیب جان هوتکی با جلیل زاد یا ناصر، تا الیوم ۲۵ ماه اپریل در این ویب سایت وزین وجود دارد.
اینکه چرا این آغا از معرفی هویت و شخصیت خود هراس دارد، دلیل آن را خداوند میداند.
دوسال قبل یک آدم جبون و ترسو و بی ایمان و نا مسلمان باده مست، که بر کنجاره آریایی بودن و وراثت مدنیت و فرهنګ متعالی ۱۷۰۰ قبل از میلاد نشخوار میزند، به ترعیب و تخویف این قلم پرداخت که مرا به پلیس فدرال امریکا معرفی خواهدکرد.
لعنت ایزدی بر همچو ذوات دون و پست فطرت کم اصل و بی فرهنگی که به همچو خصلت و مشرب پست پلیسی تربیه و بزرگ شده اند.
از شر شیطان توبه
شاید جلیل زاد نیز از طرف کدام شخص فاقد ضمیر و جدان و نجابت و شرافت ملی مواجه و تهدید شده باشد، الغیبب و عندالله
|
 |
| دوکتور محمد اکبر یوسفی | 26.04.2026 | آلمان |  |
جناب احمد فواد ارسلا!
اگر هدف تان این باشد که با من مسخره گی کنید، مطمئن باشید که هم در جوانی و هم در پیری توان درک چنین شوخی ها را داشته و دارم این نوع تبارز درست نیست. شما هر بار نوشته های خود تانرا نمی بینید و هر بار مدعی می شوید که چنین و چنان درذهن تان داشته اید. بس است. آخر جناب دوکتور نور احمد خالدی واضح نوشته است. همه می دانند که هر سه «جنگ» را انگلیس از «هند برتانوی» علیه افغانستان براه انداخته است. والسلام.
|
 |
| احمد فواد ارسلا | 25.04.2026 | امریکا |  |
محترم داکتریوسفی احترامات تقدیم است قصد زهر نداشتم . قصد اینجانب در این بود که تذکر بدهم دیورند وزیر خارجه برتانیا نبود. وزیر خارجه برتانیا در آن وقت هنری پتی فتز موریس بود. تاکید من در این که معامله امیر با دیورند بود و وی به اساس سلسله مراتب در دولت برتانیا یک دیپلمات و نماینده محسوب شده میتواند. بازهم قصد من در ایجاد سوال و زمینه بحث در این بوده است که تشکل سیاسی برتانیا در هند که در ۱۹۴۷ از بین رفت لذا خط متذکره خط نا مشروع است.
|
 |
| احمد آریا | 25.04.2026 | امریکا |  |
نوشتهٔ جناب دوکتور یوسفی تحت عنوان « اشکال "راسیزم" دشمن صلح اجتماعی است!» بهدرستی هشدار میدهد که راسیزم» فقط یک انحراف فکری نیست، بلکه زهر مهلکی است که ریشههای همزیستی و اعتماد اجتماعی را میخشکاند. با اینحال، هنوز هم معدودی از صداها — که یا در گذشتههای اقتدارگرایانه منجمد ماندهاند یا از افراطگرایی تغذیه میکنند — بیپروا به تحقیر و توهین دیگر اقوام ادامه میدهند. این نوع ادبیات، نه بیان نظر، بلکه مصداق آشکار نفرتپراکنی و تخریب آگاهانهٔ بافت اجتماعی است. خطاب به همین افراد باید صریح گفت: دوران بیهزینهبودن اینگونه رفتارها گذشته است. جامعه دیگر حاضر نیست در برابر این سطح از تحقیر و برتریجویی و نفرت پراکنی سکوت کند. هر تلاشی برای مشروعیتبخشی به تبعیض قومی— خواه در پوشش ناسیونالیسم، خواه با سوءاستفاده از دین یا تاریخ— نهتنها بیاعتبار، بلکه محکوم به افشا و طرد است. تاریخ بارها نشان داده که حاملان ایدیولوژی نفرت، دیر یا زود در برابر داوری افکار عمومی و معیارهای عدالت قرار میگیرند. کسانی که امروز با زبان توهین و حذف سخن میگویند، باید بدانند که این سخنان ثبت میشود، به چالش کشیده میشود و بیپاسخ نخواهد ماند. نفرتافگنی، صرفاً یک «نظر» نیست؛ عبور از مرز انسانیت است— و جامعهای که به آینده میاندیشد، چنین عبوری را تحمل نخواهد کرد.
|
 |
| Hazarzbek Tajiashtun | 25.04.2026 | USA |  |
اداره
" تشکر از خالدی صاحب، ازجواب مفصل شان. ادارهٔ افغان جرمن به این نتیجه رسید: این نوع مباحثات نه تنها به افغانها، بلکې به جهانیان هم جالب نیست، تاریخ و زمانشش گذشته است. بهتر است خود را با موضوعات روز مصروف سازیم. ختم بحث اعلان میشود. "
نهایت جواب منطقی, بجا و مطابق به اشد ضرورت روز در افغانستان.
متاسفانه ذواتی چند چنان در فکر ماندن لگسی از خود غرق هستند که تاریخ قبلا نوشته شده را تکرارا کتاب ها جدید تاریخ به نام خود نشر می نمایند. چنین بروز و انعکاس شیوه نرسسیزم شخصیت را اکادمسین سیستانی و سید دوکتور کاظم تیکه داری دارند که مسایل داغ سیاسی روز را اولی فقط در ساخت سرک و پلچک در افغانستان مشروعیت بخشیده و دومی شخصیت گمنام" اتش نفس" خود را تکرارا درجه "مقدسیت" بخشیده جز تاریخ افغانستان می سازد. دوکتور خالدی که مطابق به زمان در تغیر است اکنون راز موفقیت را در تکرار نویسی تاریخ بخت ازمایی دارد.
اقایون, بحث واقعات قرن ها قبل وقتش گذشت. از عقب گرد چندین قرنه هم اکنون در افغانستان چه در چانه دارید?
|
 |
| دوکتور غروال | 25.04.2026 | ویانا |  |
اوس په افغانستان کښی د پنجابی پاکستان په امر پنجابی قادیانی خرابات روان دی دا پنجابی قادیانی چړیان په افغانستان کښی د اسلام چیغی وهی او اسلام چیغو سره داپنجابی چړیان د امریکا په ډالرو او د امریکا ستر خائین جاسوس خنځیر زاد ( خلیلزاد ) تر رهبری په چټلستان کښی د افغان ملت تباهی لپاره تربیه شوی دی !
دا پنجابی قادیانی چړیان د پنجابی چټلستان ( پاکستان ) له خوا د افغان ملت تباهی لپاره د امریکا په تام رضایت رهنمائی کیږی د قادیانیو چړیانو او چټلستان تر مینځ مخالفت ساختګی دی او د چټلستان له خوا د بمباریو او هوائی مرګباره حملو کښی یوازی افغان ملت وژل کیږی اونه د چټلستان تربیه شوی خیټور قادیانی چړیان!!! پخوا وختو کښی چټلستان د افغان نام څخه لړزیدل اواوس ئی په جرأت سره دداسی خائینو حملو جرأت پیدا کړۍ دی او قادیانی خیټور چړیان د پنجابی چټلستان تربیه شوی د خپل بادار رنګا رنګو حملو ته تماشاچی ګوری او ملت ته وائی د خدای څخه کومک وغواړۍ اودی چړیانو د ملت څخه سلاحګانی ټولی کړی دی !!!
که صادق افغانان غواړی چی خپل افغان ملت د پنجابیو ( پنجابیان غواړی چی خپل خائین هدف ته ددی قادیانیو چړیانو په وسیله تر لاسه کړی ) ححکمرانی ته په افغانستان کښی ختمه کړی نو اول باید هغه مضر خائین کسان شنډ کړی کوم چی د چټلستان په هدایت افغان ملت کښی بی اتفاقی ته هلی ځلی کوی او همدارنګه کوشش کیږی چی خرڅ شوی قاتل کمونیستان دوباره د قاتل خائین پوتین په کومک قدرت تر لاسه کړی ( لدی کبله ټول قاتل کمونیستان د ماسکو په هدایت د چړیانو سره ګډ شوی دی او خائینی روسیی هم دا قادیانی قاتل چړیان په رسمیت پیژندلی دی !!!
دا ټوله بدبختی افغان ملت ته د کمونیستانو خائین جمهوریت کودتا رامینځ ته کړی دی څوک چی د خائین جمهوریت رامینځ ته کیدو باندی ویاړنه کوی او د ا ټول خرڅ شوو ملی خائینینو باندی افتخار کی لکه ملی خائین کمونیست سیستانی نو ملی صادق افغانان مجبور او مکلف دی چی دداسی ملی خائینینو د هر ډول خائین فعالیت مخه ونیسی !!!!!
|
 |
| عبدالباری جهانی | 25.04.2026 | ایالات متحده |  |
ښاغلی محترم مومند صاحب سلامونه او احترامات. ستاسي له صمیمیت او زما د مضامینو له ستایلو څخه یوه نړۍ مننه. تاسي زما څخه له دې امله ګیله کړې ده چي ولي مي جلیل زاد ته نویسنده چیره دست لیکلی دی. دا زما د لیکنو سبک دی. زه کوښښ کوم چي محترمانه لبکنه وکړم. حتی د سیستاني ښکنځلو ته مي هم جواب نه دی ورکړی او د هغه د ښکنځلو له امله مي د څه وخت لپاره د افغان جرمن ویب سایټ هم پرې ایښی وو. ستاسي ګیله په هر صورت پر ځای ده.
محترم مومند صاحب. زه د افغانستان د تاریخ ټولو قهرمانانو ته بېل بېل درناوی لرم. زما لپاره میرویس خان هوتک د افغانستان د تاریخ تر ټولو ستر قهرمان او پهلوان دی. که د هغه ارزښمند ژوند ته د هغه خاین ورور عیدالعزیز خاتمه نه وای ورکړې ښايی په هغه وخت کي یې د افغانستان په خاوره کي د امپراطوری اساس ایښی وای. او نن به یې ځینو تنګ نظرو او بې مسوولیتو کسانو، چي پخپله یې د افغانستان لپاره، په خپل ټول ژوند کي، هبڅ خدمت هم نه دی کړی، د هغه مبارک نوم په بې احترامي نه یادولای.
په فیسبوک کي مي د خپلو ځینو ړندو او بې معلوماتو کسانو تبصری ولوستلی چي محترم داکتر خالدي ته یې د سیستاني د ښکنځلو ستاینه کړې وه او سیستاني ته یې د افغانستان د ملی هویت مدافع لقب ورکړی وو. په داسي حال کي چي سسیتاني پرته له ښکنځلو او بد ویلو هیڅ نه وه لیکلي. زما لپاره اعلیحضرت محمدنادرشاه هم د افغانستان د استقلال او نجات د ستر قهرمان حیثیت لري. خو د هغه نوم ځکه ډېر نه یادوم چي نه غواړم د هغه شهید روح د څو بې مسوولیتو کسانو په ښکنځلو نا آرامه کړم. محترم مومند صاحب. تاسي ته د ښې روغتیا او اوږده ژوند هیله کوم.
|
 |
| دوکتور محمد اکبر یوسفی | 25.04.2026 | آلمان |  |
جناب احمد فواد ارسلا! «تشکر» شما زهری بود. مسترد شد. خوب دقت کنید که شما در سطر نشر شدهٔ قبلی چه نوشته اید: « محترم خالدی صاحب احترامات تقدیم است. دیورند یک دیپلمات برتانیا بود و هیچ وقت وزیر خارجه نبوده است.» «دوکتور خالدی» می نویسند:«جواب سوال اول: معاهده دیورند بتأریخ ۱۲ نومبر ۱۸۹۳م میان امیر عبدالرحمن خان و سر هنری مورتمر دیورند، وزیر خارجه دولت هند برطانوی در کابل به امضا رسید.» حال خوانندگان محترم ببینند، که شما در نوشته اخیر چه نوشته اید: «...قصد اینجانب در این بود که تذکر بدهم دیورند وزیر خارجه برتانیا نبود...» وقتی به جواب «دوکتور خالدی» می نویسید: «هیچ وقت وزیر خارجه نبود» حال مدعی می شوید که «قصد...» «... تذکر بدهم دیورند وزبر خارجه برتانیا نبود...» آخر چرا دقت بکار نبرده اید؟ خواننده آنچه را که شما در «ذهن داشته اید»، نمی تواند بداند. برای «هوش مصنوعی» و «روبوترهای» که به حرف های شما ممکن بیشتر اهمیت خواهد داد، ثبت می کنند که گویا «دوکتور خالدی» دقیق ننوشته است. مطلع باشید که من تمام پروتوکولهای مذاکرات «هیأت» دو جانبه را در «میسوری هند» و هم در کابل که با «دبس» انجام یافته است، بعد از جنگ سوم افغان - انگلیس، هم چنان خوانده ام. این نوع رد اظهارات دیگران، شایسته یک نویسندهٔ جدی نخواهد بود. شما ممکن واقف باشید که«تایتل» اکادمیک، در آلمان جزء نام است. چرا شما «تایتل» جناب دوکتور خالدی را ننوشته اید؟ والسلام. یوسفی.
|
 |
| حشمت | 25.04.2026 | کابل |  |
|
 |
| احمد فواد ارسلا | 25.04.2026 | امریکا |  |
محترم داکتریوسفی تشکر از معلومات ویکیپیدیا . قصد اینجانب در این بود که تذکر بدهم دیورند وزیر خارجه برتانیا نبود و بناءً معامله با یک مامور یک تشکل سیاسی مثل نمایندگی یک دولت بود. تشکل سیاسی که در ۱۹۴۷ از بین رفت و خط متذکره خط نا مشروع است.
|
 |
| محمد داؤد مومند | 25.04.2026 | متحده ایالات |  |
محقق، مورخ و شاعر دانا و توانا استاد جهانی!
بعد از عرض مراتب سلام و احترام
چند روز قبل مضمون طلایی تان را در مورد حضرت میرویس نیکه و مبارزات آزادی خواهانه، مدبرانه و قهرمانه ای این راد کبیر تاریخ سه صد سال اخیر افغانستان را مطالعه نمودم و امرروز مقاله ای دوم طلایی محققانه و تاریخی تان را در جواب یک مستعار نویس جبون و بزدل که از معرفی هویت و شخصیت خود هراس دارد یعنی ن- جلیل زاد مطالعه نمودم.
این مقاله دوم تان در جواب نوشته های مشوش و فاقد منطق و محتوای تاریخی، این عنصر مجهول الهویه است. سؤالات مطروحه اش عنوانی محترم داکتر خالدی، معرف بر بی معرفتی و بیسوادی کامل این مستعار نویس از تاریخ کشور و آداب نویسندگی و حرمت به بزرگان کشور است. مقاله اول و دوم شما و جواب های محترم خالدی به مثابه ای پتک های پولادینی است، که بر قصر ریگی جادویی الفاظ و کلمات و جملات مقفی و شاعرانۀ او فرود میاید. آنچه من در خطاب مقالۀ دوم تان عنوانی این آدم حراف و چالاک و محرر مطالب فریبنده و سراب مانندش موافقت ندارم، استعمال خطاب (نویسنده چیره دست) به اوست که در تناقض با واقعیت قرار دارد. شاغلی جهانی عزیز ! باور بفرمایید که در طول سالیان متمادی از مضامین و رساله های تحقیقی و تاریخی تان چنان مستفید شده ام، که نوشته های تاریخی غبار و فرهنگ و داکتر نصری حق شناس و سیستانی و سید کاظم را با آن قابل مقایسه نمیدانم. دلیل عمده تفاوت درین جاست که تمام ذوات فوق الذکر اشخاص سیاست باز اند و ادعا ها و تحقیقات عناصر سیاست باز و منافق به هیچ وجه من الوجوه فاقد انگیزه و شایبه های سیاسی نمی باشد. باور بفرمایید در طول یکسال گذشته که این صاحب نام جعلی، مانند سمارق زهری کنار دلدل زار ها، دفعتا در ویب سایت افغان جرمن سبز گردید، به جز ریکارد شکسته و تداوم در تکرر نام امان الله خان چیزی نشنیده ام: امان الله خان، امان الله خان، امان الله خان، امان الله خان، امان الله خان ...................... این آغا فکر میکند که مورخین و محققین در بارۀ اما ن الله خان کم و ناقص نوشته اند و او میخواهد نقایص و خلاء های تمام محققین و مورخین بزرگ معاصر را از علامه کتب هزاره گرفته تا استاد پوبلزی، سید بهادر شاه ظفر کاکاخیل و علامه حبیبی و دیگران پُر کند. پر رویی و خود سازی و تظاهر هم از خود سرحدی دارد. سیستانی طفلانه وار به داکتر خالدی و داکتر زمان زمان ستانیزی، استاد الهیات در یک از پوهنتون های امریکا چیلنج میدهد که مانند ن - جلیل زاد، ادبی بنویسند. اگر به ظرافت در تحریر و شعر نو باشد، استاد خلیلی که او را فرخی معاصر قلمداد کرده اند و مرحوم استادپژواک او را علامه دانست، نیز در قسمت نثر، قادر به تحریر ظرافت شعر نو محمود جان فارانی نبود، من شخصا هم کتاب(بلخ تا قونیه) و هم کتاب (عیار خراسان) خلیلی را مطالعه نموده ام. لذا ن - جلیل زاد و امثال و اقرانش با لفاضی های مخصوص و سلاست و روانی کلامش نمیتواند، مدعی علم و دانش باشد، چنانکه نیست، داکتر نصری حق شناس نیز از سلاست بهتر و عالی تر از جلیل زاد برخوردار است و لی نوشته و تاریخش معرف افکار ستمی و ضد ملی اوست. اراجیف و شطحیات اخیر ن- جلیل زاد در مورد دورۀ میرویس نیکه، معرف فقر علمی و میتود نویسندگی اوست، و نباید او را نویسندۀ چیره دست خطاب نمود.
با عرض حرمت
|
 |
| دوکتور محمد اکبر یوسفی | 25.04.2026 | آلمان |  |
خبردار!
شبکه های جاسوسی مستخدم در برنامه «جنګ نیابتی، به ظاهر ضد «پاکستان» اما در عمل در تحت نقشهٔ پاکستان عمل می کنند. شما یکبار به «یوتوب» فقط گذرا نظر کنید که مهره های بی حساب با شعار های رسوای «راسیستی» و «افراطیت دینی»، به عوامفریبی مشغول اند. از «طالب جنگی» سازمانیافته افراطی» که با تطبیق «دیکتاتوری» از لوحهٔ دین» سوء استفاده می کنند با شنیدن «حاکم تک قومی»، تلاش می ورزند، تا «طالب جنگی پاکستانی» و «طالب جنگی افغان» را با گروه های «لر» او «بر» «یو افغان» هم جهت سازند. هوشیار باشید، اگر پاکستان و دیگر دستبندی ها این حکومت «تسخیر کنندگان» را برسمیت نمی شناسد، با استفاد از تکنالوژی دست داشته، این کشور را به چنان یک ویرانه بدل می کنند که به افراد «طالب» بنابر هدایات «جنرال حمید گل اسلامیست» چه «پاکستانی» و چه «افغان» مُهر زده اند، صدمه نرسد. برای پاکستان در پس پرده متحد و در بیرون تصنعی دشمن می خوانند. اینها همه «راه تعامل» را با مهارت به پیش می برند. یک «راسیست» رسوا که از ذکر نام او خودداری می شود، زیرا اضافی است، او خود همواره اشعار «ویسکی نوشان» الکهولیک را برای مقابله با دیگران بکار می برد و با کمال بی شرمی نام یک ولایت را بزبان می آورد که این نویسنده در آن ولایت تولد شده، اما چهل و پنج سال خارج از آن خاک زنده گی کرده است. خرابکاری هم حد دارد. لیکن او با قضاوت «عام» یک جمعیت انسانی را بطور عام توهین می کند. در خاتمه این چنین «راسیزم» بدون هدایت کارفرمایان با قدرت او ،متصور نیست. ختم.
|
 |
| محمد داؤد مومند | 24.04.2026 | متحده ایالات |  |
بز در غم جانکندن قصاب در غم چربو!
ببرکی پرچمی کمونست وایی چی په کابل کی د مړزانو فارم افتتاح شوی دی.
په کابل باندی د پنجاب د راکټونو او هوایی طیارو د بمبارۍ په نتیجه کی په سلهاو روحی مریضان ووژل شول، نه ځانله ناروغان بلکه نور ملکی وطنوال شهیدان شول.
پنجاب د متحده ایالاتو د نیابتی جګړه مار په حیث په ټول افغانستان کی بمبارۍ وکړی او په سګونو بی وزله وطنوال یی د میرمنو او ماشوماند په شمول شهیدان او کورونه یی په کنډوالو بدل کړل. رفیق ببرکی پرچمی ددی پر خای چی د ددی وقایعو نه ځان خبر او د پنجاب دا جهنمی پالیسی وغندی او د یوه ملی ماتم ورځ اعلان کړی، د مړزانو د فارم اطلاع ورکوی.
ممکن، دی ببرکیست با دا معلومات د شیطان انتر نیشنل له لیاری چی د انګلیس د استخباراتو لخوا تمویلیږی تر لاسه کړی وی.
داسی بریښی چی د فراه وګړی د مړزانو د جنګولو سره ډیره علاقه او مینه لری.
نړۍ او هیواد په کوم حالت کی دی خو ببرکی صاحب د مړزانو په غم کی دی. نو ځکه ویل شوی دی چی:
بز در غم جانکندن، قصاب در غم چربو
|
 |
| دوکتور محمد اکبر یوسفی | 24.04.2026 | آلمان |  |
جناب محترم و گرانقد احمد آریا!
بعد از سلام، تشکر از توجه شما. اما به این فرد و سوالا ت او دیگرگوش نخواهم داد. از یک مدت بدینسو در کابل یک "فارم بودنه" ایجاد گردیده است. برای این فرد تبریک می گویم. با احترام. یوسفی.
|
 |
| دوکتور محمد اکبر یوسفی | 24.04.2026 | آلمان |  |
آقای احمد فواد ارسلا! نخست سلام! متن آلمانی را می توانید بکمک پروگرام "ورد" ترجمه کنید: «Sir Henry Mortimer Durand (* 14. Februar 1850 in Sehore, Bhopal, Indien; † 8. Juni 1924 in Polden, Somerset, England) war Außenminister der britischen Kolonie Indien und legte im Jahre 1893 die als Durand-Linie bekannte Demarkationslinie zwischen Afghanistan und dem heutigen Pakistan (damals Britisch-Indien) fest.» او در مقام وزیر خارجۀ هند برتانوی یا هند مستعمره انگلیسی بوده است. اصطلاح "ویسرای" را برای نمایندۀ پادشاه انگلیس برای نیم قارۀ هند بکار می برده اند. یکی از جنجال ها در ختم جنگ سوم افغان - انگلیس برین نقطه بوده است، که با استقلال افغانستان در عرصۀ سیاست، خارجی که قبلاً توسط هند برتانوی تعیین می شد، جانب برتانیه می خواست که فقط در مستعمره ایجاد سفارت برای "امیر افغانسان" را بپذیرد، که جانب افغانستان در میسوری (منصوری) هند رد کرده است و بعد در مذاکرات ده ماهه در کابل، به فیصلۀ نهائی می رسند، که افغانستان به لندن و جانب انگلیس به کابل سفیر می فرستد و عبدالهادی داوی به حیث سفیر به لندان اعزام می گردد. با احترام یوسفی.
|
 |
| احمد فواد ارسلا | 24.04.2026 | امریکا |  |
محترم خالدی صاحب احترامات تقدیم است.
دیورند یک دیپلمات برتانیا بود و هیچ وقت وزیر خارجه نبوده است
|
 |
| احمد آریا | 24.04.2026 | امریکا |  |
جناب دوکتور یوسفی محترم، سلام و آرزوی سلامتی برای شما. از توضیحات دقیق و نگاه تاریخی و فلسفیتان سپاسگزارم. نکات مطرحشده درباره ماهیت دولت، نفی برتریطلبی و ضرورت خوانش مستند تاریخ، بسیار قابل تأمل و روشنگر است. اگرچه در مورد دیدگاههای تبارمحور مطرحشده از سوی فرد مورد نظر، سخنان زیادی برای گفتن وجود دارد، اما در اینجا تنها باید افزود که در متن اخیر او نیز همان تناقض بنیادی قابل مشاهده است. از یکسو، او با ادبیاتی انحصارگرایانه از «وحدت یک هویت قومی خاص» و حق تعیین سرنوشت بهصورت تکمحور سخن میگوید و در عمل تصویری سلسلهمراتبی از جامعه ارائه میکند؛ تصویری که در آن یک هویت بهعنوان محور طبیعی دولتسازی برجسته میشود و سائر هویتها یا به حاشیه رانده میشوند یا بهمثابه تهدید بازنمایی میگردند. این نوع نگاه، از منظر تحلیل سیاسی، به گرایشهای افراطی هویتمحور نزدیک است، زیرا تنوع اجتماعی را در برابر یک روایت واحد قرار میدهد. از سوی دیگر، طرح چنین نسخههائی از بیرونِ بستر واقعی جامعه و در شرایط زیستی متفاوت، این پرسش را برجسته میسازد که آیا با یک تحلیل مسئولانه مواجه هستیم یا با نوعی تفکر ایدیولوژیک که بدون درک مستقیم از پیامدهای اجتماعی، برای داخل نسخهپردازی میکند. به نظر میرسد حتی سیاستهای تبعیضطلبانه و انحصارگرایانه غاصبان قدرت در افغانستان نیز تا کنون نتوانسته پاسخ مطلوبی به عطش سیریناپذیر انحصارطلبی او بدهد. اتکای صرف بر اکثریت عددی— که در بیشتر نوشتههای او بهصورت یک شعار تکراری بازتولید میشود— نهتنها فاقد پشتوانه مستند است، بلکه در سیاست امروز اساساً نه معیار مشروعیت به شمار میرود و نه حتی یک منطق قابل دفاع. مشروعیت سیاسی در جهان معاصر از صندوق اعداد بیرون نمیآید، بلکه از حقوق برابر شهروندی، حاکمیت قانون و پذیرش واقعی تکثر اجتماعی سرچشمه میگیرد. فروکاستن امر سیاسی به حسابوکتاب جمعیتی، چیزی جز بازگشت به منطق خام و ابتدایی قدرت نیست؛ منطقی که همواره تلاش کرده پیچیدگی جامعه را با یک عدد ساده حذف کند و دقیقاً به همین دلیل در برابر هر فهم کنونی از سیاست، ناتوان و بیاعتبار است. در مجموع، مسئله اصلی به نوع چارچوب فکریای بازمیگردد که در آن، به جای پذیرش تنوع واقعی جامعه، تلاش میشود یک هویت خاص بهعنوان معیار اصلی تعریف دولت و قدرت تثبیت گردد؛ و این همان نقطهای است که مرز میان ملیگرایی مدنی و گرایشهای انحصارگرا یا مطلقیتگرایی محض را بهروشنی آشکار میسازد. با احترام و امتنان آریا
|
 |
| محمد داؤد مومند | 23.04.2026 | متحده ایالات |  |
گریز بودنۀ بگیل و مثلث خبیثۀ شیطانی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
یعنی مثلث ابلیسی شتر، گاو و پلنگ
یعنی مثلث پرچمی، جمع ایرانمل شیاد، جمع جاهل مرکب، یعنی سمبل بیسوادی
آنچه عیان است، چه حاجت به بیان است
و یا هم
آفتاب آمد دلیل آفتاب
منافقت و بی ایمانی و شیر غلت و طفره روی هم از خود سرحدی دارد
همانگونه که کرم ابریشم در جوف ابریشم پنهان است، ذوات بی مسلک و منافق و دو رو و جبون و اقتضاء پرست هم، در جوف ُپف کردن و نشخوار زدن به تفاله ای، افکار فلسفی!
دانش اندوخته ای دل زکف انداخته ای واه زان نقد گرانمایه که درباخته ای
پر چمی را همچو میخ خیمه میخواهم مدام
سر به سنگ و تن به خاک و ریسمان در گردنش
|
 |
| ع واحد حيدرى | 23.04.2026 | سدني استراليا |  |
در جواب نوشته رسانه استقلال راجع دو گانگى در نشر مطالب ، با احترام در پاسخ به نوشتهٔ منتشره، لازم میدانم تأکید نمایم که محور اساسی این بحث نه اشخاص است و نه جانبداری از یک طرف خاص، بلکه مسئلهای اصولیتر است: معیار صداقت، بیطرفی و روش علمی در تحلیل تاریخ و سیاست. آنچه از سوی اینجانب مطرح گردیده، در حقیقت دعوتی است به بازگشت به همین اصول؛ اصولی که بدون آن، هر ادعای رسانهای حتى اگر با نیت خیر نیز همراه باشد در معرض تردید قرار میگیرد.
در فضای رسانهای امروز، بخصوص در میان رسانههای مهاجر و بیرون از افغانستان، اصطلاح «استقلال» بهصورت گسترده بهکار میرود. اما تجربه نشان داده است که میان ادعا و عمل، فاصلهای جدی وجود دارد. پرسش اینجاست که آیا این استقلال، صرفاً یک عنوان است یا واقعیتی قابل سنجش؟ پاسخ به این پرسش، نه در شعار، بلکه در نحوهٔ انتخاب موضوعات، لحن تحلیل و میزان توازن در روایتها نهفته است.
یکی از مسائل بنیادی در این بحث، موضوع تضاد منافع (conflict of interest) است. در جایی که پیشینههای خانوادگی، روایتهای تاریخی مبتنی بر خصومت، یا ادعاهایی از جنس قتل و انتقام مطرح میشود، نمیتوان انتظار داشت که روایت بدون تأثیر از این عوامل شکل گیرد. این تأثیر ممکن است مستقیم یا غیرمستقیم باشد، اما در هر دو صورت، نیازمند شفافسازی و بررسی دقیق است. در غیر آن، خطر آن وجود دارد که روایت تاریخی، بهجای آنکه جستجوی حقیقت باشد، به بازتاب دیدگاههای متأثر از پیشینههای خاص تبدیل گردد.
در همین چارچوب، مسئلهٔ استفاده از اسناد بریتانوی نیز قابل تأمل جدی است. این اسناد، هرچند بهعنوان منابع تاریخی مطرح میشوند، اما نمیتوان آنها را بهعنوان «کتاب حق» تلقی کرد. اینها تولیدات یک دستگاه سیاسی–استخباراتی در بستر رقابتهای استعماریاند و طبیعی است که حامل دیدگاهها و منافع خاص باشند. استفاده از این اسناد بدون نقد منبع، بدون مقایسه با دیگر منابع، و بخصوص با اتکا به ترجمههای تحتاللفظی، میتواند به سوءبرداشت و نتیجهگیریهای یکجانبه منجر شود. از همینرو، تکرار و بازنشر مداوم این اسناد بهصورت یکجانبه، نهتنها ارزش علمی نمیافزاید، بلکه این پرسش مشروع را بهوجود میآورد که این تأکید بیش از حد، از کجا سرچشمه میگیرد؟
از سوی دیگر، نوعی دوگانگى در برخورد با تاریخ نیز قابل مشاهده است. در حالی که برخی جریانها، بهدرستی مورد نقد قرار میگیرند، در مواردی همان نوع روایتها در قالبی دیگر بازتولید میشود. بهعنوان مثال، کسانی که از جنایات جریانهای خاص انتقاد میکنند، گاه در همان صفی قرار میگیرند که در گذشته شعارهای مشابهی را علیه شخصیتهایی چون شهید نادر خان مطرح کردهاند. این همزمانی، صرفاً یک تصادف ساده نیست، بلکه پرسشی جدی را مطرح میسازد: منشأ این روایتها کجاست؟ آیا ریشه در ادبیات «بلاک شرق» دارد یا «بلاک غرب»؟ یا آنکه در گذر زمان، این روایتها از یک بستر به بستر دیگر انتقال یافته و بدون بازنگری، تکرار شدهاند؟
در تحلیل تاریخی، اینجانب بر این باورم که بسیاری از این شعارها و روایتها، بهصورت برجسته از دورهٔ هفتم ثور شکل گرفت؛ دورهای که نقش اتحاد شوروی در ان آشکار بود. اما تحولات بعدی نشان داد که واقعیتها پیچیدهتر از یک روایت سادهاند و این پرسش را نیز مطرح ساخت که آیا رخدادهایی چون قتل نادر خان یا حتی کودتای هفتم ثور، بدون نوعی رضایت یا حداقل چشمپوشی قدرتهای دیگر نیز امکانپذیر بود؟ این پرسشها، اگرچه پاسخ قطعی ندارند، اما طرح آنها در چارچوب تحلیل، نهتنها مشروع بلکه ضروری است.
مشکل دیگر در نوشتهٔ مورد بحث، انحراف از موضوع اصلی است. بهجای پاسخ به نقد مطرحشده، موضوع به سمت مسائل دیگر مانند وضعیت مهاجرین افغان در ایران یا جنگ اوکراین سوق داده شده است. این موضوعات، هرچند مهم و قابل بحثاند، اما پاسخ به پرسش اصلی نیستند. همچنان، مقایسهٔ این مسائل با جنگ غزه یا تنشهای ایران با آمریکا و اسرائیل، آن هم در قالب یک نگاه انتقامجویانه، تحلیل را از مسیر علمی خارج میسازد. رسانهای که خود را مستقل میداند، نمیتواند تحلیل خود را بر مبنای احساسات یا منطق انتقام استوار کند.
در تحلیل منازعات جهانی نیز باید از سادهسازی پرهیز کرد. جنگها و بحرانهای بینالمللی، حاصل مجموعهای از عوامل پیچیدهٔ سیاسی، اقتصادی و امنیتیاند. تحلیلگران برجستهٔ جهان بارها تأکید کردهاند که چنین تحولات، نتیجهٔ تعامل چندین قدرت و منافع متضاد است، نه تصمیم یکجانبهٔ یک کشور. از اینرو، تقلیل این رویدادها به یک روایت ساده یا احساسی، نهتنها کمکی به فهم بهتر نمیکند، بلکه موجب انحراف در تحلیل میگردد.
در نهایت، باید به یک اصل مهم رسانهای اشاره کرد: هیچ خبر و تحلیلی کاملاً خنثی نیست. انتخاب موضوع، نحوهٔ ارائه، و میزان تکرار آن، همگی در شکلدهی ذهن مخاطب نقش دارند. بنابراین، اگر در این انتخابها نوعی عدم توازن یا دوگانگی مشاهده شود، ادعای استقلال رسانهای زیر سؤال میرود.در جمعبندی، آنچه مطرح شده، نه یک نقد شخصی، بلکه تأکیدی است بر اصولی که هر رسانهٔ مدعی استقلال باید به آن پایبند باشد. استقلال رسانهای با ادعا ثابت نمیشود، بلکه با توازن، شفافیت و رعایت معیارهای یکسان در تحلیل و نشر مطالب تحقق مییابد. بدون این اصول، هر روایت حتى اگر با نیت خیر همراه باشد در معرض تردید قرار خواهد گرفت.
|
 |
| دوکتور محمد اکبر یوسفی | 23.04.2026 | آلمان |  |
جناب محترم و عزیزالقدر احمد آریا!
پس از سلام، توضیحات اخیر شما در بارۀ "کامنت"فرد مورد نظر که ادعاهای بی سر و بی پا پخش می کند، با شناخت از مراحل تأریخی, بطور همه جانبه قابل فهم و تأئید پذیر است. نخستین دولت "شهری آتن" و بررسی های قبلی نشان می دهد که هیچ "قوم" "دولت ساز" نبوده و هیچ یک هم "تأریخ ساز" نیست. چه با کمیت بزرگ و چه با کمیت کمتر. "برتری نژادی" غیر انسانی است. طوری که بارها در مقالات اینجانب نقل شده که تأریخ باید طوری تحریر شده باشد که رخ داده است. نه اینکه ذهنی زیبا نویسی شود. ممکن این متن را از مقالۀ اینجانب تحت عنوان "از تأریخ چه می آموزیم؟" خوانده باشید!: «...انتقال «حقیقی» وقایع، که چگونه «رخ» داده باشد. در عین حال، آنچه که بر حسب اسناد و مدارک دست داشته، برای مورخ، تا حد ممکن و بصورت اعظمی، امکان می بخشد، تا آن واقعه را توضیح دهد، با قبول این واقعیت، به فیلسوف معروف "اتریشی – انگلیسی" قرن بیست، "کارل رایموند پوپر" گوش می دهیم که می گفته است: "بگذارید که تیئوری ها بمیرد، نه انسانها". او از مفهوم تأریخ چنین برداشت داشته است و، می گفته است که: «تأریخ نه هدفی دارد، نه هم مفهومی. ما می توانیم، این هر دو را به تأریخ ببخشیم و آن اینکه از تأریخ برای جامعۀ باز و دفاع از آن در برابر دشمنان آن، کار گیریم.» این که دولت چه است، می دانیم. کسانی که دولت افغانستان را "پشتونی» می دانند، بیشتر به امنیت کسانی صدمه می رسانند که آنانرا پشتون می نامند.و به همین ترتیب در مورد دیگران هم صدق می کند. درک درست از ماهیت دولت, به عنوان سازماندهی امنیت و محافظت انسانها، راه حل است که نه با گروپ خون و نه با زبان و عقیدهد ربطی دارد، بلکه به هیچ انسانی اجازه داده نشود که برای دیگری احساس خطر و واهمه در برابر این زنده گی یکبار ه و دشوار او، مسبب شود. با احترام. یوسفی
|
 |
| محمد داؤد مومند | 23.04.2026 | متحده ایالات |  |
دانشمند و شخصیت اکادمیک، داکتر صاحب خالدی! وروسته د سلام او احترام څخه مقاله پرمحتوای تان را تحت عنوان (سؤالات و جوابات در مورد خط دیورند) را مطالعه نمودم، البته طوریکه جناب تان فرموده اید محرک تحریر این مقاله تان مصاحبۀ محقق، این سگ قلاده به گردن ایران و یکی از رهبران جنایتکار جهادی مخلوق قم با کدام منبع مطبوعاتی است. آنانیکه دعوای سرزمین هزارستان را دارند و آنانیکه قوله های شعار :«ما افغان نیستیم بلکه تاجیک هستیم و مملکت ما خراسان است.» و تمام فارسیست ها یعنی ایجنت های ایران، از الغاء خط استعماری دیورند و الحاق سرزمین های که تواسط توافق نامه های استعماری از مادر وطن به جبر و اکراه مجزاء شده اند، چنان در هراس اند که به قول مردم ما: «شیطان از بسم الله» کذا چند روز قبل ښاغلی یونس نگاه که نویسندۀ کوتاه نویس غنیمتی است نیز در زمینه، مطالب برهم و درهمی را که شباهت به فیر تفنگ های باروتی چقمقی دارد، بدست نشر سپرده اند، در حالیکه خط تحمیلی دیورند، به مثابه خط تحمیلی استعماری، ابعاد حقوقی دارد و نباید این قضیه را جنبۀ عاطفی داد. خوشبختانه، نویسندۀ توانا و ورزیده، محترم محمد همایون همت، با نقد عالمانۀ خود، در مورد توضیحاتی ارائه داشته اند. حدود بالغ بر شست و پنج سال (معمولا شصت مینویسند) قبل داکترعبدالحکیم طبیبی که که صاحب سند دوکتورا، در حقوق عمومی بین الدول، و یکی از دیپلومات های ورزیده و مسلکی وزارت امور خارجه بودند، کتابی را در مورد منتشر و بر جنبه های حقوقی قضیه از نگاه حقوق بین الدول روشنی انداخته بود. مورخ اعظم سیستانی نیز بالغ بر پانزده سال قبل در مورد مطالبی نوشت و خط دیورند را در موازات نظر امروزۀ محترم یونس نگاه (زخم خونین) تعریف نموده و از اینکه پاکستان دارای قدرت اتمی است، پیشنهاد نموده بودند، که قضیه با دولت پاکستان از طریق دیپلوماسی و تضمین حق راه ترانزیت بحری افغانستان، حل گردد. هدف اصلی این معروضه خدمت شما این است، که مورخ معروف، پوهاند حسن کاکړ، فارغ التحصیل پوهنتون اکسفورد انگلستان مدعی است که همچو توافق نامه میان امیرعبدالرحمن خان و تیمورند دیورند امضاء نشده است. کذا اګراشتباه نکرده باشم محقق و مورخ محترم استاد سنگروال نیز که خود در لندن زندگانی داشته و به مطالعه همچو اسناد دسترسی دارند، با پوهاند داکتر حسن کاکړ هم نظر اند. گرچه موافقتنامه خط دیورند با ادلۀ عدیدۀ حقوقی و پرنسیپ تحت مرور زمان، مورد بطلان قرار میگیرد، مع الوصف مسئلۀ عدم امضاء عاقدین در پای توافق، عدم مشروعیت آن را مساوی به صفر ساخته و به مثابه آب سردی خواهد بود به روی و سر تجزیه طلبان و فدرالیست های ائتلاف شیطانی شمال، که از ترس وحدت دو کتلۀ پشتونی در حالت احتضار قراردارند.
|
 |
| دوکتور محمد اکبر یوسفی | 23.04.2026 | آلمان |  |
عزتمند او قدرمند دوکتور غروال صاحب!
ډیره مننه. ستاسو څخه می دا انتظار درلود، چی د اتوم فزیک، دوکتور چی سره د یوی اوږدی تجربی او د جهان پیژندنی په څڼګ کی مو ټول عمر مو هم د انسان د آزادی او به ټولنه کی د هر یوه ، کرامت ته احترام درلودل . تاسی د قوی قضاوت او د فلسفی کتنی په رڼا کی همیشه مرستندوی یاست.. تاسو ته ښه معلومه ده، چی داسی مُهری حتی د ساده کلماتو د مختلفو شکلونو په معنی هم نه پوهیږی او یا نه غواړی و بوهیږی. که ما «راسیزم» عندلی وی نو چا ته می بی ثبوته، د «راسیست» نسبت ندی ورکړی. هوکی، ما کله چی د معتادیو پر روغتون باندی د بمب اچونی خبر واورید،دا چی د پاکستانی الوتکو په واسطه سوی وه، نو ما ته دا شک را ژوندی سو، چی باید پاکستانیانو عمداً دا جنایت سر ته رسولی وی، تر څو چی د طالبانو د حکومت مصارف کم کړی. همداسی مشابه اعمال د «نازی آلمان» حکومت هم سر ته رسولی وه. نور مو وخت نه نیسم، هیلمند یم چی جوږ او روغ و اوسی. په ډیره مینه یوسفی.
|
 |
| Hazarzbek Tajiashtun | 22.04.2026 | USA |  |
موضوع خط دیورند را نمی شود و نمی توان توسط سیاسیون در اریکه قدرت و یا خواهان قدرت, حل و فصل نمود. تاثیرمستقیم خط دیورند نه چند ملیون نفوس, بلکه چندین ده ها ملیون ساکن دو طرف خط را ازهم جدا ساخته, هویت سیاسی 50 تا 70 ملیون انسان را که هم زبان مستقل و هم کلچر مستقل دارند, از هم جدا می سازد.
حتی حل معضله خط دیورند نمی تواند افغانستان را ازمعادلات سیاسی هندوستان و پاکستان بیرون سازد. پاکستان و هندوستان قسمی از هم جدا شده اند که محض مشروعیت سیاسی یکی از ان ها تمامیت ارضی دیگری را به مخاطره می اندازد. تا افغانستان خود را از چنین معادله بیرون نکشد - فقط عمق ستراتیجیک دو طرف است, میباشد و خواهد بود.
|
 |
| دوکتور غروال | 22.04.2026 | ویانا |  |
د محترم دوکتور یوسفی صاحب دی کور اباد وی چی د پنجابی غلام منافقو الفاظو تر تاثیر لاندی رانغلو او همداسی دوه مخه چټلو کسانو پنجابی پاکستان ته د مستقیمو رنګا رنګو مداخلو زمینی برابری کړی او برابروی او همداسی کسانو په هدایت سره کوشش کاوه او کوی چی د افغانانو مینځ کښی ژبنی تفریقی لا پراخه کړی او همدا مردود اشخاص وو چی دکتاتور روس ته د هورا چیغی وهلی او اوس د پنجابی چټلستان تربیه شوو چړیانو لپاره چیغی وهی ! بلی زیات خرڅ شوی کمونیستان چړیانو سره ګډ شوی دی او ددی ملی خائینو په وسیله دی جاهلو پنجابیو چړیانو ( طالبانو ) قاتلی دکتاتوری روسیی سره نیږدی
اړیکی پیدا کړی دی !
افغان ملت هغه وخت د وحدت ، ترقی او پر مخ تګ خاوند کیدای شی کله چی په خپلو مینځو کښی د اجنبیو منافقو عناصرو تخریبی فعالیتونو مخه ونیولۍ شی !!!!
|
 |
| عبدالباری جهانی | 22.04.2026 | ایالات متحده |  |
د ښاغلو محترم عمرتوخي، محترم احمد آریا او محترم پامیر څخه یوه نړۍ مننه چي د هیوادوالو په عنوان یې زما له لنډ پیغام څخه چي په حقیقت کي د یوه خبرداري مفهوم لري هرکلی کړی دی. زه له هغو هیواد والو په تېره بیا به منورینو څخه چي اوس هم له جاهلو طالبانو سره د تفاهم تبلیغ کوي او لا هم په دې عقیده دي چي له دې جاهلانو سره خبري او سازش کول امکان لري هیله من یم چي د ګران هیواد د هغو انسانانو ستونزو ته جدي توجه وکړي چي د تعلیم، د بیان د آزادۍ او کار کولو له حقوقو څخه محروم دي. نوریه، چي د خپلي کونډي مور او دوو ماشومو خویندو د ګېډو د مړولو لپاره یې له ځان څخه نور احمد جوړ کړی وو، د ګران هیواد د بې وسو انسانانو فقط یو مثال وو. په هیواد کي په سل هاوو زره نوري نوریې هم ژوند کوي چي د مطبوعاتو توجه نه ده ورته اوښتې. طالبان یو ځل په هیواد کي د پاکستاني مدرسو د شبکو په غوړولو او د عصري تعلیم د لمني په ټولولو سره د هیواد د وګړو سترګي ړندوي او بیا یې نو په ړندو سترګو او تړلو لاسونو پاکستان ته تسلیموي. هیواد په ډېر بد او خطرناک حالت کي دی او د خاوري او ملي ناموس په شمول هرڅه په خطر کي دي. ستاسي څخه مننه.
|
 |
| محمد داؤد مومند | 22.04.2026 | متحده ایالات |  |
د انسانی اصالت د اعتقاد مدعی، مفکر یوسفی صاحب! مجدد سلامونه ترهغه ځایه چی ما ستاسی لیکنی د فیلسوفانو د ارشاداتو په رڼا کی لوستی دی، تاسی محترم موږ، د راسیزم، تبعیض او نژادی اصالت د کاذب احساس د خاوندانو او مبلغینو، د مخالفینو د ډلی، د یوه تکړه منادی او مبلغ په حیث پیژنو، او څرګند دلیل یی دا دی، په هغه سویه او سطح چی تاسی محترم، د پورتنیو کاذبو او انسانی ضد تمایلاتو او معتقداتو پرعلیه د قلمی مبارزی په سنګر کی ځای نیولی دی، ستاسی غوندی د یوه بل لیکوال له لیکاڼی (قلم) څخه نه دی لوستی. نو پرهمدی بنسټ زما باور څه، بلکه یقین دا وو، چی ګوندی تاسی ته به داسی دریز، د یوه پرنسیپ په توګه د ضمیر او وجدان په رڼا کی د تقدس مقام او منزلت نه برخه مند وی. نو زما پوښتنی ستاسی محترم نه د هغو ذواتو د انسانی اصالت او مناشیرو ضد لیکنی د تبعیض او راسیستی اراجیفو په اړه او ارتباط چی ستاسی د انسانی وجدان، اعتقاداتو او پرنسیپونو سره په تباین او کامل مغایرت او تضاد کی اټکل کیږی، ځان ستاسی د سکوت په دلایلو تنویر کړم. خو اوس، په دی ارتباط ستاسی د شیرغلت او طفره روی نه داسی څرګندیږی، چی په دی اړه تاسی محترم د اقتضاء پرستی نه کار اخلۍ، او هغسی چی ښایی د اعتقاداتو په برخه خپلو اصولو ته ته د زړه له کومی معتقد او مؤتمن نه یاست!!!!!!!!!!!! تاسی فرمایلی دی چی: چا ته مو چی زړه وغواړی ځواب ورکوۍ او که چا ته مو زړه ونه غواړی د استنکاف نه کار اخلۍ. ددی خبری نتیجه دا ده: چی تاسی محترم ته مهمه نده چی څوک، څه وایی، بلکه تاسی ته مهمه دا ده چی څوک یی وایی؟ په بل عبارت که یو څوک چی ستاسی د حسن نیت نه بی بهره وی او داسی څه ولیکی چی ستاسی د نظر سره توافق ونلری د هغه د نظر په تردید کی، د یوی رسالی په سطح، لیکلو او نقد کولو ته تیار یاست. او چیری یو څوک نیک مرغه وی یعنی ستاسی د حسن نیت نه برخورداره وی او احیانا په ډیره بی مسئولیتۍ سره ووایی چی:« د فراه ټول اوسیدونکی کمونستان او د روس نوکران دی» تاسی محترم به پری غوږونه کاڼه واچوۍ. چی دی ته (یک بام و دو هوا) وایی. زه داسی موقف او دریز ته اقتضاء پرستی وایم. ما د افغان جرمن په ویب سایت کی یو ډیرتکړه لیکوال چی تر پنځوسو زیات کتابونه او تر زرو یی ډیری مقالی لیکلی دی، وار وار، نه ځاله د اقتضاء پرستۍ په ناوړه خصلت متهم کړی او غندلی دی، بلکه خپل دوستانه علایق او روابط می هم ورسره پری کړی دی. څوک چی د یوه کلک پرنسیپ د لرولو ادعا کوی، ولی په خپل پرنسیپ کی استثناء، ته قایلیږی، دی ته ابن الوقتی وایی. ستاسی محترم سره هم د محاجی او استدلال خاتمه علامه اقبال فرمایی : فلسفی را با سیاست دان به یک میزان مسنج چشم آن خورشید کوری، دیده ای این بی نمی آن تراشد قول حق را حجت نا استوار وین تراشد قول باطل را دلیل محکمی
|
 |
| احمد آریا | 22.04.2026 | امریکا |  |
کامنتِ شتابزدهٔ مورخ ۲۱/۴/۲۰۲۶ نیز، طبق معمول،در ظاهر با شعارهای بهظاهر زیبا و پرطمطراقِ برابری و نفی تبعیض آغاز میشود؛ اما کافیست چند خط جلوتر بروید تا ببینید چگونه همان چیزی را که انکار میکند، با وقاحت تمام بازتولید میکند. گفته میشود «هیچ قومی بر قومی دیگر برتری ندارد»، اما هنوز جوهر این ادعا خشک نشده، یک قوم «تاریخساز» اعلام میشود و ساختن افغانستان به آن نسبت داده میشود. این دیگر برابری نیست؛ این همان برتریسازی و راسیسم عریان است، فقط با لعاب کلمات فریبنده. نقش احمدشاه درانی در تاریخ قابل انکار نیست، اما فروکاستن تاریخ پیچیدهٔ یک سرزمین (افغانستان) به یک قوم و یک چهره، نه تحلیل است و نه صداقت— این همان سادهسازی هدفمند و بازتاب یک ذهنیت قوممحور است. در گام بعدی، او با یک مغالطهٔ ابتدایی، هر سخن از «ریشه آریایی» را معادل نژادپرستی جا میزند؛ گویی هرکس از تاریخ و زبان حرف بزند، لزوماً نژادپرست است. حال آنکه مفهوم «آریایی» اساساً یک بحث علمی در چارچوب Indo-European studies است، نه اعلامیهٔ برتری نژادی. بلی، این مفهوم در تاریخ مورد سوءاستفاده قرار گرفته، اما تبدیل هر اشارهٔ علمی به «نژادپرستی»، بیش از آنکه دفاع از انسانیت باشد، نشانهٔ فقر دانشی و درماندگی استدلالی است. برای سنگین جلوهدادن این ادعا، طبق یک عادت نخنما، پای آدولف هیتلر به میان کشیده میشود؛ گویی هر بحث هویتی مستقیم به اتاقهای گاز ختم میشود! این قیاس نهتنها اغراقآمیز، بلکه گمراهکننده است. جنایات نازیها محصول یک ایدیولوژی نظاممند برتریطلبانه بود، نه نتیجهٔ پژوهشهای تاریخی یا زبانشناختی. چنین مقایسههائی بیشتر برای خفهکردن بحث و فرار از حقیقت است تا روشنگری. تناقض زمانی به اوج میرسد که دربارهٔ تبار پشتونها، هم روایت «سامی» بودن نقل میشود و هم «آریایی» بودن—بدون کوچکترین معیار علمی. ارجاع به خاطرات شصتسالپیش یا کتابهائی که در بازار قصهخوانی چاپ شدهاند، جای تحقیق علمی را نمیگیرد. پژوهشهای مدرن، بالخصوص در زبانشناسی، پشتونها را در شاخهٔ آریایی خانوادهٔ هندواروپایی بررسی میکنند، در حالیکه روایتهای «سامیتبار بودن» بیشتر رنگ افسانه و سنت دارند تا سند و شواهد قابل سنجش. طنز تلخ ماجرا اینجاست: او میگوید «برایم فرقی نمیکند آریایی باشم یا سامی»، اما در همان جملهٔ بعد، با حرارت از «افتخار پشتون بودن» و نقش تاریخی آن سخن میگوید. اگر واقعاً تبار اهمیتی ندارد، این همه تأکید برای چیست؟ این نه بیطرفی است و نه انسانگرایی—این یک دوگانگی آشکار است: انکار هویت در لفظ، و چنگزدن به آن در عمل. در نهایت، متن آقا نمونهٔ کلاسیک یک الگوی آشناست: استفاده از واژگان ضدنژادپرستی برای پنهانکردن قوممحوری. جایی که مفاهیم به میل نویسنده تعریف میشوند و تاریخ گزینشی روایت میشود، و هر صدای مخالف با برچسبهای سنگین کنار زده میشود. حاصل کار نه دفاع از برابری، بلکه بازتولید همان تبعیض معروف است— اما اینبار در پوشش عبارات فریبنده و اداهای بهظاهر اخلاقی
|
 |
| دوکتور محمد اکبر یوسفی | 21.04.2026 | آلمان |  |
جناب محترم و عزیزالقدر احمد آریا!
نهایت سپاسګذارم که این پیام اخیر تانرا در یک لحظه دریافتم که بیش از شش ساعت خارج از خانه بودم. از یک داکتر به داکتر دیگر. همین لحظه یک جملۀ "ارتور شوپنهاور" ریر چشم درخشید که می گفته است:«رنده گی قرضدار تو نیست» یک "آمر" از آنطرف "اتلانتیک" با "زبان جنتی و ملتی" خود مر مرتکب جرم دانستهاست و سؤال کرده است که باید فقط "هو" و یا "نه" جواب دهم. گناه من اینست که خواسته ام، معنی و مفهوم "راسیزم" را بفهمم. اما در سن قریب ۸۰ سال امکان اغلان جنگ با کدام «راسیست» را ندارم. من با شما در تمام محتوا و مفاهیم یادشده موافقم. با احترام. یوسفی.
|
 |
| محمد داؤد مومند | 21.04.2026 | متحده ایالات |  |
نژادی بغاری
زموږ هیواد د اقوامو (نه د ملیتونو) یوه ټولنه ده، ازبک، هزاره، بلوچ، نوستانی، ګربز، پښتانه، تازیان یا تاجکان، ایماق، عرب، هندوان او سیهکان، قرغزان، جټان او داسی نور ددی ټولنی اجزاء دی. دا ټول اقوام خپلی نژادی زیلۍ او جړلی لری، ولی هيح قوم پر بل قوم په نژادیی لحاظ کوم افضلیت او برتری نلری. هغه وګړی یا وګړي چی د انسانیت دعوی کوی او ځانته انسان او انسانان وایی او د ملت او د ملی ګټو په اصالت اعتقاد ولری، نه قومی نژادی اصالت، هیڅکله به دا دعوی و نکړی چی کوم قوم په هیواد کی آریایی زیلۍ لری، او دوه زره کاله تر میلاده دمخه یوه متعالی مدنیت او فرهنګ پوری اړه لری، داسی قومی نژادی ادعا، د نژاد پرستۍ په بچو او سوټو باندی شخوند وهل دی، ځکه دا به د نورو اقوامو سپکاوی وی، مخصوصا د ځان تړل د همداسی قوم او نژاد پوری په خپل ذات کی نژاد پرستی او په نژادی لحاظ، د ځان غوره بلل دی.
ادولف هیتلر د یهودانو په څنګ کی جټان هم د جپسی په نامه دییږی ووژل او هیتلر په دی عقیده ؤ چی جټان هم په نژادی لحاظ نجس دی.
موږ په افغانستان کی هم د جټانو یو اقلیت لرو، مګر په انسانی لحاظ د هغوی او دهغه کسانو چی د آریایی توب په سوټو شخوند وهی څه فرق دی؟
ما شپیته کاله دمخه د قاضی صاحب عطاء الله خان د (پښتنو تاریخ) د عنوان لاندی کتاب لوستی ؤ.
تر هغه ځایه چی زما به یاد دی قاضی صاحب عطاء الله خان په خپل تاریخ کی پښتانه د سامی نژاده څخه بولی، د قاضی صاحب نه علاوه نورو ډیرو داخلی او خارجی لیکوالانو هم پښتانه د سامی نژاده پوری تړلی دی، خو ددی په څنګ کی نور ډیر داخلی او بهرنی محقیقن او مورخین، پښتانه د آریایی نژاد پوری تړلی دی.
مرحوم میراجان خان سیال کوډا خیل مومند، د مومندو د شجری په کتاب کی، مومند ۱۴۰۰ کاله دمخه د قیس عبدالرشید اولاده بولی. [په همدی کتاب کی زما او زما د کورنۍ نومونه ذکر شوی دی]
خو ماته د یوه پښتون به حیث مهمه نده چی زه د آریایی نژاده پوری اړه لرم او یا د سامی نژاده پوری، زه صرف په دی افتخار کوم چی پښتون یو تاریخ سازه قوم دی او افغانستان د ستر پښتون، د افغانستان د تاریخ سیاسی پیغمبر احمد شاه بابا علیه السلام د قیادت لاندی جوړ شوی دي. د خپل نوم د لیکلو په اړه به په راتلونکی وغږیږم.
|
 |
| دوکتور محمد اکبر یوسفی | 21.04.2026 | آلمان |  |
ښاغلی مومند صاحب!
زه ستاسی د پوښتنی مخ نه نیسم. زه هم هغه چا ته خواب ورکوم چه په خپله و غواړم. او یوی ژبی ته پداسی یوه سترګه و ګوری چی زما د سترګو د لیدلو د توان سره مطابقت ولری. «هو» ، «نه» د « مصنوعی هوش» تقاضا ده. جوړ او روغ اوسی. به درناوی.
|
 |
| پامیر | 21.04.2026 | کابل |  |
« که نه ویښېږی نو به ورکیږی » ، د طالبانو په آدرس د ښاغلي جهاني پیاوړې پیغام . پیغام په ډاګه کوي چې طالبان د افغانستان د ږغورنې د یوه لوبغاړې په ځاي د پنجاب په لاس د هیواد د بربادي په مزدوران بدل شوې.
|
 |
| احمد آریا | 21.04.2026 | امریکا |  |
با سپاس از جناب عبدالباری جهانی باید گفت، مقاله اخیر ایشان بازتاب یک واقعیت تلخ و انکارناپذیر در افغانستان امروز است؛ واقعیتی که دیگر با تعارفات سیاسی و خوشبینیهای دیپلوماتیک قابل پوشاندن نیست. اشارههای روشن ایشان به فروپاشی اقتدار ملی، گسترش نفوذ بیرونی، بیکارگی ساختار حاکم، در اصل بیان یک هشدار جدی درباره وضعیت بحرانی کشور است. اما باید این حقیقت را بیپردهتر گفت: آنچه امروز در قالب «حاکمیت» در افغانستان عمل میکند، نه تنها از حداقل معیارهای یک دولت مشروع فاصله دارد، بلکه غملاْ ساختاری است که بر کلیه حقوق اساسی مردم بهصورت سیستماتیک پای نهاده است. محرومسازی زنان از آموزش و کار، سرکوب آزادی بیان، حذف مشارکت سیاسی، و تبدیل جامعه به فضای ترس و نظارت نشانههای یک نظم اقتدارگرای بسته است که در آن شهروند نه صاحب حق، بلکه تابع مطلق قدرت است. در کنار این بحران ، وابستگیهای سیاسی و امنیتی و نوع تعامل با بازیگران منطقهای و پاکستان— این تصور را بهمراتب تقویت میکند که تصمیمگیریها در سایه فشارها و محاسبات بیرونی شکل میگیرند. سکوت در برابر نقض حاکمیت ملی، و ناتوانی در دفاع از مرزها و منافع کشور، عملاً به فرسایش کامل مفهوم «استقلال سیاسی» انجامیده است. در چنین وضعیتی، باید با صراحت گفت که ما با یک بحران سادهی سیاسی مواجه نیستیم، بلکه با یک فروپاشی تدریجی ملی روبهرو هستیم؛ جایی که ساختار حاکم نه نماینده مردم است و نه حافظ منافع آنان، بلکه عاملی برای تولید ناامنی، بیاعتمادی و انزوای ملی است. بنابراین طرح این مسائل از سوی آقای جهانی قابل استقبال است، زیرا دستکم این واقعیت را از سطح انکار به سطح گفتوگوی عمومی میکشاند. اما این نقدها صرفاً نباید در حد هشدار باقی بمانند، زیرا ادامه این وضعیت، چیزی جز تعمیق بحران مشروعیت، تشدید وابستگی، و فروپاشی بیشتر ملی در پی نخواهد داشت. با احترام آریا
|
 |
| احمد آریا | 21.04.2026 | امریکا |  |
جناب دکتور یوسفی محترم، سلام و آرزوی صحت و سلامتی برای شما. گمان میکنم شما نیز بهخوبی دریافتهاید که مشکل آن فرد، نه جسارت در نقد، بلکه ناتوانی در فهم همان چیزی است که میخواهد نقد کند. این ناتوانی، وقتی با تعصبی ریشهدار و نهادینه ـ که بیتردید با نوعی عقدهمندی نیز درهم آمیخته است ـ ترکیب میشود، نتیجهای جز بازتولید آشکار راسیسم و نفرتپراکنی ندارد. چند سال پیش، زمانی که همکاری قلمیام را با برخی نشریات آغاز کردم، دیری نپایید که با موجی از مخالفتهای مغرضانه از سوی همان محافلی مواجه شدم که هر صدای مستقل را تهدیدی برای خود تلقی میکنند. با این حال، همانگونه که شما نیز شاهد بودهاید، هیچیک از آن هیاهوها خللی در مواضع روشن و صریح من ایجاد نکرد؛ بلکه هر ادعا، پاسخی درخور خود دریافت نمود. در این میان، تنها یکبار در پاسخ به پرسشی محترمانه از حانب فردی درباره انگیزه انتخاب تخلّص «آریا»، توضیح دادم که «آریاییها» اشاره به اقوامی دارند که حدود ۱۷۰۰ سال پیش از میلاد در فلات ایران میزیستند و در برخی حوزهها، از جمله زبان و سنتهای نوشتاری (از جمله اوستا)، پیشینهای تاریخی دارند. این توضیح، که با برخی نقل قول ها از آثار مورخان شهیری چون کهزاد و حبیبی همراه بود برای هر صاحب درکی، صرفاً یک اشارهی موجز تاریخی بود، نه ادعای برتری نژادی و نه نسبتدادن آن به شخص خود. اما ظاهراً درک چنین تمایزی برای کسی که حتی در نوشتن نام خود نیز دچار لغزش است، چندان آسان نیست. او با سماجتی آشکار، این موضوع را تحریف کرد و بارها بازتولید نمود؛ تا جایی که بیش از پیش تناقض و بیپایگی ادعاهایش آشکار شد. این دقیقاً همان نقطهای است که فقر دانش و ضعف درک مفاهیم خود را بیپرده نشان میدهد: کسانی که از فهم تاریخ بیبهرهاند، آن را به سطح شعار یا پیشداوریهای خود تقلیل میدهند. کنایه تلخ ماجرا آنجاست که همین فرد، با داعیهی مبارزه با تعصب، در عمل با زبانی آکنده از توهین، تحقیر و نفرت، همان تعصب را بازتولید میکند. این، بیش از هر چیز، بازتاب ذهنیتی است که میان ناآگاهی و پیشداوری سرگردان مانده است. از اینرو، به گمانم تلاش برای گفتوگوی منطقی با چنین افرادی، اتلاف وقت است؛ زیرا هرجا بنیان سخن بر تحریف و پیشفرضهای آلوده بنا شده باشد، منطق از همان آغاز مجالی برای اثرگذاری ندارد. چنین هیاهوهایی در نهایت، درخور پاسخ مفصل نیز نیستند. با احترام آریا
|
 |
| عمر توخي | 21.04.2026 | سوېډن |  |
موږ به څه له را ويښيږو؟ جهاني صاحب محترمه سلامونه او خدای دي وکړي چي جوړ او صحتمند به اوسی. ستاسو یې کور ودان چي د وطن د بربادی او ورانی څخه د مخنیوي په خاطر مو تل خپل ږغ پورته کړی دی، چي دا ږغ پور ته کول هم انساني او اخلاقي جرآت او همت غواړي، خو موږ ته چي په غرب کي هر څه مهيا دي، آرام او آسوده ژوند لرو، نو ولي به بې درده سر په درد اخته کوو. ډاکټران او علما وایي چي دا اوسني واکداران بدیل نه لري. او ډاکټران او علما دا ادعا هم کوي وای کله چي دوی وطن ته تشریف وړی، هیڅ آزار چا نه دی ور رسولی، او وایي چي چارواکو ورسره د ښه وضعیت تر څنګ خنداوي هم کولې. بیده به راویښ سي، خو د ژونديو مړو سره به څه کوو؟
چې په هېڅ شي نه ځورېږو موږ به څه له راویښېږو د جنت په هوسونو په دوزخ کې به اوسېږو د دین ماد پر خرافاتو هم ځنګیږو هم ژړیږو د پنجاب له هر وحشته موږ په مړو سترګو تېریږو علم کفر راته ښکاري خو له جهله نه شرمېږو هر قاتل راته امیر دی د هر چا ډول ته نڅېږو ښځه نه شمېرو انسانه خو چې وخت د شهوت راشي که څلور نه وي په برخه په دوو درو هم نه سړېږو موږ به څه له راویښېږو
|
 |
| محمد داؤد مومند | 21.04.2026 | متحده ایالات |  |
محترم استاد یوسفی صاحب!
د مسنونه سلام څخه وروسته:
لطفا مختصر و وایاست چی داسی غیر مسئولانه تبعیضی تبصری ستاسی د علم او فضیلت او حق پرستۍ په رڼا کی د غندلی وړ دی او که نه.؟ تاسی یی صرف په یوه کلمه ځواب راکولای سۍ:(هو) او یا (نه) تفصیل ته ضرورت نسته
په عمر او قلم مو برکت شه
پر مخ مو ګلونه
|
 |
| دوکتور غروال | 20.04.2026 | ویانا |  |
د انګلیس چوچه پنجابی پاکستان د غلامو کمونیستانو کودتا څخه پخوا د افغانانو نام څخه ترسیدل د حملو او بمباریو باره کښی حتی د فکر کولو جرأت نه درلود اما د غلامو تربیه شوو کمونیستانو له برکته د انګلیس چوچه پنجابی پاکستان ته زمینه برابره کړۍ شوه چی د افغانانو جبری مهاجرینو اولادونه په خپلو قادیانیو ساختګیو مدرسو کښی د افغانستان تخریب او بربادی لپاره تربیه کړی او همدارنګه د انګلیس چوچه پنجابی پاکستان ځینی خائین مهاجرین تشویق کړل چی په چټلستان کی اسلامی تنظیمونه جوړ کړی او غلیسه امریکا هم د افغان ملت تخریب کیدو لپاره فعاله وه افغانانو هم امریکا او هم پنجابی پاکستان ته اعتراضونه وکړل دی ټولو برخو کښی ملی خائین د سی آی اي ستر جاسوس خلیلزاد نه یوازی پوره معلومات لری بلکه د افغان ملت تباهی لپاره دی ملی خائین ستر خائین رول هم لوبولۍ دی باالخصوص د خائینو مصنوعی تنظیمونو رامینځ ته کیدو او د قادیانیو چړیانو تربیه کولو لپاره د قادیانیو مدرسو رامینځ ته کیدو باره کښی ! د انګلیس چوچه پنجابی پاکستان امریکا دی ته هڅوله چی د امریکا ډالر د پنجابی پاکستان په وسیله دافغان مهاجرینو تنظیمونو رامینځ ته کیدو او هم د افغان مهاجرینو اولادونو د قادیانیو مدرسو لپاره استعمال شی لنډه دا چی غلیسه امریکا د قاتل روس څخه د یو مملکت په اشغال او ملت بدبختی کښی ادنا توپیر نلری ( د غلیسی امریکا یرغلګری بیماری د قاتل روس یرغلګر بیماری په شان د وحشی ترمپ په وسیله جهان ته ډیره روښانه واضح شوه !!!!
|
 |
| دوکتور محمد اکبر یوسفی | 20.04.2026 | آلمان |  |
ښاغلی مومند صاحب!
لمړی سلام او احترام می و منی.
ستاسی د توجه څخه مننه. زما تقریبی عمر اوس ۸۰ کالو ته رسیږی. تاسی «به مه چی» (ما ویلی وه چی زه د کوم پیر مرید نه، که بل څوک مرید وی، زما په څه. تقریبی افاده) د هغه عمل او کردار سره مقایسه کړی چی ما ته مو، د کابل د «لیلیی د ښوونځیو» د «دوبی»، قصی را په یاد کړی، چی د هغسی قراردادی د کړن نتیجه، زموږ کالیو ته صدمه رسوله. مګر اوس که چیری زه د «راسیزم» د کلمی په معنی ځان پوهول غواړم، په ټولنیز چارو کی د هیڅ یو قانونی مقام څخه دا قانونی صلاحیت نلرم چی د کوم «راسیست» پر ضد د جګړی اقدام وکړم. دا به پیښه سوی وی٬ چی د کوم لیکوال کوم متن می لوستی وی چی د فهم وړ را ته برښیدلی وی. ما ته دا مهمه نده چی «چا» لیکلی او لیکوال څوک دی، بلکه څه لیکل سوی. به درناوی. یوسفی. د جرمنی څخه
|
 |
| محمد داؤد مومند | 20.04.2026 | متحده ایالات |  |
پیاوړی فلسفی لیکوال او مفکر یوسفی صاحب! ارشاد دی چی: اول سلام بیا کلام نو، لمړی خپل سلامونه او نیکی هیلی څرګندوم. یوسفی صاحب! تاسی د یوه مفکر ترجمان په توګه د فلسفی تفکراتو او فلاسفه و، د افکارو، علم، پوهی، معرفت او فضیلت، لیوال په څیر، او په همدی موازاتو کی د یوه غښتلی غواص په انډول، د علم په سمندر کی د حقایقو د مرغلرو ترلاسه کولو دپاره، په ځانګړی حوصله خپل ژوند وقف کړی دی او د لیکاڼی (قلم) تراوشات مو لکه د غره د لمن د چینی په څیر راخوټیږی او بهیږی. دا هغه ځانګړی فرهنګی امتیاز دی چی په دری ګونی ویب سایتونو کی چی زه یی یومیه ګورم او لولم، د بل لیکوال په برخه نه وینم. که مومند حمید ماشوخیل د نظم او شعر په نړۍ کی، د موشګاف خطاب تر لاسه کړی دی، تاسی په خپلو تبصرو او د مقالو په متنونو کی هم د حقیت تر لاسه کولو او واقعیت ویلو،غواصی او موشګافی کړی ده. تاسی د یوه فلسفی مفکر د ترجمان په حیث او د یوه متعالی فرهنګ او پوهی په رڼاکی، د انسان او انسانیت احساس، ادراک او تفکر په څپیڅلی معیار، د قومیت او د ملیت د حدود او ثغورو څخه، لوړ او ماوراء، په ټولینیزو او سیاسی او اخلاقی ابعادوکی، د خپل احساس مظاهره کوۍ. چی خورا انسانی بریښی، احسنت. د ژبی، قومیت، مذهب، نژادی اصالت، منطقوی اړیکی او داسی نور، ستاسی د پوهی او فرهنګ په قاموس کی ځای نلری. ستاسی د پورتنیو جلیله خصایصو، خصائلو او صفاتو په رڼا کی او ستاسی د بزرګوارۍ په هیله ځان کی دا جرئت وینم چی ستاسی خدمت ته خپله ګیله، بی پیرایی څرګنده کړم او په اصطلاح ځان ملا او پوه کړم. یوه وګړی چی تاسی د هغه تبصرو ته په ښه سترګه ګورۍ او خوند تری اخلۍ، د روان کال د فبروری په دوهمه، د نظریاتو په کړکۍ کی داسی ولیکل: «محترم جهانی د قندهار غیرتی افغان دی، هغه ندی دوه مخه مومندو، شینوارو، لغمانیانو او افریدو په شان....» یعنی ځانله د قندهار وګړی غیرتی او نور اقوام لکه لغمانیان، مومندو، شینوارو او افریدی چی تعداد یی ملیونو انسانانو ته رسیږی بی غیرته، او مخصوصا، دوه مخی او منافق دی!!!! همدی وګړی د پورتنۍ میاشت په ۲۷ تاریخ ښاغلی محترم شیر ساپی صاحب ته په خطاب کی لیکلی:«مشرقی وال شیر ساپی، دا چی تاسی مشرقی وال زیاتره اصلی ټاټوبی پنجابی پاکستان دی ....» په پورتنی جمله کی بیا هم په ملیونو د مشرقی سمت اوسیدونکی، پنجابیان وبلل شول. ښاغلی محترم جهانی صاحب د پورتنۍ میاشت په ۲۸ تاریخ، ددی ویب سایت د مدیریت عنوانی، خپل تأثر داسی څرګند کړ:«.... له یوی خوا د قلم او بیان په نامه، یوه سړی ته اجازه ورکوۍ چی هغه د افغانستان د نفوس یوه لویه کتله توهین کړی او ټول کمونستان وبولی....» محترم یوسفی صاحب! زه پوه نشوم چی تاسی د راسیزم، نژادی، ژبنی، منطقوی او مذهبی تبعیض د مخالفینو د علم بردار او منادی په توګه، ولی په داسی د انسان او انسانیت په توهین او تنفر په اړه، کاملا بی تفاوته پاتی شوۍ او په اصطلاح د خدای دپاره مو، د حق د پلوی په توګه، د انتقاد او اعتراض د څرګندولو نه ځان وژغوره او د حال په ژبه مو وویل (به مه چی؟) اویا کاله دمخه په کابل کی چی به دوبیانو د کابل د سیند په غاړه جامی د مینځلو په منظور، په تیږو وهلی ، هغوی به هم د ځان سره ویلی چی: (به مه چی ؟) همدا راز که یو څوک ادعا کوی چی زما د کورنۍ نژادی زیلۍ، دوه زره کاله تر میلاده دمخه یوه متعالی فرهنګ او مدنیت پوری اړه نیسی !!! آیا ستاسی د فلسفی او انسانی تفکراتو په رڼا کی، داسی ادعا په خپل متن او بطن کی د یوه مشخص نژادی اصالت، ادعا نده؟ موږ په خپله ملتی ژبه کی یوه کره او ارسطویی وینا لرو چی وایی: هغه ناوی چی پر ځان ښایسته نه وی څوک یی څه کاندی ښایست د مور او نیا مفکر یوسفی صاحب! څرنګه چی ستاسی په سلګونو مقالی، ستاسی د ټولینز فلسفی او اخلاقی تفکر، او انسانی احساس ښکارندوی بلل کیږی، او دا په خپل ذات کی ستاسی د اکادمیکو زده کړو، مطالعاتو، تحقیقاتو او په یوه مهذبه او متمدنه چاپیریال کی د ژوند ثمره ده، باورلرم، چی تاسی ته به دا مهمه نه وی چی څوک یی وایی، بلکه مهمه به دا وی چه څه وایی؟ په بل عبارت تاسی ته باید مهمه نه وی چی داسی د منافرت او نژادی اصالت ادعا، ستاسی د کوم دوست او پلوی او حامی لخوا څرګندیږی او یا ستاسی د فکرونو او سیاسی تمایلاتو د کلک منتقد یا معاند لخوا. ستاسی د انسانی څپیڅلی، غیرمنسلک او وجدانی، څرګند، غوڅ او روشانه نظر، قضاوت او ځواب په هیله. مننه او پرمخ مو ګیډۍ ګلونه
|
 |
| دوکتور محمد اکبر یوسفی | 18.04.2026 | آلمان |  |
جناب محترم احمد آریا!
نخست سلام و احترام تقدیم می دارم.
خرسندم اینکه مقالۀ دو سال قبل اینجانب تحت عنوان «دانستن و مطلع بودن» را آموزندهخوانده اید. من هم چنان از آن لحظات احساس نمودم که ب جناب شما مکالمه و تبادل معلومات ممکن است. این احساس وقتی مرا معتقد ساخت، که در یک مقاله ار فزیکدان و فیلسوف جانبدار صلح "وایسزیکر"نقل شد که می گفته است: «تأریخ خیلی مهم است، اما ما در گذشته زنده گی نمی کنیم...اینرا هم نمی دانیم که فردا چه رخ می دهد... فلسفه را حال می سازیم...» شما گرامی، یگانه کسی بودید که آنرا پسندید. آن فیلسوف بدین معنی هم تٔأکید می نموده است که:« اگر قادر باشیم از آنچه که در همین لحظه واقع می شود، در ذهن بسپاریم، به مفهوم فلسفی شناخته شده می تواند.» که منطقاً درست و قابل فهم باشد. در رابطه با «تخیلات» و «فانتازی» جناب «سیف قاضی زاده» درینجا از او می پرسم که آیا او می داند که بطور نمونه در «دوحه» غیر از آنچه روی کاغذ تحریر و نشر شده است، دیگر چه تعهدات احتمالی سری بین مذا کره کنندگان بسر رسیده باشد، که این «تسخیر» برای «طالب» ممکن گردید. وقتی از گذشته حرف می زنیم، فقط ببینیم که چگونه بوده است، نه اینکه این چنین و یا آن چنان باید می بود. به همین ترتیب وقتی ادعا شود که در آینده چنین و چنان خواهد شد، کدام نتیجهٔ علمی نه، بلکه پیشگوئی بوده می تواند که دانشمندان از آن فاصله می گیرند... برای نجات از اثرات زهری ممکن تخیلات این جناب، سپر مهم فکری من «چاینک رَسل» (`s Teapot" Russell ") است، که می پرسد: " آیا یک نا توانی در اثبات کذب، دلیل ثبوت ادعاست؟" (Does an inability to disprove mean Proof?) در یک تجربۀ فکری خود، «رَسل»ددرین ارتباط مطابق نظرات "تیئولوژی" یا "الهیات" یک "چاینک" کوچکی را بین "مریخ" و "زمین" قرار داد که هر یک در مدار معین به دور آفتاب می چرخند. چون کوچک است، هیچ تلیسکوپ زمین چاینک را نمی تواند ببیند و مدعی شد که "آنجا خداست!" تفصیل را می توانید در لینک ذیل در مقالهٔ اینجانب که تحت عنوان : «تبلیغات گمراه کننده» بتأریخ ۰۶/۰۱/۲۰۲۳ در همین سایت منتشر شده است، مطالعه کنید.
با احترام
یوسفی
|
 |
| احمد آریا | 17.04.2026 | امریکا |  |
جناب محترم دوکتور یوسفی، با سلام و احترام، از وقتی که برای مطالعه و ارائه نظرات ارزشمند درباره نوشتۀ من صرف فرمودید، سپاسگزارم. تحلیل شما در مورد تفاوت «دانستن و مطلع بودن» برای من بسیار آموزنده بود و نکتههای ارزشمند مقالهای که معرفی فرمودید - بررسی علمی و دقیق فرق بین شنیدن و دانستن - بسیار راهگشا بود. همانگونه که اشاره فرمودید، کشورها با عدم انسلاک بهتر میتوانند امنیت و منافع خود را مدیریت کنند و تصمیمگیری آگاهانه مستلزم درک واقعی و کاربردی از مسائل است، نه صرف شنیدن و اطلاع داشتن. با احترام،
احمد آریا
|
 |
| عمر توخي | 17.04.2026 | سویدن |  |
د علماو د شورا د مشر د علمي ویناو یو بېلګه!
په دغه خرافاتو وطن جوړوي، او ځني په غرب کي د دوی په توصیف او تعریف کي قصیدې وایي.
https://www.facebook.com/share/r/1HpQpphWX9/
|
 |
| دوکتور محمد اکبر یوسفی | 17.04.2026 | آلمان |  |
جناب محترم احمد آریا ! امید است، سلام ها و احتراماتم را قبول فرمایند. نوشتهٔ شما را در رابطه «تحلیل؟» جناب «سیف قاضی زاده» مطالعه نمودم. برداشت های شما از تآریخ و وضعیت فعلی. برای اینجانب آموزنده و قابل فهم بود. جناب «سیف قاضی زاده» ممکن فرق میان "دانستن و مطلع بودن" را متوجه نشذه باشند. اینکه افغانستان در یک مرحله به عنوان «حائل» یادشده است؛ در دورۀ "مقابله های" دو قدرت چون «تزارهای روس" و "پادشاهی انگلیسی» بوده است.آنچه گفته اید، بر طبق اسناد تأریخی صدق می کند. پس از چنگ دوم جهانی وتغییرات در تناسب قوای بین المللی، جهان دو "قطبی"و فضای "جنگ سرد" بین دو سیستم متخاصم و در عین حال "سیاست همزیستی مسالمت آمیز" ، امکان روابط را بین رژیم های متفاوت ممکن شاخته بود که یک کشور غیر منسلک هم از تحامیت ارضی کشور خود؛ مواظبت می توانسته است. از تفصیل می گذزیم. یقین است که هر یک ما به ماهیت حدس، تبلیغ ممکن هدایت شده و پیشگوئی پی می بریم که با بررسی علمی ربطی ندارد. در لینک ذیل می توانند، این فرق را مشاهده کنند. آریانا افغانستان آنلاین با احترام
|
 |
| محمد داؤد مومند | 17.04.2026 | متحده ایالات |  |
د محترم محمد همایون همت علمی مقاله!
زما په آند، د پیاوړی او غښتلی لیکوال محترم ښاغلی محمد همایون همت ټولی لیکنی د منطقی او علمی ژورتیا نه برخه مندی دی، او ددی دلیل او د لیکنو کمال په دی کی دی چی مضامین یی په مجموع کی او خاصتا د پارګرافونو په شمول په مدارکو او ماخذو بنسټ لری چی منکر پری اعتراض کولای نشی.
د همت صاحب د وروستۍ مقالی عنوان دی :(د علم، تخصص، ملی انګیزی او ستراتیږی درس)
د عنوان لاندی لمړۍ کرښه داسی وایی:«ولی امریکا او اسرائیل په په ایران کی قاطع ستراتیژیک هدفونو ته و نه رسیدل، او افغان ولس لدی څخه څه زده کولای شی؟» که څه هم ددی مقالی اصلی مضمون او جامع تحلیل د ایران او متحده ایالاتو او صهیونیستی فاشیست حکومت، د جګړی او د جګړی د اهدافو پوری اړه نیسی ولی ددی مقالی د هر یوه ځانګړی پراګراف په تحلیل کی د افغان ملت او په وطن کی د واکدارانو دپاره یو درس د ځانه سره لری. او د مضمون همدا اړخ په غوره توګه د ستایلو وړ دی. نو ځکه، دداسی ژوری مقالی په لیکلو همت صاحب ته تبریک وایم. |
 |
| دوکتور محمد اکبر یوسفی | 17.04.2026 | آلمان |  |
ښاغلی مومند صاحب! زموږ د خلګو څخه اوریدل سوی چی وائی: «چرسی زوی نه زوی، تریاکی سل په ایکی» دا د ی چی قرنونه تیرسوی چی انسانان د شرابو او یا د نورو نشه یی موادو پواسطه لکه کوکایین٬ هیروئین ځان نیشه کوی او معتاد کیږي، د ډیر غم او غوسی میراث د کورنیو باتی غړو او دوستانو ته پریږدی. «راسیزم» یعنی نژاد پرستی او افراطیت په هر حالت داسی نشه یی علامی په انسان کی ژوندی کوی، چی ځینی ورته د تقدس درجه ورکولای سی. خو زه دا صلاحیت او قدرت نلرم. به احترام،
|
 |
| دوکتور غروال | 15.04.2026 | ویانا |  |
نظر و خاص معلومات ته د انګلیس چوچه پنجابی پاکستان او د امریکا په ډالرو او د سی آی اي ستر جاسوس خلیلزاد تر کنترول لاندی د انګلیس چوچه له خوا تربیه شوو جاهلو غلا مو چړیانو تر مینځ جګړو کښی یوازی د ملت وګړی ( ماشومان ، میرمنی او نارینه ) وژل کیږی اونه دا خیټور غلام چړیان او نه د انګلیس چوچه پنجابیان !!! په اطرافو کښی په ډیر احتیاط سره ولسونو ته ددی دواړو ( پنجابیو او چړیانو ) دا خائین پلان شرحه پیل شوی دی امید دی چی ولسونه ژر پوه شی او په اتفاق سره ددوی مقابل کښی په اتفاق سره راپورته شی او نور د غلامو چړیانو قادیانی کفر باندی ژر باوری شی او ولسونه ددی خیټورو قادیانیو او پاکستانی پنجابیو پر ضد راپورته کیدو ته وهڅول شی او افغان ولسونه ددوی دی ستری خائینی ډورامی باندی ژر پوه شی او دی قادیانیو خائینینو څخه د کمونیستانو په څیر افغانستان پاک کړی !!!!
|
 |
| محمد داؤد مومند | 14.04.2026 | متحده ایالات |  |
پیاوړی او غښتلی سیاسی او ادبی شخصیت، استاد پژواک وایی:
هزار خم نکند مست می پرستان را
چنانکه ذره ای خاکی وطنپرستان را
می پرستان را؟
وطن پرستان را؟
توضیح کولو ته یی ضرورت نه وینم، ځکه چی علماء په خپله د مسئلی په جزئیاتو پوهیږی.
|
 |
| ع و حيدرى | 14.04.2026 | سدني استراليا |  |
در حالیکه رسانهٔ «استقلال» از مضمون میر عبدالواحد سادات در مورد اناهیتا راتبزاد انتقاد میکند—که با در نظر داشت اعمال و کردار خونبار جناحهای خلقی و پرچمی، تا حد زیادی قابل درک و منطقی به نظر میرسد—اما این پرسش جدی مطرح میشود که آیا خودِ این رسانه و ناشران آن، به محتوای نشرات خویش نیز توجه کردهاند یا خیر؟
اگر به ساختار و محتوای همین رسانه نگاه کنیم، نوعی تناقض آشکار در ان به چشم میخورد:
در سمت راست صفحه، مطالبی نشر میشود که رنگ و بوی تبلیغات استخباراتی بریتانیا را دارد و علیه یکی از زعمای افغانستان جهتدهی شده است.
در سوی دیگر، مجموعهای از مطالب دربارهٔ جنگ اسرائیل، امریکا و ایران منتشر میشود که عملاً در آنها مواضع به نفع اسرائیل و متحدانش برجسته میگردد—در حالیکه این جنگ، یک جنگ بسیار خشن و ظالمانه است که در آن دو قدرت بزرگ دارای سلاح اتمی در برابر یک کشور اسلامى و مدافع مردم مظلوم فلسطين قرار گرفتهاند، اما اين نشريه هیچ اشارهای به جنايات جنگى از جمله كشته شدن ۱۶۵ کودک در این درگیریها صورت نگرفته است. هيچ إشاره به كشتار اطفال فلسطين در اين نشريه ديده نمى شود.
توجه شود به نشرات نشر شده در استقلال در باره جنگ نابرابر امريكا و إسراىيل در مقابل جمهورى ايران از جمله:
روایت «۴۰ داکتر و پرستار» دربارهٔ کشتار معترضان در ایران
«امریکا جنگ را آغاز نکرد، اما آن را به پایان میرساند»
«امریکا و اسرائیل بیش از دو هزار هدف را در ایران مورد حمله قرار دادهاند»
تکذیب ادعاهای جمهوری اسلامی توسط سنتکام.
اخطار دونالد ترامپ به فرماندهان سپاه: «تسلیم شوید، در غیر آن کشته خواهید شد»
استفاده از مکاتب بهعنوان سپر امنیتی.
گزارش آسیب به هواپیماهای سوخترسان امریکا نادرست است.
«پیروزیهای جعلی جمهوری اسلامی در عالم هوش مصنوعی است»
گزارش سالانهٔ اعدامها در ایران
افشاگری رسانههای اسرائیلی از اختلافات درونی نظام.
حذف عراقچی از فهرست سخنرانى.
چنین رویکردی، این سوال ا مطرح می كند:
آیا رسانهای که خود را منتقد تاریخ سیاسی افغانستان میداند، میتواند در عین حال حامل روایتهای جهتدار خارجی باشد و همچنان ادعای استقلال کند؟
نقد زمانی ارزش دارد که با صداقت در حال همراه باشد—در غیر آن، استقلال رسانهای به یک شعار تبدیل میشود، نه یک واقعیت.
|
 |
| پاچا | 14.04.2026 | کلیفورنیا-امریکا |  |
جنایات امان الله رهګذر در برابر مردم کابل به حمایت قوای متجاوز وخونخوار امریکا مستند جنایت بزرگ آمریکا و سگ هایش در سرای شمالی کابل سرباز که به امر آمریکا مردمش را قتلعام کرد . لطفا لینک ذیل را کلیک وحقایق را از زبان یک شاهد چشم دید که دراین وقایع فلج شده بشنوید. قضاوت بشما. https://fb.watch/Gs2JuFHbzB/?mibextid=wwXIfr&fs=e با احترام فراون پاچا
|
 |
| عمر توخي | 13.04.2026 | سوېډن |  |
محترم حسيب الله صاحب سلامونه! په پیل کې له تاسو څخه بښنه غواړم که زما طنزي لیکنې ستاسو د تمې خلاف اغېز لرلی وي. زما موخه دا وه چې د خپل وطن د دردونو انعکاس وکړم او د یوویشتمې پېړۍ د بېعدالتۍ او ظلم پر وړاندې د فکر او احساس یو فکري حرکت را وپاروم.
خو تاسف کوم چي زما طنزي لیکني د دې پر ځای چي ستاسو افغاني او ملي احساسات یې د یویشتم قرن د یو بېکاره، ناکاره او ظالیمي ډلي په مقابل کي را پارولي وای، په عوض کي ستاسو محترم توجه تر اصلي موضوع زما د طنز او جدي څرګندونو کي د توپیر پیداکولو ته جلب سول، نو دا وطن به څنګه جوړیږي او په چا به زړه تړو؟
دا چي تاسو محترم ته د فرق پیدا کول تر هر څه اهمیت لري، نو به زه دا لنډه توضېح در کړم چي د لیکني سرليک داسي دی چي " طنزی که به واقعیت تبدیل شد" د طنز او جدي خبرو زمان یو نه دی، طنز په جمهوریت کي لیکل سوی و، اما جدي خبري د طنز عیني، واقعي او عملي بیان دی۰ طنز یې د تېر حالت هنداره وه، او جدي خبرې یې د هماغه طنز اوسنی، رښتینی او عملي تفسیر دی. ولي موږ تل د اصلي مسایلو پر ځای و فرعي مسایلو ته ارجحیت ورکوو ؟ زما طنز د تفریح لپاره نه و، بلکي په هم هغه وخت کي د اوسني حالت یو خبرداری و، او هغه حقیقت ته اشاره وه چې نن ورځ موږ ورسره مخ یو. خوښ اوسئ۰
|
 |
| حسیب الله | 12.04.2026 | آلمان |  |
پوښتنه: په عمومي توګه، د ښاغلي محترم عمرتوخي د طنز او جدي څرګندونو تر منځه توپیر څه دی؟
په فائقه احترامات حسیب الله |
 |
| حسیب الله | 08.04.2026 | آلمان |  |
قسمیکه هموطنان محترم و عزیز ما شاهد اند، جناب میرعبدالواحد سادات بجای پاسخ به اظهارات دو هموطن محترم ما، نه تنها اینکه باز هم سکوت نموده اند، بلکه اینبار، در سطر نهم نوشتهٔ مورخهٔ هشتم اپریل ۲۰۲۶م. شان در این پورتال، می فرمایند، که، اینبار، به همرای رفقای شان از "انقلاب امید" حراست می کنند:
سوال در رابطه این است، که آیا اینبار جناب میرعبدالواحد سادات و رفقای شان معنی دقیق و علمی عبارت "انقلاب امید" را می دانند، که از آن اشتیاق حراست را دارند، یا خیر؟ به احتمال زیاد، اینبار نیز، جناب میرعبدالواحد سادات و رفقای انقلابی شان، معنی دقیق و علمی "انقلاب امید" را نمی دانند؛ پس باید یک تشریح و توضیح از عبارت "انقلاب امید" صورت گیرد!
عبارت "انقلاب امید" جناب میر عبدالواحد سادات و رفقای انقلابی شان از نظر لغوی-علمی چه معنی می دهد؟
از منظر دستور زبان (Syntax) و معناشناسی (Semantics)، برداشت جناب میر عبدالواحد سادات و رفقای انقلابی شان از عبارت "انقلاب امید" که در نوشتهٔ مورخهٔ هشتم اپریل ۲۰۲۶ میلادی شان در سطر نهم و دهم نوشتهٔ شان، اشتیاق حراست آن را اظهار می دارند و این عبارت را نا آگانه در آنجا بکار می برند، ناقص و اشتباه به مشاهده می رسد، زیرا جناب میرعبدالواحد سادات و بقیه رفقای انقلابی شان که تا دیروز کودتای هفت ثور را "انقلاب ثور" خوانده و به زور و قوت نظامی یک ابرقدرت میخواستند از آن "حراست" کنند، اینبار می فرمایند که ایشان از "اتقلاب امید" حراست می کنند. (منبع سطر نهن نوشتهٔ هشتم اپریل ۲۰۲۶م. جناب سادات در همین پورتال: سوال دقیق در اینجا، که آنرا تکرار می کنم، این است، که، آیا جناب میرعبدالواحدسادات و بقیه رفقای انقلابی شان معنی دقیق و لغوی "انقلاب امید" را می دانند، که از آن اشتیاق حراست را به سر می پرورانند، یا خیر؟
زیرا جناب سادات و رفقای انقلابی شان با همچو یک اظهار نامتعادل شان مفهوم امید را در کل منقلب نموده اند! جهت توضیح دقیقتر می پردازم، البته اندکی، به اصطلاح به کالبد شکافی این عبارت. در اینجا به دو نکتهٔ کلیدی یک مکث مختصر صورت می گیرد:
۱. نقش «اضافه» در ترکیب
در زبان دری، وقتی ما دو اسم را با "کسره" به هم متصل میسازیم، به اصطلاح یک نوع ترکیب اضافی را ایجاد می کنیم. حالا به مشاهده می گیریم، که، رابطهٔ این دو اسم در عبارت "انقلابِ امید" به چه شکل است: هر گاه ما در این عبارت اسم "امید" را به حیث مفعول در نظر بگیریم، در آنصورت ما، به اصطلاح، یک نوع اضافه مفعولی را ایجاد نموده ایم، که معنی آن دقیقاً میشود، که، "منقلب نمودنِ امید".
این به آن معنی است، که همین عملِ "انقلاب" جناب میرعبدالواحد سادات، مستقیماً روی "امید" در کل انجام می یابد. در نتیجه، جناب سادات و رفقای انقلابی وی قصد و نیت شانرا در عبارت "انقلاب امید" به این شکل تبارز می دهند، که بالای "امیدِ" در کل انقلاب می کنند، یعنی، معنی لغوی این عبارت می گوید، که، "امید" را در کل، تخریب نموده، با دگرگون ساختن "امید"، آنرا به ذریعهٔ "انقلاب" شان، به ماهیت جدیدی که عبارت از "ناامیدی" باشد، تبدیل می کنند، یعنی از چنین عمل زشتی "حراست" می خواهند.
۲. در عبارت "انقلاب امید" جناب سادات و رفقای انقلابی ایشان، بارِ معنائی کلمهٔ "انقلاب" که تغییرِ ماهوی امید" را می طلبد، تغییر امید به "ناامیدی" را می رساند:
کلمهٔ "انقلاب" در عبارت "انقلاب امید" را نیز شاید در آینده باز اینطور بیان کنند، که هدف ما از "انقلاب" "تغییر" یا تحول" بود.
در عبارت "انقلاب امید" لغت "انقلاب" یعنی "استحالهٔ امید به نا امیدی"، یعنی چیزی که از یک جنس به جنس دیگر درآید، بطور مثال: تبدیل شدن ودکای روسی به سرکه!
پس زمانیکه جناب سادات و رفقای انقلابی شان می گویند که اشتیاق حراست از "انقلابِ امید" را دارند، این به آن معنی است، که، "امید" را در کل چنان زیر و زبر می کنند، که دیگر "امید" با تعریف قبلیاش قابل شناسائی نباشد و سم صفه به "نا امیدی" تبدیل گردیده باشد.
نتیجه امید است اینبار جناب سادات و رفقای انقلابی شان بار معنائی دقیق عبارت "انقلاب امید" را متوجه شده باشند و در آینده با چنین اظهارات نامتعادل به شعور مردم عزیز ما توهین نکنند!
نوت: جناب میرعبدالوحد سادات، چرا به مقابل اظهارات دو هموطن محترم و دو شخصیت برازندهٔ ملی ما، که محترمه خانم موسی نظام و محترم انوری باشند، سکوت اختیار ورزیده، اشتیاق تانرا به سمت "انقلاب امید" سوق داده اید؟
با تقدیم احترامات فائقه حسیب الله
|
 |
| حسیب الله | 07.04.2026 | آلمان |  |
د ښاغلی محترم دکتور محمد عثمان تره کی اعلی علمی-تحلیلی مقاله (د اغزن سیم د نړولو کمپاین) تر عنوان لاندي نشر شوي دي، زما په نظر یوه واقعا اعلی علمی-تحلیلی مقاله ده، چې د خورا ستایلو وړ ده:
بلخصوص که د سیمې اوسېدونکي دا اغزن تار، چې د دوی قبیلې او خپلوان یې سره جلا کړي دي، ونړوي؛ نو دا باید ټوله نړۍ درک کړي، او نړيواله ټولنه هم باید په دې اړه درک وښيي او دا ومني.
په فائقه احترامات حسیب الله
|
 |
| دوکتور غروال | 06.04.2026 | ویانا |  |
مردودو خرڅ شوو کمونیستانو له خوا ددوی بادار ( خرس روس ) په کومک د افغان ملت تباهی لپاره جمهوریت رامینځ ته کیدل د افغان ملت لپاره ئی د دوزخی اور تهداب کیښودل شو او دی اجنبی مردود جمهوریت هغه وخت شوروی ته وروسته پنجابی پاکستان او اخوندی ایران مسقیمو مداخلو ته ئی ددوی تربیه شوو غلامانو په وسیله زمینه برابره کړه او همدارنګه دملی خائینو خرڅ شوو کمونیستانو خونخوار بادار شوروی ( واقعیت کښی خونخوار روس ) رقابت سره خونخواره امریکا او خونخوار چین هم د خپلو غلامانو په وسیله د رقابت صحنی کښی داخل شول باالخصوص غلیسه امریکا ! غلیسه امریکا د بی رحمه قاتل سوداګر ترمپک ( ترمپ ) په وسیله دومره د حریصی بیماری باندی اخته دی چی مسلسل نظر و خپلو چټلو هدفونو رسیدو لپاره علنی د یو مملکت او بل مملکت محاصری کولو چیغی وهی دا د ډالرو وږۍ ترمپک د خپلو وحشیانه حملو سره دوه مخه غربی مملکتونه ددوه مخه خصلت په عوض کوشش کوی چی دا غربی مملکتونه متحده علیحیده لار د غلیسی امریکا څخه په تلاش کښی دی ! زهرناک ایران اخوندی رژیم غلیسی امریکا او لعین اسرائیل وحشیانه حملو ته د خرس روس او خرس چین په تام ملاتړ فوق العاده مقاومت تر اوسه پوری ښکاره کړۍ دی اوسض قاتل سوداګر ترمپک د وارخطائی له کبله اخوندی ایران ته مسلسلی نیټی تعینوی اما تر اوسه بی نتیجی دی او غربی ممالک نه غواړی چی د قاتل سوداګر ترمپک جاهلانه لاری ملګرتیا وکړی !!! غلیسی امریکا هم دا جاهل چړیان په پنجابی چټلستان کښی تربیه کړیدی ( د ملی خائین خنځیر زاد یعنی دده په استلاح خلیلزاد تر رهبری لاندی) اما اوس دی وطنفروشانو د خرس روس او خرس چین سره مستقیمآ د ملی خائینو تربیه شوو کمونیستانو په وسیله محکم روابط ټینګ کړی دی اما بیا هم دا ملی خائینین په خپلو چټلو پلانونو کښی کامیاب کیدلۍ نشی !!!!
|
 |
| پاچا | 06.04.2026 | کلیفورنیا-امریکا |  |
جنایات بشریا ادمکشان قرن بیست عبدالعلی مزاری وکریم خلیلی برضد قوم پشتون!!! اعترافات صدیق چکری در برابر جنایات عبدالعلی مزاری وکریم خلیلی معاون مزاری در برابر پشتنونها. صدیق چکری عضو حزب جمعیت اسلامی ربانی و نیز داماد ربانی در مورد جنایات هزاره به سرکردګی عبدالعلی مزاری وکریم خلیلی حقایق را بیان کرده که کریم خلیلی چه مظالم را بر محبوسین و اسران پشتون بکار برده بود. از تفصیلات بیشتر میګذرم لطفا ودیو ذیل را بشنوید و بعدا قضاوت را بشما میګذارم. احترام پاچا ![]() https://www.facebook.com/reel/1802280533796596
|
 |
| صحرائی | 04.04.2026 | کلیفورنیا |  |
حشمت خان از کابل محکوم به صدور اوامر هوش مصنوعی!!!
تخیل بی نهایت شما نسبت به واقعیت های علمی به همان اندازه مبتذل و دور از حقیقت زندگی انسان و اجتماع است، مانند همان افراطی ای که زیر نقاب دین موسیقی را منع ساخته اند. این "فانتازی" شما بی نهایت است.اما نتیجگیری ها در ذهن خود تان است، که با واقعیت ربطی ندارد. این "شعار علی علی" جمعیت با فیر راکت و توان تخریب مواد انفجاری ربطی ندارد. افسوس به حال ما خوانندگان که از چنین گمراهی ها، امکان نجات را نداریم. صحرائی.
|
 |
| حسیب الله | 04.04.2026 | آلمان |  |
سلام و احترامات قلبی خود را خدمت هموطنان محترم و عزیزم تقدیم داشته از خداوند متعال صحت کامل و خوشی های فراوان برای همه استدعا میدارم.
موضوع: چرا وابستگان شوروی ( وابستگان باند های پرچم و خلق) که افغانستان عزیز و مردم عزیز ما را از نگاهٔ جسمی و روانی مصدوم گردانیده اند، امروز در مقابل اعمال شان سکوت اختیار می ورزند؟
بدون شک که این موضوع به یکی از بنیادی ترین اصول اخلاقی و مسئولیت اجتماعی اشاره دارد. قلم بدستان ما که از ورای مزدوری به بیگانه افغانستان عزیز ما را با چنین پرابلم های عمیق مواجه گردانیده اند، باید به این موضوع اذهان خود را ملتفت سازند، که، در دنیای سیاست و رسانه های اجتماعی، قلم و زبان تنها ابزار های برای "سکوت از اعمال سیاسی گذشتهٔ شان نیستند، بلکه قلم و زبان برای نوشتن و گفتن واقعیت ها و حقایقی نیز می باشد! باند های وابستلهٔ پرچم و خلق که با اتکا به زور نظامی شوروی، در عین حال به حیث مزدور و یک ابزاری سیاسی برای قدرت بخشیدن دکترین سیاست خارجی برژنف که توسیعه طلبی در خاک افغانستان و رسیدن به آب های شوروی را نیز در بر داشت، خواستند از طرق جنایات، افراطیت و خشونت به افکار مردم عزیز ما جهت دهی نموده، به حیث مزدوران یک ابر قدرت، بر اریکهٔ قدرت تکیه زنند، افغانستان بی طرف و غیر منسلک را نامتعادل و وابسته به پکت نظامی وارشا ساختند، در عین حال پای پکت نظامی ناتو را نیز در افغانستان بی طرف و غیر منسلک باز نمودند، افغانستان عزیز را با ویرانی های جسمی و روانی دچار گردانید؛ حالا هنوز که هنوز است این مزدوران وابسته و اجیران بیگانه بر علاوه بر آنکه از مردم عزیز ما یک معذرت اصولی نخواسته اند، گهگاهی در رسانه های اجتماعی از ورای کمخردی های شان ظاهر گردیده، و به خود اجازه می دهند که گاهی هم از تغییر سرنوشت یک ملت سخن بزنند، که همچو یک عمل زشت اجتماعی آنها بدون شک که، توهین به شعور مردم عزیز ما تلقی می گردد!
ضرورت پاسخگویی نویسندگان و فعالان سیاسی در قبال گذشتهشان به نظر من از چند منظر دارای اهمیت زیاد است: ۱. اعتبار سنجی (Trustworthiness): خواننده حق دارد بداند کسی که، بطور مثال مانند جناب "میرعبدالواحد سادات، صلاح الدین سعیدی و نمیدانم که و که، که امروز به اصطلاح نسخهٔ سیاسی میپیچد، در گذشته چه مواضعی داشته است. تناقض در رفتار و گفتار بدون توضیح و بازنگری، از اعتبار نویسنده میکاهد. بطور مثال پاسخ جناب میرعبدالواحد سادات به اظهارات دو شخصیت برازنده و ملی کشور، محترمه خانم ملالی موسی نظام و محترم حمید انوری چیست؟ در پورتال وزین استقلال خپلواکۍ مقالات ارزشمند محترمه خانم موسی نظام و محترم حمید انوری موجود اند؛ دلیل سکوت میرعبدالواحد سادات در رابطه چه بوده می تواند؟
و یا بطور مثال بتاریخ بیستم ماهٔ فبروری سال ۲۰۲۶ میلادی شخصی به اسم "انجیر احمد" از هالند، در ارتباط گذشتهٔ سیاسی جناب صلاح الدین سعیدی بصورت واضع و دقیق چیز های نوشته است، دلیل خاموشی و سکوت جناب صلاح الدین سعیدی در قبال آن اظهارات واضع و روشن آن هموطن ما چه بوده می تواند؟ ۲. تأثیرات اجتماعی همچو فلم بدستانی که امروز در قبال وابستگی های شان به باند های پرچم و خلق سکوت اختیار می ورزند، چه بوده می تواند؟ بدون شک کلمات میتوانند در نوشته ها و اذهان چنین افراد و اشخاص وابسته و مزدور باعث ایجاد شور، ناامیدی، صلح یا حتی خشونت شوند. وقتی کدام نوشتهٔ، یا کدام عملی هر یک از همچو قلم بدستان وابسته در گذشته منجر به هزینههای وارانگر و سنگین برای جامعه و مردم عزیز ما شده باشد، نویسنده نمیتواند صرفاً با سکوت از کنار آن عبور کند. ۳. پذیرش خطا و رشد: پاسخگویی به معنای تفتیش عقاید نیست؛ بلکه فرصتی است برای نویسنده تا با شجاعت، خطاهای محاسباتی گذشته خودش را بپذیرد. این کار نه تنها از شأن آنها نمیکاهد، بلکه هر گاه واقعا نشان دهندهٔ صداقت فکری و رشد فکری آنها باشد، چانسونگ قبول نمودن معذرت آنها را از مردم، البته پس از یک معذرت خواهی صادقانه و اصولی، ارتقا خواهد بخشید. ۴. جلوگیری از اپورتونیسم (فرصتطلبی): پاسخگوئی به اعمال گذشته، مانع از آن نیز شده می تواند، که، همچو افراد و اشخاص با تغییر جهت بادهای سیاسی، بدون پرداخت هزینه بابت اشتباهات ویرانگر قبلی، ناگهان در جبههای جدید، یا در جنهات جدید خود شانرا "رهبرتراشی" نمایند. در واقع، شفافیت در پیشینه سیاسی، پلی است که اعتماد بین "تولیدکنندهٔ محتوا" و "مخاطب" را بازسازی میکند.
بدون شک که در فضای فعلی نیز، همین پورتال های محترم ملی ما باید، به حیث نهاد های محترم و مستحکم ملی، با مکانیزم آزادی بیان می تواند، که به پاسخگویی، البته به شکل منصفانه در مقابل جمله مزدوران خارجی بپردازند!
فعلا منتظر پاسخ های دقیق جناب صلاح الدین سعیدی به مقابل اظهارات دو شخصیت ملی کشور، محترمه خانم ملالی موسی نظام و محترم حمید انوری هستیم، یعنی پاسخ میرعبدالواحد به مقابل اظهارات محترمه خانم موسی نظام و محترم حمید انوری چیست؟
همچنان پاسخ صلاح الدین سعیدی به مقابل اظهارات همان هموطن ما که به نام "انجیر احمد" بتاریخ بیستم ماهٔ فبروی سال ۲۰۲۶ میلادی از هالند در پورتال افغان-جرمن آنلاین نوشته اند، چیست؟
با تقدیم احترامات فائقه حسیب الله
|
 |
| حشمت | 04.04.2026 | کابل |  |
با عرض سلام، نزدیک به پنج سال است که هنر موسیقی در کشور عزیز ما توسط کوردلان قرن بیست و یک ممنوع اعلان شده و بر دوستداران هنر و موسیقی این ماتم بزرگ هنوز جریان دارد. امروز دو آهنگ را در یوتوب نگاه کردم که یکی آن چهل وسه ملیون بار کلیک شده و دیگر آن که کمی تازه تر است و تقریباً 850 هزار بار کلیک شده است. هر دو آهنگ، آهنگ های ناب مذهبی در وصف و مدح خداوند (ج) و حضرت علی (ع) میباشد. در هوش مصنوعی این معلومات را در بارۀ موسیقی و نقش آن در مذهب و دین یافتم که این معلومات را با هردو آهنگ را در اینجا تقدیم شما میکنم:
موسیقی در مذهب، مخصوصاً اسلام، ابزاری برای تقویت معنویت، تلطیف روح و ارتباط با خداوند است که در قالب قرائت قرآن، اذان، مناجات و مداحی کاربرد دارد. این هنر صوتی با هدف انتقال احساسات پاک و مفاهیم مقدس، بهجای ابزارهای لهوی، بر جنبههای تعالیبخش و فطری تمرکز دارد. نقشهای کلیدی موسیقی در مذهب (با تمرکز بر اسلام): - تقویت معنویت و عبادات: نغمههای خوش در قرائت قرآن و مناجات، باعث تأثیر عمیقتر بر جان شنونده و افزایش حضور قلب میشود.
- تبلیغ و آموزش : مداحیها و سرودهای مذهبی (اناشید) ابزاری مؤثر برای انتقال پیامهای دینی و تاریخی به نسلهای مختلف هستند.
- اعلام و آیینها : اذان یکی از تأثیرگذارترین جلوههای موسیقایی است که زمان نماز را اعلام میکند.
- تلطیف روح و اخلاق: موسیقی مذهبی، با کنار هم گذاشتن اصوات، به احساسی از تلطیف روح و درک عمیقتر مفاهیم وجودی کمک میکند.
- تفاوت غنا و موسیقی: در فقه اسلامی، آنچه حرام دانسته شده «غنا» (آوازهای لهوی و مناسب مجالس عیش) است، نه لزوماً مطلق موسیقی و صداهای آهنگین تعالیبخش.
در مجموع، موسیقی در بافت مذهبی، هنری است که در خدمت تعالی روحی انسان و ستایش پروردگار قرار میگیرد.
آهنگ ها:
سمع یوسف در وصف خداوند (ج) به زبان عربی
| حسین ستوده در وصف حضرت علی (ع) به زبان فارسی
|
|
 |
| عبدالباری جهانی | 03.04.2026 | ایالات متحده |  |
محترم سعیدی صاحب سلامونه. لطفاً علمي بحثونه فېسبوک ته مه وړی ځکه چي فیسبوک د ښکنځل مارانو ځای دی. که غواړی چي هسي مي په خلکو وښکنځۍ هغه نو ستاسي قضاوت ته پرېږدم. تاسي ته په ټول احترام.
|
 |
| عبدالباری جهانی | 03.04.2026 | ایالات متحده |  |
محترم داکترصاحب صلاح الدین سعیدی سلام و احترامات. په لومړي سر کي متوجه نه سوم چي دا وروستی لیکنه مو چي د شرک په باره کي په څه ارتباط وه خو وروسته متوجه سوم چي دا لیکنه مو زما د مضمون په ارتباط چي د طالبانو د عالمانو د شورا رییس مي مشرک بللی وو کړې وه. محترم سعیدی صاحب. ستاسي څخه مي د داسي اشارتي او کنایتي لیکني انتظار نه درلود. تاسي باید مستقیماُ زما لیکني ته اشاره کړې او رد کړې وای او بیا دي نو په پوره زړه ورتوب ، چي د یوه ریښتوني مسلمان خصلت دی، زه پخپله مشرک بللی وای. ما ملا دین محمد ځکه مشرک یلل وو چي هغه پیران د خدای د صفاتو د مظهر بللي ول. کله چي یو څوک پیران یا کوم پیر د خدای د صفاتو مظهر بولي او په دې اساس نو له یوه پیر څخه بل پیر ته مراجعه کول له خدای تعالی څخه د مخ ګرځولو سره معادل او شرک بولي او یا د یوه مردود اومجعول حکم « تخلقوا باخلاق الله» چي پخپله کفر دی، په اساس، خپل پیر د خدای معادل بولي؛ نور کفر به څه وي. او که تاسي هم د دین محمد په څېر د طریقت د جعلي لاري پیرو یاست نو زه حاضر یم چي ستاسي د ټول علمي صلاحیت با وجود هم ستاسي سره علمی بحث وکړم او پیران، سیدان، او شیخان چي پرته له ټګمارانو او غولوونکو څخه بل څوک نه دي بدرته معرفي کړم . پیر، شیخ او سید زموږ د ټولني د وروسته پاته کېدلو یو لوی علت دی. څوک چي پیر د خدای سره تشبیه کوي هغه بیله شکه مشرک دی. او ما په خپلو کتابونو « تصوف او اسلام» او « فتوا او تصوف» کي مفصل بحثونه ورباندي کړي دي. په ډېر احترام.
|
 |
| دوکتور صلاح الدین سعیدی | 03.04.2026 | UK |  |
سلام مشرانو او کشرانو! شپې مې ېوه تبصره ولیکله خو د تخنیکي مشکل له کبله راته ښکاري، ورکه شوه. اوس د سهار ۵ بجې دي، ېوه لنډه تبصره چې تلګرافی ده، درسره شریکوم: مؤمن او مسلمان فرق لري. مسلمان که خپلو اظهاراتوکې صادق وي، مؤمن دی. که صادق نه وي، مؤمن نه دی. ددې خبرې چې څوک څه نیت لري، د بنده اود الله ج تر مېنځ او پر زړونو الله ج دانا دی! خو اعمال، کړنې او اظهارات مونږ ته د قضاوت فرصت راکوي! مونږ په قضاوت کې د صلاحیت، اجتهاد، مجتهد، فتوا او مفتی شرايطو بحث لرو. د تکفیری ډلو بحث هم چې ورته افراطیان وایو او په هر چا د تکفیر حکم صادر او ټولنې له بحران سره مواجه کوي، هم لرو! دغه بحث کې ېو مشرک او بل شرکي اظهارات دي! که کوم مسلمان اظهارات وکړل او ما مفتی!؟ ته دا او هغه اظهارات شرکي ښکاره شول ، مناسبه ده، چې ووایم دغه اظهارات شرکي دي او په دغه دلیل او وراضافه کړم، والله اعلم ! کفری او شرکي اظهارات عمدي، جهالتی، لجاجتی او تعصبی انګیزې لرلای شي او لري! مونږ ته په دغه مواردو کې د خپلو صلاحیتو په لرلو ، د انصاف او عدالت په نظر کې نیولو سره سره صرف دا امکان شته چې ووایو: دغه او یا هغه اظهارات او تأکیدات کفري او یا شرکي، دي! داچې دا کس چې دغه او هغه اظهارات او تأکیدات لري، مشرک او یا کافر دی او حکم وکړو، دا ګناه لري او ډېر منفی جوانب لري او د داسې حکم صادرولو سفارش نه کوم. دا مه کوئ، ضرر او ګناه یې خپله تاسو ته راجع کېږي! شاوخوا مویدین هم په کناه کې شریک ښکاري! انتخاب ستاسو! ما غاړه خلاصه کړه! هو تا را بده وویلې، زه هم بده وایم، هغه بیا بل بحث دی! الله ج دې مونږ ټولو ته د انصاف او نیکۍ هدایت وکړي!
|
 |
| Hazarzbek Tajiashtun | 03.04.2026 | USA |  |
ن . جلیل زاد, "سالاران سه گانهٔ مشروطه درافغانستان تاریخ یک آرمان نا تمام...... " به به چه شهکار نوشتاری از نوع قصه خوانی ها بازار پشاوری کی یکی از دیگری کاپی میگردد و تمامی ندارد: محترم, باز هم در مورد گذشته سرتاپا از دیروز پر سخن ګقته اید که میتوان انرا در تاریخ نویسی غبار, بینوا, طرزی, کاتب هزاره و ...... و عین قصه تکراری و نقلی را با تغیر و کثرت الفاظ و جملات کاپی شده را میتوا ن در کتب تاریخ سید دوکتور کاظم و اکادمسین سیستانی به خوانش گرفت. ا تا چه وقت و چند قرن دیگر در ارامش نقل و قول از دیگران به پیروی از اسان ترین طریقه جمع را ضرب گویند درتاریخ گذشته باید خود را مصروف نگه داشته قصه ساخت? جای تعجب نیست که افغانستان هرگز پیشرفت نمیکند. چقدر تاریخ بخوانیم? ازعقبگرد چند قرنه امروز چه خبر??? با تاسف خدا حافظ
|
 |
| محمد داؤد مومند | 02.04.2026 | متحده ایالات |  |
استاد ولی احمد نوری ژوندی دی!
د استاد ولی احمد نوری ارادتمندان، د هغه د مړینی په مناسبت د خواشینۍ مراتب څرګندوی، خو که مرحوم نوری په فزیکی لحاظ د دوستانو، محبانو او خپلوان به حلقه کی نسته، خو په معنوی لحاظ هغه ژوندی دی، او تر څو چی د هغه نیک او پیاوړی خاطرات د ارادتمندانو په ذهنونو او زړونو کی وی دی به ژوندی ګڼل کیږی.
مرحوم نوری د اخلاقو، شرافت، نجابت، تواضع، معرفت، بصیرت، بصارت او وطن پالنی یو سمبل و. استاد نوری دوستانو او د معرفت خاوندانو ته لکه ګبین خوږ او منافقینو او د هیواد او ملت دشمننانو ته لکه حنظل تریخ و د نوری صاحب سره زما لمړۍ کتنه او ملاقات په هغه ملمستیا کی حاصل شو چی تقریبا ۲۵ کاله دمخه، اصیل سید، استاد هاشمیان دده او مرحوم ډاکټر صاحب نادر عمر په افتخار د کلیفورنیا د ایالت په یوه رستوران کی ترتیب کړی وه.
ددی تذکر ضروری دی چی وویل شی چی د افغان جرمن د ویب سایت د وطنی ژبو بنیان ایښدونکی استاد نوری و.
د انشعاب نه وروسته استاد نوری د آریانا افغانستان د ویب سایت تیږه هم کښیښوه.
ما د نوری صاحب سره په دواړو ویب سایتونو کی قلمی همکاری درلوده چی زما قلمی همکاری تر اوسه پوری ددی وزین ویب سایت سره دوام لری.
د نوری صاحب سره زما تیلفونی مراوده په لاینقطع بڼه دوام درلود او ځينی وخت به هغوی د ځینو مضامینو په نشرولو کی زما نه پښتنه کوله، یو ځل یوه نفر په ډیره بی وقوفۍ د لوی استاد پوهاند صاحب رشتین په مورد کی بی ځایه لیکنه کړی وه، او زما او د نوری صاحب سلا پر دی شوه چی هغه لیکنه خپره نشی، او ما د عکس العمل په توګه یوه مقاله د استاد رشتین صاحب په مورد کی چی زموږ د ملتی ژبی د ادب ځلانده ستوری وه ولیکله چی تر اوسه زما د مضامینو په آرشیف کی وجود لری.
د نوری صاحب یو لوی علمی حکمت او اخلاقی شجاعت په دی کی وه چی ایرانی مبتذل اصطلاحات لکه دانشګاه، واژه، ویژه، موشک، آمار، وارونه، هزینه، واکنش، چالش او نور به یی د رالیږل شوی مضامینو نه حذف کول او په وطنی مبارکو اصطلاحاتو به یی تعویضول، چی دا د ملی ثقافت او فرهنګ په ږغورولو کی لوی ملی فرهنګی خدمت و.
زما لیکنی تر اوسه دده د معنوی برکاتو په رڼا کی او دده په لیار ښودونو روانی دی و من الله التوفیق
|
 |
| صحرائی | 02.04.2026 | کلیفورنیا |  |
جنابان خالدی و سعیدی؟
این نوع مکاتبۀ شما بر «دیوانه شاخ دارد یا دم! » شاید مردم ما را متوجه تکیه کلامی سازد که می گفتنه اند: «ده به دیوانه می خندد و دیونه به ده.» متوجه باشید که ممکن اختراع در دیوانگی را هدف انتخاب کرده باشید. از آسترلیا و انگلستان افغانستان را می بینید یا امریکا. اگر هدف تان انسان باشد از دیر زمان است که دم و شاخ آنرا ندیده اند. ممکن بدون شاخ و دم هم دیوانه شوند. گاو و بز و گوسفند کوهی شاخ و دم دارند. این متن تحفه برای هر دو. به "اوسلو" بفرستید، شاید جائزه بگیرید. مبلغ بلندتر از شغل تبلیغ برای ارگانهای جنگ نیابتی. والسلام. صحرائی.
|
 |
| خلیل الله معروفی | 02.04.2026 | جرمنی |  |
ابراز امتنان از داکتر صاحب سعیدی تبصرۀ دیروزی من مبنی بر تلفظ درست نام مرحوم Václav Havel مورد پذیرش و سپاس جناب داکتر صاحب صلاح الدین سعیدی قرار گرفت؛ چنان، که موضوع را ضمن کامنتی در مناظرات دیروزی صفحۀ معزز "آریانا افغانستان آنلاین" ابراز داشتند. بدین مناسبت از جنابشان سپاگزارم. سرخروی و سرفراز باشند.
|
 |
| دوکتور محمد اکبر یوسفی | 02.04.2026 | آلمان |  |
جناب محترم احمد آریا
خرسندم از اینکه شما را مخاطب داشتم و جرأت کردم، چند مفهومی را ارائه کنم ممنونم از اینکه شما استقلال فکری تشخیص نموده اید. در آلمان اول اپریل شوخی ها شنیده می شود. کشورما که قریب پنج دهه در بحران است، اما مبلغین بی شمار مستخدم در جنگ نیابتی با تکرار دروغ سود می برند. کار فرمایان آنها از آنها درین روز چه انتظار خواهند داشت، وقتی همه به شوخی دروغ گویند، به دروغ های همیشگی مستخدمان چه معاش روز زا محاسبه خواهند کرد. با احترام . یوسفی.
|
 |
| صلاح الدین سعیدی | 01.04.2026 | UK |  |
سلام خوانندهٔ عزیز
سلام جناب داکتر خالدی
ما عادت داریم، انگشت انتقاد بگیریم و از خوبی ها چیزی نمی گویم! (گوډ نیوز، نو نیوز!)
ګویا: خبر خوب، خبر نیست!
جادارد در مورد نوشته ای شما، در مورد نوروز و تبریک گفتن ان به ایران و فارس و انرا خلاصه کردن در ایران سیاسی امروز، ازرجملهٔ همان غلط فهمی است که حاکمیت سیاسی در ایران و نوکران ان در جهان و افغانستان عام ساخته اند!
تصادفی نیست که ان یک شاعر نما در مجلس عام به مالیدن زیر دامن ان سر سفید متوفی با شور و هلهله میگوید: من از دوردست ترین قسمت ایران از پنجشیر آمده ام! .... دلیل نوشتهٔ من برای سپاس از ادای رسالت توسط شما دلیل دیګر نیز دارد و آن اینکه اقای بارک اوباما رئیس جمهور امریکا نیز در سمت ریاست جمهوری خود به ایرانیان و با دعوت ایرانیان به قصر سفید، برای شان سال نو و نو روز را تبریک ګفت! تعجب و تاثر بخاطر این جهالت شان داشتم! ما تصور داریم شخصیت های در جهلن که از کشور بزرګ و قوی باشند، ګپ بزرګ و قوی میزنند! در حالیکه چنین نیست! بلی اګر مشاور ارشد جان کیری، وزیر خارجهٔ وقت ایالات متحده امریکا پسر ارشد، وزیر خعرجهٔ برحال کشور غیر مشروع به نام پاکستان باشد، که بود، درین صورت کار افغانستانش، زار و برداشت وزیر خارجهٔ امریکا ( جان کیری) همان بود که بود و برای حکام دست اول جمهوریت،،میګفت که ما نمی خواهیم، پاکستان را در برابر افغانستان از دست بدهیم! نفوذ افراد ای اس ای در کشور های دیګر اروپایی و در سیاست و استخبارات اینذکشور ها و دسایس آن علیه افغانها و افغانستان محسوس است! نقش وطنفروشانذاز افغانستان در مراجع سیاسی این کشور ها نیز محسوس است! آن داکتر!؟ که میګوید: زمانیکه جاهل بود، خود را افغان میګفت و حال افغان نیست و کانال قوچ تیپهٔ طالبان به تخار سیلاب آورد ( نسمی) روابط نزدیک و بلند ترین مدال خدمت دارد! و حتی در پالیسی مهاجرتی کشور صاحب موقف است! میخواهم بګویم که برای این اهداف بزرګ کشورها سرمایه ګزاری های بزرګ میکنند! تدویر کنفرانس و انتشار کتب متعدد، نفرت قومی و زبانی لال زاد و ...تصادفی نیستنددو شما این را میدانید! بحث را به نام ( نامها را عمداً غلط اما مشابه نوشتم، که خواننده را در تشخیص کمک کنم!) بخاطر آوردم که این افراد خود این موقف را دارند و من درآن چیزی نه افزوده ام! مراجعه شود به کلیپ های یوتیوب شان! ما خوابیم و اګر قهرمان هم در بین ما پیدا شود، مورد ضربات سیستماتیک دشمنان داخلی و خارجی قرار میګیرند وداما اکثر، اصل به من چه را افضلیت داده ایم! باید بیدار، استوار و رسالتمند، برای اهداف ملی، اسلامی و وطنی کار کرد ومن درین مورد تجدید تعهد دارم. ان شاء الله - حق پیروز شدنی است!
|
 |
| صلاح الدین سعیدی | 01.04.2026 | UK |  |
سلام جناب معروفی و سلام جناب دوکتور نور خالدی و سایر خوانندگان!
جناب معروفی دقت شما در مورد زبان چکی استفاده بردم و اولین قاموس ۴ زبانه ای من که ۹۰۰ صفحه ( ۲۰۰۲م.) هست و حالا با اضافه کردند عربی و دری در حال نهایی سازی است که در حدود ۲۰۰۰ صفحه میشود. از توضیحات شما مستفید شدم، تشکر.
جناب داکتر خالدی نوشته ای شما در مورد زبان عربی، زبان وحی و خدمات بشری درین چوکات ادای حق این زبان است. سپاس، مستفید شدم و انرا در محل خاص حفظ کردم و در قاموس خود از ان استفاده خواهم کرد! نوشته های شما، با موقف های ملی و وطنی سما مانند اولا و دانشمند صالح و با مسوولیت قابل قدر و ارج گذاری است! افتخار هستید! داکتر ص سعیدی
|
 |
| احمد آریا | 01.04.2026 | امریکا |  |
جناب دوکتور یوسفی گرامی، سلام و ادب حضور محترم شما! از لطف و توجه شما نسبت به مقالهٔ اخیرم صمیمانه سپاسگزارم. خواندن تأملات شما دربارهٔ تاریخ، افتخارات و ملتگرایی برایم بسیار آموزنده و الهامبخش بود. اندیشهٔ مستقل و ژرف شما در نقد و تحلیل مفاهیم، همواره برای من مایهٔ احترام و انگیزه است. امیدوارم بتوانم از خرد و تجربهٔ شما بیشتر بهرهمند شوم و در اندیشهٔ آزاد و صادقانه شما تأمل کنم. با احترام و ارادت آریا
|
 |
| خلیل الله معروفی | 31.03.2026 | جرمنی |  |
تصحیح تلفظ یک اسم خاص مقالۀ "دیوانه شاخ دارد یا دم؟" را خواندم و بعداً سطری چند از مقالۀ "بهتان بالاتر از دروغ!" را نیز. بر متن مقالات تبصره نمیکنم، بلکه تبصرۀ من بر سر یک اسم خاص است؛ یعنی بر سر اسم خاص Václav Havel. سالهای 1961 تا 1964 را به یاد آوردم، که با جمعی از محصلان جهت تحصیل نظامی در اکادمی VAAZ در شهر برنو ــ Brno ــ اقامت داشتیم. مقدم بر همه چیز باید "زبان چکی" را می آموختیم و این زبان را ــ که یادگرفتنش کار ساده ای نیست ــ چنان با مهارت آموختیم، که زبانزد عام و خاص گشت؛ چنان، که زبانشناسان به دیدن ما می آمدند و با یک یک ما به چکی گپ میزدند و انگشت حیرت به دندان میگزیدند، که در ظرف سه ماه چطور ممکن است این همه محصل همه ــ و واقعاً همه ــ بر زبان چکی مسلط گردند. قابل تذکر میدانم، که "زبان چکی" یک زبان مشکل ولی بسیار شیرین و عذب است و برخوردار از قواعد جالب دستوری. در رسم الخط زبان چکی حروف و علاماتی را میبینیم، که در زبانهای دیگر اروپائی سراغ نمیشوند. و چه بسا حروف و علامات خاص زبان چکی دیده میشوند، که مستقیماً در "الفبای فونتیک" اقتباس گردیده اند.... Václav Havel یک نام بسیار آشنا ست و کسی نیست از اهل خبرت، که این نام را نشنیده باشد. اینک، که گپ بر سر تلفظ درست این نام است، نکاتی را در زمینۀ رسم الخط این زبان تقدیم میکنم: ــ حرف [V] در زبان چکی ممثل هجائی ست، که در زبان انگریزی نیز معمول است؛ یعنی حرف [V] هم در چکی و هم در انگریزی عین هجاء را افاده میکند؛ برعکس زبان المانی، که از حرف [V] هجائی را میگیرند، که بر حرف [ّF] مترتب است. در زبانهای "دری" و "پشتو" این هجاء را نداریم و آن را در زبان مکتوب؛ یعنی حین تحریر معمولاً با "واو" افاده میکنیم. این امر البته در زبان شفاهی و در هنگام محاوره هیچ مشکلی ندارد، چون در زمینه همان "تلفظ انگریزی" را معمول میداریم. در زبان "فارسی امروز ایران"، که اینک حرف [و] را عیناً به مانند [V] زبانهای انگریزی و چکی تلفظ میکنند، کار این تلفظ ساده تر شده است. ــ علامت زبر بالای [a]؛ یعنی [á] چیزی نظیر[آ] در زبانهای ماست ــ حرف[C] در زبان چکی ــ برخلاف بسا زبانهای دیگر فرنگی ــ ممثل هجای [ت + س] است، یعنی؛ عیناً به مانند حرف [څ] در زبان پښتو. با این پیشکش میبینیم، که اسم خاص Václav Havel را ــ یا باید به شکل "واتسلَو هاول" ــ و یا به صورت "واڅلَو هاول" باید نوشت. والسلام
|
 |
| دوکتور محمد اکبر یوسفی | 31.03.2026 | آلمان |  |
جناب محترم احمد آریا!
نخست سلام و احترام تقدیم می دارم. مقالهٔ اخیر شما برایم جالب و اموزنده بود. مفاهیمی که شما در متن فهما و روان یکی به از زبان های وطن ما بکار برده اید متفاوت از بسیاری از متون نویسندگان، مغنی معادل مفاهیم شما بدون سرگردانی در زبان های دیگر می یابم. درینجا درسن پیری فقط در باره سه مفهوم درک و اخساس فعلی خود را بیان می دارم. در برابر وقایع تأزیخی موضع «نیوترال» اتخاذ می کنم. همان فرمودهٔ «وایسزیکر» به باورمندی ام افزوده است که می گفته است: «تأزیخ برای ما خیلی مهم است، اما ما در گذشته زندگی نمی کنیم.» نقطهٔ دیگر «افتخارات« و «بدنامی هاست» وقتی در آنزمان گذشته که از «افتحارات» و یا ملامتی ها حرف زده می شود وخو در آنوقت زنده گی نکرده ام، هیچگاه از دیگران نه تقلید خواهم کرد و نه هم به اعمال بد دیگران که دخیل نبوده باشم، هیچگاه تحت تأ تیز هیچ کسی قرار نخواهم گرفت. سوم مفهوم «ملت» و ملت گرائی درین دو «سایت» دو بار بنابه خواهش مرحوم ولی احمد نوری، سلسله مقالات یکبار بیش از ۴۹ شماره و بار دیگر ۴۱ شماره حاصل مطالعات بوده است که نشر شد. در حال حاضر عنوان دز بخش کتب و رسالات در فهرست موحود است، اما متن وجود. ندارد. من منابع زیادی را مطالعه کرذه ام، می دانم که از چه زمان اختراع شده است. من نمی خواهم و نمی توانم دنباله رو دیگران باشم درینجا باز نقل قول «هنا آرینت» را تکرار می کنم که می گفته است: «هیچ تفکر خطرناک نیستفکر کردن خطرناک است.» با احترام. یوسفی.
|
 |
| صحرائی | 30.03.2026 | آلمان |  |
جناب داکتر نوراحمد خالدی سلام تقدیم می دارم!
این زبان "وحی" و "علمی" را که معرفی کرده اید، در چند ماه و یا سال آموخته شده می تواند. کدام علم ها را با این زبان می توان آموخت که به دیگر زبانها ممکن نیست.. به چه اندازه باید انسان این زبان را آموخته باشد تا علم های تحت انحصار آنرا فرا گرفته بتواند که به زبان های دیگر ممکن نباشد. مهمتر اینست که به چه پیمانه باید انسان عربی بفهمد تا مستحق شود که "وحی" بطور منظم به آدرس او بیاید. اگر علم را که به عربی می آموزند، به زبان دیگر آموخته شود، خطر تکفیر متصور است و یا نه؟ سوال دیگر کدام صورت تحریر این کلمات عربیدرست است و معانی هر دو کلمه را توضیح دهند. "ضرب العجل" و "ضرب الاجل". جنگ عجله و جنگ پلان شده چه فرق دارد. یک خراسانی هم عربی می تواند بیاموزد؟ شما با آنها ممانعت وقیودات دارید یا نه؟ ممکن موافقت شما برای آموزش زبان عربی ضرورت شود. با احترام. صحرائی.
|
 |
| Hazarzbek Tajiashtun | 29.03.2026 | USA |  |
عبدالباری جهانی,
" ......چطور میتوان از مردم بیسواد و بې سرپرست و بې رهبر انتظارجنبش اجتماعی و سیاسی را داشته باشیم. و یا جنبش ها و تحولات سیاسی و اجتماعی صد و صدها سال قبل این خطه را مربوط و منوط به اراده مردم بدانیم. ...... اګرخواستید بحیث سوالهای یک هموطن تان به ارایه جواب بپردازید....... "
بسیار عالی بهتر از این نمیشود گفت. مردم که مراودات اجتماعی و مسیر جمعی زندگی ان ها عمدتا محض با صدور فرمان, شوییست, تعویظ, مریدیت و مهمتر از همه در اتباط به نهادینه سازی سلسله مراتب برتری اجتماعی و ذاتی - حضرت/ پیر/ اغا صاحب - مدیریت و منسجم گردد, قبلا مطیع شده اند. مردم ذهنا مطیع شده را دیگران به اسانی میتوانند به مسیر دل خواه سیاسی جهت دهند.
|
 |
| Hazarzbek Tajiashtun | 28.03.2026 | USA |  |
دوکتور نوراحمد خالدی
" به سلسله افشای اغلاط مشهور تاریخی.......نوروز باستانی ارتباطی به فارس و سرزمین ایران امروزی ندارد....... "
تمام جهان به شمول یونوسکو و مطبوعات نوروز را به فارسها ارتباط می دهند ولی تاریخ نویس جدید دوکتور نور احمد خالدی انرا سرتنبه رد می نماید. این تاپک نوشته ایشان به این میماند که گفته شود تمدن غرب به امریکا هیچ ارتباط ندارد در حالی که هم اکنون تمدن غرب از مرکزیت سرزمین امریکا پخش می گردد
. خدمت باید عرض نمود که تمدن, تاریخ, رسم و رواج, زبان گویش و غیره از اقوام وحتی ندرتا از یک خانواده منشه گرفته است. همان طوری که نمی توان زبان ها پشتو, انگلیسی و المانی را از پشتون ها, انگلیس ها و جرمن ها گرفت به همان ترتیب نمی توان زبان فارسی و منشا نوروز را از فارسها - بدون در نظر داشت این که ان ها در ان وقت در بلخ, فارس و یا اسیا مرکزی زندگی داشتند - جدا ساخت.
این یک مفهوم قبول شده در جهان است که ایران هنوز هم بقایا از بزرگترین امپراطوری فارس باستان می باشد - ولی داکتر خالدی غرق در احساسات شخصی خویش ارتباط زبان فارسی و نوروز را به انها رواداری ندارد!
|
 |
| محمد داؤد مومند | 27.03.2026 | متحده ایالات |  |
پیاوړو لیکوالو یوسفی صاحب او جهانی صاحب!
د معمول په توګه لمړی خپل سلامونه او نیک تمنیات ستاسی خدمت ته وړاندی کوم
زه خورا معذرت غواړم چی زما معروضه او لنډه تبصره، ستاسی عزیزانو د تبصرو په اړه چی د مارچ د میاشت په یویښتم تاریخ می ولیکله، د کوم تخنیکی مشکل او معاذیرو له امله د خپریدو نه پاتی شوه، هیله ده په بی ادبۍ تلقی نشی، له همدی امله دا څو کرښی ستاسی خدمت ته یو ځل بیا وړاندی کوم.
د یوسفی صاحب د حسن نظر نه مننه کوم.
د جهانی صاحب د تبصری سره څه ستونزه لرم.
خو زه نه غواړم چی بیا په دی مورد کی خبره مناطقی او کنګاش ته ورسوم، ځینی وخت داسی مناطقی، د سوء تفاهم او زړه بداوۍ موجب ګرزی او په اصطلاح د ټوکی نه پټاکه جوړیږی.
زما په اند د ستر داهی او لارښود خوشحال بابا وینا د جرګی د اهمیت او په پښتنی ټولنه کی د هغی تاریخ جوړونکی اغیزمنتوب، د مذهبی نص په موازاتو کی د اهمیت وړ بلل کیږی چی هيڅ منکر پری اعتراض کولای نشی.
بی جرګی نه به کار په لاس وانخلی
که خبر شی د جرګی په برکت
زه په خپل نوبت ستاسی دواړو محترمانو د توجه نه مننه کوم
د پسرلی ګیډۍ ګلونه مو پر مخ
|
 |
| صحرائی | 27.03.2026 | کلیفورنیا |  |
تقسیم نیم قارۀ هند به تأریخ ۱۴ و ۱۵ آگست ۱۹۴۷م صورت پذیرفته است، زمانی که هند و پاکستان استقلال آنها را حاصل نمودند. تقسیم بنابر اختلافات مذهبی و ایتنی، بخصوص بین هندوها و مسلمانان انجام یافت است.. درینجا «نظریهٔ دو ملت» مطرح نبوده است. در دورهٔ استعمار پیروان هر دو دین در مناطق مختلف زنده گی می کرده اند. وقتی اگر از اصطلاح «ملت» کار گرفته می شود، باید گروپ مطروحه یک ریشهٔ نژادی یا یک منشاء تولدی را نشان دهد. اما گروپ ایتنی ریشهٔ واحد نمی داشته باشد. بناءَ بر اساس آن فرضیهٔ نا درست تحلیلی که صورت گرفته است غیر علمی است. نه پاکستان و نه هندوستان «ملت» واحد اند، بلکه دارای اداره های دولتی اند...با احترام صحرائی.
|
 |
| Hazarzbek Tajiashtun | 27.03.2026 | USA |  |
معما روز و روزگار: ترند واقعات, جزئیات عملکرد و کاروایی ها عمده چند دهه اخیر به ما اموخت که پشتون ها و فارسها را نمیتوان فقط با نیرو قوا نظامی از بیرون سرحدات افغانستان و ایران دیر تحت انقیاد در اورده مطیع ساخت. هم چنان تجربه عینی به ما اموخت که دو گروه نام برده شده اغلبا در تخیل جمعی که عملکرد و طرز تفکر ان روی واقعیت استوار نیست طوری رنج می برند که به اسانی جمعا گروهی مسیر داده میشوند- مطیع ذهنی می گردند.
اقوام دیگر, مثلا تاجک, ترکمن. ازبک, کرد و اذری در این دو کشور را کمتر میتوان ذهنی ان هم جمعی مسیر داد که پیشرفت و طرز دید این گروها قومی را در بود مرکزیت کشورها مختلف اسیا میانه هم جوار میتوان به چشم سر دید. چرا چنین فرقی? از دید این طرف پشتون ها و فارس ها در افغانستان و ایران در مسحوریت ومجزوبیت ذهنی القاح شده طوری قرار داده شده اند که یک گروهی خاص سومی در در رول برتران-ذاتی/ راسیسم به اساس ولادت عمدتا بی ثبوت در اجتماع نهادینه گردیده, این دو قوم عمده را جمعا مسیر به عقب می دهد. در کشور اولی هر سید موسی یی, در هر کنج و کنار پیر, حضرت مرشد و زیارت میگردند و در کشور دومی خود شان در قدرت سیاسی علنی مقدس گردیده جامعه را رمه وار جهت میدهند.
|
 |
| دوکتور غروال | 27.03.2026 | ویانا |  |
په تکرار سره ویل کیږی او باید دا تکرار راتلوونکی وخت کښی هم صورت ومومی چی د افغان ملت د بد بختی شروع د خرڅ شوو کمونیستانو له خوا صورت موندلۍ دی او دا بدبختی تراوسه دوام لری دی ملی خائینو قاتلو کمونیستانو نه یوازی په خپله بلکه ددی کمونیستانو په کومک خپل بادار د هغه وخت شوروی د افغان ملت د عام قتل لپاره افغانستان ته راؤست او دی خرڅ شوو کمونیستانو په واسطه پنجابی چټلستان او اخوندی ایران ته د مستقیمو مداخلو اوهم ددوی له خوا تربیه شوو غلامانو تربیی ته ئی د افغان ملت تباهی لپاره زمینه برابره کړه د افغانستان په ځلانده تاریخ کښی پنجابی چټلستان او اخوندی ایران د افغانستان پر خاوره د تجاوز جرآت نه درلود او اوس د خوګ بی سواده جاهل ترمپک په تشویق د افغانستان په غیرتی ملت هوائی حملی شروع کړی دی دا چی د پنجابی چټلستان تربیه شوو چړیانو له خوا د پنجابی چټلستان په امر د پښتنو په سیمو کښی سلاح ګانی ټولیشوی دی نو داولسونه د پنجابی چټلستان وحشیانه حملو ته د پنجابی چټلستان چړیانو له خوا د نښانو شکل غوره کړۍ دی !!! د پنجابی چټلستان زیاتره عسکری قوماندانان پنجابی تربیه شوی تش په نام پښتانه دی یعنی ( د افریدیو ، مومندو ، شنوارو او لغمانیو طائيفو څخه دی ) په افغانستان او خارج کښی باید ټول افریدی ، مومند ، شنواری او لغمانیان په افغان اواز سره د خپلو هغی خوا قومونو باندی غږ وکړی چی ځانونه د پنجابی چټلستان غلامی څخه خلاص کړی او د غیرتی پښتین په شان د استقلال چیغه پورته کړی !!!!!
|
 |
| عبدالباری جهانی | 23.03.2026 | ایالات متحده |  |
ناظمین و اندرکاران آریانا افغانستان سلام. بخدا سوګند که شما بلا میکیند. چند سطری را خدمت تان به روز یکشنبه میفرستیم و شما تا روز سه شنبه معطل میکنید. با احترام.
|
 |
| دوکتور محمد اکبر یوسفی | 23.03.2026 | آلمان |  |
جناب Hazarzbek Tajiashtun! با طرفی چون شما صحبت کردن ضرر احساس می شود. زیرا آول برای نحانب معلوم نیست، شما که خود تان هستید. هم چنان مانند من، گوشت و پوست و قلب و شش دارید یا نه؟ خسته می شوید یا نه؟ در ابتکارات خود ر همه ساحات صلاحیت دارید که تغییر در مروجات بیاورید، بدون اینکه تغییر را به دیگران قبلاً اعلان کرده باشید؟خیلی محتمل است که شما محصول "هوش مصنوعی" باشید و موجود خسته نا شده از هر "گپ" "گپ" بسازید. من متخصص زبان نیستم. آنچه از زبان آموخته ام باید در تحریر کلمه هم آنرا مراعات کنم. زیرا هر مفهوم را با یک کلمه منسوب ساخته اند. بعبارت دیگر مفهوم اختصاص یافته است, باید همانطور بنویسید که خواننده معنی آنرا به کدام زبان دیگر هم یافته بتواند. با احترام و خدا حافظ.. یوسفی |
|
 |
| احمد آریا | 22.03.2026 | امریکا |  |
جناب محترم دکتور محمد اکبر یوسفی صاحب، با عرض سلام و احترام،
از پیام پرمحتوا، همدلی صمیمانه و نگاه مسئولانه تان نسبت به وضعیت کشور، عمیقاً سپاسگزارم. ابراز همراهی شما در مبارزه علیه تبعیض و بیعدالتی، برایم مایه دلگرمی و امید است. همانگونه که اشاره فرمودید، مسئله تنها در نام ها و عناوین خلاصه نمی شود، بلکه آنچه اهمیت دارد، مشی، عملکرد و پیامدهای انسانی آن است. نگرانی های شما در مورد وضعیت جاری و رنج مردم، کاملاً قابل درک و قابل تأمل است. قدردان حمایت و همصدایی شما هستم و باور دارم که تداوم این گفتگوها و همبستگی ها می تواند گامی هرچند کوچک در جهت آگاهی و مسئولیتپذیری بیشتر باشد. با حرمت و ارادت، احمد آریا
|
 |
| دوکتور محمد اکبر یوسفی | 22.03.2026 | آلمان |  |
ګران مومند صاحب سلام! هغه څه چی ستاسو، په لیکنه کښی د «جرګه او لویه جرګه» تر سرلیک لاندی لیکل سوی، ماته یوه ډیره په زړه پوری باورمندی را ژوندی کړه، چی هغه خارجی منابع چی ما لوستی وه٫ زموږ د ځینیو وطنوالو د نظریو په مقایسه حقیقت ته نږدی ده. او څه چی تاسی د پښتو د عنعنوی جرګو په باب لیکلی سخت ملاتړ یم، چی دا جرګی په پښتنو کی د دولت د جوړیدو د مخه صورت موندل. د «جنرال احمد خان د ابدالی محمد زمان خان زوی» چی د «سدوزو په «ټبر» کی دا کورنی د «خانخیل» شهرت درلود د تأریخی د خاصو شرایطو سره سم فقط دی په خپله د خبلی پادشاهی «بنسټ» ایښودونګی دی. داسی نده لکه ځنګه چی ځینی خپل «تخیلونه» دوړوی او وایی چی ګواکی « جرګه» جوړه سوه او دی یی د *پاچا* په توګه و ټاکه. نه خیر، بلکه هغه مستنده منبع وایی جی دی (کله چی دی د نادر افشار د ایرانی امپراتور د وژل کید و خبر واورید چی د هغه د ګار د آمر له خوا تر سره سوی)د خپل لس تر دولس زرو مسلح سپرلیو سره قندار ته ورسید، نو د قامونو مشران او پدی وطن کی نور مخور، نه یواځی پښتانه را وغوښتل او ځان یی د دی خاوری د «پاچا» په توګه اعلان کړ. هغه افراد چی ادعا کوی چی ګواکی د ده «پاچاهی» د «قبیلو کنفیدراسیون» وه، د هغو خیانتونو او احماقتونو قیصی په لړ کښی شمیرل کیږی لکه څنګه چی وروسته د پاچاهی به دورو کی د «لویی جرګی» تر نامه لاندی سوء استفادی سوی. د «حل او عقد شورا» چا جوړه کړه؟ او د تنظیمونو د داخلی جنګ څخه وروسته د خارجی قواوو تر سیوری لاندی،بیا چا د لویی جرګی څخه ګټه واخستله. ګران مومند صاحب! دا مهمه نده چی جرکه د کومی ژبی لمړنی کلمه ده، داسی جرګی د یونانیانو په تأریخ کی هم صورت موندلی. به درناوی. یوسفی د جرمنی څخه. |
 |
| عبدالباری جهانی | 22.03.2026 | ایالات متحده |  |
ګران او محترم مومند صاحب سلامونه اواحترامات مي ومنی. لومړی خو که پښتو ژبي ته کومه کلمه له بلي ژبي څخه ننوتلې وي دا کوم عیب نه دی او دا د پښتو ژبي سپکوالی نه دی بلکه هره ژبه له بلي ژبي څخه کلمات اخلي په تېره بیا چي یو قوم د بل قوم تر ولکې یا اغېز لاندي راسي. تاسي ته معلومه ده چي مغولو پر دې سیمه باندي تر څلور سوو کالو زیات حکومتونه کړي دي. له چنګېز څخه تر غازان خان، ګوډ تیمور، بابر او تر اورنګزیب پوري. له بلي خوا تاسي دوو قومي جرګو ته چي یوه د ایپی فقیر او بله د منظور پښتین قومي جرګه وه اشاره کړې ده او ومو لیدل چي دواړو جرګو کومه نتیجه ورنه کړه. د لوی احمدشاه بابا جرګه ځکه بریالۍ سوه چي له احمدشاه بابا سره تقریباً ۵۰۰۰ زره منظم پوځیان ورسره وه او لا یې د هند او شاوخوا سیمي څلور کلن مالیات، چي نادر افشار ته یې وړل، هم د احمدشاه بابا لاسته ورغلل. له هیڅ قومي مشر سره دا توان موجود نه وو چي د لوی احمدشاه بابا د پاچا کېدلو مخه ونیسی. ګرانه منومند صاحب. طالبان، په اصولو کي، لویه قامي جرګه مني؟ یقین دی چي نه یې مني. چي هغوی لویه جرګه نه مني نو دا لویه جرګه خو به نور افغانان را بولي. چیري به یې را بولي او اغېز به یې څه وي. طبیعي خبره ده چي هیڅ. له بلي خوا سیستاني صاحب له داسي چا څخه د اضطراري لويی جرګې غوښتنه کړې او د پاکستان پر ضد یې د ملي پاڅون غوښاته کړې وه چي هغوی په کابل کي د څه باندي ۴۰۰ یې ګناه افغانانو له قتلېدلو څخه وروسته نه یوازي پاکستان ته هیڅ ونهویل بلکه داخله وزیر سراج الدین حقاني پاکستان ته ورور هیواد ووایه او ویې ویل چي طالبان له پاکستان سره د انتقام جذبات نه پالي. محترم مومند صاحب. ما د لویی جرګې په باره کي خپل نظر لیکلی دی. او هیڅ وخت به ونه وایم او نه هم د دې ادعا صلاحیت لرم چي ګوندي زما خبري یا نظر به حتماً به صحیح وي. ستاسی څخه نړۍ مننه. |
 |
| پامیر | 22.03.2026 | کابل |  |
داسې ښکاري چې ښاغلی جهاني په تدریجي ډول د فطرت ناشناس ضد ملي لاره تعقیبوي. د لویې جرګې په اړه د ښاغلي داود مومند مستند لیکنه د تایید وړ دی.
|
 |
| احمد آریا | 22.03.2026 | امریکا |  |
پاچا، قصه گوی کرایه ای! یقین دارم این اسم تقلبی را یا برای روایت تقلبی خودت انتخاب کرده ای، یا برای پنهان کردن هویت طالبانی ات، یا هر دو. مشکل تو فقط دروغ گفتن نیست؛ مشکل این است که با اطمینان کامل مینویسی و هرچه بیشتر بنویسی، بیشتر خودت را رسوا میکنی. تاریخ را نمی شود با اسم جعلی و روایت گزینشی بازنویسی کرد. هر چرندی هم که مینویسی، نه تنها فاصله ات از واقعیت و اخلاق را نشان میدهد، بلکه عطر تند همان تعصب آشنا را به همراه دارد. فقط برای اینکه شرمنده شوی: ۱. بنلادن در ۱۹۹۶ از سودان به افغانستان برگشت و طالبان او را پناه دادند، نه برهان الدین ربانی. ۲. خروج اول او از افغانستان به اوایل دهه ۹۰ بازمی گردد (۱۹۹۱–۱۹۹۲)، وقتی افغانستان دیگر برایش امن نبود و او به سودان رفت. اما فشارهای بین المللی و تحریم ها علیه دولت سودان عرصه فعالیت های او را تنگ کرد و در ۱۹۹۶ دوباره به افغانستان برگشت. ۳. بعد هم در ۲۰۰۱ و پس از حادثه ۱۱ سپتمبر در نیویارک و واشنگتن و حمله ناتو به افغانستان، او به همراه ملاعمر و «اندیوالان» مجبور به فرار شد. پایان او در « ایبٹ آباد» شهری در ایالت خیبر پښتونخوا/پنجاب سابق، پاکستان در جوار یک قرارگاه نظامی پاکستان اتفاق افتاد. پس از این، اگر باز هم قصد داری چنین دروغ بزرگ و بی اساس بسازی، حداقل سواد و ادبیاتت را چنان بالا ببر که حتی خودت هم شناخته نشوی.
|
 |
| Hazarzbek Tajiashtun | 22.03.2026 | USA |  |
بلی دوکتور یوسفی صاحب. اغلبا پاکسازی حروف تکرا ری و اضافی هم صدا در الفبا زبان, جملات و مفهوم ر ا در ان زبان بهتر, روانتر و ساده ترمی سازد. مثلا زبان فارسی/دری ضرورت به نگهداشت همه حروف هم صدا [مثل/مسل/مصل] ث س و ص; ت و ط; ح و ه; ز, ذ, ظ و ض, ندارد. در غیر ان همان طوری که یاد اوری نمودید, ادم کته و سوته مانند من "مطرح" را "مطره" می نویسد که این خجالت را نمیتوانم سفید پاک بشویم!
|
 |
| دوکتور محمد اکبر یوسفی | 22.03.2026 | آلمان |  |
جناب محترم احمد آریا سلام بر شما! بازی تیاترمانندی را که شما علیه افغانستان از جانب پاکستان تحلیل نموده اید و نگرانی خود تانرا بیان داشته اید، در نگرانی تنها نستید. خاصتاً در مبارزه علیه «راسیزم« تا زنده باشم، شما را تنها نخواهم گذاشت. «مخالفت» با «طالب« بدین سبب نیست که جرا طالب است. بلکه حرف بر سر مشی سیاسی است. علاو از اینکه عملکرد آنزا در این مدت تسخیر با تنفر و بد گمانی دید. باید دقت نمود که این همه اعمال هر دو طرف هم خارج از امکان نیست که همه کردار ها به نفع حاکمیت طالب رخ داده و رخ می دهد. "اخراج کتلوی مهاجرین و بخصوص بمباردمان شفاخانه و قتل معتادین شباهت با همان کشتار معلولین و معتادین در حاکمیت نازی های آلمان در جنگ دوم جهانی نشان می دهد. بدین ترتیب باید تقلیل مصارف پولی حکومت دست نشانده را هم در نظرداشته بوده باشند. اینست انسانیت. با احترام.یوسفی از آلمان.
|
 |
| احمد آریا | 22.03.2026 | امریکا |  |
محترم جهانی صاحب، با عرض سلام و ادای حرمت، از لطف و التفات شما نسبت به نوشتهٔ اینجانب، صمیمانه سپاسگزارم. خرسندم که برداشت و تحلیل بنده مورد توجه شما قرار گرفته است. چنانکه بهدرستی تذکر داده اید، طرح این موضوع از زاویه ای متفاوت می تواند به مثابهٔ هشداری جدی برای هموطنان ما تلقی گردد.
با شما کاملآ همنظر هستم که شایسته است سائر نویسندگان و اهل قلم نیز به این مسئلهٔ مهم از همین منظر بپردازند و با نگارش مطالب روشنگرانه، در ارتقای سطح آگاهی عمومی بکوشند. بی تردید، در اوضاع کنونی، مسئولیت روشنگری و بیدارسازی افکار عامه بیش از هر زمان دیگری بر دوش اهل قلم سنگینی می کند.
همچنین، با اغتنام فرصت، نگارش مقالهٔ اخیرتان را— که در آن تأکید نموده اید «لویهجرگه» نه تنها به تنهایی راه حل معجزه آسایی برای بحران کنونی نیست، بلکه طرح چنین انتظاری از ساختاری که به رای مردم اعتقاد ندارد و خود در شکل گیری و تداوم بحران نقش داشته، مصداقی از خودفریبی است— صمیمانه تبریک عرض می نمایم. با احترام احمد آریا
|
 |
| عبدالباری جهانی | 21.03.2026 | ایالات متحده |  |
محترم احمد آریا سلام و احترامات. مضمون شما را که تحت عنوان افغانستان تیاتر بازیګران سیاسی و قدرت های خارجی را خواندم. زنده باشید. از زاویه بالکل جدید موضوع را تشریح نموده اید که حیثیت زنګ خطر دارد. خدا کند سایر نویسنده ها متوجه این زنګ خطر شده باشند و مانند شما در زمینه از همین زاویه جدید که خطر طرح پاکستان بزرګ عوض افغانستان بزرګ است مضامینی را به رشته تحریر بکشند تا افغانهای ما که هنوز هم به عقیده تعامل با طالبان هستند متوجه این زنګ خطر ګردند. شما زنده باشید. با احترام
|
 |
| پاچا | 21.03.2026 | کلیفورنیا-امریکا |  |
آنهایی که شب و روز قلم می زنند تا طالبان را سفید کنند!!!
درویبسایت اریانا افغانستان یک شخص که شخص ګفتن برایش توهین به شخصیت است تحت عنوان " آنهایی که شب و روز قلم می زنند تا طالبان را سفید کنند ... "نګاشته است ونیز ګفته " انتقادات من سراسر مستقلانه است ". ایکاش این ادمک به معنی مستقلانه فهمیده و به حقیقت پیوسته باشد، هرچیزی را که نوشته کرده ممکن به زعم خودش درست باشد ولی بنظر اینجانب و دیګران مملو ازتفرقه وطفره رفتن از حقایق بیش نیست. توادمک **** فاقد معلومات تاریخی نمیدانی که اسامه بن لادن در زمان کدام حکومت توسط امریکا ازسوډان به افغانستان اورده شده بود؟ برای معلومات واګاهی تو باید ګفته شود که بن لادن زمانیکه به اصطلاح شما استاد برهان الدین ( بحران الدین) ربانی مکار، محیل، تجزیه طلب و متعصب پاچای ارګ، شهر نو و خیرخانه بود در مقابل یک معامله که جمعیت اسلامی در بدل قبولی بن لادن از طرف امریکا صاحب میلیونها دالرشد صورت ګرفته بود.
امریکا بن لادن را برای یک هدف و منظورخاص به افغانستان انتقال داده بود که این هدف مشترکا توسط سی آی ای امریکا وسازمان جاسوسی اسراییل سازماندهی وطرح ریزی شده بود. چون تو*** فاقد معلومات تاریخی و بی خبراز تاکتیکهای خصمانه سیاسی، ستراتیژیکی، اقتصادی امریکا، اسراییل وجهان غرب استی، لذا حقایق پشت پرده جهان غرب، امریکا و اسراییل را از من به چشمهای کور وګوشهای کر به غور ودقت بشنو.
امریکا، اسراییل، انګلستان خلاصه جهان غرب که دشمنان درجه یک اسلام ومسلمانان استند، بن لادن را برای بدنامی اسلام تحت تربیه ګرفته بود تا تراژیدی یازده سپتمبر سال ۲۰۰۱ بعمل اورده شود، این خونخواران وخون اشامان توسط این عمل شنیع و غیر انسانی که سبب هزارها مردم بیګناه نه تنها در امریکا شد بلکه سبب میلیونها مردم در افغانستان، عراق، لیبیا، غزه فلسطین، سوریه و فعلا در ایران جریان دارد صورت ګرفت که به این کار ناروا، غیر انسانی و غیربشری امریکا واسراییل به اهداف و ارزوی دیرینه خود مؤفق و کامیاب شدند و جهان اسلام را در برابرجهانیان خصوصا غرب وتمام عیسویان برای ابد بدنام ومنفور ساخت.
تو *** که از ګفتار ونوشته تو فهمیده میشود یک*** نیستی، اینک حقایق را بشما کویلابیان اولاد شینګری وجاسوس اجانب یکا یک اشکار میسازم. ملی خاین مسعود پنجشیری بی مسلک وجاسوس سه قرارداد تجزیه افغانستان را به شمال وجنوب به جنرال ګروموف اتحاد شوروی سابق در خینجان، جبل السراج و پنجشیر امضا کرده بود، متن این قرارداد ها در مطبوعات جهان به نشر سپرده شده که انکار ناپزیر است. از جانب دیګر وقتیکه خاین ومکار ربانی برای دست بوسی ولادمیرپوتین به روسیه سفر کرد،یک ژورنالیست از ربانی درمورد غرامات جنګی از روسیه که مرتکب جنایات و خسارات علیه مردم افغانستان شده است نظر پرسید، ربانی با چشمان افګنده و حقیرانه به سوال ژورنالیست ګفت " اتحاد شوروی سابق از بین رفته لذا ادعای غرامات جنګ مورد بحث نیست ". اما به یاد باید داشته باشیم که روسیه جانشنین اتحاد شوروی سابق است وهمرایش باید محاسبه شود.
زاویه ای دیګر خیانت ملی بحران الدین ربانی در برابر ملت افغانستان، وقتیکه ربانی رییس جمهور بی واک وبی قدرت در ارګ بود توسط نواز شریف صدر اعظم پاکستان به اسلام اباد اظهار شد، درحین مذاکرات، ربانی با نواز شریف که همیشه از پس فطرتی ربانی نمایدګی میکرد با چشمهای همیشه پاین و به زمین دوخته اوامر نوز شریف را ګوش به فرمان بود که البته این خصلت خجولی وفروما یګی از طفولیت ربانی مکار و غدار بود. به آمر نواز شریف، برهان الدین ربانی تمام اسلحه های جنګی مانند تانکها اسلحه های ثقیله و خفیفه و طیارات جنګی را به نواز شریف صدراعظم پاکستان بخشید، اما نواز شریف هم در مقابل خیانت ملی ربانی جوانی کرد و به میلیونها دالر را به حساب ربانی در بانکهای خارج انتقال داد که ربانی از این نوازش نواز شریف بسیار خوش شد.
همچنان این ادمک *** نیز نوشته است " اگر اجاره ای نیستند، پس چه نام دیگری می توان روی آنها گذاشت؟" پرسان، اقای محترم درمورد اجاره ای برایت نوشته میشود، ایا حکومت یا دولت افغانستان تقریباْ برای بیست سال توسط ناتو و امریکا به اجاره ګرفته نشده بود که شورای رزال که در ان سهم عمده پنجشیریان داشت وبه کمک و جاسوسی این وطنفروشان امریکا مهلک ترین وسایل جنګی را علیه مردم بیګناه در نقاط مختلف افغانستان استعمال کرد که سبب مرګ ومیر هزارها مردم بیګناه شد و بدتر از همه امریکا مادربمبها را بکار برد وانهم در مناطق پشتون نشین. به یاد باید داشته باشید که صفحات وولایات شمالی افغانستان از تجاوز اتحاد شوروی سابق ګرفته تا تجاوز امریکا و ناتو همیشه ارام و اسوده بود اما ولایات شرقی و جنوب شرقی افغانستان همیشه زیر بمباردمان بود. در اصل در کنفرانس بن – جرمنی که همه اشتراک کننده ان ازعلاقه داری پنجشیر بودند خاک افغانستان را به امریکا به اجاره داد و امریکا هر فجایع که از دست شان میشد به کمک وهمکاری ارازیل وطنفروش وجاسوسان پنجشیری انجام داد. از جانب دیګر اګر به یک ویدیو جنرال حمیدګل که به یک خانم ژورنالیست صورت ګرفته متوجه شوید، جنرال حمید ګل ګفت که من همیشه میهمان مسعود پنجشیری در ارګ و پنجشیر میبودم. همچنان وقتیکه ربانی وطنفروش بالای ارګ، شهرنو و خیرخانه حکمروای میکرد از جنرال حمید ګل خواست که به حیث مشاور نظامی به ما کمک کنید. جناب محترم هیچوخت در حالت احساسات بیجا بی خلطه یا خریطه فایر نکن، حقایق رادرک کن و بعدا در مورد ان اظهار نظر کن، میدانم که در صحنه سیاست که به شان تو برابر نیست لذا قضاوت بیجا نکن، البته این یک نصیحت برادرانه است، خدا کند که فهمیده باشید. انستاین ګفته که هر عنصر یک فارمول دارد اما سیاست هیچ فارمول ندارد یعنی پالیسی و سیاست همیشه در حال نوسان وتغییر است. موضوع را کشاله دار نمیسازم، چرا که اګر در هر مورد نوشته کنم بسیار جای خواهد ګرفت وبرای خوانندګان خسته کن تمام خواهد شد. حرمت
پاچا |
 |
| احمد آریا | 21.03.2026 | امریکا |  |
کسی که هر روز مقابل آینه ای شکسته می نشیند و جز تصویر معیوب خودش چیزی نمی بیند، کسی که نژادپرستی را هر صبح مثل چای با نان می بلعد و روزش را با فحاشی— که آیینه تمام نمای سطح فرهنگی و خاستگاه اجتماعی اش است—آغاز می کند، بیش از آنکه دغدغه فهم مفاهیم را داشته باشد، مشغول خاراندن عقده های چرکین درونی خویش است. طبیعی است از درک مفاهیم ذیل که شامل آن نقد بود عاجز است. «در ادبیات علمی روابط بین الملل، اصطلاح «تجاوز» به اقدام نظامی گسترده، رسمی و سازمانیافته یک دولت علیه دولت دیگر اطلاق می شود؛ مفهومی با پیامد های حقوقی روشن در چارچوب منشور سازمان ملل متحد. اما آنچه اکنون میان پاکستان و طالبان جریان دارد، چیزی جز درگیری های پراکنده مرزی و تنشهای محدود در دو سوی خط دیورند نیست. تبدیل این تنش ها به «تجاوز برنامه ریزی شده» بدون ارائه حتی یک شاهد عینی، نه تحلیل جیوپولیتیک است و نه فهم سیاسی؛ بلکه تحریف عامدانه واقعیت و تکرار همان پروپاگاندای نخ نمایی است که بارها در نوشته های این قبیل افراد دیده ایم. اگر ادعای «تجاوز» پاکستان به افغانستان واقعیت داشت، شورای امنیت سازمان ملل وارد عمل می شد، رسانه های جهانی آن را در صدر اخبار می بردند و حکومت افغانستان ناگزیر از اعلام جنگ رسمی می گردید. اما واقعیت این است که مردم بیدفاع افغانستان قربانیان اصلی همین تنش های مشکوک و درگیری های هدایت شده اند؛ تنش هائی که هر دو طرف از آن برای پیشبرد اهداف خود سوءاستفاده می کنند» بیتردید، این سخنان، نقاب از چهره ستونپنجمها و اربابانشان برمیداشت؛ و احتمالاً همین حقیقت تلخ است که به مذاق این شخص خوش نیامده است. یا شاید هم زمانی که دوباره قلم به دست گرفته، هنوز اثر همان معجونهای تسکیندهنده در سرش باقی بوده است. چه بسا هم خواسته باشد با این قلمفرسایی، برای مشاور اشرف غنی قبایی از جنس تملق بدوزد. اما یقیناً تفاوت «اعلام جنگ» و «اعلام جنگ آشکار» و «تجاوز» و «درگیریهای پراکنده و فصلی» را نمیداند و هنوزهم سوزن او روی صفحه «تهاجم فرهنگی ایران» گیر کرده است. این درمانده حتی به نقل از «رسانه ای» بی نام و نشان مدعی شده که «در همان روز اول تجاوز نظامی پاکستان، ترمپ از آن استقبال کرده است»؛ ادعایی که چیزی جز دروغی آشکار نیست. واقعیت این است که ترمپ تاکنون هیچ موضعی در قبال این رویدادها نگرفته است. همه اطلاع دارند که او از زمامداران پاکستانی تمجید کرد – چیزی که بازهم نشاندهنده خوی چاپلوسانه او بود - و گفته است که در این درگیری ها (بین اسلام آباد و طالبان) دخالت نمی کند اما بنابر لزوم دید برای آنها شاید راه حل دیپلوماتیک را جستجو کند. بنابر به گزارش ۱۸ مارچ ای پی: «پاکستان و افغانستان اعلام کرده اند که پس از تشدید درگیری ها، به طور موقت آتش بس برقرار می کنند. این آتش بس موقت به مناسبت عید فطر و با میانجیگری کشورهائی مانند عربستان سعودی، ترکیه و قطر برقرار شده و قرار است چند روز ادامه یابد. از دو روز به این سو بمباری ها باید پایان یافته باشند. اما «خواهر زاده که قبلا استاد پوهنتون کابل بود» گفته است که «بمباردمان هوایی پاکستان بر تمام نقاط و نواحی مختلف شهرکابل جریان دارد و صدا های مهیب پرتاب این بم ها شب و روز به صورت مسلسل شنیده میشود.»
و در نهایت، جای این پرسش هنوز باقی است: آیا مشاور سابق اشرف غنی و استاد برحال پوهنتون امریکای اساساً می دانست که پاکستان عضو دیوان کیفری بین المللی (آی سی سی) نیست، و آیا می دانست افرادی چون هبت الله آخندزاده و عبدالحکیم حقانی پیشتر به اتهام جنایات علیه بشریت تحت پیگرد همین نهاد قرار گرفته اند؟ یا اینکه حتی هنگام تنظیم و تسلیم شکایتنامه اش از ابتداییترین واقعیت های حقوقی جاری بی اطلاع بود؟
از وبسایت آی سی سی
|
 |
| دوکتور محمد اکبر یوسفی | 21.03.2026 | آلمان |  |
جناب عالیقدر و امیر ممتاز آمران با نام ترکیبی با الفبای غیر زبان افغان
Hazarzbek Tajiashtun سلام! کاش من جوان می بودم و از "کانت" بیشتر می آموختم که "آزادی" و "صلح پایدار" چگونه ممکن شده می توانست. حال از شمامی پرسم که آیا هدف تان از کلمۀ "مطره" در زبان ماست یا در کدام زبان دیگر. ما آنرا در مکتب "مطرح" خوانده و آموخته ایم. از آنجا که خدمت می کردیم به فرار مجبور شدیم. حال تابع امر شما هستیم، آمر صاحب "KI" امر کنید و اطاعت از ما. بفرمائید. یوسفی.
|
 |
| Hazarzbek Tajiashtun | 20.03.2026 | USA |  |
.....با اندیشه ها و برداشت های شماغرض ندارم. در تمام آلمان سفر هایم را از وسایط عامه و خرید تکت سفر انجام داده ام. مرید کدام «پیر» نیستم و اگر کسی«مرید» می شود، به من چه؟ با احترام. یوسفی از آلمان......" محترم تاپک مورد بحث نهایت فراتر از "مرید" بودن و نبودن شما است. پس این قدر غالمغال قصه دنباله دار فیلسوفان " کانت " و غیره شما برای چی منظور است. این جاه بحث فیلسوفان نه بلکه وضع افغانستان مطره است جانیم
|
 |
| محمد داؤد مومند | 20.03.2026 | متحده ایالات |  |
تجاوز پاکستان برحریم خاک افغانستان! یک فارسیست ستمی و مدافع فرهنگ و تاریخ ایران درین ویب سایت وزین، تجاوزات نظامی پاکستان را کاملاً نادیده گرفته و آن را یک برخورد محلی در امتداد خط فرضی دیورند تلقی نمود. در حالیکه تجاوزات نظامی پاکستان بر ده ها مناطق درننگرهار، پکتیا و کندهار و بخصوص در کابل و شهادت صد ها نفر در یک مرکز صحی، در مطبوعات جهانی انعکاس یافته است. الیوم در یک صحبت تیلفونی با خواهر زاده ام مقیم کابل، که قبلاً استاد پوهنتون کابل بود، مطلع شدم که بمباردمان هوایی پاکستان بر تمام نقاط و نواحی مختلف شهرکابل جریان دارد و صدا های مهیب پرتاب این بم ها شب و روز به صورت مسلسل شنیده میشود، و باشندگان کابل را سخت متوحش ساخته است. وی افزود قرار اطلاعات باشندگان شهرکابل، در حدود دو هزار نفر شهید شده اند و جمع غفیری هم زخم برداشته اند. تجاوز و کشتار مردم ملکی و بخصوص پرتاب بم ها بر مراکز صحی، ولو که نظامی هم باشد در جملۀ ارتکاب جرایم جنگی به حساب میرود. طبق گزارش میدیا، در همان روز اول تجاوز نظامی پاکستان، ترمپ از آن استقبال به عمل آورد و چنین به نظر میرسد که پاکستان به حیث یک سرطان خبیثۀ نیابتی اضلاع متحده، مرتکب همچو جرایم میگردد. مخصوصاً که جنگ اضلاع متحده و اسرائیل بهترین فرصت همچو جنایات جنگی را به پاکستان داده است. شاغلی داکتر آزاد سابق مشاور داکتر اشرف غنی و فعلاً استاد در یکی از پوهنتون های اضلاع متحده، در زمینه به نهاد (آی سی سی) شکایت و احتجاج خود را علیه تجاوز جرمی پاکستان ابراز داشته است. برخی ازحلقه های وطنپرست مردم ما در اروپاه نیز به اقدامات مماثلی متوسل شده اند. طبق معلومات میدیای جهانی لندغران شورای نظاری و جمعیتی از همچو اعمال جرمی پاکستان حمایت نموده و قوله های (زنده باد پاکستان سرداده اند) قرارمعلوم حکومت پاکستان از این گروهای مفسد کولابی و فاقد شرف و وجدان ملی دعوت به عمل آورده است تا در پاکستان حضور به هم رسانند. این همان ذوات کم اصل مادر زاد اند که شعار میدهند که (ما افغان نیستیم، ما تاجیک هستیم، مملکت ما خراسان است) خاموشی و عدم تقبیح تجاوزات پاکستان برحریم خاک افغانستان، کار ذوات ستمی و ضد ملی و فقدان احساس نجابت و شرافت افغانی در وجود همچو عناصر بی خاصیت است. مرده باد استبلشمنت پنجاب
|
 |
| پاچا | 18.03.2026 | کلیفورنیا-امریکا |  |
پاچا کلیفورنیا – امریکا March17 , 2026 قبل از همه عید سعیدالفطر را به همه افغانان وطنپرست وبعدا به جهان اسلام از صمیم قلب تبریک وتهنیت میګویم. اخطارامریکای بدمعاش و بد مست به طالبان در مورد ازادی دو جاسوس امریکای!!! امریکا حکومت طالبان را در لست انعده ممالک که اشخاص(به اصطلاح امریکا، امریکایان ) راغیر قانونی به گروگانگیری میگیرند داخل نمود. مارکو روبیو کیوبای الاصل امریکای، وزیر خارجۀ ایالات متحده امریکا بروز دوشنبه نهم مارچ سال ۲۰۲۶ درطی یک بیانیه از طالبان خواست تا دنیس کویل، محمود حبیبی و "همه امریکاییهایی را که ناعادلانه در افغانستان بازداشت کرده اند، همین اکنون" رها کرده و به "توقف همیشگی دپلوماسی گروگانگیری" متعهد شوند. موصوف اضافه نمود "طالبان از تاکتیکهای تروریستی، اختطاف افراد برای گرفتن غرامت یا امتیازگیری سیاسی کار میگیرند. این تاکتیکهای نفرتانگیز باید پایان یابد." مارکو روبیو در بیانیه خود که مملو از اخطار به طالبان بود از سه اصطلاح کار ګرفت ( نا عادلانه، تاکتیکهای تروریستی واختطاف). اکنون از این امریکایان بدمعاش، بد قماش و زورآور باید پرسان شود که چرا حکومت طالبان اشخاص فوق الذکر را گرفتار کرده اند؟ جواب واضح است که برای امریکا جاسوسی میکرد وهر ان کسیکه در حال جاسوسی چه داخلی باشد و یا خارجی باید گرفتار و طبق قانون آن مملکت مجازات شوند. در همین حال، وزارت خارجۀ ایالات متحده، در مورد اقدام بعدی حکومت امریکا پس از مشخص کردن افغانستان به عنوان "دولت حامی بازداشت ناعادلانه" به پرسش صدای امریکا پاسخ مشخص ارایه نکرد، اما در ایمیلی نگاشت که "مصوون نگهداشتن امریکاییها عمده ترین اولویت این وزارت است". متن ایمیل انگلیسی را در زیر مشاهده کنید.
On March 9, the U.S. designated Afghanistan as a State Sponsor of Wrongful Detention. The #FBI remains committed to working with our federal and international partners to return Americans who are being held captive home and bring their captors to justice. The Hostage Recovery Fusion Cell (HRFC) coordinates efforts dedicated to recovering Americans held hostage abroad and supporting the hostages and their families during and after release. We are steadfast in our determination to resolve these cases: اکنون سوال پیدا میشود که آیا در جهان یگانه مملکت که امریکا باشد برای تمام ممالک جهان به زعم خود بدون در نظرداشت قوانین بین المللی و حقوق بشر وضع کننده قانون باشد ویا چطور؟ به تمام جهان معلوم وهویدا است که در اشغال افغانستان تمام اعضای شورای نظار اعم از محمد قسیم فهیم که بعدا توسط دونالد رمسفلد وزیر دفاع امریکا برایش در مورد وطنفروشی وجاسوسی رتبه مارشالی اعطاشد مطلق اگاهی و اشنای دارند. اگر بتاریخ متجاوزات و تخلف ازقوانین جهانی امریکا نظراندزای شود، امریکاهمیشه از قوانین بین المللی تخلف و تجاوز کرده و هرچه که به زغم خودش برابر بود به آن متوسل شده است. مثالهای عمده ان مانویل نوریګا، رییس جمهور منتخب دولت پاناما که در سال 1989 توسط امریکا اختطاف وبرای محاکمه غیر قانونی به امریکا اورده شد بود. از جانب دیګر دراین اواخر نیکولاس مادورو رییس جمهور منتخب وینزویلا توسط قوای ظالم وقانون شکن امریکا با خانمش ګرفتار و به غرض محاکمه به شهر نیویارک اورده شد. آیا این عمل امریکا مغایر قوانین بین المللی شناخته نمیشود ویا چطور، جواب واضح است که در برابر امریکای ظالم هیچکس حق ندارد که بالای مظالم وقانون شکنی امریکا انتقاد کند. اگر به ریاکاری امریکا و سازمان جاسوسی سی آی ای وموساد اسراییل در مورد بدنامی جهان اسلام دقیقآ نظر اندازی شود، سازمان جاسوسی موساد اسراییل یک پلان ماهرانه را طرح ریزی کرد بود که مسلمانان جهان را در نظر امریکا به حیث ترورست ودهشتگرد وانمود سازد، لذا پلان ترورستی که موساد و سی آی ای امریکا متفقآ به آن موافقت کرده بودند به راه انداخت وحملاتیکه توسط خود موساد اسراییل برای بدنامی جهان اسلام طرح ریزی شده بود بتاریخ یازده سپتمبر ۲۰۰۱ عملا براه انداخت تا مسلمانان جهان را درانظار امریکایان وکشورهای عیسوی بدنام وبه صفت تروریست ودهشت افګن معرفی کرده باشند. سوال دیګر، وقتیکه امریکای ددمنش وبدمعاش به خود حق میدهد که به اصطلاح اشخاسیکه واقعه دلخراش یازده سپتمبر ۲۰۰۱را به راه انداخته بود بدون درنظرداشت قوانین بین المللی بازداشت وبه زندانها دربګرام، کندهار،بلخ – مزارشریف و پنجشیر وغیره زندانی میکردند بعدآ به زندانها در پولیند، اروپا و اروپای شرقی و ممالک عربی مانند قطر، متحده امارات، کویت، اردن وغیره ممالک برای بازجوی وارتباط انها به اصطلاح به القاعده انتقال وبعدا زیر شکنجهای روانی وجسمانی قرار میګرفتند، در ان زمان قانون بشری هیچ درنظر ګرفته نمیشد، هر چیزیکه قوای ظالم ومستبد امریکا میخواست بالای زندانیان که دراختیار شان بود جبرآ تطبیق میشد وزندانیان هیچ حق دفاع ازخود نداشتند. قوای مغرور و بدمست امریکا به آن هم اکتفا نکرد وبرای اذیت بیشترو مغایر تمام اصول وقوانین کرامت انسانی وحقوق بشر به صدها زندانیان را به زندان بدنام زمانه ګوانتامو انتقال داده وهرفجایع که از دستشان میشد علیه زندانیان بیرحمانه بکار برده میشد و به هیچ اعضای سازمان حقوق بشر خصوصا صلیب سرخ بین المللی (ICRC ) که مقعر ان در جنیوا- سویتزرلیند است اجازه دیدار واحوال از انها داده نمیشد. من پاچا بیش از ده سال به سازمان صلیب سرخ بین المللی چه در داخل افغانستان ویا خارج از افغانستان کار کردیم، قوانین کنوانسونهای جنیوا که عبارت از کنوانسیونهایی دریای، هوای وزمینی است تا یک حد اشنای وبلدیت دارم. عجب قوانین که تنها و تنها باید از طرف زورمندان امریکا به راه اندخته شود و قدرت دیګر حق انرا اندارد که بګوید این عمل امریکا نا قابل قبول وبر ضد تمام اصول، مقررات ، قوانین وحقوق بشر است. این حقایق به اصطلاح مشت نمونه خروار است، خدا کند خوانندګان محترم حقایق امریکای متجاوز را درک کرده باشد. با احترامات فایقه پاچا
|
 |
| Hazarzbek Tajiashtun | 17.03.2026 | USA |  |
 تعریف و عملکرد دیگری از نوع راسیزم/ برتری ذاتی در افغانستان: این دختر جوان و هردم شهید که در هر نفس با لگد, سنگ و چوب دنده در زیارت شاه دو شمشیره که خود در هر دست با یک شمشیر کابل یان را سر میبرید - کشته شد. مرحوم فرخنده در باغ بالا, چمن حضوری, سینما اریانا و .... با چیغ زدن و تهمت ناق در ارتباط به عدم رضایت از مقدار شکرانه نقدی و جنسی از طرف مجاور زیارت, کشته نمی شد
|
 |
| دوکتور غروال | 17.03.2026 | ویانا |  |
دا چټل د امریکا په ډالرو او د سی آی اي ستر جاسوس خلیلزاد تر کنترول لاندی د پنجابی پاکستان له خوا تربیه شوی چړیان د پنجابی پاکستان او امریکا تر هدایت لاندی د افغان ملت تهدابی وژنی او تباهی باندی لګیا دی
ددی چټلو خیټور خرڅ شوی د روسی تربیه شوو کفارو کمونیستانو او د غلیسی امریکا او منافق اخوندی ایران له خوا دا رنګا رنګو تربیه شوو وحشیانو قاتلانو او چورکوونکیو وحشت ولیدۍ شو امید دی چی افغان غیرتی ملت
د پنجابی فریبی طالبی ساختګی لقب ورکولو باندی ژر پوه شی او دا خیټور خچنی قادیانی ږیرو پر ضد راپورته شی !!!!! ددی ورځی د هلو ځلو مثبتی نتیجی په امید !!!!
|
 |
| احمد آریا | 16.03.2026 | امریکا |  |
آنهایی که شب و روز قلم می زنند تا طالبان را سفید کنند و خود را به کوری زده اند تا واقعیت ها را نبینند، اگر اجاره ای نیستند، پس چه نام دیگری می توان روی آنها گذاشت؟ انتقادات من سراسر مستقلانه است و خوانندگان با دقت خواهند دید که هدف من روشن کردن واقعیتهاست. طالبان همان گروهیست که با جای دادن بن لادن و گروه تروریست او، پای «ملیتاری اندستریال کامپلکس» ایالات متحده را به افغانستان کشاند و زمینه جنگی طولانی و خونبار را در کشور فراهم کرد. در این جنگ، بیش از ۴۰۰ هزار مرد، زن و کودک کشته شدند، هزاران قصبه و خانه ویران گشت و صد مکتب سوزانده شد، و کودک به جرم درس خواندن هدف گلوله های داغ قرار گرفتند و انتحاری ها خون هزاران بیگناه را به هدف رسیدن به وصال حوران بهشتی بر زمین ریخت و نسل ها با خاطراتی تلخ و جبران ناپذیر باقی ماندند. آنچه بعد از هجوم امریکا در افغانستان رخ داد، صرفاً تصادفی نبود، بلکه در چارچوب برنامه های از پیش تعیین شده قرار داشت. باور نمی کنید؟ به اظهارات دانولد رمزفیلد، وزیر دفاع وقت ایالات متحده، در فردای حضور نظامی کشورش در افغانستان رجوع کنید؛ او در پاسخ به طالبان که خواستار بازگشت به خانه های شان بودند گفته بود: «هنوز ایالات متحده به اهدافش دست نیافته است» اکنون این سناریو بار دیگر در حال تکوین است؛ اما این بار، به جای گروه بن لادن، گروه تروریست دیگری— تحریک طالبان پاکستان— به دعوت طالبان در افغانستان مستقر شده است. واضح است که هر تحسینی که از سوی طرفداران طالبان یا نویسندگان اجاره ای صورت گیرد، صرفاً تلاش برای پنهان کردن واقعیت این گروه است و خوانندگان با دقت همه را خواهند دید.
احمد آریا
|
 |
| احمد آریا | 16.03.2026 | امریکا |  |
Hzarzbek Tajiashtun جناب محترم تشکر از تحلیلتان و توضیح دقیق شما درباره تاریخچه و ساختار رقابت هویتی و برتری طلبانه قومی در افغانستان. نکاتی که مطرح کردید، به ویژه مقایسه تهداب های خانه های یک و دو طبقه، تصویر خوبی از دشواری اصلاح ساختارهای عمیق اجتماعی ارائه می دهد: همانطور که یک تهداب مستحکم و پخته امکان نوسازی خانه را بدون تغییر هویت کلی فراهم می کند، اصلاح روایت های برتری طلبانه قومی نیز نیازمند بازسازی تدریجی و مستمر ساختارهای اجتماعی و فرهنگی است، بدون آنکه هویت موجود به کلی از بین برود. همچنین درست است که صف بندی ها و قراردادهای اجتماعی تاریخی، مانند مفاهیم «آغا صاحب» و «نا آغا صاحب»، پایههای رقابت هویتی را تقویت کرده و اصلاح آنها مستلزم تغییر تدریجی در ذهنیت جمعی است. نکته ای که در مقاله تأکید داشتم نیز همین بود که فاصله گرفتن از روایت برتری طلبانه، هرچند کار سادهای نیست، اما می تواند زمینه گفتگو و تولید دانش را فراهم کند، حتی اگر تغییرات کامل و فوری ممکن نباشد. در کل، به نظر میرسد هر دو نگاه با هم سازگار هستند: درک عمیق از تهداب های تاریخی و اجتماعی، مسیر عملی و واقعینانه برای اصلاح و کاهش تنش های هویتی را روشن می کند. با احترام
|
 |
| Hazarzbek Tajiashtun | 14.03.2026 | USA |  |
احمد اریا,
".....در افغانستان تاریخ اغلب نه صرفا ً یک رشته اکادمیک، بلکه میدان رقابت هویتی بوده است..... به همین دلیل اصلاح این وضعیت نیز کار ساده ای نیست...... فاصله گرفتن از روایت برتری طلبانه قومی می تواند به تدریج فضایی فراهم کند که در آن اختالف نظر به جای دشمنی به گفتگو سازنده و تولید دانش تبدیل شود......"
تشریح نهایت معقول و معمول تعاملات و بر خورد ها نهایت مروج اجتماعی مردم در افغانستان که به گفته شما " اصلاح ان واقعا کار ساده ای نیست" . ارزش پولی تعمیر یک منزله از تعمیر دومنزله پهلویش با عین مساحت زیست, عمدتا در ارتباط به کار و مواد اضافی در تهداب اولی نهایت بیشتر می باشد. تهداب پخته تر و مستحکمتر و تغیر بهتر سازی و نوسازی بعدی داخل هر دو منزل هویت ان ها را تغیر نمیدهد. جملات کلیدی " رقابت هویتی" و "برتری طلبانه قومی" شما در افغانستان از دیر زمان سیاسی نهادینه شده است که اخرین چپتر رسمی ان از بغداد و هند برتانوی کمی بیشتر از یک قرن تهداب گذشته را دوباره اساساً پخته کاری نموده است. صف گیری ها پشتون, تاجک, هزاره و ازبک را - منزل دوم - در ارتباط به رقابت هویتی و برتری طلبانه قومی را نمیتوان تا وقتی حذف نمود تا تهداب مفهوم -برتری- قومی/ذاتی خنتی نگردد. تهداب برتری قومی در افغانستان روی مفهوم " اغا صاحب" و " نا اغا صاحب " بنا یافته تا تغیر نخورد, اقوام دیگر روی همان تهداب بنا شده, در "رقابت هویتی" و "برتری طلبانه قومی" صف می بندند. از بد بدتر و خطرناک ترش این که برتران ذاتی درافغانستان هویت دوگانه را تصاحب هم زمان هم اغاصاحب و هم پشتون, تاجیک, هزاره و ازبک شده اند. نا گفته نماند که چنین قرارداد اجتماعی در جهان عرب موجودیت ندارد
|
 |
| محمد داؤد مومند | 14.03.2026 | متحده ایالات |  |
دانشمند و متفکر متبحر، جناب صحرایی صاحب!
بعد از عرض سلام محمدی و افغانی و رجامندی صحت جسمی و سلامت روحی تان
جناب شما در تبصرۀ عنوانی ممدوح تان چنین ارشادی رقم فرموده اید:«این ارسلا نام هم توفان میکند، او آقای مومند را هم به افکار خود جلب نموده است»
افخم مفخم جناب صحرایی صاحب!
شاغلی محترم ارسلا صاحب، مقالۀ خود را چنین معنون ساخته اند:«چگونه جنگ ایران میتواند پاکستان را تضعیف کرده و نفوذ منطقه ای را تغییر دهد»
این قلم سؤالی خدمت ارسلا صاحب معروض داشتم مبنی بر اینکه، قسمت دوم عنوان مضمون شان یعنی «نفوذ منطقه ای را تغییر دهد» برایم مغشوش کننده و غیر قابل درک است. این یک سؤال بود و نه تائید مطالب و محتویات مقاله و چه رسد با همنوا بودن با افکار محترم ارسلا!!!!
آیا در نظر شما دانشمند و متفکر متبحر، طرح همچو سؤالات عنوانی هرکسی باشد، دلیل همنوایی با افکار و آراء سؤال کننده با سؤال شونده محسوب میگردد؟
لذا اتهام حضرت عالی مبنی بر همفکری این قلم با افکار محترم ارسلا و بخصوص بدون داشتن ارائه کدام سند، و دلیل منطقی، به نظرم عنودانه و اغوا کننده به نظر میرسد. ضمناً بخوانید و بدانید که این قلم کوچکترین آرزومندی مناقشه با جناب شما متفکر متبحر نداشته و ندارم، امیدوارم این آخرین تذکراتم عنوانی آن افخم مفخم باشد. به امید صحت و سلامت جسمی و روانی آن حضرت والا
|
 |
| احمد فواد ارسلا | 14.03.2026 | امریکا |  |
در انتقادیه بلند بالای جناب آریا که نوشته اینجانب را یک نوشته اجاره ای توصیف کرده اند معلوم نیست که پول این اجاره را کدام منبع فرستاده است. اگر بنا به اظهارات ایشان دولت فعلی افغانستان اصلا توسط پاکستان اداره میشود و گاه وبیگاه گوشمالی میشود، امر اجاره مضمونی بر ضد پاکستان از کجا آمده است ؟ اگر این مضمون اجاره ای و امثال آن یک بدعت دولت افغانستان است شاید از جمله کار های باشد که آریا حرکات مستقلانه نامیده که سبب گوشمالی است که بعضی از افغان ها آنرا خصومت آمیز تعریف کرده اند. خوانندگان که موضوعات را منطقی مطالعه میکنند برداشت مناسب خواهند کرد . آریا در ناخنک به اصطلاح نقل کرده است: «تضعیف شدید منطقه ای پاکستان» در نوشته اجاره ای اینجانب چنین آمده است: « میتواند به گونه قابل توجه نفوذ منطقه ای پاکستان را تضعیف کند.» و اگر به صورت مثال رویترز منبع معتبر حساب شود لینک ذیل یک نمونه اخبار تصادمات در ذیل خدمت خوانندگان عرضه میگردد: https://www.reuters.com/world/asia-pacific/pakistani-afghan-border-forces-clash-un-says-war-displaces-100000-2026-03-06/
|
 |
| حسیب الله | 14.03.2026 | آلمان |  |
پس له دی نه چې خپل سلامونه او احترامات ټولو محترمو هیوادوالو ته وړاندي کوم، په درې اصطلاحاتو ( Realism, Reason او Motivation) په هکله، یو خورا مختصر مکث غواړم، دا هم په لاندي ډول:
دا درې واړه مفاهیم په ارواپوهنه (Psychology) او ټولنیزو علومو کې یو له بل سره ژور تړاو لري. دلته یې لنډه او علمي تشریح ده: ۱. ریالیزم (Realism): په علمي بنسټ کې، ریالیزم د واقعیتونو هغسې منل دي لکه څنګه چې دي. کله چې یو څوک خپل هدفونه او شاوخوا چاپیریال په واقعیتي ډول درک کړي، نو د هغه ارزونه (Assessment) سمه وي. دا د ذهني "خيال پلو" مخه نیسي. ۲. انګیزه (Motivation): انګیزه هغه ځواک دی چې انسان عمل ته هڅوي. په علمي ډول، که ستاسو اهداف واقعیتي (Realistic) وي، ستاسو انګیزه زیاتیږي. که یو هدف غیر واقعیتي وي، ذهن یې د ترلاسه کولو هڅه نه کوي او انګیزه له منځه ځي. ۳. دلیل/استدلال (Reason): دا د "ولې" ځواب دی. ریالیزم موږ ته وايي چې "څه" ممکن دي، مګر دلیل (Reason) موږ ته منطقي اساس راکوي چې ولې باید یو کار وکړو. کله چې یو دلیل منطقي او له واقعیت سره سم وي، هغه په مستقیم ډول پر انګیزه اغیز کوي. ارتباط (Synthesis): په دقیق ډول، ریالیزم د معلوماتو بنسټ دی، دلیل له هغو معلوماتو څخه منطقي پایله اخلي، او دا پایله بیا په انسان کې انګیزه پیدا کوي ترڅو یو هدف ته ورسیږي. خلاصه: که "دلیل" له واقعیت (Realism) سره سم نه وي، نو "انګیزه" به لنډمهاله او ناکامه وي.
په فائقه احترامات حسیب الله
|
 |
| محمد داؤد مومند | 13.03.2026 | متحده ایالات |  |
د استاد محمد همایون همت صاحب علمی لیکنی!
د څه مودی راپدیخوا د آریانا افغانستان په ویب سایت کی د پیاوړی او غښتلی لیکوال محترم محمد همایون همت علمی او په زړه پوری تحقیقی او تحلیلی مضامین چی د علمی ژورتیا له امله باید د ژور سمندر د تل نه را برسیره شوی مرغلری وبلل شی، خپرولو ته سپارل کیږی.
د افغان جرمن په ویب سایت کی هم شاغلی ن - جلیل زاد هڅه کوی چی خپلی لیکنی علمی او معیاری وښایی، د جلیل زاد د کلام سلاست د ستایلو وړ دی، خو په مجموع کی د محتوی او سلاست ترکیب یی د نوی شعر بڼه لری، چی د ناظم په څیر، د نظم مفهوم یی ښایی د ناظم په بطن کی ولټول شی، چی په دی اړه د عربی ژبی هغه معروفه معقوله ذهن ته تداعی کوی.
خو د همت صاحب لیکنی په داسی یو علمی میتود بنسټ لری چی زه یی د ډیرو مسلکی لیکوالانو په لیکونو کی نه وینم.
د همت صاحب په مضامینو کی د اصطلاحاتو توضیح او همدا راز مضمون په ځانګړی فرعی عناوینو ویشل او بیا د هماغی برخی علمی او منطقی توضیح او تحلیل، یو ځانګړی او پیاوړی میتود دی چه د همت صاحب د اکاډمیکی صلاحیت او پر مسائلو د پوره او استادانه اهلیت او لیاقت نمایندګی کوی. باور لرم د همت صاحب استادانه لیکنی، نه ځانله د علمی او منطقی اړخه بلکه زموږ په ملی او ملتی ژبه کی د سلاست، کره توب او روانۍ له کبله هم، ددی ویب سایت د درنولو په برخه کی به پوره ونډه ولری.
زه په دی اړه همت صاحب ته مبارکی وایم او ددوی د زیاتو قلمی مرغلرو د لوستلو په هیله
|
 |
| صحرائی | 13.03.2026 | کلیفورنیا |  |
جناب محترم احمد آریا سلام بر شما!
من واقعاً خرسند شدم وقتی هوشداری اول شما را خواندم. جالب این بوده است که با وجود اینکه از دو نام به دو زبان کار گرفته شده است و معلوم نیست که آیا جملۀاول را به زبان پشتو نوشته است و بعد ترجمه کرده است و یا برعکس بوده است. جعل و دروغ و بی مفهومی ادعا در ترجمه نیز انتقال یافته است. وقتی به حرف های عجیب "ن جلیل زاد؟" دقیقتر متوجه شویم، این یک نمونۀ دیگر است و بورد عمل او ممکن وسیعتر باشد. تعداد آنها زیاد شده می رود. این«ارسلا نام» هم توفان می کند. او آقای مومند را هم به افکار خود جلب نموده است. از جنگ ایران نام می برد، بدون اینکه از نتیجه چیزی پیشگوئی کند؛بیشتر تأثیرات را بر پاکستان و باز به پشتون ها وصل می سازد. ممکن کلمۀ ستراتیژی را هم از دست دوم از مارکیت کیندی در کابل خریده باشد. با این خرید خوب به آقای مومند که انظارتجزیۀ ایران را دارد؛ بحوبی یاری خواهد کرد. اینها از کتگوری استعداد هائی اند که در رابطه با هر چیز باید یک گپ موثر بسازند. با عرض معذرت خواهم کوشید که دیگر در رابطه با ادعاهای آنها وقت تلف نشود. با احترا صحرائی.
|
 |
| احمد فواد ارسلا | 13.03.2026 | امریکا |  |
ګرانه مومند صاحب، ستاسو له نظر څخه مننه. ما استدلال کړی چې د ایران جنگ،د پاکستان خراب اقتصادي حالت، د پاکستان دننه پراخ بغاوتونه، له افغانستان سره نښتې، د پاکستان د ترانزیټ لارو تړل کېدل، او د افغانستان له مرکزي اسیا سره د اړیکو ښه کېدل د دې لامل شوي چې د ترانزیټ لارو د کنټرول له لارې د پاکستان اغېز کم شي او د شمالي ترانزیټ لارو اهمیت زیات شي. که دا ټکی په مقاله کې روښانه نه وي، زه ژمنه کوم چې په راتلونکو لیکنو کې به دا موضوع لا روښانه کړم. په درناوي.
|
 |
| محمد داؤد مومند | 13.03.2026 | متحده ایالات |  |
ََښاغلی محترم ارسلا صاحب!
سلامونه او نیکی هیلی
ستاسی د مضمون عنوان دی چی؛«چګونه جنګ ایران میتواند پاکستان را تضعیف نموده و نفوذ منطقه ای را تغییر دهد»
متأسفانه زه ستاسی د مضمون د عنوان په دوهمه برخه یعنی «نفوذ منطقه ای را تغییر دهد» په معنی پوه نسوم.
لمړی دا چی منظور مو په پورتنی عنوان کی (نفوذ منطقه ای) دی، څرنګه چی تاسی کښلی دی او یا (نفوذ منطقه یی) دی؟
دوهم عرض دا چی چی په پورتنی عنوان کی منظور مو د پاکستان (منطقه یی) نفوذ دی یا کوم بل څه؟
هیله ده د لطف له مخی ما تنویر کړۍ ځکه زما په آند د عنوان دوهمه برخه نیمګړی ښکاری
هیله ده پورتنی تذکر ته د انتقاد یا بی ادبی په سترګه ونګورۍ او زما په لږ سوادۍ یی حواله کړۍ
مننه
|
 |
| محمد داؤد مومند | 12.03.2026 | متحده ایالات |  |
تمسخر رهبران شیعی ایران یک عمل طفلانه است!
شاید من یگانه فردی باشم که آرزومند تجزیه ایران و پاکستان، این دو دشمن تاریخی افغانستان هستم. من با هیچگونه مشارکت دینی و زبانی و فرهنگی این دو مملکت با افغانستان موافقت ندارم. ولی واقعیت امر این است که خمینی و بعداً خامنه یی و اکنون پسرش مجتبی، نه تنها رهبران شیعی جامعۀ ایران به شمار میروند، بلکه کتله های ملیونی شیعی در سراسر جهان، ایشان را در زمرۀ امامان و پیشوایان مذهبی خود، می پندارند، محقق و خلیلی و رهبران جهادی گروه های شیعی افغانستان، دست های این رهبران مذهبی ایران را میبوسیدند. با شهادت خامنه یی، شیعیان پاکستان به مظاهرات تشدد آمیز پرداختند که منجر به شهادت چند نفر شد و شیطان بزرگ مجبور شد، درب سفارت خود را در پاکستان بسته کند.
کذا حرب الله لبنان که قبل از شهادت خامنه یی، تعهد سپرده بودند که در جنگ تهاجمی و صهیونستی اسرائیل عیله ایران، مداخله نخواهند کرد، با شهادت امام شیعی ایرانی شان، داخل جهاد علیه دولت صهیونستی این چوچۀ نامشروع شیطان بزرگ شدند. با تجاوز امپریالستی شیطان بزرگ و فرزند صهیونستی اش بر ایران، خامنه یی با یک شهامت بی نظیر، تعمداً سینه خود را سپر بمباردمان جهنمی مشترک این دو شیطان ساخت، تا شیعی های جهان را برای یک جهاد اکبر شیعی علیه تجاوز این دو شیطان، به قیام حسینی وادار سازند. اکنون پسرش مجتبی ابتکار شرایط صلح را در دست گرفته که عبارت اند از : مسدود ساختن تنگنای هرمز، خروج بایگاهای نظامی از تمام کشور های اسلامی و منطقه و پرداخت غرامات جنگی پنجاه هزار ملیار دالر در طول ده سال آینده و غیره.
مـتأسفانه در ویب سایت افغان جرمن، به صورت بسیار طفلانه مجتبی یعنی رهبر جدید ایران را شهزاده مجتبی خطاب نموده، که بخصوص درین فرصت زمانی که ایران مورد تجاوز قدرت های جهنمی و دشمن بزرگ اسلامی در جهان قرار دارد، همچو توهین و تخریب رهبران روحانی ایران، کار یک آدم مسلمان نیست.
به امید پیروزی ملت ایران علیه صهیونیزم جهانی، بعون الله
|
 |
| دوکتور محمد اکبر یوسفی | 12.03.2026 | آلمان |  |
جناب محترم
Hazarzbek Tajiashtun سلام و احترام تقدیم تان باد. از حسن نیت شما نسبت به جملات من متشکرم وقتی کدام مفهومی افاده نموده ام، بدون تردید که از تجربهٔ زندگی خودم و هم از دانشمندان دیگر آموخته ام. هیچگاهی مدعی نیستم که خلاف آن وجود نخواهد داشت. من این همه مقالات را که در حالت «مهاجرت» نوشته ام، همه را در وقت فارغ ام نوشته ام. نه از کسی مزد دریافت داشته ام و نه هم به این فکر بوده ام که دیگران از من راضی و یا نا راضی شوند. درین دریچه نمی توان زیاد صحبت کرد. من هم مانند شما و دیگران شاید خاطره از زندگی داشته باشم من که در گذشته هم یادآور شده ام که از افغانستان، ۵۵ سال قبل جهت تحصیل به آلمان اعزام شده ام. ازین ۵۵ سال فقط از اخیر مارچ ۱۹۸۰ الی ربع اول سال ۱۹۸۷م وبعد از اخیر سپتمبر ۱۹۹۰م تا اخیر دسمبر ۱۹۹۲م در افغانستان بوده ام. متباقی مدت زمان را در خارج و بیش از ۴۵ سال را در آلمان سپری نموده ام. «موتر رانده نمی توانم» هیچگاه مالک چنین وسیله هم نبوده ام. هیچوقت هم طبق عادات مسکونین، «سفر های» استراحت و غیره نداشته ام به جز دیدن اعضای فامیل. حال بدون اینکه من کدام تصویر مشخص ازین و یا آن «راسیست» و یا «ناسیونالیست» و غیره داشته باشم. من هیچگاه نه گفته ام که در خدمت همه انسانها قرار دارم. من هم مانند هرانسان محتاج فراهم ساختن ضروریات حیاتی ام برای زنده ماندن دارم. حال از تفصیل معذرت می خواهم. من سیاسی نیستم و یا کدام مسؤلیت تطبیق عدالت اجتماعی و یا رسالت تأمین صلح را در کدام اجتماع داشته باشم. با اندیشه ها و برداشت های شماغرض ندارم. در تمام آلمان سفر هایم را از وسایط عامه و خرید تکت سفر انجام داده ام. مرید کدام «پیر» نیستم و اگر کسی«مرید» می شود، به من چه؟ با احترام. یوسفی از آلمان.
|
 |
| احمد آریا | 12.03.2026 | امریکا |  |
جناب صحرائی صاحب سلام بر شما، از توجه و حمایت شما صمیمانه سپاسگزارم. خوشحالم که این موضوع مورد دقت شما نیز قرار گرفته است. امید است با هوشیاری و فراست خوانندگانی چون شما، فضای بحث و تبادل نظر سالمتر و مسئولانهتر ایجاد شود. با احترام احمد آریا
|
 |
| صحرائی | 11.03.2026 | کلیفورنیا |  |
جناب محترم احمد آریا از امریکا! تشکر از هوشداری شما نسبت به پخش مطالب مضحک و جملات بی معنی به دو زبان توسط مستعار نویسان در افغان جرمن آنلاین، که متوجه شده اید. از همه رسواتر و مسخره تر اینست که شخص دیگری با نام "ن. جلیلزاد" با ادعاهای بی سر و بی پای، ممکن خودش را در سطحی فکر کند که گویا خوانندان منتظر آن باشند، تا از او بشنوند که آیا به رهبر جدید ایران تبریکی گفتن لازم است یا نه؟ دز آن سایت می نویسد: «تبریک به رهبر جدید ؟ نه جانم، اینجا باید گفت:« تسلیت به عقل، خنده به درد، و فاتحه بر امید !»» دانشمندان ایت قدرت بزرگ، بنابر وضعیت خطرناک حتی به رئیس جمهور «ترامپ» به ارتباط جنگ مهر «دیوانه» و خطرناک می کوبند. و نسبت به آینده خیلی نگران اند. اما مسئولین این سایت ممکن از خود نپرسند که این شخص از چه سلامتی فکری و جسمی برخوردار خواهد بود. والسلام صحرائی.
|
 |
| الله محمد | 11.03.2026 | آلمان |  |
جناب محترم برادر عزیزم حسیب الله خان!
تشکر از سلام و آرزوی سلامتی ما. برای شما محترم هم سلامهای بنده تقدیم است.
شما محترم یک سوال طرح نموده اید یعنی:
"جناب محترم دکتور نوراحمدخالدی، هر گاه، خدای ناخواسته جناب شما با یک گاو مواجه شوید، آیا در آنصورت جناب شما بیشتر سعی می ورزید که خود تانرا از مایع پستان گاو مستفید سازید، یا اینکه بیشتر تمایل پیدا می کنید به آنکه، خود تانرا به شاخ گاو وصل فرمائید؟"
سوال شما محترم چندین جنبه دارد. اول اینکه زمانی شما امریکا را به گاو مقایسه می نمایید، پس همه انسان ها خاصیت گاو را هم می توانند داشته باشند. یعنی همه انسان ها هم خصوصیات خوب دارند که شیر و خلق و اخلاق انسانی به هم دیگر نشان می دهند و مانند گاه به مقامات بالای انسانی یعنی شیر دادن و تواضع و آزار ندادن دیگران می رسند و هم خصوصیات شیطانی دارند که می توانند شاخ بزنند . این موضوع است که بشر از ابتدای انکشاف خلقت خود با دو قوت داخلی یعنی "شیر " و "شاخ "، خوب و بد در درون خود با ان مواجه است. خوب صداقت، بد دروغ و رزالت
تاریخ، جنگ، ادیان، عرفان، فلسفه و غیره از درون این شیر و شاخ ( حرص بد و قناعت معقول) تولد شده و تا اینجا رسیده ایم.
دوم هم اینکه هند برای هندوستان باید سیاست نماید نه ایران . هند هیچ نوع مسولیت در برابر نتیجه اشتباهات بزرگ که ایران در شرق میانه از مدت ها مرتکب ان شده و منطقه را متشنج ساخته و در نهایت شعار "مرگ بر امریکا" و "نابودی اسراییل" را هدف خود ساخته بود، ندارد . هند در روابط بین المللی خود را "مسخره" ایران نمی سازد ، تا با چارج اشتباهات انها در سیاست داخلی و خارجی ، هند را "چارج" بی موجب نماید. خودش کافی چارچ دارد.
هند با سیاست خود در قبال جنگ اعتبار بین المللی خود را از دست نداده و دقیق عکس العمل لازمه را نظر به شرایط که در طول سالیان دراز انکشاف نموده است، نشان می دهد. در گذشته و امروز جهان سیاست و سیاست و اقتصاد بین المللی بدون هند، امریکا، چین و روسیه کش اصلی خود را نمی تواند داشته باشد.
این گلستان غنچه ها بسیار دارد بو کنید
در همین جا بیدل ما هم دلی گم کرده است
|
 |
| Hazarzbek Tajiashtun | 11.03.2026 | USA |  |
ملک ستیز,
".......آنچه به اصطالح گفتمان تمدن ها می نامید، در عمل اغلب به ابزاری برای حفظ برتری تمدن مسلط در غرب بدل شده است..... "
ایا تمدن غرب برتری ندارد?
اولین گروه از مردم بودند که در انقلاب رنسانس قدرت سیاسی و اقتصادی را از انحصار چرچ/کلرجی گرفته ان را قانونی عیار و نافذ ساختند. به زود ترین فرصت بعد از ان رقابت، نوآوری ، فناوری، تجارت و جستجو دانش از گروها و جغرافیا غرب منشا گرفته است. درست است که کلچر ها دیگر مانند چین و جهان اسلام تمدن شگوفا خود را در وقتش داشتند ولی پیشرو بودن و حتی سلطه تمدن پیشرفته ۲۵۰ سال اخیرغرب شاخص جدید است که غربی ها را در نقش رهبری هم زمان با زمان حال قرار میدهد
فرهنگ غربی نه به دلیل برتری ذاتی - که در افغانستان نهادینه شده است -، بلکه به دلیل ترکیبی از طرز تفکر منحصر به فرد - فرد گرایی - تا حدی جغرافیا، رقابت، نهادهای علمی، سیستم سرمایهداری و صنعتی شدن که در لحظات مناسب تاریخ در یک راستا قرار گرفتند و در نتیجه بیش از دیگران پیشرفت نمودند. در مقایسه با افغانستان و ایران, مردم را درغرب نمیتوان از مرجع خاص, جمعی مخمور, مسحور و محصور ذهنی نمود.
|
 |
| Hazarzbek Tajiashtun | 10.03.2026 | USA |  |
دوکتور محمد اکبر یوسفی, " امید است که غلط فهمی نشود. وقتی از مفاهیم چون «راسیزم» یا «ناسیونالیزم» نام می برم هدف من اینست، که به ماهیت و مفهوم این کلمات درست بفهمم. اما هیچگاه در پی شناسائی «راسیست» و یا «ناسیونالیست» نیستم. به صفت یک انسان به کرامت هر یک ارج می گذارم. اگر گاهی کدام «راسیست» و «دیموکرات» با من صحبت کنند و آنها را هم بشناسم در برخور انسانی ام هیچ نوع تبعیض و تفاوت در رفتار و کردار در برابر آنها برای خود اجازه نخواهم داد. ......فقط می خواهم بیاموزم. "
سلام مجدد. معلوم دار که شما به تمام معنا به مفهوم و ماهیت درست کلمات «راسیزم» و «ناسیونالیزم» می فهمید وچنانچه گفتید هیچ نوع تبعیض و تفاوت در رفتار , کردار و برخورد تانرا در برابر آنها تغیر نخواهید داد که این خود کیش شخصیت نیک شما را برملا ساخته خدا شما را از سر ما کم نسازد. این طرف تاثیر نهایت کشنده و منفی مفهوم "راسیسم" را که در افغانستان در - پوشش - برتری - ذاتی در اجتماع سیاسی نهادینه گردیده است تبصره داشتم که نهایت گسترده تر و تاثیر ناکتر از مراودات شخصی می باشد. چه بخواهیم یا نخواهیم در جامعه افغانستان اشخاص نظر به موقعیت اجتماعی مافوق - و - مادون - بودن -ذاتی حتی در بین منورین و میدیا طبقه بندی میگردد. شما و روستا ترکی با درجه دوکتورا اگر از سفری با ده ها عکسها شخصی تان برگردید چاپ متواتر سلسله ان در اریانا افغانستان انلاین و افغان جرمن انلاین شانس بسیار کمتر داشته و حتی خنده اور خواهد بود. در ان طرف دیگر سکه, اقایان برادران سید حسین حسینی ده ها صفحه افغان جرمن انلاین را با ده ها عکس شخصی خود میتواند پی در پی از سفر تفریحی خود قصه گویند. جالب تر این که, مطابق قصه سفر از زبان خود شان, در هر توقف راه این "اغاصاحبان" از طرف "اغا صاحب" دیگری در میدان ها هوایی پزیرایی و خواننده باید خود دریافت نمایند که نظر به منطقه زیست انها این مهماندار کدام "اغا صاحب" بود.
جامعه که در ان جاه "اغا صاحب " و نا اغا صاحب- بخوانید بومی- نهادینه شده باشد, اولی عقل دومی را در کنترول داشته که این خود یک صحبت کوچک, نظر شخصی و قطعا برخورد غیر شخصی بوده زیرا مسیر جمعی اجتماع را حتی در سطح منورین و مدیا جمعی جهت میدهد.
|
 |
| حسیب الله | 10.03.2026 | آلمان |  |
پس از تقدیم سلام و احترامات قلبی خدمت هموطنان محترم و عزیزم و استدعای صحت، سلامتی برای همه، سوالم را از جناب محترم دکتور نوراحمدخالدی، با همه کنجکای های جالب سیاسی که جناب شان دارند، در ارتباط خاصی مطرح میدارم، که آن ارتباط خاص را میتوان، مواجه شدن انسان با یک گاو خوانده، به این ترتیب به تصویر کشید:
جناب محترم دکتور نوراحمدخالدی، هر گاه، خدای ناخواسته جناب شما با یک گاو مواجه شوید، آیا در آنصورت جناب شما بیشتر سعی می ورزید که خود تانرا از مایع پستان گاو مستفید سازید، یا اینکه بیشتر تمایل پیدا می کنید به آنکه، خود تانرا به شاخ گاو وصل فرمائید؟
با تقدیم احترامات فائقه حسیب الله
|
 |
| دوکتور محمد اکبر یوسفی | 10.03.2026 | آلمان |  |
جناب محترم
Hazarzbek Tajiashtun سلام و احترام تقدیم تان باد! امید است که غلط فهمی نشود. وقتی از مفاهیم چون «راسیزم» یا «ناسیونالیزم» نام می برم هدف من اینست، که به ماهیت و مفهوم این کلمات درست بفهمم. اما هیچگاه در پی شناسائی «راسیست» و یا «ناسیونالیست» نیستم. به صفت یک انسان به کرامت هر یک ارج می گذارم. اگر گاهی کدام «راسیست» و «دیموکرات» با من صحبت کنند و آنها را هم بشناسم در برخور انسانی ام هیچ نوع تبعیض و تفاوت در رفتار و کردار در برابر آنها برای خود اازه نخواهم داد.این کار من نیست که از انسان های دیگر مطالبه داشته باشم که این چیز گفتن اجازه داشته باشد و آنچه نه.فقط می خواهم بیاموزم. با احترام یوسفی.
|
|
 |
| دوکتور نوراحمد خالدی | 09.03.2026 | ملبرون |  |
برای هند چه اعتباری باقیمانده؟ بعد از حمله راکتی ایران بر کشتی طیاره بردار آبراهام لینکلن و فرار کشتی مذکور از بحیره عرب، امریکا تحت البحری های خودرا به صحنه آورده که اولین قربانی آن یک کشتی جنگی غیر مسلح ایران بود چندین هزار کیلومتر دورتر از میدانهای جنگ شرق میانه که به دعوت هند به آبهای نزدیک هند رفته و در نمایش بحری هند اشتراک کرده بود. این عمل از یکطرف جنایت جنگی است و از جانب دیگر حدود جنگ امریکا و اسراییل را بر ضد ایران جهانی میسازد و هرگونه عمل بالمثل ایران را در مقابل امریکا و اسراییل در هر گوشه جهان مشروعیت می بخشد. عدم تقبیح حمله آمریکا بالای کشتی ایرانی مهمان هند توسط دولت هند عمق بی خاصیتی سیاست خارجی هند و عمق سرسپردگی سیاست خارجی دولت ناریندرا مودی هند را به منافع اسراییل و امریکا نشان میدهد. در اوج دهل نوازی نتانیاهو و دونالد ترامپ برای حمله بر ایران، ناریندرا مودی به اسراییل رفته حمایت خودرا از رژیم جنوساید اعلام میکند! چه شد،ند جواهر لعل نهرو، اندیرا گاندی و شبستری که رهبری جهان سوم را برضد امپریالیزم، صهیونیزم و کلونیالیزم بر عهده داشتند؟ هند با سیاست دو رویه مانند شتر مرغ خودرا به یک مسخره در صحنه تمثیل مناسبات بین المللی مبدل کرده است که تمام اعتبار خود ا ار دست داده است. هند زیر فشار امریکا خریداری نفت روسیه را متوقف کرد. حالا با مسدود شدن آبراه هرمز، از امریکا اجازه گرفته که دوباره از روسیه نفت بخرد. اما رئیسجمهور روسیه، ولادیمیر پوتین، به هند بهطور صریح گفته است که معامله نفتی دیگر بر اساس دوستی و با قیمتهای تخفیفی نیست، بلکه صرفاً یک تعامل تجاری است. پوتین تأکید کرده که دیگر هیچ تخفیفی در نفت داده نخواهد شد. پوتیت بالالی هند انتقاد کرده که خرید نفت را بهطور ناگهانی متوقف کرده بود و اکنون دوباره میخواهند نفت خریداری کنند. مخالفت هند با ایجاد سیستمهای انتقالات پولی خارج از سیستم دالر در اتحادیه بریکس مانعی در جهت گسترش یک نظام مستقل تجارتی که زیر تاثیر امریکا نباشد محسوب میگردد. هند در داخل بریکس نقش گماشته امریکا را بازی میکند. وقت رسیده که هند از اتحادیه بریکس بیرون انداخته شود.
|
 |
| دوکتور صلاح الدین سعیدی | 09.03.2026 | لندن |  |
رفع یک طعن ناروا! نسیم مهدی ها به خطاء تاکید دارند که چرا خدای مسلمانان از سوختاندن انسانها لذت میبرد؟ بسم الله الرحمن الرحیم. صرف تعمق در صفت رحمن و رحیم ، الله متعال، برای رفع شبه و افتراء د حق الله متعال کافی است! این انسان است که خود، خود را به عدالت برابر الهی و مجازات برابر میکند و خود راه عذاب را با وجود هدایات ، رسل، انبیا، و مبلغین حق، انتخاب میکند؟ اګر کسې کسې دیګر را کشت و بر حقش تجاوز کرد، برعلاوهٔ جزای دنیوي ، مجازات عقبی مطرح نباشد و امکان عفوه در صورت توبه نباشد، چه طرح دیګر جهت اصلاح، صلاح و فلاح، وجود دارد! مسألهٔ وعظ و نصیحت جز این پروسه است و الله تعالی حق خود را بخشیده میتواند و دهها وسیله برای این بخشش مطرح مینکند، اما حق العبد را از صلاحیت متضرر میداند! درین بحث پیچیده علم عقاید، یکی ارادهٔ الله متعال است و دیګری هم رضای، الله متعال! در امر خیر اراده و رضای الهی هردو مطرح اند و در امر نادرست و ناروا، صرف اراده و آن هم به اساس و اتکای علم ازل الهی است که باوجود تمام امکانات و رهنمایی بنده ، شر را انتخاب میکند! معرفت به علم ازل دلیل بر اجبار نیست، بلکی انتخاب انسان است و الله متعال به علم ازل از ارتکاب آن توسط بنده، میداند! ( العیاذ بالله) مانند عالم هوا شناسی که در صورت بوجود آمدن حالات معین در طبیعت، از وقوع حوادث معین طبعی ، خبر میدهد! در جزا ها دهها فرصت عفوه و ګذشت قبل از ارتکاب و بعد از ارتکاب، وجود دارند و شارع ( الله متعال) به تطبیق جزا عجله ندارد و دهها فرصت عفوه باز هم مطرح است و حتی به متخلف هدایت است اګر تخلف و امر منکر را مرتکب شد و از ارتکاب کسی، خبر نه شد ، ضرورت نیست، از وقوع آن خود خبر دهد. از نشر و اشاعه باید جلو ګیری کند و از عمل کرد خود نادم و توبه کند! ان شاء الله تعالی، فرصت عفوه وجود دارد! لذا اصلاً لذت برای مجازات و انتقام وجود ندارد و برداشت کفری محمد نسیم مهدی تهمت، خطاء و اغواء کننده است! والله اعلم بالصواب داکتر ص سعیدی
|
 |
| دودیال | 09.03.2026 | ویسمار |  |
ډېر قدرمن، د هېواد منلی او ټولو ته د درناوی وړ او محبوب شاعر، څېړونکی، مدقق لیکوال او زموږ استاد ښاغلی جهانی صاحب سلامونه او درناوی مې ومنئ. ستاسو هڅوونکې لیکنه مې ولوسته او د مننې په پار دغه یو دوه ناچیزه کرښې په عاجزی سره لیکم: دا دوه کرښې په هیڅ صورت ستاسو مهربانی نشی ادا کولای. دځوانانو راتلونکې ته مو ډېره اندېښنه ده، څه مو چې په وس پوره وي ان شاالله دریغ نه کوو. ستاسو معنوی ملاتړ او لارښوونې راته اوچت ارزښت لري. له دی امله چی ویبسایتونه ډېر نه ګورم، نو که د درناوی مراتب او دغه ناچیر مننلیک مې ناوخته لیکلی وی، بخښنه غواړم. علت یې بوختتیا ده، نه غفلت. |
 |
| احمد آریا | 08.03.2026 | امریکا |  |
خوانندگان محترم، پیش از پرداختن به اصل مطلب و نتیجه گیری حاصل از آن، از شما می خواهم به این دو «فوری خبر» توجه کنید:
در آریانا افغانستان آنلاین پامیر «از کابل» 2026/3/4 «فوری خبر: آصف منیر د پاکستان د کرایی فوج لوی درستیز د ژیو نیوز سره په خپل وروستی مرکه کی ویلی چی که افغان طالبان دیته حاضر شی چی د امریکا په ځای هغه پیسی چی امریکا د افغانستان په خاوره باندی د بمباریو په بدل کی پاکستان ته ورکوی، موږ ته حواله کړی، پاکستان فورأ د افغانستان په خاوره خپل بریدونه ځندوی.» در افغان- جرمن آنلاین اکرم خوشبین «از جرمنی» 2026/3/5 «فوری خبر: آصف منیر د پاکستان د کرایی فووج لوی درستیز د ژیو نیوز سره په خپل وروستی مرکه کی ویلی چی که افغان طالبان دیته حاضر شی چی د امریکا په ځای هغه پیسی چی امریکا د افغانستان په خاوره باندی د بمباریو په بدل کی پاکستان ته ورکوی، موږ ته حواله کړی، پاکستان فورأ د افغانستان په خاوره خپل بریدونه بندوی. توپ د طالبانو په میدان کی دی. خبر د بی، بی، سی د حقیقت موندلو دسرویس له خوأ ندی تأئید شوی» در روزگاری که دسترسی به اطلاعات آسانتر از هر زمان دیگری است، هنوز هم کسانی پیدا می شوند که گمان می کنند با چند جمله ساختگی و چند نام مستعار، افکار عمومی را بازی بدهند؛ نمونه تازه آن، متون بالایی است که در دو وبسایت ـ یکی آریانا افغانستان و دیگری ـ درست حدس زدید ـ افغان جرمن، به نشر رسیده و در آن از قول «جیو نیوز»، در گفت و گویی با لوی درستیز نیروهای نظامی پاکستان، گفته شده که موصوف اظهار داشته است: اگر طالبان پولی را که گویا امریکا بابت بمباران افغانستان به پاکستان می دهد، به خودشان بپردازند، اسلام آباد فوراً حملاتش را متوقف خواهد کرد.
در نگاه نخست، شاید این «خبر فوری» برای برخی هیجان انگیز به نظر برسد، اما برای هر کسی که کمترین آشنایی با قواعد روزنامه نگاری و واقعیت های سیاسی منطقه داشته باشد، این نوشته بیشتر به یک داستان ساختگی شتابزده شباهت دارد تا یک گزارش قابل اعتماد. اگر واقعاً چنین سخنی از زبان لوی درستیز قشون پاکستان بیان شده بود، بدون تردید در همان ساعت های نخست به تیتر رسانه های معتبر جهانی مانند Reuters، BBC و Associated Press تبدیل می شد؛ زیرا چنین جمله ای نه یک اظهار نظر عادی، بلکه اعترافی تکاندهنده به معامله سیاسی بر سر جنگ و صلح است. با این حال، در هیچیک از این رسانه ها حتی اشاره ای به چنین مصاحبه ای وجود ندارد. اما آنچه این ماجرا را مضحکتر و در عین حال رسواتر می کند، شیوه انتشار آن است. همان متن، با همان واژه ها و همان ساختار، در دو نشریه مختلف ظاهر شده است؛ یک بار زیر نام «پامیر» و بار دیگر با امضای «اکرم خوشبین». این دیگر صرفاً خطای حرفه ای نیست؛ این همان شگرد کهنه ای است که در کارگاه های تبلیغاتی، یا در کارخانه مغزیِ یک شعورِ به کرایه گرفته شده، به کار می رود: یک متن واحد تولید می شود و سپس با نام های متفاوت تکثیر می گردد تا چنین القا شود که چند نویسنده مستقل به یک نتیجه واحد رسیده اند. در واقع، وقتی حقیقت وجود ندارد، نامهای متعدد به جای آن قرار داده می شود. در حالی که از نظر منطقی نیز این ادعا فرو می پاشد، با کنار هم گذاشتن این نشانه ها به سختی می توان باور کرد که نویسندگان این دو متن واقعاً دو نفر متفاوت باشند. وقتی نوشته ای با واژگان، لحن و ساختار کاملاً یکسان در دو جا منتشر می شود، احتمال بسیار قوی این است که پشت هر دو نام، یک قلم واحد قرار دارد؛ قلمی که از مدت ها پیش نیز به دفاع از طالبان و توجیه سیاست های آن پرداخته و اکنون نیز با دیده درایی خاص همان مسیر را با ابزارهای تبلیغاتی ادامه می دهد. تغییر نام نویسنده شاید برای لحظه ای توهم تنوع ایجاد کند، اما نمی تواند رد پای یک روایت ساختگی را پنهان سازد. مشکل اساسی چنین نوشته هائی تنها دروغ بودن یک خبر نیست؛ مشکل در تحقیر شعور خواننده است. گویی نویسنده تصور میکند مخاطب هیچ دسترسی ای به منابع دیگر ندارد و هر ادعایی را بی چون و چرا می پذیرد. اما عصر رسانه های باز، عصر افسانه سازیهای بی هزینه نیست. هر نقل قولی قابل بررسی است، هر ادعایی قابل راستیآزمایی است، و هر نام مستعاری دیر یا زود ماهیت واقعی خود را آشکار میکند و هر تلاش برای بسیج مردم افغانستان در دفاع از نیابتی های استعمارگران به رسوایی می انجامد. به همین دلیل، این ماجرا بیش از آنکه یک «خبر» باشد، نمونه ای آموزنده از چگونگی تولید و پخش روایت های تبلیغاتی است: نقل قولی بدون منبع، ادعایی بدون سند، و نویسندگانی با نام هائی که بیشتر شبیه نقاب اند تا هویت واقعی. چنین متونی شاید برای لحظه ای در فضای رسانه ای سر و صدا ایجاد کنند، اما در نهایت چیزی جز بی اعتباری برای منتشرکنندگان خود به جا نمی گذارند. با احترام آریا
|
 |
| Hazarzbek Tajiashtun | 08.03.2026 | USA |  |
".....و قتی "راسیزم" را مردود و "ناسیونالیزم" را بنابر تحلیل دانشمندان معروف "اختراعی"، "تصنعی" و "خیالی" و یک "آیدیالوژی" فریبنده ، ریاکارانه و عوامفریبانه می شناسم، بدین معنی هم نیست که بی خبر از آنچه باشم که از افراد و حلقات معین که در تلاش سود بردن در امر قدرت طلبی اند، واقف نباشم ....... "
تشکر از جمله نهایت پر معنی که " سود بردن حلقات معین " اخیر جمله شما خود از و در استحکام "راسیزم" منشا گرفته و ادامه می یابد: باز هم مثال خوب و عمده چنین قرار داد اجتماعی افغانستان می باشد. راسیزم که برای فهم اسانتر و مطابق به رسم و رواج ان در افغانستان, من ان را برتری - ذاتی می نامم, شاخص یکتا یی یک اقلیت غیر بومی چنان ناچیز است که حتی در الگورتم شمارش نفوس نمی گنجند. در هر کنج و کنار افغانستان یکی از این گویا برتران-ذاتی اند که ملیون ها مردم بومی را مریدوار شستشو مغزی نموده جمعا مطیع بدون چون و چرا میگردند. در این نوع و طریق از مطیع شدن, مردم نمی توانند هم زمان با وقت باشند, بنا بر ان عقب ماندگی تضمین میگردد. چنین ترند داد و گرفت خطرناک اجتماعی چنان ساری می باشد که مثلا همین اکنون اکثریت مطلق موسسات, انجمن ها و گروپ ها کاری منورین افغانستان را شخصیت ها تایتل-دار- ذاتی مدریت می نمایند. این بود فقط یک نمونه خاص در ادعا مالکیت "راسیزم" , برای " سود بردن حلقات معین " که شما به ان تماس گرفتید.
|
 |
| دوکتور محمد اکبر یوسفی | 07.03.2026 | آلمان |  |
محترم و نویسنده و متفکر گرانقدر احمد آریا! خرسندم از اینکه این چند سطر "سانسور شده" هم مورد توجه شما قرار گرفته است. این جواب شما هم نه کمتر از مقالۀ پرمحتوا مسبب خرسندی اینجانب شده است که نمایانگر درستی تحلیل ای که از قلم شما خوانده بودم، می باشد همین لحظه نقل قول "هنا آرینت" که می گفته است: «هیچ اندیشه خطرناک نیست، بلکه اندیشیدن خطرناک است" و قتی "راسیزم" را مردود و "ناسیونالیزم" را بنابر تحلیل دانشمندان معروف "اختراعی"، "تصنعی" و "خیالی" و یک "آیدیالوژی" فریبنده ، ریاکارانه و عوامفریبانه می شناسم، بدین معنی هم نیست که بی خبر از آنچه باشم که از افراد و حلقات معین که در تلاش سود بردن در امر قدرت طلبی اند، واقف نباشم یکباردیگر ابراز خرسندی می کنم که این افاده ها را هم با ما شریک ساختید. و السلام. یوسفی.
|
 |
| محمد داؤد مومند | 06.03.2026 | متحده ایالات |  |
دو سؤال مشخص از شاغلی جلیل زاد آغا! جلیل زاد آغا که در روش تحریر حرافی و لفاظی منحصر به فردش، منزلت کاندید اکادمیسین را دارد، با یک عکس العمل خصلت انقلابی و عصبانیت فطری و جبلی اش، به زعم خودش جوابی درسطح بحر طویل وقصیده مانندش را عنوانی این قلم در ویب سایت افغان جرمن رقم نموده که با مؤیدۀ تهدید و تخویف همراه است. تهدید کردن یک شخص مخالف نظر، خصلت آدم های جبون و ترسوست. چنانکه یکی ازاین پهلوانان برفی درین ویب سایت نیز مرا تهدید و تخویف به سکوت نمود و مدعی شد در صورت لزوم، مرا به پلیس فدرال اضلاح متحده معرفی خواهد کرد. جلیل زاد آغا با زرنگی و چالاکی و نرادی منحصر به فردش کلمات و ترکیب های از مضمون مرا از کانتست آن کشیده و با قطار نمودن آن حکم تکفیر مرا صادر نموده است. جلیل زاد آغا در یک قسمت مینویسد:«داؤد مومند مدعی است که استاد جهانی «مورخ غیر منسلک است» [ تحریر نموده بودم که استاد جهانی یک محقق و مورخ غیر منسلک است.] و دیگران سیاست باز، اما این ادعا را با روایاتی پیش میبرد، که نه سند دارد و نه منبع» گفته اند آفتاب آمد دلیل آفتاب و یا هم آنچه عیان است چه حاجت به بیان؟ کتب، رساله ها، تحقیقات و صد ها مضمون استاد جهانی، مبین موقف بی طرفی و عدم انسلاک سیاسی استاد جهانی در هنر ادبی و صلاحیت بزرگ و بی همتای نویسندگی در قسمت تحقیق و تاریخ نویسی اوست. اما در مورد دیگران خصلت گل آفتاب پرست و اقتضاء پرستی شان نیز مانند، روز روشن، روشن است، که این قلم ضمن مضامین متعدد خود که در آرشیف مضامینم درج است، توضیح نموده ام. طوریکه درابتدای این مختصر تحریر داشتم ، من دو مطلب و سؤال مشخص را خدمت جلیل زاد آغا مطرح و معروض میدارم. سؤال اول: چرا جلیل زاد آغا از معرفی صریح و روشن بیوگرافی و هویت و شخصیتش هراس دارد؟ چرا مانند شاغلی سیستانی و شاغلی سید عبدالله کاظم، و ده های دگر، در آرشیف ویب سایت افغان جرمن از تحریر بیوگرافی خود استنکاف میورزد؟ تا زمانیکه جلیل زاد آغا خود را معرفی نکند مناطقه با وی در حقیقت مذاکره و مناقشه با یک شبح خواهد بود، که کاری است بی حاصل. مطلب و سؤال دوم: باور دارم که جلیل زاد آغا آدم بیسوادی نیست که فرق میان مفاهیم کودتا، اغتشاش، انقلاب و مبارزۀ هدفمند و مصلحانه را نفهمد و نداند. من از جلیل زاد آغا خواهش میکنم که اول عمل نظامی کودتا را تعریف و بعدا در روشنی همچو تعریف ثابت کند که نادر خان علیه شاه امان الله که از دست بچه سقومستعفی و بعدا فرار را بر قرار در اروپاه ترجیح داد، به معنی واقعی و علمی کودتا، کودتا نمود. ضمناً نام مورخینی را تذکردهد که نادرخان مانند سردار صاحب داؤد خان و حسن شرق و بعداً هم کودتاچیان انفلاق ثور، به عمل کودتا توسل ورزید؟ تشکر، در صورتیکه جواب تان صادقانه و اسلامی باشد.
|
 |
| دوکتور محمد اکبر یوسفی | 06.03.2026 | آلمان |  |
خوانندگان محترم!
چنین بنظر می رسد که برای گردانندگان این "سایت" ذکر کلماتی که تنفر علیه "راسیزم" و یا عدم باورمندی به "آیدیالوژی ناسیونالیزم خیالی" نشان داده شود، خوش آیند و مجاز نیست. ذکر کلمۀ "ملت" که به مفهوم اعضای اجتماع در تحت حاکمیت یک دولت دارای قلمرو و شمرده شود، و "اتباع بک دولت" اند، در محافل بین المللی، بعضاً بدون تفریق و تفکیک شاید شنیده شده باشد. درینجا می توانیم بر اصطلاح سازمان "ملل متحد" اکتفاء کنیم . چه یک فرد خود را عضو یک "ملت" بدانند و یا عضوء، از اجتماع اتباع دولت. شنیدن چنین کلمات تخریش کننده نیست. وقتی از "ناسیونالیزم» حرف رده شود، درینجا مفکوره های تصنعی به آن مرتبط می گردد که خطر برتری یکی بر دیگر متصور بوده می تواند. نزد این نویسنده وعده و عید های خیالی ای افراد و تشکل های سازمانی سیاسی بزبان می آورند برای او اهمیت نداشته ماهیت قانونی ندارد. بناءً وقتی در مناسبات بین المللی بی نظمی چه در ساحۀ"حقوق خلق ها» و چه در رابط "نظم جهانی" به مشاهده می رسد، سانسور نوشته قبلی اینجانب بدین مفهوم تلقی شده می تواند، که دیگر همکاری قلمی با این سایت صورت نگیرد. زیرا با کسانی که انسانها را در جنگ علیه همدیگر تحریک می کنند، همنوا نخواهم بود. والسلام یوسفی.
|
 |
| عبدالباری جهانی | 06.03.2026 | ایالات متحده |  |
جناب محترم محمدبشیر دودیال صاحب سلام و احترامات. تلاشهای خسته ګی ناپذیریکه در راه پروګرامهای تعلیمی فرزندان خاک مقدس خود مینمایید شایان ستایش و احترام است و بایست در مدح جناب تان قصیده ها سروده میشد. قلم بنده از ستایش زحمات تان عاجز است. با همه صمیمیت و اخلاص روی تان را میبوسم و موفقیت های بیش و بیشتر شما را از درګاه خداوندی آرزو دارم. زنده، سلامت و موفق باشید.
|
 |
| عبدالباری جهانی | 06.03.2026 | ایالات متحده |  |
محترم محمدداوود مومند صاحب سلام و احترامات. ازینکه در مضمون تان از بنده ذکر خیری بعمل اورده اید جهان سپاس. بنده،بحیث شاګرد تاریخ افغانستان، در همه مضامین تاریخی خود بېطرفی خودرا حفظ نموده و تا توان بندګی خود مستتد نګاشته ام. و درصورتیکه با هیچ یکی از شاهان و اشخاص تاریخی کشور نه پیوند خانوادی داشته و نه دشمنی قبیلوی داشته ام و نه هم بغض شخصی و یا ایدیالوژیکی داشته باشم چرا مستند ننویسم؟ بارها ګفته و نګاشته ام که به وطن پرستی و عشق جنون آمیز امان الله خان به خاک خود ارج میګذارم و هیچ ګاهی به شخصیت والای شان خدا ناخواسته بې احترامی نه ورزیده ام ولی دانسته نمی شود که چرا باید از بنده توقع اتهام بستن به محصل استقلال افغانستان اعلیحضرت نادرشاه داشته باشند. در حالیکه اعلیحضرت امان الله خان را بحیث یک شاه منور و وطن پرست میشناسم نادرشاه را ناجی کشور از دست دزدان سرګردنه میدانم. کسی مردانه بګوید کدام سطر را غیر مستند و از ذهن خود نګاشته ام. چیزیکه در دنیای مطبوعات بی بند وبار امروز آسان است اتهام بستن و دشنام دادن است که سبک نویسندګی بنده نیست. از جناب شما بار دیګر مشکورم. زنده و سلامت باشید.
|
 |
| الله محمد | 06.03.2026 | آلمان |  |
برادر عزیزم جناب محترم مومند صاحب گرامی!
با عرض سلام و آرزومندی صحت تان از بارگاه ایزد متعال، با مطالعه مضمون شما "جهانی یک مورخ و محقق غیرمنسلک و جلیل زاد یک
مقاله نویس سیاست باز است"، که پیغام صحت شما مبصر ورزیده تاریخ و تاریخ معاصر کشور را می داد، مایه خرسندی زیاد بنده گردید:
1-"اخیرا یک مقالۀ شاغلی ن- جلیل زاد را در مورد نقد کردن مضمون تحقیقی و مستند استاد جهانی معنون به کیش
شخصیت...که مبین انگیزۀ سیاسی و مسلک اقتضاء پرستانۀ شاغلی ن- جلیل
زاد است"
در اینجا شما محترم تاج روح و روان فکری نویسنده را با "انگیزهء سیاسی و مسلک اقتضاء پرستانه" برای خواننده محترم تان نمایان نموده اید. افغانستان را چنین افکار در تاریخ نیم قرن گذشته به خاک و خون غلتاندند.
2-"مضمون فوق الذکر جهانی کدام مضمون نو و جدید نیست ...و خواسته است آن را درسلک حرافی و لفاظی معمول خود،
مورد نقد قرار دهد".
همین حرافی ها و لفاظی ها میان خالی بود که مردم بدبختی کشیدند و می کشند.
3-"جلیل زاد در لفاظی و بازی با کلمات رنگین و شاعرانه در مقام استادی قرار دارد،"
بنده با شما هم عقیده هستم که نامبرده بسیار ادیب با استعداد است، اما درک تاریخی و سیاسی وی پر از نواقص بوده و علت اینکه خود را در مرحوم امان الله خان اویزان نموده و می خواهد از وی سو استفاده نماید هم همین است. همین سو استفاده و عدم درک درست بود که کشور را تباه نمود. آزموده را آزمون خطاست.
4-دلیل اینکه درطول این همه سالیان متمادی، این مقاله نویس نو برامد در کجا بود، و با کدام گروپ سیاسی و یا کدام
نشریۀ سیاسی همکاری قلمی داشت، در ابهام و اختفاء قراردارد"
یک شخصیت درست، خودش مردانه وار بیرق سیاسی و فکری خود را بلند نموده در برابر هر نوع نا ملایمات کشور می نوشت و مرحوم امان الله خود را سپر خود نمی ساخت. همین اکنون به روشنی افکار مرحوم امان الله خان هزاران روشن فکر دیگر در همان سطح کشور دارا است. افکار روشن منحصر یک فرد شده نمی تواند. تنها توسط همین نقطه نویسنده افکار خود را به زمین زده است.
5-"نخست باید گفت که این یک تکتیک بسیار ماهرانۀ شاغلی ن- جلیل زاد بود، زیرا تجلیل از مقام اعلیحضرت امان الله خان غازی در ویب سایت افغان جرمن، عالی ترین وسیلۀ اعتبار و اعتماد و شاخص وطنپرستی و حتی قهرمانی پنداشته میشود"
شطرنج باز ها این جمله را مات زیر خاک می گویند.
6-"شاغلی استاد جهانی در جواب نقد طفلانه ن – جلیل زاد، ... جوابی در ثقلت پُتک پو لادین میدهد، مشعر بر اینکه:"
"محترم جلیل زاد ... شما باید در اصل از کسانی انتقاد به عمل میآوردید که من به آثار ان ها استناد ورزیده و همۀ آن
ها مانند حبیبی، فیض محمد کاتب، انیس، پروفیسر محمد علی و غبار که شاهدان عینی وقایع آن زمان بودند ".
خدواند متعال شما و محترم جهانی را صاحب را از نعمت صحتمندی بر خوردار داشته باشد، که با مطالعه عمیق که از تاریخ کشور و فهم روانشناسی دارید، همچو بی باکی های اجتماعی را منطقی و معقول و مستند برای خواننده نادان اشکار نموده انها را دانا می سازید. همین بوده که بنده زمانی کمبود شما را در این صحفه یک ضایعه تلقی می نمودم. جمله بالایی و بالای محترم جهانی صاحب به جواب آن نویسنده محترم انقدر در سطح بالای تحقیقی و علمی از نگاه منطق واقع است، که چنین گول زیبا فقط مرحوم "پله" و "مره دونا" برای تماشاچیان در استدیم ورزشی فکر، در فکر مطالعه کننده زده می تواند.
7-..."به تخریب شخصیت
غازی محمد نادر خان نیز پرداخته و به دروغ بس بزرگی متوسل شده که گویا نادرخان علیه امان الله خان به عمل کودتا
پرداخت!!!!"
از همین نکته می توان تمام شخصیت ضعیف نویسنده را مطالعه نمود، زیرا همه مردم چنین فکر نمی نمایند و باید افکار طبقات مختلف جامعه را در نظر گرفته، فهم خواننده را روشن ساخت. به فرموده مرحوم نوری صاحب که تعجب نموده بودند که تنها ندافان را در کشور کمونستان در زمانش چیزی نگفتند، در غیر آن تمام طبقات جامعه را به نام های مختلف سر به نیست و فرار دادند، چون مانند انها فکر نمی نمودند.
مرحوم سپه سالار نادر خان با تشخیص درست انقلاب بلشویکی در 1917 و کمونست های بر خواسته از آن در اوایل قرن بیست در کشور ما، که کشور را به طرف شوروی می کشانیدند، مقاومت نشان دادند، صرف نظر از اینکه در جهبه جنگ، با سر قوماندانی مرحوم امان الله خان جنگ را رهبری نمودند و استقلال خارجی کشور را حصول نمودند.
8-..."چنانکه عبدالغفار خان مطابق تقاضای امان الله خان، اعانۀ مذکور را توسط یک وفد خدایی
خدمتگاران به ریا ست یک خدایی خدمتگار بزرگ مولانا محمد اکبر خادم به اعلیحضرت نادرخان فرستاد"
بنده واقعاٌ از معلومات های تاریخی که شما در اختیار خواننده تان در طول سالیان دراز گذاشته و نقد های منطقی و معقول در ارتباط تاریخ نگاران اماتور نموده اید بنده را قادر به درک بهتر و وقعبینانه تاریخ کشور رسانیده اید، جای دارید از شما تشکری نمایم. یعنی لقمه تیار را در دهان فکر خواننده تان می نمایید.
9-"پس ادعای کودتای ن- جلیل زاد به جز ایجاد یک توهم و پروپاگند سیاسی مبتنی بر کدام واقعیت تاریخی نیست"
افسوس و صد افسوس به حال جامعه با چنین افراد .
10"امان الله خان توسط یک نامه و تحفه ای که به دست سرداراسد الله خان سراج به اعلیحضرت محمد ظاهر شاه و به مناسبت
وصلت صبیۀ شان شاهدخت بلقیس فرستاد، در آن نامه شاه مخلوع به صراحت به محمد ظاهر شاه نوشته و اعتراف
کرده بود که »من به وصایای پدرت نادرخان گوش ندادم و در نتیجه کشور به بحران رفت«."
بنده با دقت فوق العاده که این چندین سال تاریخ نگاری کشور، از طرف شما دوستان صورت گرفت ، متوجه واقعیت های واقعی تاریخ این مقطع کشور و خاینین تاریخ کشور که از نظر فهم و درک ناقص انرا رنگ دیگر خواستند دهند، شدم. خداوند تکلیف مریضی که دارید شما را شفا دهد تا برای ما در اینجا حقایق تاریخی را روشن نمایید. بنده در یوتیب یک فلم که مرحوم ظاهر شاه در میدان هوایی روم از طرف مرحوم امان الله خان بدرقه شده ، و یک ماچ جانانه هم مرحوم ظاهر شاه را نمود، را دیدم، که نمایانگر بسا چیز ها شده می تواند.
11-"شاه امان الله نه تنها پیشنهاد های سپه سالار را نپذیرفت بلکه از ترس و هراسی که معاندین نادر خان مانند ازبک مهاجر
بخارایی ولی دروازی، غالم نبی خان چرخی، رفیق نزدیک ستالین، محمود سامی عراقی که مانند ولی دروازی با بچه
سقو روابط پنهانی داشت و غیره بارکزی های دربار، در قلب شاه از قدرت روز افزون قومی نادر خان در سمت مشرقی
و سمت جنوبی انداخته بود، نادرخان را به فرانسه تعیین و در واقعیت تبعید نمود"
بنده قبلاٌ در این ارتباط با نقد نوشته یک نویسنده تاریخ کشور، نوشته ام که قاتل اصلی مرحوم حبیب الله خان حتما و هزار فیصد کمونست ها بوده و انرا انقدر زیرکانه تشکیلات داده بود روسها بعد از انقلاب اکتوبر 1917 در سال 1919 که مشابعت تام انرا با از بین بردن مرحوم داود خان توسط شوروی و کمونستان را هم در ان می توان خواند.
در نوشته فوق العاده اموزنده شما نکات جالب دیگری قابل تبصره هم وجود دارد ، که نسبت ذیقی وقت از آن صرف نظر نموده، شما و همه خواننده گان را به خداوند پاک و مهربان سپاریده، به آرزوی صلح و صفا و صداقت در جهان سیاست و غیر سیاست.
دل می رود و نیست کسی دادرس ما
از قافله دور است خروش جرس ما
|
 |
| قاسم باز | 06.03.2026 | امریکا |  |
عمومآ در جنگ ها ، عقیده و مورال نقش اساسی و تعین کننده دارد. ملت که عقیده راسخ به پرنسیپ های خود دارد گر چه وسایل پیشرفته نظامی در اختیار نمی داشته باشد ولی باز هم عقیده و مورال شان میتواند در جنگ پیروز گردانند. جنگ ایران با دشمنانش جنگ ایمان و عقیده است. این جنگ همرای جنگهای دیگر خلیج بسیار متفاوت است. از قراین و شواهد عینی چنین بر می اید که ملت و دولت اسلامی مذهبی ایران تصمیم گرفته تا آخرین رمق حیاتش بجنګد و مقاومت نماید . رهبران امروز ایران به مانند رهبران دولت به اصطلاح جمهوری افغانستان نیستند ، مارشالان بد اخلاق و بی سواد و جنرالهای چند ستاره یی افغان که سر شانه های شان دیگر جای کوبیدن یک میخک نمانده بود پیش از انکه جنگ شان به مخالفین شان شروع شود مخالفین انها در صد کیلو متری دور بودند که این مارشالان و جنرالهای ففکی در هیلکپترها در میدانهای هوایی بخاطر فرار از افغانستان نشسته بودند. جنرالهای پیشقلی و مارشال های پلاستیکی صرف به شنیدن شش فیر تفنگ دستی یک محافظ شخصی بانک که آن محافظ آن شش فیر هوایی هم بخاطر ازدحام مراجعین نمود. همه اردو افغانستان را متلاشی ساخت. امروز که امارت بدستهای خالی ولی عقیده راسخ و مورال قوی همرای یک اردو مجهز یک میلیونی ، دارای وسایل جنگی نظامی هوایی و زمینی پیشرفته با اضافه بمب اتوم مشت به یخن است بازهم دست بالا دارد. دعا میکنم که خداوند بزرگ در این آزمون بزرگ مهم تاريخي سخت و پر مشقت ملت مظلوم و فقیر افغان را نه شرماند پیروز گردانند. امین یا رب العالمین.
|
 |
| احمد آریا | 06.03.2026 | امریکا |  |
جناب محترم دوکتور یوسفی، از پیام محبت آمیز و نگاه دقیق شما نسبت به نوشتۀ اینجانب صمیمانه سپاسگزارم. خرسندم که بحث مطرح شده در مقاله برای شما امیدبخش و آموزنده بوده است. همانگونه که شما نیز اشاره کرده اید، مشکل اساسی در بسیاری از منازعات این است که پایان یک مرحلۀ جنگی اعلام می شود، اما بستر یک سیاست جامع برای صلح پایدار و همزیستی واقعی فراهم نمی گردد. بدون چنین چارچوبی، خطر آن وجود دارد که عوامل بی ثباتی در اشکال دیگر دوباره سر برآورند. از دیدگاه من، یکی از نگرانی های جدی در شرایط کنونی، حضور و فعالیت گروه هائی است که می توانند بار دیگر افغانستان را به میدان رقابت های منطقه ای و منازعات خونین بدل سازند. تجربه های گذشته نشان داده است که پناه دادن به چنین گروه هائی در خاک افغانستان و تحمیل حضور آنان بر مردم کشور ـ آن هم از سوی گروهی فاقد مشروعیت ملی و حقوقی ـ می تواند پیامدهای سنگینی برای مردم این سرزمین در پی داشته باشد. تجربه تلخ گذشته نیز نشان داده است که بهره برداری گروه های افراطی از خاک افغانستان، در نهایت کشور را به میدان رقابت ها و مداخلات پیچیدۀ استخباراتی بدل ساخته و هزینه های سنگینی را بر جامعه تحمیل کرده است؛ هزینه هائی که پیامدهای آن هنوز هم بر سرنوشت مردم سایه افگنده است. به بیان دیگر، در نبود چنین گروه هائی در کشور، بسیاری از دغدغه ها و بحران های امروزی اساساً برای مردم افغانستان مطرح نبود. از همین رو، این پرسش اساسی مطرح می شود که آیا تحریک احساسات ناسیونالیستی، ترغیب به درگیری های بیهوده و جنگ صرفاً با هدف جنگ، و تداوم سیاست های تنش زا، در واقع تکرار همان الگوهائی نیست که شرایط بحرانی و مرگبار کنونی را پدید آورده اند؟ بار دیگر از توجه و لطف شما سپاسگزارم و امیدوارم این بحث ها بتواند به روشنتر شدن راه های رسیدن به صلح و ثبات پایدار کمک کند. با احترام آریا
|
 |
| دوکتور محمد اکبر یوسفی | 05.03.2026 | آلمان |  |
جناب محترم احمد آریا!
سلام ها و احترامات صمیمی ام را بپذیرید. نوشتۀ اخیر شما تحت عنوان « نقد یک نسخه خطرناک برای جنگ از دور دست"» برایم امید بخشید. بعضی ها آگاهانه و یا نا آگاهانه حاضر نیستند که وقتی یک مرحلۀ جنگی» را خاتمه یافته اعلان نموده اند، پس باید به آنچه توجه به خرچ دهند که نخست بر چنان یک مشی سیاسی جامع به توافق برسند که فضای صلح و همزیستی، بدون "جنگ" مسلط گردد. در نوشتۀ شما وسیعاً بررسی شده است، که برایم آموزنده بوده است. موفق و سرفراز باشید. یوسفی از آلمان.
|
 |
| پامیر | 05.03.2026 | کابل |  |
فوری خبر : آصف منیر د پاکستان د کرایی فوج لوی درستیز د ژیو نیوز سره په خپل وروستی مرکه کی ویلی چی که افغان طالبان دیته حاضر شی چی د امریکا په ځای هغه پیسی چی امریکا د افغانستان په خاوره باندی د بمباریو په بدل کی پاکستان ته ورکوی، موږ ته حواله کړی، پاکستان فورأ د افغانستان په خاوره خپل بریدونه ځندوی.
|
 |
| Hazarzbek Tajiashtun | 05.03.2026 | USA |  |
داکتر نوراحمد خالدی,
".......هم اکنون سران کشور های عربی خلیچ فارس خواهان خروج پایگاههای امریکایی از این کشور ها شده اند......هم اکنون کشتی طیاره بردار آبراهام لنکن در حال فرار است ...... هم اکنون دونالد ترامپ از ایران تقاضای مذاکره کرده است.......ایران بعد از سه روز اول جنگ با فیرهای مراکز دفاع هوایی را در شرق میانه تخلیه کرده است ...... در صورت دوام جنگ دیگر راکتهای ضد هوایی در ماههای آینده موجود نخواهند بود. حاال نوبت حمله با راکت های هایپرسونیک با سرگلوله ها های خوشه یی از جانب ایران است ....... بعد از سه روز میتوان نتیجه گرفت ایران برنده استراتژیک این جنگ است ......" . تعجب اور است که آژانس ها نهایت مشهور اطلاعاتی جهان از قبیل ریوتر, فرانس پرس, اسوشییتید پرس, شینوا نیوز اجنسی و و حتی افغانستان انترنشنل در وضع کنونی جنگ شرق میانه چنین راپوری را نشر ننموده اند!
|
 |
| Hazarzbek Tajiashtun | 03.03.2026 | USA |  |
محترم نبیل عزیزی, تشکر از این که در تبصره علاقه گرفتید ولی در عدم دقت برداشت از جزئیات مفهوم نوشته شده, خلاف آنچه گفته شد سرچپه نتیجه گرفتید. اگر خواستید لطفا دوباره بخوانید.
|
 |
| نبیل عزیزی | 02.03.2026 | آلمان |  |
قابل ذکر است آنچه دربارهی رژیم ایران نگاشتهام، به معنای حمایت من از اسرائیل و آمریکا نیست. |
 |
| دوکتور غروال | 02.03.2026 | ویانا |  |
ددی تفریق انداز نیږدی خپلوان ستر کمونیست او روسیی کښی خاص تربیه شوۍ او د کمونیستانو دوره کښی د دوی مردودی سیاسی بیرو غړۍ مومند په نام) پروسږ کال د روسی په کومک ځان هالند ته رسولۍ دی
زه کوشش کوم چی د خپلو دوستانو په کومک اسناد د کابل څخه تر لاسه کړم او بیا ددی اسنادو په وسیله دا قاتل کمونیست د هاک بین المللی قضی ته باید وړاندی شی !!!!
|
 |
| دوکتور غروال | 02.03.2026 | ویانا |  |
زه په افتخار سره حاضر یم چی د تاسو له خوا ددرو انتخاب شوو کسانو ټول مصرفونه ( پښاور ښار ته د پروازونو او د پښاور ښار د درومیاشتو هو ټل اوسیدو مصرفونه ) په اوږو واخلم او د درو تنو دا سفر پښاور ته به په اثبات ورسوی چی مومندیان ، افریدیان او شنواری د پنجابی پاکستان په دفترونو کښی لګیا دی او هم د پنجابی پاکستان ٱی سی اي دفترونو کښی رفت امد لری که د ما ادعا واقعیت نه درلودل ثابت شول نو حاضر یم چی ستره جریمه د ما ملی خیانت ادعا لپاره پر ځان واخلم او هم د امریکا تبلغاتی رادیو تبلیغاتی قاضی عجیبه ادعا به بیا دده ملی درد په خاطر کاملآ تصدیق شی !!!! برعکس که د ما ادعا مثبته ثابته شوه بیا نو داسی اموخته تفریقو اچولو افرادو ته حتمی جدی هدایت وشی چی د نفاق اچولو تخریبی څخه کلآ لاس واخلی او افغان ملت ملت اتفاق ته پریښودل شی !!!!
|
 |
| نبیل عزیزی | 01.03.2026 | آلمان |  |
آقای Hazarzbek Tajiashtun می نویسد: "تعجب اور است که بعد از مرگ رهبر مرحوم دولت اسلامی ایران القاب تعلیمی نام ایشان در میدیا حذف شده فقط " سید علی خامنه ای " خطاب میگردد" آیا همچو افراد قابل احترام هستند که با احترام خاص از ایشان نام برد؟ آیا شما رفتار غیرانسانی دولت ایران را در مقابل افغانها فراموش کردید؟ آیا کشتار و تحقیر هموطنانتان را از یاد بردهاید؟ نابودی چنین افراد و رژیمهای منفوری نباید باعث سوگواری گردد، بلکه برعکس. سوگواری برای این رژیم، توهین به خون هموطنان ماست !!! برای هر افغان شرمآور است که برای آنها سوگواری نماید !!! |
 |
| Hazarzbek Tajiashtun | 01.03.2026 | USA |  |
زور قالب ندارد: تعجب اور است که بعد از مرگ رهبر مرحوم دولت اسلامی ایران القاب تعلیمی نام ایشان در میدیا حذف شده فقط " سید علی خامنه ای " خطاب میگردد. این خود ثبوت دیگری است مبنی بر اینکه عقل/خرد اجتماعی در جوامع که در ان برتری- ذاتی نهادینه شده باشد از منشه برتران-ذاتی کنترول و مسیر داده می شود. عجیب تر از ان این است که چنین شیوه تعامل و ساختار اجتماعی که در گذشته نه چندان دور; مثلا در حوالی جاپان, جرمنی, افریقا جنوبی و جهان عرب مروج بود و در عمل پیاده می گردید به کلی حذف گردیده اکنون در هیچ کدام از ان کشور ها چنان نیست. استثنی چنین ساختار اجتماعی هم اکنون افغانستان و ایران است که در بود و مسیر چنین سرشت القاه شده ذهنی, توده ها ملیونی مردم فقط به فرمان مطیع و مدریت می گردند. سخنرانی حضرت مجددی را به یاد می اورد به این مفهوم که " در پشت سر انتخاب و اعمال هر مولوی یک حضرت قرار دارد ..... و اجداد ما از ۱۴ قرن به این طرف در ولایت لوگر دفن است". |
 |
| محمد داؤد مومند | 28.02.2026 | متحده ایالات |  |
تعرض شخصی و تعرض ملی! تعرض شخصی علیه عناصر و طندوست و ملیت خواه، عملی است مذموم و قابل هرنوع نکوهش. ولی تعرض ملی و واهیات تخلیق کنندۀ افتراق ملی و مخرش و بر انگیختن حساسیت های قومی، در واقعیت امر خیانت ملی است. پنجابی و دو رویه شمردن مردم ولایت لغمان و ننگرهار و اقوام مومند و شینواری و افریدی، عملی است ضد ملی و میتوان آن را تعرض ملی به حساب آورد. این جملۀ ضد تمام شعایر و معتقدات تفاهم و وحدت ملی و باهمی مردم افغانستان، مشعر براینکه : « دا چی تاسی مشرقی وال زیاتره اصلی ټاټوبی پنجابی پاکستان دی» نظری است در موازات عناصر ضد نام افغان و افغانستان و تفکر افغانیت، مانند: لطیف پدرام، روان فرهادی، سید مخدوم رهین، کوشان پدر و پسر، علی فایق، محتاط، عبدالعلی لعلزاد، مجیب رحیمی، داکتر فرید یونس (خسر بره روان فرهادی)، فرید مزدک ، حفیظ منصور، معنوی بی معنا، و مشت بی شماری از اوباشان و اراذل مادر زاد ستمی و ضد وحدت ملی ملت افغان. پیشنهاد من خدمت مجریان محترم آریانا افغانستان این است، که مبتنی بر تفکر احترام به مقدسات تفکر ملی و به منظور رفع و دفع تداوم و تواتر همچو واهیات ضد وحدت ملی مردم افغانستان، سر از امروز از نشر واهیات این آدم به حیث مفتری متکرر، ولو در هر موردی که باشد، معذرت جدی خواسته شود. تا دامن همچو تعرضات شخصی و تعرضات ملی برچیده شده و بر آن نقطۀ پایان گذاشته شود و به قول مرحوم استاد نوری :«یک نی و صد آسان» با عرض امتنان
|
 |
| عبدالباری جهانی | 28.02.2026 | ایالات متحده |  |
د آریانا افغانستان آنلاین محترمي ادرې ته. سلامونه او احترامات. ستاسي د وروستۍ یادوني په اړه باید درته ولیکم چي له یوې خوا، د قلم او بیان د آزادی په نامه، یوه سړي ته اجازه رکوی چي هغه د افغانستان د نفوس یوه لویه کتله توهین کړي او ټول پنجابیان او کمونیستان وبولي او کله چي مقابل لوری خپله دفاع کوي تاسي ورته وایاست چي باید له توندو کلماتو څخه کار وانه خیستل سي او د قلم عفت رعایت سي. تاسي باید له لومړي سره د هغه چا مخه ونیسی چي یوه قوم، یوې سیمي او حتی یوه شخص ته سپکاوی او توهین کوي بیا نو کولای سی چي له خپلو ټولو قلمي همکارانو څخه د قلم د عفت د ساتلو او رعایت کولو غوښتنه وکړی. په درناوي.
|
 |
| حشمت | 28.02.2026 | سویدن |  |
Pakistan vs Afghanistan Military Power
|
 |